آموزش استفاده از بخش پیوندهای وبلاگ و پیوندهای روزانه
|
» پیوند های وبلاگ در قسمت سمت چپ اسم فارسی وبلاگی که میخواهید لینک کنید و در قسمت سمت راست آدرس کامل وبلاگ مورد نظر را به این شکل بنویسید مثلا
روی گزینه سبز رنگ ثبت اطلاعات کلیک کنید بخش پیوند های روزانه نیز تقریبا به همین شکل است ولی با کمی تفاوت » پیوند های روزانه وقتی به صفحه پیوند های روزانه مراجعه کنید در کادر خالی عنوان پیوند باید اسم فارسی لینک مورد نظر نوشته بشه مثلا پیچک در قسمت آدرس پیوند باید آدرس سایت یا وبلاگ مورد نظر باشه مثل http://pichak.net و در قسمت توضیحات به طور دلخواه میتوانید توضیحی درباره سایت یا وبلاگ مورد نظر بدهید به طور مثال میتوانید بنویسید پیچک ، آموزش وبلاگ نویسی از مقدماتی تا پیشرفته و سپس دکمه درج پیوند را فشار دهید به عنوان تمرین همین مراحل که در بالا ذکر شده را همین حالا انجام دهید |
آموزش اتوکد به زبان خودمانی
همانطور که می دانید اتوکد نرم افزاری
جهت طرح و رسم نقشه در اکثر رشته های مهندسی می باشد نرم افزار اتوکد بسیاری
قابلیت های نهفته دارد که با درک این واقعیت ها شما قادر به رسم سریع و آسان نقشه
و یا سایر کارها خواهید شد:
نمی دانم تا چه حد با این نرم افزار
آشنایی دارید ولی در این حد به شما بگویم که جهت کار با این نرم افزار شما باید
چند نکته را رعایت کنید این نکات این هستند که
:
1- شما در کار با دست چگونه عمل می کنید
2- چه ابزاری در هنگام طراحی دستی در
اختیار دارید
3-در هنگام طراحی نقشه با دست چه نکاتی
را رعایت می نمایید
و کلا در رسم و ترسیم طرح یا نقشه با
دست چه نکاتی را رعایت می نمایید که این نکات اولین موردی هستند که باید در ذهن
بسپارید تا رسم نقشه را با اتوکد به راحتی یاد بگیرید مثلا:
شما می خواهید در ابتدا یک مربع را با
دست رسم کنید خوب ما اکثر دقت ها در طراحی دست را صرف نظر می کنیم و فقط به این
نکته توجه کنید که می خواهید این مربع را با دست رسم نمایید خوب ابتدا برگه را روی
میز کار می چسبانید و خط کش
T را تنظیم می کنید و گونیا به دست می
گیرید و شروع به زسم مربع می کنید در اتو کد شما نیاز نیست که گونیا و خط کش T و
دقت را با تمرکز بالا به خرج دهید فقط کافی است به رسم نقشه بپردازید تا طرح رسم
شود اکنون به تصویر پیوست شده زیر دقت کنید
خوب برا رسم کافیه که از مداد رسم و یا LINE و یا با
نوشتن L در خط فرمان و یا commond
دستور مداد را فعال و شیء یا طرح خود را رسم کنید
کامند در اصل نخاع اتوکد می باشد که از آنجا می توان به اتوکد فرمان
داد و توسط شما که مغز اتوک هستید طرح خود را رسم نمایید یک نکته قابل توجه است که
شمایی که در پشت سیستم و نرم افزار نشستید حکم فرمان دهنده اید و فرمان پذیری
خاصیت نرم افزار اتوکد خواهد بود پس از هم اکنون خود را فرمانده و اتوکد را انجام
دهنده یا نوکر خود بدانید خوب شما در ابتدا طرحی را که در ذهن دارید را باید آماده
کنید سپس شروع کنید چراکه بدون آماده کردن طرح و عدم اطلاع از خصوصیات طرح قادر به
انجام طرح نخواهید بود.
خوب این نظر من است که باید ابتدا با ریاضی جهت کار با اتوکد آشنایی
داشت سپس شروع نمود زیرا پایه و اساس اتوکد تحت ریاضی می باشد و یک شخص که با
ریاضی آشنایی دارد در این نرم افزار هم بلا شک توانایی بالایی هم در کار با نرم
افزار دارد و پیدا خواهد نمود
ادامه دارد...
همانطور که در روی زمین شما باید مکان یا نقطه ای برای اجرا داشته
باشید در نرم افزار اتو کد هم همینطور است اما به صورت مجازی شما مب توانید اتوکد
را یک فضای مجازی بدانید که دارای نقاط بیشماری می باشد که هر نقطه درای مختصات
مخصوص به خود می باشد همانطور که می دانید ما چندین پارامتر داریم که در طراحی
استفاده می کنیم مثلا نقطه و خط و فضای بسته خوب از کلاس ابتدایی به ما کشیدن خط
شکسته،خط خمیده یا همان منحنی و محیط بسته و... اینها را
ما می دانیم مساحت های اشکال بسته را هم در همان دوران مثل مساحت دایره و مربع و
... را هم بلدیم و بسیاری از پارامترهای ریاضی وار دیگر که ما با آنها آشنایی
داریم بحث آموزشی این نرم افزار که قرار است بنده آموزش دهم بر طبق همین موارد است
و کافی است شما تمام موارد کلیشه ای و ساده را که تاکنون یاد گرفتید برای یاد
گرفتن این نزم افزار به کار گیرید و مشاهده می کنید که شما بلدید با نرم افزار کار
کنید اما خودتان از این مواهب به دور بودید.
ادامه دارد...
آموزش اتوکد به زبان خودمانی
خوب جهت کار با نرم افزار فقط کافی
است به چند نکته توجه کنید و اون شناخت مواردی که باید با آنها کار کرد و همچنین
زبان انگلیسی شما که باید با بسیاری از لغات که در اکثر نرم افزار ها مشاهده می
کنید آشنا و وارد باشین مثل لغات زیر که به کرار مشاهده می کنید:
File=پرونده
Edit=ویراستن
View=دیدن
Insert=الحاق کردن
Format= قالب بند ی کردن
Tools=ابزارها
Draw=کشیدن
Modify=اصلاح کردن
شما این حروف زیر را تقریبا همه جا می
بینید پس یک بار حفظ کاردن معنی کافیه و شما را در یاد گرفتن اکثر نرم افزار ها
یاری می کند
یادگیری نرم افزار ها فقط کافی ببینید
کار آن نرم افزار چیه و چکار می خواهد برای شما انجام دهد بقیه اش حله و شما
براحتی می تونید یه نرم افزار رو خودتون یاد بگیرید فقط کافیه به زبان انگلیسی
مسلط باشید که امروزه بابیلون مشکل رو حل کرده.
خوب می ریم سراغ بقیه اجزای اتوکد من
در زیر عکس پیوست کردم که بعضی از اجزای اتوکد رو معرفی کرده و بعد از این می ریم
سراغ کار با برنامه که شما اونجا متوجه می شید که کار با این نرم افزار چقدر ساده
و شیرین و فقط نیاز به هوش و ذکاوت شما داره
ادامه دارد...
سلام
فقط این نکته رو توی این تاپیک باید بگم که هدف من اینه که خیلی سریع
بتونید این نرم افزار رو یاد بگیری و به نحوی بتونید خیلی ساده و راحت و بدون
دردسر با برنامه ارتباط برقرار کنید و خیلی راحت با این برنامه کار کنید
مواردی که توی این برنامه می خواهم بگم البته این ها رو می بایست اول
تاپیک می گفتم خوب حالا میگم:
1- آشنایی با بیس کاری نرم افزار
2-آشنایی با ابزار ها و زبانه های موجود در برنامه
3-مخففات کلمه ای ابزارها جهت کار با نرم افزار با کیبورد رایانه
4-معرفی فضای کاری اتوکد
5-معرفی موارد مورد نیاز شما جهت کار سریع با برنامه
6-طراحی دو بعدی
7- طراحی سه بعدی
بنده به گونه ای آموزش خواهم داد که بدون کم و کسر و بدون نیاز به هیچ
کمکی نرم افزار را یاد بگیرید.
بنده اکثر نرم افزار ها رو به روشی که این جانب می خواهم بیان کنم یاد
گرفتم و امیدوارم مورد استفاده شما قرار گیرد.
موفق باشید
شما کافی است این اصطلاحات که مربوط به رسم و ویرایش طرح می باشد را
هم فرا بگیرید و با دستورهایی که با نوشتن مخفف کلمه مربوط به هر دستور که در
پیوست قرار داده ام در بخش کاماند شما می بینید همه کار را با کیبورد انجام می
دهید و دیگر نیازی به ماوس ندارید
و خیلی راحت شما با چند دستور نویسی در کاماند به راحتی نقشه و یا طرح خود را رسم
می کنید بنده اکنون یک سری دستور را قرار می دهم که آشنایی پیدا نمایید :
به پیوست های این پست دقت نمایید:
شما می توانید برای تایید دستوری که به صورت مخفف در کاماند نوشتید کلید اینتر را بزنید همچنین با کلید اسپیس هم می توان این کا را انجام داد و یا
از کلید u هم می
توانید جهت بازگشت استفاده نمایید.
کلید اینتر و ایسکیپ و اسپیس کلید های بسیار کاربردی هستند.
در تصویر 1 شما مخفف اسامی ابزار ها و در تصویر 2 شما کاربرد تعدادی
از ابزار را مشاهده می کنید.
در تصویر 3 شما می توانید با کلیک راست کردن در فضای بالای نرم افزار
این قسمت را اجرا نموده و خیلی از مواردی که به کار شما می آید و نمی آید فعال یا
غیر فعال سازی نمایید.
همچنین شما در تصویر 4 هم می توانید این موارد را ببینید.
شما کافی است این اصطلاحات که مربوط به رسم و ویرایش طرح می باشد را
هم فرا بگیرید و با دستورهایی که با نوشتن مخفف کلمه مربوط به هر دستور که در
پیوست قرار داده ام در بخش کاماند شما می بینید همه کار را با کیبورد انجام می
دهید و دیگر نیازی به ماوس ندارید
و خیلی راحت شما با چند دستور نویسی در کاماند به راحتی نقشه و یا طرح خود را رسم
می کنید بنده اکنون یک سری دستور را قرار می دهم که آشنایی پیدا نمایید :
به پیوست های این پست دقت نمایید:
شما می توانید با خاصیت نقطه مختصات
دهی به برنامه از هر مکانی در روی صفحه برنامه شروع به رسم کنید شما در ابتدا به
صورت زیر نقطه دهی کنید و مشاهده کنید که برنامه همان نقطه را به شما نشان می دهد:
تصویر 1: شما در این تصویر یک خط را
با خاصیت نقطه دهی رسم می نمایید با وارد نمودن عبارات پایین در کاماند
1,1,0و اینتر و 6,6,0 و اینتر یک خط رسم می
شود با معادله خطy=ax
در تصویر 2 هم شما انواع کارهایی که
با بعضی ابزار انجام شده مثل
copy , mirror, trim, ..را مشاهده
می کنید:
خوب تا الان باید متوجه شده باشید که
کار با برنامه زیاد هم سخت نیست و فقط دقته نه؟
شما باید پارمتر های زیر را در
یادگیری هر برنامه ای داشته باشید:
1-دقت
2-هوش
3-زبان انگلیسی در سطح مقدماتی
4-ابتکار در یادگیری
آموزش اتوکد به زبان خودمانی
تمرین
:
شما می توانید با نوشتن نقاط زیر در
کاماند یک مربع را رسم کنید:
ابتدا بنویسید:
L
سپس نقاط زیر را وارد کنید
z,y,x
0,0,0
0,0,2
0,2,0
2-,0,0
2,0-,0
شما به راحتی یک مربع رسم نمودید شما
می بینید که این برنامه بر مبنای درس مختصات ریاضی 5 دبستان می باشد.
پیوست دومی را مشاهده کنید
توضیحی در رابطه با وارد کردن نقاط:
ما دارای دو نوع مختصات هستیم
1- مختصات دکارتی مطلق
2- مختصات دکارتی نسبی
مختصات دکارتی مطلق یعنی ما فواصل را
از نقطه ای می سنجیم که آن نقطه به طور مثال می تواند مبدا مختصات باشد مثلا وقتی
نقطه ای وارد می کنیم باید پیش از وارد کردن مختصات به برنامه علامت# را قبل از
مختصات قرار دهیمبه طور مثال برای مشخص کردن نقطه ای که 5 واحد افقی و 8 واحد
عمودی از مبدا مختصات فاصله دارد عبارت 8و5# را از چپ به را به برنامه وارد کنید
مختصات نسبی دکارتی یعنی وقتی نقطه ای
وارد می کنید مختصات این نقطه نسبت به نقطه قبلی سنجیده می شود واگر از @ استفاده
کنید که همان مختصات نسبی است و نسبت به مختصات نسبی مطلق نقاط را وارد می کند
مثلا 9و6@ از چپ به راست وارد کنید ادامه همان نقطه 8و5 خط را ادامه می دهد., 5را
با 6 و 8 را با 9 جمع می بندد و خط را در جواب جمع در نقطه رسم می کند.
مثل وارد کردن نقطه به معادله خط y=ax+b می باشد
که اگر
x=0
y=0
و اگر
x=1
y=1
دو نوع مختصات دیگر هم داریم
مختصات قطبی مطلق و نسبی که باید به
صورت زیر به اتوکد وارد شود:
مطلق
30>20# از چپ به راست
نسبی
5>20@
شما تا الان متوجه شدید که برنامه از
مختصات گیری نقاط برای رسم استفاده می نماید هر چند ما به این سبک نقشه را رسم نمی
کنیم و فقط جهت اطلاع از این خاصیت برنامه من بیان کردم
به تصویر پیوست نگاه کنید
نکته : برای وارد کردن نقاط حتما زبان
به انگلیسی باشد و علامت( , ) نه حرف ( و ) را قرار دهید
آموزش اتوکد به زبان خودمانی
خوب اکنون ما می خواهیم شما را با چند
دستور اتوکد آشنا نماییم
1-ابتدا با چند خصوصیت آشنا می شوید مثل
اینکه خطوط و نقطه ها و دایره و چند ضلعی چه ارتباطی با هم دارند که در پیوست یک
شما مشاهده می کنید که یک خط از بینهایت نقطه تشکیل شده و یک دایره از بینهایت خط
که آنقدر خطوط یک چند ضلعی زیاد بوده اند که تشکیل یک دایره داده اند اینها یک سری
مطلب را می رساند که نرم افزار اتوکد کلا بر اساس ریاضی و مثلثات بنا شده است
2-آشنایی با بعضی دستورات اتوکد مثل rotate, array,offset. trim,fillet,scale که این دستورات در نقشه کشی خیلی به
کار می آیند و شما با این ابزار خیلی سروکار دارید و شما باید خیلی خوب با این
ابزار کار کنید تا هم با کیبورد خیلی سریع شوید و هم مخفف آنها را در ذهن پرورش و
گنجانده کنید شما اگر این دستورات را در ذهن داشته باشید خیلی سریع می توانید یک
طرح را رسم کنید.
شاید برای شما پیش آمده که بگویید که
چگونه می توان برای نقشه مقیاسی تعیین کرد ئر اتوکد شما خودتان باید تعیین کنید که
می خواهید که با چه مقیاسی کار کنید و سپس برای تغییر به مقیاس های مختلف با
استفاده از دستور scale قادر به تغییر به مقیاس ها به کوچک و
بزرگ خواهید بود همانند پیوست 3 که قرار دارد در هنگام چاپ هم شما با توجه به
ابعاد برگه می توانید مقیاس را برای خود کوچک یا بزرگ در نظر بگیرید.
در نقشه کشی با اتوکد فقط و فقط باید
ذهن فعالی داشته باشید و بس این حرف من است.
شما با کلیک بر روی گزینهscale از نوار ابزار کناری یا ازبا زدن
Alt + M, L می توانید دستور را باز خوانی نمایید.
این دستور را همچنین می توانید از Scale وModify را انتخاب نمایید.
شما با اجرای این دستور در پیوست
مشاهده می کنید که از شما می خواهد که
Select object
شیء را که می خواهید مقیاسش را تغییر
دهید انتخاب نمایید سپس با انتخاب شیء شما با کلیک راست کردن مشاهده می کنید که از
شما نقطه ای را تقاضا می کند شما یک گوشه شیء را انتخاب نمایید سپس شما به حالتی
که به شکل دست می دهد نداشته باشید و فقط به عدد مربوط که می خواهید وارد کنید که
در کادر آبی رنگ به نام
specify scale factor دقت نمایید
که باید رنج چند برابر یا نصف کردن را وارد کنید مثلا اگر عدد 4 را قرار دهید
ابعاد شیء شما 4 برابر می شود و اگر 0.25 قرار دهید ابعاد شیء شما تقسیم بر 4 می
شود.
شما با کلیک بر روی گزینهRotateاز نوار ابزار کناری یا ازبا زدن
Alt + M, R می توانید دستور را باز خوانی نمایید.
این دستور را همچنین می توانید از Rotate وModify را انتخاب نمایید.
شما با اجرای این دستور در پیوست
مشاهده می کنید که از شما می خواهد که
Select object
شیء را که می خواهید چرخش دهید انتخاب
نمایید سپس با انتخاب شیء شما با کلیک راست کردن مشاهده می کنید که از شما نقطه ای
را تقاضا می کند شما یک گوشه شیء را انتخاب نمایید سپس از شما زاویه چرخش را می
خواهد که اگر شما درجه چرخش را بلد باشید به راحتی می توانید که زوایای چرخش را
بدهید مثلا اگر 30 را وارد نمایید شیء 30 درجه دوران می نماید.
نکته شما مشاهده می نمایید که جسم به
سمت چپ یا پاد ساعتگرد چرخید خوب چرا؟
با این دلیل که چرخش به سمت
پادساعتگرد است و شما باید زاویه ای بدهید که شکل شما باشد مثلا اگر بخواهید با
همان زاویه ولی ساعتگرد بچرخد شما باید زاویه مکمل را بدهید و 360 را از 30 کم
کنید و زاویه 330 را بدهید تا شکل 30
درجه ساعتگرد بچرخد.
این ها تمام قوانین دایره مثلثاتی و
زوایای هندسی ریاضی وار هستند که باید با آنها آشنایی داشته باشید.
خوب شکل زیر را دقت نمایید که مربع قرمز
را می خواهید تحت چه زاویه ای بچرخانید مثلا 45 ساعتگرد خوب 360-45=315 می شود که
اگر 315 را وارد کنید زاویه 45 ساعتگرد بست می
آید.
![Description: [تصویر: b1cmgpi3cevxen87gk6n.png]](file:///C:\Users\Atiilaa\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image002.jpg)
![Description: [تصویر: nyo5cjtub3qvonuoou9.png]](file:///C:\Users\Atiilaa\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image004.jpg)
شما با کلیک بر روی گزینهarrayاز نوار ابزار کناری یا ازبا زدن
Alt + M, A می توانید دستور را باز خوانی نمایید.
این دستور را همچنین می توانید از array وModify را انتخاب نمایید.
شما با اجرای این دستور در پیوست
مشاهده می کنید که کادری باز می شود که در این کادر دو نوع شبکه بندی مربعی و
دایره ای Rectangular و
Polar دارد که شما می توانید با انتخاب خود
هر نوع را انتخاب نمایید اگر بخواهید شبکه بندی ستون ها را انجام دهید مربعی و اگر
بخواهید پله پیچ اجرا نمایید از دایره ای استفاده نمایید.
در قسمت پایین درColumn offsetو
Row offset شما فاصله بین دو شبکه را وارد کنید و
از بالاSelect object نمایید مشاهده می کنید که شیء شما همانند پیوست به چند عدد به
صورت شبکه بندی و به اندازه فاصله ای که وارد نمودید از یکدیگر کپی می شوند.
شما با کلیک بر روی گزینه offset از نوار ابزار کناری یا ازبا زدن
Alt + M, S می توانید دستور را باز خوانی نمایید.
این دستور را همچنین می توانید از offset وModify را انتخاب نمایید.
شما با اجرای این دستور در پیوست
مشاهده می کنید که کادری باز می شود
![]()
که از شما می پرسد از کجا شما یک نقطه
را انتخاب و مقداری وارد کنید مثلا 0.25 می بیند که می نویسد انتخاب کن
![]()
و شما شکل را انتخاب می کنید که با
توجه به این که شکل مربع است شما شکل را می گیرید و به داخل می کشید می بینید یک
کپی به داخل مربع می اندازد ولی از مربع که از آن کپی برداشتید 0.25 از هر بعد
مربع کو چکتر.
شما با کلیک بر روی گزینه fillet از نوار ابزار کناری یا ازبا زدن
Alt + M, F می توانید دستور را باز خوانی نمایید.
این دستور را همچنین می توانید از fillet وModify را انتخاب نمایید.
شما با اجرای این دستور می خواهید یک
کنج مثل کنج یک اپن آشپز خانه را قوسی شکل کنید که از این دستور به شرح زیر
استفاده می کنیدبا کلیک رو فیلت از شما می خواهد که اولین شیء یا لبه را انتخاب
کنید در پیوست فیلت شما می بینید خوب در کاماند شما چند حالت را می بینید
شما می توانید به حالت ها متفاوت این
عمل را انجام دهید که ما با
Radius این کار را انجام می دهیم با تایپ R اینتر
می زنیم و در کادر![]()
مقداری را مثلا 0.9 وارد و اینتر می
کنیم و می بینید که ازشما می خواهد لبه اول و پس از انتخاب لبه اول لبه دوم و
مشاهده می کنید قوس انجام می شود.
شما با کلیک بر روی گزینه trim از نوار ابزار کناری یا ازبا زدن
Alt + M, T می توانید دستور را باز خوانی نمایید.
این دستور را همچنین می توانید از trim وModify را انتخاب نمایید.
شما با اجرای این دستور در پیوست
مشاهده می کنید که کادری باز می شود
که می گوید همه عناصر را به عنوان لبه
برش انتخاب نمایم اگر بله خوب کلیک راست می زنید و خط بین دو لبه را پاک می کنید و
اگر همه لبه ها را نمی خواهید و فقط لبه ای خاص پس دیگر کلیک راست نمی کنید و
خودتانه لبه های برش را انتخاب کرده و کلیک راست و کار پاک کردن را انتخاب می کنید.
:
امنیت شغلی با رویکرد ایمنی و سلامت و نقش آن در نگهداری کارکنان سازمان
چکیده
این مقاله به بررسی یکی از عوامل مهم نگهداری کارکنان یعنی ایمنی و سلامت حرفهای میپردازد. در ابتدا تعریف و مفاهیم مربوط ارائه میشود و سپس روشهای متداول بررسی و اقدام در زمینه بهداشت و ایمنی محیط کار نام برده شده و به قوانین ایمنی و سلامت حرفهای در ایران اشاره میگردد. همچنین فرهنگ، سخت افزار و سیستمها که عوامل کلیدی در ایمنی و سلامت حرفهای هستند مورد بررسی قرار میگیرند. مواردی راهنما به منظور ارزیابی عملکرد ایمنی و سلامت ارائه میشود. انواع برنامههای ایمنی بر مبنای مشوق و برمبنای رفتار تحلیل میشوند. بعد از این مطالب استرس مرد بررسی قرار میگیرد. پس از تعریف استرس و عوامل بوجود آورنده آن، عواملی که بر آن اثر گذاشته و از آن اثر میپذیرند، بررسی شده و سپس راهکارهایی در چارچوب مدیریت استرس برای بهینه کردن آن ارائه میشود.
کلیدواژه : ایمنی و سلامت حرفه ای؛ امنیت شغلی؛ خطر بالقوه؛ بهداشت محیط کار؛ برنامه های ایمنی؛ استرس؛ فشار روانی؛ مدیریت استرس؛ ایمنی؛ شغل
1- مقدمه
یکی از رسالتهای اساسی مدیریت
منابع انسانی نگهداری کارکنان توانمند میباشد. از آنجا که اقدامات نگهداری، مکملی
بر سایر اقدامات و فرایندهای مدیریت منابع انسانی است، حتی اگر عملیات
کارمندیابی، انتخاب، انتصاب و سایر اقدامات پرسنلی به نحو بایسته انجام شود بدون
توجه کافی به امر نگهداری نتایج حاصل از اعمال مدیریت چندان چشمگیر نخواهد بود.
نظام نگهداری منابع انسانی ابعاد متعددی را شامل میشود که میتوان آنها را به دو
دسته تقسیم نمود: دسته اول در رابطه با حفظ و تقویت جسم کارکنان است مانند برقراری
بهداشت و ایمنی در محیط کار، اجرای برانامههای ورزش و تندرستی و بعضی خدمات
مشابه. دسته دوم شامل مواردی است که تقویتکننده روحیه علاقمندی کارکنان به کار و
محیط کار میباشد مانند خدمات بیمه و بازنشستگی و خدمات پرسنلی. در صورت داشتن
توجه و بکارگیری این موارد امنیت شغلی در کارکنان ایجاد شده و به رضایت شغلی آنها
منتهی میشود که این امر خود از اهمیت بسزایی برخوردار است.
در مقاله حاضر تأکید اصلی بر روی موارد دسته اول است به این صورت که در ابتدا در
مورد اصطلاحات ایمنی و سلامت و جنبههای قانونی آن بحث میشود و در ادامه به
برنامهها و راهکارهای مدیریت ایمنی و سلامت حرفهای پرداخته میشود. در قسمت دوم
مقاله بحث سلامت کارکنان با توجه به عامل کلیدی استرس در محیط کار با تمرکز بر روی
شناخت و بهینه سازی میزان استرس بررسی میشود. در پایان امید است که توجه و
بکارگیری مطالب و راهکارهای این مقاله در افزایش ایمنی و سلامت محیط کار، بهینه
سازی سطح استرس و ایجاد امنیت شغلی مناسب و در نهایت ایجاد رضایت شغلی موثر باشد
که این نیز یکی از عواملی است که در بهبود مستمر و تعالی سازمانها باید در نظر
گرفته شود.
2- امنیت شغلی1 در آینده
در آینده و در تجارت تغییرات سریع باعث کوچکتر شدن سازمانها میشود و سازمانها به سمت مجازی شدن پیش میروند. سازمانها به صورت یک هسته مرکزی در میآیند و سایر قسمتها و کارکنان به صورت موقت در اطراف آنها قرار میگیرند و اکثر مردم برای خود کار خواهند کرد. پرداختها به صورت قسمتی از سود خواهد شد و جای دستمزدهای ثابت را میگیرد. کارکنان خود را باید با قراردادهای نامعین و مستقل وفق دهند. در این شرایط کارکنان مجبورند همواره در حال یادگیری باشند که دلیل این وضعیت افزایش روزافزون رقابت است. در آینده امنیت استخدام بر مبنای توانایی کارکنان در ایجاد ارزش افزوده میباشد. با توجه به این عوامل میتوان نتیجه گرفت که در آینده عمده مسئولیت ایمنی و سلامت به عهده کارکنان است (وارن 1996؛ یوسف 1998).
3- تعاریف و مفاهیم ایمنی و بهداشت کار
§ ایمنی2: ایمنی میزان دوری از خطر تعریف شده است. ایمنی یک موضوع حفاظت نسبی از برخورد با خطرات است و کمیتی نسبی میباشد.
§ خطر بالقوه3: شرایطی که دارای پتانسیل صدمه به افراد، خسارت به تجهیزات و ساختمانها، از بین بردن مواد و ... باشد.
§ خطر بالفعل4: واژه خطر بالفعل بیان کننده قرارگرفتن نسبی در معرض یک خطر بالقوه میباشد ولی وقتی که یک خطر بالقوه وجود داشته باشد الزاماً یک خطر بالفعل را به همراه نخواهد داشت.
§ حادثه ناشی از کار5: حادثه یک رویداد یا واقعه برنامه ریزی نشده و بعضاً آسیبرسان و خسارتآور است که انجام، پیشرفت، یا ادامه کار را به صورت طبیعی مختل ساخته و همواره در اثر یک عمل یا انجام یک کار غیرایمن یا در اثر شرایط غیرایمن یا در اثر ترکیبی از این دو به وقوع میپیوندد.
§ ریسک6: ریسک عبارت است از امکان وارد آمدن آسیب به انسان یا دارائی او (حقیقی 1379، 110).
4- روشهای متداول بررسی و اقدام در زمینه بهداشت و ایمنی محیط کار
1. روشهای تامین سلامت کارکنان در محل کار: شامل روشهای طبی، روشهای کنترل محیط و روشهای روانشناسی است. در این مقاله بر روی این روشها صحبت میشود.
2. ارگونومی: به مطالعاتی اطلاق میشود که در آن ساخت ترکیب و سازمان کار طراحی تجهیزات شغل و محل کار در رابطه با عامل انسانی مورد بررسی قرار میگیرد و در این روشها به مسائل فیزیولوژیکی، ادراکی و تاحدی رفتاری انسان توجه میگردد.
3. روشهای بیومکانیکی: این روشها تعامل فیزیکی بین انسان و سیستم مکانیکی اطراف او را مورد نظر داشته، ابزار، تجهیزات و تسهیلات محل کار را در این رابطه مورد مطالعه قرار میدهد.
4. مهندسی سیستم ها: در این روش با توجه به اصول سیستمها تمامی اجزای موجود شناسائی شده و با استفاده ار روشهای تجزیه و تحلیل کمی مسائل ایمنی را مورد مطالعه قرار میدهد.
5. روشهای اکتشافی: در این روشها با مطاله در نحوه توزیع و تشخیص بیماریها و روشهای آماری و مقایسه میزان سلامت و ایمنی مورد تحلیل قرار میگیرد.
6. روشهای رفتاری: در این روشها برای بررسی ایمنی و سلامت از متغیر هایی نظیر رضایت از کار ، انگیزش، مشارکت و عواملی از این دست پرداخته میشود که در این مقاله از این روشها نیز استفاده میشود (میرسپاسی 1375، 239-240).
5- قوانین دولتی و ایمنی و سلامت حرفهای
با توجه به اهمیت ایمنی و سلامت، کارفرمایان همواره از طرف افراد جامعه، کارگران و کارمندان و گروهها و اتحادیههای کارگری به منظور پذیرفتن مسئولیت بیشتر در مورد ایمنی و سلامت کارکنان تحت فشار بودهاند. این فشارها باعث شده تا دولتها به ایجاد قوانین پوششدهنده ایمنی و سلامت اقدام کنند که به دلیل عدم توجه کافی و وجود مشکلات بنیادی در اغلب موارد منجر به پیچیدگی فرایند تولید و عدم شمول برخی افراد در بعضی زمینهها میشوند. به علاوه این مشکل بوسیله تلاشهای غیر موثر و بدون برنامه بعضی از دولتها، اتحادیهها و شرکتها حادتر میشود (استون 2004، 646-647).
6- قوانین ایمنی و سلامت حرفهای در ایران
در هر یک از کشورها برای ایمنی و سلامت محیط کار قوانینی وجود دارد که البته شدت و ضعف آن با توجه به میزان توسعه یافتگی کشورها متفاوت است. در کشور ایران نیز قوانینی برای این منظور پیش بینی شده است و بعد از انقلاب نیز توجه ویژهای به این امر شده است. برای صیانت از نیروی انسانی و منابع مادی کشور رعایت دستورالعملهایی از سوی شورای عالی حفاظت فنی جهت تأمین ایمنی و وزارت بهداشت جهت سلامتی تدوین میشود که برای کلیه کارگاهها، کارفرمایان و کارآموزان الزامی است (ماده 85 قانون کار). شورای عالی حفاضت فنی مسئول تهیه آییننامههای حفاظت فنی میباشد ( ماده 86 قانون کار).
در ایران اشخاص حقیقی و حقوقی که قصد تأسیس کارخانه داشته باشند باید طرحهای خود را از نظر ایمنی به تأیید وزارت کار (شورای عالی حفاظت فنی) و از نظر سلامت به تأیید وزارت بهداشت برسانند. این موارد در خصوص واردات ماشین آلات هم صادق است ( مواد 87 الی 90 قانون کار).
در مورد کارکنان نیز کارفرمایان برای حفاظت از ایمنی و سلامت کارکنان در محیط کار مکلف به تهیه تمامی وسایل ایمنی و ارائه آموزشهای لازم میباشند. همچنین کارکنانی که در معرض بیماریهای ناشی از کار هستند باید پرونده پزشکی داشته باشند و هر سال یکبار توسط مراکز درمانی مورد تأیید، معاینه شده و نتیجه در پرونده آنها ثبت شود. چنانچه بیماری ناشی از کار در فرد تشخیص داده شود کارفرما مکلف است این فرد را بدون کاهش حقالسعی در قسمت مناسب دیگری به کار گمارد. در صورت تعدد این بیماران وزارت کار مکلف است تا از محیط کار برای کنترل موارد ایمنی و سلامت بازدید به عمل آورد و با بررسی شرایط و در صورت لزوم برای پیشگیری از بیماریهای محیط کار کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار توسط وزارتخانههای کار و بهداشت تشکیل خواهد شد. وظیفه کمیته مذکور برقراری ارتباط میان وزارتخانههای مسئول و کارفرما میباشد و این کمیته از افراد متخصص با تأیید وزارتخانههای مسئول تشکیل میشود (ماده 91 الی 93 قانون کار).
در صورتی که کارفرما در مورد ایمنی و سلامت حرفهای قصور کند برطبق قانون ملزم به جبران خسارت و مجازات خواهد بود و در صورت قصور کارگر، کارفرما مسئولیتی نخواهد داشت (ماده 94 و 95 قانون کار). به منظور اجرای صحیح این قوانین و ضوابط حفاظت فنی و سلامت کارکنان اداره بازرسی وزارت کار تشکیل شده که وظایفی از قبیل نظارت براجرای قوانین، آموزش مسائل ایمنی و سلامت، بررسی اشکالات قوانین، رسیدگی به حوادث کاری و بازرسیهای منظم بر طبق فانون دارد. نحوه بازرسی و شرایط بازرسان نیز در قانون پیش بینی شده است ( قانون کار مواد 96 الی 106).
7- موازین مربوط به ایمنی و بهداشت کار
موازین مربوط به مسائل ایمنی و بهداشت کار معمولا به سه دسته تقسیم میشوند:
1. موازین یا استانداردهای مربوط به ضوابط کلی: این دسته از موازین شامل اسنادی با عنوان کلی ایمنی و بهداشت کار، جلوگیری از حوادث ناشی از کار، خدمات خدمات بهداشتی کار و نیز بازرسی خدمات بهداشتی است.
2. موازین مربوط به خطرات معین: این دسته شامل موازینی است که در جهت حمایت کارگران و به طور کلی کارکنان در مقابل نوع خاصی از مخاطره به تصویب رسیده است.
3. موازین مربوط به ایمنی در بخشهای خاصی از فعالیت اقتصادی: این موازین همانطور که از عنوان آن بر میآید، شامل ضوابط، راهنماییها و توصیههایی برای پیشگیری از مخاطراتی میباشد که ممکن است در بعضی شاخههای فعالیت اقتصادی بروز کند (حقیقی 1379، 112-113).
8- مدیریت ایمنی و سلامت محیط کار
در ابتدا ایمنی و سلامت به طور حاشیهای مورد توجه مدیران قرار میگرفت و گاهی اوقات به صورت یک وظیفه تکمیلی از مسئولیتهای عمومی مدیران فرض میشد. بعضی مدیران اعتقاد دارند که به کارگیری یک متخصص یا مسئول ایمنی و سلامت برای پاسخ به این مسئولیت و عمل به هر تعهدی در این زمینه کافی میباشد.
تحقیقات در استرالیا نشان داده است که بیشتر از 80 درصد مدیران، آموزشی در زمینه ایمنی و سلامت ندیدهاند و عدم آموزش و عدم تأمین منابع کافی توسط کارفرمایان به منظور پوشش قوانین ایمنی و سلامت، مهمترین مشکلات در استرالیا هستند. این امر نشان میدهد که تفکر اغلب کارفرمایان بدون تغییر مانده و اکثر بهبودها بعلت فشارهای خارجی میباشد. البته باید توجه داشت که در اکثر کشورها و از جمله ایران شورا هایی جهت نظارت بر ایمنی و سلامت وجود دارند که به کارفرمایان جهت ارتقاء سطح ایمنی و سلامت فشار میآورند. مانند اغلب فعالیتهای مدیریت منابع انسانی، ایمنی و سلامت حرفهای نیز به تعهد زیادی نیاز دارد که همه قسمتها را شامل میشود.
جراحتها و بیماریهای مرتبط با کار باعث ضایع شدن منابع انسانی سازمان میشود و افزایش تصادفات در کار باعث ایجاد اختلال در خطوط پایین سازمان میشود که این عوامل علاوه بر زیان مالی موجب عدم توانایی سازمان در نگهداری کارکنان توانمند میشود. ایمنی و سلامت حرفهای تنها رعایت حال دیگران نیست بلکه یک جنبه ضروری و اساسی از بهرهوری هر سازمانی میباشد و اگر سازمانها بتوانند نرخ و مقدار حوادث حرفهای، بیماریها و استرس نامطلوب را کاهش دهند، کیفیت زندگی کاری کارکنان بهبود پیدا کرده و آنها اثربخشتر خواهند بود. تصادفات کمتر، بیماریها و علائم استرس کمتر و وجود کیفیت زندگی کاری نتیجه موارد زیر است:
§ بهره وری بیشتر مطابق با روزهای زیان و غیبت کمتر.
§ اثربخشی بیشتر از کارکنانی که بیشتر درگیر کار شدهاند.
§ کاهش نرخ استراحتهای پزشکی و استعلاجی و پرداخت ها به علت دعاوی علیه شرکت.
§ کاهش نرخ ترک خدمت و غیبت مطابق با افزایش رضایت کارکنان.
§ افزایش انعطافپذیری و قابلیت تطبیق در محیط کار در نتیجه افزایش مشارکت و احساس مالکیت.
§ نرخ انتخاب بالاتر به دلیل افزایش جذابیت سازمان به عنوان یک قسمت از کار.
§ ایجاد یک محیط کار ایمن از نظر عقلی قابل قبول است و در این راه تعهد مدیریت عالی بسیار اهمیت دارد و رویکرد آینده نیز اتکا به رهبران ایمنی است (استون 2004، 651-652).
9- عوامل کلیدی بهبود ایمنی و سلامت حرفهای محیط کار
9- 1- فرهنگ
بدون یک فرهنگ مناسب با این اعتقاد که جراحتها و بیماریها میتوانند قابل اجتناب باشند افراد شروع به مریض شدن، زخمی شدن و مردن خواهند کرد. افراد شروع خوبی در محیط کار نخواهند داشت و امکان ترک خدمت افراد شایسته وجود دارد. پیروی از رویههای توسعه، ارتباطات درست آموزشی، توجه به جزئیات، هماهنگی، مسئولیت فردی، آموزش کلی و جزئی کارکنان و افزایش دقت افراد ارزشهای اساسی یک فرهنگ مناسب میباشد و تعهد به آنها باید از مدیریت عالی آغاز شود و به سمت مشارکت همه کارکنان در ایمنی و سلامت حرفهای برود.
9-2- سیستم ها
در سازمانها سیستمهای مرتبط با ایمنی و سلامت حرفهای باید حاضر و فعال باشند. این سیستمها شامل القاء، آموزش، سیاستها، استانداردها، ممیزی، فعالیتهای ایمنی، ارزیابی عملکرد و طرحهای بهبود میباشند. به علاوه این سیستمها باید شامل مکانیزمهای رسمی و بادوام برای شامل شدن همه کارکنان در برنامههای ایمنی و سلامت حرفهای باشند. اساس این کار ایجاد یک فرهنگ حمایت کننده و حذف رویههای بوروکراتیک است تا اهداف فراموش نشده و کارکنان آسیب نبینند.
9-3- سخت افزار
شامل طرح، وسیله و مواد است. نکته مهم در اینجا طراحی خرید، نصب و عملیات بر اساس نیازهای ایمنی است. در تهیه سخت افزار باید دغدغههای ایمنی و سلامت در نظر گرفته شود و از مناسب بودن و ایمنی آن اطمینان حاصل شود (استون 2004، 653).
10- اجزای برنامه ایمنی
§ توسعه فلسفه عملیات مدیریت منابع انسانی و اهداف استراتژیک
§ ایجاد اهداف ایمنی و سلامت حرفهای
§ ایجاد تعهد و حمایت مدیریت عالی
§ تقویت پیوسته ایمنی و سلامت کارکنان که یکی از مسئولیتهای مدیریت است
§ تشویق فعالیت مشارکتی بوسیله همه کارکنان
§ ایجاد پیوسته نظارتها و کنترلها
§ ساختن پروندههای مناسب ایمنی و سلامت حرفهای
§ ارزیابی سیستمی برنامه (استون 2004، 653).
11- ارزیابی عملکرد ایمنی و سلامت
ممیزی ایمنی و سلامت، مدیران منابع انسانی را برای بدست آوردن بازخورد در مورد کارائی و اثربخشی برنامههای ایمنی و سلامت حرفهای سازمانها و انجام عمل درست و اصلاح شده فعال میکند. ممیزی ایمنی و سلامت حرفهای این امکان را ایجاد میکند تا در زمان معین و برنامه ریزی شده خطرات به طور سیستماتیک تحت نظر قرار گرفته و کنترلهایی به منظور اطمینان از سیاستهای ایمنی و سلامت حرفهای ایجاد شوند. در انجام این کار سازمانها باید ارزیابی یکپارچه را توسعه داده و دادههای مورد نیاز مدیران به منظور بهبود عملکرد ایمنی و سلامت و ایجاد یک فرهنگ ایمنی مثبت را تأمین کنند (استون 2004، 655).
11-1- موارد راهنما به منظور ارزیابی عملکرد ایمنی و سلامت
§ بازرسی محیط کار7: توجه اساسی به موارد قابل مشاهده در محیط کار به عنوان یک رویکرد بوسیله ایجاد یک مکان مشاهده و استنباط از طریق مشاهدات
§ گردش ایمنی8: مشاهده و مرور سیستماتیک یک طرح یا مکان، برای مثال بازدید دورهای از محیط کار
§ نمونه گیری ایمنی9: شامل مرور جنبههای خاص ایمنی و سلامت به صورت تصادفی
§ نمونه گیری رفتار10: ارزیابی رفتار کارکنان بر اساس یک نمونهگیری سیستماتیک به منظور ایجاد رفتارهای ایمن که ممکن است نیاز به اصلاح داشته باشد. برای مثال بوسیله آموزش یا طراحی بهبودها.
§ ارزیابی خطر احتمالی: مثل تحلیل درخت تصمیم، مورد توجه قرار دادن نماینده (مد) شکستها، تحلیل اثر، تحلیل وقایع و بررسی احتمالات که به عنوان یک پیشدرآمد برای برنامههای کاهش خطر است.
§ تکنیک هایHAZAN\HAZOP : حاضر کردن تخصصها، ارزیابی و امکان سنجی بر مبنای اقتضاء و فرایندهای ویژه استقرار به عنوان یک قسمت برنامه ریزی ارزیابی خطر
§ تحلیل دادههای تصادفات، بیماریها و خسارات: ارزیابی وقایع خاص گذشته با رویکرد اجتناب از تکرار
§ تحلیل دادههای خطای نزدیک: گونهای از مورد بالا که دادههای محتمل ایجاد کننده تصادفات یا وقایع نامطلوب تحلیل میشوند ( با رویکرد اجتناب از خطرات مهم)
§ مدیریت با بصیرت و درخت ریسک11: استفاده از یک تحلیل درختی منطقی برای تحلیل وظایف سازمانی مورد نیاز در مدیریت فناوریهای پر خطر، همچنین بدست آوردن نوعی بینش از بررسی تصادفاتی که اخیراً رخ داده و ممیزی ایمنی
§ تحلیل ایمنی شغلی12: تحلیل یک به یک حوادث رسمی که در آن تکنیکهای مطالعه کار و تحلیل وظیفه برای شناسائی حوادث بالقوه در یک شغل استفاده میشود (استون 2004، 655)
12- چگونگی ایجاد یک برنامه جامع کنترل مخاطرات بالقوه
ایجاد و طراحی یک برنامه جامع کنترل مخاطرات بالقوه به نظر ساده میآید ولی در عمل بسیار پیچیده است. به طور کلی سه اصل در مدیریت کنترل جامع مخاطرات و بیماریهای حرفهای وجود دارد که باید به آن توجه کرد:
1. مشخص کردن علل حوادث و آسیبهای ناشی از کار
2. کنترل علل حوادث
3. به حداقل رساندن ضایعت ناشی از حوادث و آسیبهای ناشی از کار
بطور کلی یک برنامه کنترل جامع مخاطرات حرفهای جهت متعادل ساختن عوامل مخاطره آمیز و حداکثر کردن سود یک کارخانه برنامه ریزی میشود (حقیقی 1379، 122).
13- انواع برنامههای ایمنی
13-1- برنامههای ایمنی بر مبنای رفتار
مفهوم آن استفاده از فیزیولوژی انسانی برای کمک به ارتقای ایمنی محیط کار میباشد. این برنامه بوسیله کاهش رفتارهایی دارای خطر و ارتقاء ایمنی آنها کار میکند. برنامههای ایمنی بر مبنای رفتار به طور کلی بوسیله مدیریت پذیرفته شده اما کارکنان چندان از آن راضی نیستند و از آن اکراه دارند. کارگران احساس میکنند که وقتی مدیریت از یک برنامه ایمنی بر مبنای رفتار استفاده میکند در اصل مسئولیت ایمنی خود را به کارکنان منتقل میکند. برنامههای ایمنی برمبنای رفتار میتواند به عنوان یک روش برای درگیر کردن کارکنان استفاده شود. در این برنامهها تمرکز بر روی اصلاح رفتار کارکنان است و یک برنامه ایمنی بر مبنای رفتار فرایند ساختن یک سیستم است که بوسیله آن هر سطح سازمان اعمال زیر انجام میشود:
1. تعریف دقیق از اینکه چه رفتار هایی مورد نیاز است
2. ارزیابی اینکه آیا آن رفتارها مؤثر هستند
3. تقویت منظم رفتارهایی که مطلوب هستند
همه سطوح سازمان از تولید تا سطح ارشد شامل این فرایند میشود و برنامههای ایمنی بر مبنای رفتار در صورتی موجب بهبودهای آینده میشود که اعمال زیر را انجام دهد:
1. تعریف رفتارهایی که هر سطح سازمان از بالا تا پایین نیاز دارد
2. اطمینان از اینکه هر فرد به طور واضح رفتارهای مورد نیاز را درک میکند
3. ارزیابی اینکه آیا رفتارها در حقیقت انجام میشوند
4. پاداشها برای رفتارها در یک مبنای منظم (روزانه و یا ساعتی)
میزان بیماریها و حوادث بستگی به در معرض حادثه و خطر قرار گرفتن دارد. چگونگی اندازه گرفتن این خطر در شکل 1 نشان داده شده است.
برنامههای ایمنی بر مبنای رفتار به رفتارهای خاصی مانند پوشیدن تجهیزات مناسب و حمایت کننده به عوض تمرکز بر روی حذف خطر پاداش میدهد (میوزا و ویلد 2002).
13-2- برنامههای ایمنی بر مبنای مشوق
برای کارکنان بدون جراحت و حادثه در یک دوره زمانی طراحی شده است. کارکنان و اداره کنندگان ایمنی و سلامت حرفهای معمولا یک نظر مبهم در مورد برنامههای ایمنی بر مبنای مشوق دارند. وقتی کارفرمایان و کارمندان نوعاً به طور مساعد به این نوع برنامهها نگاه میکنند اداره کنندگان ایمنی و سلامت حرفهای به طور کلی اعتقاد دارند که برنامههای ایمنی بر مبنای مشوق منجر به عدم گزارش حوادث شده و کارگران اعتقاد دارند که جو ترس در میان نیروی کار ایجاد میکند (میوزا و ویلد 2002).
انواع برنامههای ایمنی بر مبنای مشوق عبارتند از:
1. برنامه ایمنی بر مبنای مشوق بر اساس عملکرد: این برنامهها به عملکرد برای رسیدن به نتایج مطلوب در یک دوره زمانی معین پاداش میدهند.
2. برنامه ایمنی بر مبنای مشوق بر اساس رفتار: این برنامهها به رفتارهای خاص پاداش میدهد (مثل پوشیدن لباسهای مناسب شخصی محافظت کننده).
3. برنامه ایمنی بر مبنای مشوق غیر سنتی: این برنامهها به کارکنانی که در فعالیتهای خاص مشارکت میکنند (مثل پیشنهادات) پاداش میدهند (میوزا و ویلد 2002).
14- نظرات جاری در ایمنی و سلامت
ایجاد یک محیط کار ایمن و سالم باعث کاهش بیشتر تعداد حوادث و جراحتهای مرتبط با کار میشود. مدیران همواره با نظرات مختلف عملی، قانونی و اخلاقی مواجه هستند. که بسیاری از آنها در ارتباط با ایجاد تعادل میان حریم شخصی (بویژه حریم محرمانه) با نیازهای سازمان میباشد.
برخی نظرات اصلی که مدیران منابع انسانی باید سیستمهای خود را بر مبنای آنها تنظیم کنند عبارتند از ایدز، آزارهای جنسی، سیگار کشیدن، مواد مخدر، بی حرمتی در محیط کار و تعارضات کاری خانوادگی (استون 2004، 655-662).
متأسفانه در کشور ما به دلیل برخی تعصبات بیجا و ملاحظات، توجه بسیار کمی شده است و آمارهای دقیقی در این موارد موجود نمیباشد و تحقیقات و مطالب کمی در این زمینه موجود است.
15- استرس13
استرس واژهای است در اصل به معنی فشار و نیرو. در جهان فیزیکی هر گاه فشاری بر چیزی وارد شود کنشی بر آن وارد میکند، ثبات اجزای درونی آن را بر هم میزند و تنشی در آن پدید میآورد و بر میآشوبد و سرانجام آن شی را به واکنش میاندازد. در مهندسی گفته میشود که هر گاه فشار وارده از مقاومت شی در گذرد آن شی متلاشی میشود و از وضعیت موجودش در میآید. روانشناسان و دیگر صاحبنظران استرس نیز میگویند روی هم جمع شدن رویدادهای زندگی که سازگاری فرد را با وضع موجودش بر هم میزند موجب استرس میشود (رندال و التمایر 1377، 10).
همچنین استرس نرخ ترس و فشار در بدن که در طول زندگی ایجاد میشود، توصیف شده است. استرس توسط یک دوره کلی از فشار، مشکلات و تجربههای افراد است که در طول زندگی بوجود میآید. خود استرس نه خوب است و نه بد. در حقیقت بعضی درجات استرس عادی است و برای ادامه حیات روزمره لازم است. حتی هنگامی که افراد استراحت میکنند، درجات کمی از استرس وجود دارد. بدون استرس انگیزه و انرژی وجود نخواهد داشت. استرس برای هر فرد اجتناب ناپذیر است. استرس یک وضعیت فشار است که روی احساسات یک نفر بوسیله فرایندها و شرایط فیزیکی اثر میگذارد و امروزه یکی از مسائل مهم و مورد توجه در حوزه سلامت فردی، سازمانی و اجتماعی است (استون 2004، 662).
15-1- استرس شغلی
استرس شغلی را میتوان جمع شدن عاملهای استرس زا در وضعیتهای مرتبط با شغل دانست که بیشتر افراد نسبت به استرس زا بودن آن اتفاق نظر دارند. همچنین استرس شغلی به عنوان کنش متقابل بین شرایط کار و ویژگیهای فردی شاغل، میزان بیش از حد خواستهای محیط کار و در نتیجه فشارهای مرتبط با آن است که فرد بتواند از عهده آنها برآید (راندال و تمایر 1377، 36-38).
15-2- سندروم سازگاری عمومی14
طبق نظر هانس پاسخ فردی که در معرض استرس قرار میگیرد از الگوی عام و یکسانی پیروی میکند و این الگوی معین را سندروم سازگاری عمومی میگویند. این الگو سه مرحله دارد که عبارتند از:
1. مرحله هشدار: در این مرحله بدن پاسخ اولیهای در برابر عامل استرسزا خود نشان میدهد. این مرحله فاصله زمانی کوتاهی را در بر میگیرد که در آن بدن مقاومت کوتاهی از خود نشان میدهد. در این مرحله تغییراتی در بدن رخ میدهد تا آن را برای پاسخی فوری آماده کند. ضربان قلب تند میشود فشار خون بالا میرود و قند آزاد میشود تا انرژی لازم را برای عمل فراهم کند.
2. مرحله مقاومت: در صورتی که عامل استرسزا به قوت خود باقی بماند مرحله دوم یا مقاومت فرا میرسد. در این مرحله پاسخهای اولیهای که در مرحله هشدار ظاهر شده بودند جای خود را به ناسازگاری طولانیتری میدهند. در این مرحله تلاشی مداوم از جانب فرد صورت میگیرد تا با عامل استرسزا سازگاری برقرار کند یا با آن خو بگیرد.
3. مرحله از پا در آمدن: این اصطلاح به این معنی است که بدن نمیتواند به مبارزه خود با عامل استرسزا ادامه دهد. انرژی لازم برای ادامه سازگاری تمام میشود و فرد از توان میافتد. بنابراین وجه مشخصه مرحله سوم عبارت است از دست دادن مقاومت در برابر عامل استرس، فرسودگی و از پا در آمدن (راندال و آلتمایر 1377، 23-25).
15-3- ایجاد کنندههای استرس15
استرسزاها عواملی هستند که موجب استرس میشوند. آنها مانند شرایطی هستند که که آغاز کننده یک تغییر در شرایط فیزیکی یا روانی میباشند. به عبارت دیگر برهم زننده تعادل فیزیکی و روانی هستند. استرسزاها مثبت یا منفی میباشند و عکس العملهای فیزیولوژیکی در فرد ایجاد میکنند. تپش قلب، افزایش فشار خون، خشکی دهان، تنفس سریع ، اغلب عکس العملهای غالب در مقابل استرسزاها هستند. همچنین حالتهای احساسی مختلف نیز باعث این عکسالعملها میشوند و سطوح استرس بوسیله وقایع غیر مترقبه مطلوب یا نامطلوب افزایش پیدا میکند اما فقط در صورتی که از حد معینی فراتر رود باعث ایجاد درد و بیماری در افراد میشود (استون 2004، 662).
15-4- منابع استرس
همه کارکنان با استرس مواجه هستند و این یک قسمت از وجود هر فرد است. چگونگی هدایت استرس توسط هر فرد ممکن است به زندگی شادتر و یا تخریب زندگی کاری و سلامتی منجر شود. این بستگی به طرز تلقی افراد نسبت به استرس دارد که آن را یک تهدید یا یک چالش درک کنند.
منابع واقعی استرس بیانتها هستند. تاکنون سه گروه کلی از منابع استرس شناسائی شدهاند که گروهی مربوط به عوامل شرایط کاری، گروهی مربوط به صفات شخصیتی فرد و گروهی نیز مربوط به عوامل محیطی خارجی میباشند که در شکل 2 (استون 2004، 663) نشان داده شدهاند.
به طور کلی ترکیب این منابع باعث ایجاد استرس در افراد میشوند. همچنین با توجه به مطالعات انجام شده عوامل خارجی مانند زندگی خانوادگی اثر بیشتری در ایجاد استرس کارکنان دارند (استون 2004، 662).
15-5- علل کاری استرس
استرسهای محیط کار بوسیله غیبتها،
تأخیرها و ناتوانیهای مرتبط با استرس کارکنان یک بار سنگین بر روی سازمان تحمیل
میکند. تحقیقات در استرالیا نشان داده است که بیشتر از یک روز در ماه کارکنان به
دلیل افسردگی، مواد مخدر یا اضطراب از کار باز میمانند. تحقیقات دیگری نشان داده
است افراد مجرد به خصوص زنان بیشتر در معرض خطرات استرس میباشند. در یک تحقیق
دیگر نیز این نتیجه حاصل شده است که بیکاری زیاد، عدم امنیت شغلی، قراردادهای
کوتاه مدت و فشار زمانی روی کارکنان با استرس مرتبط هستند. همچنین نگرانی از آینده
شرکت، عدم تطابق نیازها و احساسات و عدم مالکیت میتواند ایجاد استرس کند.
هر یک از جنبههای کار میتوانند موجب استرس شوند. دربعضی حرفهها (برای مثال
قانون، پزشکی، مالی، مشاوره و تکنولوژی) کار زیادی انجام میشود و نگرانی زیادی
برای ارتقاء وجود دارد.
بعضی عوامل اصلی استرس در محیط کار در زیر آمده است (استون 2004، 663؛ فیربوردر و دیگران 2003؛ لارسون 2004):
15-5-1- بار زیاد کاری
انجام کار زیاد، بار اطلاعات زیاد کار کردن برای ساعتهای طولانی و داشتن جلسات بدون وقفه از فراوانترین علل استرس هستند. اگر این عوامل در دورههای زمانی طولانی ادامه یابند میتوانند منجر به اتلاف انرژی در فرد شوند زیرا فشارهای اقتصادی و کشمکش برای باقی ماندن در استانداردهای زندگی، افزایش کارمندان و یافتن خود در مقابل کوهی از کار همیشه فرا روی افراد هستند و حتی ممکن است فشارهای کاری به خانواده نیز منتقل شوند. طبق تحقیقات انجام شده در کشورهای مختلف این بارهای کاری بیش از اندازه و نداشتن تعطیلات موجب افزایش هزینههای ناشی از تصادفات و خستگی و همچنین بیماریهای مرتبط شدهاند.
15-5-2- فشار کاری کم
به طور تعجبآوری انجام دادن کار کم نیز یکی از علل استرس است. درماندگی، سررفتن حوصله، نارضایتی و خستگی و زیاد در خانه ماندن سلامتی را کاهش میدهد. برطبق مطالعهای که در کشور سوئیس انجام شده سر رفتن حوصله خطر بیشتری از استرس ناشی از کار و تقاضای شغلی برای سلامتی دارد.
15-5-3- نوبت کاری
کارکنان نوبتکار، بیشتر احتمال دچار شدن به مشکلات سلامتی مزمن را دارند. نرخ طلاق در این کارکنان بیشتر است. بعلاوه آنها دارای رضایت شغلی کمتر، تصادفات بیشتر، افزایش مصرف الکل و مواد مخدر را دارند. به طور کلی کارکنان نوبت کار بیشتر احتمال مواجه شدن با مشکلات در ارتباط با عملکرد کاری را دارند. بعلاوه تحقیقات نشان داده که در این کارکنان کم خوابی، ضعف در کار و ایجاد خطر برای خود و همکارانشان بیشتر میباشد. همچنین زنان نوبت کار مستعد دورههای قاعدگی نامنظم، فراوانی نرخ سقط جنین و تولد فرزندان نارس و کم وزن هستند.
15-5-4- روابط بین شخصی
روابط غیر رضایت بخش با رئیس، زیردستان و همکاران منبع کلیدی استرس در محیط کار است. این حالت میتواند در سازمانهای با رفتار سیاسی زیاد (که اهداف و استانداردهای عملکرد وجود نداشته و ارتباطات شخصی دچار بحران باشد) بدتر باشد. بعلاوه در جایی که مدیران مجبور به تعهد در مورد عملکرد زیر دستان شوند و از ارزیابیهای موضوعی استفاده کرده و شخصاً ارزیابی کنند، استرس تولید میشود. به خصوص در جایی که نرخ عملکرد اثر مستقیمی بر حقوق و پرداخت به کارکنان داشته باشد.
15-5-5- تغییر
تغییر یک علت پذیرفته شده استرس است. جانشینی مدیران، کوچکسازی و تولید تکنولوژی جدید همه میتوانند به عنوان استرسزا عمل کنند زیرا در این حالتها کارکنان باید با شرایط غیر آشنا تطبیق پیدا کنند. تغییر وقتی با استدلال منطقی سازمان شامل انتقالها، خاتمه همکاریها و دوباره کاریها مرتبط باشد به دلیل افزایش عدم امنیت شغلی و تقاضای کار نامعین، میتواند پر استرس باشد. عدم امنیت شغلی به طور خاص یکی از بزرگترین تولید کنندگان استرس در اغلب کارکنان است.
15-5-6- جو سازمانی
محیطهای کاری که خصوصیت آن رقابت بسیار زیاد میباشد، ارتباطات ضعیف، مدیر اقتدارگرا و سبک مدیریتی تهدیدآمیز استرس خلق میکند. یک علت استرس میتواند مدیریت بیصلاحیت باشد. چنانچه مدیران دارای استرس باشند این استرس را به کارکنان و زیر دستان منتقل کرده و دوباره استرس زیردستان به دیگر مدیران منتقل میشود که بصورت یک حلقه باطل افزاینده استرس در میآید و در نهایت به نارضایتی شغلی منجر میشود . همچنین یک مطالعه در استرالیا نشان داده که نارضایتی بالای شغلی منجر به ناتوانی کارکنان میشود و در صورت عدم ترک سازمان توسط فرد، باعث بیماری در وی میشود.
15-5-7- محیط فیزیکی
صدای زیاد، نور نامناسب، دمای بالا یا پایین، شلوغی، کمبود حریم خصوصی و ناتوانی در شخصیسازی محیط کار میتواند تولید استرس کند. کار و زندگی در ساختمانهای بلند مرتبه هم از جنبه روانی و هم فیزیولوژیکی روی افراد اثر گذاشته و استرس را افزایش میدهد.
15-5-8- ابهام نقش
در سازمان ها، در جایی که کارکنان نمیدانند از آنها چه انتظاری وجود دارد، نتیجه عدم اطمینان است که استرس ایجاد میکند. در بعضی شرایط مدیران برای پیشبینی اینکه چه وظیفهای دارند و مسئولیت آنها چیست دچار فشار هستند در نتیجه برای آنها یک تهدید داخلی بوجود میآید و ممکن است از سوی مقامات بالاتر تنبیه شوند. این حالت نیز سطح استرس را افزایش میدهد (استون 2004، 663-665).
15-5-9- عوامل شخصی
بسیاری از عوامل شخصی منابع بالقوه استرس در محیط کار هستند. به طور ذاتی بسیاری از مردم در مقابل فشارهای فیزیولوژیکی و روانی آسیب پذیر هستند و مشکلاتی برای این افراد بوجود میآید. به طور کلی شخصیت افراد به دو نوع الف و ب تقسیم میشود. افراد نوع الف افراد رقابتی پر انرژی و همیشه در فشار زمانی هستند و افراد نوع ب درست بر خلاف نوع الف هستند و کمال گرا میباشند. افراد نوع الف بیشتر مستعد استرس زیاد، بیماریهای قلبی، فشارخون بالا و سایر بیماریهای مرتبط با استرس هستند (استون 2004، 665-666).
15-5-10- عوامل خارجی
بسیاری از عوامل خارجی و محیطی میتوانند استرس ایجاد کنند. برای مثال بر اساس تحقیقات صورت گرفته عوامل محیطی مانند افزایش رقابت، کاهش قابلیت سود دهی، وضعیت اقتصادی، روابط کار و محدودیتهای صنعتی میتوانند در ایجاد استرس مؤثر باشند. عوامل اصلی خارجی تولید کننده استرس در زیر آمدهاند (استون 2004، 666).
15-5-11- شرایط اقتصادی
رکود میتواند باعث کاهش یا طولانی شدن دورههای بیکاری و نگرانی شود. تحقیقات نشان داده است که اضطراب و عدم اطمینان از امنیت شغلی ناشی از نابسامانیهای اقتصادی میتواند مشکلات سلامتی را افزایش دهد. حتی خود بیکاریهای ناشی از رکود اقتصادی نیز میتواند باعث این امر شود. این نگرانیها و فشارها حتی میتواند روی سطح استرس خانواده نیز اثرگذار باشد. در آمریکا کارمندان برای بهبود دادن وضعیت خود نزد کارفرما احساس فشار میکنند. تحقیقات در استرالیا نشان داده است که پول مهمترین عامل توزیع استرس در خانوادهها میباشد.
15-5-12- مقررات و قوانین دولتی
سود مشمول مالیات، مزایای کارکنان، مقررات مرتبط با اخراج، فرصتهای برابر، ایمنی و سلامت حرفهای و مانند آن میتواند به تنشهای میان کارگر و کار فرما اضافه شود. تمام شرکتها باید خود را با قوانین و مقررات محل فعالیت خود وفق دهند که این امر باعث ایجاد تنش و استرسهای مربوط به خود خواهد شد.
15-5-13- مسافرت
مسافرتهای زیاد کاری بین المللی یا حتی تماسهای زیاد کاری میتواند تولید استرس کند. یک تحقیق در آمریکا نشان داده افرادی که دارای ارتباطات کاری زیادی هستند دارای فشارخون بالاتری نسبت به دیگران هستند و افرادی که به طور دائم مجبور به مسافرت و تغییر مکان بوده و با فشار زمانی نیز برای این امر مواجه هستند عصبانی تر و مضطربتر هستند. مسافرتهای با مسافت زیاد در محدوده زمانی کوتاه میتواند یک منشأ استرس باشد. علائم شایع مسافرتهای با مسافت طولانی عبارتند از خستگی، عدم تعادل، بیخوابی، سردرد، کاهش ظرفیت ذهنی و فیزیکی، افسردگی و اختلالات وزنی. بعلاوه لغو پروازها، گم شدن بار سفر، بیماری، دزدی، قصور در انجام وظایف خانوادگی و بدقولیهای خانوادگی از دیگر عوامل استرس زا در افرادی که زیاد مسافرت میکنند هستند.
15-5-14- ارزشهای جامعه
وقتی ارزشهای جامعه در میان افراد مختلف باشد ممکن است استرس ایجاد شود. یکی از عواملی که تازه واردان به یک جامعه جدید با آن مواجه میشوند شوک فرهنگی است. به طور مشابه زمانی که مدیران در استخدامهای سازمانی ارزشهای متضادی را لحاظ میکنند، میتوانند استرس را افزایش دهند. مدیران برای اینکه به هر دو مجموعه ارزشها احترام بگذارند در حقیقت ممکن است خود را به دو قسمت تقسیم کنند. هر جامعهای ارزشهای خاص خود را دارد که افراد در مواجهه با آنها در صورت عدم آشنایی و رفتار درست ممکن است دچار استرس شوند.
15-5-15- جرم و جنایت
ترس از مورد دزدی قرار گرفتن، مورد تجاوز قرار گرفتن یا مورد حمله قرار گرفتن روی افراد فشار وارد میکند و این افراد پسزمینهای از ترس در خود دارند و این مسئله باعث ترک منطقه خطر توسط این افراد میشود. بر اساس تحقیقات انجام شده در همه جا و همه افراد میزانی از این نوع ترس وجود دارد و بدیهی است که افزایش جرم و جنایت در جامعه و اطلاع رسانی بیش از اندازه و اغراق آمیز در این مورد میتواند سطح استرس در جامعه را افزایش دهد.
15-5-16- موضوعات خانوادگی و شخصی
ترک خانواده، طلاق، مرگ یک عضو خانواده یا دیگر بحرانها با توسعه و افزایش بیماریهای مرتبط با استرس در ارتباط است. برای مثال مطالعات در آمریکا نشان داده است که بسیاری از زنان و مردانی که همسر خود را از دست میدهند دچار مشکلات سلامتی جدی شده یا حتی فوت کردهاند. تحقیق دیگری نیز نشان داده است که افرادی که طلاق میگیرند در سال اول بعد از طلاق بیشتر از مردمی که زندگی زناشویی عادی دارند دچار بیماری میشوند. همچنین در هنگ کنگ تجربه نشان داده است افرادی که قبل یا بعد از ازدواج دارای روابط جنسی نامشروع بودهاند و این موضوعات افشاء شود در بسیاری از موارد منجر به طلاق میگردد. رنج بردن از مشکلات خانوادگی و شخصی باعث افزایش سطح مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی میشود که این مواد مشکلات خاص خود را به همراه دارد (استون 2004، 666-668).
16- استرس و عملکرد کاری
سطوحی از استرس ممکن است به بهتر شدن عملکرد کاری کمک کنند. شکل شماره 3 ارتباط بین استرس و عملکرد کاری را نشان میدهد. وقتی استرس وجود ندارد چالشهای کاری وجود نخواهد داشت، کسالت و ناتوانی افزایش یافته و بر روی عملکرد اثر منفی میگذارد. چنانچه استرس افزایش پیدا کند عملکرد به سمت بهبود میرود و کارکنان آمادگی ذهنی و روانی بالایی برای رویارویی با چالشها پیدا میکنند.
بعضی تحریکها مفید هستند و کارکنان را برای رسیدن به احساس موفقیت و رضایت شغلی فعال میکنند. حال اگر مقدار استرس از سطح بهینه فراتر رود تقاضاهای زیاد از حد از کارکنان افزایش مییابد و سطح عملکرد افت میکند. در این نقطه، توان هماهنگی کارکنان از بین رفته، تصمیمگیری برای آنها مشکل شده و رفتارهای نامتعادل بروز میدهند. همچنین اگر استرس از حد معینی بیشتر شود عملکرد بدتر شده و کارکنان با درهم شکستگی ذهنی و فیزیکی روبرو میشوند (استون 2004، 668-669).
17- رابطه استرس و ترک خدمت و سبک رهبری
با توجه به تحقیقات انجام شده سبک رهبری و آمادگی کارکنان با رضایت، عملکرد شغلی، ترک خدمت و استرس ارتباط قویی ندارد. کارکنان با میل و انگیزش بالاتر و با توانایی بیشتر عملکرد و رضایت شغلی بالاتری دارند. از طرف دیگر استرس شغلی کارکنان به طور مثبت با ترک خدمت کار کنان در ارتباط است . همچنین تاکنون ارتباط روشنی میان عملکرد، رضایت شغلی و استرس به صورت یکپارچه با سبک رهبری و ترک خدمت و آمادگی کارکنان پیدا نشده است. از طرفی دانش، تجربه و توانایی کارکنان در رابطه با یک وظیفه خاص اغلب بر روی اعتماد، تعهد و انگیزش و در نتیجه استرس و سلامتی اثر میگذارد. در نتیجه سازمانها باید افراد درست را برای انجام کار درست برگزینند و در همین حین آموزش مناسب نیز برای افزایش توانایی آنها در نظر بگیرند که این امر باعث متناسب شدن توانایی کارکنان و افزایش ایمنی وسلامت میشود (چن و دیگران 2005).
18- تصمیم گیری و استرس
شاید یکی از شایع ترین علل استرس در مدیران عدم توان تصمیم گیری و اجرا باشد. عدم تصمیم گیری باعث ایجاد استرس میشود و استرس نیز باعث تشدید ناتوانی در تصمیم گیری میشود که این امر به صورت یک دور باطل عمل میکند و موجب اتخاذ تصمیمات نادرست میشود. مدیرانی که تصمیمات را به تعویق میاندازند و به شرح مشکلات گذشته توجه بیش از اندازه میکنند نیاز به عمل دارند. چنانچه مدیران از ابتدا نگران همه تصمیماتی باشند که تاکنون گرفته یا خواهند گرفت دچار استرس بیش از اندازه خواهند شد و پیامد آن کاهش توانایی آنها در مواجهه با وضعیتهای جدید است. این امر منجر به نگرانی بیشتر، فشار بیشتر و مشکلات بیشتر میشود. در تصمیم گیری باید میزان مسئولیت و فوریت تصمیم لحاظ شود و نباید تأمل زیاد از حد روی تصمیمات صورت گیرد. یک تصمیم بد بهتر از تصمیم نگرفتن است و تصمیم درستی که دیر اتخاذ شود غیر قابل استفاده است. این یک افسانه است که تأخیر، کیفیت یک تصمیم را بهبود میبخشد. اما واقعیت اینست که تأخیر در تصمیمات استرس را افزایش میدهد (استون 2004، 669).
19- علائم استرس
علائم استرس به راحتی میتوانند شناسایی شوند و به مدیران در مورد کارکنانی که با استرس کار میکنند هشدار دهند. علائمی که میتوان مشاهده کرد عبارتند از:
§ شکست در احساسات
§ احساس عصبانیت هیجان یا خفگی
§ سوء هاضمه
§ فشار خون بالا
§ بیخوابی
§ بیقراری و ناتوانی در تمرکز
§ افزایش استفاده از الکل و مواد مخدر
§ افزایش مصرف دخانیات
§ تغییر در رفتار غذایی
§ ناتوانی از استراحت
§ درد و ناراحتیهای مزمن
§ مشکلات جنسی
اغلب کارکنان بعضی از این نشانهها را دارند که احتمالا نتیجه استرس زیاد میباشد و اگر به این مشکلات توجه نشود ممکن است باعث بروز انواع بیماریها شود (استون 2004، 669).
20- مدیریت استرس
چالش اساسی برای هر کارمند یافتن آن سطح از استرس است که بهرهوری را بدون آسیب زدن به سلامت افزایش دهد. این امر با مدیریت مؤثر استرس امکان پذیر میشود. بعضی مهارتهای مدیریت استرس که برای کنترل استرس لازم است در زیر آورده شده است:
20-1- استراحت
برای اجتناب از اثرات زیان آور استرس، کارکنان باید قطع کردن کار را یاد بگیرند. راحت بودن و درست استراحت کردن میتواند فرا گرفته شود. فعالیتهای اساسی کاهش دهنده تنش مانند تنفس عمیق، تکنیکهای رهاسازی مستمر خود و یوگا میتواند برای شکست دادن استرس استفاده شود. دیگر راههای راحت بودن و استراحت، گوش کردن به موسیقی، داشتن روابط جنسی مشروع و رژیم غذایی خوب هستند. حتی نگهداری حیوانات خانگی نیز میتواند به افرادی که از استرس رنج میبرند کمک کند به خصوص نگهداری پرندگان میتواند اثر روانی مثبتی روی افراد بگذارد.
20-2- ورزش
فعالیتهای منظم فیزیکی مثل رقص باله، قدم زدن، درجا دویدن، شنا کردن، قایقرانی، دوچرخه سواری یا تنیس نه تنها قوای جسمانی را تقویت میکند، بلکه برای مواجهه با استرس نیز به فرد کمک میکند. قبل شروع ورزش یک کنترل پزشکی توصیه میشود. همچنین اغلب حرکتهای اروبیک علاوه بر تنظیم وزن، استرس را نیز کاهش میدهند. تحقیقات نشان داده است که سازمان هایی که مکانی برای فعالیتهای سلامتی در نظر گرفتهاند دارای میزان غیبت، ترک خدمت و ادعاهای حقوقی کمتری هستند.
20-3- رژیم غذایی
طولانی شدن استرس میتواند بدن را از ویتامینها تهی کرده و آن را مستعد بیماری کند. بعلاوه افرادی که تحت استرس هستند عادات غذاییشان تغییر میکند، آنها ممکن است بعضی وعدههای غذایی را حذف کنند و مصرف داروهای محرک مانند قهوه، الکل یا سیگار را افزایش دهند. بنابراین باید رژیم غذایی متعادلی را ایجاد نمود. طبق تحقیقات انجام شده وجود سطح استرس بالا و رژیم غذایی نامطلوب 30 تا 50 درصد بهرهوری را کاهش میدهد.
20-4- صحبت کردن
صحبت کردن در مورد نگرانیها یا مشکلات میتواند یک راه بسیار موثر برای کنترل استرس و کمک به کارکنان برای هماهنگی با فشار اضافی باشد. افراد نوعاً زمانی که به آنها فرصت صحبت کردن ناکامیها و ناتوانیهایشان داده میشود، احساس رهایی پیدا میکنند. محبوس کردن فشارهای روانی در خود و صحبت نکردن در مورد مشکلات راه مناسبی برای مواجهه با استرس و کنترل آن نمیباشد.
20-5- برنامه ریزی و مدیریت زمان
بسیاری از استرس کارکنان نتیجه برنامه ریزی ضعیف است. کارکنان باید زمان کافی برای رسیدن به اهداف کاری خود در اختیار داشته باشد. ضعف برنامه ریزی منجر به گیج شدن در مورد اهداف، فعالیت سریع و ناتوانی قابل توجه میشود. وقتی یک مدیر در عمل شکست بخورد و تراکم فعالیتها ایجاد شود استرس در مدیر و اطرافیان بوجود میآید. نوعاً این تراکم در فعالیتها موجب شکست در استفاده از فرصتها میشود.
20-6- تفویض
تفویض کم یکی از دلایل مقدماتی شکست مدیریت و کنترل استرس است. مدیران نیاز به اتکاء کردن دارند زیرا آنها نمیتوانند همه تصمیمات به خصوص تصمیمات کوچک روزانه را بگیرند. افسوس که بسیاری از مدیران به تفویض بیمیل هستند. آنها از اینکه دیگران نتوانند این وظایف را انجام دهند هراس دارند. تفویض یک وسیله اساسی در مدیریت زمان و کنترل استرس است و بدون آن سلامت عقلی مدیران دچار خطر میشود (استون 2004، 670-672).
21- ده راه که مدیریت بوسیله آن میتواند استرس کار کنان را در حین کار کاهش دهد
1. صحبت آزاد کارکنان به طور آزاد با یکدیگر: در یک سازمان که کارکنان میتوانند با یکدیگر آزادانه صحبت کنند بهرهوری و حل مسئله معمولاً بهتر میشود.
2. کاهش تعارضات شخصی در کار: برای حداقل کردن تعارض در کار، کارفرمایان سه مرحله را میتوانند طی کنند: الف) آموزش مدیران و کارکنان برای حل تعارضات بوسیله ارتباطات، مذاکره و احترام. ب) رفتار کردن با کارکنان به طور منصفانه. ج) تعریف روشن وظایف شغلی.
3. دادن قدرت کنترل کافی به کارکنان در مورد چگونگی انجام کار آنها: کارکنان وقتی که روی کار خود کنترل داشته و در روش انجام کار توسط آنها انعطاف پذیری وجود داشته باشد بهرهوری آنها بالاتر رفته و بهتر با استرس مواجه میشوند.
4. اطمینان از اینکه بودجه پرسنلی کافی میباشد: بارکاری زیادتر بیماریها، ترک خدمت و تصادفات را افزایش داده و بهرهوری را کاهش میدهد. بنابراین اگر کارکنان کافی در اختیار نداشته باشیم صحبت از یک پروژه جدید ارزش ندارد.
5. درباره کارکنان به راحتی صحبت کنید: مدیریت باید کارکنان را از اخبار بد به خوبی اخبار خوب آگاه کند. دادن فرصت به کارکنان برای بیان نگرانیهایشان نیز مهم است.
6. حمایت از تلاشهای کارکنان: کارکنان بهتر میتوانند خود را با بار کاری هماهنگ کنند اگر مدیریت انرژیدهنده، فهیم و تشویق کننده باشد. گوش کردن به کارکنان و هدایت نظرات آنها میتواند کمک کننده باشد.
7. تأمین مرخصی شخصی رقابتی و مزایای کارکنان: کارکنانی که وقت کافی برای استراحت و بازیابی خود بعد از کارهای سنگین را دارند، بیماریهای مرتبط با استرس کمتری دارند.
8. تعیین سطوح جاری مزایای کارکنان: وقتی مزایای در نظر گرفته شده برای کارکنان کاهش پیدا کند سطوح استرس آنها افزایش پیدا میکند. کارفرمایان باید به دقت فعالیتهایی را که موجب ذخیره مزایا برای کارکنان میشود بسنجند در غیر این صورت و با کاهش مزایای کارکنان، آنها دارای اتلاف انرژی میشوند.
9. کاهش مقدار خطوط قرمز (قوانین محدود کننده) برای کارکنان: کارفرمایان میتوانند اتلاف انرژی را بوسیله عدم انجام کارهای غیر ضروری و رویههای زائد، کاهش دهند.
10.تشویق و پاداش برای دستاوردها و همکاری آنها: بیتوجهی به دستاوردهای کارکنان میتواند روحیه آنها را پایین آورده و کارکنان با استعداد و با تجربه را خشمگین کند (استون 2004، 670).
22- نتیجه گیری
همانطور که گفته شده یکی از مهمترین مسئولیتهای مدیریت منابع انسانی حفظ کارکنان توانمند به منظور ایجاد و حفظ مزیت رقابتی در سازمان میباشد زیرا امروزه یکی از عوامل کلیدی موفقیت سازمانها منابع انسانی توانمند و استفاده بهینه و دانش محور از آنها میباشد. برای رسیدن به این هدف لازم است کارکنان از سطح رضایتمندی بالایی برخوردار باشند تا برای سازمان ایجاد ارزش نمایند. یکی از عوامل اصلی ایجاد رضایتمندی امنیت شغلی میباشد و یکی از ارکان بوجود آورنده امنیت شغلی وجود ایمنی و سلامت در محیط کار میباشد.
با توجه به مطالبی که در این مقاله بیان شده ایمنی و سلامت در محیط کار باید از دو جنبه مورد بررسی قرار گیرد:
1. از جنبه فیزیکی: در این منظر محیط کار باید از نظر فیزیکی مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به نوع کار، نوع کارکنان، اهداف و محدویتهای سازمان با استفاده از دستورالعملها و تکنیکهای گفته شده ایمنترین محیط را برای کارکنان بوجود آورد.
2. از جنبه روانی: در این منظر خود کارکنان مورد توجه قرار میگیرند و عمده تمرکز در این مقاله بر چگونگی برداشتن فشار روانی و استرس نامطلوب در کارکنان است و در این زمینه،دستورالعملها و رویه هایی ارائه شد تا بوسیله آنها بتوان کارکنان را از نظر روحی و روانی برای کار آماده کرده و موجبات رضایت شغلی آنها را فراهم کرد.
در پایان لازم به ذکر است اکثر مطالب و دستورالعملهای ارائه شده در این مقاله بر اساس تحقیقات انجام شده در کشورهای توسعه یافته بدست آمده و برای بکارگیری آن در کشورهایی مانند ایران باید بر مبنای عوامل فرهنگی، اجتماعی، کاری و ... مطالعات و تعدیلات لازم صورت گیرد.
1. رندال، آر راس و الیزابت ام آلتمایر.1377. استرس شغلی. ترجمه غلامرضا خواجه پور. تهران: سازمان مدیریت صنعتی.
2. حقیقی، محمد علی. 1379. نظام روابط کار در سازمان. تهران: ترمه.
3. میرسپاسی. ناصر. 1375. مدیریت منابع انسانی و روابط کار نگرشی راهبردی. تهران: شروین.
4.Yousef, Darvish A. 1998. Satisfaction with job security as a predictor of organizational commitment and job performance in a multicultural environment. International Journal of Manpower 19(3) 184-194.
5. Warren, Richard C. 1996. The empty company: morality and job security. Personal Review 25(6) 41-53.
6. Fairborother, Kerry, and et al. 2003. Workplace dimensions, stress and job satisfaction. Journal of Managerial Psychology, 18(1).
7. Chen, Chen Jui et al. 2005. Leadership effectiveness, Leadership style and employee readiness. Leadership & organization Development Journal 26(4).
8. Hyde, Paula et al. 2005. Role redesign: new ways of working in the NHS. Personnel Review 34(6).
9. Kolins, Rebecca. 2005. Seeing stars: human resources performance indicators in the National Health Service. Personnel Review 34(6) 634-647.
10. Miozza, Michael L. and David C. Wyld. 2002. The Carrot or the Soft Stick?: The Perspective of American afety Professionals on Behavior and Incentive-Based Protection Programmers. Management Research News 25(11).
11. Larson, Linda L. 2004. Internal auditors and job stress. Managerial Auditing Journal 19(9) 1119-1130.
12. Stone. 2004. Human Resource Management.
1. Job security
2. Safety
3. Hazard
4. Danger
5. Accident
6. Risk
7. Work place inspection
8. Safety tours
9. Safety sampling
10. Behavior sampling
11. Management Oversight and Risk Tree (MORT)
12. Job Safety Analysis (JSA)
13. Stress
14. General Adaptation Syndrome
15. Stressor
معماری اسلامی برای شهر امنیت میآورد
|
بیشک معماری اسلامی و دینی میتواند نقش بسیار زیادی را بر فرهنگ و حتی زندگی مردم داشته باشد. همانگونه که مشاهده میشود طی سالیان اخیر با تغییر معماری کشور و به تبع آن تغییر سبک زندگی مردم، مشکلات بسیار زیادی هم برای زندگیها بهوجود آمده است. مشکلاتی که در درازمدت عاملی شده برای بروز ناهنجاریهای جدید. یعنی به عبارتی تغییر فضاسازیهای دینی آنچنان تأثیرگذار بوده که اکنون بسیاری از عوامل را تحت تسلط قرار داده است. در همین ارتباط با سیدموسی پورموسوی، استاد دانشگاه و کارشناس جغرافیا و برنامهریزی شهری گپوگفتی انجام دادیم و از این کارشناس درباره معماری شهرهای اسلامی و نقش آن بر اجتماع و رفتار مردم پرسیدیم. بنا به گفته دکتر پورموسوی، به طور کلی پرداختن به معماری اسلامی و شهرسازی اسلامی قبل از آنکه برخاسته از تراوشات ذهنی یا مطالعات اندیشمندان سرزمینهای اسلامی باشد از نگاه مستشرقین تبیین و تدوین شده است. این شاید نقطه ضعف بنیادین پژوهشهای مربوط به معماری اسلامی –ایرانیباشد. یکانگارهغلطوتاریخیدردورهمعاصربهوجودآمدهکههرچهغربیهادرمورد مشرق زمین به ویژه شرق اسلامی میگویند قرین به صحت است در حالی که منابع تاریخی غیر از این را نشان میدهند. اگر گذاری در منابع اصیل و مرجع داشته باشیم شهر اسلامی را مسلمانان به بهترین وجهی تعریف کردهاند. زیرا حس مکان یا حس لامکانی که مقولهای عمومی است در مسلمانان به طرز شگفتانگیزی تبلور یافته است. مصداق بارز تبلوریافتگی عینی حس مکانی با کلیدواژه ارزش معنوی مکان در تعلق خاطر مسلمانان به خانه خدا، مسجدالحرام و خانه پیامبر (مسجد پیامبر اعظم در مدینه) وجود داشته است. معماری دینی یعنی تناسباین کارشناس درباره تعریف مسلمانان از شهر اسلامی میگوید: آنان شهر اسلامی را شهر قرآن و پیامبر میدانند، به همین دلیل بیشترین و حجیمترین سطور مربوط به تعریف از شهر اسلامی توسط مسلمانان از نگاه قرآن و پیامبر(ص) است. قرآن شهر را در ۱۱۲ آیه شریفه توضیح میدهد. شهر را محل تبلور اندیشههای انسانی، اوهام، خرافهها و ارزشهای ذاتی میداند. همین طور در قرآن کریم شهر محل تجمع مسلمانان برای انجام امور مشترک و وحدتآفرین و همچنین محلی برای دفاع از سرحدات اسلامی است. از نگاه قرآن شهر یک سازمان اجتماعی منسجم و هدفمند است. هدف غایی شهر از منظر قرآن کمال است و کمال در کار جمعی تبلور مییابد به ترتیبی که میدانیم دست خدا با جماعت است، قرآن شهر را محل تناسب اندیشه و فیزیک انسان با اندازه و فیزیک و کالبد شهر میداند. از اینجا است که تعریف معماری اسلامی هویدا میشود. معماری اسلامی یعنی تناسب بین کالبد شهر با اهداف آرمانهای اسلامی به گونهای که هر ناظر بیرونی به محض مشاهده اندام شهر اسلامی مفاهیم، کارکرد و آرمانهای اسلامی را از آن دریابد. این کارشناس در پاسخ به این سؤال که آیا فکر میکنید که ایران چنین شرایطی را داشته باشد یا نه تأکید میکند: ایران نیز کشوری است با تمدن کهن و مردمانی متمدن و هوشمند و همانهایی که اسلام را با شوق و سرعت قابل توجهی پذیرفتند خود را در سیمای اسلام بلندمرتبه و نیکفرجام یافتهاند. سعادت دنیا و آخرت ایرانیان در تشرف به اسلام با ذوق و هنر ایرانی معماری ایرانی –اسلامی را به رخ جهانیان کشید. خلاصه آنکه معماری اسلامی –ایرانییعنیآراستگیشهرهایایرانیبهالمانهایاسلامیونیزکارکردهایدینباورانهفضایشهری. وینمونهبارزوقابلرجوعخدماتاسلامبهایرانوایرانبهاسلامرادرکتابشهیدمطهریمیداند: بانگاهیبهاثر ارزشمند استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران درمییابیم که ایرانیان چگونه به اسلام خدمت کردند و اسلام با چه روش شگفتانگیزی سرخطهای سعادت دنیوی و اخروی ایرانیان را ظهور فیزیکی بخشید. اما آنچه مربوط به فرهنگ، تمدن، شهر و کارکردهای اساسی شهری است به رابطه مستقیم کارکردهای اجتماعی انسانها با همه ابعاد خوب و بدش در شهر برمیگردد. وقتی میگوییم شهر باید با فرهنگ جامعه شهری هماهنگ باشد به معنی آن است که شهروندان خواستههای خود، آرمانهای خود، سعادت خود و همه آنچه را که در تمنیات دور و نزدیک انسان شهری است در کارکردهای شهر و کالبد آن ببینند. آرامش و سهولت در آمد و شدپورموسوی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه اصول طراحی و معماری شهر اسلامی چیست و ساختار کالبدی شهر اسلامی چگونه به همبستگی اجتماعی کمک میکند، خاطرنشان میکند: شهر اسلامی وقتی طراحی میشود با یکسری اصول و مبانی تبیین و معرفی میشود. این اصول برگرفته از یکسری قوانین طبیعی است و در شهر اسلامی به قوانین طبیعی توجه ویژهای شده است. برای مثال، شهری که در منطقه گرمسیری بنا میشود با شهری که در یک منطقه کوهستانی به لحاظ فیزیکی و کالبدی حتماً متفاوت خواهند بود. توجه به عرض جغرافیایی، ارتفاع زمین، پستی و بلندی و همه قواعد طبیعی در طراحی شهر اسلامی نقش بسزایی دارند به گونهای که اگر شما به مراکش در آفریقا یا عربستان یا ایران نظر بیفکنید آنجا که قواعد پایهای آمایش شهر اسلامی رعایت شده به قوانین طبیعی نگاه ویژهای شده است. او عقاید دینی و فرهنگی را دومین عامل اثرگذار خطاب میکند: عقاید دینی و فرهنگی یکی از اصول مبنایی طراحی شهرهای اسلامی است. به گونهای که توجه به آرمانهای دینی در طراحی شهر اسلامی از اساسیترین آن به شمار میآید. به عنوان مثال مسجد در شهر اسلامی به ویژه مسجد جامع از نیازهای بنیادین فیزیکی و کالبدی شهر است. به گونهای که ارتباط مسجد با بازار، محلات شهری، دستگاه سیاسی حاکم و راههای ارتباطی در درون شهر به گونه شگفتانگیزی حاکی از ارتباط ارگانیک بین عناصر شهری است. تا جایی که میتوان ادعا کرد مسجد در شهر اسلامی سومین اصل طراحی بر اساس قوانین شریعت است. طراحی معابر، طراحی اماکن عمومی به گونهای که زنان احساس امنیت و آرامش کرده و کودکان و پیرمردان به سهولت عبور کنند و نیازمندان و سالمندان از منابع شهر استفاده کنند و در راه ماندگان از فضای در اختیار مدیریت شهری بهره لازم را ببرند.بنا به گفته پورموسوی، چهارمین اصل در طراحی شهر اسلامی اصل اجتماعی است. در اصل اجتماعی کلیدواژههایی مثل همبستگی، خویشاوندی، دفاع، نظم اجتماعی و چشماندازهای فرهنگی وجود دارد. اگر دقت کنید در بسیاری از شهرهای ما محلات به نام یک گروه قومی، طایفه فامیل و امثال آنهاست. علت اساسی رعایت این اصل از منظر معماری اسلامی این است که بدانیم و بدانند که شهر موجودی زنده و فعال و دائم در حال تغییر است و انسان نقش اصلی و اساسی را در آن بازی میکند. شهر اسلامی، شهر انسانی است. رعایت حقوق انسانی و توجه به خواستههای مشروع شهروندان از اساسیترین ملاحظه در شهرسازی اسلامی به شمار میرود. به گونهای که تعلق به مکان شهری با این تدبیر تضمین میشود. عناصر شهر اسلامیاو در ادامه در ارتباط با عناصر شهر اسلامی میگوید: شهر اسلامی در گذر تاریخ سیمایی از خود بروز داده است که به قضاوت بسیاری از تحلیلگران شهری یکی از زیباترین و شگفتانگیزترین کارکرد انسانی در حیات اجتماعی است. شهر اسلامی در پیرامون خود سواد دارد. یعنی مزارع کشاورزی، دیوار، برج و بارو، دروازه شهر برای حفاظت از شهروندان در برابر مهاجمین؛ فضای سبز اولین چشمانداز در ابتدای ورود به شهر اسلامی قرار دارد. شارستان یا محلات شهری، متصل به سوق یا بازار که همین راسته بازار به مسجد یا میدان شهر متصل میشود و در گوشهای از میدان ارگ یا محل استقرار حاکمیت سیاسی به همراه تمام اجزای خود بنا شده و در چهارگوشه شهر همین فضاها سامان مییابد. شهروند فعال، شهروند منفعلپورموسوی در پاسخ به این سؤال که آیا در شرایط کنونی همچنین فضاسازیهایی وجود دارد یا خیر بیان میکند: شهروند امروزی بیش از اینکه شهروندی فعال باشد، یک شهروند منفعل است. دلیل آن هم این است که انسان در برابر تکنولوژی قرار گرفته و تنها ماشین است که زندگی را سر و سامان میدهد. وقتی روح انسانی در برابر ماشین قرار گیرد خودباخته میشود. شهرگریزی انسان حاصل تکنولوژی در شهر است. انسان باید در شهر آرامش داشته باشد اما اکنون اینگونه نیست! انسانها با هم ارتباط معنوی ندارند و رابطهها مکانیکی شده است. باید به شهر اسلامی برگشت نه تنها در حرف بلکه در عمل. وضعمان خوب استاو در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه در اجرای پروژههای معماری اسلامی- ایرانی در فضای شهری اکنون در کجا هستیم جواب میدهد: به لحاظ اسناد فرادستی در وضعیت خوبی هستیم. اسنادی مثل تدابیر، رهنمودها و فرمایشات امام و رهبری و جوامع دینی و فرهیختگان و صاحبنظران، قانون اساسی، سند چشمانداز و به طور واضح سند چشمانداز شهر تهران. همین طور از منابع غنی دینی و پیامهای پیامبر و ائمه میتوانیم اصول خوبی را برای طراحی شهر اسلامی و اجرای پروژههای عمرانی در شهر استخراج کنیم اما اگر سؤال شما عطف رعایت به اصول در پروژههای شهری باشد جواب قطعاً مثبت نیست. گرچه معتقدم بسیاری از کارکردهای امروز مدیران توسعه و عمران شهری مبتنی بر ارزشهای دینی و اسلامی است اما نمیتوان ادعا کرد همه کارکردهای ما در جهت تأمین آرمانهای دینی در فضای شهری است زیرا متغیرهای مداخلهگرایانه مزاحم با ایجاد اختلال در مسیر کلی ما برای تأمین اهداف بلند اسلام و انقلاب اسلامی ایجاد اشکال میکنند. برخی از مشکلات مربوط به فهم غلط و گاه بدفهمی از آموزههای دینی است و برخی دیگر به دخالت دشمنان و کژاندیشان در مسیر حرکت ماست. به همین دلیل هوشمندی دینی در اجرای پروژههای عمرانی که میتوانند سنگ بنای حرکات آینده باشند، بسیار ضروری است. در همین رابطه میتوان به اصول و منشوری که با الهام از اسناد فرادستی تهیه شده به عنوان سند میثاق مراجعه کرد.طبق اظهارات دکتر پورموسوی، ضعف بزرگ ما در دوره کنونی عدم اجماع بر سر مفاهیم و اصول بین سه گروه مدیران، نخبگان و ناظران بر سر توسعه و عمران شهری است. این عدم تفاهم گاه خسارتهای جبرانناپذیری بر ما تحمیل میکند. معماری اسلامی نداریم؟پورموسوی در پاسخ به یک سؤال دیگر در این ارتباط که برخی از کارشناسان و مدیران معتقدند معماری ما غربی است و معماری ایرانی- اسلامی نداریم، میگوید: اینکه گفته میشود معماری ایرانی- اسلامی نداریم، قابل قبول نیست. ما معماری ایرانی- اسلامی داریم اما باید گفته شود که در تأمین اهداف معماری ایرانی- اسلامی با اشکال مواجه هستیم و این درست است. اگر بپذیریم که عناصر شهرهای ایرانی امروز در خدمت آرمانهای اسلامی است و نیز مردمان مسلمان در فضای شهری احساس آرامش میکنند، پس ما شهر اسلامی داریم. شهر اسلامی باید کارکرد اسلامی داشته باشد. اما اینکه آیا اصول شهرسازی ما منطبق با آرمانهاست، جواب منفی است. اصول شهرسازی ما مشکلات زیادی دارد چون در مقابل با دنیا قرار داریم و در حوزه آکادمیک از غرب پیروی میکنیم! متأسفانه اصول آنها اسلامی نیست و این برای ما مشکلساز شده است. اصول معماری غیرایرانی، غیراسلامی هم است. او تأمین اهداف مربوط به معماری ایرانی- اسلامی را ضعیف میداند. میتوانیم بگوییم ما در تأمین اهداف مربوط به معماری ایرانی- اسلامی دچار ضعف هستیم، اما فرصت برای رعایت این اصول وجود دارد. ضعف مدیریت در تأمین اهداف معماری اسلامی ربطی به اصول مربوط به آن ندارد. خیلی مواقع به خاطر ضعف مدیریت دچار مشکل هستیم نه به خاطر نبود اصول. اصول و آرمانهای ما مشخص است. پورموسوی در جواب به سؤالی دیگر مبنی بر اینکه نداشتن تناسب در معماری هم خود یکی دیگر از ایرادات بزرگ است، خاطرنشان میکند: در اصول طراحی شهری غربیها هم تناسب وجود دارد و این چیز عجیبی نیست. بنابر این آنچه ما امروز میبینیم بیشتر ضعف مدیریت است. وزارت مسکن و شهرسازی بنا بود تا وزارتی طراح و تولیدکننده اصول شهرسازی باشد نه وزارت تولید مسکن مهر! آنها شدهاند پیمانکار؟وقتی مدیری از این شهر به آن شهر برای دید و بازدید میرود قطعاً نمیتواند طراحی کند. هرکس برای خود وظایفی دارد اما آنچه ما میبینیم مدیران ارشد دچار ضعف هستند. وزارت راه و شهرسازی یک جایگاه بلند برای طراحی و برنامهریزی است. اجرا کار این سازمان نیست اما اصول مبتنی بر شهرسازی باید کنترل شود که نمیشود. اینها محل اشکال است. سمبل شهر مسلمانانبه اعتقاد پورموسوی، در شهر اسلامی نباید نابهنجاری اجتماعی و بزهکاری وجود داشته باشد. سمبل شهر اسلامی نماز جمعه است و نماز جمعه وحدتآفرین است حتی غیرمسلمان میتواند در نماز جمعه بنشیند. پیادهرو و نه پیادهراه یکی دیگر از ویژگیهای شهرهای اسلامی است. چیزی به اسم پیادهراه وجود ندارد با وجود این متأسفانه پیادهروها امروزه حریم امنی نیستند. مسجد در شهر اسلامی پناهگاه مردم است و شاید اولین مسجدی که در جهان اسلام طراحی و الگویی شد برای مساجد خانه پیامبر است به ابعاد ۵۶ در ۵۶ مترمربع که این مسجد الگوی مسجدهای اسلامی است. ۹ اتاق دارد با پوشش تیر و ستون، ۷۵ درصد مسجد حیاط است. این مسجد کارش خدمت به درماندگان است. خدمت درمانی، حقوقی و قضایی میکند، کسانی که در شهر ماندهاند. اگر در شهر اسلامی کسی فقیر باشد به آن غذا میدهند، لباس بخواهد لباس میدهند. اگر کسی به مسجد رفت و ظلمی علیه او شد با داد از خود تظلمخواهی میکند اما چه میشود که اکنون جرایم و بزهکاری زیاد میشود؛ زمانی که از آموزههای دینی و شهراسلامی فاصله میگیریم.پورموسوی میگوید: در شهر اسلامی عدالت وجود دارد. عدالت سه انگاره دارد. برابری حقوق، فرصت و برخورداری. سومی نگاه کمونیستی است. نگاه اسلام برابری در فرصتها و امنیت است و اینکه انسانهای فکور در فضای شهر اسلامی رشد پیدا میکند. خوبیها اگر رشد کند، بدیها افول مییابد. در شهر اسلامی وحدت، همدلی و مودت توسعه مییابد. به همین تناسب ناهنجاریها کاهش مییابد. ناهنجاری نسبت به هنجارها در اقلیتند اما نابهنجاریها چون با فطرت بشر سازگاری ندارند پررنگ میشوند. از سوی دیگر، فقدان معماری اسلامی باعث تغییر سبک زندگی در ایران شده و این تغییر سبک باعث گسترش نابهنجاریها در فضای عمومی و خصوصی شده است. شهر اسلامی با عناصر خود آرامبخش روح و جسم شهروندان است. زمانی که وارد مسجد میشویم چه احساسی داریم، جز آرامش و قرار؟ جایی که میگوییم الا به ذکرالله تطمئن القلوب؛ در شهر اسلامی تمام کارکردها برای ذکر خداست و همین ذکر جان انسان را جلا میدهد. شهر اسلامی روح انسان را تازه میکند و جان را جلا میدهد. |
امنیت و معماری در روستای تاریخی سریزد
ساکنان اولیه فلات ایران پس
از سکونت در میان ارتفاعات و غارها به سوی دشت های هموار و مسطح روی آوردند و به
ساخت سکونتگاه های ابتدایی با ساختمایه بدوی پرداختند.
خانه های اولیه ، معماری بسیار ساده ای با استفاده از شاخ و
برگ درختان و گل داشتند که می توانست امنیت و رفاه نسبی انسان ها را تامین کند. با
گذشت زمان و افزایش دانش و تکنولوژی ساخت و همچنین مقابله با طبیعت پیرامون، سکونت
در نقاط مختلف جنبه دائمی تری پیدا می کند و مردم در مجاورت خانه های خود به
کشاورزی و دامپروری می پردازند. گستردگی و پراکندگی سکونتگاه های روستایی در سزمین
پهناور ایران و همچنین تهدید در برابر حملات و آسیب های احتمالی موجب به وجود آمدن
تاملی عمیق بین ۲ مقوله امنیت و معماری در برخی مناطق شده است. امنیت و نظام
تدافعی و شیوه مقابله با هجوم بیگانگان، می تواند تاثیر زیادی در شکل گسترش
سکونتگاه و تغییرات به وجود آمده در بافت کالبدی آنها داشته باشد. در اغلب
روستاهای کویری و دشتی از نظر معماری، ۲ گونه سامانه تدافعی به کار برده شده است؛
نوع اول سکونتگاه هایی را شامل می شود که دارای دژ، حصارهای تو در تو و برج و بارو
در اطراف روستا هستند و دستیابی به واحدهای مسکونی و ابنیه دیگر از طریق دروازه ها
صورت می پذیرد. اغلب در این سکونتگاه ها فضاهای عمومی و مذهبی در داخل حصار تعبیه
می شود. نوع دوم روستاهای دارای قلعه هستند که خود به دو گونه تقسیم می شوند؛ گونه
اول روستاهای قلعه ای هستند؛ یعنی مردم همیشه در داخل قلعه زندگی می کنند و باغ ها
و زمین های کشاورزی آنها در بیرون قلعه قرار می گیرد. از این نمونه در مسیر راه
های ارتباطی پرتردد که احتمال تهدید از سوی راهزنان بیشتر است به وفور دیده می
شود؛ گونه دوم روستاهایی هستند که قلعه ای جداگانه در محلی مناسب و نزدیک به خانه
های مسکونی و زمین های زراعی دارند و تنها در هنگام احساس خطر و تهدید از سوی
دشمنان به داخل آن پناه می برند و مدتی را در آن سپری می کنند. معمولاً هر خانوار
روستا در این قلعه اتاقی دارد و مقداری آذوقه را در آن انبار می کند. در این قلعه
ها معمولاً فضاهای ضروری ساخته می شود و مساله تامین آب مصرفی در آنها از اهمیت
ویژه ای برخوردار است.
* امنیت در قلعه دفاعی سریزد
در روستای سریزد بقایایی مبتنی بر وجود برج و بارو در
پیرامون آن مشاهده نمی شود. بقایای سردری هم که عوام به آن دروازه شهر فرافر می
گویند، به احتمال زیاد یک بنای آرامگاهی است البته یکی از گذرهای روستا به دربند
مشهور است که بقایایی از آن موجود نیست. در گذرهای دربند یک دروازه کوچک در ابتدای
کوچه قرار می دادند و هنگامی که در را می بستند، دسترسی به واحدهای مسکونی
امکانپذیر نبود. سامانه دفاعی روستا از طریق قلعه موجود در میان کشتزارها و در
مجاورت محلات شکل می گرفته به طوری که در مواقع ضروری ساکنان روستا از هر محله می
توانستند خود را به سرعت به قلعه برسانند. عظمت و بزرگی این قلعه که در ۳ اشکوب
ساخته شده حکایت از رونق و جمعیت بالای روستا در گذشته دارد. از لحاظ جهت یابی این
قلعه در بین محلات بالاو سفلای روستا قرار گرفته است و یکی از علل شکل یابی و
گسترش محله میان می تواند همین قلعه باشد. به اعتقاد نگارنده کتاب استحکامات دفاعی
در ایران، قلعه سریزد هر چند گستردگی و وسعت و تشکیلات ارگ بم را ندارد و با آن
قابل قیاس نیست اما جمع و جور بودن و ترتیب این قلعه آن را در نوع خود منحصر به
فرد کرده است. همچنین در ادامه آمده است: قلعه سریزد تنها قلعه دشتی این سرزمین
است که هنوز در آن کسی ساکن است. بی بی جان پیرزن ۹۰ ساله ای است که هنوز قلعه را
ترک نکرده است. وی با صلابت و استواری از قلعه مراقبت می کند و بدون اجازه او کسی
را یارای ورود به قلعه نیست. قلعه سریزد در مجاورت واحدهای مسکونی و در میان
کشتخوان های روستا با ۹۲ متر طول و ۷۰ متر عرض قرار گرفته است. دورتادور آن را
خندقی به عرض ۷ متر و عمق حدود ۴ متر احاطه کرده است. این قلعه به طور کلی دارای ۳
حصار است، بقایای حصار اول در بیرون خندق قرار گرفته و چینه ای است. بلندای باقی
مانده آن در وضع موجود حدود ۸۵ سانتی متر است. حصار دوم در داخل خندق و از ۶ رج
چینه و یک رج خشت ساخته شده است. ارتفاع هر رج چینه آن ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر است. در
حدفاصل هر رج چینه از یک رج خشت استفاده شده است. به نظر می رسد دیوار قلعه ارتفاع
بیشتری داشته که در اثرمرور زمان از بلندی آن کاسته شده است. بیشترین ارتفاع دیوار
قلعه در حال حاضر به ۵ تا ۶ متر می رسد. در قسمت زیرین دیواره شمالی این حصار
تنبوشه ای به قطر حدود۳۰ سانتی متر، جهت ورود آب به داخل آب انبار قلعه و یا
انداختن آب به داخل خندق تعبیه شده است. حصار سوم یا حصار داخلی نیز چینه ای و
دارای پی سنگی است. این حصار دارای ۴ برج در ۴ گوشه و یک برج دیگر در حدفاصل
آنهاست. لبه برج ها دندانه ای شکل است. دورتادور آنها روزنه های مستطیل و یا مثلثی
شکل برای دیدبانی و تیراندازی ساخته شده است. قطر داخلی برج ها حدود ۵ متر و
ارتفاع آنها از سطح مجاور حدود ۸ متر است. برج مربع شکل میانی ضلع جنوبی دارای
تزئینات خشتی زیبایی به شکل چلیپایی و هندسی است و در بدنه آن ۳دریچه دیده می شود.
فضای داخل برج های مدور، محل زندگی نگهبانان قلعه بوده است. در کنار برج جنوب شرقی
یک آشپزخانه با تنور پخت نان ساخته شده است. دسترسی به قلعه از طریق برج مستطیل
شکل میانی امکانپذیر است و درطرفین آن ۲ سکو قرار دارد. عرض درب چوبی قلعه حدود ۲
متر است. بر روی آن ورقه ها و گل میخ های متعدد آهنی نصب شده است. الوار قطوری به
منظور انداختن و برداشتن پل ارتباطی میان قلعه و آن سوی خندق استفاده می شده، با ۳
عدد میخ فلزی بزرگ آن که از گذشته هنوز با شرایط خوبی در جای خود باقی است. در
حدفاصل حصار دوم و حصار سوم که حدود ۱۵ متر است فضاهایی وجود دارد که محل زندگی
خدمه، سربازخانه، اصطبل،آخورو آغل بوده است. در یکی از اتاق های کوچک چاه آب عمیقی
که آب مصرفی ساکنان قلعه را تامین می کرده وجود دارد و علاوه بر آن در حدفاصل ۲
حصار و نیز در داخل فضای قلعه چاه های متعددی برای استفاده اهالی قلعه در نظر
گرفته شده است. گذر اصلی قلعه در امتداد درب و در امتداد شمالی، جنوبی قرار گرفته
و در هر سمت این گذر ۶ کوچه فرعی وجود دارد. در طرفین این کوچه های فرعی خانه های
مسکونی در ۳ اشکوب ساخته شده است که هر کدام بیش از ۲ اتاق ندارند و زیر بنای هر
واحد از ۳۵ متر تجاوز نمی کند. وجود خمره های بزرگ ذخیره آذوقه در تمامی اتاق ها
دیده می شود. در اشکوب سوم و در سمت جنوبی فضاهایی قرار دارد که با توجه به
تزئینات و اندود سیم گل آن به نظر می رسد بخش خان نشین قلعه است. در تمامی اتاق
های این قسمت یک بخاری دیواری و طاقچه و رف های تزئینی وجود دارد. تنها بادگیر
قلعه سریزد نیز در این فضا تعبیه شده است. فضاهای این قلعه تاریخی می تواند لوکیشن
خوبی برای تهیه فیلم های سینمایی و سریال های تاریخی باشد.
چ
مقدمه
امروزه فضاهاى پیاده روى شهرى یکى از مهمترین فضاهاى شهرى و عرصه هاى عمومى در شهرها هستند. جین جیکوبز پیاده روها را به عنوان فضاى عمومى و اصلى شهر و نیز حیاتى ترین عضو آن برمی شمرد . پیاد ه روهاى شهرى مدت مدیدى است که به عنوان تربیون عمومى شهرى مطرح شد ه اند. پیاده روها نیز همانند بسیارى از جنبه هاى زندگى شهرى، داراى ساختار اجتماعى و فیزیکى خاص خود هستند. در کشورهاى گوناگون، تلاشهاى زیادى در سطوح متفاوت برنامه ریزى شهرى براى تشویق و تسهیل حرکت در پیاد ه روها صورت مى گیرد و حمایتهاى دولتى و شهرداریها در این زمینه سهم بسزایى دارند.آنچنان که بسیارى از شهرها به تدوین برنامه ها و چشم اندازهاى توسعة شبکه هاى پیاده در مقیاسهاى زمانى متفاوت و به ویژه با چشم انداز قرن بیست ویکم همت گماشته اند.
تعریف پیاده رو
پیادهرو راهی است که در امتداد خیابان و برای عبور عابرین پیاده ساخته میشود. گاهی پیادهروها به وسیله جدول و یا باغچه با پوشش گیاهی (درخت، چمن، شمشاد) از خیابان جدا میشوند. گاهی پیادهروها فقط یک راه هموار مناسب برای قدم زدن و کاملا مستقل از خیابان هستند و مثلا برای تردد عابرین در یک پارک ایجاد میشوند.(ویکی پدیا، دانشنامه آزاد)
نیازهای عابرین پیاده
هنگام طراحی تسهیلات عابرین پیاده این مطلب را باید در نظر گرفت که نیازهای عابرین پیاده طیف گسترده ای دارد و زمانی تسهیلات مخصوص عابرین پیاده موفق است که قابلیت انعطاف برای برآورده کردن نیازهای کلیه گروههای عابرین را داشته باشد.
برخی از شهروندان اکثر سفرهای خود را به صورت پیاده انجام میدهند . برخی از افراد سالمندکودکان و نوجوانان معلولان جسمی و افرادی که توانایی خرید اتومبیل را ندارند جزو این گروه از شهروندان محسوب میشوند.
نیازهای اصلی و اولیه عابرین پیاده بسیار متفاوت است و میتوان به مواردی از جمله نیاز به : مسیرهای پیاده روی ایمن راحتی محلهای مناسب برای پیاده روی وجود سرپناه و محل نشستن محیط تمیز و جذاب دسترسی به وسایل حمل و نقل عمومی مناظر و جذابیتهای بصری برای تماشا (هنگام پیاده روی )و امکان برقرار کردن ارتباطهای اجتماعی با سایر شهروندان و ... با توجه به شرایط و خصوصیات جسمانی بسیار متنوع میباشد .
در طراحی تسهیلات عابرین پیاده باید به این نکته توجه نمودبه طور مثال مسیرهای پیاده روی باید قابل استفاده برای کلیه افراد باشد. در صورتی که در پیاده رو پله موجود است در کنار آن رمپی با شیب مناسب برای عبور افراد معلول موجود باشدهمچنین کف سازی پیاده رو به صورتی انجام گیرد که افراد نابینا نیز قابلیت استفاده از پیاده رو را داشته باشند( به ویژه در مناطق مرکزی شهرها). در کنار ایستگاههای حمل و نقل عمومی پلهای ارتباطی موجود باشدتا عابران پیاده بتوانند از پیاده رو به ایستگاههای حمل و نقل عمومی دسترسی یابند.
در اغلب کشورهای جهان پیاده روی به عنوان یک روش حمل و نقلی مورد توجه قرار گرفته است و به منظور کاهش مصرف انرژی تراکم و آلودگی هوا افراد به پیاده روی و استفاده از کریدورهای عابر پیاده تشویق میشوند. در شهرهای ایران متاسفانه به دلایلی که در ادامه ذکر میشود استقبال از تسهیلات پیاده روی و کریدور های عابر پیاده کم میباشد لذا لازم است مدیران شهری با احداث مسیرهای مناسب پیاده روی و یا اصلاح در کریدورهای عابر پیاده موجود به طوری که قابل استفاده برای کلیه گروهها باشد اقدام به تشویق مردم به استفاده ازکریدورهای عابر پیاده در انجام سفرهای روزانه نماید. اهم دلایل کمی استفاده از تسهیلات عابر پیاده در ایران را میتوان موارد ذیل برشمرد :
الف-کمبود تسهیلات عابر پیاده:که عبارتست از فقدان پیاده رو و مسیرهای عابر پیاده عدم وجود سیستم پیوسته ای از تسهیلات عابرین پیاده و یا عدم وجود تسهیلات مجزا شده عابرین برای انجام سفرها. همچنین دلیل دیگر این است که مسیرهای عابر پیاده برای کلیه گروههای استفاده کننده تجهیز نشده اند.
ب-کمبود انگیزه:به این دلیل که مسیرهای عابرین پیاده از ایمنی کافی برخوردار نمیباشند و نیز به علت عرض نامناسب کریدورهای عابر پیاده و وجود تراکم زیاد در آنها و یا عدم وجود روشنایی کافی در مسیرهای عابر پیاده کاربران انگیزه کافی برای استفاده از کریدور های عابر پیاده را ندارند. و مسیرهای عابر پیاده مورد استقبال آنها قرار نمیگیرد.
توجه مدیران شهری به این دو نکته در طراحی مسیرهای عابر پیاده موجب میگردد تا مسیرهای عابر پیاده از تسهیلات لازم برای استفاده گروههای مختلف برخوردار باشند و همچنین انگیزه لازم برای استفاده کنندگان چه از لحاظ ایمنی و چه از لحاظ زیبایی فراهم شود.
انواع پیاده راه ها به لحاظ محدودیت حرکت سواره
الف- پیاده راههایی که هیچ وسیله نقلیه ای اجازه تردد درآنها را ندارد.
ب- پیاده راه هایی که بعضی وسایل نقلیه بسیار کم سرعت اجازه تردد در آنها را دارد.
ج- پیاده راه هایی که در ساعات خاصی از روز ( معمولا عصرها) و یا روزهای خاصی ازهفته یا سال مانع ورود وسایل نقلیه می شوند.
Haga Nygata-Sweden(الف)
Rua-flores-turismo-curitiba(ب)
Saturday Farmer's Market(ج)
تجهیزات محدوده های پیاده
1- امکاناتی برای استراحت
یکی از عناصر مهم در پهنههای پیاده از نقطه نظر طراحی، پیش بینی مکانهایی برای استراحت است. مکانهایی که شخص میتواند در آن گردش کند و زمانیکه نیاز باشد، توقف نماید. جاییکه شخص میتواند هم بصورت فعال و هم غیرفعال در آنچکه روی می دهد، شرکت کند.
Lima's Plaza de Armas -peru
نمیکت های نصب شده و فضاهای نشستن در طول مسیر باید پراکنده شوند تا امکان استفاده از آنها در طول پیاده راه باشد و نوع طراحی و مواد بکار رفته در ساخت آنها نیز مناسب باشد.
2- طراحی مناسب سطوح
کیفیت مصالح رویه دارای تاثیر قابل توجه بر واکنش پیاده ها نسبت به مسیرهای پیاده و ایجاد حس امنیت فردی سطح مناسب و حداقل تغییرات ارتفاع برای تردد همه عابرین پیاده اعم از افراد سالمند و معلولین با ویلچر همچنین عبور دوچرخه ها (چنانچه از مسیر بصورت مشترک استفاده می کنند) فراهم شود.
3- مبلمان
انواع مبلمان محدودههای پیاده سبب مکث و توقف انسانی در فضا و ایجاد حسمکان علاوه بر جنبههای عملکردی و اغنای حس زیباییشناختی بصری عابران
مبلمان موجود در طول مسیر مثل نیمکت ها، دکه ها و... نباید مزاحمتی در تردد عابران پیاده ایجاد نمایند.
4- تجهیزات بازی و سرگرمی
تجهیزات بازی و سرگرمی همچون زمینهای اسکیت، فضاهای بازی بولینگ و شطرنج، میزهای تنیس، کاشیهای طرحدار و خطوطی برای بازیها سبب صرف زمان بیشتر عابران در فضاهای شهری
5- نورپردازی و روشنایی
شکلی از طراحی بوده و بوسیله نوع قرارگیری نورپردازی، نشانههای شناسایی می توانند ایجاد شوند و محدوده های پیاده شکل گیرند.
روشنایی مناسب شامل؛ منابع روشنایی مرتفع جهت روشن کردن کلی پیاده راه و منابع روشنایی کوتاهتر برای روشن سطح پیاده رو می باشند. در پیاده راه خرید بخشی از روشنایی از فروشگاهها و مغازه ها تامین می شود.
6- گیاهان و فضای سبز
ایجاد فضای سبز در محدودههای پیاده عامل تلطیف و زیباسازی فضا، آرامش روانی عابران، ایجاد سایه و بوجود آوردن مقیاس انسانی از طریق حضور عناصر طبیعی به جهت تعدیل منظر شهری و کیفیت بخشی به فضاهای شهری
درختان و پوشش گیاهی باید بگونه ای انتخاب شوند که رشد و تغییرات آنها مزاحم تردد عابرین پیاده نگردیده و نیاز به نگهداری و مراقبت زیادی نیز نداشته باشند.
7- آب نماها
فوارهها و آبنماها نه تنها به منظور تصفیه هوا، ایجاد خنکی و عناصر طراحی بکار می روند بلکه همچنین مکانهای ملاقات و مکانهایی سودمند برای نوشیدن آب و آبتنی می باشند.
8- مراکز تفریحی و ارائه آثار فرهنگی- هنری
طراحی یک حوزه پیاده، فرصت خوبی برای تلفیق هنر در مکانهای عمومی شهری و شکل گیری هنر عامه پسند
ارائه آثار هنری امکان مناسبی جهت مکث و ایجاد کشش برای کسانی که به دلایل مختلف دیگری وارد پیاده راه شده اند (بویژه جهت کودکان همراه خانواده ها) می باشد.
اهمیت طرح های مناسب برای عابرین پیاده
طرح های مناسب برای عابرین پیاده نه تنها شامل احداث تسهیلات جدید بلکه شامل اصلاح تسهیلات موجود عابرین می گردد. زیرا در صورتی که دسترسی های عابرین پیاده افزایش یافته و شرایط مناسب تری برای آنان فراهم شود طبعا تعداد بیشتری از عابرین از تسهیلات موجود و مکانهای در نظر گرفته شده بای پیاده روی استفاده خواهند کرد.
لازم است تسهیلات عابرین پیاده ایمن جذاب و مناسب باشدتا به سهولت مورد استفاده قرار گیرد . در صورتیکه طراحی تسهیلات عابر پیاده اصولی و صحیح باشددوام آن بیشتر و حفظ و نگهداری آن نیز آسانتر خواهد بود . بدیهی است در صورتیکه طراحی و ارائه تسهیلات عابر پیاده ضعیف باشد عابرین پیاده هنگام استفاده از آن احساس نا امنی و عدم آسایش می نمایند و لذا میزان استفاده آنان از اینگونه تسهیلات کاهش خواهد یافت . تسهیلات نا کارامد با طراحی ضعیف باعث میشودعابران پیاده از آن استفاده ننمایند و این امر باعث هدر رفتن سرمایه میشود.
عواملی که در طراحی تسهیلات عابر پیاده باید مورد توجه قرار گیردعبارتند از:ویژگی ها و مشخصات محل تراکم منطقه مبدا و مقصد سفر های عابران پیاده میزان استفاده عابرین از تسهیلات موجود و همچنین تعیین میزان افزایش استفاده از تسهیلات عابر پیاده در صورت اصلاح و بهبود اینگونه از تسهیلات .
در اغلب موارد مطالعات ترافیکی دقیقی در مورد ضرورت احداث مسیر های عبور عابر پیاده صورت نمی پذیرد و طراحی بر اساس شاخص های ترافیکی و شهر سازی (حجم عابر پیاده کاربری های اطراف و ..) انجام نمیشود. لذا این مسیرها از عملکرد مناسبی برخوردار نبوده و مورد استقبال عابران پیاده قرار نمیگیرد. طراحی مناسب کریدور های عابر پیاده با استفاده از شاخص های ترافیکی و افزایش ایمنی آنها با استفاداه از تجهیزات مناسب (مانند نرده کشی)میتواند باعث افزایش کارایی آنها گردد. همچنین با ایجاد تسهیلات مناسب برای عابران پیاده میتوان سفرهای عابران پیاده را به صورت ایمن و یکپارچه ایجاد نمود.
خط مشی های اصلی در طراحی مسیرهای عابران پیاده در معابر شهری شامل موارد زیر است :
1- ایجاد مسیرهای مناسب برای حرکت عابران پیاده
2- توجه به نیازهای عابرین پیاده در کلیه تسهیلات حمل و نقل
3- اولویت دادن به طرح های حمل و نقل که مورد استفاده عابرین قرار میگیرد.
4- ایجاد مسیرهای پیوسته عابر پیاده
5- افزایش ایمنی و تردد عابرین پیاده
6- حمایت از طرحهای کاربری زمین و حمل و نقل که تسهیلات عابر پیاده در آنها منظور شده باشد.
7- فراهم آوردن دسترسی آسان و مسیری مناسب برای معلولین و افراد کم توان
8- ایجاد دسترسی مناسب بین کریدورهای عابر پیاده و سیستم های حمل و نقلی مختلف (ایستگاههای اتوبوس و تاکسی و..)
9- طراحی مسیر عابر پیاده بر اساس پارامترهای اصلی ترافیکی(مانندحجم عابر پیاده کاربری زمینهای اطراف و....)
نکات مورد توجه در طراحی مسیرهای تردد عابران
به طور کلی مسئولان شهری باید در طراحی مسیرهای تردد عابران پیاده به نکات زیر توجه نمایند :
1- مسیرهای عابرین پیاده باید دارای عرض کافی باشند لازم است عرض این مسیرها با توجه به کاربری های زمینهای اطراف و نیز با توجه به حجم موجود عابرین پیاده ،طراحی شود تا از سطح سرویس مناسبی برخوردار باشد و برنامه ریزی در خصوص برآورده نمودن نیازهای عابران پیاده حد اقل برای یک دوره 5 ساله صورت پذیرد.
2- میسرهای عابر پیاده باید طوری طراحی شود تا پیوستگی میان پیاده روها ،خط کشی های عابر پیاده، پلهای زیر گذر و رو گذر و سایر تسهیلات فراهم شده برای عابران پیاده به وجود اید این مسئله میتواند با نصب نرده ، پلهای ارتباطی مناسب در میسر عابران پیاده بر روی کانالهای زهکشی و .. تامین گردد .
3- مسیر عابران پیاده حتی الامکان باید طوری طراحی شود تاکوتاه ترین مسیر را برای عبور عابران پیاده فراهم نمایند.
4- مسیرهای عابر پیاده باید به طور کامل از مسیر وسایل نقلیه به وسیله جدول ، باغچه ، جوی آب و... جدا شود و مسیر ایمن برای عبور عابران فراهم نماید .
5- مسیرهای عابران پیاده لازم است طوری طراحی شوند که قابلیت استفاده برای گروههای مختلف مردم سالمندان و معلولین و ... را داشته باشند و در طراحی انها وجود عرض کافی برای عبور عابران پیاده ،شیب مناسب ،روسازی و زهکشی مناسب و... لحاظ شود.
6- مسیرهای عابران پیاده لازم است توسط خط کشی ها تابلوها علایم باز تابنده و تجهیزات ایمنی هم برای رانندگان و هم برای عابران پیاده مشخص گردد .
7- مسیرهای عابران پیاده باید از ایمنی کافی برخوردار بوده و روشنایی کافی برای آنها تامین گردد همچنین در نقاطی در معبر که عرض سواره رو زیاد میباشد و حجم تردد عابران پیاده از عرض معبر قابل توجهی بوده و یا مراکز جذب سفر عمده در طرفین معبر موجود میباشد لازم است از پلهای رو گذر و یا مسیرهای زیر گذر به شکل مناسب و به ایمنی کافی استفاده گردد .
8- در صورت انجام مطالعات کافی در محدوده مرکزی شهرها میتوان بعضی از معابر را تنها به عابرین پیاده اختصاص داد و از ورود وسایل نقلیه به آن معابر جلو گیری نمود بدین منظور لازم است از راهکارهای مدیریتی برای توسعه پیاده روی استفاده نمود.
9- برای عبور ایمن عابران پیاده از عرض معابر شهری در صورتی که سرعت وسایل نقلیه و یا عرض معابر زیاد باشد لازم است از روشهای آرام سازی ترافیک برای وسایل نقلیه استفاده شود. روشهای آرام سازی ترافیک طی دستور العمل های جداگانه ای توسط دفتر حمل و نقل وزارت کشور تهیه و به استانهای کشور ارسال شده است بدین منظور در صورتی که حجم عابران پیاده در نقطه ای از معبر زیاد بوده و با مشکل ایمنی یا تداخل با وسایل نقلیه مواجه باشند میتوان از چراغهای راهنمایی مخصوص عبور عابران پیاده استفاده نمود
10- ارتباط مناسبی بین کریدور های عابر پیاده و ایستگاههای حمل و نقل عمومی در سطح معابر لازم است ایجاد شود.
بهتر است کریدورهای عابر پیاده ترتیب فضاهای جذابی برای عبور استفاده کنندگان گردد. بدین منظور لازم است کریدورهای عابر پیاده به مبلمان شهری و فضای سبز مناسب مجهز گردند و همچنین در پاکسازی و حفظ و نگهداری آنها اقدامات مقتضی صورت پذیرد.
نتیجه گیرى
امروزه، محدوده هاى پیاده یکى از مهم ترین فضاهاى شهرى و عرصه هاى عمومى در شهرها هستند که به ویژه به دلیل شاخصة مقیاس انسانى، ایجاد پویایى و افزایش تعاملات اجتماع در عصر ارتباطات مجازى، بسیار مورد توجه صاحب نظران هستند. هم چنین، پهنه هاى پیاده داراى عملکردهاى فراوان و متنوع گذران اوقات فراغت، مانند استراحت، بازى و سرگرمى، فضاى سبز، خرید و عرضة آثار فرهنگى و هنرى هستند که بر جذابیت آنها به عنوان یک فضاى تفریحى بیش از پیش مى افزاید. به همین ترتیب، محدوده هاى پیاده به دلیل ویژگیهاى چند بعدى خود که تعامل عوامل اصلى طراحى کالبدى یک فضاى فراغتى هم چون پاسخ گویى به طیفهای گوناگون نیازهاى فراغتى استفاده کنندگان، دربرگیرى تمامی زمان هاى استفاده از فضا، اقتصادى بودن و قابلیت انجام تمامى فعالیتهاى فعال و غیر فعال را شامل مى شود، به عنوان یکى از بهترین، کم هزینه ترین، در دسترس ترین و مورد توجه ترین فضاهاى تفریحى و گذران اوقات فراغت در دنیا مطرح و روزبه روز در حال گسترش هستند. آن چنان که در حال حاضر، شبکه ها و پهنه هاى پیادة چند منظوره به عنوان یکى از اصلى ترین موارد توسعه یافتگى و رقابت شهرها، به منظور جذب گردشگران و رونق اقتصادى به شمار مى روند.
منابع
- مرکز اطلاعات علمی و تخصصی حمل و نقل و ترافیک
- وبلاگ گروه شهرسازان جوان
استانداردهای طراحی آمفی تئاتر
ورودی:
باید طوری باشد که از تجمع افراد در پشت در جلوگیری شود و افراد بتوانند به راحتی
بلیط تهیه نمایند و وارد سالن شوند. از لحاظ ابعادی در هر متر مربع حداکثر 6 نفر
میتواند قرار بگیرد. اگر افراد به صورت خطی قرار بگیرند (صف) هر 4 نفر 87/1 متر
بصورت طولی فضا نیاز داریم پس نتیجه میگیریم اگر افراد بخواهند وارد سالن شوند
بهتر است آنها را بصورت خطی سازماندهی کنیم.
سالن انتظار (سرسرا):
بعد از ورودی ما فضای سالن انتظار (سرسرا) را
داریم. اگر سالن تیاتر ما 200 نفر گنجایش دارد حال به ازای 6 نفر 1 متر مربع و به
ازای 200 نفر 34 متر مربع فضا احتیاج داریم البته این در صورتی هست که افراد
متراکم قرار گرفته باشند به همین منظور ما ابعاد فوق را در 3 ضرب کرده و به 102
متر مربع تبدیل میکنیم تا افراد به اندازه ی 2 نفر فضا ی آزاد داشته باشند.
عنصر بعدی که در فضای سرسرا قرار می گیرد coffee break (کافی شاپ) است. برای این فضا برای هر میز 4
نفره 76/5 متر مربع فضا احتیاج داریم حال اگر در هر سانس اجرا 50 نفر بخواهند از
کافی شاپ استفاده کنند ما احتیاج به 12 میز 4 نفره داریم یعنی 24/93 متر مربع فضا
میخواهیم. در کنار آن 15 متر مربع فضای آشپزخانه و محل فروش می خواهیم.
فضای دیگر در سرسرا سرویس های بهداشتی است و از آنجا که جز فضاهای درجه 3 می باشد
نباید در دید کامل قرار گیرد البته بهتر است جایی باشد که به راحتی در دسترس باشد.
زیرا جز فضاهای خدماتی است 11/29 متر مربع برای 8 توالت و دستشویی احتیاج است.
سالن اجرا:
در کل حداکثر ظرفیت قسمت تماشاگران به شکل انتخاب شده و محدودیت های صمعی و بصری
بستگی دارد که شاخص آنها نوع تولید برنامه است. عوامل دیگر شامل سطوح . خط دید .
آکوستیک تراکم رفت . آمد و نیز اندازه و شکل سکو (صحنه) است.
طول ردیف: حداکثر 16صندلی به ازای هر راهرو. اگر برای هر 3-4 راهرو یک در خروجی
جانبی به عرض۱متر در نظر گرفته شود به ازای هر راهرو 25 صندلی مجاز است.
برای هر تماشاچی نشسته بایدمساحتی برابر با حداقل 0.5 متر مربع در نظر گرفت. این
عدد بر گرفته از عرض صندلی ضرب در اصله ی ردیف (حداقل 0.45 مترمربع برای هر صندلی)
به علاوه ی یک حداقل اضافه ی 0.9 متر ضرب در 0.5 متر یعنی حدودا 0.05 متر مربع
برای هر صندلی است.
حجم فضا: این حجم بر اساس شرایط آکوستیکی به این ترتیب است: تیاترها حدودا 5-4 متر
مکعب برای هر تماشاچی و اپرا حدود 8-6 متر مکعب. (به دلیل تهویه ی هوا حجم نباید
کمتر از این باشد)
نسبت های قسمت تماشاگران:
1. دید مطلوب بدون حرکت اما با حرکت جزیی چشم به مقدار حدود 30 درجه
2. دید مطلوب با حرکت جزیی سر و حرکت جزیی چشم به مقدار حدود 60 درجه
3. حداکثر زاویه ی ادراکبدون حرکت سر حدودا 110 درجه
4. به حرکت کامل سر و شانه ها میدان درک 360 درجه نیز امکان پزیر است.
فضاهای
خدماتی پشت سن:
اتاق تعویض لباس: یکی از فضاهای کاربردی و اصلی سالن می باشد در طراحی این فضا
باید دقت شود که این فضا به عنوان یک فضای خصوصی به حساب می آید و باید تمامی حریم
های آن بخصوص برای خانم ها حفظ شود. مقدار فضای لازم برای هر نفر 5 متر مربع و
برای 6 نفر با ۸ کمد 45 متر مربع می باشد. نکته ی دیگر وجود انبار لباس است که 5.7
متر مربع می باشد.
اتاق گریم: این فضا باید با سن در رابطه ی مستقیم عاری از صدا و دارای نور کافی
باشد. محیطی که یک گریمور نیاز دارد تا بتواند به راحتی اطراف بازیگر حرکت کند و
تمام کار خود را زیر نظر داشته باشد 28/2 متر مربع میباشد که با این حساب ما برای
کار 3 گریمور به طور هم زمان کنار هم 72/6 متر مربع فضا می خواهیم. همچنین وجود
سرویس دستشویی در این فضا ضروری می باشد.
اتاق نور و صدا: این فضا که بین نور پرداز و صدا بردار مشترک است باید دید مستقیم
با قسمت اجرا داشته باشد که معمولا در جا نمایی این فضا آن را در قسمت پشت سالن در
ارتفاع قرار می دهند همانند اتاق آپارات در سینما. حداقل فضا برای نور پرداز با
دستگاه پرژکتور و ۴ نور انداز ۶ متر مربع و برای صدا بردار با دستگاه تنظیم و ضبط
صدا ۵ متر مربع می باشد همچنین پلکان های ارتباطی هم باید در نظر گرفت اما یک
انبار به اندازه ی ۱۲ متر مربع الزامی است.
اتاق کارگردان: که در کنار سن قرا می گیرد تا کارگردان در هنگام اجرا بطور مستقیم
به نحوی که دیده نشود با سن در ارتباط باشد. ابعاد آن ۹ متر مربع می باشد.
اتاق گروه موسیقی: یکی از بخش های مهم یک کار تیاتر اجرای ملودیهای منظم در
سکانسهای مختلف است. به همین منظور بهتر است کار گروه موسیقی همراه با تیاتر پیش
رود برای همین ما فضایی را برای گروه موسیقی در نظر می گیریم. فضای گروه موسیقی
باید بصورتی چیدمان شود که سرپرست تمام گروه را زیر نظر داشته باشد و همچنین در
قسمت کم صدا قرار گیرد و حتما یک فضا برای نگهداری ساز به ابعاد ۴ متر مربع داشته
باشد. ابعاد مناسب برای گرهه موسیقی ۱۶ متر مربع است.
اتاق استراحت گروه: فضای که گروه قبل از اجرا آنجا تمرکز و بعد از اجرا آنجا
استراحت می کند. فضای کافی برای ۸ کاناپه و میز ۶ متر مربع است پس برای یک گروه
۱۶نفره ما ۴۰ متر مربع فضا می خواهیم.
اتاق مطالعه: قسمتی که گروه در آن استقرار می یابد و ضمن خواندن سناریو باهم شروع
به تمرین کار هم می کنند. مقدار فضای کافی برای مطالعه ی ۲۰ نفر ۴۲ متر مربع است.
اتاق مصاحبه: فضای لازم ۱۶ متری است که شامل ۱ میز و ۱۰ صندلی است.
قسمت اداری سالن:
اتاق رییس: این اتاق از لحاظ استراتژیک باید در بهترین نقطه قرار گیرد. معمولا این
فضا با اتاق جلسات ترکیب می شود که ابعاد مورد نظر برای ما 35 متر مربع است که میز
جلسات هم یکی از الگو های این اتاق است.
بخش حسابداری: ۱۶ متر مربع برای خود اتاق و یک فضای ۵ متر مربع برای بایگانی و ۱
فضای ۱۶ مترمربع برای مرکز کامپیوتر نیاز است.
اتاق آرشیو: ۱۶ متر مربع برای اتاق بایگانی آرشیو که ۱۵ فایل را در خودش جا می دهد
و ۹ متر مربع اتاق برای مسول اتاق آرشیو و ۲۰ متر مربع هم برای مرکز اسناد سالن
نیاز است.
بخش خدماتی:
موتورخانه: این قسمت باید در جایی باشد که بتواند به همه سالن سرویس دهد. ابعاد مورد
نظر برای سالن ما ۵۰ متر مربع است.
انبار مرکزی: به دلیل این که معمولا هر بخش یک انبار دارد ما فضای بزرگی را برای
انبار مرکزی نمی خواهیم مقدار ابعاد لازم ۲۵ متر مربع است.
پارکینگ: فضای لازم برای پارکینگ ۷۵۰ متر مربع برای ۴۲ خودرو سبک در ضمن اگر در زیر
ساختمان قرار گرفت فضای رمپ و تهویه مناسب هم در جدول محاسبه قرار می گیرد.
طراحی سالن تیاتر مستلزم درک روابط پیچیده
ای است که می
توان آن را با برسی تاریخ 2500 ساله پیشرفت تیاتر به دست آوررد.
گرایش های ساخت
و ساز سالن تیاتر در شرایط جاری:
1-حفظ و احیا و مدرن کردن تیاتر
های پیشین قرن نوزدهم و اواسط قرن بیستم
2-ساختمان های جدید با مشخصه های فضای باز (آزمایشی) و
بعد تبدیل آنها به فضای پیشرفته
تر
تاریخچه ی
تیاتر:
تیاترMarcellus اولین تیاتر روم که به طور کامل از سنگ ساخته شده.
اولین ساختمان
تیاتر رنسانس سالن تیاتر فرانسیس در پاریس بوده.
کلیاتی در باره فضای نمایش
نمایش در هر کجا که مکان رویارویی بازیگر و تماشاگر
باشد به وقوع میپیوندد. خواه این مکان
میدانی در شهر
باشد یا خیابان یا سکویی در بازار و یا قهوهخانه. اما تئاتر بدون معماری معنا ندارد، تئاتر چه به شکل نمایش و
اجرا باشد و چه به صورت جشن و مراسم،
ماهیتا نباید
چنان با طبیعت خود یکی شود که قابل تشخیص نباشد. زیرا در این صورت نمایشی در کار نخواهد بود. چون بنیان تئاتر
بر آگاهی دوسویه بازیگران و تماشاگران
از وجود یکدیگر
است؛ باید از جهان اطرافش متمایز باشد همانگونه که نمایش و واقعیت با هم تباین دارند. آشکارترین نشانه تئاتر
همانا صحنه است که معماری آن در طول
تاریخ دستخوش
دگرگونیهای فراوان گشته، اما همیشه مکانی کاملا مشخص و متمایز از محیط پیرامون بوده است.
فضاهای اجرای
نمایش در شهر غالبا جزو نقاط عطف شهری
به شمار میروند.
اما در شهر، علاوه بر مکانهای عمومی، تعداد زیادی فضاهای خالی حاشیهای یافت میشوند که فراموش شده و
مطرود و متروکاند، مکانهایی که میتوانند محل اجرای رویدادی نمایشی باشند. برخی از
این فضاها که در شهرهای ما، خصوصا شهرهای قدیمی، به وفور دیده میشوند زمانی خود جزو
فضاهای پررونق شهری بهشمار میرفتند. فراموش نباید
کرد که یک فضای نمایشی به تجمعی عادی، اجازه تبدیل شدن به اجتماعی با هویت را میدهد و میتواند سکویی باشد برای
نیاز مردم به گفتن، شنیدن و داشتن
اوقاتی خوش.
هیچ لزومی به برپایی ساختمان نیست، شهرها خود میتوانند به تئاتری برای اجرای نمایش تبدیل شود.
بررسی فضاهای
مورد نیاز برای سالن تیاتر:
ورودی :
باید طوری باشد
که از
تجمع افراد در
پشت در جلوگیری شود و افراد بتوانند به راحتی بلیط تهیه نمایند و وارد سالن شوند.
از لحاظ ابعادی
در هر متر مربع حداکثر 6 نفر میتواند قرار بگیرد.
حال اگر افراد
به صورت خطی قرار بگیرند (صف) هر 4 نفر 87/1 متر بصورت طولی فضا نیاز داریم پس نتیجه میگیریم اگر
افراد بخواهند وارد سالن شوند بهتر است
آنها را بصورت
خطی سازماندهی کنیم.
سالن انتظار
(سرسرا):
بعد از ورودی
ما
فضای سالن
انتظار (سرسرا)را داریم.اگر سالن تیاتر ما 200 نفر گنجایش دارد حال به ازای 6 نفر 1 متر مربع و به ازای 200 نفر 34
متر مربع فضا احتیاج داریم البته این
در صورتی هست
که افراد متراکم قرار گرفته باشند به همین منظور ما ابعاد فوق را در 3 ضرب کرده و به 102 متر مربع تبدیل میکنیم تا
افراد به اندازه ی 2 نفر فضا ی آزاد
داشته باشند.
( coffee breakکافی شاپ):
عنصر بعدی که
در فضای سرسرا قرار می گیرد( coffee breakکافی شاپ( است. برای این فضا برای هر میز 4 نفره 76/5 متر مربع فضا احتیاج داریم حال
اگر در
هر سانس اجرا
50 نفر بخواهند از کافی شاپ استفاده کنند ما احتیاج به 12 میز 4 نفره داریم یعنی 24/93 متر مربع فضا میخواهیم. در
کنار آن 15 متر مربع فضای آشپزخانه و
محل فروش می
خواهیم.
سرویس های بهداشتی
فضای دیگر در
سرسرا سرویس های بهداشتی است و از آنجا که جز فضاهای درجه 3 می باشد نباید در دید کامل
باشد البته باید جایی باشد که به راحتی در دسترس باشد زیرا جز فضاهای خدماتی است 11/29
متر مربع برای 8 توالت و دستشویی
احتیاج است.
سالن اجرا:
در کل حداکثر
ظرفیت قسمت تماشاگران به شکل انتخاب شده و محدودیت های صمعی و بصری بستگی دارد که
شاخص آنها نوع تولید برنامه است. عوامل
دیگر شامل سطوح
– خط دید – آکوستیک تراکم
رفت و آمد و نیز اندازه و شکل سکو / صحنه است.
طول ردیف :
حداکثر 16صندلی به ازای هر راهرو . اگر برای هر3-4 راهرو یک در خروجی جانبی به عرض 1m در نظر گرفته شود به ازای هر راهرو 25 صندلی مجاز است.
برای هر
تماشاچی نشسته بایدمساحتی برابر با حداقل 0.5 متر مربع در نظر گرفت. این عدد بر گرفته از عرض صندلی ضرب در
اصله ی ردیف (حداقل 0.45 مترمربع برای
هر صندلی) به
علاوه ی یک حداقل اضافه ی 0.9 متر ضرب در 0.5 متر یعنی حدودا 0.05 متر مربع برای هر صندلی است.
حجم فضا: این
حجم بر اساس شرایط آکوستیکی به ترتیب زیر است :
تیاترها حدودا
5-4 متر مکعب برای هر تماشاچی و اپرا حدود 8-6 متر مکعب.
به دلیل تهویه
ی هوا حجم نباید کمتر از این باشد.
نسبت های قسمت تماشاگران:
1- دید مطلوب بدون
حرکت اما با حرکت جزیی چشم به مقدار حدود 30 درجه
2- دید مطلوب با حرکت جزیی سر و حرکت جزیی چشم به مقدار حدود 60 درجه
3- حداکثر زاویه ی ادراکبدون حرکت سر حدودا 110 درجه
4- به حرکت کامل سر و شانه ها
میدان درک 360
درجه نیز امکان پزیر است .
5- برای تیاتر -24
متر ( حداکثر فاصله
ی که هنوز هم
می توان صورت ها را باز شناخت)
6- برای اپرا -32
متر ( حرکت های
دارای اهمیت
هنوز هم قابل بهز شناختن است)
فضاهای خدماتی
پشت سن:
1- اتاق
تعویض لباس :
یکی از فضاهای کاربردی و اصلی سالن می باشد در طراحی این فضا باید دقت شود که این فضا به عنوان یک فضای خصوصی به
حساب می آید و باید تمامی حریم های آن
بخصوص برای
خانم ها حفظ شود
مقدار فضای
لازم برای هر نفر 5 متر مربع وبرای 6 نفر با 8 کمد 45 متر مربع می باشد. نکته ی دیگر
وجود انبار لباس است 5.7 متر مربع می
باشد.
2-اتاق گریم: این
فضا باید با سن در رابطه ی مستقیم عاری از صدا و دارای نور کافی باشد .
محیط ی که یک
گریمور نیاز دارد تا بتواند به راحتی اطراف بازیگر حرکت کند و تمام کار خود را زیر نظر داشته
باشد 28/2 متر مربع میباشد که با این
حساب ما برای
کار 3 گریمور به طور هم زمان کنار هم 72/6 متر مربع فضا می خواهیم . همچنین وجود سرویس دستشویی در این فضا ضروری می باشد.
2- اتاق نور و صدا
: این
فضا که بین نور
پرداز و صدا بردار مشترک است باید دید مستقیم با قسمت اجرا داشته باشد که معمولا در جا نمایی این فضا آن را
در قسمت پشت سالن در ارتفاع قرار می دهند همانند اتاق آپارات در سینما . حداقل فضا
برای نور پرداز با دستگاه پرژکتور و 4 نور انداز 6 متر مربع و برای صدا بردار با
دستگاه تنظیم و ضبط صدا 5 متر مربع می باشد همچنین پلکان های ارتباطی هم باید در نظر
گرفت اما یک انبار به اندازه ی 12 متر
مربع الزامیست.
3- اتاق کارگردان
: که در کنار سن قرا می گیرد تا کارگردان در هنگام اجرا بطور مستقیم به نحوی که دیده
نشود با سن در ارتباط باشد. ابعاد آن 9 متر مربع می باشد .
4- اتاق گروه
موسیقی: یکی از بخش های مهم یک کار تیاتر اجرای ملودیهای منظم در سکانسهای مختلف است. به
همین منظور بهتر است کار گروه موسیقی
همراه با تیاتر
پیش رود برای همین ما فضایی را برای گروه موسیقی در نظر می گیریم. فضای گروه موسیقی باید بصورتی چیدمان شود که سرپرست تمام گروه را زیر نظر
داشته
باشد و همچنین
در قسمت کم صدا قرار گیرد و حتما یک فضا برای نگهداری ساز به ابعاد 4 متر مربع داشته باشد. ابعاد مناسب برای گرهه
موسیقی 16 متر مربع است.
5- اتاق استراحت گروه: فضای که کروه قبل از اجرا
آنجا تمرکز و بعد از اجرا آنجا استراحت می کند. فضای کافی برای 8 کاناپه و میز 6 متر
مربع است پس برای یک گروه 16 نفره ما 40 متر مربع فضا می خواهیم.
6- اتاق مطالعه :
قسمتی که گروه در آن استقرار می یابد
و ضمن خواندن
سناریو(pm) باهم شروع به
تمرین کار هم می کنند. مقدار فضای کافی برای مطالعه ی 20 نفر 87/41 متر مربع است.
7- اتاق مصاحبه:
فضای لازم 16.2 است که
شامل یک میز و
10 صندلی است.
دیواره آتش
همان چیزی که تمامی سالن های استاندارد
تئاتر در
دنیا و از جمله
تالار وحدت دارند. این دیواره ی آهنین از واجبات قطعی است تا در مواقع اضطرار و خطر و هنگام تعطیلی مثل پرده
پائین بیاید و حائل وحد فاصلی باشد
مابین سن اجرا
و محوطه تماشاگران. اگر چنانچه حریقی رخ دهد این دیواره باعث مسدود شدن راه نفوذ و
گسترش آتش سرکش می شود و
تماشاگران فرصت
خروج خواهند یافت.
قسمت اداری
سالن:
1- اتاق رییس: این اتاق از
لحاظ استراتژیک
باید در بهترین نقطه قرار گیرد. معمولا این فضا با اتاق جلسات ترکیب می شود که ابعاد مورد نظر برای ما 35 متر
مربع است که میز جلسات هم یکی از الگو های این اتاق است.
2- بخش حسابداری:
16 متر مربع برای خود اتاق و یک فضای 5 متر مربع برای بایگانی و یک فضای 16 مترمربع برای
مرکز کامپیوتر نیاز است.
3- اتاق آرشیو: 2/16 متر مربع برای اتاق بایگانی آرشیو که 15
فایل را در خودش جا می دهد و 9 متر
مربع اتاق برای
مسول اتاق آرشیو و20 متر مربع هم برای مرکز اسناد سالن نیاز است.
بخش خدماتی:
1- موتورخانه:این
قسمت باید در جایی باشد که بتواند به همه ی سالن سرویس دهد. ابعاد مورد نظر برای سالن
ما50 متر مربع است.
2- انبار مرکزی: به دلیل این که معمولا هر بخش یک انبار دارد ما فضای بزرگی را برای انبار
مرکزی نمی
خواهیم مقدار
ابعاد لازم 25 متر مربع است.
3- پارکینگ:فضای
لازم برای پارکینگ 750 متر مربع برای
42 خودرو سبک در ضمن اگر در زیر ساختمان قرار گرفت فضای رمپ و تهویه مناسب هم در جدول محاسبه قرار می گیرد.
فرستنده مقاله:منصوره میرحسینی
تفاوت در طراحی سینما و سالن تئاتر
1ـ سینما لژ دارد ولی آمفی تئاتر فاقد این قسمت است
2ـ حداکثر فاصله بیننده تا پرده 6 برابر پهنای پرده و حداقل فاصله بیننده تا پرده 2 برابر پهنای پرده است!
3ـ حداقل عرض پرده ی سینما 5 متر است!
4ـ در آمفی تئاتر حداقل فاصله بیننده تا سن 5 متر و حداکثر 20 متر است.
5ـ زاویه بین امتداد پرده و آخرین فرد تماشاچی نباید بیشتر از 105 درجه باشد!
6ـ عناصر سالن نمایش فیلم (سالن انتظار/گیشه/اتاق پروژکتور/انبار/اتاق های گریم/سرویس های بهداشتی)
7ـ شیب سینما حداکثر 10% است/دید به وسط پرده باید عمود باشد/شکل آمفی تئاتر معمولا به سمت مربع و دایره میل می کند ولی در سینما بیشتر به سمت مستطیل
امروزه راهبردهای نوین و کارآمد برای ایجاد انگیزه، رفتارهای مطلوب، دستیابی به اهداف سازکانی و افزایش بهره وری انانی مورد استفاده و نظر مدیران سطوح بالای سازمانی قرار می گیرد. یکی از این راهبردها یا راه کارها ایجاد فرهنگ سازکانی مطلوب در سازکان به منظور هدایت رفتار نیروهای انسانی در سازمان و خق و انعکاس تصویری تصویری روشن، زیبا، جذاب و آراسته از سازمان و مدیریت در فکر و اندیش جامعه مصرف کنندگان کالا و خدمات سازمانی است.
فرهنگ سازمانی، در حقیقت تصویر کلی و مشترک اعضای سازمان است و منبع پیدایش آن اندیشه های موسسات، مراکز علمی و پژوهشی، بنیان کذاران و مدیران سطوح بالای سازمانی است که رفته رفته، به اعضای سازمان آموخته می شود تا ضمن ارایه تعارف، مفاهیم و ویژگی های فرهنگ سازمان، در عمل به آن پایبندی دارند. در این پژوهش سعی می شود تا ضمن ارایه تعاریف، مفاهیم و ویژگی های فرهنگ سازمانی از نظر دیدگاه ها و تئوری های مختلف مورد بررسی قرار گرفته شود. همچنین، تحقیق حاضر به منظور شناخت رابطه بین رضامندی شغلی کارکنان و اعضای هیات علمی مراکز علمی تحقیقاتی با فرهنگ سازمانی آن مراکز پی ریزی شده است. مولفه های فرهنگ سازمانی که در این بررسی مورد توجه قرار گرفته اند عبارتند از:
▪ وجدان کاری،
▪ حمایت های مدیریتی،
▪ انضباط اداری،
▪ انضباط اقتصادی،
▪ وضوح اهداف،
▪ نظام پاداش،
▪ نوآوری و خلاقیت،
▪ الگوهای ارتباطی
▪ تعارض پذیری.
محدوده جغرافیایی پژوهش شهر تهران و مراکز علمی و پژوهشی تحت نظارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است. تحقق از نوع توصیفی تحلیلی می باشد و از روش های آماری آزمون علامت برای مقایسه وضعیت موجود و مطلوب و آمارهای توصیفی چون جداول فراوانی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین هر یک از مولفه های فرهنگی که در فوق بدان اشاره شد در دو وضعیت موجود و مطلوب تفاوت معناداری وجود دارد، همچنین بین هر یک از مولفه های فرهنگ سازمانی مورد بررسی و رضایت مندی شغلی جمعیت مورد مطالعه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
تحقیق حاضر براساس یافته های به دست آمده پیشنهاد می دهد که مدیران موسسات مورد بررسی در رعایت انضباط اداری، انضباط اقتصادی، ایجاد رشد و پیشرفت شغل، تهیه ساز و کار های ارتباطی کنترل بر نظام پاداش و موارد دیگر، توجه جدی کنند تا از این طریق فرهنگ سازمانی ارتقاء یافته، رضامندی شغلی بیش تری به دنبال آورد
مبانی
انجام کار شایسته:
در این قسمت مبانی انجام کار شایسته به اصول و معیارهائی می پردازیم که به
عنوان زیر بنائی و مبانی تفکری واعتقادی فرهنگ کار مطرح هست و بر اساس آن راهبردها
شناسائی و وضع می گردد.
کار شایسته چیست؟؟
در این مقاله منظور و تعریف کار شایسته شامل دو دسته از کارهائی است که
آدمی به سبب انجام آن کسب درآمد
می نما ید و هم شامل کارهائی است که به دلیل خیرخواهی انجام داده می شود و
در برابر آن دستمزد دریافت نمی گردد، هر گاه انجام کار به جهت کسب رضایت خداوند
باشد و به خوبی رضایت خداوند لحاظ شود و به موجب آن به مخلوقات خداوند خدمت شود،
عنوان عبادت، عمل صالح و کار شایسته به ن اطلاق می شود. در دیدگاه اسلامی کارهائی
شایسته بر مبنای معیارهای ایدئولوژی اسلامی استواراست.
حال این سؤال مطرح است که چگونه کاری در فرهنگ اسلامی مورد رضایت خداوند
می باشد و به چه کاری در دیدگاه اسلامی شایسته می گویند و کار شایسته افراد با
برخورداری از چه ویژگیها و خصوصیات فردی و اجتماعی و کاری صورت می پذیرد؟
کار شایسته ابعاد و جوانب، سطوح و درجات و شکلهای مختلفی دارد، و خداوند
بر اساس استعدادها، توانائی ها و تفاوتهای فردی افراد از آنها انتظار دارد و اساسا
خداوند نظام آفرینش را بر اساس کارهای متناسب با نیازهای افراد طرّاحی نموده است،
و به تعداد نیازهای کاری برای انجام امور زندگی مردم از استعدادهای متفاوتی
برخوردارند، البته هر چه انسانها نسبت به توانائی های خود شناخت بیشتری داشته
باشند و در جهت پرورش توانائی ها و استعدادهای خود تلاش مفیدتری نمایند و هر چه
نسبت به تربیّتّ نفس و شخصیّت خود آگاه باشند و از اطلاعات مورد نیاز روزبیشتری
بهرهمند می گردند و موفقیِتهای بیشتری کسب می نمایند. در فرهنگ اسلامی "برای
انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست." امام علی (ع) می فرماید: " پس بر
شما باد که با تلاش و کوشش پی گیر و هوشیاری، این مایه های هستی را شکوفا ساخته و
آمادگی لازم را بدست آورید تا در آن زندگی جاوید نتیجه کوشش این جهانی خود را
دریابید. " به هر نسبت که دانش آدمی زیادتر می شود توجّه خود را به نفس خویش
افزون می کند، و برای نیل به سعادت و صلاح، سعی و کوشش خود را به کار می اندازد.
" مسائل کار یا پیشه ویا شغل شایسته در متون مذهبی با صفاتی مانند خوب، صالح
و نیکو به آن پرداخته شده است که منجر به موفقیّت، سعادتمندی و رستگاری انسان می
گردد.
مبانی معیارهای کار شایسته از دیدگاه اسلام چیست؟
از جمله معیارهای مؤثر در انجام کار شایسته از نظر اسلام عبارت است از:
الف) کار و کوشش برای رضایت خداوند و در انجام کار خدا را در نظر داشت
است. در متون اسلامی در این باره چنین آمده است:امام علی (ع) می فرماید:"
برترین کارها، کاری است که برای خدا باشد. "به پروا داشتن از خدا فرمان دارید
و برای نیکوکاری و ( فرمانبرداری ) از خدا آفریده شده اید. " آنچه را خداوند
بر شما فرض کرده است، وجهه همّت خود قرار دهید و برای ادای حق او که از شما خواسته
است، از او توفیق و کمک طلبید."
ب) کار بر اساس معیارهای کسب حلال باشد، اسلام
کسب در آمد حلال را بر هر زن و مرد مسلمانی به عنوان یک فریضه، وظیفه و واجب است و
از ارزشمندترین عبادتها به شمار می آید و کسب حلال و غذای پاک، موجب استجابت دعا
می شود. در این باره چنین آمده است:حضرت رسول اکرم ( ص ) می فرمایند: "خواستن
رزق مباح و گذران کردن از درآمد حلال وظیفه واجب هر مرد و زن مسلمان است."
حضرت محمّد(ص) در : "عبادت دارای هفتاد بخش است و بدست آوردن روزی حلال
ارزشمندترین آنهاست." "کسی که دوست دارد دعایش مستجاب شود، غذا و کسب
خود را پاک و حلال سازد."
و در قرآن آمده است:" از تو می پرسند چه چیز برای ایشان حلال شده
است. بگو: چیزهای پاکیزه بر شما حلال شده است." " ای مردم! از آنچه در
زمین حلال و پاکیزه است بخورید و به دنبال شیطان نروید که او دشمن آشکار شماست."
• از عوامل عدم انجام
انجام کار شایسته، عدم توجّه به حلال و حرام احکام الهی می باشد، که در روایات و
آیات متون اسلامی به آن توجّه ویژه شود، از عوامل مهمی است که انجام کار شایسته را
تحت شعاع خود قرار می دهد و سبب عدم تحقق و کسب موفقیّت در انجام کار شایسته و
سالم می گردد. مال حرام نیز از جمله موارد دیگریست که بر سلامت کار و زندگی تأثیر
منفی می گذارد. در این باره چنین آمده است: حضرت محمّد( ص) می فرماید: کسی که مال
حرام می خورد ( و در عین حال به خیال خود)، عبادت می کند، عبادتش خانه ای است روی
شنهای روان صحرا.
( یعنی اثری از عبادت
او چون خانه روی رمل باقی نماند و عبادتش پذیرفته نشود.)
کسانی که قصد آزمون نظام مهندسی دارند مهندسانی هستند که حداقل سه سال از فارغ التحصیلی شان گذشته بنابراین از مطالعه کردن هدفمند برای امتحان یک مقدار فاصله گرفته اند . شروع مطالعه برای این افراد در روزهای اول کمی سخت است .
پیشنهاد ما برای این دوستان این است :
اول کتاب قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان را بردارید و بطور روزنامه وار مطالعه کنید .
این کتاب علاوه براینکه یکی از منابع آزمون نظارت نظام مهندسی است و هر سال چند سووال از آن طرح می شود شما را با سازمان نظام مهندسی و قوانین و مقررات آن آشنا می کند و پاسخ خیلی از سووالاتی که در مورد نظام مهندسی در ذهن دارید در کتاب می یابید وبا افزایش آگاهی علاقه تان به هدفی که انتخاب کرده اید بیشتر می شود .
بعد از این کتاب می توانید هر مبحث دیگری را شروع کنید . پیشنهاد ما مباحثی است که بیشتر به آن علاقه دارید . از همان مبحث مورد علاقه شروع کنید تا سرعت مطالعه تان بیشتر و بیشتر شود .
در مطالعه منابع آزمون نظام مهندسی نباید هیچکدام از منابع را از قلم بیاندازید و هیچ مبحثی را دست کم نگیرید .زیرا تعدادی از سووالات مانند قانون نظام مهندسی و مبحث دوم و مبحث بیست و یکم مباحثی هستند که براحتی با دو بار خواندن و لیبل گذاری کتاب براحتی می توانید به تمام سووالات آن پاسخ دهید چون عینا از کتاب طرح می شوند .در مورد دروس تخصصی هم همینطور است قسمت اعظم سوالات عینا از کتب مقررات ملی ساختمان ( کتب سبز رنگ ) و منابعی است که معرفی شده اند و تعدادی از سووالات هم از منابع خارج کتاب مانند نشریه ها، کتب و مجلات معتبر داخلی و خارجی است .فراموش نکنید این آزمون بصورت جزه باز برگزار میشود .
پس چکار باید کرد و چگونه باید جلو رفت تا موفق شد؟
اولا باید هدفمند باشید . هدف شما باید قبولی در آزمون نظام مهندسی همین دوره باشد و به این هدف خود ایمان داشته باشید .
بعد از آن باید مشورت کنید . با کسانی که در دوره های قبل قبول شدند ، با کارشناسان نظام مهندسی یا مشاوران مورد وثوق خودتان . امروزه با گسترش فضای اینترنت و وجود دهها وبسایت تخصصی و حرفه ای وشبکه های اجتماعی ، جمع آوری اطلاعات و تحقبق در این مورد کار سختی نیست لیکن باید دقت کنید منبع شما موثق باشد .
اکنون می توانید مطالعه کنید . با برنامه ریزی دقیق و بدون جا انداختن هیچ کدام از مباحث و منابع . یک تست می تواند سرنوشت ساز باشد . بنابراین از تمام منابع استفاده نمایید .همه آنها را تهیه کنید ، مطالعه کنید و لیبل گذاری کنید .
برای شرکت در آزمون نظام مهندسی شرط اول آن است که عضو سازمان نظام مهندسی استان محل زندگی خود شوید ، رشته کارشناسی شما جزو رشته های مجاز به شرکت در این آزمون باشد ، حداقل سه سال از زمان فراغت از تحصیل شما گذشته باشد .
|
|
|
|
الیاف کربن نسل جدیدی از الیاف پر استحکام است . این مواد از پرولیز کنترل شده گونه هایی از الیاف مناسب تهیه می شود ؛ به صورتی که بعد از پرولیز حداقل 90 درصد کربن باقی بماند . الیاف کربن نخستین بار درسال 1879 میلادی زمانی که توماس ادیسون از این ماده به عنوان رشته پرمقاومت در ایجاد روشنایی الکتریکی استفاده کرد ، پای به عرصه علم و فن آوری گذاشت . با این حال درآغاز دهه 1960 بود که تولید موفق تجاری الیاف کربن ، با اهداف نظامی و به ویژه برای کابرد در هواپیمای جنگی ، آغاز شد . دردهه های اخیر ، الیاف کربن در موارد غیر نظامی بسیاری ، همچون هواپیماهای مسافربری و باربری ، خودروسازی ، ساخت قطعات صنعتی ، صنایع پزشکی ، صنایع تفریحی – ورزشی و بسیاری موارد دیگر کاربردهای روزافزونی یافته است . الیاف کربن در کامپوزیت های با زمینه سبک مانند انواع رزین ها به کار می رود . کامپوزیت های الیاف کربن در مواردی که استحکام و سختی بالا به همراه وزن کم و ویژگی های استثنایی مقاومت به خوردگی مدنظر باشند ، یگانه گزینه پیش روست . همچنین هنگامی که مقاومت مکانیکی در دمای بالا ، خنثی بودن از لحاظ شیمیایی و ویژگی ضربه پذیری بالا نیز انتظار برود ، بازهم کامپوزیت های کربنی بهترین گزینه هستند . با توجه به این ویژگی ها ، پهنۀ گسترده موارد کاربرد این ماده در گستره های گوناگون فن آوری به سادگی قابل تصور است .
میزان تولید الیاف کربن از 1992 تا 1997 رشد 200 درصدی در این فاصله 6 ساله داشته که خود نشانگر اهمیت تکنولوژی این ماده است .
هم اکنون ، ایالات متحده آمریکا نزدیک به 60 درصد تولید جهانی الیاف کربن را به مصرف می رساند و این در حالی است که ژاپن تلاش می کند به میزان مصرفی برابر با 50 درصد تولیدات جهانی این محصول دست یابد . ژاپن به واسطه شرکت صنعتی توری ، خود بزرگترین تولید کننده الیاف کربن درجهان است . هم چنین عمده ترین تولید کننده الیاف کربن با استفاده از پیش زمینه قیر ، ژاپن است .
پیشگویی برای سال 2013 میلادی ...
سال 2013 است . خودرویی جدید به نام "BLACKBEAUTY " 100 MPG بدلیل این که ضمن دارا بودن بالاترین کارایی ، به میزان 100 درصد نیز دوستدار محیط زیست شناخته شده ، طرفداران بسیار زیادی دارد . این خودرو پس از انقراض نسل خودروهای فولادی با سازه ای تمام کامپوزیت برپایه کربن متولد شده است . با استفاده از مواد کربنی در ساخت بدنه و سازه های اصلی این خودرو مانند شاسی ، موتور و سیستم های انتقال نیرو ، کاهش وزن به دست آمده موجب مصرف اندک سوخت شده است . این مواد پیشرفته به همراه اندکی فلزات سبک که عمدتا ً در اتصالات به کار می روند ، اقتصاد خودرو را از لحاظ میزان مصرف سالیانه سوخت با انقلابی عظیم مواجه کرده است . این مواد سبک در فریم شاسی ، موتور کاتالیتیک با بازده بالا ، در باتری های لیتیمی و موتورهای الکتریکی ، پانل های بدنه ، مخزن سوخت و مواد پیشرفته نگه دارنده متان که سوخت اصلی خودروست و خلاصه در تمام المان های اصلی که چنین وسیله نقلیه کم مصرف با توانایی های بسیار بالا را می سازد ، به کار رفته است . پانل های بدنه از کامپوزیت های کربنی به روش SMC با سطوح بسیار صاف و آماده رنگ کاری ساخته شده است . فیبریل های کربنی در اندازه های زیر میکرون با ویژگی هدایت الکتریکی ، سطح قطعات پانل های بدنه را به سادگی دارای ویژگی الکترو استاتیک می کنند . از سوی دیگر چون کامپوزیت پلیمری تقویت شده با الیاف کربن از نظر شیمیایی خنثی است به تخریب در برابر پرتو فرا بنفش حساس نیست ، در نتیجه پانل های بدنه به هیچ نوع عملیات پایانی نیاز ندارند . بخش های دیگری که زیاد به آن ها توجه نمی شود ، مانند درموتور ، هوزینگ ها و گیربکس ها تماما ً از کامپوزیت کربنی به روش قالب گیری تزریقی ساخته شده و جایگزین قطعات سنگین ریخته شده فلزی شده اند . مخزن سوخت ، کامپوزیت کربنی ساخته شده به روش پیچش الیاف است که مملو از کربن فعال و فیبریل های کربنی است که موجب افزایش قابلیت نگهداری گاز مایع در فشارهای پایین می شود . موتور کاتالیتیک از کاتالیست های پوشش داده شده برروی کره ها و لوله های ریز شیاردار کربنی که به کربن توخالی معروف هستند و در واقع نوعی از الیاف کربن سوراخ شده هستند ، استفاده می کند . این واحد مرکزی تولید توان الکتریکی که درواقع قلب سیستم به حساب می آید ، به دلیل استفاده زیاد از فرآورده های الیاف کربن ، قادر است کارایی خود را در دماهای بسیار بالایی که الزاما ً در اثر کارکرد موتور پدید می آید ، به خوبی حفظ کند . این دلیل اصلی بالا بودن غیرمعمول بازده چنین خودرویی است . از سوی دیگر مشکلات مربوط به آن دسته از شکست های قطعات که ناشی از اختلاف در ضرایب انبساط حرارتی درنسل خودروهای فلزی بود ، به واسطه استفاده از قطعات کامپوزیتی کربنی ، به طور کامل از بین رفته است . مهندسین مواد ، با دست کاری در میزان جهت یافتگی الیاف کربن ، نوع جدیدی از الیاف را ساخته اند که به طور استثنایی دارای هدایت حرارتی یک بعدی بسیار زیادی بوده و بدین وسیله توانسته اند دستگاههای سرمازا را با بازده بسیار بالا در موتور این خودرو به کار برند .
در سیستم باتری یونی لیتیم / لیتیم از آندهای کربنی و کاتدهای کامپوزیت کربنی استفاده شده است . سیستم جدید تهویه هوا با استفاده از رادیاتورهای پلاستیکی تقویت شده با الیاف کربن ، محفظه های کربنی و فوم های کربنی عایق ، بیشترین شرایط رفاه و آسایش سرنشین را به همراه حذف کامل گازهای ضد ازن ، فراهم آورده است . سیستم GPS تعبیه شده برای ارتباطات ماهواره ای ، تلفن همراه ، دستگاه دورنگار و رایانه های on-board همگی ضمن رعایت طراحی ارگونومیک از قاب های کامپوزیت کربنی که هدایت الکتریکی مناسبی دارند ، بهره می برند .
قرار دادن المان های جهت دار کامپوزیتی بر پایه کربن در جهت اعمال لنگر ، سیستم تعلیق کربنی را در این خودرو به گونه ای ساخته که موجب حذف بسیاری از قطعات سنگین فلزی شده و همین موضوع خود موجب عملکرد بهتر سیستم تعلیق شده است . روتورهای کربنی ترمز و لنت ترمزهای گرافیتی ، وزن مجموعه سیستم ترمز را در راستای عملکرد بهتر ترمز کاهش داده است . رینگ های تقویت شده با الیاف کربن ضمن کاهش وزن موجب سرد کار کردن مجموعه ترمز و درنتیجه بالاتر رفتن ضریب امنیت ترمز می شود . تایرهای با فرمولاسیون پیشرفته شامل فیبریل های کربن و بلوک های کربنی جهت دار به همراه الیاف کربن بافته شده به صورت شعاعی ، ضمن سبکی موجب حذف مقاومت غلطشی تایر و سرد ماندن آنها در طول حرکت می شود . المان های تعلیق ، رینگ ها و تایرهای ساخته شده از الیاف کربن باعث برقراری مطمئن اتصال با زمین و در نتیجه کمینه شدن احتمال آتش سوزی دراثر بارهای الکترواستاتیک و افزایش امنیت و راحتی سرنشین در هنگام سوار و پیاده شدن از خودرو می شود .
با استفاده روز افزون از الیاف کربن در ساخت خودروهای پیشرفته ، مصرف سالیانه بنزین به سرعت رو به کاهش گذاشته و نیاز به واردات سوخت های فسیلی را که باعث عدم تعادل تجاری می شود به حداقل می رساند . درعوض به منظور گسترش واحدهای تولید مواد کربنی جدید با کاربردهای روبه رشد در ساخت خودروهای کربنی ، میلیون ها فرصت شغلی در کشور پدیدار می شود .
الیاف کربن را می توان براساس مدول الاستیک ، استحکام و دمای نهایی عملیات حرارتی به گروههای زیر دسته بندی کرد :
دسته بندی براساس ویژگی ها :
§ الیاف کربن با ضریب کشسانی بسیار بالا ؛ بیشتر از 450 گیگا پاسکال
§ الیاف کربن با ضریب کشسانی بالا؛ بین 350 تا 450 گیگا پاسکال
§ الیاف کربن با ضریب کشسانی متوسط ؛ بین 200 تا 350 گیگا پاسکال
§ الیاف کربن با استحکام کششی بالا و ضریب کشسانی پایین ؛ استحکام کششی بیش از 3 گیگا پاسکال و ضریب کشسانی کم تر از 100
§ الیاف کربن با استحکام کششی بسیار بالا ؛ بالاتر از 5/4 گیگا پاسکال
دسته بندی براساس نوع پیش زمینه :
§ الیاف کربن با پیش زمینه الیاف پلی اکریلونیتریل
§ الیاف کربن با پیش زمینه قیر صنعتی
§ الیاف کربن با پیش زمینه قیر مزوفاز
§ الیاف کربن با پیش زمینه قیر ایزوتروپیک
§ الیاف کربن با پیش زمینه الیاف ریون ( ابریشم مصنوعی )
§ الیاف کربن با پیش زمینه فاز گازی و
دسته بندی براساس دمای نهایی عملیات حرارتی :
§ الیاف نوع 1 ، دمای عملیات حرارتی بالاتر از 2000 درجه سانتی گراد ؛ تولید کننده الیاف HM
§ الیاف نوع 2 ، دمای عملیات حرارتی حدود 1500 درجه سانتیگراد ؛ تولید کننده الیاف HS
§ الیاف نوع 3 ، دمای عملیات حرارتی کم تر یا حدود 1000 درجه سانتی گراد ؛ تولید کننده الیاف با ضریب استحکام پایین
ساخت الیاف کربن :
درفرهنگ واژگان نساجی آمده است : الیاف کربن به الیافی گفته می شود که دست کم دارای 90 درصد کربن هستند و از پیرولیز کنترل شده الیافی ویژه به دست می آیند . اصطلاح الیاف گرافیتی درمورد الیافی به کار می رود که کربن آنها بیش از 99 درصد باشد . انواع گوناگونی از الیاف به عنوان پیش زمینه تولید الیاف کربن وجود دارد که دارای ویژگی های انحصاری و مورفولوژی ویژه هستند . پرمصرف ترین الیاف پیش زمینه عبارتند از : الیاف پلی اکریلونیتریل ( PAN ) ، الیاف سلولزی ( مانند ریون ویسکوز و پنبه ) ، قیر حاصل از قطران ذغال سنگ ( Coal tar pitch ) و نوع ویژه ای از الیاف فنلیک .
الیاف کربن از طریق پیرولیز پیش زمینه های آلی که به شکل الیاف هستند ، ساخته می شود . در واقع انجام عملیات حرارتی موجب حذف عناصری مانند اکسیژن ، نیتروژن و هیدروژن و باقی ماندن کربن به شکل الیاف می شود . در پژوهش هایی که برروی الیاف کربن انجام شده ، مشخص گردیده که ویژگی های مکانیکی الیاف کربن با افزایش درجه تبلور و میزان جهت گیری الیاف پیش زمینه و کاهش نواقص موجود در آنها ، بهبود می یابد . بهترین راه برای دست یابی به الیاف کربن با ویژگی های مناسب ، استفاده از الیاف پیش زمینه با بیشترین مقدار جهت گیری و حفظ آن در طی فرآیندهای پایدار سازی و کربنیزاسیون از طریق اعمال کشش در طول فرآیند است .
تولید الیاف کربن از پیش زمینه پلی اکریلونیتریل
برای تولید الیاف کربن با کیفیت بالا از پیش زمینه PAN و سه مرحله اساسی وجود دارد :
1- مرحله پایدار سازی اکسیدی : در این مرحله الیاف PAN هم زمان با اعمال کشش مورد عملیات حرارتی اکسیدی در محدوده دمایی 200 تا 300 درجه سانتی گراد قرار می گیرد . این عملیات ، PAN گرما نرم را به ترکیبی با ساختار نردبانی یا حلقه ای تبدیل می کند .
2- مرحله کربنیزاسیون : بعد از اکسیداسیون ، الیاف بدون اعمال کشش در پیرامون دمای 1000 درجه سانتی گراد در محیط خنثی ( معمولا ً نیتروژن ) برای مدت چند ساعت ، مورد عملیات حرارتی کربنیزاسیون قرار می گیرند . درطی این فرآیند ، عناصر غیرکربنی آزاد می شود و الیاف کربن با بالانس جرمی 50 درصد به نسبت الیاف PAN نخستین ، به دست می آید .
3- مرحله گرافیتاسیون : بسته به نوع الیاف کربن مورد نظر ، از لحاظ ضریب کشسانی ، و اعمال این مرحله در محدوده دمایی مابین 1500 تا 3000 درجه سانتیگراد ، موجب بهبود درجه جهت گیری کریستالیت های کربنی درجهت محور الیاف و بنابراین مایه ی بهبود ویژگی ها می شود .
تولید الیاف کربن از دیگر پیش زمینه ها نیز کمابیش دارای مراحل اصلی است که در مورد تولید از پیش زمینه PAN آورده شد .
ساختار الیاف کربن :
مشخصه های ساختاری الیاف کربن بیشتر با دستگاههای میکروسکپ الکترونی و پراش پرتوی ایکس قابل بررسی است . برخلاف گرافیت ، ساختار کربن بدون هرگونه نظم سه بعدی است . در الیاف کربن برپایه PAN ، ساختار الیاف در طی عملیات پایدار سازی اکسیدی و متعاقب آن کربنیزاسیون ، از ساختار زنجیره ای خطی به ساختار صفحه ای تغییر می کند . به این ترتیب صفحات اصلی در پایان مرحله کربنیزاسیون در جهت محور طولی الیاف قرار می گیرند . بررسی های اشعه X با زاویه تفرق باز ( Wide angle X-ray ) نشان می دهد که با افزایش دمای عملیات کربنیزاسیون ، ارتفاع انباشتگی و مقدار جهت گیری صفحات اصلی ، افزایش می یابد . قطر منوفیلامنت های PAN تأثیرعمده ای بر نفوذ عملیات کربنیزاسیون در الیاف کربن تولیدی دارد ، به همین دلیل تغییر در ساختار کریستالوگرافی پوسته و هسته هر منوفیلامنت در الیافی که کاملا ً پایدار شده اند ، به وضوح قابل مشاهده است . پوسته از جهت گیری مرجح طولی بالا به همراه انباشتگی زیاد کریستالیت ها برخوردار است درحالی که هسته ، جهت گیری کم تر صفحات اصلی و حجم کم تر کریستالیت ها را نشان می دهد .
عموما ً دیده شده که هرچه استحکام کششی الیاف پیش زمینه بیشتر باشد ، ویژگی های کششی الیاف کربن به دست آمده نیز بیشتر می شود . چنان چه مرحله پایدار سازی به صورتی مناسب انجام گیرد ، در آن صورت استحکام کششی و ضریب کشسانی با کربنیزاسیون تحت کشش ، به مقدار بسیار زیادی در محصول کربنی نهایی بالا می رود . بررسی های انجام شده با دستگاههای پراش پرتوی ایکس و پراش الکترونی نشان داده است که در الیاف کربن با ضریب کشسانی بالا ، کریستالیت ها پیرامون محور طولی الیاف قرار گرفته اند . این درحالی است که صفحات لایه ای با بیشترین جهت یافتگی به موازات محور الیاف استقرار یافته اند . به طور کلی استحکام الیاف کربن به نوع پیش زمینه ، شرایط فرآیند ، دمای عملیات حرارتی و وجود نواقص ساختاری در الیاف ، ارتباط دارد . در الیاف کربن با پیش زمینه PAN و افزایش دما تا 1300 درجه سانتی گراد مایه ی افزایش استحکام می شود ولی پس از 1300 درجه ، استحکام به آرامی کم می شود . این موضوع در مورد ضریب کشسانی نیز صادق است .
الیاف کربن بسیار ترد هستند . لایه ها در الیاف با اتصالات ضعیف و اندروالسی به هم دیگر متصل شده اند . تجمع فلس مانند لایه ها موجب می شود تا رشد ترک در جهت عمود برمحور الیاف به آسانی صورت بگیرد . در خمش ، الیاف در کرنش های بسیار پایین می شکنند . با تمام این معایب ، الیاف کربن از نقطه نظر مجموع ویژگی های شیمیایی ، فیزیکی و مکانیکی منحصر به فردی که دارد ، در بسیاری از عرصه های مهندسی و علوم در دو دهه اخیر تقریبا ً بدون رقیب مانده است .
کاربردهای الیاف کربن :
الیاف کربن در موارد صنعتی گوناگونی به کارمی رود که در این جا نمونه هایی از آن ارایه شده است :
صنعت حمل و نقل
کاربردهای صنعت حمل و نقل بدین گونه اند : مخازن گاز مایع خودروها ، قطعات موتور ، کمک فنر ، شفت های انتقال نیرو ، ملحقات چرخ و جعبه فرمان ، لنت های ترمز ، بدنه ماشین های مسابقه ، بدنه کشتی ها و فنرهای لول .
صنایع ساختمانی و معماری
مواد ساختاری پل ها ، ساز و کار پل های جمع شونده ، تقویت کننده بتن های پرمقاومت ، سازه های باربر ، دیوارهای جداکننده ، سازه های پیش تنیده برای کمک به سازه های بتنی حمل بار ، استفاده در تعمیر ساختمانهای در حال تخریب ، استفاده در جداره داخلی تونل ها برای جلوگیری از ریزش تونل و استفاده در رمپ ها برای جلوگیری از ریزش خاک را می توان از کاربردهای ساختمانی این الیاف دانست .
صنایع هواپیما سازی و هوافضا
سازه های داخلی کابین مسافرین اعم از پانل های جداره صندلی ها و میزها ، پوشش ها ، اجزای سازه ای ماهواره ها ، لبه بال هواپیماهای جنگنده ، نوک هواپیماهای مافوق صوت ، نازل موشک های دوربرد و قطعات حساس موتور هواپیماها نیز می توانند دارای الیاف کربن باشند .
صنایع پزشکی
الیاف کربن در ساخت استخوان مصنوعی ، اجزای تجهیزات پرتوی ایکس ، صندلی های چرخدار ، انواع اجزای مصنوعی بدن برای معلولین و دریچه قلب به کار می روند .
بخش انرژی
از جمله کاربردهای الیاف کربن در بخش انرژی ، می توان بدین موارد اشاره کرد : باتریهای سوختی ، پره های توربین و پره های آسیاب های بادی برای تولید برق از انرژی باد .
صنایع الکترونیک ، تجهیزات الکتریکی و ماشین سازی
این کاربردها عبارتند از : قاب رایانه های همراه ، اجزای رایانه ها ، بازوی ربات های صنعتی ، چرخ دنده ها ، غلتک ها ، چرخدنده های پرسرعت ، قطعات خود روغنکاری شونده ، آنتن ها ، مواد عایق الکتریکی ، مخازن تحت فشار ، غلتک چاپ گرها و قاب تلفن های همراه .
الیاف در بتن
تاکنون مشخص شده است که انواع الیافها می توانند ظرفیت کرنش مقاومت دربرابر ضربه میزان جذب انرژی مقاومت سایشی و مقاومت کششی بتن را افزایش دهند. بطور کلی برای کاربرد در سازه الیاف فولادی میتواند نقش مکملی برای میلگرد داشته باشد. الیاف فولادی با پخش ترکها مقابله میکنند و مقاومت بتن را در برابر خستگی ضربه جمع شدگی وتنشهای حرارتی افزایش داده و بتن در همه مدهای شکست روی خواص مکانیکی بتن تاثیر مثبت میگذارد.از اهم متغیرهایی که بر خواص بتن با الیاف فولادی اثر میگذراند میتوان به خواص ماتریس بتن بازدهی الیاف و مقدار الیاف اشاره کرد.تکنولوژی بتن پرمقاومت توسعه ای جدید در صنعت ساخت سازه های بتنی محسوب میشود.
در بتن سخت شده مقاومت و دوام دو عامل اصلی بوده وهر چه مقاومت فشاری بتن بیشتر می شود بتن تردتر شده ودر نتیجه مقاومت کششی آن به نسبت افزایش مقاومت فشاری افزایش نمی یابد و نیز از تحمل کرنش پایینتر برخوردار است. بدین دلیل نیاز به استفاده از الیاف در بتن پرمقاومت کاملا مشهود است .جهت افزایش مقاومت کششی و جلوگیری از گسترش ترک و بویژه افزایش نرمی از الیاف در بتن استفاده میشود. مقدار افزایش با تغییر این مقاومت ها بستگی به مقاومت بتن بدون الیاف شکل الیاف ودرصد الیاف دارد.
بتن پرمقاومت شامل الیاف فولادی، ترکیبی است از سیمان، مصالح سنگی، آب، فوق روان کننده، دوده سیلیس وهمچنین درصدی از الیاف فولادی که بطور درهم و کاملا اتفاقی ودر جهات مختلف در مخلوط پراکنده شده است. وجود الیاف فولادی مشخصات مکانیکی بتن را نسبت به حالت بهبود میبخشد. بتن پرمقاومت یک ماده ترد وشکننده است در حالیکه افزودن الیاف فولادی به بتن پرمقاومت سبب بهبود رفتار ترد بتن وتغییرمد شکست آن میگردد. مزایای بتن الیافی در مقایسه با بتن بدون الیاف را می توان بطور خلاصه بشرح ذیل بیان داشت:
1. مقاومت در مقابل تورق وسایش
2. مقاومت در مقابل تنش های خستگی
3. مقاومت عالی در مقابل ضربه
4. قابلیت کششی وظرفیت زیاد تغییر شکل نسبی
5. قابلیت باربری بعد از ترک خوردگی
6. افزایش در میزان جذب انرژی
قابلیت انعطافی که بتن الیافی دارد همانند خواص مواد پلاستیکی باعث می شود که بتن الیافی گسیختگی ناگهانی نداشته باشد. از آنجا که الیاف فولادی در جسم بتن در همه جهات پراکنده می شود در صورت تشکیل یک ترک در جهات مختلف الیاف اتصالاتی را بوجود آورده و از گسترش ترک جلوگیری می نماید. بنابراین رشته های الیاف بطور فعال در محدود کردن عرض ترک وارد عمل شده و با تشکیل ریز ترکهای زیاد قابلیت بهره برداری بتن را افزایش می دهند.
انواع الیاف و الیاف فولادی
انواع الیافی که در بتن استفاده می شود و در اشکال و اندازه های مختلفی تولید می شود عبارتند از الیاف شیشه ای ، الیاف پلاستیکی و الیاف فولادی . پارامتر مناسب که یک رشته از الیاف را تعریف می کند نسبت ظاهری می باشد که نسبت طول الیاف به قطر معادل الیاف است. مقدار نسبت های ظاهری (l/d) معمولاٌ بین 30 تا 100 است .
مکانیزم عملکرد الیاف در بتن
بطور کلی برای کاربرد در سازه الیاف فولادی می توانند نقش مکملی برای میلگرد داشته باشند.الیاف فولادی با پخش ترکها مقابله می کنند و مقاومت بتن را در برابر خستگی ضربه جمع شدگی وتنشهای حرارتی افزایش می دهند.
الیاف فولادی می توانند در همه مدهای شکست روی خواص مکانیکی بتن تاثیر بگذارند.
مکانیزم تقویت را می توان بصورت زیر توجیه کرد:
تنشها بوسیله برش محیطی ودر صورتیکه رویه الیاف آجدار باشد بوسیله مقاومت چسبندگی (درون سطحی) از ماتریس به الیاف منتقل می شود. بنابراین مادامی که ماتریس بتن ترک نخورده است،تنش کششی بین الیاف و ماتریس تقسیم می شود. پس از ایجاد ترک، همه تنش به الیاف انتقال می یابد.
مهمترین متغیرهایی که بر خواص بتن با الیاف فولادی اثر می گذارند عبارتند از:خواص ماتریس بتن ، بازدهی الیاف ومقدار الیاف .بازدهی الیاف بوسیله مقاومت الیاف در برابر بیرون کشیده شدن از مخلوط کنترل می شود این مقاومت به چسبندگی بین الیاف و ماتریس بستگی دارد .برای الیاف با مقطع ثابت این مقاومت با افزایش طول ،افزایش می یابد .بنابراین هر قدر طول بیشتر باشد اثر آنها در بهبود خواص ماتریس بیشتر خواهد بود چون مقاومت در برابر بیرون کشیده شدن متناسب با سطح مقطع دو جسم می باشد .
معمولا الیاف با سطح مقطع گرد و قطر کوچک بیشتر از الیاف با سطح مقطع گرد و قطر بزرگتر بازدهی دارند. این امر به این خاطر است که الیاف دسته اول سطح بیشتری در واحد حجم دارا می باشند بنابراین هر چه سطح تماس الیاف بیشتر باشد (و یا به عبارت دیگر قطر آنها کوچکتر باشد) بازده چسبندگی آنها بیشتر خواهد بود بنابراین روشن می شود که نسبت طول به قطر الیاف باید به اندازه ای بزرگ باشد که در هنگام شکست ماتریس ، الیاف به حداکثر مقاومت کشش خود نزدیک باشند، با این وجود در عمل این کار معمولا ممکن نیست .
بسیاری از محققین نشان داده اند در صورتیکه از روشهای عادی اختلاط استفاده شود الیاف با نسبت طول به قطر بیشتر از100 باعث کم شدن کارآیی بتن به مقدار قابل ملاحظه ای می شوند و یا بطور نا همگون در بتن توزیع می گردند.
آلیاژ
آلیـاژ چیست؟ همیشه نمی توان اشیا را همان گونه به حالت طبیعی خود، مورد استفاده قرار داد. بلکه گاهی مجبوریم آن ها را به گونه ای تغییر دهیم تا برای مان قابل استفاده گردیده، یا بهتر و بیشتر به کارمان آیند. این مطلب به ویژه درباره فلزات بسیار مورد، پیدا می کند. چه بسا که مجبوریم دو یا چند فلز را با هم ترکیب کنیم تا فلز دیگری که بیشتر قابل استفاده مان باشد، در اختیارمان قرار گیرد. آلیاژ یعنی فلزی که از ترکیب دو یا چند فلز پدید آمده است. برای مثال، برنج، آلیاژ و فلزی است که از ترکیب « مس » و « روی » به دست آمده است. این دو فلز را گداختـه و چنان به هم آمیخته اند که فلز دیگری به نام برنج به دست آمده است. گاهی آلیاژ از ترکیب فلزی با یک غیر فلز به دست می آید. مانند فولاد که ترکیبی از « آهن » و « کربن » است. اگر معنای لغوی واژه ی « آلیاژ » را بخواهید، باید برایتان بگویم که این لغت از یک واژه ی فرانسوی گرفته شده و معنایش ترکیب کردن است. همیشه به هنگام تهیه ی یک آلیاژ، اتم های مختلفی به هم می پیوندند. گاهی این پیوند و ترکیب به طور کامل صورت می گیرد، مانند آلیاژ برنج؛ و گاهی به طور قسمتی مانند آلیاژ فولاد. گاهی برای ترکیب دو فلز، نیازی به گداختن آن ها نیست و فقط حرارت کافی است تا عناصرشان به هم بپیـوندند. تهیه ی آلیاژ را بدین شیوه، فلز گریِ گَردی می نامند. زیرا فلزها به صورت گرد در هم آمیخته شده، پیش از حرارت دادن خوب آن ها را در هم می فشرند. غالباً به جای استفاده از فلزهای خالص، آلیاژها را برای مصرف های ویژه بر می گزینند. معمولاً برای گداختن آلیاژها به حرارت کمتری نیاز داریم تا گداختن فلزهای خالص. لحیم، آلیاژی است که از ترکیب « قلع » و « سرب » و یا از ترکیب «قلع»، «مس» و « روی » به دست آمده است و خیلی سریع و آسان ذوب می شود. آلیاژها معمولاً سختی و استقامت بیشتری دارند تا فلزهایی که آن ها را پدید آورده اند. مثلاً وقتی که « آهن » را با « کربن » ترکیب کنیم، فولاد به دست می آید و این فولاد به مراتب سخت تر و محکم تر از آهن می باشد. سپس با افزودن فلز دیگری به نام « کُرُم »، فولادمان یک فلز زنگ نزن می گردد. اکنون برخی از آلیاژهای معروف را برایتان بر می شمریم: سکه های طلا و سکه های زینتی، آلیاژ طلا و مس هستند. زیرا طلای خالص به حدی نرم است که خیلی قابل استفاده نمی تواند باشد. سکه نقره ای انگلیسی از 5/92 درصد نقره و 5/7 درصد مس درست شده است.
آلیاژ فلزی
به محلول جامدی که حداقل یکی از اجزای آنها فلز بوده و خواص فیزیکی وشیمیایی فلزی داشته باشند، آلیاژ فلزی گفته میشود.
آلیاژ سرامیکی
به محلولهای جامدی که حداقل یکی از اجزای آنها سرامیکی بوده و خواص سرامیکی داشته باشند، آلیاژ سرامیکی گفته میشود.
مقدمه:
ترکیبات جو
