مقدمه
نام شهر اصفهان از اوائل دوران اسلامی معمول گشته است و قبل از اسلام شهری به این نام وجود نداشته است. تاریخ گسترش شهر بطور خلاصه متعاقبا معرفی خواهد شد.
استان اصفهان در مرکز فلات ایران واقع شده است و به علت گستردگی آن دارای بخشهای متعدد جلگه ای و کوهستانی میباشد. در مغرب و جنوب غربی استان اصفهان رشته کوههای زاگرس قرار گرفته است ولی شهر اصفهان در جلگه سر سبز زاینده رود واقع شده است. این رودخانه که از داخل شهر اصفهان عبور میکند مهمترین رودخانه مرکزی فلات ایران است. سرچشمه آن از زردکوه بختیاری بوده و جریان آن از غرب به شرق است و پس از طی چهارصد کیلومتر در مسیر پر پیچ و خم به باتلاق گاوخونی منتهی میشود. در جنوب شهر اصفهان چهارده توده کوهستانی وجود دارد که نزدیک ترین آنها به شهر کوه صفه نام دارد. ارتفاع آن در حدود 2250 متر است.
اراضی شهر اصفهان از خاک رس تشکیل شده است که لایه ای سخت و غیرقابل نفوذ است.
شالوده های بناها و ساختمانهای معمولی برروی قشر رس بنا شده است. از همین خاک رس در گذشته آجرهای خام و پخته جهت بنای ساختمانها خصوصا منازل تهیه مینمودند که قدمت بعضی از این بناها به چندین قرن می رسد.
آب و هوای اصفهان معتدل و فصول چهارگانه آن منظم است. میزان بارندگی قلیل بوده و به ندرت از 120 میلیمتر در سال تجاوز مینماید. آسمان اصفهان اکثرا صاف و آفتابی است و در اکثر ماهها نسیم ملایمی در آن میوزد. حداکثر درجه حرارت 42 درجه سانتیگراد در ماههای تابستان است و حداقل آن تا ده درجه زیر صفر در زمستان نزول میکند.
در گذشته برای آبیاری مزارع و باغهای داخل شهر نهرهائی از رئدخانه به نام ( مادی) منشعب میگردید و در داخل شهر جریان داشت ولی فعلا تنها تعداد قلیلی ار آنها باقیمانده است چون اکثر مزارع و باغها به محله ها و ساختمانهای مسکونی تبدیل شده است.
بخش اول :
مسجد جامع اصفهان؛ نگین معماری اسلامی در ایران
یکی از قدیمترین مسجدهای ایران که تحولات معماریدورههای گوناگون اسلامی را در بر دارد، مسجد جامع اصفهان واقعدر شمال شرقی شهر است که مجموعة تاریخی وسیعی به ابعاد170*140 متر را درکنار میدان کهنه تشکیل میدهد. این مسجدامروزه شامل قسمتهای مختلفی چون گنبد نظامالملک، گنبدتاجالملک، صحن چهار ایوانی، شبستانها و بنای معروف بهمدرسة مظفری است.
تحقیقات دقیق در مورد این بنا از 60 سال پیش آغاز شد ومحققان ایرانی و غیرایرانی به مطالعة ساختمان و بررسیخصوصیات معماری و تزیینی آن پرداختند.
سازمان ملی حفاظت آثار باستانی (سابق) با همکاری مؤسسهایتالیایی خاورمیانه و خاوردور در فاصلة سالهای 1349-1357شمسی دست به اقدامات اساسی و وسیعی برای کاوشهایباستانشناسی و مرمت این بنای مهم، و پژوهش در موردخصوصیات معماری و مراحل مختلف ساختمانی آن زد. نتایجبررسیهای دقیقی که طی این سالها به سرپرستی پروفسورشراتو و پروفسورگالدیری انجام گرفت، بسیاری از ابهامات تاریخیو معماری مسجد را برطرف کرد و مراحل مختلف شکلگیری اینمجموعه را معرفی کرد.
پیشینة تاریخی: به گفتة ابونعیم اصفهانی در صد و پنجاه واندی پس از هجرت، ایوببن زیاد به عنوان عامل خراج و سعیدبنمنصور حمیری به عنوان امیر جنگ از سوی منصور خلیفة عباسی وبه اصفهان گسیل شدند. پس از برکناری سعیدبن منصور، ایوببنزیاد که مسؤولیت جمعآوری مالیات و امور جنگ را با هم عهدهدارشده بود، در قریة خشینان منزل گزید و کاخی بر کرانة رودخانةفرسان و در جوار آن مسجدی دارای مقصوره بنا نهاد و در آنجامنبری قرار داد. وی همچنین برای تجار و کسبه و کارگران طرحبازاری انداخت که در جنب یهودیه در مکانی معروف بهصفالتبانین (بازار کاه فروشان) ساخته شد. در روزگار ولایتایوببن زیاد خانههای یهودیه به خانههای قریة خشینان متصلشد. پس از برکناری ایوب، اعراب قبیلة تیم که ساکن قریة طِهْراندر حومة اصفهان بودند، مسجد جامعبزرگی در یهودیه بنا کردند و در156 قمری منبر مسجد ایوببن زیاد را بدانجا انتقال دادند. یهودیهپس از بنای این مسجد جامع از طرف صحرا گسترده شد و 15 ده بهآن اضافه شد. با وسعت یافتن یهودیه، مردم به توسعة مسجدپرداخته، بر آن اضافاتی نمودند که از جملة آنها زمینهای معروفبه خصیب آباد بود که خصیب بن سلم به مسجد اضافه کرد. در زمانخلافت معتصم عباسی و امارات یحییبن عبدالله ابن مالک خزاعیمسجد جامع تجدید بنا شد و مساحت آن با اضافاتی که از زمینها وخانهها به آن ضمیمه گردید، افزوده شد.
در زمان خلافت مقتدر و فرمانروایی احمدبنمسرور، این مسجدباز هم وسعت یافت. این بار ابوعلی بن رستم زمینهای موسوم بهرستمآباد را به مسجد اضافه کرد. بدین ترتیب به استناد متونتاریخی، مسجد جامع اصفهان در دورة خلافت عباسیان دو مرحلةاساسی ساختمان را پشت سرگذاشت: مرحلة اول شامل بنایاصلی مسجد در قرن دوم قمری و مرحلة دوم تجدید عمارت آن در226 قمری، جامع در هر یک از این دو مرحله توسعه و گسترشیافت.
خصوصیات معماری و تزیینی مسجد جامع اولیه (قرن2ق): حفاریهای انجام شده در مسجد جامع اصفهان، آثار مسجداولیه را که در زمان خلافت منصور ساخته شده بود و ابونعیم ومافروخی از آن یاد کردهاند، آشکار، و موقعیت آن را مشخص کرد.
محراب و بخش مهمی از دیوار خشتی سوی قبلة این مسجدمزین به تزئینات گچبری زیبا و در خور توجهی در بعضی نقاط تاارتفاع 40 سانتیمتر و در بعضی دیگر تا 90 سانتیمتر در زیر کفشبستان جنوبی مسجد فعلی کشف گردید.
کاوشهای باستانشناسی، تزئینات گچبری شایان توجهی ازقرن دوم قمری را بر قسمت زیرین دیوار قبله و بر بخشی ازدیوارههای داخل محراب مسجد جامع اصفهان آشکار کرد. اینتزئینات که شامل زنیجرههای گیاهی و دانه تسبیحی و نقوشمختلف براساس طرح برگ مو و برگ کنگر است، بسیار استادانهصورت گرفته است. این گچبریها نشان از سنت تزئینی هلنی-ساسانی - که در زمان امویان به کار گرفته میشده، و سپس دردوران عباسی تکامل یافته است - دارد و به عنوان نمونههایمتقدم بر گچبریهای تزئینی معروف به سبک Aدر بناهای سامرهاز قرن سوم قمری از اهمیت بهسزایی برخوردار است.
مسجد جامع اصفهان یکی از اولین نمونههای مساجد عباسی ومتقدم بر مساجد سامره است که در ادامة سبک اتخاذ شده درمساجد امویان تحولات بعدی معماری این نوع بنای مذهبی دردورة خلافت عباسیان را در خود پروراند. طرح و بسیاری از اجزاءاصلی ساختمان این مسجد نه تنها هرگز از بین نرفت، بلکه اساستوسعه و تغییر شکل و تحولات معماری و تزئینی مسجد جامعاصفهان را در طی مدتی قریب به 12 قرن تشکیل داد.
تزئینات یکی از گنبدهای این مسجد کهبه گنبد نظامالملک شهرت دارد شامل سه نوع مختلف کتیبه،نقوش گیاهی و نقوش هندسی است. مقصوره دارای 3 کتیبه است:یکی کتیبة تاریخی به خط کوفی از آجر تراشیده واقع بر قاعدة گنبد؛یک کتیبة گچبری به خط نسخ بر زمینة آبی واقع بر 4 دیوار داخلیمقصوره که در ارتفاع سرستونهای آن به فاصلة 5،6 متر از سطحزمین با آسیب فراوان از زیراندود گچ ظاهر گشته است. آثارباقیمانده از این کتیبه بر دیوار شمالی حاوی نیمة دوم آیة 18 ونیمة اول آیة 19 از سورة توبه است و به احتمال قوی بخشی ازمجموعة آیات 18، 19، 20 این سوره است که از قسمت شرقیمحراب بر دیوار جنوبی آغاز میشده، و به ترتیب پس از گردش بردیوارهای شرقی، شمالی و غربی در قسمت غربی محراب بر دیوارجنوبی خاتمه مییافته است؛ کتیبة گچبری سوم که قسمتی از آندر پی کاوشهای اخیر بر نمای خارجی دیوار شمالی در همانارتفاع آشکار شد، چند کلمة اول از سورة مؤمنون را در بر دارد.
مقصورة گنبد نظامالملک یکی از اولین نمونة بناهایی است کهدر آن خط نسخ در کنار خط کوفی در کتیبهها به کار رفته است.نماهای خارجی شرقی و غربی مقصوره و سطوح زیرین طاقهایورودی آن در ارتفاع کتیبههای یاد شده به وسیلة لوحههای مشابه،ولی با گچبری لب پخ با نقوش گیاهی هندسیوار به سبک Cسامره تزئین شده است. بررسیهای انجام یافته در قسمت فوقانیاین نماها آثار یک نوار تزئینی دیگر را در ارتفاع حدود 10 متر ازسطح زمین در حد فاصل بین پایة مربع و منطقة انتقالی بنا آشکارنموده است. پوشش راهروهای جانبی گنبد نظامالملک در قرن 8 قآسیب فراوانی به این نواز تزئینی وارد کرده، و تشخیص محتوای آنرا امروزه غیرممکن ساخته است. اما تزئینات شامل نقوش گیاهیکه متأسفانه مقدار کمی از آن باقی مانده است، در سطح گستردهایبه صورت نیم برجسته تمامی سطوح لچک طاقها و طاق نماهایمنطقة انتقالی مقصوره را میپوشانده است. سطح زیرین ترکبندیهای گنبد نیز با نقوش گیاهی گچکاری شده است. تزئینبندهای عمودی آجر از نوع تزئینات گچی با اشکال هندسی است.گرچه ساختمان گنبد نظامالملک در محوطة مقصوره به طور کلیسنت دیرینة معماری مسلمانان را از زمان امویان به بعد، در جلوهدادن هرچه بیشتر به این قسمت مهم از مساجد بزرگ، دنبالمیکرده است.
اولین بنایی که به تقلید از گنبد نظامالملک ساخته شد،گنبدی است که در منتهیالیه شمالی مسجد جامع اصفهان و برمحور شمالی- جنوبی آن احداث شد. این بنا که امروزه به گنبدتاجالملک یا گنبد خاکی معروف است، به استناد کتیبة داخل آنبه وسیلة ابوالغنائم مرزبان ابنخسرو فیروز شیرازی ملقب بهتاجالملک، رقیب نظام الملک و جانشین وی، برپا گردیده است وساخت این گنبد را دومین مرحله از تغییرات اساسی مساجد در دورةسلجوقی میتوان به شمار آورد. این بنا بر سطحی مربع با اضلاعداخلی 80/9 الی 10 متر و اضلاع خارجی 14 متر و به ارتفاعتقریبی 60/20 متر ساخته شده است و گرچه از گنبد نظامالملککوچکتر است، ولی از لحاظ تناسب و ظرافت بر آن برتری دارد ویکی از شاهکارهای معماری ایران محسوب میشود. فرضیههایمختلفی دربارة نقش و عملکرد این گنبد که نمونة منحصر به فردیاز وجود گنبد دومی در ساختمان مسجدی است عنوان شده است.
از نظر معماری، این بنا با ساختمانی مشابه مقصورةنظامالملک در مقطع عمودی از 3 قسمت مختلف، یعنی پایة مربعشکل، منطقة کثیرالاضلاع دو طبقة انتقالی بین مربع پایه و گنبد وپوشش گنبدی تشکیل شده است. فقدان راه پلة ارتباطی از پایینبه بالا نشان میدهد که دسترسی به پشت بام گنبد در ابتدا از طریقساختمانی که بنای تاجالملک بخش الحاقی آن بوده، انجاممیگرفته است و این مسأله، فرضیة وجود مجموعة بزرگتری را دراین قسمت مسجد، تأیید میکند. از 4 نمای خارجی بنا، تنها دونمای جنوبی و شرقی که در ابتدا آزاد بوده، دارای تزئینات مهمیاست. ورودی اصلی گنبد در میان جبهة جنوبی بنا با دو ورودیجانبی کوچکتر در طرفین آن روبهروی جبهة اصلی مقصوره واقعشده است. ورودیها و طاق نماهای مشابه با همین ترتیب سه گانهبه طور منظم بر دیوارهای شرقی، شمالی و جنوبی قرار گرفتهاند.درگاهها، گوشهسازیها و طاقنماها از نوع جناغی چهارکمانة سهمرکزی (لاله، 6) به همراه ستونهای ظریف تزئینی با ترتیبموزون و متقارنی تمامی سطوح بنا را از سطح زمین تا زیر گنبددربرگرفتهاند.
علاوه بر کاربرد عناصر معماری، وجود کتیبهها و نقوش مختلفهندسی از آجر نیز در تزئین گنبد تاجالملک نقش مهمی را ایفا کردهاست. بنا دارای چند کتیبة آجری به خط کوفی است. کتیبة واقع برقاعدة گنبد شامل آیة 54 از سورة اعراف است که با نام بانیساختمان و سال احداث آن پایان میگیرد. 32 کتیبه واقع برلچکهای 16 طاق نمای طبقة دوم منطقة انتقالی، 32 اسم ازاسماءالله را دربر دارد. 8 ورودی فرعی و طاقنمای تزئینی جانبیواقع در 4 دیوار داخلی گنبد شامل آیات 78 و 79 از سورةبنیاسرائیل است. آیات 26 و 27 از سورة آلعمران بر سطح زیرینطاق مدخل اصلی بنا بر دیوار جنوبی آن نقش بسته است نمایخارجی طاقنمای جنوبی دیوار شرقی گنبد دارای کتیبهای حاویبخشی از آیة 97 از سورة آلعمران است. تزئینات هندسی که از 3طریق مختلف - یعنی بند و بست آجرها و ردیفکاری آنها،نقشههای مختلف از ترکیب آجرهای تراشیده، و مهرهای گچی دربندهای عمودی آجرها - به دست آمده، کلیة سطوح بنا را مزینکرده است. یکی از معروفترین و زیباترین تزئینات هندسی آجریکه بر داخلی سطح کروی انجام یافته، بر زیر این گنبد نقش بستهاست.
در پی عملیات مرمتی سالهای1948-1949م/1327-1328 شمسی و پیگردیهای اخیر در زیرلایههای تزئینی کاشیکاری که جبهة اصلی ایوان را به طرفصحن میپوشاند، آثاری از نمای سلجوقی از جمله چند طاقنمایمنقش با آجرچینی و مهرهای تزئینی در بندهای آجرها آشکارگردید. همچنین به دنبال حذف لایههای سطوح گچی از روینماهای خارجی دیوارهای شرقی و غربی ایوان، طاق نماهایاصلی سلجوقی بر آنها مشخص گردیدند. ایوانهای غربی و شرقیبه نوبة خود با دهانههایی که در دیوارهای طرفین آنها قرار داشتند،با راهروهای جانبی ارتباط داشتهاند. در انتهای ایوان شرقی که بهجای دیوار خشتی قدیمی مسجد متعلق به دورة عباسی قرار گرفته،فضای تو رفتهای به شکل شاهنشین و دو فضای کوچکتر دراطراف آن که با شاهنشین و با ایوان هر دو مرتبط بوده است، وجوددارد.
مسجد جامع اصفهان بنایی در گذر زمان
پرفسور آرتور آپهام (باستان شناس) مینویسد: «من آن روز وقتی به تماشای مسجد جامع اصفهان رفتم و در زیر این گنبد قرار گرفتم، متوجه شدم که تمام وجودم در تسخیر گنبد و مسجد است؛ چون در زیر این گنبد به خوبی میتوان به شاهکار فنا ناپذیر و خلاقهٔ ایرانیها پی برد و به عظمت مسجد و گنبد آن اعتقاد پیدا کرد. من از آن به بعد، بارها به مسجد جامع اصفهان رفتم و با تماشای گنبد این مسجد، زبان به تحسین گشودم و عشق و علاقه خود را به اصفهان و ایران روز افزون دیدم. به همین جهت میخواهم بعد از این که دیده بر هم نهادم جسدم را را در این خاک مقدس دفن کنند.»
قدیمیترین بنای تاریخی اصفهان را باید مسجد جمعه یا مسجد جامع اصفهان تلقی کرد. سیمای فعلی مسجد عمدتاً مربوط به اقدامات دوره سلجوقی است اما تعمیرات و الحاقات آن به دورانهای بعد به خصوص عصر صفویان مربوط می شود . اما در کاوش های باستان شناسی مراحل قبل از سلجوقی هم به دست آمده که به دوران آل بویه و قرن سوم هجری باز می گردد. در همین کاوش ها آثار قبل از اسلام نیز کشف شده است.
مسجد دارای ورودیهای متعدد است که هر یک فضای مسجد را به بخشهایی از بافت پیرامون آن مربوط می کند این ورودیها همه در یک زمان ساخته نشده اند و هر یک در مقطعی از تاریخ و در ارتباط با ساختمان درون و بیرون بنا به وجود آمده اند. گذرها و معابری که در گرداگرد مسجد وجود دارند بیانگر ارتباط گسترده ای است که مسجد با بافت قدیم شهر دارد.مسجد جامع اصفهان با نقشه چهار ایوانی بنا شده و از آنجا که ابداعات هنری و معماری ۱۵ قرن دوران اسلامی را در خود گرد آورده است یکی از بهترین آثاری به شمار می رود که در دنیای امروز شهرت دارد. با توجه به منابع و مآخذ مختلف این نکته مشخص می شود که مسجد جامع در طول زمان به سبب آتش سوزی و جنگ های متعدد و نا آرامی های دوران های مختلف آسیب فراوان دیده و دوباره بازسازی و مرمت شده است.
این مسجد دارای بناهای متعددی است از جمله:صحن چهار ایوانی، شبستانها، مدرسه مظفری، صفه های کوچک دوره دیلمی، گنبد نظام الملک، گنبد تاج الملک، محراب اولجایتو، چهار ایوان معروف صاحب، استاد، شاگرد، درویش می باشد.
چهار ایوان اطراف میدان مشخص کننده شیوه مسجد سازی ایرانیان است که پس از احداث آن در سایر مساجد نیز رواج یافته است. این ایوان ها که به نامهای صفه صاحب در جنوب صفه درویش در شمال صفه استاد در مغرب صفه شاگرد در مشرق نامیده می شوند با تزئینات مقرنس سازی و کاربندی یکی از فنون بسیار جالب معماری ایران را بیان می دارد.
ایوان شمالی
نمای داخلی صحن مسجد و کاشیکاری های آن مربوط به قرن نهم هجری است که احتمالاً مناره ها نیز مربوط به همین زمان می باشند . به طورکلی بنای کنونی مسجد جامع اصفهان شامل بخشهای زیر می باشد:
- شبستان مسجد : این شبستان که بر ستون های مدور استوار است که با گچبریهای بسیار زیبا تزئین شده است. این قسمت مربوط به عصر دیلمیان است.
قسمتی از کاشیکاری مسجد جامع اصفهان
- گنبد و چهل ستونهای اطراف آن که در ایوان جنوبی مسجد واقع شده و در فاصله سالهای ۴۶۵ تا ۴۸۵ هجری قمری بنا شده است. این گنبد در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقی و وزارت خواجه نظام الملک ساخته شده از نمونه های نادر ساختمان های عصر سلجوقی است. ایوانی که در جلوی این گنبد آجری واقع شده در اوائل قرن ششم هجری بنا گردیده و سقف آن از مقرنس های درشت ترکیب شده است. این گنبد دارای زیباترین طرحهای تزئینی ساخته شده از آجر و گچ میباشد.
- گنبدی که در بخش شمالی حیاط مسجد واقع شده و قرینه گنبد خواجه نظام الملک است در سال ۴۸۱ بنا گردیده است. احداث این گنبد را به ابوالغنائم تاج الملک یکی دیگر از وزرای عصر سلجوقی نسبت می دهند.
- ایوان معروف به صفه صاحب که در دوران سلجوقی ساخته شده و تزئینات آن مربوط به عصر قراقویونلو و صفوی است. در این قسمت کتیبه هائی از دورانهای مختلف از جمله صفویان به چشم می خورد.
- ایوان غربی معروف به صفه استاد که در عصر سلجوقی بنا شده و در دوره صفویان با کاشیکاری تزئین شده است . در این صفه علاوه بر خطوط ثلث و نستعلیق که به تاریخ ۱۱۱۲ هجری قمری و در زمان سلطنت شاه سلطان حسین کتابت شده عباراتی به خط بنائی بسیار زیبا و با امضاء محمد امین اصفهانی نوشته شده است.
با مطالعه این عبارات و دقت در خطوط بنائی این ابیات بسیار زیبا مشخص می گردد.چون نامه جرم ما به هم پیچیدند بردند و به میزان عمل سنجیدندبیش از همه کس گناه ما بود ولی ما را به محبت علی بخشیدند.
رو به روی این ایوان، صفه شاگرد قرار دارد که در عصر سلجوقی بنا شده و در قرن هشتم و یازدهم هجری قمری در دوران حکومت ایلخانان و صفویه تزئیناتی به آن اضافه شده است.
این ایوان فاقد تزئینات کاشیکاری است و با مقرنس های آجری تزئین شده است. در این ایوان سنگ مرمر یکپارچه نفیسی است که در اطراف و بالای آن لوحه ها و کتیبه هایی نوشته شده است. در منتهی الیه ضلع شرقی مسجد جمعه صفه عمر واقع شده که کتیبه تاریخی هلال ایوان آن به سلطنت سلطان محمود آل مظفر اشاره می کند. تاریخ این کتیبه ۷۶۸ هجری قمری است و خطاط آن عزیز التقی الحافظ می باشد.
در سقف این صفه خطوط تزئینی و تاریخی به چشم می خورد که با خط بنائی عبارات مذهبی و سازنده بنا به نام مرتضی بن الحسن العباسی الزینبی نوشته شده است . علاوه بر آن در این صفه نام استاد کاران دیگر همچون حسن کاروان کاشیکار و کوهیار الابرقوهی خطاط کتیبه محراب صفه به چشم می خورد.
- در شمال ایوان استاد شبستان کوچکی قرار دارد که زیباترین محراب گچبری مسجد را در بر دارد . این شبستان که به مسجد الجایتو نیز معروف است دارای محرابی است که به مثابه گوهری تابناک از هنر ایرانی در جهان از شهرتی عظیم برخوردار است. بر این محراب زیبا نام سلطان محمد خدابنده ایلخان مشهوری که قبل از تشرف به دین اسلام لقب الجایتو را داشت و بعد از مسلمان شدن خود را خدا بنده نامید و وزیر دانشمند او محمد ساوی و سال ساختمان آن یعنی ۷۱۰ هجری قمری به چشم میخورد.
زیباترین منبر منبت کاری موجود در مسجد جمعه اصفهان نیز در این مسجد قرار دارد که سال ساخت آن ذکر نشده است. از مسجد اولجایتو به شبستان زمستانی بیت الشتاء می رسیم که به موجب کتیبه سر در آن در زمان تیموریان به دستور عماد بن المظفر ورزنه ای ساخته شده است. به همین علت به شبستان عماد نیز معروف است این شبستان با شکوه دارای ستون های قطور کوتاه و اتاقهای خیمه ای شکل است. در وسط هر چشمه طاق یک قطعه سنگ مرمر شفاف نصب شده که نور شبستان را تأ مین میکند.
شبستان جنوب شرقی مسجد که احتمالاً کتابخانه عظیم و مشهور خواجه نظام الملک را در بر داشته در بمباران شهر اصفهان تخریب گردیده که مجدداً به شیوه اول بازسازی شده است.
- این اثر نفیس و با شکوه به علت در بر داشتن نمونه های گوناگون ادوار مختلف اسلامی از نظر فنی و هنری اهمیت بسیاری داشته و از شهرت جهانی برخوردار است. این شهرت و نفاست همه ساله گروه های بی شماری از علاقمندان و پژوهشگران را به خود جلب می کند حاصل این مطالعات، مقالات و رسالات و کتب متعددی است که به وسیله معماران و مهندسین و باستان شناسان مشهور جهان و ایران به رشته تحریر در آمد که اغلب آنها به زبان فارسی ترجمه شده اند.