هوا مخلوطی از گازهای مختلف است. گرچه جو زمین ظاهراً به دلیل ماهیت گازی شکل خود بی وزن به نظر می رسد، اما دارای جرمی به مقدار 1014×6/5 تن می باشد. به استثنای بخار آب، نسبت اختلاط گازهای تشکیل دهنده هوا تا ارتفاع 60 کیلومتری نسبتاً ثابت است. حدود 99 درصد حجم هوای زمین را دو گاز ازت و اکسیژن تشکیل می دهد که ازت با 78 درصد، پیکره اصلی جو زمین است، بعد از آن اکسیژن قرار دارد، و سایر گازها فقط یک درصد را شامل می شوندو جدول گازهای تشکیل دهنده جو را در یک هوای خشک (بدون بخار آب و آلاینده ها) به صورتهای حجمی و جرمی نشان می دهد که معمولاً تقسیم بندی حجمی آن متداولتر است. اگر سهم بخار آب موجود در جو را نیز در این تقسیم بندی دخالت دهیم، این نسبتها ثابت نخواهد بود زیرا دمای طبقات پایین جو همیشه در حال تغییر است و با رسیدن دما به نقطه میعان و تبدیل بخار به مایع، درصد حجمی بخارآب در جو تغییر خواهد کرد. گرچه وزن مولکولی بخار آب از وزن سایر عناصر تشکیل دهنده جو کمتر است، با این وجود بخار آب عمده در لایه های پایین جو متمرکز می باشد. بیشترین مقدار بخار آب در لایه مجاور سطح زمین است و با افزایش ارتفاع، به سرعت از میزان آن کاسته می شود. وجود بخار آب در نزدیکی سطح زمین: اولاً به دلیل وجود اقیانوسهاست که منبع اصلی تأمین آن است؛ و ثانیاً سرد بودن لایه های فوقانی جو که مانع از نفوذ بخار آب می شوند.
جالب است بدانیم که مقدار دی اکسید کربن موجود در جو زمین در طول قرن گذشته افزایش پیدا کرده است. بخشی از این افزایش به دلیل مصرف زیاد سوختهای فسیلی است که نتیجه آن آزاد شدن گاز CO2 است.
علاوه بر ترکیبات دائمی جو که اشاره شد، جو زمین حاوی مواد معلق گوناگون مانند ذرات نمک، گرد و غبار و قطرات بسیار کوچک آب نیز می باشد که نباید آنها را جزء ترکیبات گازی جو به حساب آورد. اما نقش این مواد، بخصوص قطرات کوچک آب را نیز نمی توان نایده گرفت.
جدول1 – ترکیبات حجمی و جرمی هوای خشک
|
نوع گاز |
درصد حجمی |
درصد جرمی |
|
ازت اکسیژن آرگون دی اکسید کربن |
084/78 946/40 934/0 033/0 |
51/75 15/23 28/1 046/0 |
ارتفاع و ساختار جو
جو زمین، پوشش عظیم گازی شکل است که اطراف کره زمین قرار گرفته و حتی در سطح آن نیز نفوذ نموده است. هر مقدار از سطح زمین دور شویم از غلظت هوا کاسته می شود. بطوری که غلظت هوا در لایه های انتهایی آنقدر کم می شود که بالاخره بطور غیر محسوسی با جو خورشید در هم می آمیزد. در ابتدا کاهش غلظت هوا بسیار سریع است بطوری که 50 درصد جرم هوا در ارتفاع کمتر از 5/5کیلومتری سطح زمین قرار دارد و نیمی از آنچه باقی می ماند نیز در 5/5 کیلومتر دوم متمرکز است. به عبارت دیگر سه چهارم جرم هوا در ارتفاع کمتر از 11 کیلومتری سطح زمین پراکنده است. افزایش غلظت هوا در نزدیک سطح زمین یکی به دلیل جاذبه و دیگری فشاروارده از سطوح بالاتر جو است.
ساختارجو را میتوان از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار داد. یکی از معیارهایی که بر اساس آن لایه های جو طبقه بندی می شوند دمای هوا است. طبقه بندی حرارتی از نظر تغییرات هوا و اثرات مستقیم گرما بسیار با اهمیت می باشد.
با توجه به محدود بودن اطلاعات ما از خصوصیات جو در لایه های فوقانی و به این دلیل که سطوح بالایی هنوز تحت بررسی و تحقیق می باشد هیچ گونه تعریف و مشخصه جامعی از ساختار جو در این قسمت وجود ندارد. در شکل 1 ساختار لایه بندی جو از برخی جنبه های فیزیکی نشان داده شده است. پایینترین لایه جو که در برگیرنده بیشترین جرم هواست و همچنین بزرگترین ویژگی آن کاهش تدریجی دمای هوا نسبت به ارتفاع می باشد. لایه تروپوسفر نام دارد. بیشترین تغییرات جوی که کاهش دما نسبت به ارتفاع مهمترین آنهاست، در این لایه اتفاق می افتد. ضخامت متوسط لایه تروپوسفر حدود 11 کیلومتر است.
روی لایه تروپوسفر طبقه استراتوسفر قرار دارد که ضخامت متوسط آن حدود 23 کیلومتر است. در 3 کیلومتر اول استراتوسفر، دمای هوا ثابت است اما در قسمتهایی بالاتر دمای هوا با ارتفاع افزایش می یابد لایه مزوسفر در بالای طبقه استراتوسفر واقع شده و به صورتی است که در آن دمای هوا نسبت به افزایش ارتفاع بطور سریع کاهش پیدا می کند. ترموسفر انتهاییترین لایه جو می باشد که در آن بار دیگر دمای هوا با ارتفاع به سرعت زیاد می شود. این لایه از ارتفاع تقریبی 80 کیلومتری شروع و تا 190 کیلومتری سطح زمین ادامه دارد. بدین ترتیب جو زمین از نظر حرارتی به چهار لایه متمایز: تروپوسفر، استراتوسفر، مزوسفر، و ترموسفر تقسیم می شود. مرز بین لایه های اول و دوم، تروپوپاز،مرز لایه های دوم و سوم استراتوپاز و مرز لایه های سوم و چهارم مزوپاز نام گرفته است. مزوپاز محلی است که پایینترین دما را دارا می باشد.
تأثیر فعالیتهای انسان بر وضعیت جو
وقتی می شنویم که مثلاً مردم شهر لوس آنجلس در وضعیت مه دود (Smong) هوا با ماسک ضد گاز در خیابانها ظاهر می شوند، باید به خود آئیم که واقعاً چه بلایی بر سر جو زمین آورده ایم.
مواد زایدی که در یک جامعه غیر صنعتی دور ریخته می شود نه تنها آلوده کننده به حساب نمی آیند بلکه این مواد در اصل بخشی از چرخه عناصر در طبیعت است. اما در جوامع صنعتی، توسعه فرایندهای انرژی، بیش از نیاز شخصی افراد آن جامعه بوده و به دو صورت بر جو زمین تأثیر می گذارد: یکی تغییر در ترکیب گازهای جو؛ و دیگری تغییردمای جو. از زمان انقلاب صنعتی تاکنون بشر همیشه بیش از توان طبیعت درپاک سازی جو، مواد آلاینده وارد آن کرده است. اثرات آلودگی هوا از چند نظر حائزاهمیت است: تأثیر اول آن، تغییراتی است که در ترکیب گازهای جوی ایجاد می شود و برای سلامتی انسان مضر است؛ دومین تأثیر، افزوده شدن ذرات معلق در هوا (Aerosols)؛ و سومین اثر، تغییر دمای جو زمین است.
آلاینده های گازی شکل
بطوری که در جدول نشان داده شد، دی اکسید کربن فقط بخش بسیار کوچکی از گازهای جو را تشکیل می دهد؛ اما این مقدار ناچیز، همان طور که مشروحاً خواهیم دید، اهمیت زیادی دارد. CO2 و بخار آب، جذب کننده اصلی انواع طول موجهای تابشهای حرارتی هستند که باعث گرم شدن هوا می شوند. هر چه میزان CO2 در جو اضافه شود بر دمای هوای کره زمین افزوده می گردد. کارشناسان هواشناسی بر این عقیده اند که اگر افزایش CO2 موجب افزایش دمای هوا می گردد؛ برعکس، افزایش ذرات معلق در هوا با انعکاس و پراکنده کردن تابش خورشیدی باعث سرد شدن جو می شوند، و لذا تأثیر گاز CO2 از این طریق خنثی می گردد.
گاز دی اکسید کربن در اثر سوخت کامل کربن و مواد فسیلی، حاصل می گردد. گرچه CO2 به مقدار بسیار زیادی توسط وسایل نقلیه، صنایع و سوختهای خانگی تولید می شود، اما تنفس آن مستقیماً بر سلامتی انسان اثر ندارد، و تنها تأثیر آن، گرم شدن جو زمین می باشد. در شکل 2 تغییرات گاز کربنیک هوا از سال 1860 تا 1970 و پیش بینی روند افزایشی آن تا سال 2000 نشان داده شده است.
مونوکسیدکربن یا گاز CO2 که در اثر سوخت ناقص مواد کربن دار حاصل می شود بسیار خطرناک و سمی است. با تراکم این گاز به مقدار 100 قسمت در میلیون به فاصله چند ساعت سلامتی انسان به خطر می افتد. گازهای CO2 و اسید سولفوریک نیز به مقدار کمتری تولید می شوند، اما اثرات آنها بیشتر و کشنده تر است. هنگام تنفس، وقتی گاز اسیدسولفوریک وارد ریه ها می شود سلولها به طور دایم از بین می روند. گاز SH2 که بوی تخم مرغ گندیده می دهد از ضایعات کارخانجات حاصل شده و سمی بودن آن به مراتب خطرناکتر از دیگر گازها می باشد. این گاز موجب اغلب مرگ و میرها و بیماریهای ناشی از آلودگی هواست. در فرایندهای شیمیایی جو چندین نوع اکسید ازت تولید می شود که خطرناکترین آن اکسید نیتریک (NO2) است. تابش خورشید، اکسید ازت را به ازن که نوعی اکسیژن فعال و سمی است تجزیه می کند. بعضی از فرایندهای صنعتی موادی از جمله فلورید هیدروژن (HF) تولید می کند. این ماده شیمیایی بسیار خورنده است و با تراکمی کمتر از یک قسمت در بیلیون می تواند خسارات زیادی به گیاهان وارد آورد. دی سولفید کربن نوع دیگری از گازهای سمی است که در صنایع کاغذسازی به مقدار زیاد تولید می شود.
علاوه بر گازهای معدنی مذکور، ترکیباتی از نوع گازهای آلی و فرار که بسیار سمی هستند نیز وارد جو می گردد. این گازها عبارتنداز: اتیلین، فورمالدئید و تعدادی گازهای حلال. اتیلین، هیدروکربن مهمی است که در دود اتومبیلها، اتوبوسها و کامیونها وجود دارد. تراکم این گازها به مقدار یک قسمت در بیلیون به اغلب گیاهان زراعتی صدمه می زند. فورمالدئید، ماده شیمیایی از انواع گازهای آلوده کننده است. این ماده ترکیبی تحریک کننده دودی شکل بوده که در محل سوزانیدن زباله ها تولید می شود. حلالهای آلی در هوای نواحی صنعتی به وفور یافته می شود که اثرات آنها، از تحریکات ساده تا مسمومیتهای شدید می باشد.
هنوز به خوبی اثرات واقعی گازهای رادیواکتیو روشن نشده و خطرات حاصله چه به لحاظ توارثی و چه به لحاظ پزشکی قابل توجه و تحت بررسی است.
آئروسلها
هر چند بیشتر آئروسلها و ذرات معلق در هوا منشا طبیعی داشته و حاصل انفجارهای آتشفشانها ، گردو خاک حاصل از باد و یا ذرات نمک می باشند، با وجود این مقدار زیادی از مواد معلق همان طور که گفته شد، توسط انسان و فعالیتهای صنعتی وارد جو می شود. صرف نظر از این که ذرات مزبور چگونه تولید و در فضا پراکنده شده باشند. نقش مهمی در تغییر اب و هوای کره زمین دارند از حالت کلی دواثر متضاد مواد ملق در هوا ، این است که با انعکاس پرتوهای خورشیدی به خارج از جو باعث سرد شدن زمین می شوند، و یا ممکن است با جذب انرژی خورشید، موجب گرم شدن هوای کره زمین گردند.
در حال حاضر ما شاهد افزایش مقدار آئروسلها در مناطق شهری هستیم ، ولی هنوز دلایلی که نشان دهد ذرات فوق در مقیاس جهانی تاثیر دارند به دست نیامده است. با این وجود بااطمینان می توان انظار داشت که با گسترش شهرها باز هم به مقدار ذرات معلق در هوا اضافه شود و اثرات جدی آن در زندگی بشر و تغییر آب و هوای زمین مشهود گردد.
هر چند نقش انسان در آلوده کرده جو موثر است، اما طبیعت نیز گاهی اوقات با وارونگی دما نسبت به ارتفاع در تشدید موضوع دخالت دارد. زیرا هنگامی که این حالت اتفاق می افتد، هوای سرد و آلوده به دلیل سنگینی بیشتر در سطوح پایین، و هوای گرم در ارتفاع بالا قرار می گیرد ولذا جو حالت پایدار به خود گرفته و امکان مخلوط شدن و تهویه هوا وجود ندارد.
آیا هوا با کمبود اکسیژن مواجه خواهد شد؟
مصرف سوختهای فسیلی بطور جدی و قابل ملاحظه ای اکسیژن موجود در هوا را از بین می برد. از طرف دیگر به دلیل آلودی دریاها و دریاچه ها و وارد شدن مواد سمی به داخل آنها رشد جلبکهای سبز-آبی را که یکی از منابع اصلی تامین اکسیژن هستند به مخاطره افکنده است. نظر به این که اکسیژن محصول جانبی فرایند فتوسنتز می باشد، کاهش گیاهان دریایی می باید تعادل تولید و مصرف اکسیژن را در هوا و اقیانوسها مختل سازد.
مساله کم شدن اکسیژن در طبیعت مورد بررسی دقیق بسیاری از محققین قرار گرفته و تا به حال نتیجه این بوده است که خوشبختانه هیچ گونه کاهش جدی در مقدار اکسیژن دیده نمی شود و اکنون مقدار سالانه مصرف اکسیژن به صورت سوخت معادل مقدار تولید آن در فر؟آیندهای فتوسنتز می باشد. اگر انسان می توانست با فعالیت های صنعتی تمام سوخت های آلی را مصرف کند فقط کمتراز 3 درصد اکسیژن موجود در هوا مورد استفاده قرار می گرفت، در حالی که اکسیژن ذخیره در اقیانوسها به مراتب، بیشتر از این مقدار بوده و می تواند کمبود آن را جبران نماید.
آیا دمای کره زمین افزایش خواهد یافت؟
در حال حاضر متوسط دمای کره زمین 15 درجه سانتی گراد تخمین زده شده است.
در محاسبه این دما بیلان کل انرژی دریافتی از خورشید، مقدار انرژی ذخیره شده در جو و مقدار واتابی که به خارج از جو برگشت داده می شود، در نظر گرفته شده است. هر گونه تغییری که در اجزای بیلان انرژی کره زمین داده شود می تواند دمای فعلی زمین را تغییر دهد.
همان طور که قبلا توضیح داده شد بخار آب و گاز دی اکسید کربن مهمترین جذب کننده های انرژی تابشی در جو می باشند که از این دو بخار آب از اهمیت بیشتری برخوردار است. هر نوع فرایندی که موجب افزایش مقدار co2 و بخار آب بشود در افزایش دمای هوا موثر خواهد بود. در یکصد سال گذشته مقدار دی اکسید کربن هوا به میزان 15% افزایش یافته است.
یکی از مسائل غیر قابل پیش بینی در مورد آلودگی هوا پرواز هواپیماهای با سرعت مافوق صوت در سطوح فوقانی جو می باشد که با پراکنده کردن بخار آب و گاز co2 در لایه استراتوسفر مشکلاتی را ایجاد کرده است.
هنوز معلوم نیست که آیا رها شدن این ذرات در قسمت تحتانی استراتوسفر باعث گرم تر شدن لایه های پایینی جو می شود و یا این که با تشکیل ابر وانعکاس تابش خورشید توسط این ابرها، جو زمین سردتر خواهد شد. نهایتا مشکل حرارتی جو زمین با تداخل اثرات گوناگون آلودگی هوا مساله ای پیچیده به نظر می رسد که محققین هنوز به نظریه ثابتی نرسیده اند. ذخیره حرارتی جو که با تابش مستقیم خورشید و بازتاب حرارتی زمین تنظیم می شود، تحت تاثیر حرارت مستقیم ایجاد شده توسط انسان قرار میگیرد. منابع حرارتی و سوخت مواد در کارخانجات و فعالیتهای صنعتی انسان، مستقیما حرارت را به جو منتقل می سازد.
گرچه ما با دید مختصر و کوتاه به مساله دخالت انسان در آلوده کردن جو نگاه کردیم، اما همین نگاه مختصر نشان می دهد که تاثیر فعالیتهای انسانی به آلوده کردن جو تا چه اندازه حائز اهمیت است.
آلودگی هوا
معنای اصطلاح آلودگی هوا چیست؟ یک مقایسه کلی ما بین آلودگی و عدم آلودگی هوا به این سوال پاسخ خواهد داد. این نقطه شروعی منطقی برای هر مطالعه ای در مورد آلودگی هوا می باشد.
هوای غیر آلوده:
هوا، بعنوان یک تعریف مصطلح برای توصیف مخلوطی از گازها که هر یک قشر نسبتا نازکی را در اطراف زمین به وجود می آورند به کار برده می شود. ترکیب این مخلوط از زمین به طرف بالا تا حدود 50 مایل به طور قابل ملاحظاه ای ثابت است.
جدول 2 چگونگی ترکیب آلودگی هوای خشک را طبقه ای از طبقات پیرامون کره زمین به صورت درصد حجمی ارائه می دهد، در ضمن مجموع جرم نسبی هر جز در تمام اتمسفر نیز داده شده است.
در جدول 2 مشخص شده نیتروژن واکسیژن از گازهای بسیار فراگیر اتمسفر و رویهم رفته 99% حجم را تشکیل می دهند.
تقریبا مابقی اتمسفر از آرگون و کربن دی اکسید، درصد حجمی کل مجموع این چهار جز در هوای خشک تمیز 99/99 درصد است. جدول 2 شامل اجزا هوای خشک است بنابر این آب از قلم افتاده شده که یک جز اصلی پنجم از هوای تمیز می باشد. در جدول 2 آب وارد نشده زیرا بر خلاف سایر اجزا بخار اب به مقادیر متفاوتی در هوای تمیز یافت می شود. آب موجود در اتمسفر وابسته به دما و سرعت تبخیر آب از منابع موجود از 01/0 تا 5 درصد تغییر می کند و عموما مقدار آن ما بین 1 تا 3 درصد است. مشخص است که وجود بخار آب غلظت سایر اجزا اتمسفری را به زیر مقادیر داده شده در جدول 2 تغییر خواهد بود. هر چند تناسب نسبی سایر اجزاء اساسا ثابت باقی می ماند و وقتی که میزان رطوبت مشخص شود درصد سایر گازها می توانند از این ثابت تناسب محاسبه شوند. اجاز جزئی هوا بسیار متعددند و تعدادی از آنها از روندهای طبیعی متنوعی حاصل می شوند. هیدروژن سولفیدH2S سولفوردی اکسید so2 و کربن منوکسید co همگی توسط عمل آتشفشانها حاصل شده و در اتمسفر موجود هستند.
پوسیدگی گیاهان و جانداران تحت شرایط فاقد اکسیژن (پوسیدگی غیر هوازی)
جدول 2
|
|
غلظت |
جرم کلی |
|
|
درصد حجمی |
میلیون در تن |
|
اجزا اصلی |
|
|
|
نیتروژن N2 |
09/78 |
4220000000 |
|
اکسیژنO2 |
95/20 |
1290000000 |
|
ارگون Ar |
93/0 |
72000000 |
|
کربن دی اکسید CO2 |
032/0 |
2700000 |
|
اجزا فرعی |
|
|
|
نئون Ne |
0018/0 |
70000 |
|
هلیوم He |
00052/0 |
4000 |
|
متان CH4 |
00015/0 |
4600 |
|
کریپتون Kr |
0001/0 |
16200 |
|
هیدروژن H2 |
00005/0 |
190 |
|
نیتروس اکسید N2O |
00002/0 |
1700 |
|
کربن منواکسید CO |
000001/0 |
540 |
|
گزنون Xe |
000008/0 |
2000 |
|
ازون O3 |
000002/0 |
190 |
|
آمونیاک NH3 |
0000006/0 |
21 |
|
نیتروژن دی اکسید NO2 |
0000001/0 |
9 |
|
نیتریک اکسید NO |
00000006/0 |
3 |
|
سولفوردی اکسید SO2 |
00000002/0 |
2 |
|
هیدروژن سولفید H2S |
00000002/0 |
1 |
منشا و ماهیت آلاینده های هوا
به طور کلی، آلاینده چیست؟ هر گاه ماده ای با تراکمی بیشتر از تراکم متداولش در فضا- که غالبا مقدار بسیار ناچیزی است- یافت شود، به آن آلاینده گویند. موارد گاز کربونیک، اکسیدهای نیتروژن، اوزون، و امونیاک که از سازاهای عادی فضای غیر آلوده اند استثنا هستند. اما به متان، آمونیاک و هیدروژن سولفید را تولید می کند. اکسیدهای نیتروژن(N20,NO,NO2) توسط تخلیه بارالکتریکی در طی رعد و برق تولید می شوند. و نیز چندین تن کربن منوکسید توسط آتش سوزی جنگلها به وجود می آید.
هوای آلوده:
اضافه شدن هر ماده ای تا حدی خواص فیزیکی و شیمیایی هوای تمیز را تغییر می دهد. بنابر این چنین موادی به عنوان آلوده کننده هوا در نظر گرفته می شوند.
آلوده کننده ها معمولا به عنوان موادی که باعث تاثیرات قابل توجهی برای بشر، حیوانات، نباتات یامواد بشوند طبقه بندی میگردند. بر این اساس تقریبا هر ماده طبیعی یامصنوعی که بتواند از هوا بدست آید به عنوان آلوده کننده طبقه بندی می شود. چنین موادی به صورت ذرات جامد قطرات مایع، گازها و یا مخلوطی از این اشکال هستند. اکثر مشکلات آلودگی هوا به تنوع انواع مختلف آلوده کنند ه ها در شکلهای گوناگون مربوط می گردد.
آلودگی هوا
محض آنکه مثلا تراکم گاز کربونیک بیش از تراکم متداول آن که از لحاظ حجمی در حدود 300 قسمت در میلیون است، برسد می توان ان را به عنوان یک ماده آلوده تلقی کرد. آلاینده ها دارای سه منبع اصلی هستند که عبارتند از اجاقهای خانگی، کوره های صنعتی و مواد نشر یافته از آنها، و بالاخره گازهای خارج شده از لوله اگزوز وسایل نقلیه موتوری.
تمام این منابع مواد متعددی پخش می کنند که از بین آنها تاکنون بالغ برصد ماده شناسایی شده و شامل مواد زیر است:
-گازها و بخارات ترکیبات بسیار متنوع معدنی و آلی، مانند اکسید های گوگرد، نیتروژن، و غیره یا ئیدروکربورهای چرب (آلیفاتیک) و معطر(آروماتیک) اسیدها، بازها، فنول ها و غیره.
ذرات جامد یا حبابهای مایع تشکیل شده از ائروسول هایی که ریزترین ذره آن دارای ابعاد حداقل 3% میکرو میلی متر است و می تواند به صورت ائروسول باقی بماند و به 20 میکرومیلی متر یا بیشتر هم (برای ذراتی که فورا روی زمین قرار می گیرند) برسد.
پنج نوع از مواد که به عنوان آلوده کننده های عمده هوا شناخته شده اند و باعث بوجود آمدن بیش از 90% از عوامل آلودگی هوا می شوند عبارتند از:
1- کربن منواکسیدco
2- اکسیدهای نیتروژن Nox
3- هیدروکربن ها HC
4- اکسیدهای سولفور Sox
5- ذرات معلق )
کربن منوکسید carbon MoNoxide
کربن منوکسید یکی از فراوانترین و گسترده ترین آلوده کننده ها است که در اتمسفر پایین یافت می شود کربن منوکسید گازی است که در تمام دماهای بالاتر از نقطه جوشش (192- درجه سانتیگراد) بی رنگ بی بو و بی مزه است. چگالی آن 5/96 درصد هوا است و به طور قابل ملاحظه ای غیر قابل حل در آب می باشد. این گاز قابل اشتعال است و با شعله آبی می سوزد.
1-2 منابع co
منابع طبیعی و مصنوعی (انسانی) هر دو در تشکیل co اتمسفر سهیم هستند. وجود co در اگزوز اتومبیلها و سایر مواد زائد که نتیجه سوخت ضعیف و ناقص می باشد، کاملا شناخته شده است، اثرات محیطی co از این منابع و سایر منابع مصنوعی مورد مطالعه قرار گرفته است. تشخیص اهمیت نقشی که به وسیله منابع طبیعی co ایفا می گردد اخیرا صورت گرفته است. اولن بار در سال 1949 مشخص گردید که co سازنده بخش بسیار کوچکی از اتمسفر است. این تشخیص زمانی بود که خطوط جذبی در سیستم طیف خورشیدی کشف شد. در نهایت این مشاهدات به تحقیقات مختصری در مورد منابع طبیعی co قبل از 1972 انجامید، ابتدا تصور می شد که سهم این منابع در مقایسه با نتایجی که از فعالیتهای انسان (مصنوعی) به دست آمده بسیارجزئی است. ولی مطالعات بعد از 1972 خلاف این مسئله رانشان داد. منابع طبیعی درتولید co نسبت به منابع مصنوعی سهم بیشتری دارند، همانطور که در شکل 3 نشان داده شده است.
تقریبا 10 برابر co وارد اتمسفر می شود از منابع طبیعی است. متان منبع بیش از 77 درصد co اتمسفری طبیعی است و معلوم شده است که در نتیجه تجزیه مواد آلی فرورفته در باتلاق ها کشترازهای برنج و مناطق گرمسیری جهان تجزیه مواد آلی فرورفته در باتلاق ها، کشترازهای برنج و مناطق گرمسیری جهان حاصل می شود. انتشار جهانی متان به مقدار حداقل 1.6 بیلیون تن در سال تخمین زده شده است. مسلم است که متان اتمسفری با رادیکالهای هیدروکسیل(OH) یا اکسیژن اتمی(O) برای تشکیل رادیکال های متیل(CH3) عمل می کند. واکنش های عبارتند از:
CH4+OHèH2O+CH3
CH4+OèOH+CH3
رابطه بالا بیشتر انجام می شود، اما هر دو وظیفه یکسانی بعهده دارند که عبارتند از ویرانی دائمی CH4 اتمسفری.
CH3 رادیکالی تولید شده بیشتر برای تولید CO نهائی عمل می کند.
رادیکال های هیدروکسیل و اکسیژن محتاج اکسایش اولیه CH4 هستند و طبق واکنش های زیرحاصل می شوند:
نورخورشید
O3èO2+O
O+H20èOH+OH
بنابر این منبع اصلی co اتمسفری مرحله ای است که CO در اتمسفر تولید می گردد نسبت به مرحله ایکه در اتمسفر پخش می شود.
اقیانوسها دومین منبع تولید co اتمسفری می باشند از انجا که سطح آبها در تماس با اتمسفر می باشند انتظار می رود که شامل co حل شده و جذب شده از اتمسفر باشند. هر چند که عملا مقدار co حل شده دراقیانوس ها از 10 تا 40 برابر بیش از مقداری است که ازچنین جذبی انتظار می رود. گیاهان پست دریائی و سایر منابع بیولوژیکی سهم قابل ملاحظه ای در تولید co موجود در آبها را دارند این co متعاقبا در اتمسفر آزاد می شود. این یک باور غلط عمومی است که تقریبا هر چیز موجود در اتمسفر زمین به جز نیتروژن، اکسیژن و مقدار کمی از گازهای نادر در نتیجه فعالیت های بشری به وجود می آید.
اهمیت CO
ناشی از فعالیهای انسان (منابع مصنوعی)
علیرغم سهم کوچک این منابع در مقام مقایسه با انتشار جهانی CO (9.4 درصد از کل) تاثیر منابع مصنوعی نیز نباید نادیده گرفته شود. اطلاعات قبلی نمی توانند توجیه کننده این واقعیت مهم باشند که منابع طبیعی CO در سراسر جهان پخش شده اند در حالی که منابع مصنوعی در مناطق بسیار کوچک متمرکز شده اند. برای مثال 95 تا 98 درصد از CO اتمسفری در یک منطقه شهری ناشی از فعالیتهای انسانی حاصل می شود. این مقادیر CO بطور معمول 50 تا 100 برابر از مقادیر مشخص جهانی( 0.1 تا 0.5 PPM) بالاتر است. اثر نابع مصنوعی در مشکلات آلودگی هوا به طور مقدماتی محصول دو خاصیت موقعیت و سرعت بالای انتشار هستند بنابر این باقیمانده بحث آلودگی CO روی منابع مصنوعی متمرکز خواهد بود.
شیمی تشکیل CO
تشکیل CO از منابع مصنوعی در فضا از یکی از فرایندهای شیمیائی زیر ناشی می گردد.
1- سوخت ناقص کربن یا محصولات حاوی کربن- زمانی که اکسیژن کافی جهت سوخت وجود نداشته باشد به وقوع می پیوندد و به جای کربن دی اکسید(co2) تولید می گردد.
2- یک واکنش در حرارت بالا، بین CO2 و مواد حاوی کربن صورت می پذیرد.
3- در حرارت بالا CO2 به co و o تجزیه می گردد.
مطالعات جزئیات این فرایندها نقش آلودگی کربن منواکسید را مشخص می نماید.
فرایند1- تشکیل اکسیدهای کربن، وقتی که کربن و اکسیژن خالص با هم ترکیب می گردند ، فرایند ساده ایست. نظیر سوختن مواد حاوی کربن در هوا که شامل یک سری فعل و انفعالات می گردد. علیرغم پیچیدگی پاره ای اصول کلی در خصوص این واکنش ها شناخته شده، به عبارت ساده سوختن کربن در مواد سوختی به شکل مراحل زیر انجام می گیرد.
2c+o2è2co
2co+o2è2co2
واکنش اول تقریبا ده بار سریعتی از دومی انجام می شود. بنابر این co در فعل وانفعال سوختن یک واسطه است و اگر O2 به اندازه کافی موجود نباشد به صورت محصول نهائی ظاهر خواهد شد. Co همچنین می تواند در به عنوان محصول نهائی ظاهر گردد. اگر مواد سوختی و هوا به خوبی مخلوط نشده باشند مخلوط ناقص موجب می گردد که در مناطقی از اختلاط هوا و مواد سوختی اکسیژن کافی وجود نداشته باشد. رابطه تولید co و وجود اکسیژن در شکل 4 نشان داده شده که در آن تولید co در سه موتور احتراق داخلی در مقابل نسبت هوا به مواد سوختی ترسیم گردیده است. تاثیر کمبود اکسیژن در تولید co کاملا مشهود است.
فرآیند2: واکنش مورد نظر در این فرآیند به صورت زیر می باشد.
Co2+cè2co
این واکنش به آسانی در حرارتهای بالا، که معمولا در بسیاری از تجهیزات صنعتی ماند کوره ها وجود دارند انجام می گیرد.
Co تولید شده از این طریق در پاره ای موارد لازم و سودمند می باشد مثل کوره ها که به عنوان احیا کننده در تولید آهن از سنگ اکسید آهن عمل می کند. ولی بخشی از co ممکن است وارد اتمسفر شود و موجب آلودگی گردد.
فرآیند 3: تحت شرائط خاصی واکنشی که در آن اکسیژن کافی برای سوختن کامل نیز وجود داشته باشد هنوز ممکن است به عنوان منبعی برای تولید co عمل کند. این به علت حرارت بالای ناشی از تجزیه co2 به o و co می باشد.
در این وضعیت در حرارت بالا کربن دی اکسید و co درحال تعادل وجود خواهند داشت. طبق فرمول:
![]()
حرارت بالاتر به تولید co و o کمک می کند. برای مثال در حرارت 1745 درجه سانتیگراد یک درصد co2 به o و co تجزیه خواهد شد و در حرارت 1940 درجه سانتیگراد 5% آن تجزیه می گردد. اگر یک مخلوط در حال تعادل در حرارت بالا به طور ناگهانی سرد شود، co موجود در مخلوط سرد شده باقی می ماند.
غلظت و توزیع co:
از آنجا که اتومبیل به تنهایی تولید کننده بزرگترین منبع آلودگی co می باشد(6/65%) مناطق پرجمعیت شهری غلظت بالایی از co را نشان می دهند. در چنین مناطقی غلظت co بستگی به وضعیت فعالیتهای روزانه جمعیت دارد.
غلظت روزانه co بستگی کامل به میزان ترافیک دارد.
بالاترین میزان تراکم در محلهایی دیده می شود که بار سنگین ترافیک دارند و وضعیت روزانه جز در آخر هفته ها تفاوت چندانی با هم ندارند. تراکم در زوهای هفته بالاتر از روز جمعه می باشد.
غلظت هوا از co در هر منطقه با سرعت ورود آن به اتمسفر سرعت پراکندگی و از بین رفتن آن مشخص می گردد. در مناطق شهری سرعت از بین رفتن خیلی پائین تر است لذا سرعت پراکندگی مستقیما به جهت سرعت باد تلاطم هوا و پایداری اتمسفر مربوط می گردد. شهرهای بزرگ اگر چه تلاطم به وسیله حرکت اتومبیلها و جریان هوا در بالا و اطراف ساختمانها ایجاد می گردد. ولی به طور موضعی دوره های طولانی از سکون هوا پیش می آید. که منجر به پراکندگی ناکافی و نتیجتا افزایش تراکم coدر هوای خواهد شد.
اثرات co روی انسان:
مسلم است که اگر شخص در معرض co با غلظت زیاد قرار بگیرد خواهد مرد ولی تاثیر co بامیزان کم (100ppm و یا کمتر) اخیرا کشف شده است. این حد غلظت از آن نظر اهیمت دارد که معمولا میزان co در هوای آلوده از 100ppm کمتر می باشد. کربن منوکسید از آن نظر خطرناک است که قادر است با هموگلوبین خون ترکیب گردد. هموگلوبین معمولا به عنوان انتقال دهنده در خون عمل می کند و اکسیژن را به شکل o2Hb اکسی هموگلوبین از ششها به سلولهای بدن و co2 را از سلولها به ششها می رساند (به شکل co2Hb) علاوه بر این هموگلوبین می تواند ترکیبی با co به شکل (coHb) به وجود آورد. هنگامی که چنین ترکیبی ایجاد می شود قدرت خون جهت انتقال اکسیژن کم می شود. میل ترکیبی co با هموگلوبین 200 بار بیشتراز o2 است. در نتیجه اگر هر دو امکان وجود داشته باشد coHb بیشتر از Hb o2 تشکیل خواهد شد. اثرات co بر روی سلامتی موجودات عموما از نسبت در صد coHb در خون تعیین می شود. هنگامیکه غلظت coHb پایین تر از دو درصد باشد اثر چندانی بر روی سلامتی ندارد.
پاره ای از شواهد گواه بر آنست که غلظت coHb به میزان دو تا پنج درصد تاثیر مخربی بر سلامتی دارد. شواهد مسلمی وجود دارد دال بر آنکه اشخاصی که مبتلا به امراض قلبی کرونرو آسم هستند مخصوصا در مقابل coHb بامیزان بیشتر از 5% آسیب پذیر می باشند.
|
سطح coHb خون 1% |
توضیح اثرات |
|
کمتر از 1 |
اثر مخصوصی مشاهده نشده |
|
1 تا 2 |
اثرات رفتاری کمی مشاهده می شود |
|
2 تا 5 |
اثر بر روی سیستم مرکزی عصبی، بینایی،علائم روانی |
|
بیشتراز 5 |
اختلال بر روی اندامهای بدن ظاهر می گردد. |
|
10 تا 80 |
سردرد، خستگی، خواب آلودگی، اختلال تنفسی، کوما و مرگ |
اکسیدهای نیتروژن
هشت نوع متفاوت اکسید ازت شناخته شده اند. ولی معمولا فقط سه نوع آنهادر اتمسفر یافت می شوند. این سه نوع عبارت از: نیتروس اکسید N2o نیتریک اکسید NO نیتروژن دی اکسید NO2 است.
نیتروس اکسید، گازی بیرنگ، غیر قابل اشتعال وغیر سمی بامزه و بوی نسبتا خوب است.
نتریک اکسید نیز، بی رنگ و غیر قابل اشتعال ولی بی بو و سمی است.
نیتروژن دی اکسید، گازی است با رنگ قرمز- قهوه ای غیر قابل اشتعال وبی بوی شدیدا خفقان زا مشخص می شود.
منابع اکسیدهای نیتروژن
منابع طبیعی و مصنوعی هر دو مسئول تولید آنها هستند. انتشار این منابع طبق اصول و برآوردهای جهانی همان الگوئی را که قبلا برای کربن منواکسیدذکر شد دنبال می کند. عمدتا منابع طبیعی از منابع مصنوعی در این مورد سهم بیشتری دارند. درصد انتشار از منابع طبیعی و منابع مصنوعی مشخصا در این سه نوع اکسید متفاوت است. NO اتمسفری به وسیله هر دو منبع طبیعی (80%) و مصنوعی (20%) تولید می شود در حالی که تقریبا تمام N2O منتشر شده در اتمسفر از یک منبع مصنوعی به وجود می آید. عمل تخمیر به وسیله باکتریها در خاک به منظور تجزیه ترکیبات تشکیل دهنده ازت منبع عمده N2O را تشکیل می دهد. مکانیسم دقیق شیمیائی این فرآیند هنوز قطعا مشخص نشده است. ولی تاثیر زیادی در انتشار سالانه که 592 میلیون تن N2O برآورد شده است دارد. عمل تخمیر باکتریها همچنین مسئول یک تولید تخمینی سالانه 430 میلیون تن NO می باشد. اشعه های نوری باعث می شوند که ازت و اکسیژن اتمسفر به روشهای گوناگونی ترکیب شوند. NO.N2o,No2 مقدار کلی اکسیدهای ازت تولید شده ناچیز است. احتراق منبع اصلی تولید مصنوعی اکسید نیتروژن است در طی احتراق با دمای بالا ازت و اکسیژن هوا واکنش نشان می دهند که هم NO و NO2 را تشکیل می دهند. مقدار نسبی NO و NO2 تولید شده به دمای احتراق و به نسبت ازت به اکسیژن موجود بستگی دارد. به هر حال NO2 اغلب به کمترین مقدار تشکیل می شود. بر طبق اصول جهانی فرآیندهای احتراق 106 میلیون تن در سال اکسید نیتروژن برآورد شده را که مانند NO محاسبه گردیده است منتشر می سازد. این مقدار در حدود 35 درصد پایین تر از 163 میلیون تن به دست آمده بر اساس NO2 است. غالبا به صورت NO2 مورد استفاده قرار می گیرند زیرا که NO هنگامی که در اتمسفر است به NO2 تبدیل می شود. شکل 5 مقدار نسبی انتشار اکسید نیتروژن را از منابع مختلف نشان می دهد. درصدهای استفاده شده بر اساس حجم کل اکسیدهای نیتروژن انتشار یافته هستند. بنابر این 43% NO2 یعنی که هر 100 حجم از اکسیدهای نیتروژن تولید شده بر اساس مقیاس های جهانی 43 حجم از NO2 را در بر دارند.
فرض بر این بود که تمام اکسیدهای نیتروژن از منابع سوختی، احتراق به شکل NO دارند. از قراین موجود چنین بر می آید که تقریبا 9 برابر اکسید ازت از منابع طبیعی و نه از منابع مصنوعی وارد اتمسفر می شود. یک چنین موقعیت مشابهی در موردی که قبلا برای CO ذکر کردیم وجود دارد. منابع طبیعی در کل دنیا گسترده هستند. در حالی که منابع مصنوعی در فضاهای کوچکی متمرکز می شوند.
اکسیدهای نیتروژن به عنوان آلوده کننده ها:
آلودگی اکسید نیتروژن هوا علیرغم حضور مقادیر N2o در اتمسفر معمولا برحسب No2 , NO در نظر گرفته می شود. دلایل چنین عملی عبارتند از:
1- NO و NO2 سمی هستند، در حالیکه N2O چنین نیست.
2- NO و NO2 در واکنش های فتوشیمیائی اتمسفر سهیم هستند ولی N2O نیست.
3- NO و NO2 منابع عمده مصنوعی دارند در حالی که N2O ندارد. علامت Nox اغلب مجموعه ای برای NO و NO2 دخیل در آلودگی هوا به کار می رود.
شیمی تشکیل Nox
تقریبا تمام NO و NO2 ناشی از منابع مصنوعی توسط اکسایش اتمسفری ازت در طی احتراق در دمای بالا تولید می شوند. ازت و اکسیژن هوا NO را به وجود می آورند. واکنتش های بعدی NO با اکسیژن بیشتر NO2 می دهد. رابطه هایی که این واکنش ها را نشان می دهند عبارتند از:
2NO+O2èNO2
N2+O2è2NO
هوا تقریبا از 78% ازت و 21 % حجمی اکسیژن تشکیل شده است. در دمای معمولی این دو گاز تمایل خیلی کمی به واکنش با یکدیگر دارند زیرا واکنش دومی بی نهایت گرماگیر است. انرژی مطلوب فقط دردماهای بالا مثل حرارتهایی که توسط فرآیندهای احتراق تولید می شوند قابل دسترس است. حتی در این دماها فقط مقدار کمی No تولید می شود ولی این مقدار از لحاظ تغلیظ آلودگی هوا دارای اهمیت است. جدول پایین حاوی داده هائی است که دمای وابسته به واکنش اولی و سرعتی را که برحسب آن واکنش دنبال می شود نشان می دهد. این داده ها برای مخلطو گازهائی است که حاوی 75% N2 و 3% O2 می باشد که می توانند در دمای مشخص شده به تعادل برسند. این مخلوط ازت –اکسیژن شرایط واکنش را در فرآیند احتراق آماده می سازد زیرا عمده اکسیژن موجود در هوا با مواد تحت واکنش احتراق در یکجا قرار می گیرد.
در طی احتراق گازهای در حال واکنش برای یک مدت خیلی کوتاهی در دمای شعله هستند. از این رو اگر قرار است مقادیر زیادی No تولید شود سرعت واکنش باید زیاد باشد. بر طبق جدول پایین سرعت واکنش انطورکه توسط زمان لازم برای تشکیل 500PPM NO اندازه گیری شده است در دماهای پایین 1700 درجه سانتیگراد بطور نسبی پائین است ولی در دماهای بالاتر به سرعت افزایش می یابد. بنابر این زمان اقامت گازها در منطقه احتراق و همچنین دمای شعله مقدار NO را که عملا تشکیل می گردند مشخص می سازد.
اگر مایعات دفعی احتراق همین که خارج می شوند به آرامی سرد شوند NO به O2 ,N2 بر میگردد. در هر حال در اغلب وسایل احتراقی بخش عمده ای از انرژی حرارتی تولیدات گاز سریعا بکار مفید بر گردانده می شوند و گازها سریعا سرد میگردند. تحت چین شرایطی NO در دمای پایین تر خروجی باقی می ماند چرا که فرصت تجزیه شدن را ندارد. واکنش NO با اکسیژن برای تشکیل تحت شرایط احتراق صورت نمی گیرد.
|
درجه حرارت (سانتیگراد) |
غلظت No در معادله ppm |
زمان برای تشکیل 500PPM از NO |
|
27 527 1316 1538 1760 1980 |
10-10*1/1 77/0 550 1380 2600 4150 |
- - +1370 162 1/1 117/0 |
جائی که CO فورا واکنش می دهد تا co2 را تشکیل دهد. دلیل این موضوع پایداری NO2 در دماهای بالاست. در دمای 150 درجه سانتیگراد NO2 شروع به تجزیه شدن به NO و O2 و در دمای 600 درجه سانتیگراد به طور کامل تجزیه می شود. نتیجتا مقدار بسیار کمی NO2 در مخلوط گازی در دمای احتراق یافت می شود. هنگام ترک منطقه احتراق NO شامل مایعات دفعی در مخلوط شدن با هوا به سرعت سرد می گردد. هنگامی که دما به زیر 600 درجه سانتیگراد می رسد NO2 تشکیل می شود که مقدارآن بسیار اندک است زیرا که سرعت واکنش در دماهای پایین تر خیلی آهسته است. بنابر این عمده NOX منتشر شده بیشتر به شکل NO است تا 2NO درست مخالف موقعیت اکسید کربن جائی که CO2 در بیشترین مقدار تولید می شود. در حدود 10% از NOX از کارخانجات تولید نیرو و فقط 2 تا 3 درصد NOX از اتومبیل ها به شکل NO تولید می شوند. جدول زمان مطلوب برای اکسایش NO به NO2 از طریق واکنش 2 در دمای 200 درجه سانتیگراد را نشان می دهد. زمان برای دست یافتن به تبدیلات 25% و 90% داده شده است. به وابستگی سرعت واکنش به غلظت NO توجه کنید. گرچه غلظت NO ممکن است از 3000PPM بالاتر در منطقه احتراق باشد این غلظت دراثر رقیق شدن گازهای احتراقی توسط هوا به سرعت کاهش می یابد.
|
غلظت NO PPM |
زمان اکسایش |
||
|
25% |
50% |
90% |
|
|
10000 1000 100 10 1 |
4/8ثانیه 4/1 دقیقه 14 دقیقه 3/2 ساعت 24 ساعت |
24 ثانیه 4 دقیقه 40دقیقه 7 ساعت 72 ساعت |
6/3 دقیقه 36 دقیقه 6 ساعت 63 ساعت 648 ساعت |
بنابر این آخرین خط جدول سرعت حقیقی واکنشها را به طور تقریبی نشان می دهد.
چرخه نوری NO2
در اتمسفر NO2 , NO هر دو درگیر یکسری واکنشهای فتوشیمیائی که به طور طبیعی اتفاق می افتد و منجر به افزایش در غلظت NO2 و کاهش در غلظت NO می شود. این واکنشها که مجتما به عنوان چرخه نوری NO2 شناخته شده اند یک نتیجه مستقیم از یک عمل متقابل بین نور خورشید و NO2 می باشند. مراحل این چرخه که در شکل نشان داده شده اند عبارتند از:
1- NO2 انرژی را به شکل نور ماورای بنفش از خورشید جذب می کند.
2- انرژی جذب شده مولکولهای NO2 را به مولکول های NO و اتم های اکسیژن می شکند. اکسیژن اتمی تولید شده بسیار فعال است.
3- اتم های اکسیژن اتمی با اکسیژن اتمسفری واکنش نشان می دهند تا ازون یک آلوده کننده فرعی را تولید کنند.
4- ازون با NO واکنش می دهد تا NO2 و O2 بدهد و چرخه کامل می شود.
اثر ویژه این چرخه گردش سریع NO2 است واگر برای واکنش دهندگان رقابت کننده در اتمسفر این چنین نبود، این چرخه هیچ اثر ویژه ای نداشت.
غلظتهای محدود NO2 و No تا زمانی که O3 , NO در کمیت های مساوی تشکیل و نابود شوند تغییر نخواند یافت.
واکنش های رقابتی ئیدروکربن ها را غالبا از همان منابع NOX منتشر می شوند درگیر می سازد. ئیدروکربن ها طوری با یکدیگر واکنش می دهند که چرخه نامتعادل می شوند و تبدیل NO به NO2 سریعتر از تفکیک NO2 به O,NO است. این اثر همچنین منجر به ساخته شدن مواد دیگری که مجموعا به عنوان اکسیدانها شناخته شده اند می گردد.
8-3- اثرات NOx بر روی اجسام:
زمینه مطالعه و تحقیقات آزمایشگاهی اکسیدهای نیتروژن (NOx) و محصولات واکنش آنها (نیترات) را به طور موفقیت آمیزی به مشکلات مربوط به رنگهای نساجی، تارهای نساجی و آلیاژهای نیکل – برنج مربوط ساخته است. بعضی از رنگهای نساجی وقتی که در معرض NOx قرار بگیرند رنگ می بازند. این رنگ های شامل آنهایی که در استات ریون، پنبه و ویسکوزریون استفاده می شوند، می گردد. مشکل رنگ زدایی پنبه، در نیمه سال 1950 روشن گردید. هنگامی که خانم های خانه دار از رنگ زدایی پارچه های ابریشمی زمانی که آن پارچه ها با خشک کن های گازسوز خانگی خشک می شدند، شکایت کردند. این رنگ زدایی به اکسیدهای نیتروژنی که در طی احتراق گاز طبیعی که برای گرم کردن خشک کن ها استفاده می شد، مربوط دانسته شد. سطح NOx در چنین خشک کن هایی بین ppm 6/0 تا 2/0 تشخیص داده شد. سطوح بالای نیترات های ذره ای باعث ایجاد عارضه فشردگی در فنرهای سیمی نیکل – برنجی در دستگاههای تقویت کننده ای که توسط شرکتهای تلفن استفاده می شوند گردیده است. معلوم شد که غلظت های بالای نیتراتی در گرد و غبار هوائی که در مجاورت محل های ترک برداشته جمع شده، این عوارض را تولید کردند.
9-3- کنترل آلودگی NOx:
پیشرفت روش های کنترل اکسیدهای نیتروژن نسبت به سایر آلوده کننده های عمده اتمسفری کمتر بوده است. بسیاری از مشکلات به متغیرهای مربوط به فرایندهای احتراق بستگی دارند. فرایندهایی که مسئول بیشتر انتشارات NOx هستند. این متغیرها شامل این موارد می شوند:
1- تنوع انواع گوناگون سوخت مصرف شده.
2- تنوع در تدابیر مختلف احتراق استفاده شده.
3- دماهای شعله ای متفاوتی که بدست می آید.
4- آلوده کننده های متفاوت دیگری که در تولیدات احتراقی به وجود می آیند.
به علت فعل و انفعالات بین این متغیرها، محتمل به نظر نمی رسد که یک روش ساده تنها برای کنترل عمومی NOx کافی باشد. برای مثال روشی که هم اکنون برای استعمال در کنترل NOx در حال پیشرفت است استفاده از دیگ های بخار با سوخت نفت می باشد که به نظر امید بخش می رسد. همین روش وقتی که برای دیگ های بخار با سوخت زغال سنگ مورد استفاده قرار می گیرد، نقص های زیادی را نشان می دهد. روش دیگری که برای رفع NOx از گازهای دفعی استفاده می شود، در صورتی که SO2 نیز وجود داشته باشد عملی است ولی در عدم حضورآن عملی نمی گردد. زغال سنگ در حال سوختن so2 تولید می کند. در صورتی که گازوئیل در حال سوختن آن را تولید نمی کند. دو روش عمومی برای کنترل انتشارات NOx وجود دارد:
1- اصلاحات منابع برای کاهش مقدار NOx تولید شده،
2- رفع NOx از گازهای دفعی قبل از آزادسازی آنها در اتمسفر.
اغلب روشهای کنترل مورد استفاده که در اصلاحات منابع استفاده می شوند، به ویژه شرایط احتراقی هستند. غلظت NOx در گازهای دفعی به شدت به دمای احتراق و غیر قابل دسترسی به اکسیژن در ماکزیمم بستگی دارد. کاهش در هر دو عامل باعث کاهش در سطوح NOx می گردد، و این تأثیرات فزاینده هستند. برای کنترل انتشارات NOx از 1975 به بعد اتومبیل های متحده با چرخش مجدد گازهای دفعی (EGR) کامل گردیدند.
در این روش یک گاز بی اثر (غیر قابل احتراق) برای رقیق کردن مخلوط هوای سوخت در حال سوختن در موتور استفاده قرار می گیرد. این رقیق کردن ماکزیمم دمای احتراق را پایین می آورد و غلظت اکسیژن را در مخلوط در حال سوختن کاهش می دهد. قسمتی از گاز دفعی برگردانیده شده به وسیله یک سرپوش تنظیم می شود و معمولاً در حد دامنه 15 تا 22 درصد از حجم مخلوط هوای سوختی پایین می آید. استفاده از احتراق دو مرحله ای محقق گردیده که یک روش موثر جدید برای کاهش تولید NO در ماشین های جدید الکتریکی مولد نیرو می باشد. در مرحله اول احتراق، سوخت در دمای نسبتاً بالا با حضور مقدار زیر استوکیومتری هوا سوخته می شود. فقط 95 تا 90 درصد از مقدار لازم برای احتراق کامل مورد نیاز است. تشکیل NO توسط فقدان هوای اضافه محدود می گردد.در مرحله دوم، احتراق سوخت در یک دمای نسبتاً پایین صورت می گیرد که همچنین تشکیل NO را محدود می سازد. کنترل کاتالتیک انتشارات NOx از اتومبیل ها روشی است که فعالانه تحت بررسی است. رفع NO مستلزم کاهش O2 و N2 است در حالی که رفع CO و ئیدروکربن ها مستلزم اکسایش CO2 و H2O است. بنابراین یک سیستم کاتالیزور دو گانه لازم است. در سیستم هایی که هم اکنون تحت مطالعه هستند گازهای دفعی ابتدا از یک کاتالیزور کاهنده عبور داده می شوند. جائی که NO با ئیدروکربنها واکنش نشان می دهند تا N2 و H2O تشکیل گردند. (هم چنین در اگزوز) مقداری آمونیاک (NH3) نیز در این مرحله از عمل تشکیل می شود.
هوا بعداً تزریق می گردد و مخلوط از یک کاتالیزور اکسیدی عبور داده می شود جایی که آلوده کننده های باقی مانده به H2O و CO2 اکسید می شوند. مقدار اضافی هوا قبل از مرحله آخر اکسایش باعث مشکلاتی چند می گردد. زیرا که هر آمونیاک تشکیل شده در مرحله کاهش به وسیله کاتالیزور اکسیدی مجدداً به NO2 اکسید می شود. کاتالیزورهای کاهنده، شامل فلز روتانیم یا نمک های مربوطه، تحت بررسی قرار دارند چرا که آنها NOx را به میزان بسیار کمی به NH3 تبدیل می کنند. کاتالیزور مسی – نیکلی که به عنوان کاتالیزورهای کاهنده موثر شناخته شده اند.
10-3- اندازه گیری NOx
برای تعیین غلظت گاز NO2 از روش کالریمتری استفاده می شود، (روش رنگ سنجی) گاز NO2 را با محلول اسیدی سولفانیلیک اسید و محلول یک نرمال N – (1- نفتیل) – اتیلن دی آمین هیدروکلرید مخلوط می کنند. رنگ صورتی تولید می شود که دارای جذب ماکزیممی در nm-550 نانومتر است. با استفاده از روش اسپکروسکپی می توان غلظت گاز NO2 را تعیین نمود. در صورت وجود NO می توان نمونه را با عبور از محلول اسیدی پرمنگنات و تبدیل به NO2 کامل نمود. این روش نسبتاً ساده می باشد ولی غلظت گاز NO به دست آمده دقیق نمی باشد. در این روش گاز ازن NO می توانند نا مطلوب داشته باشند با این روش می توان غلظت گاز NO2 را از ppm5 تا چند ppb (قسمت در بیلیون) تعیین نمود.
هیدروکربن ها و اکسیدهای فتوشیمیایی دو مقوله جدا، ولی مربوط به هم از ترکیبات آلوده کننده هستند. هیدروکربن ها آلوده کننده های عمده، هستند. چون که آنها مستقیماً به داخل هوا فرستاده می شوند. اکسیدان های فتوشیمیایی آلوده کننده های فرعی می باشند که منشاء آنها در اتمسفر از واکنش هایی است که به آلودکننده های عمده مربوط می شود.. هر دو گروه با همدیگر مورد بحث قرار می گیرند. چرا که اغلب اکسیدان های فتوشیمیایی از واکنش هایی که در آن هیدروکربن ها مستقیماً یا غیر مستقیم دخالت دارند، منشا می گیرند. هر تخمینی از اثرات آلودگی هیدروکربن اتمسفری باید عوامل مهم بوجود آمده توسط اکسیدانهای فتوشیمیایی را شامل شود. در حقیقت تصور می شود که اغلب اثرات اصل آلودگی هیدروکربن به وسیله ترکیبات ناشی شده از واکنش اتمسفری هیدروکربن ها به وجود می آیند.
1-4- هیدروکربن ها:
این ترکیبات از عناصر هیدروژن و کربن تشکیل یافته اند. دقیقاً وجود دهها هزار ترکیب از چنین ترکیباتی شناخته شده اند. آنها در هر سه حالت فیزیکی (گاز، مایع، جامد) در دمای معمولی یافت می شوند. خصوصیات حالت فیزیکی هر یک از آنها به ساختمان مولکولی و به خصوص به تعداد اتم های کربنی که این مولکول ها را می سازند بستگی دارد. این مولکول ها که شامل یک تا چهار اتم کربن می شوند و در دمای معمولی به صورت گاز هستند در حالی که آنهائی که پنج یا بیشتر اتم کربن دارند مایع یا جامد هستند. به طور کلی تمایل به حالت جامد یا افزایش تعداد اتم های کربن افزایش می یابد.
هیدروکربن هایی که مهمترین عامل آلودگی هوا هستند در دمای معمولی اتمسفری به حالت گازند یا آنهائی که در چنین دماهائی بسیار فرازند (به راحتی به گاز تبدیل می شود)
اغلب ساختمان نسبتاً ساده ای متشکل از دوازده یا کمتر اتم کربن در هر مولکول دارند. هیدروکربن ها می توانند بر اساس ساختمان مولکول هایشان به خطی و حلقوی تقسیم بندی می شوند.
یک هیدروکربن آروماتیک به عنوان یک واحد ساختمانی حاوی یک یا بیشتر حلقه های شش عضوی کربن که به شکل بنزن آشکار می شود می باشد. (به شکل 7 مراجعه شود) هیدروکربن های آلیفاتیک (خطی) فاقد این ساختمان حلقوی می باشند. هیدروکربن ها در تقسیم بندی های بعدی خود به اشباع و غیر اشباع تقسیم می شوند. یک هیدروکربن اشباع هیدروکربنی است که در آن تمام اتم های کربن با چهار اتم کربن دیگر یا اتم های هیدروژن پیوند ساده تشکیل می دهد. یک هیدروکربن غیراشباع حاوی دو یا بیشتر اتم کربن دیگر یا اتم های هیدروژن پیوند ساده تشکیل می دهد. یک هیدروکربن غیراشباع حاوی دو یا بیشتر اتم کربن است که با کمتر از چهار اتم دیگر پیوند تشکیل می دهد از آنجائی که تمام اتمهای کربن درهیدروکربن ها چهار پیوند دارند مولکول ها غیر اشباع باید حداقل دارای یک پیوند چندگانه (دو گانه یا سه گانه) در بین اتم های کربن باشند. ساختمان مولکولی و تقسیم بندی برخی از هیدروکربن هائی که معمولاً در اتمسفر شهری یافت می شوند در شکل7 داده شده است. اهمیت این طبقات متفاوت ترکیبات هنگامی آشکار می شود که فعالیت و سمی بودن آنها در نظر گرفته شود. هر دو این خاصیت ها نسبت به طبقه ترکیب فرق می کنند.
تعداد هیدروکربنهائی که در آلودگی هوا دخیل هستند نسبتاً زیاد است. تجزیه هوای شهری به وسیله کروماتوگرافی گازی پنجاه و شش ترکیب متفاوت هیدروکربن را مشخص نموده است. این تعداد موجود، احتمالا زیاد است ولی حساسیت روش تجزیه از شناخته شدن بقیه ترکیبات در غلظت بسیار کم جلوگیری می نماید. در سال 1965 یک سری 200 تائی از نمونه های هوا در ناحیه لوس آنجلس گرفته شد و هر یک از نمونه ها برای هیدروکربن ها مورد تجزیه قرار گرفت. غلظت های متوسط فراوان ترین آنهائی که شناخته شدند در جدول داده شده است.
|
نام هیدروکربن ها |
فرمول هیدروکربن |
غلظت هیدروکربن |
|
متان |
CH4 |
22/3 |
|
تولوئن |
C7H8 |
05/0 |
|
- n بوتان |
C4H10 |
06/0 |
|
ایزوپنتان |
C5H12 |
04/0 |
|
اتان |
C2H6 |
10/0 |
|
بنزن |
C6H6 |
03/0 |
|
- n پنتان |
C5H12 |
03/0 |
|
پروپان |
C3H8 |
05/0 |
|
اتیلن |
C2H4 |
06/0 |
2-4- منابع هیدروکربن ها:
اغلب هیدروکربن ها از منابع طبیعی وارد اتمسفر می شوند. همان طور که در مورد NOx و CO هم صدق می کند. تقریباً تمام این منابع درگیر فرایند های زیستی هستند اگر چه تعداد کمی از آنها فعالیتهای مربوط به حرارت مرکزی زمین و فرایندهائی را که درمناطق دارای زغال سنگ، گاز طبیعی و نفت خام روی می دهد شامل می شوند. متان (CH4) ساده ترین هیدروکربن ها در کمیت هائی بیش از هر هیدروکربن دیگری در اتمسفر منتشر می گردد. طبق برآورد جهانی سالانه مقدار 310 میلیون تن تخمین زده شده است.
|
نام |
علامت اختصاری |
ساختمان |
|
ازن |
O3 |
|
|
پروکسی استیل نیترات |
PAN |
|
|
پروکسی پروپیونیل نیترات |
PPN |
|
|
پراکسی بنزوئیل نیترات |
PBzN |
|
فعل و انفعالات تجزیه باکتریایی، منبع اصلی را تشکیل می دهند
و مقادیر بسیار فراوانی در باتلاق ها و مرداب ها و سایر آبهای راکد تولید می شوند.
گیاهان به خصوص درختان، نیز منابع طبیعی هیدروکربن های اتمسفری هستند. اکثر
هیدروکربن های منتشر شده از وزن مولکولی بیشتری برخوردار هستند و به ترپن ها و هم ترپن ها تقسیم می شوند.
ساختمان دو ماده مشترک در این مقوله ها
- پنین و ایزوپرن در شکل7 نشان داده شده است. 170 میلیون تن ترپن نوع هیدروکربنی، سالانه وارد جو زمین می گردد. انتشارات
جهانی هیدروکربنها از منابع مصنوعی به 88 میلیون تن بالغ می گردد. بخش عظیمی از
این مقدار از فعالیتهای که در آنها نفت خام، (که ترکیب پیچیده ای از هیدروکربنها
است) شکل 8 شرکتدارد ناشی می گردد. فعالیت های این مقدمه
مشخصا تصفیه و حمل و نقل نفت خام و احتراق تولیدات تصفیه شده است. شکل9 مقایسه ای را بین انتشارات طبیعی و مصنوعی
هیدروکربن ها نشان می دهد. غلظت های هیدروکربن ها غیرهوای شهری بین pmm5/1
تا 1 متان و کمتر از pmm1 سایر هیدروکربن
های برآورد شده است. غلظت های زیاد متان نتیجه فعل و انفعالات شیمیایی است. متان
به اندازه بقیه هیدروکربن ها مثل ترین ها وارد فعل و انفعالات فتوشیمیایی اتمسفری
نمی گردد.
هیدروکربن های اشباع شده مثل متان، کمتر از ترکیبات غیر اشباع شده، نظیر ترپن ها، فعال هستند. مقداری از متان اتمسفری در نتیجه فرایندی که قبلا شرح داده شد به CO تبدیل می شود.
3-4 تشکیل اکسیدانهای فتوشیمیایی:
عمده اثرات مضر آلودگی هیدروکربن به وسیله خود هیدروکربن ها به وجود نمی آید بلکه به وسیله محصولات تشکیل شده در حین تحت تاثیر واقع شدن هیدروکربن ها در فعل و انفعالات شیمیایی در اتمسفر به وجود می آیند این محصولات قبلا به عنوان اکسیدان های فتو شیمیایی توصیف شده اند. فعل و انفعالات اتمسفری مسئول تولید اکسیدان های فتوشیمیایی بسیار پیچیده و به طور ناقص شناخته شده اند. به هر حال برخی جنبه های عمومی شناخته شده و شامل موارد ذیل می شوند.
1- چرخه نوری NO2 بخش مهمی از این مرحله است. به خاطر داشته باشید این چرخه از سه واکنش تشکیل شده است:
(رابطه 1-1) èNO+OنورخورشیدNO2+HV
(رابطه 2-1) O+O2èO3
(رابطه3-1) O3+NOèNO2+O2
هیدروکربن ها با O و O3 تولید شده در رابطه 1-1 و 2-1 رقابت می کنند و بنابراین چرخه را بر می گردانند. این واکنش های رقابتی رادیکالهای آزاد هیدروکربن تولید می کنند که به علت الکترون های جفت نشده بسیار فعالند.
2- رادیکالهای آزاد هیدروکربن یک مخلوط کمپلکس با مواد دیگر، رادیکال های آزاد و آلوده کننده های اصلی و تشکیلات طبیعی هوا را تولید می کند. این ترکیب معمولا به مقوله مه دود فتوشیمیایی موسوم می باشد.
یک تنوع وسیع در تمایل هیدروکربن ها برای وارد شدن در مرحله آلودگی فتوشیمیایی هوا وجود دارد. به عنوان یک نتیجه، غیرممکن است که بر اساس غلظت کلی هیدروکربن، سهم یک ترکیب هیدروکربنی را در آلودگی فتوشیمیایی هوا دقیقاً پیش بینی کنیم. اجزا دقیق این ترکیب باید شناخته شوند. برای مثال متان غالبا بیش از همه هیدروکربنهای دیگر، در هوا فراوان است. معهذا سهم ناچیزی در تشکیل اکسیدان های فتوشیمیایی دارد. بنابراین سطوح بالای هیدروکربن ها عمدتا متشکل از متان، مشکلاتی کمتر از سطوح پایینی که عمدتا مواد دیگری را شامل می شود ایجاد می کند. ترکیبات آلی غیراشباع شده فعالترین مواد هستند .این توالی یک مکانیزم پیشنهادی را برای تشکیل پروکسی آسیل نیترات های موجود در مه دود نشان می دهد. شکل خلاصه نموداری از قطع چرخه نوری NO2 را توسط هیدروکربنها نشان می دهد.
4-4- غلظت هیدروکربن ها و اکسیدان ها فتوشیمیایی:
سطوح اتمسفری موادی که در تشکیل مه دود فتوشیمیایی درگیر هستند طبق یک الگوی منظم با اوقات روز تغییر می کند، همانطور که در شکل 11نشان داده شده است. این تغییرات از آنجائی که مقدار فعالیت انسانی (منبع مصنوعی) سبب آلوده کننده عمده ضروری (NO، هیدروکربن ها) و شدت تابش خورشیدی لازم برای تبدیل آلوده کننده های عمده به آلوده کننده های فرعی (O3، PAN) با اوقات روزی تغییر می کند منطقی می باشد. این نوسان غلظت، حاکی از تصدیق مکانیزم پیشنهاد شده برای تشکیل مه دود همان طور که در جدول نشان داده شده است. تابع زیر تغییرات روزانه غلظت را نشان می دهد.
1- سطوح محدود NO و هیدروکربن به هنگام صبح به نسبت تعداد افراد افزایش می یابد.
2- هنگام طلوع خورشید NO2 که از قبل در اتمسفر بود، شروع به تجزیه شیمیایی می کند.NO2èNO+O واکنش اکسیژن اتمی ایجاد می کند و سطح NO را افزایش می دهد. اکسیژن اتمی تولید شده برای تشکیل ازن و بنیان آزاد هیدروکربن قابل دسترس است.
3- غلظت ازن همان طور که توسط منحنی (اکسیدان) در شکل11 نشان داده شده، با غلظت فزاینده، NO همگام می شود.
4- تا ساعت 7 صبح تاثیر رادیکال های آزاد هیدروکربن ها آشکار می گردد. آنها با مقدار قابل توجهی NO ترکیب و موجب NO2 بیشتر و یک کاهش در سطح NO می شوند.
5- غلظت های بالاتر NO2 و نور خورشید شدیدتر، اکسیژن اتمی بیشتر تولید می کند تا ساعت 8 صبح به غلظت زیاد ازن منتهی می گردد.
6- تا ساعت 10 صبح سطح NO به طور قابل توجهی کاهش می یابد. این فرایند از رخ داد NO+O3èNO2+O2 جلوگیری می کند، در نتیجه غلظت O3 به سرعت افزایش می یابد.
7- در طی ساعات بعدازظهر اتمسفر مملو از اکسیدان، هیدروکربن ها را به دیگر انواع مولکول های آلی تبدیل کرده لذا در سطح اتمسفری کاهش می یابد.
8- غلظت ازن همان طور که ساعات روز سپری می شود توسط واکنش با سایر آلوده کننده های زمین و گیاهان بیشتر، کاهش می یابد.
اکسید کننده های دیگری نیز در هوای آلوده وجود دارند که عبارتنداز:
پراستیک اسید ، استیک پر اکسید ، اتیل هیدرو پراکسید ، ترشلی ، بوتیل هیدرو پراکسید ، n- بوتیل هیرو پراکسید
به استثنای متان غلظت متوسط هیدروکربن ها در هوای شهر در حدود ppm10/0 تا 03/0 قرار می گیرند. این مقدار فقط دامنه غلظت غلیظ ترین گروه ها را نشان می دهد. متان به علت فقدان واکنش پذیری در واکنش فتوشیمیایی مستثنی گردیده است.
ازن به عنوان غلیظ ترین جزء هوای آلوده با سطوح بالای اکسیدان های فتوشیمیایی شناخته شده است. تغییرات غلظت O3 با اوقات روز به طور وضوح در شکل 11 نشان داده شده است. غلظت پراکسی آسیل نیترات ها و دیگر اعضای سنگین وزن تر خانواده، PAN مرتبا اندازه گیری و در اتمسفر آلوده شهرهای متعددی مشاهده شده اند. تشکیل آنها مستقیماً به تولید ازن اتمسفری مربوط می باشد، بنابراین مفروض است که آنها در اتمسفر در سطوح بالا موجود باشند.
سولفور اکسیدی که به بیشترین مقدار در اتمسفر انتشار می یابد سولفور دی اکسید SO2 می باشد. معمولا مقدار کمی از سولفور تری اکسید SO3 همراه سولفور دی اکسید است. ولی مقادیری بیشتر از حدود 1 تا 2 درصد SO2 نمی باشد. مجموعه این دو نوع اکسید با SOx نشان داده می شود. سولفور دی اکسید گازی بی رنگ و غیرقابل اشتعال، با نقطه ذوب و جوش به ترتیب C 5/75- و C0/10- است. در غلظت های نزدیک به ppm3 بوی زننده و سوزش آوری دارد. سولفور تری اکسید گازی فوق العاده فعال و بی رنگ و به آسانی به صورت مایع متراکم می گردد. (C8/44=b.p). تحت شرایط معمولی SO3 در اتمسفر یافت نمی شود. چون که سریعا با رطوبت واکنش می دهد و سولفوریک اسید به وجود می آورد. (H2SO4)
در این روند معمولی را که توسط شیمیدانان محیط زیست دنبال می شود پی گرفته و SO3 را به عنوان بخشی از انتشارات SO2 در نظر می گیریم.
منابع سولفور اکسیدها:
طبق اصول جهانی برآورد شده که سالانه 146 میلیون تن SO2 مستقیماً وارد اتمسفر می گردد. به علاوه سالانه نزدیک به 194 میلیون تن SO2 در نتجه اکسایش هیدروژن سولفید (H2S) در اتمسفر تولید می شود. بنابراین یک فرایند فرعی (اکسایش H2S) بیش از انتشارات مستقیم SO2 اتمسفری می باشد. این شبیه به موقعیتی است که پیش از این آلودگی برای کربن منوکسید مورد بحث قرار گرفت.
منشا H2S اتمسفری، فساد مواد آلی است. باتلاقها، لجن زارها و جلگه ها علی الخصوص مولد آن هستند. اقیانوس ها منشا سالانه 30 میلیون تن می باشند، در حالی که منابع بیولوژیکی 70 میلیون تن تولید می کنند. فعالیت های آتشفشانی کمی H2S تولید می کند ولی بر طبق اصول جهانی این مقدار در مقایسه با مقدار تولید شده از فرایند های بیولوژیکی قابل چشم پوشی است.
مقدار کمی H2S 3 میلیون تن در سال، در نتیجه فعالیتهای صنعتی وارد اتمسفر می گردد و کل انتشارات جهانی را تا 103 میلیون تن در هر سال می رساند. سرنوشت این مقدار عظیم H2S آزاد شده در اتمسفر زمین از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. تا اواخر نیمه دوم 1960 در مورد چگونگی حذف H2S جز این که این ماده نهایتاً به سولفات اکسیده می شود، اطلاعات دیگری وجود نداشت.
اکنون معتقد شده اند که واکنش:
H2S+O3èH20+SO2
گام مهمی در این فرایند می باشد. آزمایشات نشان می دهند که رابطه وقتی که غلظت های مواد ترکیب شونده به آنهائی که در اتمسفر هستند باشد خیلی سریع انجام می گیرد.
ازن (O3) جزء ناچیز طبیعی اتمسفر است و مقادیر اضافی آن از چرخه نوری NO2 به وجود می آید. اکسایش کامل 103 میلیون تن باعث تولید سالانه 194 میلیون تن SO4 می شود انتشارات سولفور اکسید غیرطبیعی (مصنوعی) (146 میلیون تن سالانه) عمدتاً از احتراق زغال سنگ به وجود می آید. احتراق سوخت نفتی و ذوب سنگ معدن سولفید سهم کوچک ولی مهمی در انتشار سولفور دی اکسید در اتمسفر دارد. هیچ منبع عمده طبیعی SO2 شناخته نشده است اگر چه مقدار کمی احتمالا در گازهای منتشر شده در اثر فعالیتهای آتشفشانی وجود دارد. شکل12 درصد انتشارات جهانی SO2 منتشر شد از هر یک منابع فوق الذکر را نشان می دهد. مقایسه این نمودارها با مشاهده آن که قبلا برای سایر آلوده کننده ها مورد بحث قرار گرفت، تفاوت قابل توجهی را آشکار می سازد. درصد خیلی بیشتری از کل انتشارات SO2 ناشی از فعالیتهای انسان (مصنوعی) به وجود می آید تا از سایر آلوده کننده ها .
گوگرد در تمام زغال سنگ ها به مقادیری در دامنه بین 2/0 تا 7 درصد از وزن زغال سنگ را تشکیل می دهد. این گوگرد در پروتئین هیا موادی نظیر گیاهان و موجودات دریایی که زمانی زنده بوده اند، وجود داشت. گوگرد پروتئینی در فرایند کربنه شدن باقی می ماند و بخشی از زغال سنگ به وجود آمده می شود.
سایر سوخت های فسیلی (نفت خام و گاز طبیعی) که از راههای شبیه به این به وجود می آیند. همان طور که انتظار می رود حاوی گوگرد می باشند. معهذا این سوخت ها همان مشکلات انتشار SOx را که زغال سنگ تولید می کند، تولید نمی کند. زیرا بیشتر گوگرد آزار رساننده طی مراحل مختلف گاز طبیعی و تصفیه نفت خام از بین می رود. بنابراین متوجه می شویم که چرا حمل و نقل با سوخت نفت خام تصفیه شده یک منبع جدی آلودگی SOx نیست. تکنولوژی موجود برای حذف گوگرد، به حالت گازی یا مایع بودن سوخت بستگی دارد و به سادگی به جامد تبدیل نمی شود. هم اکنون تحقیقات فراوانی با هدف کشف راههای اقتصادی موثر برای حذف گوگرد از زغال سنگ در دست اقدام است.
نگاهی دقیق تر به زواید فرایندهای صنعتی دومین منشا بزرگ SOx این موضوع را آشکار می کند که سه چهارم انتشارات در این زمینه به عملیات ذوب کننده مربوط می شود. آلودگی سولفور اکسید غالبا از فعالیتهای ذوب کننده به وجود می آید زیرا که خیلی از عوامل مفید طبیعتاً در غالب سولفید ها وجود دارند. برای مثال کانیهای سولفید منبع مهمی از مس (CuFeS2، CuS2) روی (ZnS) جیوه (HgS) و سرب (PbS) می باشند. اغلب کانیهای سولفید تغلیظ شده و در هوا برشته می شوند تا سولفید ها به آسانی کاهش یافته و به اکسیدها تبدیل گردند.
برخی واکنش های شاخص این نمونه ها عبارتنداز:
2ZNS+3O2è2ZNO+2SO2
2CU2S+3O2è2CU2O+2SO2
بنابراین عملیات ذوب کننده معمولی به طور مرتب So2 را به عنوان یک محصول فرعی تولید می کند و مقداری از آن به طور غیرقابل تغییری وارد اتمسفر می گردد.
شیمی تشکیل SOx:
احتراق هر ماده حاوی گوگرد هم SO2 و هم SO3 تولید می کند. مقدار نسبی اکسید تشکیل شده بستگی به مقدار حضور اکسیژن ندارد. دی اکسید تحت هر گونه شرایط احتراقی در بیشترین مقدار تشکیل می شود. کمیت So3 تولید شده به شرایط واکنش علی الخصوص به دما بستگی دارد و بین 1 تا 10 درصد کل Sox تولید شده نوسان دارد. چگونگی تشکیل Sox را می توان با یک فرایند دو مرحله ای نشان داد:
S+O2èSO2
2SO2+O2è2SO3
در نتیجه دو عامل، SO3 خیلی کمی تولید می شود: 1- ناپایداری SO3 در دمای بالا و 2- سرعت واکنش در دماهای پایین است. در دمای c1200 SO3 سریعاً به SO2 و O2 تجزیه می شود (عکس واکنش بالا) با حضور کاتالیزور تجزیه دردماهای خیلی پایین تر صورت می گیرد. برای مثال در مورد پلاتینوم تجزیه در C4300 آغاز می شود. بعضی از ذرات فلزی که در تمام زغال سنگ ها پیدا می شوند تاثیر کاتالیتیکی نیز اعمال می کنند و از جمع شدن SO3 در گازهای دفعی احتراقی جلوگیری به عمل می آورند. به هنگام ترک منطقه احتراق گازهای دفعی وقتی که با هوا مخلوط می شوند به سرعت سرد می گردند. معهذا علیرغم پایداری فزاینده ای در دماهای پایین تر هیچ SO3 تشکیل نمی گردد. این بار سرعت واکنش از چنین تشکیلی جلوگیری به عمل نمی آورد.
واکنش بالا در دمای اتمسفری خیلی آرام صورت می گیرد. نتیجه نهایی این دو عامل انتشار Sox عمدتاً به شکل SO2 می باشد. باید متذکر شد که واکنش های در محتوی آلودگی هوا نامطلوب هستند ولی دو نمونه از مهمترین واکنش های تکنولوژی جدید شیمی می باشند و گام های اساسی را در تولید سولفوریک اسید نشان می دهند. بیشتر این اسید تا دیگر مواد شیمیایی به خاطر اهمیتش در تولید مواد حیاتی مانند کودها و در صنعت در ایالات متحده تولید می شود. دومین واکنش بالا با حضور کاتالیزور وانادیوم پنتواکسید (V2O5) در دماهای 450 تا 400 درجه (به طور چشمگیری زیر دماهای احتراق) صورت می گیرد.
ذرات معلق:
آلوده کننده های هوا که مورد بحث قرار گرفتند، همگی گاز بودند نباید تصور کرد که تمامی ذرات آلوده کننده هوا در حالت گازی هستند. به طور کلی به ذرات جامد کوچک و قطرات مایع، ذرات معلق می گویند که در حال حاضر به شدت در آلودگیها و مسائل و مشکلات مربوط به آن سهیم می باشند. آب خالص به صورت قطره ای، تنها مایعی است که از این طبقه بندی مجزاست.
اصطلاحات ذرات معلق و ائروسل (ذرات پراکنده) اغلب به جای یکدیگر به کار می روند. ائروسل به ذراتی اطلاق می شود که به صورت پراکنده (جامد یا مایع) در واسطه گازی قرار گرفته باشند. مه دود، غبار، دود سیگار، دود اتومبیل و گرد و خاک به عنوان منابع اصلی ذرات معلق تلقی می شوند. مه دود یا غبار ترکیبی از قطرات معلق مایع، دودها معمولا شامل ذرات دوده حاصل از احتراق، دوده حاصل از اتومبیل و کارخانجات بخارات متراکم شده فلزی و یا ترکیباتی آلی، گرد و غبار های منتج از تجزیه مکانیکی ترکیبات موجود در خاک می باشند.
ذرات معلق بعضی مواقع به صورت ذرات قابل زیست (زنده) نظیر باکتری ها، جلبک ها، کپک ها و اسپورها (هاگها) هستند و یا به صورت ذرات غیرقابل زیست (غیرزنده) شامل موادی از قبیل ترکیبات آلی، فلزات، گرد و غبار و نمک های دریایی، طبقه بندی می شوند.
ذرات معلق آلوده کننده هوا به دلایل زیر مورد توجه خاصی قرار می گیرند:
1) بسیاری از ذرات معلق در مقایسه با آلوده کننده های گازی دیگر موجب اختلال مجاری تنفسی می شوند.
2) بعضی از ذرات معلق با همکاری هم اثرات سمی آلوده کننده ها را افزایش می دهند.
3) ذرات معلق، آلوده کنندگی اتمسفر را افزایش داده و باعث کاهش بینایی می شوند.
4) ذرات معلق از بعضی از آلوده کننده های گازی موجود در اتمسفر بوجود می آیند.
منابع ذرات معلق:
ذرات معلق به دو طریق، 1) از تجزیه و هم پاشی تکه های بزرگ مواد و یا 2) از تراکم و تجمع ذرات کوچکتر شامل مولکول تشکیل می شوند. در طی عمل تجزیه و تقسیم نمکهای دریایی ائروسل به وجود می آیند، ذرات معلق اتمسفری با بیشترین کمیت شکل می گیرند (بیش از دو برابر هر ماده منفرد دیگری). با تخمین می توان گفت که سالانه در حدود 1000 میلیون تن از این ائروسل ها (ذرات پراکنده) وارد اتمسفر می شوند. چگونگی تشکیل آنها در شکل13 نشان داده شده است. (شکل 13- مراحل تشکیل نمک دریای آئروسل)
مکانیسم به صورت شکستگی لایه نازکی از مایع که در سطوح فوقانی تشکیل و شامل حبابهای هوا و آب دریا می باشد، متمرکز است، هر دفعه که حباب می ترکد، لایه نازک فوقانی به حدود 200 ذره معلق کوچک و ریز شکسته میشود. به علاوه این شکستگی باعث تشکیل جریان سریع آب در قسمت تحتانی حباب میشود. این جریان فواره ای اب موجب به وجود آمدن تعداد بیشتر ذرات معلق می گردد. آب به سرعت از لابه لای ذرات تبخیر شده و ذرات را به صورت نمکهای دریایی در می آورد. مراحل طبیعی دیگری که مستقیما ذرات معلق را وارد اتمسفر می کنند عبارت است از: پراکنده شدن گردو غبار، فعالیت های آتشفشانی و آتش سوزی در جنگل ها
ذرات معلقی که بدین طریق مستقیما وارد اتمسفر میشوند، خواه از منابع طبیعی و یا از منابع مصنوعی حاصل شده باشند، ذرات معلق اصلی نامیده می شوند. همان طور که داده های جدول نشان می دهد، گرد و غبار حاصل از وزش باد، یکی از سه عاملی است که سهم زیادی در تشکیل ذرات معلق آلوده کننده دارد. بعضی از مواد گازی که به طور طبیعی آزاد می شوند، در اتمسفر واکنش داده تا ذرات معلق ثانویه (فرعی) را تشکیل دهند. این مراحل به طور عمده منبع عظیم ذرات معلق موجود در اتمسفر می باشند. فرایندهایی که تولید، NH3، H2S، NOx و ترپن ها را به همراه دارند، مسئول تولید سالیانه 1105 میلیون تن از ذرات معلق می باشند.
مکانیسم تشکیل ذرات معلق مثالی از مراحل پراکنده شدن ذرات است.
|
منبع |
تولید (میلیون تن / سال) |
|
منابع مصنوعی |
|
|
مواد معلق آلوده |
92 |
|
سولفات از SO2 |
147 |
|
نیترات از NOx |
30 |
|
واکنش های فتوشیمیایی هیدروکربن ها |
27 |
|
منابع طبیعی |
|
|
گرد و غبار جامد |
200 |
|
سولفات از H2S |
204 |
|
نیترات از NOx |
432 |
|
آمونیوم از NH3 |
269 |
|
واکنش های فتوشیمیایی از ترپن ها |
200 |
|
آتشفشانها (ذرات کوچک) |
4 |
|
آتش سوزی جنگل ها |
3 |
|
نمک دریا |
1000 |
منبع اصلی ذرات معلق توسط منابع مصنوعی آلوده کننده شامل تولید و تشکیل ائروسل های (ذرات پراکنده) فرعی از آلوده کننده های گازی اصلی می باشندو تقریباً 204 میلیون تن ذرات معلق از چنین تغییر و تبدیل بدست می آیند. این میزان حدود 20 درصد از ذرات معلق طبیعی است که طی فرایند مشابهی تولید می گردند. ورود مستقیم ذرات معلق (اصلی) حاصل از منابع مصنوعی به اتمسفر در حدود 92 میلیون تن در سال می باشد. کل ذرات معلق منتشره تقریباً شامل 2/50 درصد ذرات معلق ثانویه (فرعی و 8/49 درصد ذرات معلق اولیه (اصلی) می باشند. بنابراین منابع طبیعی به طور عمده بر منابع مصنوعی غالب هستند (6/88% در مقال 4/11%).
2-6 ترکیب شیمیایی ذرات معلق
ترکیب شیمیایی ذرات معلق آلوده کننده در محدوده وسیعی متغیر می باشند. عملا اگر حجم های زیادی از هوا را نمونه برداری کرده و از روش های تجزیه ای کاملاً حساس استفاده کنیم، ترکیبات معدنی را به خوبی ترکیبات آلی می توانیم در ذرات معلق بیابیم. ترکیب واقعی ذرات معلق کاملاً وابسته به منبع آن می باشد. ذرات خاکی و آلوده که شامل کلسیم، آلومینیم و سیلیس هستند در بین خاک ها و مواد معدنی مشترک می باشند. دود حاصل از سوختن ذغال سنگ، روغن چوب و زباله شامل ترکیبات آلی زیادی می باشد . ترکیبات آلی همچنین در گرد حشره کش ها و بعضی از محصولاتی که در صنایع غذایی و کارخانجات شیمیایی نیز حاصل می شود یافت می گردد. ذرات معلق فرعی (ثانویه) موجود در اتمسفر که شامل اجزای گازی شکل، اغلب حاوی نمک های معدنی آمونیوم، سولفات و یا نیترات هستند.
اختلاف ترکیبات ذرات معلق بخوبی توسط اطلاعات جمع آوری شده در رابطه با ذرات معلق آلوده کننده ای که از یک منبع بوجود می آیند نظیر احتراق ذغال سنگ نشان داده می شود. هنگامی که توده وسیعی از ذغال سنگ سوزانده شود، بیشتر مواد معدنی که بعد از احتراق باقی می مانند به شکل خاکستر می باشند. ترکیب پایه و اصلی این خاکستر آلومینیوم سیلیکات است که در خاک چینی هم مشترک می باشد. در کارخانجات موتوریزه بیشتر از تکه های نرم و خرد شده ذغال سنگ استفاده می شود تا توده های حجیم آن. تحت شرایطی، به اندازه 80 درصد از خاکسترهای به همراه گازهای وارد شده به اتمسفر تحت عنوان خاکسترهای پراکنده حمل می گردند. ترکیبات خاکسترهای پراکنده جمع آوری شده از گازهای سوختی در جدول فهرست بندی شده است. به نظر منطقی می رسد که در نظر بگیریم ترکیب خاکستر های پراکنده شده مشابه ترکیبات حاصل از گازهای سوختی باشد.
ذغال سنگ علاوه بر اجزای اصلی (ترکیبات اصلی)، حاوی مقدار کمی عناصر نادر (کمیاب) می باشد. عناصر نادر به طور کلی به موادی اطلاق می شود که در محدوده ما بین 1/0 درصد (ppm1000) یا کمتر در پوسته زمین یافت می شوند. در طی تشکیل ذغال سنگ، این عناصر تمایل دارند تا یک حدی در ذغال تغلیظ شوند. در اثر احتراق عناصر نادر (کمیاب) از ذغال آزاد شده و به صورت ذرات معلق گازی شکل منتج می گردند. به طور کلی عناصر کمیاب به شکل اکسیده خود در آمده و به خاکسترهای پراکنده ای در هوا معلق هستند. با وجود غلظت کم عناصر کمیاب در ذغال، مقادیر نسبتاَ زیادی از آنها در ذرات معلق یافت می شوند. بسیاری از این عناصر کمیاب سمی می باشند و اگر غلظت آنها در اتمسفر افزایش یابد، خطرات زیان بخشی بر سلامت انسان خواهند داشت.
3-6- اندازه ذرات معلق:
اندازه ذرات معلق بر حسب میکرومتر (1NM) بیان می شود که این واحد یک میلیونیوم متر است. دامنه تغییرات اندازه معلق بین 0002/0 میکرومتر (کمی بزرگتر از مولکولهای کوچک) تا 5000mm می باشد . اندازه تعدادی از ذرات معلق همچنین دامنه تغییرات اندازه ذراتی که بر سلامت انسان تاثیر می گذارند آورده شده است. رابطه ی بین اندازه ذرات معلق آلوده کننده و منابع آن ها وجود دارد ذراتی با قطر بیشتر از mm10 در نتیجه فرایندهای مکانیکی از قبیل فرسایش بادی، اسپری کردن و خرد نمودن مواد و نرم کردن یا خرد شدن مواد توسط وسایل نقلیه موتوری و عابرین پیاده ایجاد می شود.
ذراتی با قطر بین mm10 تا 1 حاصل از خاک مناطق، محصولات حاصل از احتراق مواد در صنایع و گرد و غبار و خاک حاصله در محل مودر نظر و همچنین در بعضی از مناطق نمکهای دریا می باشند. ذراتی با قطر بین mm1/0 تا 1 به طور عمده محصولات حاصل از احتراق و یا ذرات پراکنده فتوشیمیایی می باشند. ماهیت ذرات با قطر کمتر از mm1/0 کاملاَ از نظر شیمیایی مشخص نشده است. به نظر می رسد که از منابع سوختی منشا گرفته باشند. ذرات کوچکتر از mm1/0 در اتمسفر رفتاری مشابه رفتار مولکول از خود نشان می دهند. حرکت آنها در اثر برخورد دائمی با مولکول های گاز به صورت تصادفی و اتفاقی در می آید. علاوه بر این، آنها اغلب با یکدیگر برخورد کرده، بهم دیگر چسبیده و تشکیل مجموعه بزرگتری را در طی عمل انعقاد می دهند. ذراتی بزرگتر از mm1 رفتار کاملاً متفاوتی را از خود نشان می دهد. زیرا ذرات بزرگ بوده و به دلیل جاذبه زیاد ته نشین می شوند. میزان انعقاد (لخته شدن) چنین ذراتی پایین (کم) است.
ذرات بزرگتر از mm10 به دلیل جاذبه شدید بین ذرات مدت کوتاهی در هوا معلق می مانند. عمل تحریک و جابجایی ذرات در اثر جاذبه زیاد مابین آنها، رسوبی شدن نام دارد. در نتییجه فرایند لخته شدن و رسوب کردن، ذراتی که به صورت معلق برای مدت زیادی در اتمسفر باقی می مانند. اغلب اندازه مابین mm10 تا 1/0 دارند. اندازه ذرات معلق عامل مهمی در تشخیص اثرات آلوده کننده ذرات مذکور است
اثرات ذرات معلق بر روی مقدار کل اشعه خورشیدی
آلودگی توسط ذرات معلق تقریباً مقدار تابش نور خورشید را به سطح زمین کاهش می دهد. مواد آلوده کننده بعضی از پرتوهای فرعی (ساطع شده از خورشید) را جذب و برخی را به فضا بر می گردانند و دو نتیجه این امر عبارت است از: 1- کاهش بینایی در اثر کاهش نور مرئی در دسترس 2- کاهش دمای زمین
نواحی شهری به علت دارا بودن مقدار بیشتری از ذرات معلق در اتمسفر به مقدار 15 تا 20 درصد کمتر از نواحی روستایی، اشعه خورشید را دریافت می کنند. در طول دوره هایی با آلودگی هوای زیاد، میزان اشعه ای که به سطح زمین می رسد تا 30 درصد نیز می تواند کاهش یابد.
در نیتجه این کمبود نور، نزا به نور مصنوعی در ادارات، کارخانجات و منازل به وجود می آید که یک فشار اقتصادی محسوب می گردد. بعلاوه، تولید نور نیازمند مصرف انرژی که خود موجب افزایش ذرات معلق در اتمسفر می شود.
در ارتباط با رابطه ممکن میان کاهش اشعه خورشیدی و تعادل حرارتی زمین نگرانیهایی وجود دارد. علیرغم افزایش CO2 اتمسفر در طی چند دهه گذشته که می بایست موجب افزایش دمای زمین شود ملاحظه می گردد به دمای متوسط زمین از دهه 1940 به طور نامحسوس کاهش یافته است افزایش انعکاس اشعه خورشید توسط ذرات معلق بیش از آن حدی است که توسط اثر آب و هوایی CO2 اتمسفر جبران می شود.
کنترل انتشار ذرات معلق
تکنیک های که برای کنترل انتشار ذرات معلق وجود دارندهمگی بر تسخیر آنها قبل از وارد شدن به اتمسفر استوارست . روشهای برای انجام این کار مهم وجود دارد که به اندازه ذرات بستگی دارند. چهار نوع از وسایلی که امروزه استفاده میشوند عبارتند از:
1- اطاقک تصفیه بر اساس وزن ذرات، گازهای جاری وارد اطاقکی که به اندازه کافی برای کاهش دادن سرعت آنها بزرگ است میشوند و یک چهارچوب زمانی کافی برای ته نشین شدن ذرات یا قطرات تدارک دیده شده است اطاقک معمولا به شکل یک مخزن مستطیل شکل افقی است. ذرات با قطربیش از 50 میکرومتر عموما از این راه جدا می شوند. زمان ته نشینی طولانی که برای ذرات کوچکتر لازم است، موجب شده تا این نوع دستگاه برای جداسازی آنها غیر عملی باشد.
2- جمع کننده های گردبادی، جریان گاز در یک مارپیچ چرخشی موجب ایجاد یک نیروی گریز از مرکز بر روی ذرات معلق شده و آنها را به بیرون از جریان گاز یعنی به طرف دیواره ها که محل جمع آوری آنهاست، می راند چنین دستگاههایی با کارآیی 95 درصد برای ذراتی با قطر 5 تا 20 میکرومتر مورد استفاده قرار میگیرد.
شکل14 دیاگرام شماتیک از یک نمونه جمع کننده گردبادی است.
3- تصفیه کننده های مرطوب، شیوه های تصفیه از یک مایع (معمولا آب ) در کمک به جداسازی آلودگی های جامد، مایع و گازی استفاده می شود.
کارآیی این نوع وسایل بستگی به درجه و تاثیر متقابل میان فاز مایع و آلودگی های مورد جداسازی دارد. میزان تماس و تاثیر متقابل با استفاده از اطاقک های اسپری با برج هایی که مایع را به صورت اسپری در می آوردند افزایش می یابد.
راه دیگری که غالبا مورداستفاده قرار میگیرد عبور از بالا به پایین مایع از بین یک بستر فشرده از مواد است. در زمانی که جریان گاز از پایین به بالا صورت میگیرد. مایع دارای جریان عکس است.
4- رسوب دهنده های الکترواستاتیکی، حرکت ذرات در ناحیه ای که دارای پناسیل الکترواستاتیکی بالا است منجر به باردار شدن آنها شده و سپس به ناحیه ای بار مخالف جایی که بتوانند جمع آوری شوند، جذب می گردند.
دو طرح اولیه از این وسایل، لوله و صفحه می باشند. نوع صفحه ای شامل یک سری از صفحات فلزی موازی با پناسیل الکتریکی بالا می باشد، به طوریکه صفحات با بار مخالف در کنار هم هستند. (شکل15). در نوع لوله ای یک سیم تخلیه بار از مرکز لوله می گذرد که یا به زمین متصل است و یا به وسیله سیم دیگری شدیداً باردار می شود. شکل16 یک طرح شماتیک از این دستگاه است.
12-6 ذرات معلق آلی
موادی آلی که به صورت ذرات معلق در اتمسفر قرار دارند به دو دسته آلیفاتیک و آروماتیک تقسیم می شوند. آلیفاتیک ها، ترکیباتی هستند که بین 28-16 کربن دارند و چنین به نظر می رسد که برای سلامتی انسان مضر نیستند و در واکنشهای اتمسفری هم شرکت نمی کنند. دسته آروماتیک ها که معمولاَ دارای چند حلقه آروماتیکی بوده و بسیار خطرناک و سرطان زا می باشند. چند نمونه از این مواد عبارتنداز: بنزوپیرن – اکریدین – بنزوفلورانتین -کریستن
از مواد آلی اکسیژندار که در هوای آلوده یافت می شوند می توان آلدهیدها، کتونها، اپوکسیدها، استرها، کتونها و لاکتون ها را نام برد که تعدادی از آنها سرطان زا هستند. در بین اسیدهای آلی استئاریک اسید CH3(CH2)16CO2H پالمتیک اسید CH3(CH2)14CO2H لینوئیک اسید و میرسدC18H34O2 اولئیک اسید اسید لوریک و بهنیک اسید در اتمسفر یافت شده اند. از مواد قلیایی موجود در اتمسفر اکریدین را توان نام برد.
ازن : ازن یکی از سازاهای طبیعی جو است و درارتفاع زیاد دارای تراکمبسیار بالایی است . اما در نزدیکی سطح زمین تراکم آن متغیر است. مقادیر مشاهده شده بدون آلودگی و در سواحل غیر مسکونی بین 40 تا 60 میکروگرم در متر مکعب است.
در شهرهایی که آلودگی ناشی از گازهای اگزوز وسایل نقلیه نسبتاَ کم است، ازن با تیدروکربورها به طور دقیقتر با اولفین ها ترکیب می شود و از بین می رود. سازوکار این واکنش که در مرحله گازی انجام می گیرد، با تشکیل موقتی یک یون مضاعف توجیه می شود که به سرعت تفکیک می شود و تولید یک ترکیب کربونیلی و یک یون مضاعف جدید می کند؛ این سازوکار با ساز و کار تشکیل اوزونید در مرحله مایع متفاوت است:
این یون سپس بر حسب سه روند متمایز، که تابع ساختمان اولفین اولیه است، تفکیک می شود:
برعکس، هنگامی که مجموعه ای از مقتضیات خاص ایجاد شود آلودگی زیاد و آفتابگیری شدید که شرایط ایجاد مهدود اکسید اند نسبت ازن موجود در جو افزایش پیدا می کند و به 1000 تا 1200 میکروگرم در متر مکعب می رسد. این ویژگی در مورد تشکیل نیترات پراسیل نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
آلاینده های معدنی مختلف
1- فلوئور و مشتقات آن. فلوئور در طبیعت به صورت فلوئور و بسیار فراوان و تقریبا همیشه در کانه های فوسفور با این عنصر همراه است. این کانها ماده اولیه صنایع تبدیلی بسیاری هستند که اساساَ تولید اصلی آنها انواع کودهاست (اسید فوسفوریک، فوسفات امونیوم، سوپر فسفاتها، و غیره) در این صنایع با وجود آنکه در انتهای زنجیره تولید دستگاههای شستشو نصب شده است و حتی کار آیی آن ها می تواندفراتر از 99 درصد نیز باشد، مجموعه عملیات تکلیس و تاثیر اسید سولفوریک موجب انتشار کمابیش فراوان ترکیبات فلوئوردار می شود.
صنایع تولید آلومینیوم بوکسیت مذاب را الکترولیز می کنند؛ در این مورد از کربولیت به عنوان مایه گداز استفاده می شود. این ماده هگزا فلوئور و آلومینات سودیوم [AlF6]Na3 است. تولید آلومینیوم در دماهای بالا صورت می گیرد، وایجاد محصولات فلوئوردار غیرقابل اجتناب است. متداولترین نوع آلودگی فلوئوری در دره های آلپ است، چه در این منطقه، به دلیل نزدیکی کانه ها و منابع انرژی الکتریکی، صنعت آلومینیوم متمرکز شده است.
2- سرب و مشتقات آن. سرب و مشتقاتش که اساسا اکسیدهای آنند، دو منشاء احتمالی دارند: از جنبه موضعی، در نزدیکی کارخانه هایی که سرب تولید می کنند یا در حالت مذاب آن را به مصرف می رسانند مشاهده می شود. اساسا این نوع، صنایع، کارخانه های بازیابی ضایعات وسایل سربی (لوله های کهنه، صفحات انباره ها، و غیره) هستند، اما وجود آنها در هوای شهرها به علت اضافه کردن ترکیبات آلی سرب مانند تتراآلکیل سرب (تترامتیل، تترااتیل، وغیره) در سوخت مایع خودروهای موتوری است. این مواد به علت قدرت ضد انفجاری که به بنزین می بخشد مشهورند. در خلال احتراق مخلوط ئیدروکربورهای سوختنی در سیلندرها، این ترکیبات به نحو کمابیش شدیدی تخریب می شوند و سرب در گاز حاصل از سوخت، خواه به صورت فلز، اکسید خواه مجدداَ به شکل ترکیبات مختلف در می آید که از واکنش با دیگر سازاهای کمکی بنزین به وجود آمده اند به عنوان مثال مشتقات هالوژن. بخش کمی از سرب به صورت ترکیبات آلی در فضا یافت می شود. در پاریس، محتوای سرب معدنی، در حوالی چهارراههای بسیار آلوده کمتر از 10 میکروگرم در متر مکعب هواست.
3- اکسیدهای آهن. منبع اصلی نشر اکسید آهن در فضا ، صنعت ذوب آهن است زیرا: در مبدلها، هوا، و در حال حاضر به طور روزافزون اکسیژن، را بر روی فلز مذاب می دمند تا کربون بسوزد، اما اثر مستقیم اکسیژن بر فلز غیرقابل اجتناب است و مقدار بسیار زیادی Fe2O3 به وجود می آید که در محیط زیست پراکنده می شود.
4- سیلیکانها. هر یک از ما با عبور از نزدیکی یک کارخانه سیمان می تواند ملاحظه کند که چشم انداز حول و حوش آن رنگهای زیبای خود را از دست داده و با غبار سفیدی پوشیده شده است؛ سقف منازل، درختان، زمین، همگی در قشر کمابیش ضخیم گرد و غبار سیمان که از کوره خارج شده فرو رفته اند. با مشاهده چنین نمود واضحی از یک ألودگی موضعی، نباید فراموش کرد که این فقط مربوط به ذرات سنگینتری است که قابلیت نشت دارند و بخش دیگری از ذرات که نمی توان از أنها صرف نظر کرد با ابعادی کوچکترند که به مناطق کمابیش دور کشانده می شوند. این امر خود دلیل اصلی حضور سیلیکاتها در فضاست و دلیل دیگر انتشار أنها وسایل سنگ شکن ابتدای است که در نزدیکی معادن سنگ مشغول به کارند.
بوها :
و هم به علت عظمت وزنی مواد نشر یافته درکل دنیا ، مشخص می شود و محاسبه آن بسیار دشوار است .
اثر کلی آلاینده های جوی بر اعضای مختلف و عملکرد بدن انسان ؛
در مطالبی که در پی خواهد آمد ، ظواهر کلی اثرات آلاینده های فضایی را – بدون آنکه در میزان سهم و مسئولیت هر یک تمایزی قائل شویم – مورد بررسی قرار خواهیم داد .
1- تأثیر روی نایژه های و ریه ها :
نظر به حساسیت دستگاه ریوی – تنفسی در برابرزیان آلاینده های جوی ، طبیعتاً مطالعات انجام شده در مدتی بیش از پانزده سال در کشورهایی که آلودگی هوا در آنها به صورت مسئله نگران کننده در آمده ، معطوف به همین موضوع مهم بوده است .
به طورکلی می توان گفت که آلودگی متداول جو که دارای عیار متوسطی از آلاینده هاست برای انسان سالم جای ترس ندارد برعکس، اشخاصی که آمادگی قبلی داشته وبه بیماریهای
مختلف ریوی – تنفسی مبتلا شده باشند ، حق دارند که ازآن بیمناک باشند ازمیان این بیماران
بایستی بویژه دسته ای را مورد بررسی قرارداد که به برونشیت مزمن و نارسایی انسدادی تنفسی مبتلا بوده اند .
ابتدا به تعریف برونشیت مزمن می پردازیم از میان ظواهر مختلف این بیماری می توان با استفاده از نظریات فرئور[1]وکودری[2] ،موارد زیر را تمیز داد .
- برونشیت های مزمن شدید به تمام بیماریهایی گفته می شود که با سرفه خلط دار یا بدون خلط مشخص می شود : این عارضه در طی سه سال و در بخش عمده ای از هر سال به طور روزانه در ساعات معینی از روز همراه است ؛
- برونشیت حاد عود کننده به برونشیت های سختی اطلاق می شود که بیش از سه هفته به طول می انجامد و هرساله ظاهر می شود این عنوان هنگامی به بیماری اطلاق می شود که سه سال پیاپی تکرار شود ؛
- برونشیت های مزمن خفیف بیماریهایی هستند که با سرفه های صبحگاهی یا عوارض نزدیک به آنچه که برای برونشیت شدید گفته شد مشخص می شوند و مدت عارضه آنها کمتر از سه سال است .
علائم مشهود برونشیت عبارت است از ؛ سرفه های خشک گاه و بیگاه که بسرعت با خلط کما بیش زیاد همراه می شود ؛ این خلط در ابتدا روشن است، سپس چرگ آلوده می نماید همراه با آن ، ناراحتی تنفسی به وجود می آید که در ابتدا گهگاه بوده و در هنگام تلاش کردن رخ می دهد ، سپس بتدریج افزایش می یابد به طوری که باعث کاهش نیروی کاری می شود یا کارگر را مجبور می سازد شغل خود را عوض کند با توجه به این چهار چوب اختلاف مزمن ، حوادث وخیمی نیز افزوده می شود که عبارتند از ناراحتی تنفسی شدید به طوری که بیمار مجبور به ترک تمامی فعالیتها می شود ، ناراحتی ناشی از عفونت شدید مجاری تنفسی که با تب و چرک آلودگی خلط مشخص می شود و بیمار را مجبور به بستری شدن و مداوا با آنتی بیوتیک می سازد در این حالت گاهی بستری شد ن در بیمارستان اجباری است بنا بر برآورد انگلیسیها ، حداقل 10در صد مرگ و میر کلی ناشی از برونشیت مزمن است از مدتها پیش ، پزشکان خاطر نشان ساخته اند که برونشیت مزمن با دخانیات و بویژه سیگار ارتباط مستقیم دارد نویسندگان انگلیسی موفق شده اند نقش آلاینده های جو را در دخالت حال مبتلایان به برونشیت مزمن ثابت کنند احتمالاً نتیجه بدی کیفیت هوای استنشاق شده در مورد مبتلایان به تنگی نقس (آسم ) و ورم شش ( آمفیزم ) بسیار بارزتر است .
بیماران نارسایی انسدادی تنفسی با ناراحتی دراز مدت عمل تنفس مشخص می شود این ناراحتی به علت آن است که عمل نفوذ هوا در شبکه درخت تنفسی با یک افزایش مقاومتی مواجه می شود این عارضه نشانه یک بیماری خاص نیست ، بلکه همیشه در مواردی که آلودگی فضا تنها عامل ایجاد ناراحتی باشد مشاهده شده است ، از جمله نزد کارگرانی که در تونلهای جاده سازی کار می کنند یا ساکنان شهری بسیاز آلوده در غرب پنسیلوانیا البته در مقام مقایسه با ساکنان شهری بسیار آلودگی کمتری است .
اشخاص مبتلا به تنگی نفس و ورم شش در دوره های بروز یک آلودگی کما بیش شدید به مشکل تنفسی دشوارتری دچار می شوند علاوه برآن ،آلودگی ممکن است مربوط به انتشار مواد خاص صنعتی باشد در همین رابطه در شهر مارسی ، در میان کارگرانی که با دانه های کوچک سروکار دارند بحرانی ناشی از تنگی نفس مشاهده شد نباید فراموش کرد که بخش وسیعی زا افراد جامعه به این بیماری مبتلا هستند ، یعنی 3 تا 5 درصد افراد مذکور به تنگی نفس دچارند که به علت آلودگی هوا و خیمتر می شود و در نتیجه مجبور به ترک محل زندگی خود می شوند که روندی فزاینده پیدا می کند نتیجه این عمل نه تنها بردوش افراد خانواده ،بلکه برکل جامعه سنگینی می کند .
وقتی از اثرات آلودگی هوا برریه و نایژه ها صحبت می شود ، نباید مسئله مهم سرطانهای ریوی – تنفسی را فراموش کرد که از سال 1952 تا کنون ، موضوع پژوهشهای قابل ملاحظه ای قرار گرفته است به طور کلی ،تعداد سرطانهای نایژه ریوی – تنفسی به طور ثابتی در حال افزایش است در کشور فرانسه ، گزارشهای مرگ و میر روشن کننده این اوضاع است . تعداد فوتهای ناشی از سرطان ریوی – تنفسی تا کنون به ترتیب زیر گزارش شده است : 3316 مورد در سال 1943، 3638 مورد در سال 1950 ، 5516 مورد در سال 1955 ،7442 مورد در سال 1960 ، 9144 مورد در سال 1963 . این یک افزایش واقعی است و مستقل از طول دوره زندگی ، سهولت و تکامل روشهای تشخیص بیماری ،تزاید روشهای پیگیری ، توجه هر چه بیشتر مجموعه افراد به سلامتی خویش است . به طور خلاصه ، دخانیات سهم بزرگی دراین افزایش آماری دارد ، اما مسئله مهم این است که بدانیم آلودگی هوا نیز مسئول بخشی از آن است . در توجیه این فرضیه شواهدی چند وجود دارد :
- نرخ مرگ و میراز سرطان ریوی – تنفسی در مناطق شهری حدوداً دو برابر بیشتر از مناطق روستایی است ؛
- نرخ مرگ و میر از سرطان ریوی – تنفسی در شهرها بسیار سریعتر از دهکده ها افزایش پیدا می کند ؛
- بین نرخهای استانده سرطانهای مجاری نایژه و چکالی آلودگی رابطه ای وجود دارد ؛
- بالاخره و بویژه ، بررسیهای جدید در رابطه با سرایت امراض نشان داده نزد کسانی که در طول زندگی خویش از هوایی استنشاق می کنند که دارای یک میلی گرم بر متر مکعب ئیدروکربورهای چند حلقه ای ( که به عنوان معرف بر حسب بنزو a پیرن بیان می شوند) است، می توان انتظار داشت که نرخ سرطان به میزان 28% درصد افزایش نشان دهد .
جای شک و تردیدی وجود ندارد که در هوای شهرها به طور دائم اجسامی معلقند که اثر سرطانزایی آنها از طریق تجربیات علمی در آزمایشگا هها به ثبوت رسیده است آیا این اجسام تنها مسئولان ایجاد غده های بدخیم و افزایش تعداد آنها هستند ؟
2- تأثیر بردستگاه قلب – عروق و خون :
در حالی که مطمئناً زیاده روی در مصرف سیگار مسئول تعدد بیماریهای رگهای شریانهای تاجی یعنی بیماریهایی است که می توان تأثیر آنها را خواه با تشنجهای ساده ،خواه با انسداد کامل یا انحناک 1 که موجب سکته های ناشی از ورم عضله میاندل می شود توجیه کرد ، هنوز اطمینان کاملی وجود ندارد که زندگی روزانه در فضایی که دارای آلودگی دائمی است بتواند باعث تأثیراتی از همین قبیل وحتی با شدت کمتری بشود با وجود این، نارساییهای انسداد تنفسی ، که قبلا به آن اشاره شد و در دوره های بروز آلودگیهای شدید بسیار فزاینده است ، می تواند به صورت یک خستگی اضافی عضله قلب ظاهر شود.این خستگی اضافی ممکن است در افرادی که فبلا به آن مبتلا بوده اند اختلالات وخیمی ایجاد کند آنچه در مورد خون باید گفته شود این است که به علت تنفس در یک هوای آلوده به مونوکسید کربون ، ترکیب آن تغییر می کند .
3- تأثیر بر روی استخوانبندی بدن :
پدیده ای در نزد کودکان چکوسلواکی مشاهده شده که مورد توجه بسیار قرارگرفته است ؛ بررسی نشان داده که رشد قدی و وزنی کودکانی که درمناطق آلوده بزرگ شده اند ، دستخوش تأخیر عمده بوده است مشاهدات مشابهی نیز قبلا در پیتسبورگ و پنسیلوانیا توسط پزشکان امریکایی متخصص اطفال به عمل آمده است از مچ دست کودکان همسن در نواحی آلوده و غیر آلوده عکسبرداری منظمی به عمل آمد از نتایج حاصله معلوم شد که دراستخوان سازی اطفال مناطق آلوده ،تأخیری حدود یک سال وجود دارد .
4-ثیر برروی سیستم عصبی و عضلات ؛
درنتیجه آلودگی اغلب حالت خستگی ظاهر می شود این مسئله ،که حالت فیزیکی خوب کودکان بعد از ورود آنها به شهرها مدت زیادی به طول نمی انجامد ، امری آشکار و همگانی است. این خستگی بسیار زیاد کودکان شهری ، حتی قبل از آنکه کار تحصیلی آنها شدت کافی یابد و توجیهی برای این خستگی باشد ، کاملا واضح است. این پدیده توسط تجربیاتی که روی حیوانات در آزمایشگاهها انجام شده مورد تأیید قرار گرفته است آن دسته از حیواناتی که در معرض هوای آلوده قرار دارند ، سریعتر از حیواناتی خسته می شوند که هوای پاک استنشاق می کنند این خستگی می تواند به 20 تا 30 درصد کارایی عادی عضلانی برسد آیا این مسئله ناشی از کمبود عمل اکسیژن رسانی است یا نتیجه تأثیر برروی سیستم عصبی مرکزی یا محیطی است ؟ این مشکل هنوز زیاد روشن نشده است ، اما بدون شک آلودگی هوا یک خستگی فزاینده پدید می آورد .
تأثیر روی حیوانات ؛
1- تأثیر روی حیوانات اهلی ؛
حیوانات نیز از خطرات آلودگی هوا جان سالم به در نمی برند بیماری و مرگی و میر آنها قابل چشمپوشی نیست و موجب زیانهای اقتصادی می شود این خسارات در هنگام برخی از وقایع قابل توجه است . در بررسی حادثه دونوا در سال 1948، برای اولین بار داده های دقیقی از خسارات وارده برحیوانات به دست آمد این اطلاعات توسط پرستارها و دامپزشکان مأمور بررسی حادثه – که از طرف مقامات محلی تعیین شده بودند – جمع آوری شد این بررسیها در سال 1952، یعنی هنگام دوره مه منطقه لندن ، مجدداً در دست اقدام قرار گرفت .
حیوانات بزرگ مزارع مانند اسبها ، گاوها ، گوسفندان ، وخوکها از مهدود دونورا صدمه نسبتاً کمتری دیده اند و ظاهراً موردی از مرگ و میر در آنهامشاهده نشده است در مقابل ،عده کثیری از زارعان پیدا شدن حالت سرفه را درگاوهای خود متذکر شده اند و حتی در مزرعه ای پنچ مورد ذات الریه دربین گوساله ها نیز گزارش شده است .
وقایع گزارش شده از لندن شدیدتر بوده است. تعدادی از گاوها که نسبت به آلودگی نزدیکتربودند ، شدیداًبیمار شدند پنج رأس بلافاصله مردند و حداقل یازده رأس سربریده شدند – چهل رأس به پدید ه های تنفسی و خیم دچار آمدند همین وضعیت در پوزاریکا به وقوع پیوست در اینجا گاوها و کلیه حیوانات مرغدانی و نیز پرنگانی مانند قناری شدیداً صدمه دیدند در هر دو حادثه ، گوگرد عامل حادثه بوده است ، زیرا آلاینده درجه اول را انیدرید سولفورو تشکیل می داد و آلاینده درجه دوم را ئیدروژن سولفوره .
دردو نورا حیوانات تیره سگها بیش از همه صدمه دیدند ، ظاهراً این تیره نسبت به تحریک کننده های ریوی- تنفسی بسیار حساسند ؛ 5/15 درصد آنها علائم واضحی از ناراحتی تنفسی به وجود آمد برخی دیگر علاوه بر آن از ناراحتیهای شدید گوارشی دررنج بوده اند.
کلیه این حوادث ، مشاهدات انجام گرفته در آسیب شناسی انسانی را مورد تأیید قرار می دهد در حین مشاهدات ، بیماران اساساً از ناراحتیهای تنفسی – قلبی و گوارشی شکایت داشتند .
2- تأثیر روی حیوانات وحشی ؛
قبل از آنکه اثرات برخی از آلاینده های خاص را که عموماً به طور موضعی عمل می کنند مورد مطالعه قراردهیم ، بهتر است برخی از واقعیات را متذکر شویم همزمان با احداث کارخانه در منطقه ای که قبلاً فاقد آن بوده است ، برخی از انواع حشرات از راسته پولک بالان1 شدیداً مورد آسیب قرار گرفتند این امر درمورد پروانه درخت قان- که نوع تیره آن نادر است – اتفاق افتاد بعد از احداث کارخانه ، این نوع شدیداً افزایش یافت .
برعکس ،مرگ ومیر گروهی بسیار زیاد از زنبورهای عسل در حوالی کارخانه های آلومینیوم گزارش شده است علاوه برآن ، در همان منطقه ، حشرات دیگری مانند قاب بالان2 درحال نابودی هستند که این امرخود موجب کمیاب شدن حیوانات حشره خوار می شود بالاخره ، تحقیقات انجام شده ثابت کرده است که در مناطق پرورش کرم ابریشم ، این حشرات نیز در حال از بین رفتن هستند انجمنهای شکار اخیراً توجه خودرامعطوف به حوادثی کرده اند که آلودگی هوا بربرخی از اجناس حیوانات وحشی مانند آهوها ، گوزنها ، و خرگوشها وارد ساخته است .
به نظر می رسد که سازو. کارازدو طریق صورت می گیرد؛ تعدادی از حیوانات تحت تأثیرتهاجم مستقیم ،مثلا استنشاق محصولات سمی ، قرار می گیرند ، درحالی که حیوانات دیگر ، برعکس ،از طریق جذب گیاهانی که به آلاینده های مختلف آغشته شده اند تحت تأثیر واقع می شوند جز آسیبها یا اثرات واقعی آسیبی ، حیوانات ممکن است در باروری و تولید مثل نیز دچار آسیبها یی بشوند. این مشاهدات که می تواند شدت کمتری نسبت به صدمات ریوی – تنفسی داشته باشد ، حداقل خسارات شدیدی به مناطق پرورش آنها وارد نمی سازد.
3- تأثیرات بعضی آلاینده های ویژه
1- مشتقات فلوئور ؛
اهمیت آلاینده های فلوئوردار قبلا ذکر شده است . این آلودگی مسبب نوعی بیماری است که در دنیای کشاورزی و دامداری بخوبی شناخته شده است این بیماری فلوئوراک است که آثار صدمات بسیار مشخص آن در دندانها و استخوانها بروز می کند با این حال ، قبل از ظهور صدمات ، زمان خاصی برای آغشتگی لازم است این امردارای اهمیت است ، زیرا می توان میزان خسارات ناشی از آلاینده فلوئوردار را تخمین زد فساد دندانها با پیدایش لکه هایی برسطح مینای دندان ظاهر می شود سپس دندانها سوراخ می شوند و درد می گیرند به طوری که مانع جویدن غذا می شوند ؛ صدمات استخوانی در مرحله اول با افزایش چگالی اش که ناشی از تثبیت فلوئورو رکلسیوم است مشخص می شود و در مرحله دوم همراه با تغییر شکلهای گاه بسیار مهم است براین صدمات اصلی باید ضایعات قسمتهای سخت خارج بدن ، یافتهای ملتحمه ، و سوء هاضمه را نیز افزود بالاخره ،پس از مدتی ، به علت بیمیلی نسبت به غذا و ناراحتی گوارشی ، لاغری شدیدی بروز می نماید درلاشه های حیوانات مبتلا ، بسهولت می توان صدمات ناشی از اختلالات دندانی ، استخوانی و پوستی را ملاحظه کرد علاوه بر آن ، آزمایشهای میکروسکوپی نشان داده که این صدمات همواره با ضایعات غدد فوق کلیوی ، کلیه ، و لوله های گورشی همراهند .
سازوکار مسمومیت از گیاهان و علوفه آغشته به فلوئور بدقت مورد مطالعه قرارگرفته و تدابیری برای جلوگیری از بیماریهای اتخاذ شده است .
با این حال ،به نظرنمی رسد که هیچ یک از آنها برای مبارزه با مسئله ای تا این حد خطیر کاملا سازگار باشد باید خطرنشان ساخت که برای کرم ابریشم وزنبور عسل نیز عارضه فلوئوراک و جود دارد .
2-آلاینده های گوناگون:
آلاینده های دیگر نیز به همین نحو بر حیوانات تأثیرات خاصی دارند مولیبدن ایجاد کم خونی و ضایعات استخوانی می کند ؛ سلینوم ، اسید ارسنیو، وتترا اتیل سرب می توانند موجب ظهورعلائم مسمومیتی بشوند که اساساً گوارشی است ؛ بنزوپیرن می تواند از طریق آزمایش باعث ایجاد غده بشود خاکستر و غبار سیمان موجب آشفتگیهای گوارشی می شوند دوده قادر است تا بافت ششها را زغالاک ( مانند زغال تیره ) کند و آنها را به گرد و غبار دوده بیا لاید بالاخره ، حشره کشها که اغلب در مصرف آن زیاده روی می شود ، حوادثی را بویژه در نزد پرندگان موجب می شوند.
از دیگر تاثیرات درختان کاهش آلودگی سرب است تاثیر پالایشی درختان در آلودگی ناشی از سرب بوسیله محققین زیادی تائید شده است و در این مورد منابع کافی نیز وجود دارد و تردیدی در این مورد دیگر نیست.
سرب بطور طبیعی و به میزان اندک در محیط یافت می شود ولی آنچه که از نظر جهانی اهمیت دارد گردش و جابجائی این فلز توسط انسان می باشد. تولید جهانی سرب تصفیه شده در سال 1979 رقمی بالغ بر 106/5/5 تن بوده است که 50% آن در نتیجه استفاده مجدد از تولیدات سربی بوده است. میزان سرب وارده به آتمسفر بطور طبیعی سالیانه 25000 تن و از طریق فعالیتهای انسان 450000 تن بوده است که قسمت اعظم آن از احتراق مواد سوخت حاصل می شود. تماس انسان با سرب از طریق هوا غدا و آب می باشد، غلظت سرب در فضای شهرها و در نتیجه خروج آن از وسائل نقلیه (90% ورود سرب به هوا) و فعالیتهای صنایع در حال افزایش است.
رسوب سرب در بدن انسان چه از طریق تنفسی و چه از راه دستگاه گوارش باعث مسمومیت کم خونی، اختلالات تنفسی و اختلالات عصبی می گردد. در فضای آلوده شهرها کودکان بیشتر از بزرگسالان در معرض آلودگی های ناشی از سرب قرار دارند. سرب عنصری ضروری برای رشد گیاهان بشمار نمی رود ولی گیاهان با جذب آن کمک موثری به کاهش آلودگی هوا می کنند. همه انواع گیاهی قادر به جذب سرب می باشند بهمین دلیل غیر از درختان غیر مثمر همه گیاهانی که مورد تغذیه دام و انسان می باشند در معرض این آلودگی قرار دارند. درختان از طریق شاخه و برگ و مخصوصا ریشه سرب را جذب می کنند. بهترین نمونه گیاهی برای اثبات جذب سرب از طریق برگ خزه ها می باشد. جذب سرب بوسیله اندامهای هوائی مورد تایید همگان نمی باشد ولی جذب سرب توسط ریشه گیاهان امری اثبات شده است.
عوامل موثر در جذب سرب از طریق ریشه از خاک عبارتند از ظرفیت تبادل کاتیونی خاک مقدار فسفات موجود در خاک کود، مواد آلی موجود در خاک- سن گیاه نوع گیاه، تغیرات محیط وجود سایر فلزات سنگین وجود فسفر، بالا بودن اسیدیته خاک و افزایش مواد آلی خاک بالا بودن ظرفیت تبادل کاتیونی خاک جذب سرب را کاهش می دهد.
افزایش سرب در گیاهان بستگی به سطح خارجی آنها دارد و بهمین دلیل میزان سرب جذب شده توسط درختان بیش از سایر گیاهان می باشد. سطح برگها نیز در نگهداری سرب موثر هستند. برگهای زبر و خشن تا 7 برابر سرب بیشتری را نسبت به برگهای صاف نگهداری می کنند چون در اثر وزش باد یا شستشوی باران سرب کمتری را از دست می دهند. برگهای پهن از سطح بیشتری برای تجمع و جذب سرب در مقایسه با برگهای سوزنی، برخوردارند.
اثر درختان روی سایر عوامل آلاینده
اثر درختان در کاهش آلودگی فقط زمانی موثر است که در وسعت کافی وجود داشته باشند. مواد آلاینده خروجی از کارخانجات برای اینکه اثرات ناگواری در منطقه نگذارند باید بوسیله فضای سبز محصور شوند. برآوردها نشان داده است که فضای سبز بعرض 500 متر قادر است 70 درصد از گاز SO2 و 67 درصد از اکسید نیتریک را کاهش دهند(kaluzhnyi et.al)
به هیمن دلیل باید برای پالایش هوا در برابر هر نوع ماده آلاینده ای درخت مناسب و موثر را بکار برد.
آلودگی هوا بوسیله ایروسل ها
آلودگی حاصل از گرد و غبار، وضعیت ترمودینامیک اتمسفر را بهم زده و به همراه آن تغییرات بسیار نامطلوبی را در اقلیم و سایر شرایط طبیعی می گذارد. گرد و غبار بدلائل زیر باعث تغییر گرمای آب و هوا می شود.
1- گردو غبار با جذب اشعه هائی با طول موج کوتاه باعث گرم شدن مستقیم هوا می شود.
2- گرد وغبار تشعشع امواج با طول بلند را به تاخیر می اندازد.
3- در طبقات پایین اتمسفر باعث آمیختگی و تلاطم هوا می شود.
از طرف دیگر هر گونه افزایش تراکم و گرد و غبار از حد معینی در اتمسفر مانند پرده ای جلو اشعه خورشید را گرفته و باعث می شود که اشعه خورشید کمتر بزمین برسد و در نتیجه سبب سرد شدن آب و هوا در طبقات پایین می گردد.
ایروسلهای گرد و غبار در اثر نشست روی سطح یخچالها قدرت انعکاسی نور آنها را تقلیل داده و در نتیجه سبب تسریع ذوب آنها گشته و بدین ترتیب ذخائر یخچالی را تدریجا تخریب می کند. آلودگی هوا اثر بسیار نامطلوبی بر روی پوشش گیاهی میزان تولید کشاورزی توسعه صنعتی بویژه در صنایع خاصی مانند صنایع اجسام نیمه هادی صنایع اپتیک و فتوشیمیائی و نظیر آن دارد.
نقش آلودگی هوا در سلامتی و تندرستی انسان فوق العاده تعیین کننده است با توجه به اینکه بسیاری از این مواد آلوده کننده سرطان زا نیز هستند. چاره اندیشی در این مورد از اهیمت خاصی برخوردار است. یادآوری این نکته نیز ضروری است که انسان بطور متوسط در هر روز یک کیلوگرم غذا دو لیتر آب و 25 کیلوگرم هوا مصرف می کند. انتخاب غذا و آب بستگی به کیفیت و طعم آن دارد و انسان در انتخاب آنها کاملا آزاد است ولی هوا قابل انتخاب نیست و انسان اختیاری در انتخاب آن جهت استفاده ندارد. متاسفانه تحقیقات جامع و مشروحی تاکنون در زمینه اثر تدریجی و سیستماتیک گرد و غبار اتمسفر و ترکیبات شیمیائی آن در سطح جهانی بر روی سلامتی انسان انجام نگرفته است و جز در موارد استثنائی و معدود نظیر اثر آلودگی در ایجاد بیماریهائی مانند امراض ریوی ناشی از استنشاق ذرات معدنی یا فلزی مواد سمی فرار و بعضی دیگر از این قبیل اطلاعات دیگری دردست نیست.
اثر درختان در کاهش آلودگیهای گازی شکل هوا
گازهای آلاینده های شیمیائی هوا محسوب می شوند. قادر هستند که بدرختان آسیب جدی وارد نمایند. نتایج حاصل از بررسی ها کاملا این موضوع را تائید می کنند و در این مورد منابع زیادی وجود دارد.
بعضی نیز معتقدند که هنوز جهت اظهار نظر در مورد اثرات پالایشی درختان در ارتباط با گازها بایستی هنوز تحقیقات بیشتری انجام دادweidensaul 1973.. مقایسه پالایشی درختان پهن برگ و سوزنی برگان هنوز بوضوح روشن نیست.
برخی دیگر از اظهار نظرها به قرار زیر می باشد:
ظرفیت پالایشی درختان محدود است واین محدودیت برای درختان و برای گازها مختلف نیز متفاوت می باشد. مهمتین تاثیر پالایشی درختان در ارتباط با حفاظت از دوده است fleming1962..
تاثیر فضای سبز در جلوگیری از انتشار مواد آلاینده نیز طی بررسیهائی کاملا تایید شده اند. Belot,caput1973.
تاثیر فضای سبز در جلوگیری از پخش مواد آلاینده به میزان زیادی بستگی به نوع گیاهان دارد. اثر فضای سبز تنک و ردیفی محدود به تغییر و انحراف مسیر جریان هواست. فضای سبز متراکم مانند اراضی پردرخت ضمن پالایش هوا گازها وذرات آلوده کننده هوا را در شاخ و برگ خود جمع می کند. به همین جهت ترکیبی از اشکال مختلف فضای سبز به همراه تغییر دادن توپوگرافی منطقه می تواند ثمر بخشی بیشتری در کاهش سرعت و میزان باد داشته باشد واز انتشار آلودگی جلوگیری به عمل آورد.
بطور کلی درختان در برگرداندن هوای آلوده به هوای طبیعی نقش بسیار مهمی دارند. 25 مترمربع از سطح برگهای گیاهی در یک روز روشن می توانند اکسیژنی بیش از اکسیژن مورد نیاز یک انسان را در همان زمان تولید کنند(در مرکز شهر یک انسان نیازمند مقدار اکسیژن بیشتری است) و مساحتی برابر 40-30 متر مربع از سطح برگ نیاز دارد. اعم از درخت یا درخچه و یا گیاهان علفی.
درختان در تقلیل میزان ازون هوا نیز موثر می باشند یک توده هوای آلوده که حاوی 150 p.p.b ازون باشد وقتی از بالای یک جنگل به ارتفاع 15 متر بمدت یکساعت قرار گیرد. در اثر پالایش هوا میزان ازون در پایین جنگل به 90-60 p.p.b کاهش پیدا می کند. اگر چنانچه 8 ساعت در بالای جنگل قرار گیرد ازون هوای پالایش یافته در کف جنگل به 30p.p.b تقلیل پیدا می کند. درختان بلند قادر به پالایش بیشتری هستند ضمنا درختانی که برگهای آنها حاوی روزنه های بیشتری است در پالایش ازون موثرتر هستند. Paul E.waggoner1970.
حداقل نسبت هوای آلوده قابل استفاده برای انسان برابر یک واحد هوای آلوده در 3000 واحد هوای نسبتا پاکیزه است در بسیاری از شاهراهها این نسبت حتی تا یک واحد به 1000 واحد تقلیل پیدا می کند. برای جبران این آلودگی فضای سبزی به عرض 5/1 مایل در دو طرف شاهراه ضروریست تا تعادل هوا را مجددا برقرار کند.
فضای سبز از طرق مختلف به پالایش هوا کمک می کند. حتی از طریق رقیق کردن (dilution) یعنی مخلوط کردن هوای تازه و پاک با هوای آلوده، میزان آلودگی را قابل تحمل می نماید. وقتی هوای غنی شده از اکسیژن در اطراف و زیر درختان جریان پیدا می کند با هوای آلوده مخلوط می شود و یا برعکس با جریان یافتن هوای آلوده به اطراف درختان هوای غنی شده از اکسیژن با هوای آلوده مخلوط می شود. گیاهان از طریق شستشوی هوا نیز آنرا پاک و تلطیف می کنند.
دراثر تبخیر گیاهان مقدار قابل توجهی آب حاصل می شود به عنوان نمونه یک درخت راش در یک منطقه باز در تابستان 100-75 گالون در روز آب از دست می دهد. یک باغ میوه رسیده در یک اکر در روز 600 تن آب تبخیر می کند. آب تبخیر شده وسیعا وارد هوا شده و به پالایش هوا در مورد بعضی از آلاینده ها کمک می کند. درختان با ایجاد رایحه و خنثی کردن بخارات بدبو باعث تلطیف هوا شده و آنرا معطر می کنند و از طرف دیگر می توانند بسیاری از بخارات بدبوی هوا را مستقیما بمصرف برسانند.
استفاده از درختان بعنوان بیواندیکاتور
مطالعه و شناسائی آلودگیهای هوا و فرآیند راه یابی آنها از منابع نشر دهنده آلودگی بداخل اکوسیستم های خشکی یا آبی فقط از طریق مراقبت دائمی و نظارت پیوسته بر بار آلودگیها امکان پذیر است. کنترل و نظارت پیوسته زیست محیطی (پایش تغییرات زیست محیطی) یا مونیتورینگ به شیوه های مختلف صورت می گیرد در صورتیکه کنترل و نظارت پیوسته بربار آلودگی از طریق گیاهان یا جانوران بعنوان شاخصهای زنده یا بیواندیکاتورها انجام می گیرد در این صورت شیوه نظارت پیوسته بیومونیتورینگ نامیده می شود. درختان بعنوان بیواندیکاتور ابزار بسیار مفیدی برای مطالعه و شناسایی آلودگیها محسوب می شوند.
البته درختان تنها وسیله کنترل و نظارت پیوسته به حساب نمی آیند. طیف وسیعی از زیستمندان و بویژه پوشش گیاهی علفی هر یک در انواع خود در حال حاضر کاربرد وسیعی پیدا کرده اند. در این میان درختان نیز به سهم خود با توجه به برخی از ویژگیهای خود مورد استفاده قرار می گیرند. برای آشنایی با روشهای کنترل و نظارت پیوسته بر بار آلودگیهای هوا بر مبنای شاخص های زنده و نحوه فایده مندی گیاهان و بویژه درختان از نظر شناسایی آلودگی ها و شرایط انتخاب آنها بعنوان بیواندیکاتور مقاله ای از لوره اشتوبینگ lore steubing که در سال 1983 به هنگام برگزاری اولین کنگره ذخیره گاههای بیوسفر در مینسک در کشور اتحاد شوری ارائه شده به همراه پاره ای اطلاعات در باره سازو کار رسوبدهی ذرات بوسیله درختان و برخی از خصوصیات بیواندیکاتورها ارائه می شود.
روشهای کنترل و نظارت پیوسته بر بار
آلودگی های هوا بوسیله بیواندیکاتورها
خلاصه: فرایند راه یابی مواد آلاینده بداخل اکوسیستمهای آبی و خشکی از منابع نشر دهنده آلودگی از طریق گیاهان و جانواران بعنوان شاخصهای زنده کاملا قابل شناسایی است.
کنترل و نظارت پیوسته بر واکنشهای گیاهان در برابر مواد آلاینده برحسب اثر انها روی متابولیسم گیاهی یا تراکم و انباشت بیش از حد مواد آلاینده در اندامهای گیاهی می تواند از جمله عوامل شناسایی باشد. مواد آلاینده هوا روی گیاهان بدو صورت مستقیم و غیر مستقیم اثر می گذارند.
واکنشهای گیاهی در برابر آلاینده ها در سطوح مختلفی از اشکال زیسمندی انجام می گیرد. بدین ترتیب که ابتدا در سطوح سلولها سپس در سطح اندامهای خاص بعد روی تمام گیاهان و در نهایت در ا جتماع نباتی این واکنشها بروز می کنند.
اثر سمیت مواد روی گیاهان الزاما به این معنی نیست که آسیبهای وارد شده قابل رویت هستند. بهر صورت در اثر تداوم قرار گرفتن گیاهان در معرض آلوده کننده های هوا یا در اثر تراکم بیش از حد مواد آلاینده روی برگها بتدریج علائم آسیبها قابل رویت می شوند.
گیاهان بعنوان شاخصهای زنده می توانند جهت تعیین میزان مخاطرات جدی آلاینده ها برای عوامل حیاتی آژیرهای خطر مفیدی باشند. حتی از طریق گیاهان می توان میزان تراکم مواد آلاینده سمی را در زنجیره غذایی تعیین نمود. با این حال کاربرد گیاهان بعنوان شاخصهای زنده تا زمانی که کنترل و نظارت پیوسته بر مبنای روشهای استاندارد و همسانی صورت نگیرد، ارزشهای واقعی خود را کسب نخواهد کرد. همسان سازی شیوه ها و شرایط عملی مطالعات در نظارت پیوسته این امکان را بوجود می آورد که نتایج بدست آمده از بررسی ها چه در سطح ملی و چه در سطح جهانی کاملا قابل مقایسه با یکدیگر گردند.
پدیده های زیر ممکمن است بعنوان شواهدی برای تاثیر آلودگی هوا محسوب شوند:
- کاهش سوزنها در درختان سوزنی برگ
- کاهش رشد ریشه در اثر افزایش اسیدیته خاک بعلت آلودگی هوا
- مختل شدن زاد آوری و تجدید حیات در جنگلهای راش
- کاهش فعالیتهای میکروارگانیسمهای خاک در اثر ورود فلزات سنگین. از عمده موارد بررسی اثرات آلاینده ها اندزه گیری پارامترهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نظیر موارد زیر است:
اندازه گیری فتوسنتز، تعریق، مقاومت روزنه ها، مقدار کلروفیل، ظرفیت دفاعی و مقابله گیاه فعالیتهای آنزیمی، فرایندهای متابولیکی در بیواندیکاتورها انتخاب شده به هنگام مشاهده تقلیل نیروی حیاتی آنها قبل از اینکه تبوان علائم سمیت آلاینده ها را مشاهده نمود. بررسی پارامتر یاد شده اخیر در شناسایی اثرات مواد خروجی رو ی گیاهان بسیار مهم می باشند. تجزیه شیمیایی مواد رسوب یافته در روی شاخ و برگ و همین طور پوست درختانی نظیر گوگرد، فلوراید، کادیوم، سرب، آرسنیک می تواند در شناسایی آلاینده هایی که روی اکوسیستم تاثیر می گذارند بسیار مفید باشد بویژه در اکوسیستمهای صنعتی، شهری و کشاورزی آلودگی هوا روی گیاهان محلی تاثیر زیاد برجای می گذارد.
با قرار دادن بیواندیکاتورهای مناسب در برابر آن دسته از مواد خروجی که ناشناخته هستند و از این نظر مشکوک بنظر می رسند می توان آنها را شناسایی کرد.
برخی از گونه های گیاهی طیف وسیعی از انواع آلاینده ها را جذبی می کنند و از این نظر برای تجزیه شیمایی بسیار مناسب هستند. این دسته از گیاهان به عنوان بیواکومولاتور می توانند مورد استفاده زیادی قرار گیرند. اشتوبینگ در این مورد فقط از گونه های گیاهی علفی نظیر lolim mutiforum,brassica oleracea var acephala نام برده است و از گونه های درختی نمونه ای ذکر نکرده است. برعکس این دسته از گیاهان گونه هایی نیز وجود دارند که در برابر آلاینده هایی نظیر دی اکسید گوگرد دچار آسیب مورفولوژیکی می گردند.
مکانیسم جذب و رسوب ذرات و خصوصیات بیواندیکاتورها
اجزا پوشش گیاهی در اکوسیستمهای جنگلی هر یک به نحوی در رسوبدهی مواد آلاینده هوا موثر هستند. بیشتر اطلاعات موجود در رابطه بامکانیسم رسوب ذرات بویژه ذراتی که قطر آنها بین 50-1 میکرومتر است بوسیله پژوهشگرانی نظیر چمبرلین و اینگلد از سال 1967 تا 1976 ارائه شده اند. ذرات هوا طی سه فرایند در سطح گیاهان رسوب می کنند:
1- فرونشستن ذرات در اثر نیروی ثقل: ذرات درشت هوا در اثر نیروی ثقل در سطح گیاهان رسوب می کنند و سرعت ته نشینی آنها به تراکم و شکل ذرات و برخی عوامل دیگر بستگی دارد.
2- قرار گرفتن ذرات در برابر جریانهای مخالف هوا: وقتی جریان هوا به مانعی برخورد کرده و تقسیم می شود. ذرات هوا در مسیر مستقیم آن به هنگام برخورد به مانع تجمع پیدا می کند. دمبرگها از نظر تجمع پذیری ذرات نسبت به سایر بخشهای گیاهان نظیر شاخه ها و پهنک برگها مستعدتر هستند. پرزها، مژکها و سطوح ناصاف در گیاهان از عوامل مهم جذب و رسوب ذرات بشمار می روند. برای رسوب و تجمع ذراتی به ابعاد 5-1 میکرومتر این فرایند موثر نیست.
3- رسوب در اثر بارندگی: در مورد ذراتی به قطر 30-20 میکرومتر بارندگی عامل موثری است ولی در مورد ذراتی با قطر 5 میکرومتر ریزش قطره ای آن عامل مهمی به شمار می رود.
با ادامه انباشت ذرات در روی سطح برگها ممکن است ذرات به طور موقتی یا تا مدتهای مدیدی روی آن باقی مانده و سپس انتقال یابند. چنانچه ذرات یا سطح برگها مرطوب و یا ناصاف باشد ذرات رسوب یافته معمولاً باقی می مانند. انواع ذرات هر یک به شکلی به سطح برگهای درختان منتقل می شوند. نمک پاشی جاده ذرات نمک را به سطح برگ درختان کنار جاده منتقل می کند، نمکهای دیگر نظیر سولفات، نمکهای فلوراید یا مولکولهای نیترات نیز می توانند از طریق رطوبت موجود در هوا نظیر شبنم به سطح برگها انتقال یابند. سرعت رسوب ذرات کوچکتر نظیر ایروسلها (قطر یک میکرومتر) کمتر از ذرات درشت نظیر اسپورها و پولن ها (40-20 میکرومتر) است. علاوه بر ذرات فوق، ذرات حاصل از فرایندهای مکانیکی نظیر فرسایش خاک (ذرات بزرگتر از 10 میکرومتر) نیز ممکن است در اتمسفر به مقادیر زیادی پراکنده و سپس به سطح برگها منتقل شوند. ذرات حاصل از احتراق سوخت ماشینها به ویژه در شاهراهها و جاده یا کانونهای صنعتی عامل مهمی در پراکندگی بخشی از فلزات سنگین پایدار نظیر سرب می باشد که به سطح برگها منتقل و در نهایت به خاک راه می یابند. بخشی از فلزات سنگین پایدار خاک در واقع از لاشبرگهای کف پوش جنگلها به آن انتقال می یابند. اندامهای گیاهی به ویژه در درختان به نحو مؤثری این فلزات سنگین را همراه با سایر ذرات آلاینده هوا در مناطق صنعتی، شهری و کنار جاده ها و شاهراهها جذب و رسوب می دهند. فلزات کمیابی نظیر فلزات سنگین که در اعمال فیزیولوژیک موجودات زنده اعم از گیاهی و یا جانوری مؤثر هستند (Trace metals) معمولا با ذرات آلاینده دیگری در هوا همراه بوده و توأماً جذب و رسوب پیدا می کنند.
دی اکسید گوگرد از جمله مواد آلاینده ای است که تأثیر آن بر روی گیاهان از مدتها قبل شناخته شده و نسبت به سایر مواد آلوده کننده دارای قدمت بیشتری است و در واقع می توان گفت قدیمترین عامل آلودگی شیمیایی شناخته شده است. هازل هوف ولیندو (Haselholf, lindau 1903) چندین دهه پیش اثر آن بر روی گیاهان طی آزمایشاتی شناسائی کردند. در بسیاری از بررسیهای انجام گرفته به وسیله محققین آلمانی خسارت ناشی از این ماده آلاینده در ارتباط با صنایع گزارش شده است. اثر گاز فلوراید حاصل از صنایع صنعتی از سال 1900 آشکار گردیده ولی تا سال 1940 که صنایع توسعه یافتند چندان مورد توجه واقع نشده بود. ازن از مهمترین ترکیبات اکسید کننده های شیمیایی است و روی گیاهان اثر بسیار سمی دارد. ریچاردس و همکارانش (Richards etal) در سال 1985 نشان دادند که یکی از آلاینده های شیمیایی هوا ترکیبات سمی اسماک بوه و تأثیر آن را روی برگهای انگور در کالیفرنیا شناسائی کردند. اولین گزارش خسارات ازن در سال 1944 از لس آنجلس گزارش شده است. پان در سال 1961 به وسیله استفنس (Stephens 1961) بررسی و اثرات آن بر روی گیاهان گزارش گردید. دی اکسید نیتروژن نسبت به بقیه آلاینده ها به دلیل این که در غلظتهای بالا فقط اثر می کند دارای اهمیت کمتری است. اتیلن 50 مرتبه بیش از سایر گازهای هیدروکربنی سمی تر است و در تشکیل اکسید کننده های فتوشیمیایی نیز نقش داشته و در شهرهای بزرگ در گازهای خروجی اتومبیل ها به تراکم قابل ملاحظه می رسد. سایر مواد آلاینده سمی شامل کلرین – فلزات سنگین – ایروسلهای اسیدی – آمونیاک – آفت کشها – و آلدییدها – اسید کلرئیدریک و سولفیدریک نیز قابل ذکر هستند. ذرات مختلف هوا به وسیله صنایع صنعتی نظیر کارخانه های سیمان در سطح وسیعی پخش می شوند. ولی مجموعا نسبت به مواد اصلی آلاینده ها از ا همیت کمتری برخوردار هستند. برآورد اقتصادی خسارات حاصل از مواد آلاینده هوا فوق العاده مشکل است. برآوردها از 500 میلیون دلار در مورد محصولات کشاورزی تجاوز می کنند. خسارات اقتصادی ، اکولوژیکی و یا زیبائی شناسی آلودگی هوا مجموعا قابل برآورد نیستند و فقط آن دسته از خسارات را در بر می گیرد که بر روی محصولات کشاورزی وارد آمده و قابل رؤیت بوده است. در سال 1965 خسارت اقتصادی مرئی آلاینده های شیمیایی از 135 میلیون دلار تجاوز نموده است و این به غیر از خسارات حاصل بر روی گیاهان زینتی است و اصولا هیچ یک از بر آوردها شامل کاهش رشد و محصول گیاهی نمی شود.
تأثیرات آلاینده ها بر روی ارزش زیبایی شناسی گیاهان زینتی مستعد نمودن گیاهان جهت امراض و بیماریها، کاهش قدرت تولید مثلی گیاهان هیچ وقت برآورد نمی شوند.
تأثیر بر روی ا کوسیستم محلی و بسیاری دیگر از این اثرات چنانچه قابل برآورد اقتصادی باشند ارزش سالیانه آنها بدون شک از یک بیلیون دلار نیز تجاوز می کند. دامنه وسیع اثرات آلاینده ها اهمیت آنها را تا حدودی نشان می دهند.
تحقیقات ا ولیه در بسیاری از کشورها در مورد مواد آلوده کننده از سال 1965 شروع و توسعه پیدا کرد. تحقیقات در کشورهای اروپای غربی و اروپای شرقی در زمینه اثرات آلاینده ها مدتهاست که گسترش پیدا کرده است. آلمان غربی در مورد دی اکسید گوگرد تحقیقات گسترده ای را به انجام رسانده است. ژاپن به دلیل مسائل زیست محیطی شهری تحقیقات گسترده در زمینه آلودگی هوای شهرها در ارتباط با صنایع دارد آمریکا آلودگی های شیمیایی در تمامی زمینه ها را بیش از سایر کشورها از نظر تحقیقی مورد توجه قرار داه است، اگر چه کمتر خود را ملزم و متعهد به رعایت اصولی می کند که میزان آلاینده های شیمیایی هوا را تقلیل می دهند. مثلا در کشورها صنعتی جهان با توجه به اثرات مخرب بارانهای اسیدی حاصل از دی اکسید گوگرد موافقت کردند که تا سال 1993 میزان تخلیه دی اکسید گوگرد را 30 درصد تقلیل دهند. شوروی و کانادا از این تصمیم پشتیبانی کردند. در حالیکه آمریکا و انگلستان از پذیرفتن این موافقتنامه خودداری کردند. ذکر این نکته ضروری است که کنترل دی اکسید گوگرد نیاز به صرف هزینه های زیادی است. با توجه به این موضوع خودداری کشورهای کاپیتالیستی از انجام تمهیداتی در جهت تقلیل آلاینده های شیمیایی هوا به دلیل داشتن بار مالی زیاد دور از انتظار نمی تواند باشد.
آلاینده های هوا:
آلودگی هوا بر روی گیاهان اثر بسیار مخربی دارد. هر چند فضای سبز و پوشش گیاهی از عوامل اصلی مقابله با آلودگیهای هوا محسوب می شود ولی چنانچه مقدار این آلودگیها در هوا افزایش یابد گیاهان نیز مصون از آسیب نمی مانند. تعداد مواد آلوده کننده های هوا به هزاران نوع می رسد. برخی از این مواد ممکن است بعد از وارد شدن به هوا با مواد دیگری ترکیب شده و آلاینده های جدید و حتی زیان آورتری را به وجود آورند. این مواد ثانویه که از نظر ترکیب شیمیایی خالص نمی باشند گاهی حتی به میزان بسیار کم از خود ماده اصلی مؤثرتر می باشند، و چون دارای ترکیب پیچیده ای می باشند ممکن است سمیت هر یک از اجزاء آنها به خوبی شناخته نشده باشد، قابلیت جابجائی و پخش مواد آلاینده هوا در محیط باعث می شود که آلودگی در سطح وسیعی توسعه پیدا بکند و به همین دلیل اغلب صدمات از مواد آلاینده در مناطق بسیار دورتر از محل رهایی آن قابل مشاهده است، این ویژگی شامل بسیاری از آلاینده ها می باشد. برخی از آلاینده ها حتی ممکن است صدها هزاران کیلومتر دورتر از محل تولید به وسیله باد حمل شده و اثر خود را روی منابع زیستی کشور دیگری بگذارد و خصلت جهان شمول آلاینده ها بخاطر اثرات برون مرزی آنها است. ویژگی انتقال دراز مدت و طولانی آلاینده های هوا (Rang transport of air bone pollutants long) ایجاب می کند که حل آنها در چهارچوب همکاریهای بین الملللی انجام گیرد. اثر مواد آلاینده هوا به ویژه آلاینده های شیمیایی در مناطق مختلف آب و هوائی یکسان نیست. اثر مواد آلاینده هوا بر روی گیاهان به دلیل قابلیت تجمع و پایداری آنها خود به خود به انسان که در رأس هرم غذایی قرار دارد، رسیده و به طور غیرمستقیم باعث تهدید زندگی انسان می شود. عمده ترین مواد آلاینده هوا در جدول طبقه بندی شده اند (Bernatzky 1978 , Rupp 1965). هوا مخلوطی از گازهای گوناگون است که به صورت لایه ای زمین را احاطه نموده است تعدادی از این گازها از نظر مقدار ثابت و بعضی دیگر مانند بخار آب متغیر هستند. نسبت عوامل نامتغیر هوا در جدول نشان داده شده اند.
وقتی از آلودگی هوا سخن می رود منظور بر هم خوردن نسبت معمولی اجزاء و عوامل تشکیل دهنده هوا است. بنابراین آلودگی عبارت است از رها شدن هر گونه ماده ای به اشکال مختلف:
|
مواد هتروژن اتمسفر |
گروه |
|
Pcl2, Zno |
ذرات |
|
So2, So3, SH2 |
ترکیبات گوگردی |
|
NO, No2, No3 |
ترکیبات نیتروژن دار |
|
Co, Co2, O3 |
ترکیبات اکسیژنه و اکسیدکننده ها |
|
HF, Hcl |
ترکیبات هالوژنه |
|
آلدئیدها – هیدروکربورها |
ترکیبات آلی |
|
گازهای رادیواکتیو و ایروسل ها |
مواد رادیواکتیو |
|
ترکیب بر حسب وزن ppm |
ترکیب بر حسب حجم ppm |
مواد گازی |
|
755100 |
780900 |
ازت |
|
231500 |
209500 |
اکسیژن |
|
12800 |
9300 |
آرگون |
|
460 |
300 |
دی اکسید کربن |
|
5/12 |
18 |
نئون |
|
72/0 |
2/5 |
هلیوم |
|
2/1 |
2/2 |
متان |
|
9/2 |
1 |
کریپتون |
|
5/1 |
1 |
اکسید نیترو |
|
03/0 |
5/0 |
هیدروژن |
|
36/0 |
08/0 |
گزنون |
گاز، مایع و جامد به وسیله انسان در هوا به هر مقدار و یا به هر نحوی که توازن اجزا تشکیل دهنده اتمسفر را بر هم زند. وقتی مواد آلوده کننده وارد هوا می شود، همراه با ذرات به برگهای گیاهان چسبیده یا به وسیله مه یا بارانهای ملایم بر روی گیاهان رسوب می کند.
در هوای مرطوب ترکیبات شیمیایی همانند ماده حلالی عمل کرده و بافتهای برگهای گیاهان را از بین می برند. تأثیر آلودگیها روی گیاهان بیشتر بر روی تجربیات آزمایشگاهی بر روی گونه های مجزا صورت گرفته است. این تأثیرات یا به صورت قابل رؤیت و مرئی و یا نامرئی می باشند. اثرات مرئی از نظر مورفولوژیکی شامل تغییر رنگ رنگدانه ها، خشک شدن گیاهان که عمدتاً در اثر اختلال در نظم فیزیولوژیکی سلول های گیاهی به وجود می آید قابل شناسایی هستند. تأثیرات نامرئی آنهایی هستند که علائم قابل رویتی بر روی گیاهان به وجود نمی آورند ولی از نظر رشد و تغییرات فیزیولوژیک نارسائی های حاصل کاملاً مشهود است. هر دو آسیبهای قابل رؤیت و نامرئی در اثر تغییرات بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی در سیستم گیاه حاصل می شوند. بعضی از تأثیرات نامرئی ممکن است روی سیستم ژنتیکی یا روی باروری گیاهان اثر گذارد. تغییرات کومولاتیو در سیستمهای گیاهی در اثر آلودگی هوا ممکن است منجر به تغییراتی در جمعیت ها و اجتماعات گیاهی بشود. در حقیقت بعد از چندین سال ممکن است یک اکوسیستم قابلیت و توانائی خود را جهت ارائه گیاهان بلندتر از دست بدهد.
علائم آسیبهای قابل رؤیت به دو دسته تقسیم می شوند:
1- آسیبهای حاد
2- آسیبهای مزمن
آسیب ها و صدمات حاد معمولا منجر به مرگ سلول می شوند اگر چه در بخش کوچکی از یک گیاه اثر گذارده باشند. در نتیجه پاره شدن غشاء سلولی و از بین رفتن محتویات آن سلول گیاهی به تدریج می میرد. نمونه های گیاهی که دچار نکروز شده باشند در مراحل پیشرفته در برابر مواد آلاینده خصوصیات بسیار مشخص و قابل تشخیص از خود نشان می دهند. چنین ویژگی هائی خود دال بر وجود ماده سمی، در گیاه است. علائم آسیب های حاد در اثر قرار گرفتن گیاه در معرض مواد آلاینده به مدت کوتاهی خود را ظاهر می سازند. البته نسبت به غلظت ماده آلاینده این زمان متفاوت است ولی معمولاً در مدت 24 ساعت ظاهر می شوند.
آسیبهای مزمن ممکن است شدید و یا جزئی باشند، وقتی گیاهی مدت طولانی در معرض ماده آلاینده (گاز) در غلظت کم قرار گیرد علائم آسیب مزمن ظاهر می شود. علائم صدمات مزمن کلروز یا سایر تغییرات در رنگدانه ها است. آسیب مزمن ممکن است به صورت پیری زودرس برگها، توام با ریزش برگها و یا بدون ریزش برگ باشد.
صدمات مزمن در برابر ماده آلاینده فاقد خصوصیات ویژه می باشد. به همین دلیل ممکن است با علائم ناشی از بیماریهای انگلی، آفات و یا عواملی نظیر کمبود مواد غذایی و یا سایر کمبودهای محیطی اشتباه شود. تکرار قرار دادن گیاه در معرض ماده آلاینده در مدتهای کوتاه بسته به غلظت ماده آلاینده و تغییرات فیزیولوژیک متفاوتی را در رابطه با صدمات مزمن به وجود می آورد. گاهی اوقات چنین عملی خود تولید صدمات حاد کوچک و افزاینده ای می کند که اشتباهاً به آسیب مزمن نسبت داده می شود. تأثیر گرد و غبار بر روی گیاهان (درختان و درختچه ها) کمتر از گازهای سمی است و صدمات کمتری را به طور نسبی وارد می کند ولی با این حال نمی توان از آسیبهای وارده از گردوغبار به کلی چشم پوشی نمود. ذرات هم مانند گازها از طریق نفوذ در روزنه های گیاهی و هم از طریق تماس مستقیم به گیاهان خسارت وارد می کند. چنانچه قطر ذرات کمتر از قطر روزنه های سطح برگها باشد ذرات به داخل آنها نفوذ کرده و باعث مسدود شدن روزنه های گیاهی می شود. رسوب بیش از حد گردوغبار بر روی برگهای گیاهان باعث ایجاد لایه ضخیمی از خاک بر سطح فوقانی برگها شده و این لایه از مقدار انرژی خورشیدی که به برگها می رسد کاسته و باعث پوسیدگی و از بین رفتن برگها می شود. گرد و غبار اثرات دیگری نیز در بر دارد و باعث تیره شدن و کدری هوا و کاهش شفافیت آن می شود و بعد از شسته شدن نیز وارد خاک شده و باعث اختلال در رشد طبیعی گیاه می شود، هر چند مجموعه اثرات زیان آور گرد و غبار قابل توجه است ولی در مورد میزان تأثیر و خسارات حاصله از آن هنوز قضاوت و برآورد دقیقی انجام نگرفته است.
هر چند برای تأثیرگذاری آلاینده های هوا به ویژه گازهای سمی شرایط متنوع و پیچیده ای قید می شود که گاه تفکیک این شرایط از یکدیگر بسیار دشوار است ولی نتیجه کلی همه مطالعات تأییدی است بر مؤثر بودن آنها و اینکه عموماً گازهای سمی مؤثر بر گیاهان از طریق روزنه های سطح برگها به بخشهای داخلی گیاهان وارد شده و با کاستن تبادلات گازی فتوسنتز گیاهان را مختل و کلروپلاستهای آنها را از بین می برد. هر یک از گازها برای آسیب رسانی به حد معینی از غلظت و زمان نیاز دارند. مقادیر ثابتی از گازهای اصلی (دی اکسید گوگرد، فلوراید، اکسیدانها) حتی در غلظت های بسیار کم نیز باعث کاهش رشد گیاهان می شوند. به طوری که وضع رویشی درختان را تغییر داده و علائم آسیب مشابه و گاه متفاوتی را به وجود می آورند. به طور کلی تحت تأثیر آلودگی هوا رشد طولی درختان نیز به شدت کاهش پیدا می کند. تاج پوشش و حتی تنه درختان نیز از نظر ساختمانی به تدریج تغییر می کند. رشد طولی درختان در اثر موارد فوق بسیار شدیدتر از رشد قطری کاهش پیدا می کند. جدول تأثیر آلودگی هوا را بر روی کاجهای 70 ساله در خاکهای قابل قیاس نشان می دهد.
همان طور که از جدول پیداست آلودگی هوا باعث کاهش رشد بالقوه کاجها به میزان حداکثر یک سوم ارتفاع و یک دوم قطر برابر ارتفاع سینه و یک دهم مقدار چوب و یک چهارم ارزش چوب می گردد. ایجاد وقفه در رشد از سن 20 سالگی زمانی که درخت 5 متر ارتفاع پیدا می کند شروع می شود. مقایسه های همانند دیگری نیز در بسیاری از موارد انجام گرفته و تأثیر آلودگی بر میزان رشد گیاهان و به ویژه درختان بارها به تجزبه کشیده شده است.
|
نسبت کاهش |
درخت آلوده b |
درخت سالم a |
|
|
|
8/6 متر |
7/19 متر |
ارتفاع |
|
|
8/13 متر |
27 سانتی متر |
قطر برابر ارتفاع سینه b.h.d. |
|
|
38 متر |
401 متر مکعب |
مقدار چوب در هکتار |
|
|
1820 مارک |
20050 مارک |
ارزش چوب در هکتار |
فلوراید صدها مرتبه از دی اکسید گوگرد سمی تر است به همین جهت با غلظتهای بسیار کمتر نیز صدمات شدیدی وارد می کند و حتی میزان آسمیلاسیون مواد در گیاهان را نیز به شدت کاهش می دهد.
در یک دوره زمانی بلند این گازها قادرند که به برگهای درختان صدمات سختی را وارد کنند اکسیدان های فتوشیمیایی نیز از جمله مواد آلاینده ای هستند که می توانند خسارت اقتصادی قابل ملاحظه ای را به بار بیاورند. تأثیرات سمی سایر گازهای نظیر نیتروسولفوریک به وسیله Bucher در سال 1975 و تأثیرات ازن به وسیله coppolino و Thrshow , Stewart wood در سال 1973 کاملا به اثبات رسیده است .
کلرومارتین در سال 1974 نشان داده اند که اثرات منفی متابولیکی که به وسیله آلودگیها صنعتی و وسائل نقلیه به وجود می آید پیش از بروز اثرات و علائم آنها در سطح خارجی برگها قابل شناسائی و تشخیص می باشند.
در حال حاضر گلسنگها به میزان زیادی به عنوان اندیکاتور آلودگی هوا مورد استفاده قرار می گیرند. به طور کلی اکثر محققین در این مورد اتفاق نظر دارند که هیچیک از درختان به طور مطلق در برابر مواد آلاینده هوا مقاوم نبوده و در غلظتی خارج از آستانه آسیب، چنانچه قرار گیرند ضعیف شده و فعالیت آنها متوقف می شود. مقاومت گونه های گیاهی امری نسبی است و بستگی به نوع مواد آلاینده وضعیت گیاه از نظر رویشی، سن، فصل، خاک، اقلیم، تغذیه، موقعیت و فاصله از مواد آلاینده و جنس گیاه و پتانسیل ذاتی ماده آلاینده از نظر سمیت و … دارد.
شناخت ساختمان یک گیاه به چگونگی تأثیر مواد آلاینده به گیاهان کمک زیاد می تواند بکند. سطح فوقانی و سطح تحتانی برگ از لایه سلولهای اپیدرم تشکیل شده به وسیله یک لایه کوتینی پوشیده شده است. در زیر اپیدرم فوقانی یک یا چند لایه سلول های پارانشیمی نردبانی و هم شکل به طور منظم و متراکم قرار دارند. بین اپیدرم تحتانی و پارانشیم نردبانی، پارانشیم اسفنجی و حفره ای قرار دارد که از سلولهای ناهمشکل و نامنظم تشکیل شده است و مابین این سلولها فضاهای بین سلولی قرار دارد. اپیدرم تحتانی دارای روزنه های هوایی یا استمات می باشد. روزنه ها به وسیله سلولهای محافظ و یا همراه احاطه شده اند و مکانیسم تبادل گازی بین بافتها گیاهی و اتمسفر بعهده روزنه ها است. سلولهای همراه روزنه ها در تنظیم روزنه ها و بازو بسته شدن منظم آنها نقش دارند. مواد آلاینده (گازها) از طریق این روزنه ها به بافتهای درون گیاه راه یافته و آنها را از بین می برند. روزنه ها علاوه بر این، تبادل دی اکسید کربن و اکسیژن را بین سلول ها فراهم می کنند و همین طور میزان تعریق نیز به وسیله روزنه ها کنترل می شود. میزان تبادلات گازی بین سلول های گیاهی و محیط زیست بستگی به مقدار روزنه ها در یک میلی متر مربع از سطح برگ دارد. البته قابلیت روزنه ها برای بازماندن و همین طور مقاومت آنها در برابر نفوذ گازها به عوامل زیست محیطی نظیر نور، میزان دی اکسید کربن، درجه حرارت، رطوبت هوا، میزان آب و برخی عوامل داخلی نظیر فتوسنتز و غیره دارد. بایستی این موضوع را متذکر شد که علی رغم بالا بودن تراکم روزنه ها به ویژه در گیاهانی مانند گونه های همیشه سبز سخت برگ مکی درصد سطح منافذ نسبت به سطح کل برگ ها بسیار ناچیز است.
صدمات حاد در اثر پلاسمولیز شدن سلولها ودر مراحل بعدی در اثر از بین رفتن بافتهای گیاهی در اثر مواد آلاینده هوا حاصل می شود. آسیب حاد ممکن است در سلول های حفره ئی (spongy cell) در نیتجه قرار گرفتن در برابر پراکسی استیل نیترات (PAN) و یا در سلول های پارانشیم نردبانی در نتیجه تأثیر ازن یا هر دو مورد در اثر فلورایدودی اکسی گوگرد به وجود آید. در بیشتر موارد اولین نشانه های قابل رؤیت روی برگهای سالم بصورت خیس خوردن (water-soaked) و یا کبود شدن (bruised) یالهیدگی ظاهر می شود. بخشهای تحت تاثیر قرار گرفته خشک شده و خصوصیات سمیت ماده الاینده به صورت نکروز ظاهر می شود. بافتهای گیاهای می میرند و نکروز همراه با صدمات مزمن نیز ممکن است توام شود. شاید بیشترین و شدیدترین نکروز در اثر مسمومیت حاصل از فلوراید باشد و اثر گاز بصورت صدمات قابل رویت درحاشیه برگها و یا نوک برگها بروز می کند.
کلروز و سایر تغییر رنگها:
کلروز از بین رفتن و یا کاهش پیگمانهای سبز گیاهی است. کلروفیل ویژگی عام گیاهان است ونتیجه از بین رفتن کلروفیل بصورت رنگ پریدگی ضایع شدن ، رنگ سبز و زرد شدن ظاهر می شود. از جهات بسیاری کلروز قابل مقایسه با کم خونی در حیوانات است.
گاهی اوقات رنگهای دیگری از پیگمانها که معمولا به وسیله رنگ سبز مستتر است نیز ظاهر می شود، یا رنگدانه هائی بوجود می آید که باعث کاهش کلروفیل می شود. ضمنا کلروز عامل مشخصه کمبود یک ماده غذائی در گیاه است. تغییرات رنگ در رنگدانه ها در پائیز و یا در اثر آلودگی هوا در تابستان اغلب در گیاهان دیده می شود. بافتهای گیاهی که در اثر مواد آلاینده هوا صدمه می بینند اغلب دارای رنگ مشخصی هستند.رنگ باختگی دراثر دی اکسید گوگرد، زرد شدن در اثر آمونیاک و قهوه ای شدن برگها دراثر فلوراید از جمله اثرات موادآلاینده هوا می باشد. نوار سیاه رنگی که در حاشیه بافتهای نکروتیک در برگها دیده می شود نشان دهنده آسیب حاصل از فلوراید است. رنگی شدن بخشهای کوچکی از ناحیه نکروتیک بصورت منقوط در بافتهای نردبانی دراثر پلاسمولیز شدن سلولی بوجود می آیند که مشابه با ویژگیهای صدمات حاصل از ازون در بعضی از گیاهان است.
نقره ئی شدن و یا برنزه شدن سطح زیرین بعضی از برگها در اثر پان نیز قابل ذکر است. کلروز ممکن است همراه با بافتهای نکروتیک بعد از این که گیاه در معرض دی اکسید گوگرد و یا بعضی از اکسید کننده ها قرار گیرد ظاهر شود.
آسیب مزمن ناشی از دی اکسید گوگرد ممکن است در اثرانتشار کلروز در برگهای مسن حاصل شود. این نوع آسیب مانند سمیت نمک است که در نتیجه ذخیره شدن سولفات بوجود می آید و اغلب مشابه باکلروز و پیر شدن گیاه است. حداقل در دو نوع گیاه یعنی ذرت و لیمو فلوراید قبل از اینکه در حاشیه و نوک برگ ایجاد سوختگی نماید تولید مشخصات کلروز می کند. در ذرت لکه های کلروتیک نزدیک نوک برگ بوده و در اثر افزایش غلظت گاز ممکن است به قسمتهای پائین نیز انتشار یابد.
در لیمو فلوراید تولید کلروزی با لکه های زرد می کند که در بین رگبرگها انتشار پیدا می کند که مشابه با کمبود منگنز است، با این تفاوت که کلروز به نوک برگها بیشتر توسعه پیدا می کند. در بعضی از موارد نیز اکسید کنندهائی نظیر اسماک کلروزی تولید می کنندکه زیاد مشخص نیست و اغلب بصورت پیری زودرس برگها است.
رشد غیر طبیعی گیاهان Growth abnormalities
اگر چه برای کاهش رشد گیاهان در اثر آلودگی هوا دلائل کافی وجود دارد ولی تغییرات رشد نسبت به مواد آلاینده هوا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. علف کشهائی مانند (2-4d) در رشد گیاهان حساس ایجاد اختلال و بی نظمی می کند.
این بی نظمی شامل پیچ خوردن و یا طویل شدن برگها و ساقه می شود. اتیلن باعث ورس شدن گیاهان و همچنین گسیختگی در بعضی از بخشهای گیاه می شود. در مزرعه ای نزدیک یک کارخانه پولی اتیلن در تکزاس تقریبا کلیه محصول ضایع شده و ساقه های پنبه روی زمین خوابیده بودند. نتیجه مشابهی نیز دراثر گازدهی در آزمایشگاه بدست امده است. اتیلن از اجزا تشکیل دهنده و طبیعی بافتهای گیاهی است وبه عنوان یک هورمون عمل می کند. این فعالیت فیزیولوژیکی اهمیت منابع خارجی اتیلین را در دگرگونی رویش طبیعی گیاهان نشان می دهد. بررسیهای انجام گرفته در مورد کاج نقره ایی نشان می دهد که در اثر آلودگی هوا ایروسلهای اسید سولفوریک با ذرات هوا باعث رشد غیر طبیعی گیاهان شده و رشد طولی جوانه ها راکاهش می دهد.
شناخت اثرات مواد آلاینده Problems of diagnosis
یک گیاه محصول خصوصیات ژنتیکی و شرایط محیطی خویش است که نسبت به عوامل محدود کننده و یاعوامل مساعد محیطی عکس العمل نشان می دهد. الودگی هوا بصورت خیلی ساده جزئی غیر طبیعی از اجزا تشکیل دهنده محیط زیست است اعم از آب و هوا خاک، حشرات بیماریها که به وسیله انسان به همان اندازه که بجا مورد استفاده قرار می گیرند به طور نادرستی نیز استفاده می شوند.
سایر عوامل زیست محیطی ممکن است آلودگی هوای ایجاد شده به وسیله انسان را تعدیل و یابرعکس تشدید نمایند. شرایط حاد محیطی ممکن است باعث ایجاد آسیبهائی شود که تشخیص آنها از اثرات مواد الاینده هوا بسیار مشکل باشد. اثرات تعدیل دهنده ساختمان ژنتیکی گیاهان نیز قابل توجه است. در بین افراد یک گونه همانند عوامل محیطی نسبت به مواد آلاینده حساسیت متفاوتی وجود دارد. یک واریته از گلایول ممکن است در برابر یک ماده آلاینده مانند فلوراید 50 درصد برگهای خود را از دست بدهد. در حالیکه واریته دیگری ممکن است فقط در نوک و یا حاشیه برگها دچار آسیب گردد. ارزیابی و بررسی تاثیرات مثبت و تعدیل دهنده باد درجه حرارت و بارندگی بسیار مشکل است درجه حرارت بسیرا بالا می تواند در گونه ای از افرا و بعضی دیگر از گونه های گیاهی ایجاد سوختگی نماید که مشابه با اثرات دی اکسید گوگرد است. درجه حرارت در دو حد شدید و بادنیز تحت شرایط خاصی از رطوبت خاک می تواند در حاشیه برگهای بسیاری از گیاهان سوختگی بوجود آورد که مشابه صدمات وارده از فلوراید است. فاکتورهای ادافیکی مواد غذائی خاک، مدیریت مزرعه می توانددر بروز کلروز پیری زودرس و اثرات مواد آلاینده روی رشد بوده و حتی این اثرات را دو برابر کند. با توجه به چنین مشابهت هائی از تاثیرات فاکتورهای محیطی روی گیاهان بسیار ساده لوحانه خواهد بود که اگر یک نمونه کلروز را بر روی برگهای لیمو بدون اینکه حاصلخیزی خاک و سایر موارد و مراقبتهای پرورشی را در نظر داشته باشیم به آلودگی هوا نسبت دهیم.
غشا خارجی برگهای زرد آلو در اثر فلوراید اغلب از بین می رود که با کمبود مواد غذائی صدمات زمستانه یامجموعه هر دومورد یادر اثر سایر فاکتورها نیز ممکن است حاصل شود. در مورد گیاهان کشاورزی و زینتی بهبود محیط زیست طبیعی و اصلاح انها می تواند رشد مناسب گیاهان راتامین کند.
علائم غیر طبیعی رشد یا رشد ضعیف در گیاهان زینتی شهری ممکن است در نتیجه آلودگی هوا نامرغوب بودن خاک یا در اثر عدم مراقبتهای لازم نیز به وجود آید. وقتی به فهرست باکتریها، قارچها، ویروسها، نماتودها و حشراتی که می توانند گیاهان را از بین ببرند نگاه بکنیم این موضوع در لحظه اول به ذهن متبادر می شود که طبیعت گویا درصدد از بین بردن کلیه گیاهان عالم بسیج شده است. بسیاری از این عوامل صدماتی بوجود می اورند که با تاثیرات الودگی هوا مشابه می باشد. بسیاری از بیماریهای قارچی و باکتریها روی گراسها می توانند ایجاد نوار سوختگی انتهایی و مخططی را بکنند که با علائم تاثیرات آلودگی های فتوشیمیائی دی اکسید گوگرد و فلوراید مشابه است. بطور خلاصه علائم آلودگی هوا جزء بسیار کوچکی از علائم مشابهی است که به وسیله ارگانیسم های حیاتی نیز تولید می شود.
تشخیص صحیح تاثیرات آلودگی هوا روی گیاهان را باید در مزارع مشاهده نمود.
تشخیص باید مبتنی بر اندازه گیری های مختلفی از میزان و تراکم مواد آلاینده احتمالی انجام گیرد. علاوه براین باید فرد بررسی کننده احاطه کاملی روی شرایط محلی داشته باشد مثلا زنجره ها در روی یونجه نکروز لکه مانندی بین رگبرگها بوجود می آورند که با اثرات دی اکسید گوگرد مشابه است. اثرات نوعی از سوسکهای اسکاربیده و دی اکسید گوگرد تا حدودی مشابه است. تشخیص صدمات حاصل از بوتریتس و فلوراید از یکدیگر بسیار مشکل بوده و نمونه هائی از این قبیل بسیار زیاد هستند. اگر چنانچه علائم اثرات کمبودها و شرایط تغذیه و تاثیرات محیطی را نیز اضافه نمائیم خود درجه اهمیت احتیاط و دقت را در امر تشخیص می تواند نشان دهد.
اثرات غیر قابل رویت
تاثیرات نامرئی بنظر می رسد که دراثر دخالت مواد آلاینده هوا در پروسه های بیوشیمیائی و فیزیولوژیکی گیاهان بوجود می آید. تغییر در رشد گیاه و تاثیر در بازده و محصول گیاهی بدون ایجاد علائم قابل رویت از آن جمله هستند.
1- رشد محصول Growth and yield
آلودگی هوا می تواند رشد و محصول را باو یا بدون ایجاد علائمی در برگها کاهش دهد. در آزمایشات مختلف در گلخانه ها یا در محیطهای سر پوشیده اغلب دیده شده است که الودگی هوا باعث کاهش رشد و کاهش بازده تولید شده است. تاثیرات غیر قابل رویت حاصل از آلودگی هوا بدون کنترل گونه های شاخص که مصون از آلودگیهای هوا قرار دارند غیر ممکن است . میزان کمی از فلوراید دی اکسید گوگرد وازون در بعضی از گیاهان باعث تحریک رشد می گردد. تحریک رشد به وسیله دی اکسید گوگرد در صورتی است که میزان گوگرد خاک نیز پائین باشد. طبق گزارش هارنروترشو رشد سوزانهای گونه pseudotsuga taxifolia در اثر تراکم فلوراید کاهش یافته است. همین طور گزارش شده است که وزن خشک و تر phaseolus sp. دراثر تراکم فلوراید بدون اینکه آسیب مرئی بوجود آید کاهش یافته است. البته کاهش رشد گیاهان هنگامی که در معرض فلوراید قرار می گیرند امری طبیعی است ولی اغلب توام با آسیب مرئی است.
تحقیقات اولیه توماس وهمکارانش نیز به وضوح نشان می دهد که قرار گرفتن گیاهان در معرض دی اکسید گوگرد به طور شدیدی منجر به کاهش نمی گردد. مگر این که توام با آسیب مرئی باشد. ولی دو مورد مطالعه گلخانه ای نشان می دهد که Medicago sativa و Raphanus sativa در صورت قرار گرفتن مداوم در معرض دی اکسید گوگرد و یا اوزن بدون ایجاد علائم آسیب مرئی رشد آنها کاهش می یابد.
ترکیب دو گاز میزان رشد را بیش از انچه یک گاز عمل می کند کاهش می دهد ولی بطور کلی تاثیر یک گاز کمتر از گاز اضافه شونده است بسیاری از گیاهان و گراسها وقتی در معرض اتیلن قرار می گیرند بدون اینکه علائم قابل توجهی به وجود آورند رشد شان کاهش می یابد. ولی وقتی عمل گازدهی قطع می شود گیاهان سریعا به حال طبیعی باز می گردند. بهرجهت مجموعه آزمایشات انجام گرفته بیشتر در تائید این موضوع است که به طور کلی کاهش رشد گیاهان توام با آسیبهای مرئی است.
2- اثرات آلاینده ها بر روی پروسه های بیوشیمیائی و فیزیولوژیکی
گزارشات متعددی در زمینه تاثیر فلوراید اوزن و پان روی فرایندهای فیزیولوژیکی نظیر فتوسنتز تاثیر بر روی روزنه ها وتغییرات آن در رابطه با میزان آب و فعالیت های متابولیکی مانند سیستم آنزیمی گیاهان، مراحل سوخت و ساز، ساختمان سلولی و بافتهای گیاهی از سال 1964 تا به امروز وجوددارد.در این میان مطالعات اندکی نیز در مورد تاثیر دی اکسید گوگرد روی روندهای فیزیولوژیکی از سال 1950 تا 1970 در دسترس هست. اتیلن به عنوان یک هورمون گیاهی از سال 1961 بطور گسترده ای تحت مطالعه قرار گرفته است و اثرات آن نیز به وسیله آبل جمع آوری گردیده است.
سایر موادآلاینده غیر از آفت کشها به طورجدی مورد بررسی قرار نگرفته اند. تاثیرات فیزیولوژیکی و بیوشیمیائی جهت اندازه گیری میزان رشد و تاثیرات مرئی ضروری می باشند و پیش شرط ارزیابی آلودگی بررسی این اثرات می باشند. بررسیهای اخیر توماس و همکارانش نشان داده است که دی اکسید گوگرد بدون اینکه اسیب قابل رویتی بجای گذارد باعث کاهش فتوسنتز گیاهان می شود. البته وقتی آزمایش بپایان رسیده گیاهان به سرعت به وضع طبیعی برگشته اند. نتایج هماندی نیز در مورد اوزن و پان و اکسید نیتریک و دی اکسید نیتروژن وجود دارد. نتایج بعضی از ازمایشات را می توان به قرار زیر جمع بندی نمود. بطور کلی تقلیل در فتوسنتز خالص و برگشت پذیری آنها به حالت طبیعی در هنگام متوقف شدن عمل تاثیر گذاری ماده آلاینده پیش می آید. هیل و بنت این تغییر را در اثر باز شدن روزنه ها و درجه تنفس می دانند. گزارشهائی نیز در دست هست مبنی بر اینکه در بسیاری از گونه ها دی اکسید گوگرد به هیدورژن سولفید تنزل پیدا می کند و این پروسه ها ممکن است در ارتباط بافتوسنتز باشد. ولی هنوز اهمیت این موضوع آشکار نشده است. روزنه ها تنها معبر و راه ورود و جذب مواد آلاینده به برگهای گیاهان محسوب می شوند. بسته بودن روزنه ها تاثیر بسیار زیادی در حافظت گیاه در برابر موادالاینده و آسیب های وارده دارد. البته یک مورد استثنائی نیز وجود دارد و آن دی اکسید نیتروژن می باشد. قراردادن گیاهان در معرض گاز دی اکسید نیتروژن در هنگام شب بیش از روز صدمه می بیند. بهر جهت شرایطی که به باز نگهداشتن روزنه ها کمک می کند باعث می شود که گاز بیشتری وارد گیاه شده و عمل همانند سازی افزایش یافته و آسیب بیشتری وارد شود. البته مطالعاتی نیز در دست هست که مواد اکسید کننده باعث بسته شدن روزنه ها می شوند واین موضوع در بعضی از گزارشات سالهای اخیر ثبت شده است. اگر چه مطالعه دوگر و همکارانش بر روی اوزن بسته شدن روزنه ها را نشان نمی دهد ولی باید گفت اصولا مطالعه آنها بطور خاص بر روی اوزن و تاثیرات آن بر روی روزنه ها، پی ریزی نشده بود، بسته شدن روزنه ها در مورد پیاز درارتباط با یک عامل ژنتیکی است. روزنه هایگیاهان پیازی مقاوم در برابر ازون بسته باقی می مانند در حالیکه روزنه های گونه های حساس از این دسته گیاهان بسته باقی نمی مانند. روزنه های گونه phaseolus sp هنگامیکه در معرض دی اکسید گوگرد قرار می گیرند در شرایط رطوبت نسبی بیش از 40% تحریک شده و باز می شوند. ولی وقتی رطوبت نسبی به 32% تقلیل پیدا می کند متوقف می شوند.
آنسوارت نیز نشان داده است که دی اکسید گوگرد در غلظت بین 50-5 p.p.m باعث تحریک و باز شدن روزنه ها در phaswolus sp. و zea mays می شود واین در شرایطی است که رطوبت نسبی بین 60-50 درصد باشد.
بطور کلی می توان گفت که تاثیر موادآلاینده و غلظت آنها روی باز شدن روزنه ها هنوز بقدر کافی مطالعه نشده است و بستگی به دخالت فاکتورهای زیادی دارد که در این میان تنش آب از اهمیت زیادی برخوردار است.
آنزیمهای گیاهی نیز بطور مجزا در برابر مواد الاینده آزمایش شده اند. سیستمهای انزیمی و آنزیمها وقتی که در برابر پان قرار بگیرند. متاثر می شوند.البته دراین آزمایشات مواد الاینده با غلظت زیاد بکار گرفته شده اند، بدون اینکه غلظت موثر دانسته شود چقدر است؟ بهرجهت اکسید کننده های قوی با واکنش اکسیداسیون و احیا در سیستم گیاهی دخالت می کنند. مکانیسمهای زیادی برای عمل مواد آلاینده در پروسه های فیزیولوژیکی گیاهان پیشنهاد شده است. ظاهر شدن گروه سولفیدریل در عمل شاید برای فهم مکانیسم عمل مواد آلاینده اکسید کننده و دی اکسید گوگرد مفید باشد. مواد لیپیدی اشباع نشده غشا سلولی اولین منطقه عمل اوزن واحتمالا پان می باشد. تاثیرات و آسیبهای حاد گیاهی در اثر مواد آلاینده باید در نتیجه دز موثری از آنها به وجود آمده باشد. این مقدار مؤثر در واقع عبارت است از توانائی ماده آلاینده برای آلوده نمودن و نفوذ در بخش حساس غشاء سلولی و مختل نمود مکانیسم های طبیعی و دائمی که باعث گسیختگی غشاء سلولی (از هم پاشیدن رابطه سولفیدریل و و یا رابطه لیپیدهای اشباع نشده) و از دست دادن خاصیت تراوائی غشاء می شود. مایع سلولی ممکن است از بین رفته و سلول پلاسمولیز بشود، به طور کلی هر نوع گسیختگی ممکن است باعث مرگ سلول بشود. اگر چنانچه شرایط محیطی زیاد سخت نباشد. و دز گازدهی در حد پائینی قرار داشته باشد ممکن است که گیاه بعد از توقف عمل گازدهی به حالت اول برگشته و بهبود پیدا کند. میزان و سطح بهبودی بستگی به شدت عوامل خارجی و قابلیت سلولها برای ترمیم مکانیسم های گیاهی دارد. ترمیم مکانیسم ها در گیاهان یک موضوع ذاتی است و بستگی به سن و سلامتی فیزیولوژیکی بافتهایی دارد که در معرض گازدهی قرار دارند. وقتی یک بافت معین تحت شرایطی که حساسیت خود را نسبت به مواد آلاینده بالا می برد رشد می کند، در برابر شدت آسیبها مقاومت نشان می دهد. این مقاومت از دو جنبه قابل تصور است یکی غیرفعال و عقیم نمودن، ماده آلاینده و دیگری ترمیم کامل بافت، غلظت و زمان در تأثیر پذیری گیاهان بسیار مهم هستند آسیبهای مزمن و تأثیرات نامرئی در واقع نتیجه اعمال ثانویه بشمار می آیند. این آسیبها چه در اثر تأثیرات حاد روی غشاء سلولی و چه در نتیجه تناوب و یا تداوم گازدهی در غلظتهای پایین آلودگی هوا به وجود آمده باشند. هر آسیب غشائی در نتیجه اعمال ثانوی حادث می شود و در نتیجه باعث گسیختگی مواد سلولی و یا تغییر مراحل متابولیک می شود. دی اکسید گوگرد به سرعت به سولفیت تبدیل می شود که به عنوان یک منبع گوگردی ممکن است مورد استفاده قرار بگیرد یا به عنوان یک ماده اولیه در تولید سولفید هیدروژن بکار گرفته شود. دی اکسید نیتروژن به نیتریت تبدیل می شود که ممکن است این عمل ثانویه بسیار خسارت آمیز باشد. ازن پان و سایر اکسید کننده باعث بوجود آمدن رادیکالهای آزاد و یا سایر اکسید کننده های با ثباتی مانند هیدروژن پراکسید شوند که متعاقبا باعث اعمال ثانویه گردند. هر یک از این واکنشها ثانویه در نهایت باعث فرسودگی و پیری گیاه از طریق افزایش تولید اتیلن در سلولها می گردد. بسیاری از محققین تولید اتیلن را به عنوان یک محصول فرعی در نتیجه تأثیر آلاینده های هوا روی گیاهان پیشنهاد می کنند. کراکر نیز معتقد است که در غشاء سلولی گیاهان به هنگام مواجه شدن گیاهان با مواد آلاینده، اتیلن ایجاد می شود. اعمال ثانویه ممکن است در گسترش صدمه حاد نقش کمتری داشته باشند ولی در اثر محدود نمودن قابلیت ترمیم گیاهان آنها را در برابر صدمات بعدی در اثر گازدهی مستعد می کنند. علاوه بر اعمال ثانویه می توان از مواد ثانویه نیز نام برد به این معنی که در بسیاری از موارد مواد شیمیایی آلاینده ترکیب خالصی نبوده بلکه مخلوطی از مواد مختلف هستند گاه ناخالصی ها حتی به میزان بسیار کم می تواند از خود ماده اصلی زیان بارتر باشند.
تحقیقات زیادی در مورد تأثیر ازن و فلوراید روی ساختمان تولید مثلی گیاهان و تولید میوه بدون وجود آسیب قابل رؤیت انجام گرفته است. اتیلن مدتها است که به عنوان عامل برانگیزنده ریزش برگها شناخته شده است که البته توأم با دگرسانی رشد و گسیختگی در سایر بخشهای گیاه است. فلوراید از جوانه زدن دانه گرده و رشد لوله گرده در گوجه فرنگی جلوگیری می کند. در طول دوره شکوفه دهی در citrus تأثیر فلوراید عملا باعث کاهش محصول می شود. تأثیر فلوراید روی دستگاه تولید مثلی و ایجاد اختلالات ژنتیکی کاملا آشکار است. فدر گزارش کرده است که ازن باعث تقلیل جوانه زدن دانه گرده توتون و رشد لوله گرده توتون و کاهش تولید گل در میخک می شود.
سوزوکی نشان داده است که 3/0 ppm از دی اکسید گوگرد در مدت یکساعت باعث می شود که جوانه زدن و رشد لوله گرده در Pyrus sp متوقف می شود. اشکارلت در مورد میزان افزایش دانه گرده در کاج نقره ای نسبت به مسافت آلودگی صنایع که حاوی مقدار زیادی دی اکسید گوگرد بوده مطالعه نموده است. آزمایشات انجام گرفته نشان می دهد که آلاینده های عمده هوا بدون این که تأثیر روی شاخ و برگ داشته باشند می توانند روی دانه گرده گیاهان اثر بگذارند.
اثر مواد آلاینده روی جمعیتها و جوامع گیاهی زیاد مشخص نیست، در این مورد ضعف علمی زیادی وجود دارد. مطالعه در دوک تاون نشان داده است که اکسید گوگرد باعث از بین رفتن پوشش گیاهی و فرسایش خاک گردیده است. گودریان از تغییرات به وجود آمده در ترکیب و ساختمان جوامع گیاهی بعد از این که درمعرض دی اکسید گوگرد قرار گرفتند، گزارش نموده است. مطالعات مشابهی نیز روی اثرات آلاینده های هوا روی جوامع گیاهی، روی اکوسیستمهای جنگلی و از جمله روی کاج پوندورزا انجام گرفته است. حساسیت گیاهان نسبت به مواد آلاینده به عوامل زیادی بستگی دارد. اطلاعات موجود درباره اهمیت هر یک از این فاکتورها روی یک واریته مشخص یا گونه مشخص ناقص و در بهترین حالت می توان گفت بسیار ابتدائی است. به طور کلی واکنش و عکس العمل یک گیاه مشخص در برابر یک ماده آلاینده نمی تواند ملاکی برای تعمیم آن در برابر دز معادلی از یک ماده آلاینده دیگر باشد. بنابراین قبل از اینکه بتوانیم استناد کنیم یک واریته گیاهی چگونه در برابر یک ماه آلاینده خاص واکنش نشان می دهد باید بفهمیم که چه روابطی بین کلیه عوامل مختلف وجود دارد.
این عوامل عبارتنداز تنوع ژنتیکی (بین گیاهان و بین گونه ها) تأثیر فاکتورهای کلیمائی و ادافیکی، عکس العمل آنها نسبت به مواد آلاینده، عکس ا لعمل آنها نسبت به پاتوژن های حیاتی و حشرات، رویش، سن، درجه حساسیت، و بافت گیاه. وان هاوت و استراتمن در این تصویر اثر عوامل مختلف را در ارتباط با یکدیگر نشان می دهند. مطالعات انجام گرفته در تعیین تأثیرات عوامل فوق همگی روی درختان صورت نگرفته است و گونه های گیاهی حساس و علفی بیشتر مورد استفاده قرار گرفته اند. به همین دلیل به طور اختصار نتایج آزمایشاتی که اثربخشی عوامل فوق را تأیید کرده اند بازگو می شود.
ترجمه: ویژگیهای ذرات ریزمعلق در هوای قابل دید در خلیجفارس:
خلاصه:
میزان عمق ذرات ریزقابل دید معلق در هوای ایران از طریق سازمان Aerosol Robotic مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. مرکز این ذرات قابل دید از رادیومترهای خورشیدی آسمان است که روند زمانی مشخصی را نشان میدهد و اینکه در طول ماههای سپتامبر و جولای میزان تراکم این غبارهای ریزمعلق در هوا به بالاترین حد خود میرسد. احتمال پراکندگی و انتشار مرکز این ذرات قابلدید ریزمعلق با وجود میزانی معادل 25/0 modal نسبتاً کم است. فراوانی یا فرکانس پراکندگی پارامتر Angstrom دو راس دارد. یک راس حدود 7/0 که موقعیتی را که در آن غبارهای ریزمعلق در هوا مشخصتر هستند را نشان میدهد و دومین راس در حدود 2/0 برابر است با نمونههای بدون غبار مربوطه.
همبستگی بین عمق
یا مرکز ذرات ریز قابلدید معلق در هوا و بخارات آب موجود در ردیف نهایی اتمسفریک،
قوی است. (همبستگی- وابستگی 82/0) وقتی که تقریباً غبار ذرات ریز معلق وجود نداشته
باشد (پارامتر Angstrom بیشتر از 7/0
است). و در پایینترین (همبستگی- وابستگی 45/0 است) و در صورت وجود غبار (پارامتر Angstrom
کمتر از 7/0 است). تنوع پارامتر دیورنال Angstrom
(25% - 20%
) در طول دورههای آپریل- می آشکار و مشخص
است و در این هنگام غبار موجود در هوا موقعیت اتمسفر یک قابل دیدی را نمایان میسازد.
ژئومتریک به معنای این است که شعاع یا فاصله لازم برای ذرات ریز و درشت معلق در
هوا um14% است (2% = std dev ) و um57/2
(27%- std dev). میزان انحراف یا استاندارد دوی ایشن
ژئومتریک هر ذرهای به ترتیب 41/0 و 73/0 است.
مقدمه:
در مرحله محاسبه و اندازهگیری پارامترهای ذرات ریز اتمسفریک قابلدید معلق در هوا حتی ذرات بسیار کوچک هم به خاطر کابردهای مختلف آنها که شامل محاسبه نیروی رادیواکتیوتی و سنسورهای یا حسگرهای ماهوارهها بسیار قابل اهمیت و مهم هستند.
عمق ذراتریز قابلدید معلق در هوا که میتواند از اندازهگیری تشعشع مستقیم رادیواکتیو خورشیدی به دست آید، همچون اندازه پراکندگی ذرات ریزمعلق در هوا و پراکندگی تک (SSA) albedo، که از ترکیب مرکز ذرات ریز قابلدید معلق و رادیانس آلموکانتر هوا به دست میآید، در تعیین میزان ذراتریز قابل دید در اتمسفر از پارامترهای اصلی هستند. مزیت مهم این نوع اندازهگیریها ذرات در اتمسفر و تجزیه و تحلیلهای آزمایشگاهی میزان زیاد یا (مقدار تلفیق شده) آنهاست. روشهای اندازهگیری ذرات ریز ماهوارهای، در طول روشهای زمینی، نتایج قابل قبولی را به دست میدهد. غبارهای مواد کانی، اغلب شرایط آب و هوایی آنتروپوژنیک تغییرات قابل ملاحظهای دارند.
اگرچه، در حال حاضر امکان این وجود ندارد که به قدر کافی تأثیرات غبارهای کانی در شرایط آب و هوایی تمامی نقاط کره زمین معین شود، پیشنهاد میشود که میتواند به عنوان یک مؤلفه مهم در شرایط آب و هوایی مخصوص اقیانوسی و دیگر نقاط زمین که ازدحام یا میزان تمرکز غبار در آن بالاست، در نظر گرفته شود. غبارهای در فرآیند رادیواکتیوتی نقش مهمی را اجرا میکنند و ویژگی قابل دید بودن آنها برای ارزیابیهای مختلف فشار رادیواکتیوتی مهم است.
علیرغم تاریخچه طولانی مطالعات انجام شده بر روی غبارهای معلق در هوا اطلاعات ما از ویژگیهای این غبارهای ریز و قابل دید هنوز کافی نیست. ترکیب غبارها نقش مهمی در تعیین این ویژگیهای قابل دید اجرا میکند و اطلاعات اولیه از تنوع واقعی این پارامترهای ذرات ریز قابل دید در مکانهای گوناگون موضوع جالب توجهی را برای بسیاری از مطالعات است. هیچکس تنها با در نظرگرفتن ویژگیهای قابل دید غبارهای معلق در هوا در جدول جهانی و عدم متوجه به مشاهداتی مانند اینکه غبار جمع شده در ناحیه آتلانتیک غربی همان ترکیب معدنی را دارد که در ذرات معلق در هوای سواحل آفریقا دارا هست نمیتواند یک نتیجه کلی به دست بیاورد. Sokolik and Toon در سال 1999 نشان دادهاند که نابودی ذرات ریزمعلق در هوا، انتشار تک albedo و نقش مرحله به مرحله نامتقارن پارامترها، در مواد معدنی مختلف و ترکیب آنها در ساختار غبار نقش بسیار مؤثری دارند.
ویژگیهای قابل دید مواد ریزمعلق در هوا در ناحیه خلیجفارس هنوز به خوبی مورد مطالعه دقیق قرار نگرفته است. ویژگیهای ذرات ریزمعلق در هوای نواحی بیابانی در خلیج فارس از landsat data by other man گرفته شده است.
اطلاعات زمینی یا هوا برد عموما در طول بهار یا تابستان 1991 توسط (Hobbs and Radke 1992) و بر روی مسئله دود ناشی از آتش چاههای نفت کویت تأکید دارد. ثبت 14 ماهه عوامل ایجاد غبارهای معلق در ایران هم از آتش ناشی از چاههای نفت به وجود آمده است.
در مطالعات اخیر ویژگیهای ذراتریز قابل دید معلق در هوا در سطح ناحیه ایران را مورد بررسی قرار دادهایم، تحقیق بر روی تنوع فصلی عمق ذرات ریز قابل دید معلق در هوا و ویژگی مهآلود آن، ارتباطی مابین عمق ذرات ریزمعلق در هوا و بخار آب به وجود میآورد.