به طور کلی به همان اندازه که میدان نقش جهان و عمارات تاریخی اطراف آن یاد آورد معماری و هنر دوران صفوی است مسجد جمعه و محلات پیرامون آن افسانه زندگی در عهد سلجوقیان و روزگار پیش از آن را بیان می دارد.
این مسجد، در حقیقت، مجموعهاى
از ساختمانها و آثار هنرى دورههاى بعد از اسلامِ تاریخ ایران است که یادگارهایى
از پادشاهان، وزیران، امیران، بزرگان و بانوان خیّر ایرانى بعد از اسلام را در بر
دارد و بخشى از تحولات معمارى دورههاى اسلامیِ تاریخِ ایران را، در مدت هزار سال،
نشان مىدهد. بخشهاى ممتاز و جالب توجه این مسجد بدین قرارند:
- صفههاى کوچک سمت راست دالان ورودى که با ستونهاى مدور و گچبرىهاى زیبا تزئین
یافتهاند و مجموعهاى از آثار دوره دیلمى در قرن چهارم هجرى قمرى است.
– گنبد خواجه نظامالملک وزیر
مشهور ملکشاه سلجوقى که در سالهاى ۴۶۵ تا ۴۸۵ هجرى قمرى ساخته شده است. کتیبه کوفى این گنبد که در ضلع جنوبى مسجد
واقع شده، حاوى نام پادشاه وقت، ملکشاه و وزیر او خواجه نظامالملک است. عنوان ملکشاه
در این کتیبه «یمین خلیفهاللّه امیرالمؤمنین» ذکر شده است. خلیفه عباسى در آن
زمان «المعتصم باللّه» بوده است. چهل ستونى که در منتهىالیه غربى این ضلع واقع
شده، از دوره شاهعباس اول صفوى است، که در سال ۱۰۱۹ هجرى قمرى به ساختمانهاى
مسجد افزوده شده است.
- چهل ستون که در سمت چپ دالان ورودى واقع شده و در ساخت آن از سبک ابنیه سلجوقى پیروى شده است، از
آثار دوره پادشاهان آلمظفر در قرن هشتم هجرى قمرى است.
– ساختمان ایوان جنوبى مسجد از قرن ششم و تزئینات داخل و خارج آن از قرن هشتم، نهم، دهم و یازدهم هجرى قمرى است. دو مناره این ایوان ظاهراً در عهد حسنبیک ترکمان افزوده شده است و در دوره این امیر آققویونلو و پادشاهى طهماسب اول و شاهعباس دوم، تغییرات ضرورى مسجد به انجام رسیده و داخل و خارج این ایوان، با تزئینات کاشىکارى آراسته شده است. در بین مقرنسهاى تاق این ایوان، نام «ابونصر حسن بهادر» که بانى تعمیرات و الحاقاتى در این مسجد بوده است. در یک لوحه کاشىکارى مربوط به سال ۸۸۰ هجرى قمرى ثبت شده است.
– تزئینات کاشىکارى اطراف صحن
از دوره حسنبیک ترکمان معروف به اوزون حسن و از قرن نهم هجرى قمرى است.
- ایوان شرقى مسجد مشخصات معمارى دوره سلجوقى را از قرن ششم به خوبى حفظ کرده است.
داخل این ایوان با گچبرىهاى قرن هشتم آراسته شده و کتیبه کاشىکارى آن حاکى از تعمیرات
در دوره شاه سلیمان صفوى است.
- صفه عمر در شرق این ایوان واقع شده است که در دوره قطبالدین محمود، شاه آلمظفر،
به وسیله «مرتضى بن الحسن العباسى الزینبی» در محل بناى قدیمى دیگرى ساخته شده
است. در دوره حکومت موقتى اشرف افغان تعمیر شده و به دستور او کتیبه و لوحههایى به
این صفه افزوده شده است.
- ایوان غربى مسجد که ساختمان آن از قرن ششم هجرى است و با تزئینات کاشىکارى آن دوره
که بیشتر از نوع خطوط بنایى است، آراسته شده است. این ایوان در دوره پادشاهى شاه سلطان
حسین صفوى تعمیر و تزئین شده و با کتیبهها و لوحههایى در قالب خطوط مختلف زینت یافته
است.
در شمال ایوان غربى، مسجد کوچکى از دوره اولجایتو (ایلخان مسلمان مغول) واقع شده است که محراب عالى گچبرى شده آن در سال ۷۱۰ هجرى قمرى به دستور وزیر ایرانى او «محمد ساوی» ساخته شده و تاقهاى آجرى متنوعى دارد. محمد ساوى در سال ۷۱۱ هجرى قمرى بر اثر سعایت بدگویان به دستور اولجایتو کشته شد؛ ولى این اثر ارزنده دوره صدارت او همچنان نام او را در تاریخ جاویدان کرده است. نام استاد حیدر اصفهانى که سازنده این محراب عالى گچبرى شده است، نیز در آخر حاشیه کتیبه محراب، بر جاى مانده است.
در غرب ایوان غربى و مسجد اولجایتو، شبستانى از دوره حکومت سلطان محمد بن بایسنقر تیمورى وجود دارد که سال ساختمان ۸۵۱ هجرى قمرى است و بانى آن «عمادبن مظفر ورزنهای» است که از امراى لشکر وى بوده است. کتیبه ثلث زیاى سردرِ این شبستان تاریخى را «سید محمود نقاش» خطاطى کرده است. عمادبن مظفر، مسجد باشکوهى هم در محل تولید خود (ورزنه)، بنا کرده است.
– ایوان شمالى مسجد معروف به صفه درویش از قرن ششم و کتیبه گچبرى داخل آن از دوره شاه سلیمان صفوى است. تزئینات کاشىکارى نماى خارجى آن از اقدامات اداره باستانشناسى اصفهان در سالهاى ۱۳۳۶ و ۱۳۳۷ هجرى شمسى است و به این مناسبت، کتیبهاى به خط بنّایى به یادگار گذاشته شده است. در طرفین ایوان شمالى و شمال آن، چهل ستونهایى از قرن ششم هجرى موجود است که مخصوصاً چهل ستون شرقى آن تاقهاى متعدد با نقوش مختلف آجرى دارد و از قسمتهاى جالب این بناى عظیم تاریخى به شمار مىرود.
شمالىترین اثر تاریخى مسجد
جمعه، گنبد تاجالملک مشهور به گنبد خاکى است که بانى آن «ابوالغنائم تاجالملک
خسرو فیروز شیرازی» وزیر دیگر ملکشاه سلجوقى است. سال ساختمان آن در کتیبه دور گنبد،
سال ۴۸۱ هجرى قمرى ذکر شده است و در بین آثار دوره سلجوقى اثر بىهمتایى به شمار
مىرود.
در آثار تاریخى موجود در مسجد جمعه اصفهان، غیر از سبکهاى مختلف معمارى، انواع خطوط
کوفى، ثلث، بنّایى، نسخ و نستعلیق را به زبان فارسى و عربى، به نثر و به نظم مىتوان
مشاهده نمود.
- ساختمان حوض وسط مسجد نیز در زمان سلطنت شاهمحمد خدابنده صفوى، پدر شاهعباس اول،
به وسیلهٔ شخصى به
نام «یوسف آقا» بنا شده است.
مسجد جامع اصفهان، پویش محوریِ فضا دراعجازی ازنور
مروری برسیرتحوّلات
تاریخی مسجدجامع از دیدگاه اسناد مکتوب
پی گردی های به عمل آمده ازسوی گروه باستان شناسی ایتالیایی به سرپرستی پروفسور شراتو،بخش عمده روند شکل گیری مسجدجامع اصفهان را مشخص کرده و بازخوانی آنها توجه را به سمت وجوه ناشناخته ی بنا جلب می نماید.به دنبال تطبیق مراحل شناخته ی شده آنها (که عمدتاً براساس شواهد ساختمانی است)،با مدارک و اسناد تاریخی موجود، سعی شده اسناد دست اولی جستجو گردد تا نتیجه گیری های نهایی بر پایه ی آنها،درارائه ی حدس ها وگمانه های بعدی به یقین نزدیک تر باشد،که دراین مقاله، مجالی برای پرداختن به همه ی آنها نیست و تنها به نتایج آنها اشاره شده تا مبنای تحلیل های بعدی قرار گیرد. یکی ازاسناد معتبر که به خوبی روند شکل گیری مسجدجامع را بیان می کند،کتاب «ذکر اخبار اصفهان» است که نخستین بار زنده یاد دکتر باقر آیت الله زاده شیرازی آن را به عنوان قدیمی ترین سندی که تاریخ مسجدجمعه را مشخص می کند،معرفی نمودند. سایرکتب،مانند «محاسن اصفهان»،نوشته ی مافروخی،«احسن التقاسیم فی معرفه الأقالیم»،نوشته ی ابوعبدالله محمدبن احمد مقدسی، «تاریخ کامل»، نوشته ی عزالدین ابن اثیر،«سفرنامه ی ابن حوقل»،«تاریخ اصفهان»،نوشته ی حاج میرزا حسن خان جابری انصاری و نظایرآنها،اطلاعات پراکنده ای دررابطه با تاریخ اجزاء و عناصرمسجدجامع در اختیار قرار می دهند که درترکیب با تفاسیر و بررسی های صورت گرفته توسط افرادی نظیر پروفسورشراتو،اوژنی گالدیری،دکتر شیرازی،پوپ،استاد پیرنیا،استاد ماهرالنقش،دکترهنرفر،دکترجبل عاملی و نظایرآنها،روند تاریخی شکل گیری مسجدجمعه مورد تحلیل قرار گرفته است. آنچه دراین بخش به عنوان مروری بر روند تاریخی شکل گیری مسجد به میان می آید، تنها به منظورارائه ی پشتوانه های علمی- تاریخی موجود،خلاصه شده تا در بخش دوم و اصلی مقاله،مبنای مطالعه قرار گیرد.
ساخت مسجدجامع طبق اسناد تاریخی
حافظ ابونعیم(2) درکتاب «ذکر اخبار اصفهان»، مکان مسجدجامع را به دقت شرح داده و بیان می کند که مسجدجامع در زمین کنیسه ای بنا شده که متعلّق به حکیمی است که فیروز اول ساسانی(483-459م) از روم به ایران آورده و او در میان دو باروی ده «یوان» خانه و دیری می سازد و ابونعیم تأکید می کند زمین دیر در جای مسجدی است که درکنارمیدان سلیمان است. پُر واضح است که میدان سلیمان، می تواند نام قدیم میدان کهنه باشد. وی از سال156هجری تحت عنوان زمان احداث، 26هجری زمان انتقال منبرمسجد خشینان به مسجدجامع و بازسازی و اصلاح جهت قبله ی آن یاد کرده، و به سال307هجری که کاروانسراهای اطراف را خراب کرده و به وسعت زمین های مسجدجامع افزوده اند نیزاشاره می نماید.موقعیت مسجدی که در این دوران ساخته می شود،درطی مطالعات باستان شناسی سال1356هـ.ش. مشخص شده است. درمورد تغییرات تاریخی صورت گرفته از این تاریخ به بعد،فهرست وار و به طور خلاصه سیر تحوّلات صورت گرفته به ترتیب تاریخی،درجدول1 ارائه شده تا مبنا و پشتوانه ی تحلیل ها بعدی در بخش دوم قرار گیرد؛شواهد و مستندات تاریخی که نه تنها صحّت مطالعات باستان شناسی را تأیید می کنند،بلکه جنبه های دیگری از وجوه شکلی-ساختاری مسجد را عیان می سازند.