ابزارها جمعآوری اطلاعات، ویژگیهای تراکم:
یک رادیومتر اسکنر خورشیدی در ماه جولای 1988 در ایران در مرکز Aerasal Robotic راه اندازی شدهاست.
وسایل و ابزارهای پیشرفتهای در این مرکز بکار گرفته شده است که متعلق به پروژه مطالعات اقیانوسی است شامل تعدادی از تغییرات برای تقویت رادیومترهای خورشیدی برای بکارگیری در نواحی دریایی است. این ابزارها بر روی زمین، مناطق دریایی ایران، در حدود هفت کیلومتری فردوگاه بینالمللی ایران نصب شده است.
رادیومتر خورشیدی بر روی یک تریلر استاندارد در حدود m 2/3 مرتفعتر از سطح زمین سوار شده است و هیچ نوع مانعی در زوایه 10 خورشید وجود ندارد.
رادیومتر CIML اندازه مستیم خورشیدی و پرتوافکن در زاویه nm 1020-340 و nm1020-440 به ترتیب قرار دارد.
اندازهگیری مستقیم خورشید در هشت کانال مهآلود 940، 870،675،500، 440،380، 340 و nm 1020 (طول موج ظاهری) صورت میگیرد.
هفت عدد از این کانالها برای آشنایی با اطلاعات مربوط به عمق ذراتریز قابل دید معلق در هوا استفاده میشود. هشتمین کانال در nm 940 برای تخمین میزان نهایی بارندگی استفاده میشود.
شعاع انتقال در
مرکز کانال بیش از
است.
بنابراین تراوش بیشتر در خارج از کانال صورت میگیرد. سیلیکون یا (عنصر غیرفلزی که
در ساخت نیمه رساناها بکار میرود) که به عنوان یک نمایانگر بکار میرود، دمای
ثابتی ندارد ولی درجه حرارت آن به طول یکنواخت مورد بررسی قرار میگیرد و به طور
سیستمیک اصلاح میشود و توسط آزمایشهای درجه حرارت آزمایشگاهی Eck
, molben مطالعات دقیق و گستردهای را در فاصله سالهای 1999 -1998 بر روی
محاسبات غیرمشخص بر اساس کیفیت و کمبود اطلاعات انجام شده و ازن انجام دادهاند.
در سال 1999 schmid نشان داد که تفاوتهای مابین عمقهای مختلف
ذرات ریز قابلدید معلق در هوا به وسیله CIMEL
رادیومتر و چهار نوع رادیومتر دیگر صورت میگیرد. جزئیات محتویات بخار آب (WVC) بازیافتی به وجود میآید و نوع اشتباهات
صورت گرفته میتواند در Schmid در سال 2001
یافت میشود در ستون نهایی اتمسفریک محتویات بخار آب استخراج شده از آب آزمایش شده
معمولا چیزی در حدود 10% از طول موج رادیومتر است اندازهگیریهای آلموکانتر
رادیانس هوای در چهار کانال چهارصد و چهل، ششصدو هفتاد و ده بیست N
و m انجام میشود برای هر زاویه خورشیدی نقطه اوج، رادیانس آسمانی در
حدود بیستوهشت زاویه گرفته میشود. یک الگورتیم وارونه برای ویژگیهای ذراتریز
قابلدید بازیافتی معلق در هوا در یک رنج پنج صدم تا پانزده um
بکار میرود این روش بهطور کلی از مطالعات قبیل در مسئله شباهت ذرات بازیافتی
پراکندگی آنها متفاوت است.
یک الگوریتم وارونه بهینهسازی شده بر اساس اصول تخمین ایستاتیک ساخته شده است:
رادیانسهای مهآلود، و مختلف به عنوان اطلاعات چند منبعی که به دقت از قبل تعیین شدهاند تصور میشوند، وارونگی به عنوان تحقیقی برای مناسب بودن بهترین نوع اطلاعات است. یک راه کاروارونه، جزئیات یک الگورتیم پیشرفته و گونههای متورولوژیکالی در مبحث عمق ذرات توسط king و dubovik آمده است.
توزیع بخشهای
مختلف ذرات ریزمعلق در هوا و پراکندگی تک dlbedos،
جزئیات آن توسط dubovik مورد مطالعه قرار گرفته است. خطاهای
بازیافتی در dviId InR عموما بیشتر از
15% تا 35% است. (بستگی به نوع ذرات ریز معلق در هوا دارد.)، برای هر بخش کوچک
میزان خطا (از- 05/0
) میباشد و برای بخشهای بزرگ (15um-
) میباشد.
به هر حال، هیچ نوع تغییری در مکان شعاعها و یا در شکل و اندازه پراکندگی مورد نظر نیست. یک الگوریتم کامپیوتری و اتوماتیکی پیچیده برای اندازه گیری خورشید به صورت مستقیم مورد استفاده قرار میگیرد.
به خاطر بخش کم، نسبتا پیچیده در طول مدت زمان اندازهگیری، تقریبا در حدود 80% از اطلاعات اصلی بعد از جریان کامل باقی میماند.
بحرین در سمت غربی خلیجفارس مابین عربستان سعودی و قطر قرار دارد. خلیج فارس خود از سمت Euphrates River delta به تنگه هرمز کشیده شدهاست. بر اساس کتاب جیبی Fore caster’s اقلیمشناسی میتوان برای خلیج فارس تقسیمات فصلی در نظر گرفت: بادهای موسمی شمال غربی از (ژوئن تا سپتامبر)، انتقالات پائیزی از (اکتبر تا نوامبر)، بادهای موسمی شمال شرقی از (دسامبر تا مارس) و انتقالات بهاری از (آپریل تا می). در طول مدت زمان وزش بادهای موسمی جنوب غربی، یک باد از ناحیه شمال شرقی به سمت Arabian peninsula میوزد و با خود هوای مرطوب و گرد و غبار از سوی بیابانهای عراق میآورد.
در طول فصل پاییز باد از سمت شمال غربی همچنان ادامه دارد اما سرعت وزش آن کاهش مییابد و احتمال به وجود آمدن طوفان شن به هم به میزان زیادی کاهش یافته و درجه حرارت هوا هم کم میشود.
بادهای موسمی شمال شرقی با وزش بادهای خیلی شدید آن شناخته میشوند که ترکیبی از بادهای ملایم برخاسته از سوی دریا و بادهایی از سوی خلیج فارس و بادهای شمال شرقی است که از سوی ساحل دریای ایران میوزد.
عموما غبار از سوی عربستان سعودی، عراق و بخشهای جنوبی ایران برمیخیزد. در طول ماههای آپریل و می بادها اکثرا از سوی شمال یا شمال- شمال غربی میوزد و احتمال طوفان شن افزایش مییابد.
نتایج بررسیها و تجزیه و تحلیلهایی که در طول یک سال اندازهگیری بر روی آن کار شده و با تمامی تغییرات فصلی تحت تاثیر قرار میگرفته، در ادامه آمده است.
3- نتایج: الف.
تنوع پارامترهای قابل دید و میزان بخار آب در طول یکسال برای سهولت کار، وضعیت
ذرات ریز قابل دید اتسمفریک معلق در هوا را باد و پارامتر مشخص میکنیم، (nm500)
Ta که
عمق و مرکز ذرات ریز قابل دید معلق در هوا را در طول موج nm500
نشان میدهد و پارامتر
Angstrom
که از یک multispectral گرفته شده است و
با این موازنه (Tu
) مناسب است. اگر چه که عمق تمامی این ذرات
ریز قابل دید معلق در هوا به خوبی با یک Angstrom
شناخته و یا ارائه نخواهد شد، پارامتر Angstrom
هنوز هم میتواند به عنوان یک شاخص میانگین نحوه رفتاری spectral
تصور شود.
جدول شماره 2،
میانگین عمق ذرات ریز قابل دید معلق در هوا را به صورت ماهانه در nm500
برای یک سال ثبت نشان میدهد و مجموع 324 میانگین روزانه هم در این جدول آماری به
ثبت رسیده است. میزان ماهیانه این عمق از ماه ژوئن تا اول جولای و آگوست به میزان
50% افزایش مییابد و سپس دوباره به حدی پایینتر از ماههای ژوئن و اکتبر خواهد
رسید. مقدار (nm500)Tu
در جولای 1999 به میزان 49% بود. در مقابل میزان عمق ذرات
ریز قابل دید معلق در هوا بین ماههای اکتبر و ژانویه به پایینترین حد خود در
حدود 21/0
در
دسامبر خواهد رسید.
میزان پراکندگی استاندارد عموما به میزان Tu افزایش مییابد. میانگین ماهیانه پارامتر Angstrom برای یک دوره کامل تحت مراقبت در جدول شماره b2 آمده است. کاهش قابل توجه پارمتر Angstrom در جدول b2 در طول ماههای مارس- جولای سال 1999 در صورت وجود ذرات غبار معلق در هوا هم آمده است. میزان ماهیانه پارامتر Angstrom یک روند کمی دارد که در طول ماههای نوامبر- دسامبر افزایش یافته و در اواخر بهار و اوایل تابستان کاهش مییابد.
میزان ماهیانه
در
یک رنج 3/1- 4/0 تغییر مییابد.
عموما میزان ماهیانه WVC در حدود cm2 از آب استخراج شده است که در طول ماههای جولای و دسامبر 1998 این میزان به حدی بالاتر از انتظار معمول یعنی cm 3 رسید.
میزان میانگین روزانه (nm500) Tu تغییر خیلی زیاد روز به روز را نشان میدهد.
الگوی سالیانه به افزایش حد نهایی تغییر و آشفتگی در طول ماههای آپریل و سپتامبر دلالت دارد. این مشاهدات بیان میکند که عمق ذرات قابل دید در nm 500 به ندرت 7/0 میرسد.