جدول1: روند شکل گیری و تغییرات کالبدی
درمسجدجمعه ی اصفهان
تحلیل مسجدجامع از رویکردهای مختلف
تحلیل مسجدجامع اصفهان،به لحاظ مراحل مختلف شکل گیری و توسعه ی آن،ابعاد گوناگونی دارد که به نظر می رسد نگریستن به وجوه مختلف آنها تنها از یک دید،ما را از رسیدن به نتیجه ی صحیح باز دارد.اگرچه می توان پذیرفت که ساختمانی به لحاظ بعضی ملاحظات یا تنها از رویکردی خاص طراحی شود،چنین نظری را تنها درمورد بناهایی که از بدو پیدایش تا آخر توسط یک تن و در یک دوره و تحت یک ایده شکل گرفته باشند،می توان صادق دانست،نه در طی 1200سال و با عقاید و نظریات و الگوها و امکانات فنی مختلف؛ازاین رو، شاید بتوان هر دوره را وابسته به یک الگو با یک ایده دانست،ولی ازآنجا که اساس شکل گیری مسجد در طی دوران گذشته از مقطع زمانی معینی نسبتاً ثابت مانده است، نمی توان هردوره را کاملاً مجزا از دوره ی قبل درنظرگرفت؛بلکه باید آن را ادامه روند توسعه ی مسجد در طی دوران مختلف، مقتضیات و امکانات زمانه دید. بدین ترتیب،درروند بررسی تاریخی نیز تحلیل های نهایی جدا از رویکردهای فرهنگی،اجتماعی، شکلی، ساختاری و یا فضایی،نخواهد بود.اگرچه مبنای نتیجه گیری های تاریخی براساس اسناد نوشتاری یا شواهد فنی-ساختمانی صورت گرفته، حدس هایی که ما را به کنکاش حول موضوعات موردنظر هدایت می کند،تنها براساس اسناد و مدارک تاریخی و فنی نیست و احاطه بر ساختار شکلی یا فضایی حاکم برمجموعه می تواند ما را در نزدیک شدن به نتیجه،یاری رساند. به همین دلیل،دردسته بندی دیدگاههای مختلف با اینکه سعی بر این است تنها از منظری خاص به موضوع نگریسته شود، نمی توان آنها را صددرصد متمایز از یکدیگر درنظر گرفت. بهرحال، برای یافتن دیدگاه های حاکم برشکل گیری مسجدجامع و یا وجوه نهفته درآن،کوشش شده تحلیل های متمایزی از ساختار آن ارائه شود. بدین لحاظ،درنخستین گام،ساختار شکل در مسجدجمعه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
رویکرد شکلی
نظام نهفته و تأثیرات
آن بر پدیده های طبیعی یا مصنوع براساس خواص شکلی ذاتی نظیرتقارن،سلسله مراتب، و
غیره که می توان ویژگی ها و ارزش های عملکردی و نمادین مشابهی را به آنها نسبت
داد، ساختار شکل نامیده می شود، درحالیکه خواص شکلی در زمان و شرایط فرهنگی متفاوت
ثابت می باشند،مفروضات شکلی با تعابیرگوناگونی همراه است که به کمک غریزه، تخیل و
دانش و نبوغ انسانی درک می شوند.(4)
چنین نگاهی به بناهای
تاریخی مشرق زمین،اگرچه ازلحاظ پی بردن به ظرایف معماری گذشته ارزنده است،باید دید
این شیوه چه نکاتی را راجع به معماری سنتی ما روشن می سازد.به نظر می رسد که
رویکرد شکلی می تواند ساختار پدید آمده و منسجم یک طرح را به ایده ها و تناسبات و
ترکیباتی تقسیم کند،که درعین گوناگونی در طرح کلّی مجموعه لحاظ شده اند.
بررسی معماری سنتی
ازاین منظر، اگرچه در بعضی موارد نکته های ناگفته ای را آشکار می سازد، به وجوهی
دیگر از معماری و شهرسازی می پردازد که لزوماً در برگیرنده نظراتِ طراح چنین
مجموعه هایی نبوده و یا می توان گفت که بعضاً به طور خودجوش در ساختارآنها پدید
آمده است.
بهرحال،محققی نظیر
هردوگ با نگرش از چنین منظری،نکاتی را دربناهای تاریخی روشن می سازد که می توان با
اعمال آن درمورد مجموعه های دیگر،جواب هایی را که به دنبال خواهد داشت،مورد بررسی
قرار داد.
تحلیل مسجدجامع به لحاظ ساختار شکلی
مسجدجامع اصفهان،همانند بسیاری از مساجد ایران، تنها مسجدی برای پرستش خدای یگانه نبوده و غیرازمکانی برای برپاداشتن پنج نوبت مراسم نماز، یک مرکز خدمات اجتماعی، یک سرپناه موقت برای مسافران،یک آبریزگاه عمومی و حتی یک میان بُر شهری از بازار و میدان، به ساختمان های مسکونی پشت آن و در زمان خود یک مدرسه اسلامی و یک مقرحکومتی بوده، و هم اکنون یک موزه تاریخ معماری می باشد. ورودی های این مسجد،درعین پرشماری، ارتباط صحن را با بازارهای اطراف، امکان پذیر می سازند،ولی تنها ورودی شرقی آن با میدان چه و جلوخانی در روبروی آن به لحاظ شهری، تعریف شده و شاخص می باشد. آنچه مجموعه را یادمانی می کند،صحن مسجد، ایوان ها وگنبدخانه است. چنین به نظرمی رسد که مجموعه مسجد در ابتدا برای این مقصود که تأثیرگذار باشد، شکل نگرفته و در طول زمان، جنبه هایی که بتواند بیننده را تحت تأثیر قرار دهد، به آن افزوده شده است.درمورد مسجدجامع، این نکته حائزاهمیت است که به غیر از حجم گنبدخانه ها که از فاصله دور پیداست، جداره ی بیرونی مسجد، بیانگر وضعیت ممتازی در پشت آن نیست و حتی دیوار قبله نیزخود را نسبت به سایر فضاها متمایز نشان نمی دهد. درواقع، هویت فضای مسجد، بیشتر از روی بام مشخص می شود،نه دیواره گرداگرد آن؛تنها بخشی از بدنه که خود را نمایان می کند،سردر ورودی است. بدین ترتیب، فضای مسجد، پشت به بیرون دارد و رو به درون. برش افقی بنا، در سه سطح مختلف می تواند ارتباطی را که با خود و محیط اطراف دارد، نمایان سازد.
نخست برش در سطح بام این برش اشیای پیکره دار را از هم متمایز می کند؛ اشیایی که درعین پراکندگی از نظمی خاص برخوردار بودند و در مقیاس شهر عمل می کنند، مثل مناره ها و گنبدخانه، اشکال بدست آمده ازاین برش متنوع اند و هیچ یک به تنهایی بر محور خاصیت تأکید نمی کند (دایره وارند)؛ولی انتظام پیوسته ی آنها در کلّ مجموعه برمحوری تأکید می کند که خود غایتی دیگردارد. دو دایره ی بزرگ (به دست آمده از برش گنبدها) و دو دایره کوچک (بدست آمده از برش مناره ها) به عنوان اشکال اصلی نقشی تعیین کننده دارند و به این خوانش کمک می کنند. دوم، برش در زیر سطح بام،که حیاط ها (فضاهای باز) را ازفضاهای بسته مشخص می کند و از گفت و گوی میان فضاهای پُر و خالی پرده بر می دارد؛خالیِ یگانه و هندسی، و پُرِ نامنظمِ غیرهندسی؛ به این ترتیب، صحن به عنوان یگانه ترین عنصر شکلیِ مجموعه، مهمترین نقش را در سازمان شکلیِ مسجد ایفاء می کند. این فضای خالی واحد (مربع صحن) بی واسطه در کنار فضای پُرنامنظم هندسی قرار نگرفته است؛بلکه با فضایی بینابینی در آن نفوذ یافته است.به این ترتیب، چهار مربع کوچک ولی شاخص در میانه هریک از اضلاع مربع8 صحن درمابین فضاهای هندسی و غیرهندسی واقع شده اند. سوم برش از نزدیک زمین، که روابط فضاهای داخلی با یکدیگر را عیان می سازد.این برش،ازنظام پیوسته فضاهای داخلی پرده بر می دارد.
برای مثال،نسبت شکلی مستطیل باریک ایوان شمالی با جمع ایوان و مربع زیر گنبدخانه جنوبی برابر است. و یا مسیر ورود به شبستان اولجایتو درامتداد مسیر ورود به مدرسه مظفریه است و مسیر ورود اصلی به شبستان بیت الشتا درگذشته در برابر مسیر دیگری درسمت شرقی است که این فضا به خاطر تغییر ورودی اصلی مسجد از شمال به جنوب شرق شکسته و از سازمان افتاده است.این روابط شکلی می تواند به حضور فضای شاخص دیگری در گذشته در این بخش از مسجد اشاره کند؛ جایی که محراب زیبای آن در راهروی ورودی افتاده و مانند شبستان اولجایتو با حذف تعدادی ستون،سازمان دهی فضایی شاخصی یافته است،ولی امروزه به خاطر تغییرحدود آن،یکپارچه به نظر نمی رسد. به این ترتیب،به نظر می رسد رویکرد شکلی ضمن آنکه از روابط فضایی پنهان پرده بر می دارد،توانمندی تبیین نقش عناصر درکلیت مجموعه را داشته و با آشکارسازی نسبت روابط شکلیِ اجزاء، بر چگونگی تغییرات فضایی در گستره ی تاریخی،صحه می گذارد.
موقعیت مسجد جامع در شهر اصفهان
مسجد جامع اصفهان در مرکز بافت تاریخی شهر قرار گرفته است. بافت تاریخی از مجموعه محلات و بناهای متعدد عمومی و خصوصی تشکیل یافته است. این مجموعه تحت عنوان محدوده بافتهای با ارزش تاریخی شهر اصفهان به تایید شورای عالی شهر سازی ایران رسیده و هر نوع اقدامی در داخل آن باید منطبق بر ضوابط و قوانین مصوب سازمان میراث فرهنگی کشور باشد. در اینجا لازم است برای آشنا شدن بهتر با شهر اصفهان بطور خلاصه به معرفی آن بپردازیم.
بخش دوم
خلاصه معرفی اصفهان
اصفهان امروز به شهری اطلاق می شود که در تاریخ شهر سازی از زمره شهرهای اسلامی محسوب میگردد. اصولا در دوران قبل از اسلام شهری به وسعت امروزی اصفهان در منطقه وجود نداشته است. بنا به شواهد و اسناد تاریخی " سپاهان" مجموعه ای از روستاهای کوچک و بزرگ بوده که بدلیل آب پر برکت زاینده رود و زمینهای حاصلخیز اطراف آن مردمانش به کاشت و زرع می پرداخته اند . در منابع از نامهائی مانند سنیلان ، لنبان، اشکهان، یوان، خشینان، بهودیه، جی و غیره یاد شده است.
از دوره قبل از اسلام آثار چندانی باقی نمانده ، حضور بقایای بنای عظیم خشتی بر فراز تپه سنگی در غرب اصفهان به نام آتشگاه دلیل بر آنستکه از دیرباز این منطقه مورد توجه اقوام مختلف بوده است.
زندگی شهر اصفهان وابسته به وجود زاینده رود است. نام اصفهان همواره با زاینده رود همراه بوده است. زاینده رود بمعنای رودخانه ای است که خود زایش میکند و در جریان آن مرتبا آبش رو بتزاید است. مراکز اولیه اسکان شهر اصفهان در جبهه شمالی رودخانه دردشت سپاهان شکل میگیرد ولی پس از ایجاد شهر و توسعه مداوم آن امروزه رودخانه از میان آن میگذرد و یکی از عناصر مهم طبیعی شهر محسوب میشود.
شاخص تولد شهر اصفهان با ظهور دین اسلام در ایران همراه بوده است . فرهنگ اسلامی الهام بخش هنر ایران گردیده و اصفهان نیزبه تاسی آن مهد ایجاد آثار هنری گرانبهائی شده است.
هنر یکی از بزرگترین آثار فعالیت بشر است و رسیدن به درجات عالی در رشته های هنری کار کوچکی نیست و بهمین دلیل ایجاد آثار گرانبها و کامیابی در این زمینه یکی از معیارهای تعیین درجه و مقام معنوی ملتها است. تاریخ اذعان دارد اگر ملتی به عالم دانش و هنر خدمت نماید قطعا نامش جاودان بوده و مورد ستایش نوع بشر است. ما هم از هنر اصفهان میگوئیم تا به جاودانگی آن پی بریم.
در اواسط قرن دوم هجری ( قرن هشتم میلادی) مسجدی در اصفهان احداث میگردد که مورخین ار آن یاد نموده اند. این بنای قدیمی در زیر سطح مسجد جامع فعلی قرار داشته و در نوسازیهای بعدی قسمتهائی ار آن در زیر خاک مدفون شده است. در کاوشهای باستانشناسی که در محل مسجد انجام گرفته قسمتهائی از تزئینات گچبری محراب و دیوار قبله مسجد اولیه بدست آمد و با مطالعه آنها ارتباط ساختاری آن با تجربیات دوران ساسانی تداعی می گردد.
شهر اصفهان در قرن چهارم هجری ( قرن دهم میلادی ) مرکز حکومت " آل بویه" از حکمرانان ملی قرار گرفت آنان به احیاء بعضی از آداب و سنن پرداختند و به عمران و آبادانی شهر توجه خاصی داشتند . هنرمندان خوش ذوق و دانشمندان نامی در این شهر تربیت شدند. برگرداگرد شهر حصار دفاعی ایجاد نمودند و در داخل شهر بناها و عمارات زیبا بوجود آوردند از آثار باقیمانده و قابل توجه آن زمان سر درب مسجد جورجیر است که با ظرافت و مهارت نقوش آجرهای ریز و درشت آنرا مزین نموده است.
از اواسط قرن پنجم هجری ترکان سلجوقی بر اصفهان تاختند و مرکز حکومت خود را در آن مستقر ساختند. وزیر ایرانی سیاستمدار و دانشمند سلجوقیان خواجه نظام الملک توانست با جلب اعتماد مردم خصوصا هنرمندان، آثار عظیم و جاودانه ای در اصفهان بوجودآورد ، تغییرات مسجد جامع اصفهان با گنبدهای رفیع و مزین آن از جمله اقدامات آنزمان بوده است. گرچه در مسجد جامع اصفهان تغییرات و الحاقات بملایمت در حرکت بوده است ولی سیمای کلی و فضاهای غالب در مسجد مربوط به آن دوران شکوهمند است.