میزان بالای
میانگین روزانه در پارامتر
Angstrom از آگوست سال 1998 تا فوریه 1999 وجود
فرکانس در توزیع و پراکندگی اندازه و سایز ذرات ریز معلق در هوا را نشان می دهد.
منبع این ذرات ریز معلق در هوا اکثر محلی یا از منطقهای است. شرایط جوی پر گرد و
غبار که از آغاز مارس شروع میشود و
تا
آخر دوره تجزیه و تحلیل شده به صورت یکپارچه باقی میماند، بر آنها غلبه میکند.
میزان میانگین روزانه مقدار آب رسوب یافته مقدار بالایی را در تابستان در حدود cm5-2
نشان میدهد، در حالیکه در ماه اکتبر و می این میزان کمتر از cm3
است. Histograms فرکانس
و Tu
و WVC در جدولها نشان داده شده است. احتمال پراکندگی
هم
عمدتا با میزان modal 7/0 و 3/6- 6/6 گسترش مییابد. Histograms
فرکانس WVC حد نهایی در حدودcm
75/1 را نشان میدهد. Histograms،
، Tu
و wvc که در فصلهای
مختلف طبقهبندی شده در جدول شماره 5 آمده است برای فصلهای جولای- سپتامبر یافتههای
جولای- سپتامبر 1998 و جولای0 ژوئن 1999 را با هم مخلوط میکنیم.
ماههای اکتبر و
نوامبر پایینترین Tu را دارند و
عموما در حدود 25/0 است. میزان پراکندگی در فصلهای دسامبر و مارس بیشتر است و
بالاترین حد گسترش در حدود 20/0
است.
باقیمانده ماههای سال را میتوان با افزایش مشخص Tu
در حدود 35/0 مشخص کرد که ما آن را به وجود غبارهای معلق در هوا مربوط میدانیم.
در اکتبر و نوامبر
میزان پراکندگی
پایین است و در حدود 5/1
میباشد. در ماههای آپریل تا می شرایط جوی پرگرد و
غبار حکمفرما میشود و بالاترین حد پراکندگی به سمت پایینترین حد
در
حدود 7/0 میرسد.
ستون نهایی میزان
بخار آب هم میزان تغییر فصلی را نشان میدهد. میزان پراکندگی در ژوئن و سپتامبر
بیشتر است، در حالیکه در اکتبر و نوامبر و آپریل و می این میزان کاملا پایین است (cm
5/2
WVC).
پراکندگی میانگین روزانه ذرات ریز قابل دید معلق در هوا پارامتر Angstrom
در جدول شماره a6 نشان داده شده
است. اگر چه که هیچ دسته بندی خاصی در جدول شماره a6
دیده نمیشود. هیچ چیز اشتباه به نظر نمیرسد، بخش زیادی از
با
عمق پایین از
است.
ارتباط بین میانگین روزانه WVC و عمق ذرات ریز
معلق در هوا nm500 است که در جدول شماره a6
آمده و ارتباط یا همبستگی قابل ملاحظهای را نشان میدهد. (همبستگی – وابستگی 61/0). این نتایج در روند گوناگون
سالیانه مشهود است و در جدول شماره a3
آمده، برای تمامی Data set یک فرمول خطی
37/0 واریانس تعیین شده است: 95% + WVC101/0=
(nm500) Tu در حالیکه wvc
میزان بخار آب در ستون اتمسفریک نهایی است. اگر که dataset
خود را به غباری معادل (7/0
در جدول شماره 6b) و یک دسته بدون
غبار معادل (7/0![]()
در جدول شماره 6b) تقسیم کنیم.
بنابر این ضریبت همبستگی وابستگی در حدود 45/0 و 82/0 به ترتیب به دست خواهد آمد و
بنابراین به این صورت است:


ب: تغییر پارامترهای قابل دید و میزان بخار آب: برای کاربردهای مختلفی تنوع diurnal پارمترهای قابل دید اتمسفریک و آب رسوب شده اهمیت بسیار زیادی دارد. همچنین، آمارهای پیاپی خود برا ی ضریب همبستگی دارای اهمیت زیادی است. برای هر فصل و ماهی (ژوئن، سپتامبر، اکتبر، نوامبر، دسامبر، مارس، آپریل و می) میزان percentage در حدود uTC 0500، 0400، utc 0400- 0300) خواهد بود. این روش قبلا توسط شخصی بنام peterson در سال 1981 به کار رفته است. نتایج فصلی در جدول شماره 7 آمده است.
هر میانگین روزانهای از چندین هزار مشاهدات گوناگون تشکیل شده است. گوناگونی diurnal در پارامتر Angstrom در فصلهای آپریل و می بیشتر است.

به هر حال، فصل
غبار
کمتر است، یک سیکل diurnal
میتوان باعث به وجود آمدن این افزایش پارامتر Angstrom
است. دقت در طول موج کوتاه (nm500 و 380) نشان
میدهد. طرفداران Angstrom ، در مورد موضوع
fine- mode ذرات ریز معلق در هوا بسیار حساس هستند.
در فصلهای آپریل و می حضور غبار الگوی diurnal در عمق قابل دید را مه به وجود میآورد.
در طول ماههای اکتبر و نوامبر، pollutants ناحیهای با convection اتمسفریک نقش مهمی را در افزایش عمق قابل دید ذرات معلق در هوا اجرا میکند. ویژگی مخصوصی در جدول شماره 8 دیده میشود، که برای هر فصل آمارهای روزانه و ماهانه به دست میدهد.
بنابراین متغیر diurnal
میتواند از میانگین روزانه متمایز باشد. جدول شماره 8 نشان دهنده یک سیکل قابل
ملاحظهای از diurnal برای پارامتر Angstrom
در طول ماههای ژوئن تا سپتامبر و آپریل تا می است.
این نمودار نشان میدهد که هیچ متغیری در عمق ذرات ریز قابل دید وجود ندارد. متغیر بخار آب تنها در ژوئن- سپتامبر قابل ملاحظه است (جدول شماره هشت).
نمودارهای هفت و هشت بر diurnal دینامیک عمق ذرات ریز قابل دید معلق در هوا (پارامتر Angstrom و wvc دلالت دارد. این نتایج عموما با تجزیه و تحلیلهای kaufman در سال 2000 به دست آمده است، که اطلاعاتی است از حدود 70AERONET در چیزی بیش از 7 سال و نشان میدهد که در اواخر صبح (1000- 1130 LST) یا اوایل بعدازظهر (1230- 1400 LST) میانگین تمامی میزان معدل یک روز در حدود 5% است.


پ: پراکندگی میزان اندازه و تک albedo بازیافتی:
ویژگیهای ذرات
ریز قابل دید معلق در هوا از spetral خورشید و
رادیانس آسمان با یک الگوریتم interative با این فرضیه
است
که dVId
InR نشانگر میزان پراکندگی ذرات ریز معلق در هوا و
و
نشانه بخشهای فرضی و واقعی شاخص در یک طول موج
است.
یک الگوریتم معکوس برگشتپذیری ایجاد میکند، که مطابق با ویژگیهای موثر ذرات ریز قابل دید معلق در هوا برای ستون نهایی اتمسفریک است. در یک الگوریتم برگشتپذیر بخشهای ذرات ریز معلق در هوا به عنوان حوزه پراکندگی یکسان فرض میشوند.
در سال 2000 Dubovik نشان داد که اندازه پراکندگی، در مورد ذرات ریز غیر آسمانی غبارها، به صورت درستی میتوانند برگشت پذیر باشند در حالیکه رنج زوایه رادیانس آسمان به زاویههای پراکندگی کوچکتر از ْ30 تا ْ40 محدود میشود. به هر حال برای برگشت ssA رادیانسهای آسمان در تمام almu cantar مورد نیاز است. بنابراین برای ذرات ریز غبار که منشاء آسمانی ندارند، باید از اندازهگیری واریانس آسمان در صبح زود و یا اواخر بعدازظهر استفاده کنیم تا بتوانیم تک dlbedo را برگشت داده و با رادیانس آسمان در وسط روز آشنا شویم و بتوانیم سایز و اندازه ذرات ریز معلق در هوا را گسترش دهیم. جدول شماره 9 و 10 نشاندهنده میزان پراکندگی فصلی و ماهیانه است.


میانگین میزان پراکندگی جداگانهای برای ماههای آپریبل و می در جدول شماره 9 آمده است تا نشاندهنده ذرات ریز دینامیک معلق در هوا در طول این انتقال فصلی (بهار) مخصوص میباشد.
تغییر بزرگی و شکل این ذرات ریز درشت معلق در هوا بین ماههای مارس و سپتامبر به غبارهای ایجاد شده کمک میکند.

فرکانس ذرات ریز معلق در هوا هم به خوبی تغییر میکند، اما در بزرگی و میزان اندازه پراکندگی هیچ تغییر مشخصی ایجاد نمیشود، به استثناء ماه می. برای هر mod پراکندگی lognormal اینطور تعریف شده است.

که dvId
InR میزان پراکندگی، میزان ازدحام CV
میزان ستونی هر قسمت R بخش vadius
است، Rv میزان ژئومتریک و
میزان ژئومتریک پراکندگی استاندارد است. میزان
ازدحام برای هر فرکانس نیز در جدول شماره یک آمده است. تغییر در پراکندگی سایز
ذرات ریز معلق در هوا در ایران اصولاً بر اساس تغییراتی در ازدحام فرکانس ذرات ریز
معلق در هوا است.
میانگین سالیانه بخشها و mode ژئومتریک ذرات درشت به این معنی است که شعاع 14/0 پراکندگی استاندارد 2% و 57/2um= 27% standard deviation.
پراکندگی تک albedo در شکل شماره 11 آمده است.

Bar عمودی بر یک منفی و یک مثبت پراکندگی استاندارد دلالت دارد.
دو ویژگی مهم و اصلی SSA وابستگی را هم میتوان در این جدول مشاهده کرد. وقتی که گرد و غبار اصلیترین کمک کننده به وضعیت اتمسفریک نیست، (SSA با طول موج کاهش مییابد). میزان وابستگی SSA از ماه آگوست تا پایان مارس به طور سیستمیک این نوع از وابستگی را نشان میدهد.
در صورت وجود غبار وابستگی SSA تقریباً خنثی است. در ماه می هم حتی SSA به آهستگی افزایش پیدا میکند. (البته به همراه طول موج) و میزان و مقدار بیشتر است.
زیرا گرد و غبار کمتر از ذرات ریز آنروپوژ نیکالی جذب میشود.
گزارش شده است که در خلیج فارس میزان جذب بسیار پایینی در n m1100-500 جذب میشود.
نتایج ما در این کشفیات ثابت است.
د: مقایسه پارامترهای Angstrom از پارامتر خورشید سرچشمه میگیرد. یک nephelameter ترکیبی است از یک TST (مدل 3650) و سه طول موج ترکیب شده nephelameter.

فهرست
عنوان صفحه
مقدمه...................................................................................................... 1
ترکیبات جو................................................................................................... 1
ارتفاع و ساختار جو.............................................................................................. 2
تاثیر فعالیت های انسان بر وضعیت جو................................................................................... 5
آلاینده های گازی شکل............................................................................................ 5
آئروسلها.................................................................................................... 8
آیا هوا با کمبود اکسیژن مواجه خواهد شد؟..................................................................................... 9
آیا دمای کره زمین افزایش خواهد یافت................................................................................... 9
آلودگی هوا.................................................................................................... 11
هوای غیر آلوده................................................................................................ 11
منشاء و ماهیت آلاینده های هوا......................................................................................... 14
هوای آلوده................................................................................................... 14
آلودگی هوا.................................................................................................... 15
کربن منوکسید.................................................................................................. 16
اهمیت co ناشی از فعالیت های انسان................................................................................. 18
شیمی تشکیل co............................................................................................... 19
غلظت و توزیع co............................................................................................ 21
اثرات co روی انسان.......................................................................................... 22
اکسید های نیتروژن............................................................................................... 23
منابع اکسید های نیتروژن............................................................................................ 24
اکسید های نیتروژن به عنوان آلوده کننده ها................................................................................... 26
شیمی تشکیل NOX........................................................................................................................................................ 26
چرخه نوری NO2............................................................................................. 29
اثرات NOX............................................................................................. 30
کنترل آلودگی NOX.......................................................................................... 31
اندازه گیری NOX........................................................................................... 34
هیدروکربن ها و اکسیدان های فتو شیمیایی.................................................................................... 34
هیدروکربن ها.................................................................................................. 35
منابع هیدروکربن ها............................................................................................... 38
تشکیل اکسیدانهای فتوشیمیایی......................................................................................... 40
غلظت هیدروکربن ها و اکسیدان ها فتوشیمیایی................................................................................. 42
اکسیدهای سولفور................................................................................................. 46
منابع سولفور اکسیدها............................................................................................... 46
شیمی تشکیل soX............................................................................................. 49
ذرات معلق.................................................................................................. 51
ترکیب شیمیایی ذرات معلق......................................................................................... 54
اثرات ذرات معلق بر روی مقدار کل اشعه خورشیدی.......................................................................... 58
کنترل انتشار ذرات معلق.......................................................................................... 59
ذرات معلق آلی............................................................................................... 62
آلاینده های معدنی مختلف........................................................................................... 63
بوها........................................................................................................ 66
تاثیر روی انسانها................................................................................................ 67
تاثیر روی حیوانات.............................................................................................. 72
ثمر بخشی درختان در تقلیل میزان سرب.................................................................................. 77
اثر درختان روی سایر عوامل آلاینده..................................................................................... 78
آلودگی هوا بوسیله ایروسل ها........................................................................................... 79
استفاده از گیاهان به عنوان بیواندیکاتور.................................................................................... 83
اثر آلاینده های شیمیایی هوا روی گیاه..................................................................................... 89
آلاینده های هوا................................................................................................. 91
علائم قابل رویت.............................................................................................. 95
تیپ های کلی صدمات............................................................................................ 99
مرگ سلول ها و نکروتیک شدن برگها..................................................................................... 100
کلروز و سایر تغییر رنگها100
رشد غیرطبیعی گیاهان102
شناخت اثرات مواد آلاینده103
اثرات غیر قابل رویت105
1-رشد محصول105
2- اثرات الاینده ها بر روی پروسه های بیوشیمیائی و فیزیولوژیکی107
بازدهی محصول111
اثرات آلاینده های هوا روی جمعیت های گیاهی وجوامع112
بخش ترجمه114
دالها
بیشترین کاربردهای بتن مسلح به الیاف بویژه الیاف فولادی تاکنون در دالها , عرشه پلها , کف سازی فرودگاهها , پارکینگها و محیطهای در معرفی کاویتاسیون و فرسایش بوده است . در پل سازی مهمترین کاربرد ان در سطوحی بوده که در معرض خوردگی و فرسایش قرار دارند .
دالهای روی بستر
در مورد دالهاى روى بستر , نمونه هایی که خوب بررسی شده باشند اندک هستند. اما در جاهایی که دال بتنی مسلح به الیاف فولادی تحت تاشیر عبور و مرور اتوبوسهای سنگین قرار دارد , مشخص شده است که این نوع دال , با ضخامتی در محدود 60 تا 75 درصد دالهاى غیرمسلح , عملکردی مشابه آنها دارند با استفاده از این نوع بتن , پوشش باند فرودگاهها را میتوان به نحو قابل ملامحظه اى ( 20 تا 60 درصد) نازکتر از پوششهای بتنی غیر مسلح مشابه اجرا کرد. خستگی خمشی عامل مهمی است که بر عملکرد کفسازى اثر می گذارد , اطلاعات موجود نشان میدهد که الیاف , مقاومت بتن را در برابر خستگی به نحو قابل ملاحظه ای افزایش می دهند .
دالهای سازه ای سقفها
براى دالهای کوچک , براساس نظریه خط سیلان , یک روش طراحی ارایه شده است که بر نتایج حامل از ازمایش دالهاى دو طرفه بتنى متکى است . ولی برون یابی نتایج کار و اعمال انها بر دالهای بزرگتر , به شدت نهى شده است .
عرشه پلها
استفاده از نمکهای یخ زدا موجب انهدام عرشه پلها می شود. بتن الیافی گرچه نمی تواند مانع از نفوذ این نمکها شود ولی با محدود نگاه داشتن تعداد و عرض ترکها میتوان از گسترش دامنه این انهدام جلوگیری کرد.
تیرها
خمش در تیرها
در این زمینه , هم براى تیرهایی که تنها به الیاف مسلح شده اند و هم در مورد تیرهایی که از ترکیب الیاف و آرماتور در آنها استفاده شده , فرمولها و معادلاتی ارائه گردیده است . در مورد تیرهای که فقط به الیاف مسلح باشند , معادلات مذکور ارزش عملی چندانی ندارند و تنها در مورد تیرهای کوچک (10×10×35 سانتیمتری) و اعضای فرعی سازه ها کاربرد دارند . اما در زمینه تیرهای مسلح به ترکیب الیاف و آرماتور معادلات , طرح شده با توجه به استفاده از مقاومت کششی افزایش یافته بتن که به کمک آرماتور کششی می آید , قادرند مدل مناسبی از تیر به دست دهند. از جمله این معادلات , روابط پشنهادی است که مشابه معادلات روش طراحی بر اساس مقاومت نهایی ACI است .
اتصالات تیر- ستون
مطالعات اخیر روی اتصالات تیر- ستون مقاوم در برابر زلزله با استفاده از الیاف فولادی به جای بخشی از میلگردهای حلقوی , حاکی از بهبود قابل ملاحظه مقاومت , نرمی و جذب انرژی اتصال است .
ملاحظات مربوط به خستگی خمشی
تحقیقات اخیر نشان می دهد که افزودن الیاف به تیرهای بتنی مسلح به میلگرد عمر خستگی را و تغییر مکانها و عرض ترکها را کاهش می دهد. بر اساس این تحقیقات نتیجه گرفته می شود که اثر مفید الیاف با افزایش میزان میلگردها کاهش می یابد.
برش در تیرها
داده های آزمایشگاهی زیادی که در دست هستند نشان میدهند که الیاف اساساً ظرفیت برشی (مقاومت کششی قطری) تیرهای بتنی را افزایش می دهند. به کار بردن الیاف به جای خاموتهای قائم یا میل گردهای خم شده یا برای کمک به آنها مزایای چندی را ایجاد می کند که عبارتند از :
الف - الیاف در حجم بتن به طور یکنواخت توزیع شده و خیلی بیشتر از میلگرد های تقویتی برشی به یکدیگر نزدیک هستند .
ب - مقاومت کششی در نخستین ترک و مقاومت کششی نهایی هر دو توسط الیاف افزایش می یابند .
ج - مقاومت برشی اصطکاکی افزایش می یابد.
با استفاده از الیاف دارای انتهای آجدار می توان از انهدام فاجعه آمیز تیرهای بتنی در اثر کشش قطری جلوگیری کرد. برخی از پژوهشگران تحلیل هایی ارائه داده اند که نشان می دهد الیاف می توانند از لحاظ اقتصادی جایگزین خاموتها شوند الیاف دارای انتهای چین خورده می توانند به افزایشی چشمگیر در مقاومت برشی منجر شود . در برخی آزمایشها این افزایش حتی به 100 درصد بالغ گردیده است .
اخیرا بر اساس نتایج آزمایشگاهی روی 7 تیر دارای الیاف که چهار تیر آن خاموت هم داشته اند معادله زیر جهت برآورد Vcf پیشنهاد شده است .
Vcf=2/3Ft(d/a)0.25
Ft مقاومت کششی بتن است که از نتایج کشش مستقیم استوانه هاى 6×12 اینچی (15×30 سانتیمتری) به دست می اید.
( d/a ) نسبت عمق مؤثر به دهانه برشی است . اثرات انواع مختلف الیاف از طریق پارامتر Ft در معادله بررسی می شود. روش طراحی پیشنهاد شده همان طریق ACI 318 را در مورد محاسبه سهم خاموت در ظرفیت برشی دنبال می کند که به آن نیروی مقاوم بتن نیز که بر اساس تنش برش معادله بالا محاسبه می شود اضافه میگردد.
برش در دالها
مطالعات اخیر نشان داده اند که با افزودن الیاف فولادی قلابدار به ارماتور در دالهای بتنی مسلح , مقاومت برشی انها بسته به درصد الیاف تا 42 درصد افزایش یابد.
شات کریت
شات کریت (بتن پاشى) دارای الیاف فولادی در ساختن سازه های گنبدی شکل , پوشش دادن , پایداری سنگریزه ها , تعمیر بتن فرسوده و غیره به کار می رود. طرح سازه ها به همان طریق سازه های مرسوم مورت می گیرد , فقط مشخصات بهبود یافته فشاری , برشی و کششی بتن الیافی در محاسبات وارد میشوند.
فرسایش در اثر کاویتاسیون
بتن مسلح به الیاف فولادی براى تعمیر آبروهای خروجی , حوضچه های ارامش سرریزها و قسمتهای دیگر بعضی از سدها به کار رفته است . در هر مورد از زمان تعمیر تاکنون , با وجود ارتفاع زیاد این سدها و شگرف بودن قدرت آب خروجی بتن الیافی به بهترین نحو پایداری کرده است .
کاربردهای دیگر
بتن مسلح به الیاف و بویژه فولادی در بسیاری از جاهای دیگر نیز به کار رفته که روشهای طراحی خاص و روشنی نداشته اند. به طور مثال این موارد شامل : پیاده روها , حفاظت خاکریزها , پی ماشین الات , پوشش آدم روها , سدها , پوشش نهرها , تانکهای ذخیره مواد و اعضای پیش ساخته نازک می شود. مسلما با گذشت زمان و انجام تحقیقات بیشتر و کاملتر , موارد استفاده از این نوع بتن متنوع تر و کاربرد آن نیز رایج تر خواهد شد.
استفاده و کاربرد بتن الیافی در ایران
بر اساس مطالب یاد شده بتن الیافی با مزایای ویژه خود می تواند کاربردهای وسیعی داشته باشد , لیکن جهت به کار گیری آن در ایران لازم است که دو نکته اساسی در نظر باشد.
مورد اول :
لازم است که حداقل مقاومتی براى بتن در کلیه سازه های بتنی اعمال شود , که این خود در کیفیت بتن , بدون واردکردن هیچ گونه الیافی نقش موثر دارد. بدین معنی که باید اول کیفیت بتن بدون الیاف را ارتقا دهیم .
مورد دوم :
نظر به اینکه باید از پدیده «گلوله شدن» در بتن الیافی جلوگیری به عمل اید , لذا لازم است نحوه صحیح مخلوط کردن الیاف با بتن و همچنین استفاده از روان سازها جهت افزایش کارایى فراهم اید . لازم است به این صنعت نو پا با کاربردهای فراوان , توجه بیشتری معطوف شود و الیاف مختلف اعم از مصنوعی (مانند الیاف پلی پروپیلن) و فولادی , به شکل مطلوب و با کیفیت مناسب ساخته شوند. سرمایه گذاری جهت ساخت الیاف و اینکه صنعت پتروشیمی به ساخت الیاف پلی پروپیلن و صنعت فولاد به ساخت الیاف فولادی مبادرت ورزند, میتواند راه گشا باشد .
معرفى :
امروزه تقویت بوسیله بتن پیش ریخته ، پوشش ورق فولادی ، تقویت ، مسلح کردن با فیبر مانند کربن ، آرامید و شیشه بعنوان روشهاى تقویت زلزله اى براى سازه هاى بتنى بکار میرود . اخیرا یک روش تقویت زلزله اى که بصورت استفاده از ورقهاى پیوسته پوششى از این فیبرها می باشد استفاده شده است و بخاطر دوام و قابل استفاده بودن اهمیت بیشتری دارند هر چند موادی که روش فیبرهاى پیوسته پوششى استفاده می شوند گران قیمت است .
در زمینه تقویت سازه ها و ساختمانها در مقابل نیروى زلزله در آینده تنها روشهاى ساده تقویت با قیمتهاى پایین نباید مورد توجه قرار گیرد رفتارهاى زلزله باید کاملاً شفاف شود .
در این مطالعه یک روش ساده ، جدید و ارزان جهت تقویت سازه هاى بتنى براى بالا بردن توان زلزله اى آن ساختمانها مورد بررسى قرار گرفته است ، این روش با استفاده از فیبرهاى کوتاه با وینیل استر یک ترکیب جدید از مواد براى تقویت زلزله است فیبرهاى کوتاه از جنس کربن و شیشه با رزین وینیل استر به محل مورد نظر در سازه بتنى پاشیده می شود به این حالت FRP پاشیدنى می گویند .
برتریهاى استفاده از رزین وینیل استر نسبت به رزین اپکسى این است که در این روش تقویت بیشتر و زمان کمترى براى گرفته شدن و خشک شدن نیاز است . بعلاوه مشخصات مکانیکى رزین وینیل استر مانند مشخصات رزین اپکسى است در این مواقع نتایج این روش و نتایج آزمایش تیر T شکل تحت بارگذارى غیر متقارن گزارش شده است بعلاوه لنگر و رفتار پیچشى و خمشى بین FRP و بتن با استفاده از اسلیت گزارش شده .
نتایج روش تقویت FRP پاشیدنی
شکل(1) ایده تقویت با FRP پاشیدنى را نشان می دهد ، عکس (1) کارگاه ساختمانى نمونه هاى ستون اسپرى پاشیده شده را نشان می دهد . در این روش رزین از طریق یک لوله باریک بوسیله یک کپرسور هدایت میشود ، رزین یا فیبرهاى کوتاه مانند کربن یا شیشه در نوک قسمت پاشنده مخلوط می شود پس از ان مواد تقویت کننده مستقیماً به سطح مورد نظر پاشیده می شوند ، سپس سطح بوسیله یک غلطک صاف میشود ، رزین سخت می شود و تمام قسمت سازه اى اسپرى شده (پاشیده شده ) ، بوسیله مواد FRP تقویت میشود. این روش تقویت زلزله اى را براى تمام اعضاى سازه اى مختلف امکانپذیر می سازد که میتواند ستون ، تیر ، دیوار ، دال و .... باشد که بصورت منفرد و یا تمام قسمتهاى سازه اى داخل به همراه هم باشد .
روند اجراى تقویت پاشیدنى با FRP بصورت زیر است :
گام اول :آماده کردن سطح مورد نظر
در این مرحله سطح بتن بوسیله یک سنباده مکانیکى سائیده شده و با هوا تمیز می شود .
گام دوم :پوشش رزین اولیه
در ا ین مرحله رزین اولیه جهت ایجاد چسبندگى زیاد بین بتن و رزین مقاومتى اصلى روى سطح انجام میشود.
گام سوم : آماده سازى قسمت بتنی :
مناطق پله اى و یا غیر هم سطح بر روى سطح بتن با بتونه پر می شود و سطح را جهت جلوگیری از تنش موضعى ، FRP هواگیرى یک دست در سطح انجام مى شود . بعد از انکه بتونه خشک شد ، سطح دوباره سمباده زده میشود .
گام چهارم : پوشش رزین :
در این گام جهت بیشتر چسبناک کردن رزین ابتدا بوسیله یک پاشنده روى سطوح پاشیده می شود .
گام پنجم : عمل اصلى اسپرى : (عکس 1)
رزین و فیبر کوتاه (SHORT) بر روى بتن در زمان مشابهى بهمراه هم پاشیده می شوند . طول فیبر کربن و فیبر شیشه به ترتیب 2و 1.5 اینچ است .
گام ششم : اشباع ( عکس 2)
در این مرحله هواى به دام افتاده با غلتک زدن خارج می شود .
در این مقاله جهت مقایسه رفتارهاى سازه اى FRP پاشیده شده نسبت به تقویت ورقه هاى پیوسته فیبر ، اماده سازیهاى اولیه اى مانند گامهاى 1 تا 3 انجام شده هر چند هدف رسیدن به مقاومت مناسب زلزله اى از گامهاى 4 به بعد جامه عمل می پوشد .
مشخصات مکانیکی FRP پاشیده شده :
پنج نمونه از ماده پاشیده شده FRP بصورت نمونه هاى A(JISK7054) آماده شده ، شرایط آماده کردن نمونه ها دقیقا مانند شرایط اصلى می باشد . ضخامت FRP با کنترل زمان پاشیدن 3 میلیمتر در نظر گرفته شد تا سختى مشابهى با ورقه هاى فیبرى فیبرکربن 200 gr/m داشته باشد ، بر اساس روشهاى آزمایشى کششى براى مواد تقویتى پلاستیکى از فیبر شیشه آزمایشى کششى نیز براى این نمونه ها استفاده شده است .
جدول (1) نتایج آزمایشهاى کششى را جمع بندى می کند . مناطق مقاطع شامل رزین در تنش مورد محاسبه منظور شده . مقاومت کششى FRP پاشیدنى حدود 70Mpa است و مقاومت در طول واحد نیز حدود 270 N/mm است . ضریب الاستیسیته 8 Gpa و سختى آن 24 KN/mm مى باشد . این مقادیر تقریباً مشابه مقادیر ورقه هاى فیبر کربن به مشخصات 200 Kg/m , 26 KN/mm میباشد .
|
Elongation (%) |
Elastic Modulus (Gpa) |
Tensilc Strcngth (Mpa) |
Thickncss (mm) |
Width (mm) |
|
1.24 |
8.02 |
67.2 |
3.99 |
24.8 |
آزمایش خمش بینFRP و بتن
FRPپاشیده شده انعطاف زیادى براى ستون بتنى در سایتهاى ساختمانى بهمراه مى آورد . معلوم شده است که رفتارهاى سازه اى تیرهایى که بوسیله ورقه هاى فیبر تقویت شده بوسیله شرایط لنگر ورقه ها در گوشه هاى اتصال بین تیر و دال تحت تأثیر قرار گرفته است . در این مقاله در نظر گرفته شده که FRP پاشیده شده در محلهاى گوشه هاى تلاقى با استفاده از پر کننده هاى شکافFRP تحت لنگر قرار می دهد . شکل (2) نشان می دهد که چگونه FRP پاشیدنى در دو سطح تلاقى استفاده می شود . در این روش یک پیش فرض وجود دارد که مواد فولادى وجود ندارد ، در این مقاله آزمایش خمش به وسیله نمونه هاى دو برابر برش جهت بررسى اثر تأثیر شکافهاى پر کننده FRP و آزمون متغیرهاى اثر اندازه شکافها مورد استفاده قرار میگیرد .
نمونه های مورد استفاده برای آزمایش خمش
نمونه هاى مورد استفاده براى خمش بین FRP و بتن چنانکه در شکل (3) می بینید است . نمونه شامل یک منشور بتن (100*100*600 mm) که در وسط شکاف دار است می باشد که با FRP تقویت شده است دو میله فولادى در دو طرف نمونه هیچ اتصالى با هم ندارند و این به آن معنا است که دو منشور تنها از طریق FRP با هم اتصال دارند . نمونه شماره (1) جهت بررسی خمش خالص بین FRP و بتن شکاف نداشت ولى نمونه هاى (2) تا (4) داراى شکافهاى پر شده با FRP بودند. FRP موجود در شکافها باعث اعمال باربرى مکانیکى به بتن می شود. پارامترهاى نمونه هاى عمق شکافها (5 ، 10 و 20 میلیمتر) بودند لیست نمونه ها به همراه نتایج آزمایش در جدول (2) آمده است . 3 نمونه براى متغیرهای یک هدف آزمایش مورد آزمایش قرار گرفت .
بتن مورد استفاده در این نمونه ها بتن با وزن معمولى و مقاومت فشارى و کششى به ترتیب32.8 MPa و 2.7 MPa می باشد .
بارگذارى کششى استاتیکى در هر دو میله دو طرف نمونه با ماشین کنترل خیز بارگذارى 2 MN انجام شده است . بارگذاری و عرض ترک در شکاف وسط نمونه ها نیز اندازه گیرى می شود . کرنشهاى FRP بوسیله ساعتهاى خیز سنج اندازه گیری شده و در شکل (3) نشان داده شده است .
|
Failure type |
At maximum load |
Slit |
Specimen |
||
|
Crack width (mm) |
Load (kN) |
Depth (mm) |
Width (mm) |
||
|
Bond failure Bond failure Bond failure |
1.13 1.48 0.75 |
20.8 26.3 14.8 |
No slit |
No.1-1 -2 -3 |
|
|
Concrete shear FRP rupture Concrete shear |
1.22 1.78 1.41 |
24.1 24.2 27.1 |
5 |
40 |
No.2-1 -2 -3 |
|
FRP rupture Concrete shear Concrete shear |
- 1.21 1.78 |
- 23 31.2 |
10 |
40 |
No.3-1 -2 -3 |
|
FRP rupture FRP rupture FRP rupture |
1.46 0.79 1.37 |
30.2 16.9 26.3 |
20 |
40 |
No.4-1 -2 -3 |
نمونه افت و بارگذاری حداکثر
نمونه شماره (1) بدون شکاف با جدا شدن خمشى بتن از FRP منهدم شده و نمونه هاى (2) تا (4) در اثر پارگی FRP یا افت برشى بتن خراب شده است . نمونه هاى افتهاى معمول در عکسهای (2) نمایش داده شده است .
حداکثر بار براى نمونه هاى شماره (1) بین FRP پاشیده شده بتن 20.6 kN در متوسط سه نمونه میباشد. با مقایسه این مقدار با مقاومت خمشى ورقه هاى فیبر کربن در می یابیم که آنها هم سختى مشابهى دارند ، میزان مقاومت خمشى حدودا 80% مقاومت خمشى تحلیلی بوده است .
مقاومت لنگر شکافهاى پر شده با FRP بعلت غیر خطى بودن معلوم نیست چرا که نمونه هاى (2) تا (4) که داراى این شرایط بوده اند در اثر پارگی FRP یا افت برش بتن از بین رفته اند . هر چند عمق شکاف 5 میلیمتر خود به تنهایى جهت بوجود آوردن پارگی FRP موثر بوده است . متوسط حداکثر بار سه نمونه 97% مقاومت کششى بدست آمده از نمونه هاى نمونه بردارى شده می باشد .
توضیح کرنشFRP
شکل (4) توضیح کرنش FRP را براى پنج نمونه نشان می دهد . محورX فاصله بین مرکز به مرکز نمونه ها را نشان میدهد . شکافهاى بین 80 و 120 میلیمتر در نمونه هاى (2) تا (4) می باشند و در نمونه (1) مشاهده شده که در یک مقطع شیب توزیع کرنش از مرکز به سمت انتهاى نمونه به همراه افزایش بار حرکت می کند . این اثر بعلت خارج شدن از حالت خمش در ماده FRP می باشد .
در نمونه هاى (2) تا (4) کرنشها در فواصل دورتر از شکافها بسیار اندک است . از این نتایج این مطلب استنباط می شود که شکافهاى پر شده با FRP قابلیت لنگر دادن به FRP را دارد .
نمونه های استفاده شده برای آزمایش تیر
شکل (5) اندازه ها و جزئیات نمونه هاى تیر را نشان می دهد . نمونه ها به اندازه هاى یک سوم اندازه هاى واقعى تیرها و دالها ساخته شده اند ، اندازه : 300 ارتفاع و 200 عرض میلیمتر و نسبت برش 2 میباشد . عرض و ضخامت دالها به ترتیب500 و 50 میلیمتر است .
متغیر ازمایشی نوعى از لنگر FRP در سطوح تلاقى تیر و دال می باشد ، در نمونه (1) و (2)FRP بوسیله شکافهاى پر شده بوسیله FRP تحت لنگر قرار گرفت . در نمونه (2) میخهاى لنگر گیر M12 همچنین در سطح دال مورد استفاده قرار گرفته است . در نمونه(3)FRP تنها بوسیله میخهاى لنگر گیرM12 به سطح دال متصل شده است . بلوک هاى فولادى همچنین جهت لنگر دهى FRP در نمونه دال مورد استفاده قرار گرفته است . ضخامت FRP ، 3 میلیمتر در نظر گرفته شد تا سختى مساوى ورقه هاى فیبر کربن تقویت کننده نمونه هاى (22) تا (23) باشد .
آرماتورهاى D13 با مقاومت جارى شدگی 324 MPa و D4 با جارى شدگى 218 MPa به ترتیب به عنوان آرماتور اصلى و خاموت مورد استفاده قرار گرفته است . بتن مورد استفاده ، بتن با وزن معمولى و مقاومت 24 MPa می باشد .
حداکثر قطر ریز دانه 15 میلیمتر و مقاومت فشارى و کششى آن به ترتیب26.9 Mpa و 2.05 Mpa می باشد .
سیستم بارگذاری و اندازه گیریها
هر نمونه تحت ممان خمشى غیر متقارن در یک شکل بازگشتى قرار گرفته است ، زوایاى انتقال از1/400 تا 1/20 rad متغیر بود . اندازه گیرى این موارد تغییر مکانهاى افقى و عمودى بین بالا و پایین قطعه و کرنشهاى آرماتورهاى اصلی و خاموتها و FRP بود .
روند خراب شدن نمونه ها
نمونه ها پس از بارگذارى در عکس (3) نشان داده شده اند . تمام نمونه ها داراى بارگذارى پیچشى در دوره هاى بازگشت 1/100 انجام شده و در دومین سیکل بارگذارى تخریب FRP در گوشه هاى اتصال سطوح مشاهده شده است و FRP در قسمت کناره هاى تیر داراى حالت خارج شدن از حالت خمشى بود . در نمونه شماره (4) FRP دور نمونه هاى فولادى در دومین سیکل بارگذارى به اندازه 1/5 rad خورد . پس از آن تخریب FRP جابجا شده در طول ترکهاى برشى بتن ادامه پیدا کرد . در نمونه شماره (1) و (2) ترکهاىFRP به دور گوشه تیر در انتهاى تیر در سیکل بارگذارى دوم به میزان 1/5 rad اتفاق افتاد . در سیکل بارگذارى FRP , 1/33 rad در طول گوشه تیر به سمت جهت محور تیر پاره شد ، تخریب FRP در گوشه هاى تیر در این حالت مشاهده نشد .
نمودار نیروى برشى در مقابل زاویه انتقال در شکل (6) دیده میشود . زاویه اى که در آن افت زیاد نیروى برشى مشاهده شد در نمونه هاى (1) (2) (3) و (4) مشاهده شد . همچنین در این آزمایش موثر بودن شیارهاى پر شده با FRP براى انتقال لنگر در تیر مشاهده شد .
مقایسه بین تقویت FRP با پاشیدنی و ورقهای فیبر کربن
نیروى برشى در مقابل منحنى زاویه انتقال با همین نمودارها در تقویت با ورقهاى فیبر کربن نشان داده شده است . نمونه هاى تیر T شکل با اندازه ها و مشخصات مشابه استفاده شده در FRP پاشیدنی براى فیبر کربن استفاده شده تا تاثیر تقویت ورق فیبر کربنی را مورد بررسی قرار دهیم .
نمونه شماره (11) بوسیله ورقه هاى فیبر کربنى تقویت نشده بود و نمونه هاى شماره (22) و (23) یک لایه ورقه فیبر کربنى 200 KJ/m تقویت شده بود . در نمونه هاى (22) و (23) ورقهاى فیبر در گوشه هاى اتصال سطوح در تیرها بوسیله میخهاى لنگر گیر محکم شده بودند . در نمونه شماره (22)
میخهاى لنگر گیر در هر دو سطوح تیر و دال استفاده شده اند . در نمونه شماره (23) ورقه ها تنها به سطوح دال متصل شده بودند .
منحنى هاى ساختارى براى این نمونه ها در شکل (7) نشان داده شده است . نمونه شماره (11) بدون نقاط پیچشی تنها در اثر برش از بین رفت . بقیه نمونه هاى (1) تا (4) حالت افت تخریب را به همراه شکل تخریب پیچشی دارا بودند . اثر تقویت بوسیله FRP پاشیده شده ، شناخته شده است و با مقایسه نمونه هاى (1) تا (4) با نمونه هاى (22) و (23) نشان می دهد که رفتار FRP با فیبر کربن تا حدود 1/5 rad مشاهده شده است . پس از گذشتن بارگذارى از 1/33 rad نمونه هاى تقویت شده با FRP مقاومت شکننده ترى را نسبت به نمونه هاى تقویت شده با فیبر کربن نشان می دهد .
این بعلت تخریب FRP در گوشه هاى تیرهاست . مقاومت کششى FRP پاشیدنى و ورقه هاى فیبر کربن در واحد عرض به ترتیب268 KN/mm و 541 KN/mm است .
توزیع کرنش FRP
توزیعهاى کرنش FRP در بارگذارى حداکثر هر سیکل بارگذارى در شکل (8) نشان داده شده است . دیاگرامهاى سمت چپ براى نمونه (2) و سمت راست براى نمونه (3) می باشد . دیاگرامهاى بالایى توزیعهاى کرنش را در کناره هاى تیر و دیاگرامهاى پایینى توزیعهاى کرنش را در گوشه هاى تیر نشان میدهد . حداکثر کرنش FRP حدود 3 تا درصد می باشد .
در نمونه شماره (2) کرنشهاى گوشه ها در دو انتهاى تیر بیشتر از مقادیر واقعى تخریب می باشد و باعث پارگی FRP در گوشه ها می شود . در نمونه شماره (3) کرنشهاى منفى اتفاق می افتد . چرا که حالت عکس خمشى در کناره هاى تیر اتفاق می افتد .
جمع بندی
این روش تقویت بوسیله فیبرهاى شیشه با رزین وینیل استر قابل استفاده براى تقویت تیرهاى بتن آرمه میباشد . جمع بندیها بصورت زیر می باشد
1) همه نتایج آزمایش خمش و آزمایش تیر نشان می دهند که شیارهاى پر شده توسط FRP براى انتقال لنگر FRP به بتن کارآیى دارد .
2) عمق شیار به مقدار 5 میلیمتر جهت ایجاد حالت پارگی درFRP به تنهایى کفایت می کند .
3) افت FRP در محلهاى برخورد سطوح بین تیر و دال در حالت استفاده از انتقال ممان با شیارهاى پر شده از FRP مشاهده نشد و در نهایت FRP در زاویه پیچش 1/5rad در کناره هاى تیر شروع به پاره شدن میکند .
آلومینیوم AL
آلومینیوم فلزی است نقره ای رنگ و جلاپذیر ، نرم و سبک که به آسانی می توان به آن شکل داد . پس از آن هم پر مصرف ترین فلز صنعتی است و مصرفش پیوسته در افزایش می باشد. نزدیک به 5/7% وزن پوسته زمین آلمینیوم است که بیشتر آن ترکیبات سیلیکاتی است .
فلز آلمینیوم را از Bauxit که سنگ ته نشسته است می گیرند . فلزی است نو و چون گرفتن اکسیژن از آن دشوار بود ، سالهای به درازا کشید ، تا آلمینیوم خالص ساخته شود . اگر چه صدهای میانی زاج (سولفات AL,k) را می شناختند ، اما از فلز المینیوم آگاهی نداشتند.
در سال 1807 Humphrey Davy انگلیسی گمان برد که خاک رس باید فلزی داشته باشد که با اکسیژن ترکیب شده است و این فلز را Alumina=رس یا Alumen=زاج).Davy با آنکه تلاش زیاد کرد ، نتوانتست فلز آلمینیوم را بسازد.
در سال 1821 Pierre Berthier فرانسوی ، در جنوب فرانسه در بخش Baux سنگ المینیوم کشف کرد و آن را Bauxit نمامید.
در سالهای 1825 تا 1886 کارشناسان کشورهای صنعتی تلاش فراوان کردند تا توانستند فلز المینیوم بسازند این کار 61 سال به درازا کشید .
در سال 1896 Heoult فرانسوی و Hall امریکایی جدا از همدیگر ، از راه تجربه برقی ، المینیوم ساختند . در سال 1892 روش امروزی گرفتن آلمینیوم از سنگ Bauxit به یاری سود سوزاور و از راه تجربه برقی را پیدا کردند.
در سال 1919 Hoopes برای نخستین بار آلمینیوم خالص ساخت .
در سال 1948 در کانادا ، پل قوسی Arvida به درازای 153 متر و به دهانه 85.5 متر با 170 تن المینیوم ساخته شد.
بوگزیت
هایی برای ساخت المینیوم مصرف می شوند که دارای تا 65%
و تا 28%
و تا 8% Si
و 12 تا 30% آب شیمیایی
باشند.
کانهای بوگزیت در جنوب فرانسه ، هنگری ، یوگسلاوی ، یونان ، روسیه ، هندوستان هند ، و چین ، برزیل ، استرالیا ، افریقای باختری ، کانادا د ، کشور USA و جاهای دیگر پیدا شده است . در ایران در دوپلان بختیاری ، بهبهان ، ارومیه ، ماهان ، جابان راه فیروز کوه و کویر ، بوگزیت پیدا کرده اند .اگر بیشتر کاوش کنند ، باشد که در جاهای دیگر و به اندازه زیاد سنگ آلمینیوم پیدا شود . از زاج و خاک رس هم می شود آلمینیوم گرفت . آلمانیها در جنگ دوم از خاک رس (هیدر سیلیکات آلمینیوم ) فلز المینیوم گرفتند ، اما چون ارزش سنگ المینیوم در برابر هزینه ساختن فلز المینیوم ناچیز است ،از این رو آلمینیوم را از بوگزیت (هیدرواکسید آلمینیوم و اکسید آهن و اکسید تیتان و سیلیس) می گیرند.
در ایران ، تا کنون سنگ بوکزیت به اندازه صنعتی نشده است چون فراورده کارخانه المینیوم سازی اراک باید به ششصد هزارتن برسد ، نیاز به یک میلیون و پانصد هزارتن سنگ بوگزیک خواهد داشت . فراهم کردن آن نه آسان است و نه ارزان ، این است که می خواهند از روشی که در دانشگاه مکزیکو به آن دست یافته اند بهره گیری کنند.
با
این روش می شود از هیدرو سولفات کالیم آلمینیومS
4
و
(S
اکسید المینیوم
گرفت و از ان در المینیوم
سازی اراک فلز Al ساخت.
میان
قزوین و سراب کانهای سولفات المینیوم با عیار نزدیک به 28% پیدا شده است که دارای
75 میلیون تن فلز المینیوم هستند . برای ساختن اکسید آلمینیوم
می خواهند از این کانیها
بهره برداری کنند.
آلمینیوم سازی
آلمینیوم ، سخت با اکسیژن ترکیب شده است . از این رو با گرما دادن به اکسید المینیوم در کنار زغال نمی شود فلز آن را گرفت .این است که ساخت آلمینیوم را در دو نوبت انجام می دهند.
نخست اکسید آلمینیوم را از بوگزیت جدا می کنند و دوم ، فلز آلمینیوم را از اکسید آن می گیرند ، جوری که در زیر نوشته است:
1. سنگ بوگزیت به
عیار 40% و بیشتر را در سنگ شکن خرد می کنند . سنگ خرد شده را در کوره گردنده خفته
خشک می کنند. خرده سمگ شده را در اسیاب ساچمه ای اسیاب می نمایند تا گرد شود . گرد
بوگزیت خشک را در محلول 45% سود سوزآور Na
OH خمیر می کنند . از این
خمیر در گرمخانه (Autoklav) در گرمای 170 درجه ، زیر فشار 6 تا 8 بار
محلول Na
می شازند که ناخالصی های بوگزیت
(اکسید آهن ،اکسید تیتان و سیلیس ) حل نشده می مانند.به مخلوط باز هم محلول کم
مایه سود سوزآور می افزایند تا آبکب گردد و جسمهای حل نشده آن ته نشین شوند و
محلول آبکی ی Na
روان گردد.این محلول آبکی
را پس از صاف کردن ، در خنک کننده سرد می کنند ، محلول ابکب سرد شده را در دستگاه
هم می زنند تا
از محلول سود سوزآور 17%
جدا شود .به سود سوز اور آبکی گرما می دهند تا مایه آن به 45% برسد و از نو آن را
مصرف می کنند. هیدرواکسیدالمینوم جدا شده ، دارای جلای فلزی
است و خیلی کم هم سیلیس و اکسید آهن دارد. ان را در کوره گردنده به درازی 50 تا 60
متر که با گاز آتش می شود ، در گرمای 1200 تا 1300 درجه خشک می کنند تا
به جا ماند.
2.
گرد اکسید آلمینیوم را با گردگدازآور Kryoliht=N
در تشت تجزیه برقی در
گرمای 900 تا 950 درجه اب می کنند. این گدازآور درجه گرمای آب شدن اکسید آلمینیوم
را از 2050 درجه به زیر 1000 درجه پایین
می آورد. بدنه درونی تشت برقی از گرافیت پوشیده شده (کاتود) و آنود آن کُک است پس از روان شدن برق ، اکسید آلمینیوم
آب شده تجزیه می شود ، اکسیژن از انود (الوارهای کوک) کربن می گیرد و C
می گردد. فلز المینیوم در
تشت کاتود ته می نشینند که ان را به تغاری می مکند. و در کوره های برقی آب می کنند
و به شکل قرص آلمینیوم خام به عیار 7/99% می ریزند. برای ساختن یک کیلو گرم
المینیوم (گرفتن اکسیژن از اکسید)7/13 تا 16 کیلو وات ساعت برق مصرف می شود. از این
رو کارخانه المینیوم سازی در جاهایی باید ساخته گردد که انرژی برق ارزان باشد.

ویژگیهای المینیوم
وزن
ویژه ان
/t 64/2 است و در کرمای 658 درجه آب می شود.گرد
المینوم با شعله سفید رنگ می سوزد و اکسید المینیوم
می شود و گرمای زیادی پس
می دهد ، از این خاصیت برای جوش دادن فلزها بهره گیری می کنند.
آلمینیوم با گرما دیدن باز می شود هر متر میله المینیومی برای هر درجه بالا رفتن گرما (از صفر تا 100درجه) 2400/0م م دراز می شود. گرما رسانی آلمینیوم خوب است (چهر برابر فولاد و دو سوم مس)برق رسانی آن هم خوب است. برای رساندن یک جریان برق معیّن ، با سیم آلمینیومی و سیم مسی ، سطح برش سیم آلمینیومی 6/1 برابر مس و ، وزنش نصف وزن م مس است.
تاب
کششی آلمینیوم ریخته 90 تا 120 و تاب کششی المینیوم نورد خوردن یا کشیده شده
/N130 تا 180 و تاب کششی چند
جوش آلمینیومی و مس و منیزیم Al
Cu mg برابر فولاد است و تا
/N580 می رسد.
ضریب
برجهندگی المینیوم خالص 60000 و چند جوش آن به
/N70000 می رسد. اگر
آلمینیوم ، سرد کشیده شود یا سرد نورد بخورد ، تاب و برجهندگی و سختی آن افزایش می
یابد ، به این آلمینیوم نباید گرما داد ، زیرا در گرمای 360 تا 500 درجه خاصیت
هایش را کم می کند . برای ساختن برگهای المینیومی نازک تر از یک میلیمتر ، آن را
سرد نورد می زنند یا پرس می کنند.
المینیوم
در بربر هوای خشک ، اسید کربن ،
و جوهر شوره پرمایه پایدار است .
آب دریا ، جوهر گوگرد، جوهر نمک ، جوهر شوره کم مایه ، قلیاییها و ملات تازه آهک و
ملات تازه سیمان در ان اثر می کنند. سولفات ها در المینیوم بی اثرند . اسید کربن و
بویژه جوهر گوگردی مه در دود هست با المینیوم سولفات درست می کند
از این رو نباید با آلمینیوم
دودکش ساخت . المینیوم را با قیچی یا قلم و ضربه های چکش چوبی یا لاستیکی می برند .آلمینیوم
و چند جوش های آن زهری نیستند . هرچه آلمینیوم خالص تر باشد ، فلز خوری در آن کمتر
پیدا می شود.
**المان با مجسمه تفاوت دارد.... **متاسفانه سوء برداشتها و سوءء مدیریتها و تا حدی نیز عدم اطلاع و
آگاهی کافی از این دو مقوله سبب شده که متولیان شهرسازی و معماری ما در سطح شهرها
خیلی سبک و پیش پا افتاده با مسئله ی فوق برخورد کنند و به قولی با قرار دادن چند مجسمه
با نام میادین اصلی سر و ته قضیه را به گکونه ای به هم بیاورند....! مجسمه هایی که
بدون اینکه هیچگونه فکر و جاذبه ای در شخص ایجاد کنند مستقیما منظور خود را بیان
میکنند و در نتیجه حتی برای لحظه ای نیز نمیتوانند نگاه مخاطب را روی خود حفظ
نمایند و طبعا نمیتوانند در دراز مدت اثری ماندگار و جزو ویژگی های منطقه به حساب
آیند.....
تفاوت اصلی مجسمه با المان در نگاه انتزاعی و غیر
مستقیم المانهاست به یک موضوع! نگاهی که ذهن انسان را بعنوان یک موجود متفکر درگیر خود میکند....لقمه
ای آماده نیست که در دهان انسان گذارده شود! فکر و اندیشه و تامل انسان را در
برخودر با خود میطلبد.... در حرکت انسان مکث و تامل ایجاد میکند و همین ویژگی باعث
ماندگاری آن میشود چرا که آنچه موجب درگیری ذهن شود در اذهان باقی میماند..... اما
مجسمه خیلی پیش پا افتاده و به قول معروف شسته رفته گویی لقمه ای آماده را در دهان
فرد میگذارد و مفهوم را مستقیما به وی عرضه میدارد.....در گیری فرد با موضوع به
سطح نزول میکند و در چنین حالی و از چنین اثری نمیتوان انتظار ماندگار شدن و اثر
گذاری در ذهن را داشت.... علاوه بر
این مجسمه پیکره ایست تراشیده شده از سنگ یا یک نوع از مصالح خاص....معممولا تنوع
خاصی ندارد و کالبدی یکنواخت است در صورتیکه المانها چه به لحاظ فرمها وئ آرایه
های به کار رفته و حتی چه به لحاظ مصالح و رنگها و تزئینات معمارانه میتوانند
سرشار از تنوع و زیبایی باشند... المان یک ترکیب معمارانه است چرا که در آن از
هندسه و ویژگی های درونی اشکال و احجام استفاده میشود در صورتیکه هنر پیکره سازی و
مجسمه سازی مقوله ی دیگریست که مستقیما در این گروه طبقه بندی نمیشود .... اما در
برخی موادر ما مجبوریم برای نشان دادن مکانی خاص از مجسمه استفاده کنیم مثلا
مکانهایی که به نام شخصیتی خاص معرفی شده اند و هدف نشان دادن چهره یا پیکره ی
شخصیتی خاص میباشد.... این شخصیت را نمیتوان با خط و صفحه نشان داد! اما در اکثر
موارد برای نشان دادن مفاهیم و موضوعات و بویژه آنچه که اصولا شکل خاصی ندارد و
صرفا مفهومی را بیان میکند استفاده از آرایه ها و المانها ضروری است.....
انواع المان
:
المان نمایشی:
المانهای نمایشی همانگونه که از اسمشان بر میآید صرفا جنبه ی نمایشی -
هنری و زیبایی دارند - مفهوم خاصی را اصولا بیان نمیکنند و هدف و رسالتی برای
القاء مطلبی به بیننده و یا انتقال پیامی ب وی را ندارند....ترکیباتی هستند
انتزاعی از برخورد توده ها - احجام - اجزاء سازه ای و صفحات (به نوعی بازی با خط و
حجم و صفحه با توجه به ویژگی های هندسی و روابط درونی آنها) که تنها به لحاظ ویژگی
های زیایی شناسانه و تعادل بصری و هنری میتوانند با گروهی خاص از انسانها ارتباط برقرار
کنند... این خاص بودن مخاطب از ویژگی های منحصر به فرد یک المان نمایشی میباشد....
یعنی در هر مخاطبی احساس تعلق و تامل را بوجود نمیآورد لذا به دلیل نوع مخاطببن آن
که طبعا افرادی هستند که بیشتر درگیر مسائل هنریند و تعادلها و نظامهای هندسی را
میشناسند و در مورد سبکهای هنری و هنر مفهومی و انتزاعی مطالعه دارند اینگونه
المانها در سطح شهر ها کمتر دیده میشوند و مکان استقرار آنها نیز طبعا گالریهای
هنری - نمایشگاههای
آثار هنری و به طور کلی مکانهایی میباشد که مخاطب خود را پیدا کنند...
میدان e'yre در پارک
شهر مادرید (اسپانیا)
المان بیانی :
همانطور که از نام آن پیداست هدف طراح از خلق این اثر بیان مطلب خاصی
میباشد ....بعبارت دیگر قطعا مفهومی در پس آن نهفته است و طراح اثر رسالتی را در
انتقال پیامی خاص دنبال میکند.... حال این میتواند ثبت واقعه ای خاص در مکان مورد
نظر باشد و یا مفهومی خاص را با توجه به نام و ویژگی های منطقه به بیننده القا
کند..... ویژگی بسیار مهم المانهای بینی در عام گرایی آنهاست یعنی میبیاست بتوانند
با مخاطب عام و عادی که از هنر سررشته ی چندانی ندارد نیز ارتباط برقرار کند و لذا
دقت نظر طراح در خوانایی و شیوایی بیان مطلب در عین انتزاعی بودن فرم ها و استفاده
از آرایه های معمارانه (که پیشتر در مورد آن گفته شد) از اهمیت والایی برخوردار
است.... مکان
قرار گیری این نوع المانها طبعا برای برقراری ارتباط بیشتر با مخاطبین وسیع تر در
جامعه در سطح شهر و بویژه در میادین شهری است... معمولا المان مورد نظر با نام
میدان یا منطقه ی شهری مورد نظر ارتباط دارد.... ویژگی مشترک این نوع المانها و
المانهای نمایشی تنها در به کار گیری نظامی مشترک برگرفته از هندسه - آرایه ها -
اشکال و احجام هندسی و تلفیق و ترکیب آنها به شکلی زیبا و نظام مند است حال آنکه
به این ترکیبات تعادلی و بصری در این مرحله عنصر مفهوم و بیان موضوع را نیز اضافه
میکنیم.... اما کاملا انتزاعی - غیر
مستقیم و در لفافه....
میدام ضد مشهد (در حال حاظر تخریب شده)
المان عملکردی :
این نوع از المان تا حدی از تعاریف فوق فاصله میگیرد چرا که عنصر
عملکرد برای ما محدودیتهایی به لحاظ قوانین فرمی ایجاد خواهد نمود و در این مرحله
خلق فضا با استفاده از همان آرایه ها و عناصر بصری را خواهیم داشت....فضایی که
انسان ولو برای مدتی درون آن و یا در اطراف آن استقرار می یابد و از آن عملکرد
استفاده مینماید لذا میایست اصول و قوانین زیستی انسان و استانداردهای طراحی محیط
زیست میبایست در آنها رعایت شود.... طراحی چنین فضاهایی نیاز به تحقیقات بیشتر و
همچنین یک برنامه ی فیزیکی مدون دارد.... بعبارت
دیگر برای طراحی اینگونه فضاها طراح ملزم به دانستن یک سری از نیازهای خاص انسان
در ارتباط با ثابتها و استانداردهای بدنی و نیازهای انسانی برای استفاده ی بهینه
از موضوع مورد طراحی میباشد... ویژگی دیگر اینگونه المانها در تعداد بیشتر آنها در
سطح شهر ها میباشد..... چرا که عنصر عملکرد ایجاب میکند در هر مکانیکه نیاز به موضوع
مورد نظر باشد نمونه ای از آن وجود داشته باشد به طور مثال ایستگاههای اتوبوس -
مترو - کیوسکهای تلفن - دکه های روزنامه فروشی - سردرها و مکانهای خدمات و اطلاع
رسانی در سطح شهر ها و همچنین انواع چراغها و تاسیسات خاص شهری در صورتیکه موارد
فوق دارای طراحی قوی - منحصر به فرد - شاخص و با استفاده از اجزاء و نظامهای هندسی
و بصری که پیشتر ذکر آن رفت توسط متخصصین و هنرمندان ساخته شوند و ویژگیهای بصری و
هنری باز هم اولین عامل در بازشناسی یک اثر ماندگار است..... در صورتیکه یک سازه ی
عملکردی دارای زیبایی و نظام هنری باشد میتواند برای هر شهر به سبک خود طراحی شده
و با سایر شهرها متفاوت باشد (مثلا
بگوئیم در فلان شهر ایستگاهای اتوبوس یا دکه های روزنامه فروشی به این شکل ساخته
شده اند و این خود یکی از ویژگی ها و شاخصه های آن شهر میشود ) از این نظر و به دلیل گستردگی تعداد المانهای عملکردی در سطح شهرها
وسطح وسیعتری از مخاطبین که پوشش میدهند میتوانند نشان از اهمیت و موقعیت خاص این
نوع از المانها داشته و مسئولیت دقت نظر بیشتری را از متولیان زیبا سازی و برنامه
ریزی شهرها میطلبد..... مکان قرار گیری این نوع المانها در سطح شهرها و هر جا که
انتظار کار بری مورد نظر میرود میباشد و متناوبا به چشم میخورند....
نمونه ی
ایستگاه اتوبوس ( curtiba - برزیل )
***نکته*** هر گونه
برج یا آسمان خراش منحصر به فرد چه به لحاظ معماری و چه به لحاظ ارتفاع و یا اهمیت
منطقه ای میتواند نقش یک المان عملکردی را ایفا کند به شرطی که در منطقه ی مورد
نظر تک و شاخص باشد مانند برج مخابراتی میلاد در تهران.....
برج
مخابراتی میلاد (تهران)
*** اما ویژگی مشترک تمام المانها علاوه بر استفاده از آرایه های هدسی و
معمارانه در قابل بازی با صفحات - فرمها و احجام مقیاس
انسانیی میباشد که میبایست داشته باشند بعبارت دیگر المانها با توجه به
فاصله ای که به طور معمول و استاندارد انسانها از کنار آن عبور میکنند یا از آن
فاصله به آنها نگاه میکنند - عمق میدانی که درآن قرار دارند ـ وسعت فضایی که پوشش
میدهند همچنین عملکرد و اهمیتی که از آنها انتظاار میرود دارای ابعاد - ارتفاع و
استانداردهای منحصر به فرد میباشند که میبایست علاوه بر اینکه در منطقه مورد نظر
کاملا جلوه نمایند افراد از نگاه کردن به آنها احساس آرامش و حظ بصر داشته باشند..... در واقع المانها میبایست به محیط مقیاس انسانی بدهند.....
*** المانها میتوانند به صورت تلفیقی از دو یا حتی هر سه نوع شکل موجود
باشند یعنی المانی جنبه ی نمایش - بیانی داشته
باشد یا بیانی - عملکردی یا نمایشی - عملکردی و حتی مواردی نیز وجود دارد که هر
سه نوع این مفاهیم در آنها به چشم میخورد.... !
به طور مثال میدان آزادی (شهیاد سابق) در تهران
نمونه ای از المانهای عملکردی- بیانی است که
هم دارای عملکرد میباشد (موزه و فضایی زیستی برای کاربری انسان در بالای آن تعبیه
شده) و هم به لحاظ بیان مفهوم آزادی طراح سعی کرده با همان فرمها و ویژگیهای هندسی
و معمارانه منظور خود را در قالب انتزاع بیان کند.....
میدان
آزادی - شهیاد (تهران)
یا المان تئاتر شهر تبریز المانی نمایش- عملکردی میباشد که علاوه بر کاربری فوق از
نوعی نظام تعادلی بصری با استفاده از سازه های کابلی و آرایه های معمارانه در آن
استفاده شده و بدون اینکه طراح نیازی به انتقال پیامی خاص در آن ببیند صرفا جنبه ی
زیبایی شناسانه و هنری دارد.....
الگوی تدریس مبتنی بر نظریه فرا شناخت Metacognition
مقدمه:
فرا شناخت عبارت است از آگاهی فرد بر نظام شناختی خود و کنترل و هدایت آن در ادبیات روان شناسی، شناخت را معمولا˝ مترادف با تفکر می آورند. بنابراین، فراشناخت را می توان آگاهی بر جریان تفکر و کنترل و هدایت آن هم تعریف کرد. جریان شناخت در نظریه روان شناسی شناخت انسان را عبارت می دانند از:
دریافت، پردازش، نگهداری و انتقال اطلاعات، فراشناخت فعالیتی است که کنش های مربوط به چهار عنصر یادشده را در برمی گیرد و بر آنها نظارت دارد.
معلمان در مدارس باید ابتدا دانش آموزان را به روش دریافت، پردازش و نگهداری و انتقال درست اطلاعات فراخوانند و سپس آنها را ترغیب کنند تا جریان فعالیت های ذهنی را که انجام می دهند، مورد بازنگری و اصلاح قرار دهند.
هدف:
هدف اساسی نظریه فرا شناخت کمک به دانش آموز برای اندیشیدن و پرورش مهارت فکر کردن است. هدف دیگر آموزش فراشناخت، پرورش مهارت های انتقال یادگرفته ها در موقعیت های متعدد است.
راهبردهای فرا شناخت دارای اهمیت فوق العاده است، و در آموزش دروس متعدد از آنان بهره گرفته می شود. راهبردهای فرا شناختی، نیازهای یادگیری فراگیران را برطرف می سازد. راهبردها آن دسته از فعالیت های ذهنی و عملی هستند که راه رسیدن به هدف ها را هموار می سازند.
موضوع: میکروب ها (آغازیان ساده)
هدف کلی: آشنایی با طبقه بندی جانداران ذره بینی، صفات عمومی و ساختمانی آنها و اثراتی که در زندگی ما دارد.
مراحل اجرای الگو
مرحله نخست: آماده سازی
در مرحله آماه سازی معلم تلاش می کند تا دانش آموزان را ترغیب کنند 3 دسته فعالیت را انجام دهند .
- تصمیم گیری درباره هدف
- پیش بینی روش حل مسئله و انتخاب راهبرد
- بررسی دانش پیشین مورد نیاز
با استفاده از تصویر توجیهی برای به دست آوردن تعریف میکروب و در صورت وجود میکروسکوپ مشاهده باکتری ها و میکروب ها و مطالعه کتاب و مشاهده تصاویر کتاب و مقایسه آنها با باکتری ها و میکروب ها درزیر میکروسکوپ.
مرحله دوم: نظم دهی
مرحله بروز دادن فعالیت های ذهنی ارزشیابی از خود، هم از نظر فعالیت های فکری و هم از نظر فعالیت علمی است، فعالیت های فکری مربوط به یافتن راه حل ها و گزینش شیوه کار و شکل دادن نگرش خاص به موضوع و بررسی پیش نیازها است .
تهیه نقاشی و کلاژ برای نشان دادن نوع باکتری و از طریق آن نوع بیماری و انجام آزمایش کشف میکروب، مقایسه باکتری ها و میکروب ها و در جستجوی تعاریف برای میکروب ها و ویروس ها .
مرحله سوم: ارزشیابی
معلم دانش آموزان را وادار می کند تا درباره ی یادگرفته های خود قضاوت کنند و از آنان خواسته می شود عملکرد خود را ارزشیابی کنند.
دانش آموزان: برای فعالیت های مفید و مضر باکتری ها چند مثال می آورند :
- تفاوت ساختمان باکتری و ویروس را شرح می دهند و خصوصیات هر یک را از نظر ساختار و فعالیت حیاتی شرح می دهند.
- آزمایشی برای کشف میکروب ها طراحی می کنند.
- طرز تولید مثل باکتری ها و ویروس ها را با رسم شکل نشان می دهند.
- نمونه هایی از آغازیان را جمع آوری و مشاهده می کنند.
فرا شناخت و کاربردهای آن در آموزش
رویکرد خبر پردازی مجموعه ای نظریه است که وجه اشتراک همه ی آنها این است که یادگیری انسان را یک فعالیت مستمر پردازش اطلاعات می داند. این رویکرد به مطالعه ی راههایی می پردازد که آدمیان به توسط آنها دانش را کسب ، ذخیره و یادآوری می کنند و مورد استفاده قرار می دهند.
در روانشناسی خبر پردازی ، فرایندهای خبر پردازی در انسان با فرآیندهای خبر پردازی در کامپیوتر شبیه دانسته شده اند. به طور کلی روانشناسان در تمام طول تاریخ روانشناسی سعی کرده اند فرآیندهای ذهنی و رفتاری انسانها را به کمک الگوهایی خارج از انسان تبیین کنند که عمده ترین آنها ماشین بوده است، حال با موضوع ساعت یا پیشرفته ترین آن یعنی کامپیوتر. همین توجه به ماشین در نهایت منجر به پایه گذاری ، مهندس شناختی توسط نورمن گردید که معتقداست نظام های تعاملی بین انسان و ماشین از میزان اشتباهات انسان می کاهد.
تعریف یادگیری در رویکرد خبر پردازی :
یادگیری ، توانایی انجام ماهرانه یک تکلیف است که شامل : یادآوری هدفمند وعملکرد ماهرانه می باشد.
قوانین یادگیری :
1) قانون رابطه علی : یعنی بین عمل و بازده عمل یک رابطه ی علی وجود دارد.
2) قانون یادگیری علی : یعنی اعمالی که بازده مطلوب دارند تکرار شوند و اعمالی که بازده نامطلوب دارند تکرار نشوند.
3) قانون بازخورد اطلاعاتی : یعنی نتیجه یک رویداد بعنوان اطلاع یا خبر درباره ی آن رویداد عمل می کند.
شیوه های یادگیری:
1) افزایش یادگیری : رمز گردانی اطلاعات جدید بر حسب طرحواره های قدیم که بیشتر شامل جذب است.
2) شکل گیری ساختار: یادگیری طرحواره های تازه مثل : رانندگی در دفعه ی اول که دشوارترین نوع یادگیری است.
3) دقیق شدن : انطباق کامل دانش به یک تکلیف ، در این روش تمرین زیاد لازم است. تندترین شیوه ی یادگیری است در واقع دقیق شدن یعنی پالایش یک طرحواره ی جدید.
4) یادگیری از راه قیاس : مقایسه ی طرحواره ی جدید با قدیم. در این روش باید ابتدا طرحواره ی مناسب یافت شود و در موقعیت جدید بکار رود یعنی بر اساس مدلهای قبلی، تجارب تازه ارزیابی و تفسیر شوند.
نظام یاد:
در نظریه های خبر پردازی فرایندهای یادگیری ، بیاد سپاری و یادآوری در ارتباط با یکدیگر مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرند.
حافظه ی حسی: نخستین مرحله خبر پردازی است که به آن مخزن حسی یا ثبت حسی نیز می گویند. در واقع نظام کلی گیردنده های حسی ما را حافظه حسی می گویند. این گیرنده ها تأثیرات محرکها را برای 1 تا 3 s در خود نگاه می دارند و در این فاصله اطلاعات انتخاب شده به حافظه کوتاه مدت بر اثر توجه فرستاده می شود و بقیه حذف یا فراموش می شود . پس نخستین عامل مهم در یادگیری توجه و دقت است.
حافظه کوتاه مدت: اطلاعات در حافظه کوتاه مدت به صورت ( صوتی ، دیداری ، معنایی ) رمز گردانی می شوند و حدود 30s در حافظه کوتاه مدت باقی می ماند که اگر ( تمرین یا مرور، بسط معنا و سازمان دهی) شوند به حافظه دراز مدت می روند.
اطلاعات حافظه کوتاه مدت از دو منبع تغذیه می شوند: 1- حافظه حسی 2- حافظه دراز مدت.
حافظه کوتاه مدت را حافظه هشیار نیز می گویند . زیرا از تمام محتوای آن آگاه هستیم . همچنین به آن حافظه فعال نیز می گویند. زیرا بطور فعال در ارتباط با اطلاعاتی است که می خواهند به حافظه دراز مدت برود . حافظه کوتاه مدت برای رفع نیازهای آنی بکار می رود و گنجایش آن محدود است:
2 7 قطعه یعنی حفظ کردن دو شماره تلفن 7 رقمی از عهده حافظه ما بر نمی آید.
حافظه دراز مدت: حافظه ی تمام عمر می باشد . اگر اطلاعات ر مز گردانی و تکرار و معنا دهی شوند به حافظه دراز مدت برای همیشه راه می یابند.
انواع حافظه ی دراز مدت:
1) حافظه رویدادی: خاطرات ، فیلم ذهنی
2) حافظه معنایی: معنا بصورت گزاره (علی کتاب را خرید) یا طرحواره ( خریدن از فروشگاه) ذخیره می شود.
3) حافظه روندی : چگونگی روند انجام یک کار مثل : تعمیر کردن ، بازی کردن
گنجایش حافظه دراز مدت نامحدود است و طول مدت نگهداری اطلاعات از چند دقیقه تا تمامی عمر بطول می انجامد. بزرگترین محدودیت حافظه دراز مدت ، غیر فعال بودن آن است که بازیابی را مشکل می سازد.
فرایند های حافظه یا شناخت:
1) مرور: دو کار می کند: حفظ اطلاعات در حافظه کوتاه مدت و انتقال آنها به حافظه دراز مدت . بهترین روش مرور دسته بندی ویژگیهای مشترک و همگون سازی پس تکرار و مرور است.
2) معنا دهی : استفاده از اطلاعات موجود در طرحواره های قبلی برای فهمیدن مطالب جدید. اینکار با افزودن جزئیات و شاخ و برگ بیشتر بهتر صورت می پذیرد.
3) سازماندهی : بهترین شیوه یادگیری مطالب پیچیده است که بر اساس شباهتها و تفاوتها استوار می باشد.
یادآوری و فراموشی:
فراموشی یعنی ناتوانی در بیاد آوردن اطلاعات از حافظه دراز مدت . شاید اطلاعاتی که فکر می کنیم فراموش کرده ایم اصلاً به حافظه دراز مدت وارد نکرده ایم پس یادگیری یعنی اندوزش اطلاعات در حافظه دراز مدت و فراموشی واقعی یعنی از بین رفتن اطلاعات در حافظه دراز مدت.
بطور کلی :
علت فراموشی در حافظه حسی: بی توجهی
علت فراموشی در حافظه کوتاه مدت: گنجایش محدود ( جانشینی اطلاعات جدید بجای قدیم ) ، محواثر ( حذف خود بخودی)
علت فراموشی در حافظه دراز مدت:
1) سرکوب یا واپس زدن: ناتوانی بیاد آوردن رویدادهای ناخوشایند( فراموشی هیجانی)
2) تداخل : بازداری پس گستر و بازداری پیش گستر
3) مشکلات بازیابی: نداشتن سرنخ ها و نشانه ها
نتیجه گیری:
تعریف یادگیری: انتقال اطلاعات به حافظه دراز مدت همان یادگیری است.
تعریف یادآوری: استفاده از اطلاعات حافظه دراز مدت به صورت :
1) بازشناسی : تشخیص درست مطلب از میان مطالب دیگر
2) بازخوانی : فراخوانی از حافظه
ویژگیهای کلاسی نورمن _ خبر پردازی:
1- شناخت معلم از ساخت شناختی دانش آموز 2- اجازه دادن معلم به دانش آموز برای طرح سؤالات
3- ارائه مطالب متناسب با ساخت شناختی دانش آموز 4- کم دانستن و زیاد دانستن مانع سؤال توسط دانش آموز می شود.
5- باید نوعی توازن بین ساخت شناختی و مطالب ارائه شده باشد.
راهنمایی هایی به معلمان در استفاده از نظریه ی خبر پردازی
توجه دانش آموزان را به مطالب درسی جلب کنید.
مثال :
1) پیش از آغاز درس توجه دانش آموزان را به خود جلب کنید. با یک سؤال درس خود را شروع کنید تا کنجکاوی دانش آموزان را برانگیزید.
2) تحرک داشته باشید، از حرکات سر ودست خود استفاده کنید، از یکنواخت صحبت کردن بپرهیزید.
3) با نزدیک شدن به دانش آموزی که در ضمن تدریس شما حواسش پرت شد، توجه او را به خود جلب کنید. نام او را صدا بزنید، و در صورت امکان سؤال ساده ای که بتواند جوابش را بدهد از او بپرسید.
4) هدف درس را به دانش آموزان بگویید . فایده و اهمیت درس را برای آنها توضیح دهید.
5) از دانش آموزان بپرسید تا بگویند چرا یادگیری مطالب درس برای آنها مفید است.
6) از طریق پرسیدن سؤالهایی نظیر " اگر... چه اتفاقی می افتد؟ " کنجکاوی دانش آموزان را تحریک کنید.
7) از امور غیر مترقبه استفاده کنید( مثلاً معلم پیش از تدریس درسی درباره ی فشار هوا می تواند با زیاد باد کردن یک بادکنک باعث ترکیدن آن بشود) .
8) شرایط فیزیکی را با تغییر دادن وضع صندلیها یا از راههای دیگر تغییر دهید.
9) کانالهای گیرنده ی حسی را از طریق تدریس دروسی که نیاز به لمس کردن ، بوییدن ، یا چشیدن دارند تغییر دهید.
10) تحرک ، حرکات بدنی ، و صدای خود را تغییر دهید.
11) از رفتارهایی که موجب حواس پرتی می شوند ، مانند زدن مداد بر روی میز یا دست زدن به موهایتان خودداری کنید.
به دانش آموزان کمک کنید تا نکات مهم را از نکات غیر مهم جدا کنند و بر مطالب با اهمیت تأکید بورزند.
یاد گیری فراشناختی
مقدمه الگوریتمهای مسیریابی
در هریک از سه قرم گذشته فناوری خاصی رونق داشته باشد قرن هجدهم زمان توسعه سیستم های مکانیکی بزرگ به همراه انقلاب صنعتی بود. قرن نوزدهم عصر موتور بخار بود. قرن بیستم زمان جمع آو ری ،پردازش ، و توزیع اطلاعات بودو در بین سایر پیشرفت ها ،شاهد نصب شبکه های جهانی تلفن، اختراع رادیو و تلویزیون ، تولید و رشد بی سایقه صنعت کامپیوتر و پرتاب ماهواره های ارتباطی بوده ایم.
با پیشرفت فناوری این موارد د رحال همگرایی است و تفاوت هایی بین جمع آوری ، انتثال ذخیره و پردازش اطلاعات به شدت در حال محو شدن است سازمان هایی با صدها شعبه در نقاط مختلف جغرافیایی ،ب فشردن کلید وضعیت فعلی را حتی در دورترین نقاط بررسی می کنند. با افزایش فدرت جمع آوری، پردازش و توزیع اطلاعات، تقاضای پردازش اطلاعات پیچیده تر نیز افزایش می یابد
-
الگوریتمهای مسیر یابی
وظیفه اصلی لایه شبکه ، هدایت بستهها از ماشین منبع به ماشین مقصد است در اغلب زیر شبکهها ، بستهها باید چند جهش انجام دهند. تا به مقصد برسند. برای شبکههای پخشی،استثنایی وجود دارد، وای در اینجا نیز اگر منبع و مقصد در یک شبکه نباشد مسیر یابی مشکل محسوب میشود. الگورتیم هایی که مسیرها و ساختمان دادههای مربوط به آن را انتخاب میکنند، موضوع مهم را طراحی لایه شبکه اند.
الگوریتم مسیر یابی بخشی از نرم افزار لایه شبکه است که تعیین میکند بسته ورودی باید به کدام خط خروجی منتقل شود. اگر زیر شبکه از دادهها گرامها استفاده کند، این تصمیم گیری دوباره باید برای هر بسته ورودی تکرار شود ،چون تا آن موقع امکان دارد بهترین مسیر، تغییر کند اگر زیر شبکه از مدارهای مجازی استفاده کند ، تصمیمات مسیر یابی وقتی اتخاذ میشوند که مدار مجازی جدیدی استفاده گردد. از آن پس ، بستههای دادهها فقط از مسیر ایجاد شده قبلی منتقل میشوند.حالت دوم گاهی مسیر یابی تماس دارد ، زیرا مسیر در طول مدت تمسا کاربر باقی میماند ( مثل کار کردن با پایانه یا انتقال فایل ) صرف نظر از این که آیا مسیرها برای هر بسته به طور مستقل انتخاب میشوند یا فقط وقتی که اتصال جدیدی برقرار میشود انتخاب میگردند، خواصی وجود دارند. که در الگوریتمهای مسیر یابی مطلوباند صحت ، سهولت تحمل عیب، پایداری ، عدالت و بهینگی صخت وسهولت نیازی به توضیح ندارند، اما نیاز به تحمل عیب چندان روشن نیست. انتظار میرود که شبکههای بزرگ ، سالها بدون عیب کلی سیستم به کار خود ادامه دهند. در این مدت ممکن است اشکالات سخت افزاری و نرم افزاری گوناگونی به وجود آید. میزبانها مسیر یابها مسیر یابها بدون نیاز به توقف انجام انجام کارها در مسیر یابها و راه اندازی مجدد شبکه در هر بار متلاشی شدن مسیریاباز عهده تغییرات در توپولوژی و ترافیک برآید.
پایداری نیز برای الگوریتم مسیر یابی هدف مهمی است. الگوریتمهای مسیر یابی وجود دارند که هرگز وجود دارندکه هرگز به حالت پایداری نمیرسند.مدت زمان اجرای آن بی تاثیر است عدالت وبهینگی مممکن است ساده به نظر میرسند یقیینا کسی با آن مخالف نیست. اماهمان طور که روشن است اهداف متناقضی دارند به عنوان مثال از این تناقض ، شکل 1 را بینید. فرض کنید ترافیک کافی بین A و ش، بین B,B وبین C, C وجود دارد تا پیوندهای افقی را اشباع نماید برای بیشینه کردن کل جریان ترافیک X, X باید کاملا از بین برود. متاسفانه از نظر X وX عادلانه نیست بدیهی است که توافقی بین کارایی کلی و عدالت اتصالهای منفرد لازم است.