اقوام مغول بر ایران تاختند و در ابتدا آنچه در سرراه آنان بود با آتش خشم و غصب آنان بسوخت و برای مدتی سکوت ماتم زده ای بر ایران سایه افکند اما از آنجائیکه ایرانیان برای مدتهای طولانی تسلیم سرنوشت تاریک نشده اند و گرچه با زور و شمشیر نتوانستند مغولان را مطیع سازند ولی با پیک اندیشه و ایمان آنانرا مجذوب فرهنگ خود ساختند . از دوره استیلای ایلخانان مغول آثار هنری قابل ملاحظه ای در سراسر ایران باقیمانده که در شهر اصفهان نمونه هائی مانند محراب معروف به الجایتو درمسجد جامع اصفهان، مناره های زیبا و مقابر و بناهای موزون نیز بر جای مانده است.
از پایان کار مغول تا تجدید حیات مجدد ملی دوران سیادت تیموریان بر شهر اصفهان بوده است. در این مدت معماری و هنرهای وابسته به آن همچون سنتهای دیگر به حیات بی رمق ادامه دادند و در انتظار ناجی روح بخش بماندند تا اینکه.
با قرن دهم هجری 16 میلادی تغییراتی در وضع حکومت ایران بوجود آمد و صفویان عنان حکومت را بدست گرفتند آنان با اعلام مذهب تشیع بعنوان دین رسمی کشور توانستند پشتیبانی مردم را بخود جلب نمایند و بعد از 9 قرن که از فروپاشی ساسانیان میگذشت مجددا اتحادیه ملی اقوام ایرانی را بازسازی نمایند. از شروع قرن یازدهم هجری( 17 میلادی) شاه عباس اصفهان را به پایتختی برگزید و پس از مدت زمانی نه چندان طولانی شهر را به اعتبار و شهرت جهانی رسانید. برای معرفی مختصر اصفهان در روزگار گذشته بهتر است رشته کلام را به جهانگردانی بدهیم که از این شهر بازدید بعمل آورده اند.
پیترودلاواله سیاح ایتالیائی میگوید " در مشرق زمین باستثنای قسطنطنیه و حومه آن واقعا هیچیک از نقاط را نمیتوان با اصفهان مقایسه کرد و نسبت به قسطنطنیه نیز اصفهان نه تنها از بسیاری جهات مساویست بلکه به جرات میتوان گفت از آن برتر است."
شاردن جهانگرد فرانسوی که خود شاهد اجراء بسیاری از برنامه های عمرانی اصفهان بوده در سفرنامه خود در سال 1662 میلادی میگوید " اصفهان دارای 164 مسجد – 48 مدرسه – 182 کاروانسرا و 273 حمام عمومی است."
شرح و توصیف کلیه این آثار از حوصله این نوشته خارج است ولی میتوان اقدامات دوره صفوی را در چند گروه دسته بندی نمود:
1. شهرسازی
2. معماری
3. هنرهای وابسته به معماری
1- در مورد شهر سازی باید از طرح و اجراء میدان امام ( نقش جهان) و محور چهارباغ صحبت کرد.
2- در مورد معماری از مجموعه بناهای اطراف میدان نقش جهان ( ثبت در فهرست جهانی) و عمارات عمومی و کاخهای دولتی خانه های خصوصی و تجهیز محور خدماتی شهر یعنی بازار یاد خواهیم کرد.
3- در زمینه هنرهای وابسته به معماری باید از انواع کاشیکاری – گچبری – تزئینات نقاشی و غیره یاد نمود.
از نیمه قرن دوازدهم یعنی از فروپاشی حکومت صفوی تا ظهور تحولات صنعتی از اهمیت شهر اصفهانبه تدریج کاسته شد و اکثر آثار و بناهای دوره صفوی بعلت انتقال پایتخت به تهران متروکه گشت و تعدادی از آنها نیز تخریب گردید ولی مردم اصفهان با لیاقت و کفایت به شهر خود پرداختند و گرچه دیگر از ایجاد بناهای رفیع و عظیم خبری نبود لکن هنر از حیطه و انحصار حکومت و دولتخانه خارج شد و به خانه ها و اماکن مردمی منتقل گردید. در این دوره در شهر اصفهان از ایجاد قله های درخشان هنر خبری نیست ولی توسعه هنر مردمی شهر را می پوشاند و اکثر بناهای تخریب شده و یا متروکه را احیاء می کند. یک حرکت وسیع خانه سازی به وقوع می پیوندد. بازار رونق می گیرد تیمچه ها و سراها بازسازی می شود. صاحبان زمینهای کشاورزی و بازرگانان ثروتمند محلات اعیان نشین را به وجود می آورند و خانه های مسکونی وسیع با قسمتهای مختلف اندرونی و بیرونی و درشکه خانه به وجود می آورند.
هنرهای وابسته به معماری در دوره قاجار از هنرهای اروپائی متاثر می شود و سبکهای متنوع و نوظهور به وجود می آید.
نقاشی – گچبری – آئینه کاری – شبکه سازی – کاشیکاری در سیمائی جدید تظاهرمینماید و تا تحولات صنعتی و ماشینی شدن زندگی معاصر و ظهور سلیقه های جدید و به اصطلاح (مدرنیزم) دوام می آورد.
در دوران معاصر یعنی در طی یک قرن گذشته اصفهان مورد هجوم جنبه های جدید شهر صنعتی قرار میگیرد. خیابانهای جدید در محوطه قدیمی احداث میگردد. محلات نو در اطراف شهر تاریخی گسترش میباید و سلیقه های معماری امروزی با خصلتهای برون گرائی جانشین روشهای معماری سنتی با روحیه درون گرائی میشود.
آنچه امروزه اصفهان را به تاریخ غنی و پربار گذشته متصل میسازد و خاطرات تاریخ را همچنان زنده نگه داشته است مجموعه بناهای تاریخی آن است و مسجد جامع همچون نگین درخشان در این مجموعه باقیمانده میدرخشد و با جلوه های خود افتخارات تاریخ گذشته را معرفی می کند.
مشخصات بنا
ارزشهای معماری:
مسجد جامع تجربیات معماری سیزده قرن تاریخ شهر اصفهان را در بردارد و بهمین لحاظ میتوان کلیه سبکهای تاریخ معماری ایران را در آن شناسائی نمود. ایجاد انواع جرزها و ستونهای آجری – طاق و چشمه های پوششی – ایوانها و گنبدهای عظیم ورودیها و سردربهای گوناگون در ترکیب کلی مجموعه ای را تشکیل میدهد که میتوان به آن دائره المعارف معماری ایران اطلاق نمود.
از آن گذشته با تحولاتیکه در قرن پنجم هجری – دوازدهم میلادی – در آن بوجود آمد مسجد شبستانی قبلی به مسجد چهار ایوانی تبدیل گردید و این شیوه جدید نام طرح مسجد ایرانی را بخود منسوب نمود و ار آن دوره اکثر مساجد جامع شهرهای بزرگ ایران با همین سبک چهار ایوانی ساخته شدند و حتی در بعضی از مساجد موجود از قبل نیز تغییراتی ایجاد نمودند تا به مسجد چهار ایوانه تبدیل گردد و این الگو حتی به سرزمینهای مسلمان نشین خارج از ایران نیز تسری پیدا نمود. بنابراین عمده ترین ارزش معماری مسجد جامع اصفهان آن است که نقش الگوی پیش آهنگ در تاریخ معماری ایران را ایفا نموده است.
سازه های ساختاری و تکنولوژیک مسجد:
گنبد و ساختمان آن از دوران ما قبل اسلام در ایران تجربه شده بوده است ولی فنون بکار رفته در گنبدهای عظیم مسجد جامع اصفهان داای مشخصات معماری اسلامی ایران است. ایجاد اسکلت باربر در این گنبدها که ما آنرا گنبدهای ترکینه مینامیم از فنونی است که مهندسین و معماران ایرانی با ابداع آن امکان ساختن صدها نوع گنبد را بوجود آورده اند. تبدیل پلان چهارگوش و مربع شکل به دایره از طریق مراحل متوالی گوشه سازی یعنی تبدیل چهارضلعی به هشت ضلعی و سپس به شانزده و سی و دو ضلعی و نهایتا دایره ایکه استوانه گلوی گنبد برآن قرار میگیرد از خصوصیات ابداعی ( original ) مسجد جامع اصفهان است. ستونهای مختلف باربر از نوع گرد یا استوانه ای تا ستونهای سه بخشی و چهار بخشی که از ترکیب اشکال مختلف دایره شکل بدست میآید وکاربرد آنها در مکانهای معین از نکات برجسته فنی مسجد است. کاربرد آجر پخته در انواع اشکال و ابعاد متنوع از خصوصیات ساختاری شایان توجه است.
ارزشهای تزئینی:
بسیاری از سطوح داخلی فضاهای مسجد با روشهای مختلف تزئینی آراسته شده است و چون در هر دوره تاریخی بنابر مقتضیات زمانه قسمتهائی بر مسجد افزوده گردیده و با تغییراتی در داخل آن ایجاد نموده اند روشهای تزئینی نیز گوناگون و متنوع است. در زمان آل بویه و سلجوقیان قرون چهارم و پنجم میلادی ( یازدهم و دوازدهم میلادی) سطوح تزئینی عمدتا از آجرکاری و نقوش هندسی در ستونها و دیوارها و طاق و چشمه ها ایجاد شده است.
قدیمی ترین روش ساختن پوشش مضاعف تزئینی در داخل ایوانها مربوط به همان زمان است. این تجربه بعدا به تکامل فنی مقرنس سازی در دوره های بعدی میانجامد.
در دوران حکومت ایلخانان روش گچبری متداول بوده است. یکی از زیباترین محرابهای مساجد سرزمینهای اسلامی با این سبک در مسجد جامع اصفهان ساخته شده و در هر کتاب تاریخ معماری تصویر آن چاپ شده است. کاربرد کاشیهای لعاب دار از روشهای دیگر تزئین کاری است. در دوره تیموریان و صفویان از این هنر در آراستن سطوح طاق نماهای داخل حیاط و ایوان جنوبی و سردربهای آن استفاده شده است.
کتیبه ها و لوحه های تاریخی مسجد:
در مسجد جامع اصفهان لوحه ها و کتیبه های فراوانی وجود دارد که هر کدام بازتاب یک دوران تاریخی است. در داخل گنبد جنوبی با خط کوفی برجسته با آجر کاری احداث مسجد را به دوران ملک شاه سلجوقی نسبت میدهد. با همین روش در داخل گنبد شمالی تاریخ ساختمان آن ار سال 489 قمری (1100 میلادی) یاد میکند. و دها کتیبه از آیات قرآن و روایتهای مذهبی بر اهمیت و ارزشهای معنوی – تاریخی مسجد افزوده اند. در یکی از سردرهای شمال شرقی از حادثه آتش سوزی ( به سال 515 هجری) در مسجد و بازسازی آن یاد میکند. اشعار مذهبی مربوط به دوران صفویه بخط بنائی ( روش خاصی است که از حرکت با چرخشهای زاویه دار بوجود میآید ) بازتابی است از نفوذ عقاید مذهب تشیع در افکار عمومی مردم. مسجد جامع اصفهان موزه ای است از شیوه های آراستن معماری با کتیبه ها و الواح نوشته شده.
ارتباط مسجد با شخصیتهای مهم تاریخی:
از میان مورخین قدیمی که در نوشته های خود از اصفهان و مسجد جامع آن نام برده اند میتوان به افرادی مانند ابن رسته – حافظ ابونعیم – ناصرخسرو علوی نام برد. از شخصیتهای مهم سیاسی در ارتباط با مسجد باید از حسن رکن الدوله دیلمی – ابوجعفر کاکویه آل بویه – ملک شاه سلجوقی – خواجه نظام الملک – خواجه تاج الملک- سلطان محمد خدابنده – محمود شاه مظفری – شاه عباس صفوی – شاه سلطان حسین صفوی و ............. نام برد و در رابطه با شخصیتهای علمی – مذهبی افرادی مانند علامه صاحب ابن عباد – استاد و فیلسوف معروف ابن سینا – شیخ بهائی – علامه مجلسی نامشان با مسجد جامع اصفهان مربوط بوده است. همچنین نام چندین هنرمند و استاد معماری و تزئین کاری نیز در تاریخ مسجد ذکر شده است.
تاثیرات مسجد در روند شکل گیری و شهر سازی شهر اصفهان
بوجود آمدن هسته اولیه شهر اصفهان را که نتیجه ادقام و ترکیب مراکز روستائی مستقر در آن محوطه بوده همزمان با بنیاد مسجد در محل فعلی آن در نیمه قرن دوم هجری ( نهم میلادی) باید دانست. از آن زمان مسجد جامع اصفهان منعکس کننده تحولات شهر در دوره های بعدی است.
در کنارمسجد اولین میدان شهر شکل گرفت و در اطراف این میدان بازارها ودیگر بناهای عمومی ایجاد شد. محلات مسکونی در اطراف میدان و مسجد توسعه یلفت و مسیرها و گذرها با انشعابات متعدد از ورودیهای مسجد به داخل شهر نفوذ کرد و مولفه های شهرسازی مشخص شد. مسجد جامع در قرن سوم هجری (دهم میلادی) بعلت گسترش شهر به دومین مرحله یعنی تجدید ساختمان و توسعه وسیعتر آن رسید. بدین ترتیب مسجد اولیه با طرح جدید و اصلاح جهت قبله بشکل جدید تری تبدیل شد و ار آن زمان همواره نقش مرکز فعالیتهای مذهبی – فرهنگی – اجتماعی شهر را در دوران حکومتهای آل بویه – سلجوقیان – ایلخانان – تیموریان بعهده گرفت. حتی زمانیکه اصفهان در دوره صفوی مرکز حکومتی ایران انتخاب شد ( از اول قرن یازدهم هجری تا اواسط قرن دوازدهم هجری... ( قرن شانزدهم و هفدهم میلادی ) و مسجد جامع جدید در کنار میدان نقش جهان ساخته شد و مقر حکومت از مسجد جامع عتیق فاصله گرفت. این بنای عظیم تاریخی همچنان مقام و اعتبار خود را حفظ نمود و تاکنون همچون جایگاه قدرت مذهبی – مردمی باقی مانده است.
مقایسه تحلیلی بنای مسجد جامع اصفهان با مساجد دیگر:
همانگونه که قبلا توضیح داده شد، مسجد جامع اصفهان بنائی است منحصر بفرد و مجموعه ای است از تجربیات معماری و هنری قرون متمادی حیات سیاسی – اقتصادی – اجتماعی شهر اصفهان هیچگونه نمونه دیگری که قبلا از احداث این مسجد ساخته شده باشد وجود ندارد. بلکه این موضوع مسلم شده که مسجد جامع اصفهان الگوئی بوده که مساجد دیگری مانند مسجد جامع برسیان ، مسجد جامع اردستان ، مسجد جامع زواره ، مسجد جامع گلپایگان و غیره از آن اقتباس گردیده است. از آن گذشته ابعاد مسجد جامع اصفهان که برزمینی بمساحت دو هکتار ساخته شد در نو خود بی نظیر است و نمونه دیگری مشابه این مسجد در کلیه ابعاد کمی و کیفی آن وجود ندارد.
اصالت مسجد:
مسئله پر اهمیت دیگر اصالت بنای مسجد جامع اصفهان است. گرچه ساختمان مسجد آثار و نشانه های معماری و هنری دوره های مختلف را در بر دارد ولی شکی نیست که هر دوره آثار دوره های قبلی را تا حد امکان محترم و معتبر شمرده و عملیات هر دوره در کنار دوره های دیگر در تکامل و توسعه مسجد انجام گرفته است و هیچ زمانی در صدد تخریب کامل مسجد برای نوسازی و تجدید بنای آن اقدام نگردیده است. بجز اقدامات قرن سوم هجری ( نهم میلادی ) که یک اقدام انقلابی در بازسازی مسجد بوده است. گنبد های آجری و سطوح تزئینی با نقوش هندسی فضاهای داخلی گنبد خانه، ستونهای آجری ، طاق و چشمه ها ، کاشیکاریها ، گچبریها و غیره همگی دارای اصالت دوران ساخت بوده و تنها در بعضی از موارد که شرح آن متعاقبا خواهد آمد اقدامات مرمتی بازسازی انجام گرفته است.
از مباحث ذکر شده چنین استنباط میگردد که مسجد جامع اصفهان قدیمی ترین نمونه مساجد ایرانی است و اولین الگوی مساجد جامع چهار ایوانی را ارائه نموده است. و دیگر آنکه کلیه جنبه های هنر ممعماری ایران مربوط به دوازده قرن تاریخ شهر اصفهان را در بردارد و بهمین جهت دائره المعارف هنر معماری نامیده شده است. از آن گذشته ارزشهای معنوی این اثر بخاطر ارتباط آن با اعتقادات مذهبی مردم و شخصیتهای مهم تاریخ علم و مذهب شهر بی همتا است. و بطور کلی مسجدی بهتر از مسجد جامع اصفهان در سراسر خاک ایران وجود ندارد.
شرح و معرفی بنا
بنای مسجد جامع اصفهان یک کلیت واحد معماری است ولی از بخشها و قسمتهای مختلفی تشکیل شده که بعضی از این قسمتها مربوط به یک دوره ساختمانی است و بعضی دیگر مربوط به ادوار متعاقب آن است بدین جهت در این قسمت از نوشتار به معرفی بخشها و دوره هایمیپردازیم.
1- مسجد اولیه یا احداث مسجد ( مرحله اول)
2- نوسازی و توسعه به سبک شبستانی ( مرحله دوم)
3- الحاقات دوره آل بویه ( مرحله سوم)
4- اقدامات دوره سلجوقی ( مرحله چهارم)
ü گنبد جنوبی مشهور به خواجه نظام الملک
ü گنبد شمالی مشهور به تاج الملک
ü ایوان شمالی معروف به صفه درویش
ü ایوان جنوبی معروف به ایوان صاحب
ü ایوان شرقی معروف به ایوان شاگرد
ü ایوان غربی معروف به ایوان استاد
ü توسعه جنوب شرقی معروف به کتابخانه
5- اقدامات دوران ایلخانان :
ü شبستان یا نمازخانه الجایتو
6- اقدامات دوره مظفری:
ü ایجاد مدرسه در ضلع شرقی مسجد و مصلا در ضلع غربی آن
ü گسترش مسجد در ضلع شمالی و اتصال ایوان شمالی به گنبد تاج الملک
7- اقدامات دوره تیموری:
ü ایجاد شبستان در جبهه جنوب غربی و توسعه مسجد
ü نماسازی داخل حیاط ، وضعیت فعلی
8- اقدامات دوره صفوی:
ü ایجاد شبستان در جبهه جنوب غربی در کنار شبستان تیموری
ü ایجاد شبستان زمستانه در محل مصلای دوره صفوی
ü بازسازی داخلی ایوانهای شرقی و غربی و جنوبی
ü ایجاد مقبره علامه مجلسی
9- اقدامات دوره قاجار
ü تعمیرات ورودی اصلی
ü تعمیرات مقبره علامه مجلسی
10- اقدامات مرمتی دوره های اخیر:
ü مرمتهای داخلی
ü مرمت و بازسازی آسیبهای جنگ تحمیلی عراق
11- مطالعات و کاوشهای باستانشناسی در مسجد جامع
12- معرفی ورودیهای مسجد
13- وضعیت کنونی مسجد
مراحل ساخت و توسعه در دوره های تاریخی مختلف
مرحله اول
قرن دوم هجری سال 156
انعقاد نطفه بزرگ اصفهان بزرگ را باید همزمان با بنیاد مسجد جامع اصفهان در محل فعلی آن در سال 156 هجری دانست. مسجد جامع با وسعتی با افزایش جمعیت شهر و نیاز آن در منتها الیه شمال غربی میدان مرکزی شهر بنا گردید.
مرحله دوم
قرن سوم هجری سال 226
گسترش شهر اصفهان در قرن سوم هجری مسجدی وسیعتر را می طلبد. بدین ترتیب در سال 226 هجری برابر با 841 میلادی در زمان خلافت المعتصم عباسی مسجد جامع شهر به دومین مرحله تحول اساسی خود پا میگذارد. مسجد اولیه تخریب و برروی آن مسجدی عظیم با وسعتی چندین برابر مسجد اولیه ( حدود ده جریب ) پس از اصلاح سوی قبله برپا میشود. معماری مسجد به شیوه مساجد جامع سایر شهرهای اسلامی همزمان خود می باشد. صحن مرکزی و وسیع با شبستانهای ستوندار در اطراف آن با پوشش چوبی ، شبستان این مسجد در جبهه جنوبی بطرف قبله شش دهانه و در شمال چهاردهانه و در شرق و غرب دودهانه بوده است. دیوار خشتی قطور و مرتفعی مسجد را در برگرفته و نمای خارجی آنرا طاقنماهائی بصورت جرز و دهانه با اندودکاهگلی سرخ گونه تزئین مینموده است.
مرحله سوم
قرن چهارم هجری سالهای 324 الی 442
اوج جنبش های ملی و تشیع در ایران در قرن چهرم هجری ظهور آل بویه و انتخاب اصفهان بعنوان یکی از مراکز عمده فرمانروائی این خاندان مسجد جامع را دور از این تحول باقی نمیگذارد. در این مرحله علاوه بر الحاقاتی که در جهت توسعه مسجد صورت گرفت و مرمت کلی که در آن انجام شد با کم کردن از فضای باز صحن یک دهانه با ستونهای آجری دارای نقوش هندسی به شبستانهای سرپوشیده دور آن اضافه گردید، ولی این اقدام در طرح اساسی مسجد تغییر عمده ای دارد نساخت.
مرحله چها رم
– قرن پنجم و ششم هجری قمری سالهای 443 تا 590
مسجد جامع بزرگترین تغییر را از نفطه نظر تظاهر کالبد داخلی و خارجی در قرون پنجم و ششم هجری بخود دیده است. بزرگترین تحول در معماری اسلامی ایران در این دوره تاریخی بوجود میآید. تغییر طرح شبستانی به مساجد چهارایوانی ( که ویژه ایران زمین است) احتمالا در قرن پنجم از مسجد جامع اصفهان آغاز شده است. با ساختن گنبد خواجه نظام الملک در جنوب و گنبد تاج الملک در شمال مسجد و ایجاد چهار ایوان برروی محورهای اصلی صحن مسجد از حالت مساجد شبستانی ساده در میآید و از این پس مساجد چهعر ایوانی یکی از خصوصیات بارز ویژه معماری مسجد سازی در ایران میگردد. اصفهان در فاصله قرن هفتم تا سپیده دم قرن یازدهم هجری قمری که توسط صفویان به پایتختی برگزیده شد دچار نوسانات اقتصادی اجتماعی سیاسی و جمعیتی بوده تغییراتی که در دوره ایلخانان ، آل مظفر، تیموریان و غیره در مسجد جامع بوجود آمد تغییراتی است که در جنس ورنگ سطوح خارجی بخصوص در نماهای داخلی مسجد و ایوانها و تغییراتی در استخوانبندی از معماری مسجد است.
- گنبد جنوبی مشهور به خواجه نظام الملک
قرن پنجم هجری – قرن یازدهم میلادی
این گنبد پس از تخریب قسمتی از شبستان واقع در جبهه جنوبی بصورت منفرد و آزاد ایجاد میگردد ( حدود سال 1080 میلادی) رواقهای سرپوشیده فعلی در طرفین گنبد مربوط به دوره صفویه است که قبلا آزاد و سرباز بوده است . این گنبد عظیم با سازه هشت ترکی برروی گریو استوانه ای شکل قرار دارد که این خود برروی گوشه سازیهای بسیار زیبا و جالب تکیه کرده و جمیعا از طریق ستونهای چند بخشی مدور برروی ته رنگ مربع بنا شده است. قطر گنبد در حدود پنجاه پا میباشد.
- گنبد شمالی معروف به تاج الملک
قرن پنجم هجری – یازدهم میلادی
این گنبد بصورت عمارت جدا ومستقلی احداث نشده بلکه عضوی از مجموعه بناهای گسترده تری بوده که شالوده های آن در جبهه شمالی و غربی تداوم داشته ولی نماهای جنوبی و شرقی آن از ابتدا آزاد بوده است. مدخل ورودی راهروی کناری جبهه شرقی گنبد در دوره بعدی ساخته شده و بنظر میرسد کاربری تاجالملک بعلت فقدان محراب و آزاد بودن دهانه روبه قبله آن عمدتا از نوع تشریفاتی بوده است. این گنبد بخاطر کاربری آجر در انواع گوناگون و ایجاد نقوش آجری هندسی با ظرافت های معمارانه و هنرمندانه یکی از زیباترین گنبد های مساجد بلاد اسلامی است.