قبل از اینکه به متوزان کردن عدالت وبهینگی بپردازیم . باید تصمیم بگیریم که چه چیزی را بهینه کنیم . بدیهی است تاخیر بسته باید کمینه شود ولی توان شبکه باید بیشینه شود. علاوه براین این دو هدف نیز با هم تضاد دارند، زیرا عملکرد هر سیستم صف بندی در حد ظرفیت تاخیر صف بندی را زیاد ی کند. اغلب شبکهها سعی میکنند تعدداد جهشهای بستههای را کمینه نمایند زیرا کاهش تعدادجهش موجب بهبود تاخیر و نیزکاهش میزان پهنای باند مصرفی است که منجر به بهبود توان عملیاتی میشود.
الگوریتمهای مسیر یابی به میتوانند به دو دسته تقسیم شوند غیر وفقی و وفقی الگوریتمهای غیر وفقی تصمیات مسیر یابی خود را بر اندازه گیری یا تخمین توپولوژی و ترافیک فعلی بنا نمینهند بلکه برای انتخاب مسری جهت رسیدن از I به J برای تمام I را به تمام J از قبل محاسبه میشود در حالت OFF-LINE و هنگام راه اندازی شبکه به مسیر یابها بار میشود این روند گاهی مسیر یابی ایستا نام دارد.
برعکس الگوریتمهای وقفی تصمیات مسیر یابی خود را براساس تغییرات توپولوژی و ترافیک تغییر میدهند الگوریتمهای وفقی ، وقتی که مسیرها را عوض میکنند. مثلا هر ثانیه وقتی بار تغییر میکند، با وقتی توپولوژی تغییر میکند از نظر جایی که اطلاعات را میگیرند مثلا محلی از مسیریابهمجوار یا تمام مسیریابومعیارهایی که برای بهینه سازی مورد استفاده قرارمی گیرند. (مثلا ، محلی از مسیریاب همجواریا تمام مسیر یابها و معیارهایی که برای بهینه سازی مورد استفاده قرار میگیرند (مثلاً فاصله ، تعداد جهشها یا زمان انتقال تقریبی با یکدیگر متفاوتاند . در بخشهای بعدی الگوریتمهای الگوریتمهای گوناگونی را چه ایستا و چه پویا ،مورد بررسی قرار میدهیم.
اصل بهینگی
قبل از پرداختن به الگوریتم توجه به مهم است که صرف نظر از توپولوژی شبکه وتر افیکی ، میتوان حکمی کلی راجع به مسیرهای بهینه ارائه کرد این حکم را به عنوان اصل بهینگی شناخته میشود. این اصل بیا میکند که اگر مسیریابJ از مسیریاب I به مسیریابK در مسیریاب بهینهای شناخته میکند آنگاه مسر بهینهای از J و K نیز در مسیر مشابهی قرار میگیرد. برای مشاهده این موضوع ، بخشی از مسیر I به J را به بنامید و بقیه را نامگذاری کنید اگر مسیری بهتر از وجود داشت میتوانست با الحاق شود تا مسیری از I به K بهبود بخشد، و حکم ما را میگوید ? بهینه است نقض کند.

از اصل بهینگی میتوان نتیجه گرفت که مجموعهای از مسیرهای بهینه از تمام منابع به مقصدی معین ، درختی را تشکیل مید هد که ریشه اش مقصد است چنین درختی، درخت بایگانی نام دارد.شکل 2 در این درخت مقیاس فاصله تعداد جهشها است توجه داشته باشید. که درختهای دیگری با همان طول مسیر وجود داشته باشند هدف الگوریتمهای مسیر یابی، یافتن درختهای بایگانی و استفاده از انها برای تمام مسیر یابها است .
چون درخت بایگانی یک درخت است، فاقد هرگونه حلقه است. لذا هر بسته در تعداد مشخصی از جهشهای دریافت میشود. در عمل همیشه به این سادگی نیست.در اثنای کار، پیوندهای ومسیریابمیتوانند به طرف پایین بروند وبه طرف بالا برگردند. بنابراین امکان دارد مسیر یابهای مختلف راجع بع توپولوژی فعلی ایدههای متفاوتی داشته باشند .همچنین سوال دیگری که مطرح بود این بود که آیا هر مسیریابمجبور است به طور انفرادی اطلاعات مورد نیاز جهت محاسبه درخت بایگانی را به دست آورد یا این اطلاعات توسط وسایل دیگری جمع آوری میشوند در ادامه به طور مختصر به این موضوع میپردازیم با این وجود، اصل بهینگی ودرخت بایگانیهای معیارهایی را تهیه کردند که سایر الگوریتمهای مسیر یابی میتوانند براساس آنها ارزیابی شوند.
مسیر یابی کوتاه ترین مسیر
مطالعه الگوریتمهای مسیر یابی را با تکنیکی که به طور گسترده به شکلهای مختلفی به کار میرود شروع میکنیم، زیرا الگوریتم سادهای است ودرک آن آسان است. ایده ، ساختن گرافی از زیر شبکه است ، به طوری که ، هر گره گراف نشان دهنده مسیریاب است و هریال نشان دهنده خط ارتباطی است ( که اغلب پیوند نام دارد.) برای انتخاب مسیری بین دو مسیریابمعین ، الگوریتم ، کوتاهترین مسیر بین آنها را درگراف مییابد.
در مورد کوتاهترین مسیر توضیحاتی باید ارائه شود . یک راه اندازه گیری طول مسیر ، تعداد جهش است با این معیار ، طول مسیرهای ABC,ABE در شکل 3 یکسان است.و معیار دیگر معیار دیگر فاصله جغرافیایی به کیلومتراست ، در این حالت بدیهی است که ABC خیلی طولانی تر از ABE است با فرض این که شکل با مقیاس رسم شده است.

علاوه بر جهشها و فاصله فیزیکی معیارهای دیگری نیز قابل استفادهاند به عنوان مثال هریال میتواند به میانگین تاخیر صف بندی و انتقال برای بعضی از بستههای آزمایشی برچسب گذاری شود. با این برچسب گذاری، کوتاهترین مسیر به جای مسیری به جای مسیری که با کمترین یال یا فاصله سریع تر مسیر است.
در حالت کلی، برچسبهای یالها باید به صورت تابعی از فاصله ، پهنای باند، میانگین ترافیک هزینه ارتباط میانگین طول صف تاخیر اندازه گیری شده و سایر عوامل محاسبه شود. با تغییر تابع وزنی ، الگوریتم ،کوتاهترین مسیر وزن دار را براساس هریک از معیارهای فوق یا ترکیبی از آنها محاسبه میکند.
الگوریتمهای متعددی برای محاسبه کوتاهترین مسیربین در گره گراف شناسایی شدهاند یکی از این الگوریتمهای به دیکسترا 1995 نسبت داده میشود. هر گره دارای برچسب هایی در پرانتز است که فاصله آن تا گره منبع، از طریق بهترین مسیر شناخته شده نیست لذا تمام گرهها دارای بر چسب بی نهایت هستند .با ادامه اجرای الگوریتم وپیدا شدن مسیرها، امکان دارد برچسبها تغییر کنند تا مسیرهای بهتری منعکس نمایند. برچسب ممکن است موقتی یا دائمی باشد. در آغاز ، تمام برچسبها موقتیاند وقتی مشخص شد که برچسبی کوتاهترین مسیر بین منبع به آن گروه تمام برچسبها مو قتی اندوقتی مشخص شد که برچسبی کوتاهترین مسیر بین منبع به آن گره را نمایش میدهد، دائمی میشود و از آن پس تغییر نمیکند.
برای اینکه که مشخص شود الگوریتن برچسب گذاری چگونه کار میکند. گراف وزن دار بدون جهت شکل 3 الف را در نظر بگیرید. که وزنها ، مثلا فاصله را نشان میدهد میخواهیم کوتاهترین مسیر از A به D را بیابیم. با علامت گذاری گره A به عنوان گره ثابت که به صورت دایره پر نشان شده است. شروع میکنیم. سپس نوبت ، تمام همجوار A همجوار A گره کاری را تست میکنیم .هر کدام را با فاصله آن به A مجددا برچسب میدهیم. هر وقت گرهای مجددا برچسب دهی شد، آن رابا گره اس که کار از آنجا آغاز شد برچسب میدهیم به این ترتیب میتوانیم مسیر نهایی را بازسازی کنیم. با بررسی تمام گرهها همجوار A تمام گره هایی را که در کل گراف به طور موقت برچسب دهی شدند بررسی میکنیم و گرهای که دارای کوچک ترین برچسب است دائمی میکنیم. (شکل 3- ب) این گروه به عنوان گره کاری جدید انتخاب میشود.
اکنون از B شروع میکنیم و تمام گره هایی همجوار آن را مورد بررسی قرار میدهیم. اگر مجموع برچسب در B و فاصله B تا گرهای که باید در نظر گرفته شود کمتر از برچسب موجود در ان گره باشد کوتاهترین مسیر پیدا شده ، این گره مجددا برچسب گذاری میشود.
پس از این تمام کرهها همجوار گره کاری بررسی شدند و گرههای موقتی تغییر کردند ، کل گراف مورد جست وجو قرار میگیرد تا گرهای موقتی با کمترین مقدار برچسب گذاری میشود
برای پی بردن به عملکرد الگوریتم شکل 3 ج را ببیند در این شکل، E دائمی است فرض کنید مسیر AXYZA کوتاهتر از ABE باشد دو امکان وجود دارد: یا گره Z به عنوان گره دائمی منظور شده است یا نشده است اگر دائمی باشد E تاکنون بررسی شده است در سیکلی بعد از ان که Z دائمی شد. لذا AXYZE از دید ما خارج نبوده است و نمیتواند مسیر کوتاهتری باشد
اکنون حالتی را در نظر بگیرید که هنوز بر چسب Z موقتی باشد.برچسب موجود در Z بزرگتر یا مساوری برچسب در E است که در این حالت XYZE نسبت به ABC مسیر کوتاهتری نیست، یا کمتر از E است که در این حالت Z وE تاکنون بررسی مورد جستجو قرار میگیرد.
این الگوریتم در شکل 4 آمده است متغیرهایی عمومی N و DIST گراف را توصیف میکنند و قبل از فراخوانی SHORTEST PATH مقدار میگیرند . تنها بین برنامه والگوریتمی که تشریح شد این است که کوتاهترین مانند کوتاهترین مسیر از Sبه T محاسبه شده است .چون کوتاهترین مسیر از T به S در گراف بدون جهت است مهم نیست که از کدام طرف شروع کنیم مکر اینکه کوتاهترین مسیر متعددی وجود داشته باشد که در آن حالت جست و جستجوی معکوس مسیر دیگری را انتخاب مینماید. دلیل جستجوی معکوس این است که هرگره با گره قبلی خود (به جای گره بعدی) برچسب گذاری میشود. هنگام کپی کردن مسیر نهایی در متغیر خروجی PATH مسیر، معکوس میشود با معکوس کردن جستجو این دو اثر خنثی میشود. پاسخ به ترتیب درستی تولید میگردد.
الگوریتم غرق کردن
الگوریتم ایبستای دیگر غرق کردن است که درآن، هر بسته ورودی به تمام خطوط خروجی به جز خطی که از آن آمده است ارسال میشود. این الگوریتم ،بستههای تکراری زیادی در واقع نامحدود ایجاد میکند. مگر اینکه تدبیری اندیشیده شود که این کار را کند نماید یکی از این مقیاسها قرار داردن شمارنده جهش در سرآیندهر بسته است مقدار این شمارنده در هر جهش بسته یک واحد کم میشود. وقتی که این شمارنده به صفر رسید بسته دور انداخته میشود ایده آل این است که مقدار اولیه شمارنده جهش برابر با طول مسیر از منبع به مقصد قرار گیرد. اگر فرستنده طول مسیر را نداند، میتواند مقدار آن را برابربا بدترین حالت، یعنی ، قطر کامل زیرشبکه، قرار دهد،

تکنیک دیگر برای محدود کردن الگوریتم غرق کردن این است که بسته هایی که تاکنون ارسال شدهاند مشخص باشند، تا مجددا ارسال نگردند یک روش انجام این کار این است که مسیریابمنبع ، در بسته هایی که از میزبانهایش دریافت میکند شماره ترتیبی را قرار دهد در این صورت هر مسیریاببه ازای هر مسیریابمنبع به لیستی نیاز دارد تا مشخث کند کدام شماره ترتیب هایی که تاکنون از منبع ارسال شدند دریافت گردیدند. اگر بسته ورودی در آن لیست موجود باشد: ارسال نشده است.
برای جلوگیری از رشد بی رویه لیست، هر لیست باید دارای شمارندهای به نام K باشد،معنایش این است که تمام شماره ترتیبها از 1 تا K مشاهده شدهاند وقتی بستهای دریافت میشود، به راحتی میتوان تشخیص داد که این آیا تکراری است یا خیر اگر تکراری باشد، از آن صرف نظر میگردد. علاوه بر این ،به لیست کامل کمتر ازK نیازی نیست،زیرا K آن را خلاصه میکند.
شکل خاصی از الگوریتم غرق کردن که عملی تر است غرق کردن انتخابی نام دارد. در این الگوریتم،مسیر یابها هر بسته ورودی را به تمام خطوط خروجی نمیفرستند ، فقط به خط هایی میفرستند که تقریبا درجهت درستی منتقل میشوند کمتر اتفاق میافتد بستهای که میخواهد به غرب برود به خطی در قسمت شرق ارسال شود، مگر این که توپولوژی ویژهای به کار گرفته شود ومسیریاببه این حقیقت مطمئن باشد.
الگوریتم غرق کردن، در اغلب کاربردها عملی نیست، اما کاربردهایی دارد به عنوان مثال در کاربردهیای نظامی ، که لازم است در هر لحظه بیت هایی برای بسیاری از مسیر یابها ارسال شود، الگوریتم غرق کردن توانمند نوسازی شوند سومین کاربرد غرق کردن همواره کوتاهترین مسیر را انتخاب میکند، زیرا تمام مسیرهای ممکن را به طور موازی آزمایش میکند در نتیجه هیچ الگوریتم دیگری نمیتواند تاخیر کمتری ایجاد نماید. اگر سربار حاصل ازخود فرایند غرق کردن را نادیده بگیریم.
مسیر یابی بردار فاصله
شبکه هایی کامپیوتری مدرن به جای الگوریتمهای مسیر یابی ایستا از الگوریتم مسیریابی پویا استفاده میکنند، زیرا الگوریتمهای ایستا بار فعلی شبکه را در نظر نمیگیرند و دو الگوریتم پویا به نامهای مسیر یابی بردار فاصله و مسیر یابی حالت پیوند، عمومیت بیشتری دارند در این بخش به الگوریتم مسیر یالی بردار فاصله و در بخش بعدی به الگوریتم مسیر یابی حالت پیوند میپردازیم.
در الگوریتمهای مسیریابی بردار فاصله هر مسیریابجدول یا برداری دارد که بهترین فاصله به هر مقصد را نگهداری میکند خطی را که برای رسیدن به آن مقصد لازم است مشخص میکند. این جدولها از طریق تبادل اطلاعات با همسایهها بازسازی میشوند.
الگوریتم مسیر یابی بردار فاصله به اسامی دیگر نیز خوانده میشود. ازجمله الگوریتم مسیر یابی بلمن –فورد و الگوریتم و الگوریتم فورد – فورکرسون که نامگذاری آنها را نام مخترعین آنها بلمن 1975- فورد و فوکرسون، 1962 اقتباس شده است. این الگوریتم مسیر یابی ARPANET اولیه بود و تحت نام RIP در اینترنت مورد استفاده قرارگرفت.
درمسیر یابی بردار فاصله ، هر مسیر باب دارای جدول است که به ازای هر مسیر در زیر شبکه یک وارده دارد این وارده دو بخش است : خط خروجی پیشنهادی برای استفاده از آن مقصد و تخمینی از زمان یا فاصله به آن مقصد مقیاس مورد استفاده ممکن است تعداد جهشها ، زمان تاخیر به میلی ثانیه ، بسته هایی که در مسیر در صف قرار گرفتهاند یا چیزهایی مشابه آنها باشند.
|
فرض میشود که مسیریابفاصله خود تا هر همسایه اش را میداند و اگر مقیاس ، جهش باشد، فاصله فقط یک جهش است اگر مقیاس طول صف باشد مسیر باب هر صف را بررسی میکنداگر مقیاس تاخیر باشد، مسیر باب میتواند آنرا مستقیما با بسته ECHO خاصی از هر طرف گیرنده ارسال میشود اندازه گیری کند.
به عنوان مثال ، فرض کنید تاخیر به عنوان مقیاس به کار میرود و مسیریاب، تاخیر به هر همسایه خودش را میداند . هر مسیریابدر هر T میلی ثانیه لیستی از تاخیرهای تخمینی خود را به هر مقصد را ارسال میکند ولیست مشابهی از هر همسایه خود دریافت میکند فرض کنید یکی از این جدولها از همسایهها X میرسد، به طوری که X زمان رسیدن به مسیریاب I باشد که X آن را تخمین زده است اگر مسیریاببداند تاخیر تا X برابر با M میلی ثانیه باشد، میداند که اگر بخواهد از طریق X به مسیریابI برسدX+M میلی ثانیه طول میکشد. با انجام این محاسبات برای هر همسایههای مسیریابمیتواند بهترین تخمین را تشخیص دهد و میتواند از این تخمین و خط متناظر در جدول مسیر یابی جدید استفاده نماید توجه داشته باشیدو که جدول مسیر یابی قبلی، در محاسبه به کار نمیآید.
این فرآیند بازسازی در شکل 5 آمده است بخش الف زیر شبکهای را نشان میدهد چهار ستون اول بخش (ب) بردارهایی تاخیری را که از همسایه هایی مسیریابJ آمدهاند نشان میدهد تاخیر از A به B برابر با 12 میلی ثانیه و از A به C برابر با 25 میلی ثانیه و از A به D برابر 40 میلی ثانیه و غیره است فرض کنید تاخیرهایی J به همسایه هایش A,H,I,A به ترتیب عبارتست از 8و10و12و6 میلی ثانیه .
|
چگونگی محاسبه مسیر جدید از J به G را در نظر بگیرید J میداند که میتواند با 8 میلی ثانیه تاخیر به A برسد و A با 18 میلی ثانیه به G میرسد لذا J میداندکه اگر بخواهد از طریق A به G برسد 26 میلی ثانیه طول میکشد. به طور مشابه به تاخیر رسیدن به J را در جدول ،18 میلی ثانیه ثبت میکند و آن، از طریق H است محاسبه مشابهی برای تمام مقصدها صورت میگیرد به طوری که جدول مسیر یابی جدید را به صورت آخرین به صورت اخرین ستون شکل در میآید.
مسئله بی نهایت گرایی
مسیر یابی بردار فاصله از نظرو تئوری کار میکند، اما در عمل مشکل جدی دارد با این که پاسخ صحیح میدهد، ولی به کندی عمل میکند به ویژه به خبرهای خوب، واکنش سریع ولی به خبرهای بد واکنش نشان میدهد مسیر یابی را در نظر بگیرید که بهترین مسیر آن را به X بزرگ باشد، ادگر در مبادله بعدی ، همسایه A ناگهان تاخیر اندکی به X را گزارش کند، مسیریاباز خطی که به A میآید برای ارسال ترافیک به X استفاده میکند در یک مبادله بردار، اخبار خوب پردازش میشوند.
برای مشاهده چگونگی انتشارخبرهای خوب، زیر شبکه پنج گرهای خطی شکل 6 رادر نظر بگیرید،که درآن تعداد جهشها به عنوان مقیاس است فرض کنید A از همان اول از کار افتاد و تمام مسیر یابهای دیگر این را میدانند به عبارت دیگر تمام آنها تاخیرهای رسیدن به A رت بخ صورت بی نهایت ضبط کرده اند
وقتی A را به کار میافتد . سایر مسیر یابها از طریق مبادله بردار ، آگاه مس شوند برای سهولت فرض کنیم زنگ بزرگی وجود دارد که برای شروع همزمان مبادله بردار در تمام مسیر یابها به صدا در میآید در زمان مبادله نخست B میفهمد که همسایه چپ آن تا A آن را تاخیری ندارد صفراست سپس B در جدول مسیر یابی خود ثبت میکند که A تا همسایه چپ ، یک جهش فاصله دارد سایر مسیر یابها فکر میکنند که A هنوز از کار افتاده است در این لحظه وارده هایی جدول مسیر یابی A در سطر دوم شکل 6 برابر است الف لذا جدول مسیر یابی را بازسازی میکند تا مسیری به طول 2 را نشان دهد اما D و E تاکنون خبرهای جدید را نشنیده اندن بدیهی است که خبرهای جدید با سرعت یک جهش درهر مبادله بخش میشود در زیرشبکههای که طولانی ترین مسیر که ان به طول N جهش است. در N مبادله هرکسی از خطوط از خطوط و مسیریاب هایی که تازه فعال شدهاند باخبر میشود.
اکنون وضعیت شکل 6 (ب) را در نظر میگیریم در این شکل تمام خطوط و مسیریابها در آغاز فعالاند وفاصله مسیر یابهای Aتا, E,D,C,B به ترتیب عبارتند از 1و2.3و4 ناگهان A از کار میافتد یا خط بین A, B قطع میشود از دید B فرقی نمیکند که کدامیک اتفاق افتاده است.
در مبادله اولین بسته، B چیزی از A نمیشنود خوشبختانه C میگوید نگران نباشید من مسیری به طول 2 به A دارم لذا B میداندکه مسیر C از طریق خود B میداند که C ممکن است ده خط خروجی داشته باشد .که هر کدام دارای مسیرهای مستقلی به A هستند که طول آنها 2 است در نتیجه B فکر میکند که میتواند از طریق C به A برسد با مسیرهای به طول 3 در مبادله اول E,D واردههای خود را برای A را بازسازی میکنند.
در مبادله دوم C در مییابدکه هریک از همسایه هایش ادعا میکنند که طول مسیر انها را به A برابر با 3 است یکی از آنها به طور تصادفی انتخاب میکندو فاصله جدید به A را برابر با 4 منظور میکند سطر سوم از شکل 6 الف مبادلههای بعدی نتایج بقیه شکل 6 الف را تولید میکنند.
از این شکل پیدا است که چرا خبرهای بد کندی ارسال میشوند : هیچ مسیر یابی مقداری بیش از کمترین مقدار تمام همسایه هایش را ندارد گاهی تمام مسیر یابها بی نهایت بار کار میکنند.به همین دلیل ، عاقلانه است که بی نهایت را برابر با طولانی ترین مسیر به علاوه 1 قرار داد اگر مقیاس تاخیر زمان باشدو حد بالایی تعریف شدهای وجود ندارد لذا برای با طولانی ترین مسیر با تاخیر طولانی مثل مسیر از کار افتاده رفتار نشود وجود نداردلذا برای اینکه با مسیری با تاخیر طولانی، مثل مسیر از کار افتاده نشود ،نیاز به حد بالایی است لذا این مسئله بی نهایت گرایی نام دارد تلاش زیادی برای حل آن انجام شد ، ولی هیچ کدام موفق نبوده اند. مسئله مهم این است که وقتی X به Y میگوید مسیری در اختیار دارد،Y نمیتواند بفهمد که آیا خودش در آن مسیر قراردارد یا خیر .
مسیر یابی حالت پیوند
مسیر یابی فاصله تا سال 1979 در ARPANET مورد استفاده قرار گرفت و از ان پس جای خود را به مسیر یابی حالت پیوند داد. و مشکل عمده موجب مرگ آن شد. یکی از این که مقیاس تاخیر، طول صف بود و هنگام انتخاب مسیریابها پهنای باند را در نظر نمیگرفت در آغاز تمام خطها 56KBPS بودند لذا پهنای باند موضوع مهمی نبود اما وقتی بعضی از خطوط به 235KBPS وبعضی دیگر به MBPS 55/1 تغییر یافتند عدم توجه به پهنای باند را به عنوان مقیاس در نظر گرفت اما مشکل دوم نیز وجود داشت، یعنی الگوریتم برای همگرا شدن به زمان زیادی نیاز دارد . بی نهایت گرایی به این دلایل الگوریتم دیگری به نام مسیریابی حالت پیوند جای ان را گرفت اکنون شکلهای گوناگونی از مسیر یابی حالت پیوند مورد استفاده قرار میگیرد.
ایده مسیر یابی حالت پیوند ساده است ودر پنج بخش بیان میشود هر مسیریابباید:
1-همسایه هایش را تشخیص داده و آدرس شکبهها آنها را بداند.
2-تاخیر با هزینه تا همسایه هایش را اندازه گیری کند.
3- ایجاد بستهای که اطلاعات به دست آمده از همسایهها را نگهداری کند.
4-این بستهها را به تمام مسیریابها ارسال نماید.
5-کوتاهترین مسیر به هر مسیر دیگر را محاسبه کند.
در نتیجه کل توپولوژی و تمام تاخیرها به طور آزمایشی اندازه گیری میشود وبه مسیر یابهای دیگر توزیع میگردد. سپس الگوریتمهای دیکسترا میتواندبرای یافتن کوتاهترین مسیرها را به مسیر یابها دیر مورد استفاده قرار گیرد هریک از پنج مرحله را به تفضیل مورد بررسی قرار میدهیم.
کسب اطلاعاتی راجع به همسایهها
وقتی مسیر فعال شد، اولین کارش این است که همسایه اش را بشناسد این کار با ارسال بسته HELLO ویژهای به هر خط نقطه به نقطه انجام میشود. انتظار میرود مسیریابطرف دیگر پاسخی بدهد وخود را معرفی کند این اسامی باید منحصر به فرد باشند زیرا وقتی مسیریاب دور،می یابدبه F متصل اندباید مشخص کند که آیا منظور هر سه ، همان F است یا خیر؟
وقتی دو یا چند مسیریاببا شبکههای محلی را به هم متصل باشند. وضعیت کمی پیچیده تر است. شکل 7 الف شبکه محلی را با سه مسیریابA,C,F نشان میدهد که مستقیما به آن متصلاند هرکدام از این مسیریابها به یک یا چند مسیریاب دیگر متصل شدهاند .
یک روش مدل سازی شبکه محلی این است که به عنوان یک گروه در نظر گرفته شود شکل( 7 ب )در اینجا گره جدید و مصنوعی به نام N را معرفی میکردیم . که F,C,A به آن متصل اند امکان رفتن از A به C در شبکه محلی ، با مسیر ANC مشخص شده است.
اندازه گیری هزینه خط
در الگوریتم مسیر حالت پیوند لازم است. هر مسیریاباندازه تاخیر تا همسایه هایش را بداند. و یا حداقل ، اندازه تقریبی آن مشخص باشد مستقیم، ترین راه برای تعیین این تاخیر، ارسال بسته ECHO ویژهای در خط است که طرف دیگر آن را فوراً برگرداند، با اندازه گیری زمان رفت وبرگشت و تقسیم ان بردو ، مسیریابفرستنده میتواند تخمین معقولی از تاخیر را به دست اورد حتی برای نتایج بهتر، این کار میتوان چند بار انجام داد و میانگین را مورد استفاده قراردارد. در این روش به طور ضمنی فرض میشودکه تاخیرها متقارن اند. درحالی که همیشه این طور نیست.


موضوع جالب این است که آیا هنگام اندازه گیری تاخیر، با را باید درنظر گرفت یا خیر برای در نظر گرفتن بار، تایمر رفت وبرگشت باید از زمانی که ECHO در صف قرار میگیرد. شروع به کار کند برای صرف نظر از بار،تایمر رفت وبرگشت باید از زمانی که ECHO به جلوی صف رسیده باشد.
هر دو روش بحث هایی را میطلبد معنای به حساب آوردن تاخیرهای مربوط به ترافیک ، این است که وقتی مسیریاب دو خط با پهنای باند مساوی را در پیش روا داشته باشد، به طوری که یکی از آنها همواره تحت بار سنگین قراردارد و دیگری این این طور نباشد مسیر مربوط به خط فاقد بار را به عنوان مسیر کوتاهتر در نظر میگیرد. این روش کارایی بهتری دارد متاسفانه با در نظر گرفتن بار در محاسبات تاخیر مخالفت هایی صورت گرفت زیر شبکه شکل 8 را در نظر بگیرید که به دو بخش شرقی و غربی تقسیم شده است و توسط دو خط CF-, EI به هم متصل شدهاند فرض کنید بیشترین ترافیک بین شرق غرب از خط ترافیک شرقی – غربی از طریق EI منتقل میشودو بار ان افزون میگردد. در نتیجه در بازسازی بعدی، CF کوتاهترین مسیر خواهد بود. لذا امکان دارد جدولهای مسیر یابی شدیدا تغییر میکنندو منجر به مسیر یابی غیر عادی و بسیاری از مشکلات دیگر شوند. اگر از بار صرف نظر شودو فقط پنهای باند منظور گردد، این مشکل نمیآید از طرف دیگر بار میتواند در هر دو خط پخش شود. اما این راه حل ، بهترین مسیر را مورد استفاده قرار نمیدهد با این وجود برای اجتناب از برخورد در انتخاب بهترین مسیر، معقول است که بار در چندین خط توزیع شود.
ساخت بستههای حالت پیوند
وقتی اطلاعات مورد نیاز برای مبادله جمع آوری شد قدم بعدی هر مسیریاب این است که بستهای حاوی تمام دادهها ایجاد کند. در ابتدای هر بسته،هویت فرستنده قرار میگیرد، سپس شماره ترتیب و سن قرار دارد و تعدادی از همسایهها به دنبال آن قرار میگیرند راجع به سن قرار دارد در ادامه توضیح داده خواهد شد. برای هر همسایه ، تاخیر در خطوط نشان داده شدهاند بسته حالت 1بوندمتناظر با هر شش مسیریابدر شکل 9 (ب) آمده است.

ساخت بستههای حالت پیوند ساده است. بخش مشکل ان تعیین زمان ساخت آنها است یک راه حل این است که به طور دورهای ساخته شوند. یعنی ،در فواصل زمانی ایجادگردند. روش دیگر این است که وقتی رویدادهای مهمی مثل از کار افتادن خط یا همسایه وفعال شدن دوباره انها یا تغییر خواص آن، اتفاق میافتد ایجاد گردد.
توزیع بستههای حالت پیوند.
جالب ترین بخش الگوریتم توزیع قابل اعتماد بستههای حالت پیوند است وقتی بستهها توزیع شدند و درخط قرار گرفتندمسیر یابها اولین بسته هایی را که دریافت میکنند، تغییر میدهند. در نتیجه مسیر یابهای مختلف ممکن است نسخه هایی گوناگونی از توپولوژی را به کار گیرند،و این کار منجر به ناسازگاری حلقه های، ماشینهای غیر قابل دستیابی و سایر مشکلات شوند.
ابتدا، الگوریتم توزیع اولیه رامورد بحث قرار میدهیم. سپس اصلاحاتی را انجام دهیم ایده اصلی ، استفاده از الگوریتم غرق کردن برای توزیع بستههای حالت پیوند است برای کترل غرق کردن هر بسته حاوی شماره ترتیبی است که با ارسال هر بسته، یک واحد افزایش مییابد.وقتی بسته حالت پیوند دیگری دریافت میشود ،با لیستی از بستهها که تاکنون دیده شدهاند مقایسه میشود اگر بستهای دریافت شود. به هر خطی به جز خطی که از ان آمده است، توزیع میگردد.و اگر تکراری باشد،صرف نظر میشوداگر بستهای دریافت شود که شماره ترتیب آن کوچک تر از بالاترین شمارهای باشد که تاکنون مشاهده شده است به دلیل کهنه بودن رد میشود. زیر مسیریابدادهها جدیدی دارد.این الگوریتم دارای مشکلات خاصی است اما این مشکلات قابل کنترلاند یکی این که اگر شمارهها تمام شدند، بسته هایی بعدی از اول شماره گذاری شوند راه حل این مشکل، استفاده از شماره ترتیب 32 بیتی 32 بیتی است اگر در هر دقیقه یک بسته حالت پیوند ایجاد شود.137سال طول میکشد تا چرخش صورت میگیرد. لذا از این حالت میتوان صرف نظر کرد.
دوم اینکه اگر مسیریاباز کار افتد و شماره ترتیب خود را از دست میدهد. اگر مجدداً از صفر شروع کند، بسته بعدی به عنوان بسته تکراری رد خواهد شد.
سوم اینکه اگر شماره ترتیب خراب شود و 540،65 به جای 4(خطای یک بیتی ) دریافت شود ، بستههای 5 تا 540،65 به علت کهنگی رد میشوند زیرا فرض میشود که شماره ترتیب باید 540،65 باشد.
راه حل این مشکلات این است که سن هر بسته بعد از شماره ترتیب قرار داده میشود و هر ثانیه یک واحد از آن کسر گردد . وقتی که سن به صفر رسید. از اطلاعات حاصل از آن مسیریاب صرف نظر میشود. فرض کنید در هر 10دقیقه بسته جدیدی میرسد. لذا مهلت اطلاعات مسیریاب وقتی تمام میشود که مسیریاب غیر فعال شود یاشش بسته متوالی از بین رفته باشد، البته این حالت رویداید نامحتملی است هرمسیریاب در فرآیند غرق کردن اولیه، از فیلد سن یک واحد میکاهد لذا اطمینان حاصل میشود که هیچ بستهای نمیتواند از بین برود و یا مدت زمان زیادی زنده بماند (بستهای که سن آن به صفر باشد. نادیده گرفته میشود.)
اصلاحاتی در این الگوریتم توانمندی ان را زیاد میکند وقتی بسته حالت پیوند به مسیریابمیآید تا ارسال شود فورا برای انتقال در صف قرار نمیگیرد.بلکه به ناحیه نگهدارندهای میرود تا مدت کوتاهی را منتظر بماند. اگر قبل از انتقال آن ، بسته دیگری از همان منبع برسد، شماره ترتیب آنها مقایسه میشود اگر باهم برابر باشند بسته تکراری نادیده گرفته میشود اگر مساوی نباشند قدیمی تر، نادیده گرفته میشود اگر مساوی نباشند. قدیمی تر نادیده گرفته نادیده گرفته خواهد شد. برای حفاظت در مقابل خطاها مسیریاب مسیریابتمام بستههای حالت پیونداعلام وصول میشوند وقتی خط آزاد میشود ناحیه نگهدارنده به طریق نوبتی پیمایش میشود. تا بسته با اعلام وصولی را برای ارسال انتخاب نماید.
ساختمان دادهای که مسیریابB برای زیر شبکه شکل 13-5 الف استفاده میکند در شکل 10 آمده است هر سطر ، متناظر با بسته حالت پیوندی است که از راهع رسید و هنوز به طور کامل پردازش نشده است. جایی که بسته از انجا ارسال شد و شماره ترتیب وسن ، دادههای ان درجدول ذخیره میشود به علاوه نشانگرهای ارسالی و اعلام وصول برای هر سه خط B وجود دارند به ترتیب به F,C,A معنای نشانگرهای ارسالی این است که بسته باید به خط تعیین شده ارسال گرددو معنای نشانگرهای اعلام وصول این است که باید در آنجااعلام وصول شوند.
در شکل 10 بسته حالت پیوند مستقیما از A رسیده است. لذا همانطور که با بیتهای نشانگر نشان داده شده است باید به C, F ارسال شود. و به A اعلام وصول گردد. به طور مشابه بستهای از F باید به A و C ارسال شود و به F اعلام وصول گردد.
اما، وضعیت در بسته سوم که از E میآید. این بسته دوباره میآید یک بار از طریق EAB و یک بار از طریق EFB در نتیجه فقط باید به C ارسال گردد، اما باید به A و F اعلام وصول شود (همانطور که با بیتها مشخص شده است.)

اگر بستهها اولیه هنوز دربافر باشد و بسته تکراری دریافت شود،بیتها باید تغییر کنندو به عنوان مثال اگر قبل از این که وارده چهارم موجود در جدول ارسال شود. یک کپی از حالت c برسد این شش بیت به 100011 تغییر میکند تا نشان دهد که بسته باید به f اعلام وصول شود ، ولی نباید به آنجا ارسال گردد.
محاسبه مسیرهای جدید
وقتی مسیریابمجموعه کاملی از بستههای حالت پیوند را جمع اوری کرد، میتواند گراف کامل زیر شبکه را ایجادنماید ،زیرا همه پیوندها نمایش داده میشوند در واقع هر پیوند دوبار نمایش داده مس شود در هر جهت یکبار از میانگین دو منقدار یا از هرکدام به طور جداگانه میتوان استفاده کرد.
اکنون الگوریتم دیکسترا را میتوان اجرا کرد تا کوتاه ترین مسیر به همه مقصدها را بیاید نتایج این الگوریتم میتوانددر جدول مسیر یابی قرار گیرد و عمل عادی از سر گرفته شود.
برای زیر شبکهای با n مسیریاب که هرکدام k همسایه داشته باشد حافظه لازم را برای ذخیره داده ورودی متناسب با kn است این موضوع در شبکههای بزرگ میتواند مشکل زا باشد زمان محاسبه نیز ممکن است زیاد باشد با این وجود مسیر یابی حالت پیوند در بسیاری از حالتهای عملی به خوبی کار میکند.
به هر حال مشکلات نرم افزاری و سخت افزاری این الگوریتم میتواند موجب بروز خساراتی شود در الگوریتمهای دیگر نیز همین طور است به عنوان مثال اگر مسیریابی خطی را فاقد آن است تقاضا کند؛ یا خطی را که دارای آن است از دست بدهد، گراف زیر شبکههای درست نخواهد بود. اگر مسیریاب در ارسال بستهها شکست بخورد یا در حین ارسال ،آنها را خراب میکند.مشکلاتی پیش میآید. نرم افزاری و سخت افزاری این الگوریتم میتواند موجب بروز خساراتی شود در الگوریتمهای دیگر در همین طور است به عنوان مثال اگر مسیر یابی خطی را فاقدآن است تقاضا کند، یاخطی را که دارای آن است از دست بدهد گراف زیرشبکه درست نخواهد بود. اگر مسیریابدر ارسال بستهها شکست بخورد یا در حین ارسال ، آنهارا خراب کند،مشکلات پیش میآید، سرانجام، اگر حافظه کافی وجود نداشته باشد.یا محاسباتی مسیریابی را به درستی انجام ندهد، اتفاقات بدی خواهد افتاد وقتی شبکه دارای دهها یا صدها هزار گره باشد شکست گاه به گاه مسیریاب اهمیت مییابد در این خصوص باید سعی کرد خسارت را کاهش داد. پرلمن (1988) این مشکلات و راه حلهای آنها را به تفضیل بحث کرد.
مسیر یابی حالت پیوند در شبکههای واقعی به طور گسترده به کار رفته است ، لذا مثال هایی در رابطه با آن ارائه شده اند، قرار داد ospf به طور فزایندهای در زیر شبکهای به کار گرفته میشود، از الگوریتمهای حالت پیوند استفاده میکند ospf که به طور فزایندهای در زیر شکبه به کار گرفته میشود ، از الگوریتم حالت پیوند استفاده میکند.
قرارداد حالت پیوند مهم دیگر is-is( سیستم میانی - سیستم میانی) نام دارد که برای شبکه dec طراحی شد وبعداً iso آنرا پذیرفت تا در قرارد داد لایه شبکه بی اتصال خود یعنی clnp به کار گیرد از آن پس ، اصلاح شد تا به سایر قرار دادها به خصوص ip خدمات ارائه کند is-is در بسیاری از ستونهای فقرات اینترنت به کار گرفته شد از جمله در ستون فقرات nsfnat قدیمی و در بعضی از سیسمتهای سلولی دیجیتال مانند cdpd نیز به کاررفت شبکه novel از شکل تغییر یافتهای از nlsp)is-is برای مسیر یابی بستههای ipx استفاده میکند .
اساسا is-is تصویری از توپولوژی مسیریاب را توزیع میکند که از آن کوتاهترین مسیرها محاسبه میشوند هر مسیر یاب، در اطلاعات حالت پیوند خود، اعلام میدرد که به کدام آدرسهای لایه شبکه مستقیما دسترسی دارداین آدرس ها، میتوانند : از متد خود ایستایی مربوط به بازسازیهای حالت پیوند غرق کردن ،مفهوم مسیریاب تعیین شده در شبکه مستقیماًدسترسی دارد این آدرسها میتوانند ip-ipx-apple talk یا بسیاری از آدرسهای لایه شبکه را پشتیبانی کند.
ospf بسیاری از ابداعاتی را که is-is طراحی کرده پذیرفت ospe چند سال بعد از iS-IS طراحی شد این ابداعات عبارتند از متدخود ایستایی مربوط به بازسازیهای حالت پیوند غرق کردن،مفهموم مسیریابتعیین شده در شبکه محلی ،و متد محاسبه وپشتیبانی تقسیم مسیر و مقیاسهای چندگانه ، درنتیجه تفاوت اندکی بین IS-IS و oSPF وجود دارد. مهمترین اختلاف این است که IS-IS طوری رمز گذاری شده است که میتوان به طور همزمان اطلاعاتی راجع به قراردادهایی که لایه شبکه چندگانه را انتقال داد، این ویژگی در OSPF وجود ندارد این امتیاز در محیطهای قرارداد چندگانه بزرگ ،ارزشمند است.
مسیریابی سلسله مراتبی
با بزرگ شدن اندازه شبکه، جدولهای مسیر یابی مسیریابنیز به تناسب آن رشد میکنند. با بزرگ شدن اندازه جدولهای ، نه تنها حافظه مصرف شده بیشتر میگردد ، بلکه زمان لازم برای جست وجو درجدول بیشتر میشود. و برای گزارش وضعیت آنها به پنهای باند بیشتری نیاز است . ممکن است شبکههای به حدی رشد که دیگر امکان نداشته باشد.که هر مسیر باب برای هر مسیریاب دیگر دارای یک وارده باشد ، لذا مسیر یابی به صورت سلسله مراتبی انجام میشود. مانند شبکه تلفن.)
وقتی مسیر یابی سلسله مراتبی به کار گرفته میشود ، مسیر یابها به ناحیه هایی تقسیم میشوند به طوری که هر مسیریابدر ناحیه خودش تمام جزئیات مربوط به چگونگی ارسال بستهها به مقصدها را میداند اما از ساختار داخلی سایر ناحیه خبر ندارد. وقتی شبکههای مختلفی به هم وصل میشوند. طبیعی است که باید به صورت ناحیههای جداگانه در نظر گرفته شوند تا نیاز نباشدمسیر یابهای موجود دریک شبکه ، از ساختار توپولوژیکی مسیر یابهای دیگر اطلاع داشته باشند.
درشبکههای بزرگ،امکان دارد سلسله مراتب دو سطحی کافی باشد، امکان دارد لازم باشد که ناحیهها به صورت خوشهها دسته بندی شوند، خوشهها به منطقه هایی تقسیم تقسیم شوندو غیره این روند آنقدر ادامه مییابد تا دیگر اسمی برای گروه بندی وجود نداشته باشند. به عنوان مثال از سلسله مراتب چند سطحی ،فکر کنید که بسته چگونه میتوانید ترافیک را به مسیر یابهای محلی دیگر هدایت کند، اما ترافیکها خارج از ایالت را به مسیریابلوس انجلس میفرستد.مسیریاب لوس آنجلس میتواند ترافیک را به مسیریابهای محلی دیگر هدایت کند،اما ترافیکهای ناحیهای را به نیوریک میفرستند.مسیریاب نیویورک میتواند طوری برنامه نویسی شود که کل ترافیک را به مسیریابی در کشور مقصدی که مسئول کنترل ترافیک ناحیهای است ، مثل نایروبی ، هدایت کند، سرانجام ،بسته به سمت پایین درخت در کنیا حرکت میکند تا به مالیندی برسد.
شکل 11 یک مثال کمی از مسیریابی در سلسله مراتب دو سطحی با پنج ناحیه را نشان میدهد. جدول مسیریابی کامل مربوط به مسیریاب1A دارای 17 وارده است(َ(شکل 11)(ب) وقتی مسیریابیهای محلی،واردههای ،وجود دارد،اما ناحیههای دیگر در یک مسیر باب جمع شدهاند لذا کل ترافیک ناحیه 2 از طریق خط 1B-2A منتقل میشود اما بقیه ترافیک از راه دور ،از طریق خط 1C-3B منتقل خواهد شد مسیر یابیها در هر ناحیه،صرفه جویی در فضای جدول بیشتر میشود.
با این صرف جویی ،باید تاوانی را پس داد و آن، افزایش طول مسیر است به عنوان بهترین مسیر از 1A به SC از طریق ناحیه 2 است ،اما در مسیر یابی سلسله مراتبی ،5 از طریق ناحیه 3 منتقل میشود زیرا این کار برای اغلب مقصدها در ناحیه پنج بهتر است .

وقتی شبکه منفردی بسیار بزرگ میشود این سوال مطرح است: سلسله مراتب چند سطح باید داشته باشد؟ بعنوان مثال زیر شبکهای با 720 مسیریاب را در نظر بگیرید. اگر سلسله مراتبی وجود نداشته باشد، هر مسیریاب به 72 وارده جدول نیاز دارد اگر زیر شبکه به 24 ناحیه 30 مسیریابی تقسیم شود هر مسیریاب نیازمند 30 وارده محلی و 23 وارده راه دور است که مجموع آن 53 وارده است. اگر سلسله مراتب سه سطحی انتخاب شود، با هشت دسته که هر کدام حاوی 9 ناحیه از مسیریابها باشند هر مسیریاب برای مسیریابی محلی به 10 وارده نیاز دارد و برای مسیریابی به سایر نواحی در دسته خود به 8 وارده نیاز دارد و برای خوشههای راه دور به 7 وراده نیاز دارد که در مجموع برابر با 25 است. کامون و کلینراک (1979) کشف کردند که بهترین تعداد سطوح در زیر شبکهای با N ln است که به ازا هر مسیریاب به N ln وارده نیاز دارد. آنها همچنین نشان دادند که افزایش میانگین طول مسیر در اثر مسیریابی سلسله مراتبی اندک است و اغلب قابل قبول خواهد بود.
مسیریابی پخشی
در بعضی از کاربردها میزابانها میخواهند پیام هایی را به تمام یا بعضی از میزبانها ارسال کنند، بعنوان مثال خدمات توزیع گزارشات هواشناسی، بازسازیهای بازار سهام، یا برنامه رادیویی روزمره، با عمل پخش به تمام ماشینها و خواندن اطلاعات توسط آن ماشینها بهتر کار میکنند ارسال همزمان بستهای به تمام مقصدها، پخش کردن نام دارد. برای انجام آن راههای گوناگونی پیشنهاد شدند.
یک روش پخش که نیاز به ویژگی خاصی از زیر شبکه ندارد، این است که منبع، بسته متفاوتی را به تمام مقصدها بفرستد.ای روش نه تنها پهنای باند زیادی را مصرف میکند بلکه لازم است منبع لیست کاملی از تمام مقصدها را داشته باشد در عمل این راه حل ممکن است، تنها امکان باشد، اما روش مطلوبی نیست.
روش دیگر، غرق کردن است. گرچه غرق کردن برای ارتباطات نقطه به نقطه مناسب نیست، ولی برای پخش میتواند قابل قبول باشد به ویژه اگر هیچکدام از روشهای تشریح شده زیر، قابل استفاده نباشند. مشکل غرق کردن به عنوان تکنیک پخش این است که بستههای زیادی تولید میکند و پهنای باند بسیاری را مصرف مینماید. این مشکلات در به کار گیری آن بعنوان الگوریتم مسیریابی نقطه به نقطه نیز مطرح اند.
الگوریتم سوم مسیریابی مقصدهای چندگانه است. اگر این روش به کار گرفته شود، هر بسته یا حاوی لیستی از مقصدها است یا حاوی نگاشت بیتی است که نشان دهنده مقصد است. وقتی بستهای به مسیریاب میرسد مسیریابها تمام مقصدها را کنترل میکند تا مجموعهای از خطوط خروجی مورد نیاز را تعیین نماید (خط خروجی در صورتی مورد نیاز است که بهترین مسیر به حداقل یکی از مقصدها باشد) مسیریاب نسخه جدیدی از بسته را برای تمام خطوط خروجی که مورد استفاده قرار گرفتند تولید میکند و در هر بسته فقط مقصدهایی را قرار میدهد که خط را به کار میگیرند. در نتیجه مجموعه مقصد بین خطوط خروجی تقسیم میشود. پس از تعداد کافی از جهشها، هر بسته فقط یک مقصد را با خود میبرد و میتوان با آن مثل بسته معمولی برخورد کرد. مسیریابی مقصدهای چندگانه مانند بسته هایی است به طور جداگانه آدرس دهی شدند، مگر هنگامی که چند بسته از یک مسیر هدایت شوند که در این صورت یکی از آنها کل هزینه را میپردازد و بقیه مجانی عبور میکنند.
چهارمین الگوریتم پخشی، برای مسیریاب آغازگر پخش، از درخت بایگانی استفاده میکندة یا از هر درخت پوشای مناسب استفاده مینماید. درخت پوشا زیر مجموعهای از زیرشبکه است که تمام مسیریابها را در بر میگیرد و فاقد حلقه است. اگر هر مسیریاب بداند کدامیک از خطوط متعلق به درخت پوشا است، میتواند بسته دریافتی را بر روی تمام خطوط درخت پوشا به جز خطی که بسته از آن رسیده است کپی نماید این روش از پهنای باند به خوبی استفاده میکند؛ و کمترین تعداد بستههای مورد نیاز برای انجام این کار را تولید مینماید. این روش از پهنای باند به خوبی استفاده میکند و کمترین تعداد بستههای خمورد نیاز برای انجام کار را تولید مینماید. تنها مشکل این است که هر مسیریاب باید اطلاعاتی راجع به درخت پوشا داشته باشد. گاهی این اطلاعات وجود دارند (مثلا، در مسیریابی حالت پیوند)، اما گاهی نیز وجود ندارد (مثلا در مسیریابی بردار فاصله).
آخرین الگوریتم پخشی، حتی هنگامی که مسیریابها اطلاعاتی راجع به درختهای پوشا نداشته باشند، سعی میکند رفتار الگوریتم قبلی را تخمین بزند. این ایده، پیشروی مسیر معکوس نام دارد و بسیار ساده است. وقتی بسته پخشی به مسیریاب میرسد مسیریاب کنترل میکند آیا بسته دریافت شده از منبع از همان خطی آمدکه بستهها در حالت عادی برای آن منبع پخش ارسال میشوند یا خیر. اگر اینطور باشد، احتمال این که بسته پخشی خودش بهترین مسیر را از منبع طی کند بسیار زیاد است و اولین نسخهای است که به مسیریاب میرسد به این ترتیب مسیریاب نسخههایی از آن را به تمام خطوی به جز خطی که از آن آمده است میفرستد اما اگر بسته پخشی برای رسیدن به منبع از خطی غیر از خط بهینه وارد شود بسته بعنوان بسته تکراری نادیده گرفته میشود.
نمونهای از الگوریتم پیشروی مسیر معکوس در شکل 12 آمده است. قسمت (الف) زیرشبکه را نشان میدهد، قسمت (ب) درخت بایگانی مربوط به مسیریاب I آن زیر شبکه را نشان میدهد و قسمت (ج) چگونگی عملکرد الگوریتم مسیر معکوس را نشان میهد در جهش اول U بسته هایی را به N , H , H , F میفرستد (که در سطر دوم درخت نشان داده شده است). هر کدام از این بستهها از مسیر بهینه به I دریافت میشونهد (با فرض اینکه مسیر بهینه در درخت بایگانی باشد) و دور حرف آن دایرهای کشیده شده است. در جهش دوم هشت بسته تولید میشوند؛ هر مسیریابی که در جهش اول بستهای را دریافت کرد، دو بسته تولید میکند. ضمن تولید تمام این هشت بسته به مسیریابهای ملاقات نشده قبلی میرسند که پنج بسته از آنها در امتداد خط بهینه به مقصد میرسد. از شش بستهای که در جهتش سوم تولید میشود فقط سه تا از مسیر بهینه میرسند (در K , E , C) و بقیه تکراریاند. پس از پنج جهش و 24 بسته، پخش خاتمه مییابد در حالی که اگر درخت بایگانی دنبال میشد چهار جهش و 14 بسته لازم بود.
امتیاز مهم پیشروی مسیر معکوس این است که کارایی خوبی دارد و پیاده سازی آن ساده است. لازم نیست مسیریابها اطلاعاتی راجع به درختهای پوشا داشته باشند، و در هر بسته نیازی به سربار لیست مقصدها یا نگاشت خصی نیاز ندارد، در حالی که فرایند غرق کردن به این راهکار نیاز دارد (شمارنده جهش درهر بسته و اطلاع قبلی از قطر زیر شبکه، یا لیستی از بسته هایی که تا کنون از هر منبع دریافت شده اند.)
مسیریابی چند پخشی
در بعضی از کاربردها فرایندهای مستقل از هم به صورت گروهی کار میکنند مانند گورهی از فرایندهای سیستم بانک اطلاعاتی توزیعی را پیاده سازی میکنند. در مواد اغلب لازم است یکی از فرایندها پیامی را به سایر اعضای گروه ارسال نماید. اگر گروه کوچک باشد، میتواند پیام نقطه نقطه را به تمام اعضا صادر کند. اگر گروه بزرگ باشد، این راهبرد گران تمام میشود. گاهی میتوان از پخش استفاده کرد، اما استفاده از پخش برای اطلاع دادن به 1000 ماشین در شبکهای با میلیونها گره کارآمد نیست، زیرا اغلب گیرندهها علاقهای به پیام ندارند (حتی در حالت بدتر، علاقه دارند و تصور دیدن آن را ندارند.) بنابراین باید بتوانیم پیامها را به گروهی بفرستیم که اندازه آن گروه از نظر عددی بزرگ باشد ولی در مقایسه با کل شبکه کوچک باشد.
ارسال پیام به چنین گروهی چند پخشی نام دارد و الگوریتم مسیریابی آن، مسیریابی چند پخشی نامیده میشود. در این بخش یکی از روشهای مسیریابی چند پخشی را بررسی میکنیم.


برای انجام چند پخشی نیاز به مدیریت گروه است روشهایی برای ایجاد و حذف گروه لازم است و نیاز به فرایندهایی برای اتصال به گروه و ترک آن است. انجام این کارها به عهده الگوریتم مسیریابی نیست. آنچه که به الگوریتم مربوط میشود این است که وقتی فرایندی به گروه ملحق میشود، آن را به میزبان خود خبر میدهد. توجه به این نکته مهم است که مسیریابها میدانند کدام میزبان آنها به کدام گروه تعلق دارند. یا میزبانها باید تغییر در گروه را به اطلاع مسیریابها برسانند، یا مسیریابها هر از چند گاهی از میزابانها درخواست کنند. در هر دو روش مسیریابها میفهمند که میزبانهای آنها در چه گروه هایی قرار دارند. مسیریابها به همسایههای خود خبر میدهند و بدین ترتیب اطلاعات از طریق زیرشبکه انتشار مییابد.
برای مسیریابی چند پخشی، هر مسیریاب، درخت پوشایی را ایجاد میکند که تمام مسیریابهای موجود در زیر شبکه را در بر گیرد. بعنوان مثال در شکل 13 (الف) زیر شبکهای با دو گروه 1 و 2 وجود دارد. بعضی از مسیریابها به میزبانهایی دست یافتند که متعلق به یک یا هر دو گروه است (همانطور که در شکل آمده است). درخت پوشای مربوط به مسیریاب سمت چپ، در شکل 13 (ب) آمده است.
وقتی فرایندی بسته چند پخشی را به گروهی میفرستد، اولین مسیریاب، درخت پوشای خود را بررسی کرده آن را هرس میکند. برای این کار تمام خطوطی را که به میزبانهایی میروند که عضو این گروه نیستند حذف میکند. در مثال مورد نظر ما شکل 13 (ج) درخت پوشای هرس شده مربوط به گروه 1 را نشان میدهد. شکل 13 (د) درخت پوشای هرس شده مربوط به گروه 2 را نشان میدهد. بستههای چند بخضی فقط از طریق درخت پوشای مناسبی ارسال میگردند.
راههای گوناگونی برای هرس کردن درخت پوشا وجود دارد. ساده ترین آنها وقتی مورد استفاده قرار میگیرد که از مسیریاب حالت پیوند استفاده گردد و هر مسیریاب از توپولوژی کامل زیر شبکه آگاهی داشته باشد از جمله بداند کدام مسیریاب به کدام گروهها تعلق دارند. سپس درخت پوشا را میتوان با شروع از انتها هر مسیر و ادامه دادن به سمت ریشه هرس کرد برای این کار باید تمام مسیریابهایی را که متعلق به گروه مورد نظر نیستند حذف کرد.
در مسیریابی بردار فاصله باید از روش دیگری برای هرس کردن استفاده کرد الگوریتم اصلی پیشروی مسیر معکوس است اما هر گاه مسیریاب فاقد میزبانی به گروه خاصی متعلق باشد و به مسیریابهای دیگر متصل نباشد پیام چند پخشی برای آن گروه را دریافت میکند، آن گروه با پیام PRUNE پاسخ میدهد و به فرستنده میگوید که بستههای چند بخشی دیگری نفرستد. وقتی این پیامها به تمام ورودیهای یک مسیریاب برسند که در بین میزبانهایش فاقد اعضای گروه است این مسیریاب نیز میتواند با PRUNE پاسخ میدهد. در این صورت زیر شبکه به طور بازگشتی هرس میشود.
یکی از عیبهای این الگوریتم این است که در شبکههای بزرگ به خوبی کار نمیکند فرض کنید شبکهای دارای n گروه است و هر گروه به طور متوسط دارای m عضو است. برای هر گروه m درخت هرس شده پوشا باید ذخیره گردد و در نتیجه تعداد کل درختها mn است. وقتی گروهها بزرگ باشند حافظه زیادی برای ذخیره همه درختها لازم است.
طراحی دیگر از درختهای هستهای (بالاردای و همکاران 1993) استفاده کرده است. در اینجا در هر گروه یک درخت پوشا محاسبه میشود، به طوری که ریشه (هسته) در نزدیک به وسط گروه قرار دارد. برای ارسال پیام چند بخشی میزبان آن را به هسته میفرستد و چند پخشی در سراسر درخت پوشا انجام میشود. گرچه این درخت برای تمام منابع بهینه نیست کاهش m درخت به یک درخت در هر گروه موجب صرفه جویی در حافظه میشود.
مسیریابی برای میزبانهای سیار
امروزه، میلیونها نفر کامپیوترهای قابل حمل دارند و علاقه مندند در هر جا که هستند پست الکترونیکی خود را بخوانند و به سیستم فایل معمولی خود نیز دسترسی داشته باشند. این میزبانهای سیار موجب پیچیدگی جدیدی میشوند: باری هدایت بستهای به میزبان سیار، شبکه باید ابتدا آن را بیابد موضوع ملحق شدن میزبانهای سیار به شبکه خیلی جوان است اما در اینجا برخی از مشکلات را مطرح کرده راه حلهای ممکن را ارائه میکنیم.
مدل میانی که طراحان از آن استفاده میکنند در شکل 14 آمده است در اینجا یک شبکه گسترده وجود دارد که حاوی مسیریابها و میزبانها است. شبکههای محلی و شهری و سلولهای بی سیم به این شبکه گسترده متصلاند.
میزبانهایی که حرکت نمیکنند (ثابت اند) از طریق سیمهای مسی یا فیبر نوری به شبکه وصل میشوند. بر عکس دو نوع میزبان دیگر وجود دارند. میزبانهای مهاجر میزبانهای ثابتیاند که گاهی از یک سایت ثابت به سایت ثابت دیگر منتقل میشوند اما فقط وقتی از شبکه استفاده میکنند که به طور فیزیکی به آن وصل باشند. میزبانهای متحرک کسانی هستند که در حال حرکت نیز به شبکه متصل اند. این دو نوع میزبان را میزبانهای سیار مینامند.

فرض میشود تمام میزبانها موقعیت داخلی ثابتی داشته باشند که هرگز تغییر نکند. میزبانها آدرس داخلی ثابتی نیز دارند که محل آنها را مشخص میکنداین حالت را با شماره تلفن 5551212-212-1 مقایسه کنید که نشان دهنده ایالات متحده (کد کشور1) و جزیره مان هاتان (212) است. هدف مسیریابی در سیستمی با میزبانهای سیار، عبارت است از: ارسال بستهها به میزباهای سیار به کمک آدرسهای داخلی آنها، و خواندن بستهها توسط میزبانها در هر جایی که هستند.
در مدل شکل 14 جهان ( از نظر جغرافیایی) به واحدهای کوچکی تقسیم شده است. این واحدها را ناحیه مینامیم به طوری که هر ناحیه یک شبکه محلی یا سلول بی سیم است هر ناحیه دارای یک یا چند نمایندگی خارجی است است که فرایندهایی هستند که تمام میزبانهای سیار ناحیه را نگهداری میکند بعلاوه هر ناحیه دارای نمایندگی داخلی است. این نمایندگی میزبانهایی را که خانه شان در این ناحیه قرار دارد ولی فعلا با ناحیه دیگری در حال ملاقاتاند نگهداری میکند.
وقتی میزبان جدیدی وارد ناحیهای شود، چه از طریق اتصال به آن (مثل وصل شدن به شبکه محلی)، یا سرگردان بودن در سلول، کامپیوترش باید خودش را با نمایندگی خارجی ثبت نماید. روند ثبت به صورت زیر انجام میشود:
1. هر نمایندگی خارجی به طور تناوبی بستهای را پخش میکن تا وجود و آدرس خود را اعلام کند. میزبان سیار تازه وارد ممکن است منتظر یکی از این پیامها باشد اما اگر در مدت معدین چنین پیامی نرسد، میزبان سیار میتواند بستهای را پخش کند و بگوید آیا هیچ نمایندگای خارجی وجود دارد؟
2. میزبان سیار، با نمایندگی خارجی ثبت میشود برای این کار آدرس داخلی خود آدرس لایه پیونده داده فعلی، و اطلاعات سری دیگر را ارائه میکند.
3. نمایندگی خارجی با نمایندگی داخلی میزبان سیار تماس برقرار میکند و میگوید یکی از میزبانهای شما در این جاست، پیامی از نمایندگی خارجی به نمایندگی داخلی، حاوی آدرس شبکه نمایندگی خارجی است. همچنین حاوی اطلاعات سری است تا نماینگی داخلی را متقاعد کند که میزبان سیار واقعا وجود دارد.

4. نمایندگی داخلی اطلاعات سری را که حاوی مهر زمان است، بررسی میکند تا ثابت کند در چند ثانیه قبل تولید شده است. اگر راضی باشد، به نمایندگی خارجی میگوید که پیشروی نماید.
5. وقتی نمایندگی خارجی اعلام وصولی را از نمایندگی داخلی دریافت میکند یک وارده در جدول خود ایجاد مینماید و اطلاع میدهد که میزبان سیار ثبت شده است.
ایده آل ان است که وقتی کاربری ناحیه را ترک میکند، باید اطلاع دهد تا از ثبت خارج شود، اما اغلب کاربران به طور غیر منتظره، کامپیوترهای خودشان را خاموش میکنند.
وقتی بستهای به میزبان ارسال میگردد به شبکه محلی داخلی کاربر هدایت میشود زیرا چیزی است که آدرس، انجام آن را میطلبد، مانند آنچه که در مرحله 1 از شکل 15 نشان داده شده است اینجا فرسنتند در شهر شمال غربی سیتل میخواهد بستهای را از طریق ایالات متحده در نیویورک به یک میزبان بفرستد. بستههای ارسال شده به میزبان سیار در LAN داخلی خود در نیویورک، توسط نمایندگی داخلی متوقف میشود. سپس نمایندگی داخل، محل جدید (موقتی) میزبان سیار را جست و جو میکند و آدرس نمایندگی خارجی را مییابد که میزبان سیار را جست وجو میکند و آدرس نمایندگی خارجی را مییابد که میزبان سیار را اداره میکند.
نمایندگی داخلی دو کار را انجام میدهد اول اینکه بسته را د فیلد بار مفید بسته یرونی تر بسته بندی میکن و آن را به نمایندی خارجی میفرستد (مرحله دو در شکل 15) این راهکار را تونل سازی مینامند؛ در ادامه آن را بیشتر مورد بحث قرار میدهیم. پس از گرفتن بسته بسته بندی شده نمایندگی خارجی بسته اصلی را از فیلد بار مفید جدا میکد و آن را به صورت قاب پیوند دادهای به میزبان سیار میفرستد.
دوم اینکه نمایندگی داخلی به فرستنده میگوید از این پس بستهها را با قراردادن آنها در فیلد بار مفید بستههایی که صریحاً به نمایندگی خارجی آدرس دهی میشوند، به میزبان سیار ارسال نماید (به جای اینکه آنها را به آدرس داخل کاربر سیال ارسال کند (مرحله 3) اکنون بستههای بعدی میتوانند مستقیما از طریق نمایندگی خارجی (مرحله 4) به میزبان هدایت شوند (با نادیده گرفتن موقعیت داخلی).
الگوهای مختلفی که عرضه شدند تفاوت هایی با هم دارند اول اینکه چه مقدار از این قرارداد توسط مسیریابها و چقدر توسط میزبانها انجام میشوند و در حالت دوم توسط کدام لایه در میزبانها انجام میگیرد دوم اینکه در الگوهای اندکی مسیریابها در بین راه آدرسهای تطبیق شده را ثبت میکنند، لذا میتوانند قبل از رسیدن ترافیک به موقعیت داخلی، از آن جلوگیری کرده مجددا آن را هدایت نمایند سوم اینکه در بعضی از الگوها به هر مهمان آدرس موقت منحصر به فردی نسبت داده میشود در بعضی دیگر آدرس موقت به نمایندگی اشاره میکند ه ترافیک مربوط به تمام مهمانها را کنترل مینماید.
چهارم اینکه الگوها در چگونگی ترتیب بسته هایی که به یک مقصد آدرس دهی شدند و باید به مقصد دیگری تحویل شوند با هم فرق میکنند یک روش تغییر آدرس مقصد و ارسال مجدد بسته اصلاح شده است. روش دیگر این است که کل بسته آدرس محلی و هر چیز دیگر میتوانند در فیلد بار مفید بسته دیگری که به آدرس موقتی ارسال شده است، بسته بندی گردد. سرانجام الگوها از نظر حفاظت با یکدیگر متفاوت اند. به طور کلی وقتی میزبان یا مسیریابی پیامی به این شکل را دریافت کند: اکنون شروع کن، لطفا تمام نامههای کیلاس را به من بفرست، ممکن است با دو پرسش مواجه باشد: با چه کسی صحبت میکند و آیا این ایده ایده خوبی است یا خیر.
مسیریابی در شبکههای موقتی
تا کنون با چگونگی مسیریابی در حالتی که میزبانها سیار و مسیریابها ثابت باشند آشنا شدید حالت دیگر این است که خود مسیریابها سیار باشند. بعضی از این موارد عبارتاند از:
1. وسایل نقلیه نظامی در میدان جنگ که هیچ ساختمانی وجود ندارد
2. ناوگان کشتیها در دریا
3. کارکنان اضطراری در هنگام وقوع زلزله که ساختمانها را خراب کرده است
4. گردهمایی افرادی با کامپیوترهای کیفی در منطقهای که فاقد802.11 است.
در همه این موارد و موارد مشابه، هر گروه متشکل از یک مسیریاب و یک میزبان است که معمولا در یک کامپیوتر قرار دارند. شبکه هایی از گرهها که در نزدیک یکدیگر قرار میگیرند. شبکههای موقتی یا MANET (شبکههای موردی همراه) نام دارند. آنها را به طور مختصر شرح میدهیم.
تفاوت شبکههای موقتی با شبکههای سیمی این است که تمام قوانین مربوط به توپولوژیهای ثابت همسایگان ثابت ومشخص رابطه ثابت بین آدرس IP و مکان، و غیره باید نادیده گرفته شوند. مسیریابها از نقطهای به نقطه دیگر جا به جا میشوند. در شبکه سیمی اگر مسیریاب، مسیر معتبری به مقصد داشته باشند، این مسیر همواره معتبر خواهد بود (مگر اینکه سیستم خراب شود) در شبکههای موقتی توپولوژی ممکن است همواره تغییر کند. در نتیجه مطلوب بودن و اعتبار مسیرها بدون هیچ اخطاری تغییر میکند. بدیهی است که این شرایط موجب میشود مسیریابی در شبکههای موقتی کاملا متفاوت از شبکههای ثابت باشد.
الگوریتمهای مسیریابی گوناگونی برای شبکههای موقتی پیشنهاد شدند. یکی از جالب ترین الگوریتمها AODV (بردار فاصله موقتی بر حسب تقاضا) نام دارد. شکلی از الگوریتم بردار فاصله بلمن- فورد است که در محیط سیار کار میکند و محدودیت پهنای باند و طول باطری را در این محیط در نظر میگیرد. ویژگی غیر عادی دیگر این است که الگوریتم تقاضا است یعنی فقط در صورتی که کسی بخواهد بستهای را به مقصدی بفرستد، مسیری به آن مقصد را مییابد.
کشف مسیر
شبکه موقتی را در هر لحظه میتوان به وسیله گرافی از گرهها (مسیریاب ها+ میزبانها) توصیف کرد. دو گره در صورتی متصل به هم هستند که بتوانند مستقیما با استفاده از رادیوهای خود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند (در این صورت در گراف یالی بین آنها وجود دارد). چون ممکن است یکی از آنها خیلی قوی تر از دیگری باشد ممکن است A به B متصل باشد اما B به A متصل نباشد. اما برای سهولت فرض میکنیم تمام اتصالها متقارن هستند. توجه داشته باشید که اگر دو گره در رادیوی یکدیگر باشند به معنای این نیست که به هم متصل هستند.
برای توصیف این الگوریتم شبکه موقتی شکل 16 را در نظر بگیرید که در آن فرایندی در گره A میخواهد بستهای را به گره I بفرستد. الگوریتم AODV در هر گره دارای جدولی است که کلید آن مقصد است و اطلاعاتی راجع به آن مقصد ارائه میکند از جمله کدام همسایه باید بسته را بفرستد تا به مقصد برسدو فرض کنید، A در جدول خود جست و جو میکند و واردهای را برای I نمییابد. اکنون باید مسیری را به I را کشف کند. چون این الگوریتم در صورت نیاز مسیرها را کشف میکند، الگوریتم تقاضا نام دارد.
برای یافتنI گره A بسته ROUTE REQUEST خاصی را میسازد و آن را پخش میکند. این بسته به B و D میرسد (شکل 15- الف). علت این که D , B در گراف به A وصل هستند این است که A میتواند با آنها ارتباط برقرار کند. به عنوان مثال از F به A یالی وجود ندارد زیرا نمیتواند سیگنال رادیویی A را دریافت کند. لذا F به A وصل نیست.

|
شمارنده جهش |
شماره ترتیب مقصد |
شماره ترتیب منبع |
آدرس مقصد |
شناسه تقاضا |
آدرس منبع |
فرمت بسته ROUTE REQUEST در شکل 19 آمده است. این فرمت حاوی آدرسهای منبع و مقصد (معمولا آدرس IP آنها) است که مشخص می کند چه کسی برای چه کسی جست و جو می کند. شناسه تقاضا یک شمارنده محلی است و توسط هر گره ای نگهداری می شود و هر وقت ROUTE REQUEST پخش می شود یک واحد به آن اضافه می شود فیلدهای آدرس منبع و شناسه تقاضا، یک بسته ROUTE REQUEST منحصر به فرد را مشخص می کنند که به گرهها اجازه میدهند بستههای تکراری را حذف کنند.
هر گره علاوه بر شمارنده شناسه تقاضا شمارنده دنباله ای دارد که هر وقت ROUTE REQUEST فرستاده شد (یا پاسخی به ROUTE REQUEST داده شد) یک واحد به آن اضافه می شود. تقریبا مثل ساعت عمل می کند و برای تخشیص مسیر جدید از مسیر قدیم به کار می رود. فیلد چهارم در شکل 19 شماره ترتیب A است و فیلد پنجم جدیدترین مقدار شماره ترتیب I است که A آن را دیده است. فیلد شمارنده جهش مشخص می کند که بسته تا کنون چند جهش انجام داد. مقدار اولیه آن صفر است.
وقتی بسته ROUTE REQUEST به گره ای می رسد به صورت زیر پردازش می شود:
1. جفت (شناسه تقاضا و آدرس منبع) در یک جدول سابقه محلی جست و جو می شود تا مشخص شود آیا این درخواست قبلا دیده و پردازش شد یا خیر. اگر تکراری باشد، نادیده گرفته می شود و پردازش متوقف می گردد اگر تکراری نباشد این جفت در جدول سابقه قرار می گیرد و پردازش ادامه می یابد.
2. گیرنده مقصد را در جدول مسیر خود جست و جو می کند اگر مسیر تازه ای به مقصد شناخته شود. بسته ROUTE REPLY به منبع ارسال می شود تا به آن بگوید چگونه به مقصد برسد. معنای مسیر تازه این است که شماره ترتیب مقصد که در جدول مسیریابی ذخیره شده است بزرگتر یا مساوی شماره ترتیب مقصد موجود در بسته ROUTE REQUEST است. اگر کمتر باشد مسیر ذخیره شده قدیمی تر از مسیر قبلی است که منبع برای مقصد داشته است در نتیجه مرحله 3 اجرا می شود.
3. چون گیرنده مسیر تازه ای به مقصد نمی رساند به فیلد شمارنده جهش یک واحد اضافه می کند و بسته ROUTE REQUEST را پخش می کند داده ها را نیز از بسته استخراج و آن را بعنوان وارده جدید در جدول مسیر معکوس خود ذخیره می کند این اطلاعات برای ساختن مسیر معکوس به کار می روند لذا پاسخ می تواند بعدا به منبع برسد. فلشها در شکل 16 برای ساخت مسر معکوس به کار می روند برای وارده مربوط به مسیر معکوس جدیدی که ساخته شد، تایمری شروع به کار می کند وقتی تایمر از کار افتاد وارده حذف می شود.
D , B نمی دانند I در کجا قرار دارد، لذا هر کدام از آنها وارده ای را برای مسیر معکوس ایجاد می کنند که به A اشاره می کند (مثل فلش های 16) بسته را در حالی پخش می کنند که فیلد شماره جهش آن 1 است. پخش حاصل از B به D , C می رسد. C وارده ای را در جدول مسیر معکوس خود ایجاد می کند و آن را پخش می کند در حالی که D آن را بعنوان پخش تکراری رد می کند. به طور مشابه پخش حاصل از D توسط B رد می شود. پخش D توسط G , F پذیرفته و ذخیره می شود. (شکل 16 ج) پس از اینکه I , H , E پخش را دریافت کردند، ROUTE REQUEST به مقصدی می رسد که می داند I در کجا قرار دارد (یعنی خود I) شکل (16 د) را ببینید توجه کنید که گرچه پخشها در سه مرحله گسسته نشان دادیم. پخشهای حاصل از گرههای مختلف هماهنگ نیستند.