- ایوان شمالی – معروف به صفه درویش
قرن ششم هجری – دوازدهم میلادی با الحاقات قرون سیزدهم و چهاردهم
بخش انتهائی ایوان شمالی منطبق است با دیوار خشتی اولیه مسجد که در لنتهای ایوان شمالی قرار داشته است. برای ایجاد این ایوان که برروی محور طولی مسجد قرار دارد تعدادی از ستونها و دهانه های شبستان شمالی مسجد تخریب و بجای آن ایوان موجود ساخته شده است. مهرهای گچی که در فاصله بین آجرها ساخته شده در ایوان شمالی نسبت به ایوانهای دیگر متفاوت است. جزئیات این تزئینات همراه با نتایج بررسیها و موضوعات دیگر ما را به این نتیجه گیری میرساند که ایوان شمالی احتمالا آخرین ایوان مسجد بوده که ساختمان آن اجراء شده است ولی بطور کلی تمام این ساخت و سازها در دوره سلجوقی اتفاق افتاده است. قسمت انتهائی ایوان شمالی با راهروی تشریفاتی به فضای گنبد تاج الملک مرتبط بوده است. در دوره های بعدی با ایجاد شبستانهای ستوندار در حد فاصل گنبد تاج الملک و ایوان شمالی این راهرو برچیده میشود وورودی به صحن از طریق ایوان شمالی کلا تغییر داده میشود . در انتهای ایوان نیم طبقه ای ساخته شده و در قسمت تحتانی با سنگهای مرمر مشبک راه ورودی مسدود شده است.
- ایوان جنوبی معروف به ایوان صاحب
قرن ششم هجری – دوازدهم میلادی – با انجام تعمیرات تا قرن هفدهم میلادی
ساختمان ایوان جنوبی برای رفع حالت منفرد و مجزای گنبد نظام الملک و نیز برای ایجاد فضای سرپوشیده بیشتر برای نمازگزاران و مومنین بوده است. بدین طریق ورود به فضای بزرگ زیر گنبد از طریق یک ایوان ورودی انجام میگیرد. سازندگان ایوان با انتخاب تعیین حد شرقی و غربی دیوارهای ایوان بررروی محور ستونهای مدور متعلق به زمان آل بویه تداوم مطلوب بین نمای معماری زمان آل بویه و سلجوقی را تضمین نموده اند . تشابه ظاهر در شکل بنا و همچنین سازه های باربر هر سه نماهای ایوانهای جنوبی – شرقی و غربی به این معنا است که ساختمان این ایوان ها کاملا همزمان بوده است. نماکاری و تزئینات و کاشیکاری داخل ایوان جنوبی و ساختن دو مناره طرفین آن مربوط به دوره صفویه است.
- ایوان شرقی معروف به صفه شاگرد
قرن ششم هجری – دوازدهم میلادی – با تغییرات انجام شده تا قرن هیجدهم
مرحله اول ساختمان ایوان شرقی مربوط به دوره سلجوقی عهد حکومت سلطان سنجر است. قسمت انتهائی ایوان عملا بجای دیوار خشتی قدیمی مسجد یعنی حصار دوره عباسی قرار گرفته است. ایوان شرقی پس از ساخت برای مدت نسبتا طولانی بحالت منفرد قرار داشته و جبهه شمالی و جنوبی آن آزاد بوده است که بعدا راهروهای شمالی و جنوبی با سقفهای مقرنس کاری شده در طرفین ایوان بوجود میآید و مقرنسکاریهای دوره سلجوقی در اتفاقات و حوادث بعدی تخریب میشود و در زمان حکومت شاه سلیمان صفوی ( 1077- 1105 هجری قمری) مطابق با ( 1666- 1693 میلادی) بصورت فعلی بازسازی میشود وکتیبه ای برآن افزوده میشود. فضای شبستانی جنب راهروی جنوبی ایوان شرقی پس از تخریب شش دهانه با ستونهای اولیه مسجد در زمان صفویه با دهانه های وسیعتر و طاق و چشمه های سبک صفوی بازسازی شده است.
- ایوان غربی معروف به صفه استاد
قرن ششم هجری – دوازدهم میلادی با تغییرات ایجاد شده تا قرن هیجدهم
تشابه قرینه سازیهائی که بین ایوان غربی و ایوان شرقی وجود دارد و نیز وجود آثار دیگری مانند ستونها و مهرهای گچی کشف شده در پیگردیها و تفحصات موضعی دلیل براین است که اصل ایوان مربوط به دوره سلجوقی و همزمان با ایوانهای جنوبی و شرقی ساخته شده است. پوشش تزئینی فعلی ایوان غربی هیچگونه رابطه ای با تزئینات اولیه آن نداشته و این تزئینات همراه با کتیبه اطراف و خطوط بنائی مربوط به دوره صفویه است. محراب معروف اولجایتو ایلخان مغول در قسمت خلفی جبهه شمال ایوان غربی در سال 710 هجری برابر با 1310 میلادی ساخته شده است.
- توسعه بخش جنوب شرقی مسجد مشهور به کتابخانه سلجوقی
قرن ششم هجری – دوازدهم میلادی
این محدوده جمعا دارای هیجده دهانه طاق و چشمه است که در خارج از حصار خشتی مسجد بوجود آمده و ارتباط آن با فضای اصلی مسجد در طول شرقی براثر تخریب دیوار خشتی و ایجاد ستونبندی و طاقنما جدید شده است. نام کتابخانه به این محل بعلت اشاره مافروخی در کتاب محاسن اصفهان است که محل کتابخانه قدیمی مسجد را در جبهه جنوب شرقی ذکر نموده است. معهذا به دلائلی از جمله فقدان دیوارهای ممتد در این محل و از جانب دیگر طرح متقارن کل نقشه این قسمت و وجود طاق سه بخشی در جبهه شمالی و وجود محراب ساده مربوط به دورهای متاخر این مکان را بیشتر به یک فضای مخصوص عبادت در اذهان بینندگان القاء مینماید. ساختمان اصلی بنا در این محدوده مربوط به دوره سلجوقی است که چند دهانه از معماری اصیل آن با پوششهای طاق و چشمه ای بسیار متنوع و ماهرانه با اصول معماری شیوه رازی باقیمانده و بقیه آن با ساده سازی مربوط به دوران آل مظفر است که سقفهای طاق و چشمه ای آن جانشین طاقهای قدیمی شده است. در دوران جنگ تحمیلی قسمتی از این محدوده تخریب شد که بلافاصله توسط سازمان میراث فرهنگی بازسازی گردید.
اقدامات دوره ایلخانی – تالار یا نمازخانه الجایتو
محراب معروف اولجایتو برروی سازه دیوار آجری موجود که همان دیوار شمالی ایوان غربی است ساخته شده است. محوطه فعلی نمازخانه که محراب در آن قرار دارد در ابتدا قسمتی از محوطه شبستانی جبهه غربی مسجد بوده که پس از ایجاد محراب ستونها و طاق و چشمه های آن تخریب و نمازخانه فعلی با چندین دهانه طاق و چشمه آجری با نقوش تزئینی ساخته شده است. این تالار توسط قطب الدین شاه محمود سال 710 هجری مطابق با 1368 میلادی ایجاد گردیده ته رنگ ستونهای شبستان قبلی در زیر کف فضای فعلی بدست آمده است. محراب گچبری با نقوش و کتیبه های گچبری شده در نوع خود بی نظیر است.
اقدامات دوره مظفری
- ایجاد مدرسه مظفری در ضلع شرقی مسجد:
در جبهه شرقی مسجد جامع خارج از دیوار قدیمی و خشتی مسجد در زمان حکومت محمود شاه مظفری یک مدرسه دینی ساخته میشود. این مدرسه دارای حیاط مرکزی با حجرات در طرفین شرقی و غربی ( احتمالا در دو طبقه) ساخته شده و در جبهه جنوبی بطرف قبله ایوان و گنبدخانه ای احداث گردیده که عمدتا دارای نقش مدرس و عبادت بوده است. در سمت مقابل آن یعنی در جبهه شمالی ایوان دیگری بوده که به قسمت ورودی مربوط میشده است. این قسمت از بنا در دوره صفوی با طرح جدیدتری بازسازی میگردد. ( احتمالا بعلت مخروبه بودن آن در زمان بازسازی ) . از قسمتهای باقیمانده جبهه شمالی مدرسه مظفری کاربرد کاشیکاری معرق بخوبی مشخص میشود. همچنین استفاده از سبک خطاطی ثلث برزیبائی و ابهت مدرسه در زمان دائر بودن آن میافزوده است.
- مسجد مصلی و شبستان بیت الشعاء
امروزه ثابت شده که در محدوده شبستان زیبای موجود بیت الشتاء قبلا حیاط مرکزی محوطه ای بوده که بصورت جرزو دهانه محصور بوده است ابعاد این محوطه 21 x 25 متر بوده و بصورت مسجد مصلی مورد استفاده قرار داشته است. و شاهد این امر نیز محراب عظیم و شگفت انگیزی است که آثار آن در پشت محراب کوچک فعلی قرار دارد. با توجه به شباهتهای معمارانه و نوع مصالح و تزئینات بین این مصلی و مدرسه مظفری واقع در جبهه شرقی مسجد و یافته های دیگر تاریخی احداث مصلی مربوط به دوره آل مظفر است که سپس در دوره صفوی بعلت تغییر محل مسجد مصلی تبدیل به شبستان زمستانی شده است ( 983 هجری 1575 میلادی)
اقدامات دوره تیموریان
- توسعه مسجد و ایجاد شبستان در جبهه جنوب غربی مسجد
در دوران حکومت تیموریان در اصفهان مسجد جامع همچنان اهمیت تاریخی و اجتماعی خود را حفظ مینماید. حاکمین این دوره در چند قسمت از مسجد اقدام به عملیات توسعه فضاهای عبادی و تزئین کاری نماهای مسجد مینمائید در جبهه جنوب غربی شبستانی ایجاد میشود که عمدتا ادامه شبستان موازی دیوار قبله به سمت غرب است. این قسمت جدید در خارج از دیوار خشتی اطراف مسجد ساخته شده و بهمین دلیل برای ایجاد ارتباط آن با شبستانهای موجود دیوار خشتی را برچیده اند و بجای آن طاقنما هائی بعرض مساوی با ضخامت دیوار میسازند. این شبستان دارای سطوح ساده و بدون تزئینات است. حتی محراب موجود آن نیز از سادگی شبستان پیروی مینماید. راهروئی که در قسمت شمال این شبستان قرار دارد ادامه یکی از ورودیهای قدیمی است که از گوشه جنوب غربی حیاط مسجد تا سردرب ورودی غربی ادامه دارد. این سردرب در زمان صفویه بازسازی و مزین به عناصر تزئینی شده است.
- نمای صحن مسجد:
نمای مسجد اولیه دوره خلافت عباسی در دوران آل بویه در یک طبقه با نمای آجری تزئین میگردد ولی بعدا غرفه های داخلی صحن با یک نظم معماری حدود اواسط قرن چهاردهم میلادی در دوطبقه ایجاد میگردد. نمای قابل رویت امروزی مربوط به تعمیرات زمان اوزن حسن است.
اقدامات دوره صفوی
- منطقه جنوب غربی مسجد جامع ( شبستان موصوف به صفوی)
این محدوده در قسمت جنوب غربی مسجد واقع است. از طرف مشرق به محل دیوار غربی مسجدقرار دارد. فضای مورد نظر به دو قسمت کاملا مشخص از یکدیگر تقسیم میگردد. قسمت شرقی شامل 28 دهانه طاق و چشمه است و قسمت دوم که منتهی الیه جنوب غربی مسجد است شامل سرپوشیده ای بصورت شبستان بزرگ عبادی با سقفی بصورت طاق و تویزه است که بحالت یک در میان بزرگ و کوچک است و در راس فوقانی طاقهای بزرگ آن سه نورگیر بصورت گل افرنگ وجود دارد. در جبهه شمالی این شبستان درب بسیار زیبایی با طرحهای گره چینی دیده میشود و اطراف سردر با کاشیکاری معقلی پوشیده شده است و در پیشانی سردر بصورت مشبک طرح ریزی شده است. کلا این قسمت از نظر تاریخی مربوط به دوره تیموری است. قسمت غربی این شبستان که بصورت ستوندار بوده در زمان صفوی تخریب و بجای آن شبستان صفوی ساخته میشود.
- اصلاحات و تعمیرات داخلی
در دوره صفوی نسبت به مسجد جامع عتیق با دقت و علاقمندی برخورد میگردد. حصوصا در مورد سطوح تزئینی داخل ایوانهای جنوبی و غربی و شرقی در این اقدانات کاشیکاریهای بسیار نفیس از نوع معرق به دیوارهای هر سه ایوان الحاق میگردد. کتیبه ها و لوحه های متعددی با خط ثلث و نستعلیق و خط هندسی ( موسوم به خط بنائی) تزئین کننده فضاهای داخلی مسجد میشود. در ایوان شرقی مقرنس سازی دوره صفوی بجای پوشش داخلی دوره سلجوقی آراسته میشود ( احتمالا پوشش داخلی مربوط به سلجوقی فروریخته بوده است).
- عملیات داخل مدرسه مظفری در شرق مسجد
در جبهه شمالی مسجد اقدامات دوره صفوی در داخل فضاهای تخریب شده مدرسه مظفری بازسازی یک فضای گنبدی شکل است که برروی محور لصلی و طولی مدرسه در پشت محل ایوان شمالی ساخته شده است. هیچگونه کتیبه و یا لوحه ای در این قسمت وجود ندارد که دلالت بر دوره ساخت آن باشد ولی از شیوه و سبک معماری و اجراء آن به دوره صفوی نسبت داده میشود.
- مقبره علامه مجلسی در جبهه شمال غربی مسجد:
مرحوم علامه مجلسی از علما و بزرگان مذهبی اواخر دوره قاجار بوده ک تالیفات او در تاریخ حائز اهمیت است. مقبره این عالم جلیل القدر در کنار پدر بزرگوارش در کنار ورودی شمالی مسجد قرار دارد و مورد زیارت و احترام مردم است. بنای اولیه این آرامگاه مرب.ط به دوره صفوی است و تزئینات نقاشی و گچبری داخلی از دوره قاجار است.
- احداث شبستان زمستانی
در دوران اوائل حکومت صفوی در جبهه غربی مسجد در محل مسجد مصلای دوره آل مظفر یک شبستان زمستانه ایجاد شده است. این شبستان دارای جرزهای قطور و طاق های ضخیمی است. علت اصلی ایجاد این نوع پوشش عمدتا جهت جلوگیری از تبادل حرارت مخصوصا در زمستان بوده است. فن ساختمان این شبستان بصورت طاقهای متقاطع است ونور آن از روزنه هائیکه در سقف ایجاد شده تامین میگردد. فضای شبستان از سه دهانه طولانی به سمت قبله تشکیل شده و در دهانه میانی محراب برای برگزاری نماز ساخته شده است. ورودیهای این شبستان یک
ی در وسط ضلع طولی از دالانیکه در جنوب ایوان غربی وجود دارد تامین میگردد و دیگری از انتهای شمالی شبستان از داخل تالار الجایتو میتوان به داخل آن وارد شد. در سراسر قسمت خارجی ضلع غربی کوچه عمومی واقع شده است.این شبستان دارای تزئینات خاصی نیست ولی بعلت ساختار معماری آن دارای حالت منحصر بفردی در تمام شبستانهای مساجد ایران است.
اقدامات دوره قاجار
ü یکی از ورودیهای شرقی مسجد که فعلا بعنوان ورودی اصلی محسوب میشود. در زمان فتحعلیشاه قاجار مرمت و بازسازی میگردد و سیمای فعلی آن مربوط به همان زمان است.
ü از اقدامات دیگر زمان قاجار توسعه مقبره مرحوم مجلسی و تزئینات نقاشی داخل آن بزرگوار است.
اقدامات مرمتی دوره های اخیر
مسجد جامع اصفهان عمدتا توسط مردم و اهالی مومن و علاقمند به امور مذهبی در طول تاریخ مراقبت و مواظبت میشده است. هم اکنون نیز هیات امنا مردمی مسجد درکنار مسئولین رسمی به امور حفاظتی مسجد میپردازند. ولی از زمان ایجاد اداره باستانشناسی در اصفهان (حدود 70 سال پیش ) مسئولین همواره سعی در نگهداری و مرمت مسجد نموده اند. پس از تشکیل اداره فرهنگ و هنر و برنامه های همکاری با هیات ایتالیائی ایزمئو مرمتهای قابل نوجهی در مسجد انجام گرفته است. بعد از پیروزی انقلاب و تاسیس اداره میراث فرهنگی عملیات مرمتی همچنان ادامه یافته و در بخشهای مختلف مسجد مرمتهای ضروری انجام گرفته است. مهمترین اقدام این دوره بازسازی چندین دهانه طاق و چشمه های شبستان جنوب شرقی مسجد ( کتابخانه دوره سلجوقی) بوده که در اثر بمباران هواپیماهای عراقی در دوره جنگ تحمیلی تخریب شده بود. از اقدامات دیگر میتوان استحکام بخش کاشیکاریهای نماهای حیاط را نام برد که ملات آن سست شده بود و باید برای جلوگیری از سقوط کاشیها آنها را تثبیت مینمودیم . همچنین پشت بامها و تنظیم سنگ فرش حیاط از اقدامات ضروری بوده است.
مطالعات و کاوشهای باستانشناسی در مسجد جامع اصفهان
یکی از مهمترین برنامه های همکاری با هیات ایتالیائی انجام مطالعات و کاوشهای باستانشناسی در داخل مسجد جامع بود که عمده ترین نتایج آن آشنائی با دوره های تاریخی و معماری مسجد بود و دیگر بررسی لایه های زیرین سطح موجود که در قسمت زیر گنبد جنوبی بقایای مسجد اولیه مربوط به قرن دوم بدست آمد و در قسمت شبستان شنالی گسترش مسجد برروی روستای یاوان معلوم گردید.
ورودیهای مختلف مسجد
مسجد جامع اصفهان بخاطر موقعیت بسیار ممتاز در رابطه با دیگر مراکز مهم اقتصادی – اجتماعی شهر و همچنین در رابطه با دسترسیها به محلات مسکونی دارای ورودیهای مختلفی است که هر کدام به یکی از راسته ها و کوچه های محلات اطراف باز میشود . در این قسمت به معرفی مختصر این سردرها میپردازیم و به ذکر تاریخ مکتوب در کتیبه های آن بسنده میکنیم. البته لازم به یادآوری است که این تاریخها به معنای زمان ایجاد آن ورودی و یا سردر نیست بلکه عمدتا کتیبه های موجود مربوط به زمان مرمتها و دخالتهای زمانهای بعدی است. ضمنا از تشریح معماری و شکل سردر نیز بخاطر لزوم اختصار خودداری میکنیم. ( این ورودیها برروی نقشه های پیوست مشخص شده است).
1- سردر ورودی جنب گنبد شمالی (گنبد خاکی) با کتیبه ای بخط کوفی مورخ سال 768 هجری ( 15 میلادی)
2- سر در شرقی دارای کتیبه بسیار ارزنده و مستند درباره آتش سوزی مسجد در دوران سلجوقی و بازسازی آن مورخ سال 515 هجری ( 13 میلادی).
3- سر در مجلسی در کنار مقبره علامه مجلسی از ورودیهای بسیار پر جمعیت مورخ 1092 ( 17 میلادی).
4- سر در بواسحاقیه سردر بسیار قدیمی نام آن مربوط به اواخر مغول است مرمت آن به سال 1301 هجری ( 19 میلادی).
5- سر در باب الدشت سردرقدیمی با اقدامات دوره صفوی مورخ 999 هجری ( 17 میلادی).
6- سردر جنوب غربی واقع در کنار شبستان شمالی با تعمیرات سال 962 هجری ( 17 میلادی)
7- سردر جنوب شرقی واقع در کنار محوطه مرسوم به کتابخانه.
8- سردر شرقی از ورودیهای اصلی و پر جمعیت مسجد با تعمیرات سال 1218 ( قرن 18 میلادی).
9- سردر شرقی داخل بازار فعلا مورد استفاده نیست.
10- سر در مدرسه مظفری واقع در بازار فعلا مورد استفاده نیست.
وضعیت کنونی مسجد
مسجد جامع اصفهان در شرائط بسیار مطلوب از کلیه جهات بسر میبرد.
اولا: وضعیت کالبدی آن مورد رضایت بوده و هیچ قسمت از آن در خطر تخریب یا آسیب دیدگی نیست.
دوما: بنای مسجد دائما مورد استفاده های مختلف عبادی و اجتماعی قرار میگیرد و از طرف مردم و کلیه نهادهای اجتماعی دارای احترام و منزلت قابل توجهی است.
ثالثا: مراقبتهای لازم دائما در کلیه قسمتهای آن اعمال میگردد و چنانچه نیاز به اقدامات ضروری باشد در اسرع وقت انجام میگیرد.
گزارشات قبلی در مورد وضعیت بنا:
از جمله گزارشات مستندی که میتوان به وضعیت بنای مسجد جامع پی برد مربوط به قرن نوزدهم و بیستم میلادی است که توسط بازدیدکنندگان و علاقمندان خارجی و همچنین مسئولین باستانشناسی ایران برجای مانده است. بعضی از این گزارشات بصورت مصور، تعدادی بصورت طراحی و یا نقشه برداری و همچنین گزارشات مکتوب تحلیلی میباشد که به تعدادی از آنها اشاره میشود ( در قسمت کتابنامه نیز به آنها اشاره شده است).
1- آقای ارنست هولیسر ( آلمانی) که در اواسط قرن نوزدهم در اصفهان زندگی مینموده و عکسهائی از بناهای تاریخی اصفهان از جمله مسجد جامع تهیه نموده است.
2- آقایان پاسکال کوست و اوژن فلاندن ( فرانسوی) که در کتاب مسافرت به ایران از اصفهان نیز گزارشی تهیه نموده اند .
3- آقای آندره گدار (فرانسوی) برای مدتی مسئولیت امور باستانشناسی ایران را بعهده داشته و در مورد مسجد جامع اصفهان بررسیهائی نموده است( نیمه اول قرن 20).
4- آقای اسمیت (آمریکائی) در مورد مسجد جامع اصفهان بررسیهای معماری انجام داده و عکسهای جالبی از وضعیت مسجد قبل از تعمیرات تهیه نموده است.
5- آقای شروردر (آلمانی) از مسجد جامع اصفهان نقشه برداری نموده و پلان دقیق برداشت کرده است. این نقشه هنوز دارای اعتبار بوده و قابل استفاده است.
6- آقای پوپ ( آمریکائی) سالهای طولانی در اصفهان اقامت داشته و بررسیهای معماری و تاریخی از مسجد جامع بعمل آورده است.
7- مسئولین و کارشناسان ایرانی که بیشترین سهم اقدامات مرمتی را بعهده داشته اند و گزارشاتآنها در مورد نیازهای مرمتی و اقدامات انجام شده در مسجد جامع بسیار حائز اهمیت است. این افراد عبارت بودند از مرحوم مصطفوی ( پدر مرمت جدید در ایران) – آقای صهبا- آقای روان بد- آقای بنائی- آقای دکتر هنرفر- آقای بشارت- آقای دکتر مهندس شیرازی و مهندس جبلعاملی – مهندس امینیان – مهندس روانفر.
8- گزارشات هیات ایتالیائی همراه با نقشه و عملیات مرمتی مربوط به سالهای 1970 الی 1978 . هیات ایتالیائی در مسجد جامع اصفهان در چند مرحله اقدامات پژوهشی بسیار مفصلی انجام داده که در سه جلد کتاب منتشر شده است. مسئول بررسیهای معماری آقای پروفسور اوژن گالدیری و مسئول بخش باستانشناسی آقای پروفسور شراتو بوده است.
بطور کلی از بررسی اسناد و مدارک و گزارشات موجود چنین استنباط میشود که مسجد جامع در اواسط قرن گذشته ( 14 هجری و 19 میلادی) در شرائط فرسوده و نه چندان مطلوبی قرار داشته و این بعلت وضعیت اجتماعی – اقتصادی آن زمان بوده است. و سپس در پنجاه سال گذشته بطور جدی به مرمت آن پرداخته شده است به صورتی که امروزه میتوان از کیفیت بسیار خوب شرائط موجود مرمتهای انجام شده صحبت نمود.
منابع:
1- آثار ایران نوشته آقای اندره گدار
2- اصفهان نوشته (حمزه اصفهانی)
3- تاریخ اصفهان وری نوشته جابری انصاری
4- تاریخ طبری
5- تاریخ عالم آراء عباسی نوشته اسکندر بیک ترکمان
6- جغرافیای اصفهان نوشته میرزا حسین خان تحویلدار اصفهان
7- جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی نوشته لسترانج
8- ذکر اخبار اصفهان نوشته حافظ ابونعیم
9- رجال اصفهان نوشته مرحوم مهدوی
10- سفرنامه های : فلاندن ، شاردن، ناصرخسرو علوی
11- بررسی هنر ایران نوشته پروفسور پوپ
12- گزارشهای باستانشناسی در مجله ( ایران – بررسی حفاریها شماره 10)
13- محاسن اصفهان نوشته مافروخی
14- اصفهان شهر روشنائی نوشته دکترب.آ. شیرازی
15- مسجد جامع اصفهان جلد اول نوشته اوژن گالدیری
16-مقاله آقای ماکسیم سیرو تحت عنوان ( مسجد جمعه اصفهان)
17- گزارش آقای امبرتو شراتو در نشیه ( شرق و غرب)
18- مسجد جامع اصفهان : نوشته اوژن گالدیری ترجمه ع. جبل عاملی
19- گزارش آقای اسمیت در کتاب آثار ایران جلد اول
20- معماری اسلامی ایران دوره ایلخانی نوشته آقای ویلبر
21- بررسی چند مسجد سلجوقی نوشته آقای ان و آکت در مجله انستیتو مطالعات شرق جلد 4 .
22- مقاله آقای شرودر در کتاب SPA .
23- گزارشات مرمتهای مسجد جامع تهیه شده توسط دفتر فنی سازمان حفاظت آثار باستانی .
24- گزارش بازسازی قسمت تخریب شده در اثر بمباران عراق تهیه شده توسط اداره میراث فرهنگی اصفهان.
25- گنجینه آثار تاریخی اصفهان – نوشته دکتر هنر فر.