در پاسخ به تقاضای ورودی I یک بسته ROUTE REPLY را میسازد (شکل 18) آدرس منبع، آدرس مقصد، شمارنده جهش از تقاضای ورودی کپی میشوند، اما شماره ترتیب مقصد از شمارنده اش به حافظه منتقل میشود. فیلد شمارنده جهش برابر با صفر میشود. فیلد طول عمر مشخص میکند که مسیر چه مدت معتبر است. این بسته یک بسته تک پخشی به گرهای است که بسته ROUTE REPLY از آن آمده است که در اینجا G است. سپس مسیر معکوس را به D طی میکند و به A میرسد. در هر گره شمارنده جهش یک واحد اضافه میشود لذا گره میتواند تشخیص دهد که چقدر از مقصد I فاصله دارد.
در هر گره میانی در مسیر معکوس بسته بررسی میشود اگر یک یا چند شرط زیر برقرار شود آن گره به عنوان مسیری به I در جدول مسیریابی محلی ذخیره میشود:
1. هیچ مسیری به I شناخته نشده باشد
2. شماره ترتیب مربوط به I در بسته ROUTE REPLY بزرگتر از مقدار موجود در جدول مسیریابی است
3. شمارههای ترتیب برابرند ولی مسیر جدید کوتاه تر است
بدین ترتیب تمام گرههای موجود در مسر معکوس مسیری به I به طور رایگان یاد میگیرند. گره هایی که بسته ROUTE REPLY را گرفتند ولی در مسیر معکوس نبودند (H , F , E , C ,B در مثال ما)، با انقضای مدت تایمر مربوط، واردهها را از جدول مسیر معکوس حذف میکنند.
لذا فرایند کشف مسیر به این صورت اصلاح میشود. برای یافتن مقصد، فرستنده یک بسته ROUTE REPLY را میفرستد که طول عمر آن 1 است. اگر در مدت زمان معقولی پاسخ دریافت نشود، بسته ROUTE REPLY دیگری ارسال میشود. این بار طول عمر برابر با 2 خواهد بود. دفعات بعد طول عمر برابر با 3 و 4 و 5 و غیره خواهد شد به این ترتیب جست و جو به طور محلی انجام میشودو به طور فزاینده فراگیرتر میشود.
نگهداری مسیر
چون گرهها میتوانند جا به جا شوند یا خاموش شوند توپولوژی خود به خود تغییر میکند. بعنوان مثال در شکل 16 اگر G خاموش شود، A متوجه نمیشود که برای رسیدن به I استفاده میکرد. (ADGI) معتبر نیست. الگوریتم باید این موضوع را اداره کند. هر گره به طور تناوبی پیام Hello میفرستدد. انتظار میرود هر یک از همسایه هایش به آن پاسخ دهند. اگر هیچ پاسخی دریافت نشود، پخش کننده متوجه میشود که همسایهها از برد آن خارج شدند و دیگر به آن متصل نیستند به طور مشابه، اگر سعی کند بستهای به همسایهای بفرستد که پاسخ نمیدهد یاد میگیرد که این همسایه دیگر وجود ندارد.

این
اطلاعات برای از بین بردن مسیرهایی به کار میروند که دیگر کار نمیکنند. برای هر
مقصد ممکن، هر گرهای مثل N همسایه هایی را نگهداری میکند که برای آن
بسته هایی را که در اثنای آخرین
ثانیه فرستادند تا به آن مقصد ارسال شوند. این
همسایهها را همسایههای فعال N برای آن مقصد مینامند. N
برای انجام این کار از جداول مسیریابی استفاده میکند که کلید آن مقصد است و حاوی
گره خروجی برای رسیدن به مقصد، شمارنده جهش به مقصد، جدیدترین شماره تریب مقصد و
لیست همسایههای فعال آن مقصد است. نمونهای از جدول مسیریابی برای گره D
در توپولوژی مثال ما در شکل 19 – الف آمده است.
وقتی یکی از همسایههای N غیر قابل دسترسی میشود، Nجدول مسیریابی خود را بررسی میکند تا مشخص کند کدام مقصدها مسیرهایی دارند که از همسایه ناپدید شده استفاده میکنند برای هر کدام از این مسیرها به همسایههای فعال اطلاع داده میشود که مسیر آنها از طریق N نامعتبر است و باید از جداول مسیریابی آنها حذف شود. سپس همسایههای فعال به طور بازگشتی به همسایههای فعال خود خبر میدهند و غیره. این روند ادامه مییابد تا تمام مسیرهایی که به گره ناپدید شده بستگی دارند از تمام جدولهای مسیریابی حذف شوند.
بعنوان مثالی از نگهداری مسیر، مثال قبلی خود رادر نظر میگیریم اما فرض میکنیم G خاموش میشود. توپولوژی تغییر یافته در شکل 19-ب آمده است وقتی D میفهمد که G ناپدید شد، به جدول مسیریابی خود نگاه میکند و میبیند که G در مسیرهایی به I , G, E استفاده شده است. اجتماع همسایههای فعال مربوط به این مقصدها مجموعه {A,B} است. به عبارت دیگر، A و B در بعضی از مسیرهای خود به G وابستهاند ولذا باید به آنها اطلاع داده شود که این مسیرها دیگر معتبر نیستند. D با ارسال بسته هایی این خبر را به آنها میدهد که باعث میشود آنها جدولهای مسیریابی خودشان را نوسازی کنند. علاوه بر این، D واردههای مربوط به E ، G و I را از جدول مسیریابی خود حذف میکند.
تفاوت عمده بین الگوریتم AODV و بِلْمَن- فورد این است که در AODV گرهها به طور تناوبی پخش هایی را که حاوی جدولهای مسیریابی آنها باشد، انجام نمیدهند. این تفاوت منجر به صرفه جویی در پهنای باند و مصرف باطری میشود.
ADOV قادر است مسیریابی پخشی و چندپخشی را انجام دهد. مسیریابی در شبکههای موردی، موضوع پژوهش است.
جست و جوی گره در شبکههای نظیر به نظیر
یک پدیده نسبتاً جدید، شبکه نظیر به نظیر است که در آن تعداد زیادی از افراد منابع مشترکی استفاده میکنند. معمولاً این افراد اتصال دائمی سیمی با اینترنت دارند. اولین کاربرد گسترده فناوری نظیر به نظیر جرم گروهی بود: 50 میلیون کاربر Napster آوازهایی با حق کپی رایت را بودن مجوز مالکین کپی رایت مبادله کردند و دادگاه با وجود اختلاف نظرهای زیاد، Napster را متوقف کرد. با این وجود، فناوری نظیر به نظیر، کاربردهای جالب و قانونی دارد. مشکلاتی مثل مسیریابی دارد، ولی این مشکلات با آن چه که تاکنون مطالعه کردیم متفاوت هستند. با این وجود، مروری سریع به آنها خواهیم داشت.
جالب بودن سیستمهای نظیر به نظیر به این دلیل است که کاملاً توزیعی اند. تمام گرهها متقارناند و کنترل مرکزی یا سلسه مراتبی وجود ندارد. در سیستم نظیر به نظیر، هر کاربر اطلاعاتی داردکه ممکن است برای کاربران دیگر مفید باشد. این اطلاعات ممکن است برای کاربران دیگر مفید باشد. این اطلاعات ممکن است نرم افزار رایگان، موسیقی، عکس و غیره باشد. اگر تعداد کاربران زیاد باشد، یکدیگر را نمیشناسند و نمیدانند اطلاعات مورد نیازشان را از کجا تهیه کنند. یک راه حل استفاده از بانک اطلاعاتی مرکزی است، اما به دلایلی ممکن نیست (مثلاً هیچ کس علاقه مند به میزبان و نگهداری آن نباشد). لذا، مسئله این است که وقتی بانک اطالاعاتی یا ایندکس مرکزی وجود ندارد، کاربر چگونه گرهای را پیدا کند که حاوی اطلاعات مورد نظرش باشد.
فرض میکنیم هر کاربر یک یا چند قلم داده مثل آواز، عکس، برنامه، فایل و غیره دارد و کاربران دیگر میخواهند از آنها استفاده کنند. هر قلم دارای نام اسکی است. کاربر فقط رشته اسکی را میشناسد و میخواهد بداند آیا کسانی آنها را کپی کردند یا خیر. چنانچه کپی کرده باشند، آدرس IP آنها را بداند.
به عنوان مثال، یک بانک اطلاعاتی توزیعی تبارشناسی را در نظر بگیرید. هر تبارشناس چند رکورد on-line برای اجداد و خویشاوندان دارد که ممکن است شامل عکس، صوت یا برشهای ویدیوی فرد باشد. چند نفر ممکن است یک جّد پدری داشته باشند، لذا رکوردهای مربوط به یک جد ممکن است در چندین گره وجود داشته باشد. نام رکورد، نام فرد به شکل کانونی است. در نقطهای از این بانک اطلاعاتی، تبارشناس میبیند که جد پدری او در آرشیو قرار دارد و جد پدری تو ساعت جیبی طلایی خود را برای نوه اش به ارث گذاشت. اکنون تبارشناس نام نوه را میداند و میخواهد بداند که آیا تبارشناس دیگری رکوردی برای آن دارد یا خیر. بدون وجود بانک اطلاعاتی متمرکز چگونه میتوان این موضوع را تشخیص داد؟
الگوریتمهای متعددی برای حل این مسئله ارائه شدند. الگوریتم کورد (دابک و همکاران، 2001) را بررسی میکنیم. سیستم کورد از چندین کاربر تشکیل شده است که هرکدام دارای چندین رکورد ذخیره شده هستند و آمادگی دارند که قطعاتی از ایندکس را برای استفاده دیگران ذخیره کنند. هر گره کاربر، دارای یک آدرس IP است که میتواند با استفاده از تابع درهم سازی، hash به یک عدد m بیتی درهم سازی شود. کورد از SHA-1 برای تابع hash استفاده کرد. SHA-1 در رمز نگاری استفاده میشود که در فصل 8 بحث میشود. در حال حاضر میگوییم تابعی است که یک رشته بیتی طول متغیر را به عنوان آرگومان میگیرد و یک عدد تصادفی 160 بیتی را تولید میکند. لذا میتوانیم هر آدرس IP را به عدد 160 بیتی تبدیل کنیم که نامش شناسه گره است.
از
نظر مفهومی، کل
2 شناسه گره به ترتیب صعودی در یک دایره بزرگ
چیده شدند. بعضی از آنها متناظر با گرههای کاربران هستند، ولی اغلب آنها این
طور نیستند. در شکل 24-5 (الف) دایره شناسه گره را برای ؟؟؟ دادیم (فعلاً کمانهای
وسط را حذف کردیم). در این مثال،گره هایی با شناسه 20،15،12،7،4،1 ،27
متناظر با گرههای واقعیاند و سایه دار شده اند. بقیه وجود ندارند.

تابع successor (k) را به عنوان شناسه اولین گره واقعی بعد از k در جهت عقربه ساعت در دایره تعریف میکنیم. به عنوان مثال، successor(6)=7 ، successor(8)=12 و successor(22)=27 است.
اسامی رکوردها ( اسامی آواز، اسامی اجداد و غیره) توسط تابع hash درهم سازی شدند تا یک عدد 160 بیتی به نام کلید تولید شود. لذا برای تبدیل name (نام اسکی رکورد) به کلید، از عبارت key=hash(name) استفاده میکنیم. اگر شخصی، رکورد تبارشناشی برای name داشته باشد و بخواهد آن را برای دیگران مهیا کند، ابتدا یک دوتایی متشکل از (آدرس IP وname ) میسازد و سپس از successor(hash(name)) میخواهد این دوتایی را ذخیره کند. اگر برای این نام، چندین رکورد (در گرههای مختلف) وجود داشته باشند، دوتایی آنها در گره یکسانی ذخیره میشود. به این ترتیب، ایندکس به طور تصادفی در گرهها توزیع میشود. برای تحمل عیب میتوان از p تابع درهم سازی مختلف استفاده کرد تا هر دوتایی را که در p گره ذخیره کند. اما این موضوع را در این جا بررسی نمیکنیم.
اگر بعداً کاربری بخواهد name را جست و جو کند، آن را درهم سازی میکند تا کلید را به دست آورد و سپس با استفاده از successor(key) آدرس IP گرهای را مییابد که دوتاییهای ایندکس آن را ذخیره کرده است. مرحله اول ساده است ولی مرحله دوم ساده نیست. برای این که بتوان آدرس IP گره متناظر با کلید خاصی را پیدا کرد، هر گره باید ساختمان داده هایی را به منظور سرپرستی ذخیره کند. یکی از اینها آدرس IP گره جانشین آن در دایره شناسه گره است. به عنوان مثال، در شکل 24-5، گره جانشین 4، و گره 12 گره جانشین 7 است.
اکنون جست وجو میتواند به این صورت ادامه یابد. گره متقاضی، بستهای را به گره جانشینی که حاوی آدرس IP است میفرستد. علاوه بر این، کلید مورد جست و جو را نیز به آن ارسال میکند. اکنون بسته در حلقه پخش میشود تا جانشینی را پیدا کند که شناسه گره به دنبال آن است. آن گره بررسی میکند که آیا اطلاعاتی دارد که با کلید تطبیق کند یا خیر. اگر داشته باشد مستقیماً آن را به گره متقاضی میفرستد که آدرس آن را دارد.
به عنوان اولین بهینه سازی، هر گره میتوانست آدرسهای IP گرههای جانشین و پیشین را نگهداری کند و در نتیجه تقاضاها هم در جهت عقربههای ساعت و هم در جهت خلاف عقربههای ساعت (بسته به این که کدام مسیر کوتاه تر است) ارسال شوند. به عنوان مثال، گره 7 در شکل 24-5 میتوانست برای یافتن شناسه گره 10 در جهت عقربههای ساعت و برای یافتن شناسه گره 3 در خلاف جهت عقربههای ساعت حرکت کند.
حتی
حرکت در دو جهت نیز با جست و جوی خطی در سیستم نظیر به نظیر کارآمد نیست، زیرا
میانگین گرههای مورد نیاز در هر جست و جو،
است.
برای افزایش سرعت جست و جو، هر گروه جدولی به نام جدول انگشت دارد. جدول انگشت m
وارده دارد که اندیس آن از 0 تا m-1 است و هر کدام به یک گره واقعی اشاره میکنند.
هر وارده دارای دو فیلد است: start و آدرس IP مربوط به successor(start)
. این جدولها در شکل 24-5 (ب) آمده اند. مقادیر فیلدهای مربوط به وارده i در گره k به صورت زیر
محاسبه میشود،
(
به پیمانه
(
start=k+
آدرس IP مربوط به successor(start[i])
توجه کنید که هر گره، آدرسهای IP تعداد نسبتاً کمی از گرهها را ذخیره میکند و اغلب اینها نیز از نظر شناسه گره به هم نزدیک هستند.
با
استفاده از جدول انگشت، جست و جوی key در گره k به این صورت
انجام میشود. اگر key بین k و successor(k)
باشد، آنگاه گره successor(k) حاوی اطاعاتی راجع به key
خواهد بود و جست و جو خاتمه مییابد. وگرنه، جدول انگشت جست و جو میشود تا واردهای
را پیدا کند که فیلد start آن نزدیک ترین جانشین key
است. سپس تقاضا مستقیماً به آدرس IP در آن وارده جدول انگشت ارسال میشود تا از
آن بخواهد که جست و جو را ادامه دهد. چون نزدیک تر به key
ولی کمتر از آن است، مزیتش این است که قادر پاسخی را با تعداد اندکی از تقاضاهای
دیگر ارائه کند. در واقع، چون هر جست و جو، فاصله تا مقصد را نصف میکند، میتوان
نشان داد میانگین جست و جو
است.
به عنوان اولین مثال، جست و جوی key=3 را در گره 1 در نظر میگیریم. چ.ن گره 1 میداند گره 3 بین آن و جانشین آن یعنی 4 قرار دارد، گره مطلوب 4 است و جست وجو خاتمه مییابد و آدرس IP گره 4 برگردانده میشود. به عنوان دومین مثال، جست و جوی key=14 را در گره 1 در نظر میگیریم. چون 14 بین 1 و4 نیست، از جدول انگشت استفاده میشود. نزدیک ترین گره پیشین 14، گره 9 است. لذا تقاضا به سمت آدرس IP وارده 9، یعنی گره 12 پیش میرود. گره 12 میبیند که 14 بین آن جانشین آن، یعنی 15 قرار دارد و در نتیجه آدرس IP گره 15 برگردانده میشود.
به عنوان سومین مثال، جست وجوی key=16 را در گره 1 در نظر بگیرید. تقاضا به گره 12 ارسال میشود. ولی گره 12 پاسخ را نمیداند. نزدیک ترین گره قبل از 16 جست و جو میکند و 14 را مییابد که آدرس IP گره 15 را ارائه میکند. سپس تقاضا به این جا ارسال میشود. گره 15 میبیند که 16 بین آن و جانشین یعنی 20 قرار دارد و در نتیجه آدرس IP گره 20 را برمی گرداند و در مسیرش به گره 1 برمی گردد.
چون گرهها در هر زمان اضافه و کم میشوند الگوریتم کورد میباست این عملیات را اداره کند. فرض میکنیم وقتی سیستم شروع به کارکرد به اندازه کافی کوچک بود و گرهها میتوانستد مستقیما اطلاعات را مبادله کنند و اولین دایره و جدولهای انگشت را بسازند. از این پس نیاز به روبه خودکار است وقتی گره جدیدی مثل r میخواهد اضافه شود، باید با یک گره موجود تماس بگیرد و از او بخواهد آدرس IP مربوط به successor(r) را برایش جست و جو کند. سپس گره جدید از successor(r) میخواهد گره پیشین آن را بیابد. سپس گره جدید از هر دو میخواهد r را بین آنها در دایره اضافه کند. بعنوان مثال اگر گره 24 در شکل 20 بخواهد اضافه شود از هر گرهای میخواهد successor(24) را بیابد که گره 27 است. پس از گره 27 گره پیشین آن را میپرسد که 20 است. سپس حضورش را به هر دو اعلان میکند. 20 از 24 به عنوان جانشین خود و 27 از 24 به عنوان پیشین خود استفاده میکند. علاوه بر این گره 27 این کلیدها را در بازه 24-21 تحویل میدهد که اکنون متعلق به 24 هستند. اکنون 24 اضافه شده است.
اکنون بسیاری از جدولهای انگشتی نادرستاند. برای اصلاح آنها، هر گره یک فرایند پس زمینه را اجرا میکند که با فراخوانی تابع successor، هر انگشت را دوباره حساب میکند وقتی یکی از این تقاضاها به گره جدیدی میرسد وارده انگشت متناظر آن نوسازی میشود.
اگر گرهای به خوبی دایره را ترک کند، کلیدهایش را به جانشین خود تحویل میدهد و خروج خود را به گره پیشین خود خبر میدهدو گره پیشین میتواد به گره جانشین گره خارج شده وصل شود. وقتی گرهای خراب میشود مشکل پیش میآید. زیرا، گره پیشین آن دیگر جانشین معتبری ندارد. برای حل این مسئله هر گره نه تنها جانشین مستقیم خود را نگه میدارد، بلکه تعداد s جانشین معتبری ندارد. برای حل اینکه مسئله هر گره نه تنها جانشین مستقیم خود را نگه میدارد، بلکه تعداد s جانشین مستقیم خود را نگه میدارد تا در صورتی که s-1 گره متوالی با شکست مواجه شود، بتواند به گره جانشین مناسبی وصل شود.
کورد خواست سیستم فایل توزیعی و سایر کاربردها را ایجاد کند و تحقیق در این زمینه ادامه دارد.
الگوریتم کنترل ازدحام
وقتی بستههای بسیار زیادی (در قسمتی از) زیر شبکه وجود داشته باشد کارایی کاهش مییابد این وضعیت ازدحام نام دارد. شکل 21 این حالت را نشان میدهد. وقتی تعداد بسته هایی که توسط میزبانها به زیر شبکه ارسال میشوند، به اندازه ظرفیت حمل آن باشد، تمام آن (به جز آنهایی که تحت تاثیر خطای انتقال قرار میگیرند) به مقصدهایشان تحویل داده میشوند و تعداد بستههای تحویل شده متناسب با تعداد ارسالی است با افزایش بی رویه ترافیک، مسیریابها نمیتوانند از عهده آن برآیند، و بسته هایی از بین میروند و بر مشکل افزوده میشود. در ترافیک زیاد، کارایی بسیار پایین میآید، و تقریبا هیچ بستهای تحویل داده نمیشود.
ازدحام به دلایل زیادی به
وجود میآید. اگر ناگهان چند بسته از سه یا چهار خط ورودی بیایند و همگی بخواهند
به یک خط خروجی بروند، صفی تشکیل خواهد شد
اگر حافظه کافی برای ذخیره آنها وجود نداشته باشد، بستهها از بین میروند افزودن حافظه ممکن است کمک کند، اما ناگل (1987) دریافت که اگر مسیریابها حافظههای زیادی داشته باشند، ازدحام بیشتر میشود، زیرا در این صورت بستهها با رسیدن به مقصد را افزایش میدهند.
پردازندههای کند نیز میتوانند ازدحام را وجود آورند. اگر پردازندههای مسیریابها در اجرای امور دفترداری (صف بندی بافرها، بازسازی جدولها و غیره) کند باشند، حتی اگر ظرفیت حمل خطوط بیشتر باشد، صفهایی تشکیل خواهد شد. خطوطی که پهنای باند آنها کم است، موجب ازدحام میشوند. بهبود خطوط و عدم تغییر پردازنده، یا برعکس اندکی کارساز است. اما اغلب فقط محل گلوگاه را جابه جا میکند. همچنین بخش بهبود یافته سیستم، فقط محل گلوگاه را به جای دیگری منتقل مینماید. عدم تطابق بخشهای مختلف سیستم، مشکل اساسی را ایجاد میکند این مشکل تا عدم توازن قطعات مختلف سیستم ادامه مییابد.
بیان تفاوت کنترل ازدحام و کنترل جریا ارزشمند است همانطور که رابطه آنها نیز ظریف است. کنترل ازدحام باید برای حصول کنترل اطمینان از توانایی زیرشبکه در ترافیک عرضه شده انجام شود. این یک موضوع کلی است و رفتار میزبانها، مسیریابها، فرایند ذخیره و ارسال در داخل مسیریابها، و تمام عواملی را که منجر به کاهش ظرفیت حمل زیر شبکه میشوند در بر میگیرد.
برعکس کنترل جریان به ترافیک نقطه به نقطه بین فرستنده و گیرنده خاصی مربوط میشود کارش این است که اطمینان حاصل کند که فرستنده سریع نمیتواند دادهها را سریع تر از آنچه که گیرنده میتواند دریافت نماید، ارسال کند. در کنترل جریان بازخوردهای مستقیمی از گیرنده به فرستنده وجود دارد تا به فرستنده بگوید کارها در طرف دیگر چگونه انجام میشوند.
برای پی بردن به تفاوت بین این دو مفهوم شبکه فیبر نوری با ظرفیت 1000 گیگابیت در ثانیه را در نظر بگیرید که در آن سوپرکامپیوتری سعی میکند فایلی را با سرعت Gbps 1 به کامپیوتر شخصی ارسال نماید. اگر هیچ ازدحامی وجود نداشته باشد (خود شبکه مشکلی نداشته باشد) نیاز به کنترل جریان است تا سوپر کامپیوتر را گاهگاهی متوقف کند تا کامپیوتر شخصی دچار مشکل نشود.
از طرف دیگر شبکه ذخیره و ارسالی با خطوط 1Mbps و 1000 کامپیوتر بزرگ را در نظر بگیرید نیمی از آنها سعی میکنند فایلهایی را با سرعت 100kbps به نیمی دیگر بفرستند. در اینجا مشکل این نیست که فرستنده سریع گیرنده کند را تحت فشار قراتر میدهد بلکه کنترل ترافلیک از توان شبکه بیشتر است.
علت این که کنترل ازدحام و کنترل جریان اغلب با هم اشتباه میشوند این است که بعضی از الگوریتمهای کنترل ازدحام پیامهایی به منابع ارسال میدارند تا به آنها بگویند عمل ارسال را کندتر کنند تا شبکه از حالت ازدحام خارج شود. بنابراین میزبان در دو حالت میتواند پیام کندتر ارسال کن را دریافت دارد. یکی اینکه گیرنده قادر به تحمل بار نیست، دیگر اینکه شبکه نمیتواند این بار را تحمل نماید. در ادامه به این موضوع میپردازیم.
مطالعه کنترل ازدحام را با نگاهی کلی به آن شروع میکنیم. سپس به روشهایی میپردازیم که موجب میشوند، ترافیک اصلا اتفاق نیفتد، سپس به الگوریتمهای پویای گوناگونی میپردازیم تا بتوانیم پس از بروز ازدحام با آن کنار بیاییم.
اصول کلی کنترل ازدحام
بسیاری از مشکلات در سیستم پیچیده، مثل شبکههای کامپیوتری را میتوا از دید نظیه کنترل نگریست در این روش راه حلها به دو دسته تقسیم میشوند: حلقه باز و حلقه بسته، راه حلهای حلقه باز سعی میکنند مشکلات را با طراحی خوب حل کنند، یعنی مطمئن میشوند که مشکلی بروز نخواهد کرد. وقتی سیستم راه اندازی شد و شروع به کار کرد، کامل (بی عیب) است.
ابزارهای کنترل انجام حلقه باز شامل: تصمیم گیری راجع به زمان پذیرش ترافیک جدید تصمیم گیری راجع به زمان دور انداختن بستهها و دور انداختن کدام بسته هاو تصمیمات زمان بندی در نقاط مختلف شبکه است در تمام این موارد بدون توجه به حالت فعلی سیستم تصمیم گیری میشود.
بر عکس، راه حلهای حلقه بسته بر مفهوم حلقه باز خوردی استوارند. وقتی این روش برای کنترل ازدحام به کار میرود دارای سه بخش است:
1. نظارت بر سیستم جهت تشخیص زمان و مکان وقوع ازدحام.
2. انتقال این اطلاعات به جایی که فعالیت باید انجام گیرد.
3. تنظیم عمل سیستم برای برطرف کردن مشکل
برای نظارت بر ازدحام زیر شبکه مقیاسهای گوناگونی به کار گرفته میشود از بین این ها، درصد بسته هایی که به دلیل عدم وجود فضای بافر از بین میروند، طول میانگین صف و انحراف معیار از تاخیر بسته از اهمیت زیادی برخوردارند. در تمام موارد افزایش نشان دهنده رشد ازدحام است.
مرحله دوم در حلقه بازخودی، انتقال اطلاعات مربوط به ازدحام از نقطه تشخیص آن به نقطهای است که اعمالی راجع به آن انجام میپذیرد. روش بدیهی تشخیص ازدحام، ارسال بستهای به منبع یا منابع ترافیک است تا آنها را از وجود مشکل آگاه کند. البته این بستههای اضافی، دقیقا در موقعی که نیاز به بار بیشتری نیست (یعنی موقعی که در زیرشبکه ازدحام است) موجب افایش بار میشود.
راه حلهای دیگری نیز وجود دارد. بعنوان مثال در هر بسته میتوان بیت یا فیلدی را برای مسیریابها رزرو کرد تا چنانچه ازدحام از یک حد معینی تجاوز کرد، مقدار بگیرند، وقتی مسیریابی این حالت ازدحام را تشخیص داد، فیلد تمام بستههای خروجی را مقدار دهی میکند تا این وضعیت را به آگاهی همسایهها برساند.
روش دیگر این است که میزبانها یا مسیریاب به طور تناوبی بستههای اکتشاف را ارسال کنند تا اطلاعاتی راجع به ازدحام کسب نمایند. با استفاده از این اطلاعات میتوان ترافیک موجوددر ناحیه هایی را که مشکل دارند برطرف کرد بعضی از ایستگاههای رادیوی هلیکوپترهایی دارند که بر فراز شهرها حرکت میکنند تا گزارشی از زدحام را در جادهها تهیه کنند، به امید اینکه شنوندههای انها ،بسته(اتومبیلهای )خود را در اطراف نقاط خطر هدایت کنند.
در
تمام الگوهای باز خوردی ، اگرمیزبانها اطلاعتی راجع به ازدحام داشته باشند میتوانند
اعمالی انجام دهندکه از ازدحام را کاهش دهند برای صحت انجام کار ، مقیاس زمان باید
دقیقا تنظیم گردد. اگر در هر زمان دو بسته در یک ردیف برسند ، مسیریاب میگوید STOP
، و هر وقت مسیریاب به مدت
بیکار باشد، میگوید GO
، . سیستم به شدت نوسان میکند و همگرا نمیشود. از طرف دیگر ، اگر قبل از انجام
هر کاری 30 دقیقه منتظر بماند.عکس العمل راهکار کنترل ازدحام آنقدر کند است که
عملا به کار نمیآید. برای عملکرد خوب، تا حدی به تعدیل نیازمندیم ، اما به دست
آوردن ثابت زمانی ، مسئله کوچکی نیست.
الگوریتمهای کنترل ازدحام متعددی شناخته شده اند. برای سازماندهی معقول آنها، یانگ وردی 1995 الگوریتم های کنترل شده ازدحام را طبقه بندی کردند . انها ابتدا الگوریتمها ر براساس حلقه بسته یا حلقه باز تقسیم بندی نمودند، سپس الگوریتمهای حلقه باز ر براساس این که درمنبع عمل میکنند یا در مقصد تقسیم بندی ، الگوریتمهای حلقه بسته نیزبه دو دسته تقسیم شدند. با خوردی صریح و باز خوردی ضمنی در الگوریتمهای ضمنی، منبع با مشاهدات محلی ،مثل زمان مورد نیاز برای برگشت اعلام وصول ، به وجود ازدحام پی میبرد.
وقتی میزان بار در بخشی از سیستم ، به طور موقت بیش از ظرفیت خدمات دهی منابع باشد، ازدحام پیش میآید . دو راه حل به نظر میرسد: افزایش منابع یا کاهش بار . به عنوان مثال ممکن است زیر شبکه با استفاده از خطوط تلفن شماره گیری ، پهنای باند بین بعضی از نقاط را موقتاً افزایش دهد.در سیستمهای ماهوارهای ، افزایش قدرت انتقال ، موجب افزایش پهنای باند میشود. اگر به جای استفاده از بهترین مسیر برای انتقال ترافیک آن را بین مسیرهای چند گانه تقسیم کنیم ، پهنای باند افزایش مییابد. مسیرهای پشتیبان که برای برطرف کردن عیب سیستم به کار میروند. در صورت وجود ازدحام فعال میشوند تا ظرفیت بیشتری در اختیار شبکه قرار گیرد.
گاهی نمیتوان ظرفیت را به اندازه کافی افزایش داد در این صورت تنها راه حل کاهش بار است. راههای متعددی برای کاهش بار وجود دارد از جمله عدم ارائه خدمات به بعضی از کاربران کاهش خدمات تمام یا بعضی از کاربران، و یا زمانبندی تقاضا کاربران به طور متناوب.
بعضی از این روشها که آنها را به طور مختصر تشریح میکنیم، در مدارهای مجازی بهتر عمل میکنند. در زیر شبکه هایی که در داخل خود از مدارهای مجازی استفاده میکنند این روشها را میتوان در لایه شبکه به کار برد. در شبکههای داده گرام نمیتوان آنها را در اتصالهای لایه انتقال به کار برد. در این فصل به کاربرد آنها در لایه شبکه میپردازیم.
سیاستهای جلوگیری از ازدحام
![]() |
ابتدا از لایه پیوند دادهها شروع میکنیم، سیاست انتقال مجدد، به سرعت تمام مهلت زمانی فرستنده و آنچه که در این مدت انتقال دده است بستگی دارد فرستنده سریعی که مهلتش به زودی به اتمام مهلت زمانی فرستنده و آنچه که در این مدت انتقال داده است بستگی دارد فرستنده سریعی که مهلتش به زودی به اتمام میرسد و به کمک قرارداد عقب گرد nتایی تمام بستهها را دوباره ارسال مینماید، نسبت به فرستنده کندی که از تکرار انتخابی استفاده میکند بار کمتری را به سیستم تحمیل مینماید. سیاستی مشابه با آن سیاست بافر کردن است. اگر گیرندهها تمام بستههای خارج از ترتیب را دور میاندازند این بستهها باید دوباره ارسال شوند و این کار بار اضافی را به شبکه تحمیل میکند. برای کنترل ازدحام تکرار انتخابی بهتر از عقب گرد nتایی است.
سیاست اعلام وصول نیز بر ازدحام موثر است. اگر هر بسته فوراً اعلام وصول شود، بستههای اعلام وصول ترافیک بیشتری را به وحود میآورند. اگر اعلام وصولها به طور قاچاقی با ترافیک برگشتی ارسال شوند، ممکن است منجر به انقضای مهلت و انتقالهای مجدد شود. الگوی کنترل جریان فشرده (مثلا پنجره کوچک) از سرعت دادهها میکاهد و موجب افزایش ازدحام میشود.
در لایه شبکه، انتخاب بین مدارهای مجازی و داده گرامها بر ازدحام تاثیر دارد. زیرا بسیاری از الگوریتمهای کنترل ازدحام مربوط میشود که: آیا مسیریابها به ازای هر خط ورودی یک صف دارند، آیا به ازای هر خط خروجی یک صف دارند، یا هر دو حالت را دارند. به ترتیب پردازش بستهها (مثل نوبتی یا اولویت) نیز مربوط میشود. در سیاست دور انداختن بستهها، مشخص میشود که اگر حافظه کافی وجود نداشته باشد، چه بسته هایی باید دور انداخته شوند. سیاست خوب میتواند از ازدحام بکاهد و سیاست بد میتواند بر ازدحام بیفزاید.
الگوریتم مسیریابی میتواند با توزیع ترافیک در همه خطوط از ازدحام جلوگیی کند ولی اگر از الگوریتم بدی استفاده شود، ترافیک بیشتری را به خطی که اکنون دچار ازدحام است ارسال میکند. سرانجام، مدیریت دوران زندگی بسته، با مدت حضور بسته قبل از از بین رفتن سر و کار دارد. اگر این مدت طولانی باشد بستههای از بین رفته میتوانند کار را مختل کنند اما اگر بسیار کوتاه باشند، ممکن است مهلت زمانی بسته، قبل از رسیدن به مقصد به اتمام برسد و بسته دوباره ارسال شود.
در لایه انتقال مشکلی مانند لایه پیوند دادهها به وجود میآید، اما در مجموع تعیین مهلت مشکلتر است، زیرا قابلیت پیش بینی زمان انتقال از طریق شبکه نسبت به زمان انتقال از طریق سیم بن دو مسیریاب، کمتر است. اگر کاهش بسیار کوتاه باشد، بستههای زیادی به طور غیر ضروری ارسال میشوند. اگر بسیار طولانی باشد، ازدحام کاهش مییابد، اما وقتی بستهای از بین میرود، زمان پاسخ آزار دهنده است.
کنترل ازدحام در زیرشبکههای مدار مجازی
روشهایی که برای کنترل ازدحام مطرح شدند، از نو حلقه باز هستند، یعنی سعی میکنند از وقوع ازدحام جلوگیری کنند. در این بخش روشهایی را برای کنترل پویای ازدحام در زیرشبکههای مدار مجازی بررسی میکنیم. در دو بخش بعدی تکنیکهایی را که در زیر شبکه به کار میروند مورد بحث قرار میدهیم.
تکنیکی که به طور گسترده برای جلوگیری از افزایش ازدحام موجود به کار میرود، کنترل پذیرش نام دارد. ایده این تکنیک ساده است: وقتی ازدحام به وجود آمد، مدارهای مجازی دیگری برقرار نمیشوند تا مشکل برطرف شود. بنابراین، تلاشهای مربوط به برقراری اتصال لایه انتقال با شکست مواجه میشود ورود افراد بیشتر وضع را بدتر میکند با این که این روش ظرافت خاصی ندارد، اجرای آن آسان است. در سیستم تلفن وقتی بار زیادی را به راه گیزن وارد میشود عمل کنترل پذیرش را انجام میدهد (با عدم پذیرش شماره تلفن).
روش دیگر این است که مدارهای مجازی جدیدی بتوانند فعال شوند، اما در جاهایی باید برقرار شوند که ازدحام موجود را رفع کنند. بعنوان مثال زیرشبکه شکل 22 (الف) را در نظر بگیرید، در آن دو مسیریاب دچار ازدحام شده اند. فرض کنید میزبان متصل به مسیریاب A میخواهد با میبان متصل به مسیریاب B اتصالی برقرار کند. این اتصال از طریق یکی از مسیریابهای دچار ازدحام عبور میکند. برای پرهیز از این وضعیت میتوان زیر شبکه را مانند شکل 22 (ب) رسم کرد. در این شکل مسیرهای دچار ازدحام و کلیه خطوط آنها حذف شده اند. خط نقطه چین مسیری را برای مداری نشان میدهد که از مسیریابهای دچار ازدحام نمیگذرد.
شکل2

راهبرد دیگر مرتبط با مدارهای مجازی این است که وقتی مدار مجازی فعال شد مذاکرهای بین میزبان و زیرشبکه به عمل آید تا بر سر میزان و شکل ترافیک خدمات مورد نیاز و سایر پارامترها توافق به عمل آید بر اساس این توافق زیرشبکه منابع مربوط به مسر را به هنگا برقراری مدار رزور میکند. این منابع میتواند شامل جدول و فضای بافر در مسیریابها و پهنای باند در خطوط باشد. در این روش ازدحام در مدارهای جدید به وجود نمیآید، زیرا تضمین میشود که تمام منابع ضوری مهیا باشند.
این نوع رزرو سازی یا میتواند همیشه بعنوان یک عملیات استاندارد انجام شود و یا در صورت وجود ازدحام انجام گیرد. اگرای کار به طور همیشگی انجام شود منابع را به هدر میدهد. اگر شش مدار مجاز که میتواند از 10 Mpbs استفاده کند. همگی از یک خط 6Mpbs فیزیکی عبور کنند، باید خط را به عنوان خط پر علامت گذاری کرد. ولی احتمال اینکه هر شش مدار مجازی همزمان عمل انتقال را انجام دهند کم است. در نتیجه هزینه کنترل ازدحام پهنای باند مصرف نشده است.
کنترل ازدحام در زیرشبکههای داده گرام
اکنون روشهایی را بررسی میکنیم که میتوانند در زیرشبکههای داده گرام و مدار مجازی به کار روند. هر مسریاب میتواند بهره وری خطوط خروجی خود و سایر منابع را کنترل کند. بعنوان مثال میتواند متغیری مثل u را به هر خط اختصاص دهد که مقدارش بین 0/0 و 0/1 است و بهره وری فعلی خط را نشان میدهد برای برآورد دقیقی از u نمونهای از بهره وری لحظهای خط، f (0 یا 1)، را میتوان به طور تناوبی ایجاد کرد و u به صورت زیر محاسبه گردد:
![]()
که در آن، a سرعتی است که مسیریاب وضعیت فعلی خود را از یاد میبرد.
وقتی u از حد آستانهای تجاوز میکند خط خروجی حالت اخطار را اعلام میدارد تمام بستههای ورودی جدید چک میشوند تا مشخص شود که آیا خط خروجی آن در حالت اخطار قرار دارد یا خیر. اگر باشد اعمال مختلفی ممکن است صورت گیرد که در ادامه بحث میشود.
بیت اخطار
معماری قدیمی DECNET حالت اخطار را از طریق مقدار دادن به بیت خاصی در سرآیند بسته اعلان میکرد. وقتی بسته به مقصد رسید، نهاد انتقال، این بیت را در اعلام وصول بعدی کپی و به منبع ارسال میکرد سپس منبع ترافیک را کاهش میداد.
تا زمانی که مسیریاب در حالت اخطار بود به مقدار دادن بیت اخطار ادامه میداد معنایشای بود که منبع آماده دریافت اعلام وصولها است. منبع کسری از اعلام وصولها را با این بیت نظارت میکرد و سرعت انتقال را بر اساس آن تنظیم مینمود. تا زمانی که جریان بیتهای اخطار ادامه داشت، منبع در حال کاهش سرعت انتقال بود. وقتی که به حد معینی کاهش یافت، به سرعت انتقال میافزود. توجه کنید که چون هر مسیریاب موجود در مسیر میتوانست بیت اخطار را مقدار دهد، ترافیک فقط وقتی اضافه میشود که هیچ مسیریابی دچار مشکش نباشد.
بستههای چوک
الگوریتم قبلی برای کنترل ازدحام، ظریف است. به طور غیر مستقیم به منبع میگوید که سرعتش را کم کند. چرا مستقیما به آن نگوید؟ در این روش، مسیریاب نیاز دارد بستهای به نام بسته چوک را به میزبان منبع برگرداند و به او بگوید که مقصد در بسته پیدا شد. بسته اصلی برچسب دار میشود ( یک بیت از سرآیند مقدار میگیرد) و در نتیجه در طول مسیر، بستههای چوک دیگری را تولید نمیکند و به طور عادی به راهش ادامه میدهد.
وقتی میزبان منبع، بسته چوک را دیافت میکند لازم است ترافیک ارسالی به منبع را x درصد کاهش دهد. از آنجا که ممکن است سایر بستههای ارسالی به این مقصد در راه باشند و بستههای چوک دیگی تولید کنند، میزبان باید در یک فاصله زمانی ثابت، از این بستههای چوک جلوگیری نماید. پس از سپری شدنای دوره زمانی میزبان در فاصله زمانی دیگر نیز مواظب بستههای چوک است. اگر یک بسته چوک برسد خط هنوز دچار ازدحام است، میزبان از جریان بستهها میکاهد و مجدداً شروع به از بین بردن بستههای چوک میکند. اگر درای دوره هیچ بسته چوکی نرسد، امکان دارد میزبان جریان را بیشتر نماید. بازخورد ضمنی این قرارداد میتواند تا بند نیامدن جریان، به جلوگیری از ازدحام کمک نماید، مگر اینکه مشکلی پیش بیاید.
میزبانها میتوانند با تنظیم پارامترهای خود مثل اندازه پنجره، ترافیک را کاهش دهند، اولین بسته چوک موجب میشود تا سرعت به اندازه 50% سرعت قبلی کاهش یابد و بسته چوک بعدی موجب 25% کاهش میشود و غیره. افزایشها به تدریج انجام میشود تا از وقوع سریع ازدحام جلوگیری به عمل آید.
شکلهای گوناگونی از این الگوریتم پیشنهاد شد. در یکی از آنها مسیریابها میتوانند چندین حد آستانهای را نگهداری کنند. بر اساس این که از کدام حد آستانهای تجاوز شده باشد، بسته چوک میتواند حاوی اخطار ساده، اخطار جدی یا اولتیماتوم باشد.
شکل دیگر، استفاده از طول صف یا بهره وری بافر به جای بهره وری خط، مانند سیگنال رها کننده است. البته، وزن دهی توای مشابه آنچه که با u به کار میرفت، میتواند با این مقیاس نیز به کار گرفته شود.
بستههای چوک مسیر به مسیر
در سرعتهای زیاد و مسافتهای طولانی، ارسال بسته چوک به میزبانهای منبع کارایی خوبی ندارد، زیرا واکنش کند است. بعنوان مثال میزبانی را در سانفرانسیسکو (مسیریاب A در شکل 23) در نظر بگیرید ک ترافیکی را به میزبانی در نیویورک (مسیریاب D در شکل 23) با سرعت 155 Mpbs میفرستد. اگر بافر میزبان نیویورک شروع به پر شدن کند، 30 میلی ثانیه طول میکشد تا بسته چوک به سان فرانسسیکو برسد و به آن بگوید که کندتر عمل کند. انتشار بسته چوک در شکل 23- الف به صورت مراحل دوم، سوم، چهارم نشان داده شده است. در آن 30 میلی ثانیهها، 6/4 مگابیت دیگر ارسال خواهند شد. حتی اگر میزبان در سانفرانسیسکو کاملا از کار افتد، 6/4 مگابیت موجود در مجرا، به انتقال ادامه میدهد تا تمام شود. فقط در نمودار هفتم در شکل 23- الف مسیریاب نیویورک جریان کندتری را مشاهده میکند.
روش دیگر این است که بسته چوک بر هر مسیر انتقالی که از آن عبور میکند، موثر باشد (مانند شکل 32-ب ) در اینجا به محض اینکه بسته چوک به F میرسد، F باید میزان جریان به D را کاهش دهد برای انجام این کار F باید فضای بافر بیشتری را به جریان اختصاص دهد. زیرا منبع با شدت تمام در حال ارسال است اما مانند درمان دردسر در آگهی تجارتی تلویزیون، D را تسکین میدهد. در مرحله بعدی بسته چوک به E است ولی F را فوراً تسکین میدهد. سرانجام بسته چوک به A میرسد و جریان به تدریج کاهش مییابد.

حاصل کار الگوی مسیر به مسیر این است که فورا در نقطه ازدحام تسکین ایجاد میشود و هزینه اش این است که فضای بافر بیشتری باید اختصاص داده شود در این روش ازدحام، بدون آسیب دیدن بسته ای، از بین میرود. این ایده با تفضیل بیشتر و نتایج شبیه سازی در (میشرا و کاناکیا، 1992) تشریح شده است.
تخلیه بار
وقتی هیچکدام از روشهای فوق منجر به رفع ازدحام نشوند، مسیریابها میتوانند به روش تخلیه بار از ازدحام خلاص شوند. تخلیه بار روش جالبی است و به این صورت که وقتی مسیریابها مورد هجوم بستههایی قرار گرفتند که نمیتوانند از شر آنها خلاص شوند، آنها را دور میاندازند. این اصطلاح از مقوله تولید انرژی نیروی الکتریسیته گرفته شد و به معنای خاموش کردن عمدی بعضی از مناطق است تا از کارافتادگی کل سیستم در روزهای داغ تابستان که نیاز به برق به مراتب از تولید بالاتر است جلوگیری نماید.
مسیریابی که در بستههای زیادی غرق شده است بستهها را به طور تصادفی انتخاب و حذف میکند. اما بهتر از این میتواند کار کند. بسته هایی که باید حذف شوند به برنامه کاربردیی که در آن اجرا میشوند، بستگی دارد. برای انتقال فایل بسته قدیمی ارزشمندتر از بسته جدید است، زیرا حذف بسته 6 و نگهداری بسته از بین 10 بسته شکافی در گیرنده به و جود میآورد و موجب میشود بستههای 6 تا 10 دوباره ارسال شوند. این در صورتی است که گیرنده معمولا بستههای خارج از ترتیب را به دور بریزد. در فایل 12 بستهای حذف بسته 6 ممکن است منجر به ارسال مجدد 7 تا 12 شود، در حالی که حذف 10 ممکن است نیاز به ارسال دوباره 10 تا 12 باشد. بر عکس برای چند رسانهای بسته جدید مهمتر از بسته قدیمی است. سیاست قبلی (قدیمی بهتر از جدید است) معمولا شراب نام دارد و سیاست بعدی (جدید بهتر از قدیم است) معمولا شیر نام دارد.
اگر بخواهیم از نظر هوش یک گام بیشتر از این پیش برویم، نیازمند همکاری فرستندهها هستیم، در بسیاری از کاربردها بعضی از بستهها مهمتر از بستههای دیگر اند. بعنوان مثال بعضی از الگوریتمهای مربوط به فشرده سازی تصویر، به طور دورهای قاب کاملی را انتقال میدهند و سپس قابهای بعدی را بعنوان تفاوتهایی از آخرین قابل کامل ارسال میکنند و در این حالت حذف بتهای که بخشی از تفاوت است، نسبت به حذف بستهای که بخشی از قاب کامل است ارجح است. بعنوان مثالی دیگر اتنقال سدی حاوی متن اسکی و تصویر را در نظر بگیرید، خطر از بین رفتن خطی از پیکس در بعضی از تصاویر، کمتر از بین رفتن خطی از متن است
برای پیاده سازی سیاست حذف هوشمند، کاربردها باید رده 4 اولویت بستههای خود را تعیین کنند تا میزان اهمیت آنها را نشان دهند. در این صورت مسیریابها برای حذف بستهها ابتدا آنها را از رده پایینتر حذف میکنند و سپس به ردههای بعدی میروند. البته مگر در حالتی که انگیزههای خاصی وجود داشته باشد که بستهها را غیر از EVER DISCARD , VERY IMPORTANT-NEVER تعیین کند، که هیچکس این کار را انجام نمیدهد.
انگیزه باید اقتصادی باشد، به طوری که ارسال بسته هایی با اولویت پایین، ارزانتر از ارسال بسته هایی با اولویت بالا باشد. از طرف دیگر فرستنده ممکن است اجازه داشته باشد بسته هایی با اولویت بالا را در شرایط بار کم ارسال کند. اما وقتی بار افزایش مییابد بستهها حذف میشوند و کاربران تشویق به توقف ارسال آنها میشوند.
روش دیگر این است که وقتی مداری مجاری فعال شد به میزبانها اجازه داده شوند پا را از محدودیت تعیین شده در توافق نامه فرا نهد (مثلا از پهنای باند بیشتر از حد مجاز استفاده کنند) اما مشروط به این که ترافیک اضافی بعنوان اولویت پایین مشخص شود. این راهبرد ایده بدی نیست. زیرا از منابع بیکار بهرت استفاده میکند و علتش این است که میبانها میتوانند تا زمانی که کسی از آن منابع استفاده نمیکند آنها را به کار گیرند در عین حال وقتی اوضاع سخت میشود، برای این کاربران حق ویژهای ایجاد نمیکند.
تشخیص زودرس تصادفی
بدیهی است که اگر به محض کشف ازدحام به درمان آن بپردازیم، بهتر این است که اجازه دهیم اوضاع بدتر شود و سپس به آن بپردازیم این مشاهده منجر به این ایده میشود که قبل از پر شدن کل بافر، بستهها از بین بروند. الگویتم معروف برای انجام این کار RED (تشخیص زودرس تصادفی) نام دارد. در بعضی از قراردادهای انتقال (از جمله TCP)، پاسخ به بسته مفقود شده این است که منبع کندتر شود. منطق این عمل این است که TCP برای شبکههای سیمی طراحی شد و شبکههای سیمی قابل اعتماداند. لذا بستهها اغلب به علت پر شدن بافر از بین میروند تا در اثر خطاهای انتقال، این حقیقت میتواند به کاهش ازدحام کمک کند.
وقتی میگوییم بستهها را تا بدتر نشدن اوضاع از ببین ببریم، علتش این است که زمان لازم برای بهتر کرد اوضاع را داریم. برای تعیین زمان شروع به از بین بردن بسته ها، مسیریابها میانگین طول صفهای خود را نگهداری میکنند. وقتی میانگین طول صف در خطی از حد آستانهای تجاوز کرد، خط دچار ازدحام میشود و عمل حذف بسته باید شروع شود.
چون مسیریاب نمیتواند بگوید کدام بسته بیشترین مشکل را ایجاد کرد، انتخاب تصادفی بستهای از آن صف، مناسب به نظر میرسد.
مسیریاب چگونه باید حذف بسته را به اطلاع منبع برساند؟ یک روش ارسال بسته چوک به آن این است که شرح آن گذشت، مشکل آن روش این است که بار بیشتری را در شبکهای که دچار ازدحام شده است ارسال میکند راهبرد دیگر این است که بسته انتخاب شده حذف شود و هیچ گزارشی به منبع ارسال نگردد. منبع سرانجام متوجه عدم اعلام وصول میشود و از عمل حذف بسته باخبر میگردد. چون میداند که بستههای حذف شده منجر به ازدحام شده اند، عمل ارسال را کند میکند. این بازخورد ضمنی فقط وقتی کار میکند که منبع با از دست دادن بستهها سرعت انتقال خود را کاهش دهد در شبکههای بی سیم که از دست دادن بستهها بیشتر به خاطر اختلال در پیوند هوایی است نمیتوان از این روش استفاده کرد.
کنترل لرزش
برای کاربردهایی مثل صوت و ویدیو، تا زمانی که زمان انتقال ثابت است مهم نیست که بستهای پس از 20 میلی ثانیه برسد یا 30 میلی ثانیه نوسان در زمانهای رسیدن بسته، لرزش نام دارد. لرزش زیاد مثلا وقتی که بستهای 20 میلی ثانیه بعد و بسته دیگر 30ثانیه بعد برسد از کیفیت صوت و فیلم میکاهد. لرزش در شلک 25 نشان داده شده است برعکس اگر 99% از بستهها با تاخیری در بازه 5/24 تا 5/25 میلی ثانیه برسند، میتواند قابل قبول باشد. بازه انتخابی باید امکان پذیر باشد. باید زمان انتقال سرعت نور و کمترین تاخیر از طریق مسیریاب در نظر گرفته شود و بعضی از تاخیرهای اجتناب ناپذیر و ناچیز را نادیده گرفت.

لرزش را میتوان با محاسبه زمان انتقال برای هر جهش در طول مسیر، محدود کرد. وقتی بستهای به مسیریاب میرسد، مسیریاب آن را بررسی میکند تا تشخیص دهد بسته چه مدت از زمان بندی عقب یا جلو است. این اطلاعات در بسته ذخیره میشود و در هر جهش اصلاح میگردد. اگر بسته نسبت به زمان بندی جلو باشد، نگه داشته میشود تا به زمانبندی برسد. اگر از زمان بندی عقب است، مسیریاب سعی میکند سریعا آن را به خروجی بفرستد.
در واقع الگوریتمی که تعیین میکند کدام بستهها برای یک خط خروجی رقابت میکنند، میتواند بستهای را انتخاب کن که از بستههای دیگر نسبت به زمان بندی عقب تر است. در این روش بستهایی که از زمان بندی جو هستند، کندتر میشود و بسته هایی که از زمان بندی عقب هستند، تسریع میشوند. در هر دو حالت از میزان لرزش کاسته میشود.
در بعضی از کاربردها مثل ویدیوی درخواستی میتوا لرزش را حذف کرد برای این کار باید بستهها در سمت گیرنده بافر شوند و دادهها برای نمایش در زمان بی درنگ از بافر برداشته شوند نه از شبکه اما برای کاربردهای دیگر به خصوص در کابردهایی که نیاز به تعامل بی درنگ بین افراد است مثل تلفن اینترنت و کنفرانس ویدیویی تاخیر ناشی از بافر کردن قابل قبول نیست. کنترل ازدحام موضوع تحقیق است.
کیفیت خدمات
تکنیکهایی که قبلا بحث شدند برای کاهش ازدحام و بهبود کارایی شبکه طراحی شدند اما با رشد شبکههای چند رسانهای این سنجشهای موردی کافی نیستند نیاز به تلاشهایی برای تضمین کیفیت خدمات و طراحی قراردادهایی برای این کار است.
مسیر یابی منبع دینامیک (1)
پروتکل DSR یک منبع مسیریاب روی پروتکل درخواستی است دو فاز اصلی برای پروتکل وجود دارد : کشف مسیر ونگهداری مسیر کلیدمتفاوتی بین DSR و دیگر پروتکل ها در اطلاعات مسیر یابی وجود دارد که در PACH HADER شامل می شود نظر به اینکه اطلاعات مسیر یابی شامل PACH HADER می شود پس NODE گرهها میانجی برای نگهداری اطلاعات مسیر یابی بی نیاز نیست یک گره میانجی ممکن است تمایل به ضبط اطلاعات مسیریابی در جداول خودش داشته باشد که به اصلاح کردن اجرا می پردازند اما ان اجباری نیست دیگر ترکیب DSR وجود دارر که لینک های نامتقارن را حمایت می کنند همانند یک پاسخ مسیر که می تواند به درونیک بسته درخواستی مسیر بر پشت سوار شود. DSR برای شکبه های کوچک و متوسط متناسب است مانند OVERHEAD خود که می تواند تمام راههای پایین به صفر رسیده رسیده را قیاس کند OVERHEAD بطور معنی داری برای شبکه هایی با دیامترهای بزرگتر HOP افزایش خواهد یافت مثل اطلاعات مسیریابی بیشتر که شامل packet header ها خواهند شد.
مسیر یابی دینامیک و عملکرد موازنه در شکبه های ارتباط از راه دور
مشکل مسیر یابی
یافتن جداول مسیر یابی روی هر node شبکه جهت هایی زا به مبنای پیامهای آمده روی مقصد مربوطه شان در دستور به بهینه سازی قیمت وتوازن عملکرد شبکه می دهند.
یافتن انبوهی ازکوتاهترین راهها
بوسیله استفاده مورچه های نشان دار pheromome مجموعا کوتاهترین راه پیدا می شود الگوریتمهای جدید مانند یک توسعه به الگوریتمهای مسیر clossicd پیشرفته شده است آنها به ایده هایی بردار مسیر یابی مقصد درون خطی غیر هنرمان با وضع مسیر یابی لینگ انطباق ملحق می شوند تخمین هایی وضعیت جریان ترافیک و ارزشهای لینک بوسیله ارسال نمایندگان مسیریابی در شبکه اندازه گیری شده که با بسته های اطلاعاتی منظم ترکیب گشته و track ارزش های قیمت های مواجه شده در طی سفرشان نگهداری می شوند.

جداول مسیریابی بنابراین به طور منظم جدید وبروز می شوند که اطلاعات بدون برخی کنترل های مرکزی ، دانش توپولوژی شبکه کامل نمی شود . دو الگوریتم جدید در اینجا پیشنهاد کرده می شود. اول اینکه براساس roud trip نمایندگان مسیر قرارداده می شود که جداول مسیر یابی بوسیله رد گم کردن مسیر شان بعدازجستجوی مقصد جدید به روز می شود جدید به روز می شود. دوم اینکه روی نمایندگان تکیه میشود که جداول مسیریابی را به طور مستقیم همچون آنها نسب به هدفشان جنبش دارند، جدید و به روزی می شوند ویک برنامه عملی موثر به سروکار داشتن با تماسهای نامتقارن ،پیشنهاد کرده می شود.

مسیر یابی نیاز به مسیر یابی :
یک شبکه یک مجموعه به هم پیوسته از node (گرهها) است (با یک سیتم وسیع شبکه با عناوین منحصر به فرد باشد آنجا هیچ نیازی برای یک تماس مستقیم بین دو node وجود ندارد برخی node های داده شده یک تماس مستقیم به یک یا تعداد بیشتری node خواهند داشت اگر یک node به یک بسته addressed به طور مستقیم به یک node تماس رسیده به سادگی به آن در نرم افزار driver لینک اختصاصی ، عبور خواهد کرد. اگر یک node یک بسته addressed به یک node برسد که از آن هیچ تماس مستقیمی ندارد وباید مشکل مسیر یابی تعیین نشده را حل کند که node ان را می فرستد.
Forward در جستجوی الگوریتم
همچنین مشهور به الگوریتن Digktra;s Forward در جستجوی الگوریتم می تواند بنابراین بطور غیر رسمی توضیح داده شود.
(N.i) c ، حداقل قیمت مسیر از I به n است
(N.i) 1 قیمت لینک از I به n است برای هر node است برای هر (گره )(
برای سایر node ها مجموع n, است برای هر l ما دوباره تکرار می شود.
پیداکردن یک node گره w که هنوز بوسیله الگوریتن ملاحظه نشده است ، مانند (w,i) c حداقل برای تمام node های ملاحظه نشده است.
برای هر node (گره) متفاوت با I وw انجام می شود. اگر (n وi) باشد پس (nو w) c= (n,w) = c(inو node ها گرهw به مجموع nodeهای رسیدگی نشده اضافه می گردد . تاکنون همه node های ملاحظه رسیدگی شده است.

الگوریتمهای مسیر یابی درکاربرد
در forword جستجوی الگوریتم ، عملکرد تمرکز یافته مناسب تری ادعا کرده می شود در back ward جستجوی الگوریتم ها می توانست فقط ارزش منطقه یا نیم منطقه اطلاعاتی پیروی شده را که بلافاصله را از node های مجاور است را اداره کند.
ارزش پارامتر کاربردی در مسیر یابی الگوریتم ها ممکن است یک پارامترهای جهانی گوناگونی را بازتاب کند که شامل مخابرات واقعی تاخیری و فضای میانگیر مورد نیاز بوسیله لینگ drivel می باشد همچنین آن ممکن است در فرمول محاسبه ارزش کاربر ملین شده استفاده گردد و.در برخی شبکه های کاربردی در ارزش (قیمت) یک لینگ یک کارکرد دینامیکی میزان و ماهیت ترافیک بر روی شبکه وجود داردوبنابراین ان مطلوب در دوبار حساب کردن جداول مسیریابی در فواصل مناسب است .و ترافیک داده ها در گردآوری بالا در داده های مورد نیاز برای جدول محاسبه مجدد و انتقال نتایج به nodeها (گره ها ) که می توانند به تراکم بیشتر منتج می شود وارد گردید آن بایستی همچنین شود که هر دو جدول مسیر یابی الگوریتم یک پیچیدگی را دارند.
پروتوکل اینترنت :
در پروتوکل اینترنت ip)) یک پروتکل جهت دار داده بوسیله منبع و مقصد hot ها برای مکاتبه داده ای عبوری یک packet –switched inerntwork به کار برده می شود.
داده اه دریک ip intrenrtwork در قالبهای ارجاعی مثل بسته ها یا داتا گرام ها در دوره های بطور اساسی در ip مترداف هستند فرستاده می شوند بویژه درIP هیچ SETUP نیاز نمی شود. قبل از اینکه یک HOST مترداف هستند فرستاده می شوند بویژه در تلاش برای فرستادن بسته ها به یک HOST کنند آن قبلا کنند آن قبلا ابلاغ شده است. در پروتوکل اینترنت IP یک سرویس داتاگرام تا مطئمن ایجاد شد (همچنین بهترین تلاش نامیده شد) آن تقریبا گارانتی در اطراف جعبه ایجاد می کند بسته ممکن است آسیب دیده برسد آن ممکن نادست و در هم برهم گردد مقایسه شد با دیگر بسته های ارسالی در هر دو HOST مشابه آن ممکن است دو نسخه ای المثنی گرددویا کاملا رها شده وبیفتد اگر یک کاربرد نیاز به اعتبار داشته باشد ، آن توسط دیگر وسایل اماده گردیده می شود.
packet switches یا مسیر یابهای internetwork ، داتاگرام های forward IP از میان لایه شبکه های بهم متصل شدندو در فقدان تحویل برخی گارانتی ها ، طرحی از packet switches در نظر گرفته می شود. که بسیار ساده تر ساخته شده است.( توضیح اینکه اگر شبکه سقوط ،نگارش دوباره یا در غیر اینصورت بسیاری از بسته ها آسیب ببیند در اجرا دیده شده بوسیله کاربر، سست خواهند شد . بنابراین اغلب عناصرشبکه به سختی تلاش می کنند این چیزها – از این پس در دوره بهترین تلاش انجام نشود.)
ip عنصر متعارف و معمول در اینترنت عمومی امروزه ،پیدا شد.پروتوکل رایج وعمومی ترین لایه شبکه در استفاده امروزه ipv4 است این نسخه پروتوکل ، نسخه 4 را انتقال داده میکندو ipv6 جانشین ipv4 در نظر گرفته می شود در اینترنت تدریجا آدرسها را تمام می کند و ipv6 ، منبع 128-bit و عنوان مقصدها رادارد ، بیشتر ازعناوین آدرس ipv4 یا منبع 32-bit عناوین فراهم میکند. نسخه 5برای یک جریان پروتوکل های آزمایشی تعیین کرده شده اند دیگر شماره نسخه معمولا برای پروتکل های آزمایشی تعیین کرده شده اند اما بطور وسیعی استفاده نشده اند. IPaddressing و مسیر یابی : شاید بیشترین نمودهای مجموعه IP مسیر یابی و آدرس های هستد addrerring به اینکه چگونه انتهای hot ها به صورت IPaddresses تعیین می گردد و اینکه چگونه و اینکه چگونه زیر شبکه های addresses تقسیم کرده شوند و به یکدیگر طبقه بندی می کردند تخصص داده می شوند مسیر یابی ip بوسیله تمام host ها انجام گردیده می شود اما بطور مهمترین بوسیله مسیر یابل interetwork که به طور نمونه هم در مدخل درونی پروتوکل ها IGPS , و هم در مدخل خروجی پروتکل ها EGPS به کار می روند که کمک به ساختن تصمیمات Forwarding داتاگرام IP از میان شبکه های اتصالی IP می کنند
IPV6 وسیستم نام گذاری حوزه domain name
IPV6 addressed در سیستم نام گذاری حوزه بوسیله گزارشات AAAA برای مراجعات Forwarding نشان داده می شوند بوسیله مقایسه با گزارشات A برای IPV4 مراجعات معکوس تحت ip6.arpa و گزارشات DNAME را داشته اند.
آن در RFC2874 آزمایشی و منابع خودش را تعیین کرده شد.
ماادامیکه طرح AAAA یک نتیجه و تعمیم ساده IPV4 DNS است، طرح A6 یک معاینه کامل DNS به عمومی ترشدن است و از اینرو پیچیده تر است.
مسیر یابی الگوریتم
تمام مسیریابی لبه، الگوریتمهای بوسیله مرحله طرح بندی اجرا Y فایل ها فراهم شدند. مرحله طرح بندی ان را آسان در بکار بردن یک مسیر لبه الگوریتم همانند یک مرحله پس پرداز به برخی طرح بندی اصلی الگوریتم می سازد . Y فایل ها انواع مختلف لبه مسیر یابی را تقویت می کنند مسیریابی اصلی ساختمانی و مسیر یابی قائم
مسیریابی ساختمانی : در بخش مسیر یابی لبه ساختمانی شرح داده می شود.
مسیر یابی قائم : در بخش مسیر یابی لبه قائم شرح داده می شود.
اختیارات مسیر یابی : راه انتخاب شدن لبه ها: اگر این اختیار به فعالیت پرداخته شود فقط لبه های انتخاب شده برای مسیر یابی مورد ملاحظه و رسیدگی قرار خواهند گرفت

نمونه ای مسیر یابی ساختمانی

نمونه ای از مسیریابی قائم
حداقل فاصله این حداقل فاصله مجاز دربین node (گره ها ) ولبه ها را مشخص می کند.
کاربرد خمیدگی های موجود: این اختیار ، خواه خمیدگی های موجود را که بایستی مثل یک راه حل ابتدایی برای مسیر یابی جدید به کار برده می شود را، مشخص می کند.
تنها راه لازم : اگر این اختیار به فعالیت را داشته شود فقط لبه هایی که مختل گشته اند،درمقیاس حداقل فاصله دوباره تعیین مسیر خواهند شد.
در مقیاس حداقل فاصله دوبار تعیین خواهندشد.
مسیر یابی لبه قائم : مسیریاب لبه قائم یک طرح بندی الگوریتمی گردان ونیرومندی ، برای مسیر یابی که دیاگرام لبه های کاربردی عمودی و افقی قطعات خطی است . وضعیت های دیاگرام گره ها یا برخی دیگر از لبه های روی هم افتاده بریده نخواهند شد.
امکانات عرضه شده بوسیله مسیریاب آن را ی طرح بندی کامل برای ثاثیر بر یکدیگر یا توسعه جایی ایجادمی کنند. برخی لبه های بایستی دوباره طراحی می شوند. بعداز اینکه کار برخی گره ها node را جابجاد می کند. متعاقبا اضافه کردن لبه ها بایستی به اندازه دیاگرام موجود طراحی می شوند. شکل 54-5 : یافتن یک راه درمیان یک مسیر پرپیچ و خم
اختیارات مسیر یابی: مسیریاب لبه قائم یک مجموعه اختیارات را فراهم می کندکه در رفتار مسیر یاب موثر می گردد . این بخش تشکیل چند شکل اختیارات موجود را روشن می کند.
کاربرد حداقل فاصله custom بر گرهها Node اگر پس از یک cutom value برای حداقل فاصله بین قطعه لبه و گوشه گره استفاده خواهد شد. وگرنه ازجهت دیگر این فاصله به طور اتوماتیک از حداقل بین دو قطعه لبه drive خواهد شد. نظر به اینکه این اختیار می تواند زمان محاسبه را افزایش بدهد ، آن بوسیله غفلت و کوتاهی از کار افتاده می شود.
حداقل فاصله custom به گره ها : فاصله بین قطعه لبه گوشه تعیین می شود. لبه مسیر یاب اکیداً وسخت به ارزش مجموعه set value می پیوندد. توضیح می دهد که این ارزش به طور نرمال به طور اتوماتیک drive کرده می شود جز اینکه (کاربرد حداقل فاصله custom به گره ها مجموعه set است.

مسیر روی دریچه مشبک grid : اگر مجموعه باشد بعداز همه مسیرهای لبه روی خطوط دریچه مشبک grid مسیریابی خواهد شد. اگر مجموعه نباشد ، بعد از مسیریابی آزاد به راههای فاصله فقط برای یک پروسه لبه بطور شایع در زمانیکه آنجا فاصله بسیار کمی در یک راه با value درست وصیح است وجود دارد
فضای arrive شده در مقابل جستجوی مرکز drive شده: نسبت به دو استرانژهای سنگین تعریفی ، تعیین می شود ،زمانیکه به دنبال یک راه لبه ای می گردند ،
مسیریاب لبه تا حد امکان به setvalue می چسبد. اما در فاصله گذاری ارزش به طور انتخاب کاهش می یابد : فقط برای یک پروسه لبه به طور شایع در زمانیکه انجا فاصله بسیار کمی دریک راه vakue درست وصحیح است وجود دارد
فضای drive شده درمقابل جستجوی مرکز drive شده : نسبت به دو استرانژی سنگین تعریفی ، تعیین می شود. زمانیکه به دنبال یک راه لبه ای می گردند یعنی مرکز drive شده و فضای driveشده سنگین و حجیم هستند و به نسبت با یک value ما بین صفر ویک ،صفر اظهار داشته می شود values به صفر، صفر راههای پایه را راهنمایی می کند که بیشتر از فضای موجود پخش کرده می شوند values به یک صفر تاکید واهمیت بیشتری به راههای نزدیک در bary center لبه داده شده ،می دهند.
حداقل منطقه عبور: اگر مجموعه set نباشد، تعداد مناطق عبوری مشاهده نشده در یک بخش گره می تواند زیاد افزایش یابد. از زمانیکه این اختیار یک اثر مثبت روی دیاگرام با قابلیت خواندن را دارد. ان بوسیله کوتاهی و غفلت توانا گردیده شد.
بها عبور : یک جریحه برای محل های عبور لبه تعیین می گردد. اساسا یک نرخ جریحه به معنی آن است که یک لبه پرتر بیشتر مسیر n زمان را نسبت به عبور یک را لبه که قبلها که مسیریابی شده ، تغییر می یابد. در مقابل به حداقل منطقه عبور بهینه سازی به طور سراسری روی یک راه لبه داخلی کار می کند value های خوب برای یک مجازات عبور از حدود یک صفر به سه، صفر قرار می گیرند با کوتاهی کردن این value به صفر ، صفر set کرده می شود. که آنجا هیچ مجازات و جریحه ای وجود ندارد.
مسیر یابی دوباره لبه عبور اگر مجموعه باشد، پس لبه ها با برخی محل های عبوری دوباره مسیریابی خواهند شد این بهینه سازی فقط پی ترکیب با value بالاتر از صفر برای بهاء منطقه عبور برده و ایجاد می گردد. با کوتاهی کردن ،لبه های دوباره مسیریابی شده از کار افتاده می شوند
فواید و مقرارت مسیریاب – لیبنک شده : فایده اصلی و اولیه مسیریاب معین شده این است که ان به سیرعلت عکس العمل نشان می دهد ودریک مقدار کردان دار زمان به اتصال تغییر می کند همچنین بسته های معین لینگ شده به بالای شبکه فرستاده کرده می شوند ، کوچکتر از بسته های کاربردی در مسیریاب بردار – مقصد هستند مسیر یاب بردار مقصد نیاز به یک جدول مسیریاب گره های درست و بی عیب دارند که انتقال داده می شوند. مادامیکه در مسیریاب معین لینک شده فقط اطلاعات درباره گره بلافاصله به همجوارها انتقال داده می شوند.
بنابراین این بسته ها به حدی کوچک هستند که آنها در منابع شبکه به درجه مهمی استفاده نمی شوند. ضرر اصلی و عمده مسیریاب ملین لینگ شده این است که نیاز به ذخیره سازی بیشتری نسبت به مسیر یاب بردار – فاصله در روان بودن و حرکت دارند
مسیر یاب peer to peer
معرفی سیستم peer to (p2p) می تواند به چند شکل موثر واقع شود E-mail ، ایستگاه تقویت تمرکز یابی شده یابه طور استانیکی عددی می گردند و بنابراین بدون مشکل است .
دیگر دسته شبکه های p2p شبکه پوششی هست و شبکه های پوششی یک توپولوژی واقعی روی راس لینگ های فیزیکی وطبیعی شبکه می سازد.
گره ها لازم شده وبه این شکبه به طور دینامیکی متصل می شوند و متوسط UPTIME گره های اختصاصی به طور نسبی پایین است و توپولوژی یک نسخه یک شبکه ممکن است در تمام مدت تغییر می کند به محض اینکه یکی از مسیرها تاسیس کرده شود در انجا هیچ گارانتی در طول در زمان وجود ندارد که ان معتبرو به ثوت خود باقی خواهد ماند.
مسیر یاب در این شبکه ها وجود دارد بنابراین بسیار مشکل ساز است و مرکز توجه گزارشات ما خواهد شد. برخی از طراحان مسائل تما الگوریتمهای مسیر یاب P2P:
1- SCALBILITY
2- پیچیدگی
3- گمنامی هستند
4- SCALBILIT یک حد چگونگی عملکردهای سیستم های است زمانی که شماری از گره ها ویاشماری از پیغام ها روی ترقی و پیشرفت های شبکه است . پیچیدگی مراحل ترتیب گامهای گامهای مورد نیاز برای یک بسته از یک host به دیگری در بدترین حالت scenario سو می کند ، است .وگمنامی anonymity نیاز بیشترین شبکه های p2p است اگر چه یک شکبه به طراحی شدن به anonymity را فراهم می کنند و سپس این یک مشکل است که بایستی در سطح مسیر یابی حل کرده شود ما به مثالهای کم الگوریتمهای مسیریاب را از هرکدام از این مناظر اشاره خواهیم کرد.
مسیر یابی Guntella
Guntella قابل بحث در اولین مسیر اصلی شبکه پوششی که از کاربرد گسترده ای بهرمند می شود.
عقیده قبلی ساده بود. در اتصال یک مشتری به شبکه ، می بایستی آدرس حداقل یک گره موجود روی شبکه را شناسایی کرده باشد. بیشتر یک بیشتری یک اتصال به این گره node داشت آن می توانست بعد از پراکنده کردن یک صدای غر مانند آدرسهای دیگر گره ها node را بیاید ایده اصلی این است که هرگره node یک اتصال به یک شماره از دیگر گره ها node را به طور نرمال تقریبا 5تا برقرار می کند.

جستجو کردن در شبکه برای یک منبع تا حدی کاربرد یک time-to- live counter را کنترل نمایند. این نوع مسیر یاب ساده ترین نوع ممکن برای یک شبکه پوششی است به هر حال آن نیز خودش بدون مشکلات نیست.
مسیر یاب طرح Gnutemlla یا طیغان کننده ، خیلی خوب برای شبکه کوچک و متوسط کار می کند. ان نشان داده است که ارزش جستجو روی یک شبکه طرح Gnutemlla به طور superlinear مانند شماری از گره های node زیاد شده ، افزایش می یابد. زمانی که اشباع گره node اشباع گره nodeرخ می تواند جزجز و ناقص بشود Gnutemlla ، بنابراین در صورتی که یک حل ساده راه به خوبی مطابق مقیاس قرار نمی دهد. جستجو شبکه Gnutemlla را به طور کلی آمیختگی و پیچیدگی تعریفی است همانطور که هر جستجو درباره فواصل n8d تفسیر خواهد شد در باره اینکه n time to live است و d در شماره ای از همتای های هر node گره است. flooding در بیشترین حل بهینه برای مسیر یابی آشکار بدهی نیست و ان مدتی نبود قبل از دیگر الگوریتمهای پدیدار مسیر یاب p2p که موثرند بودند.
ما درباره تعداد از این ها به انضمام مسیریاب معنایی و جدوال پخش hash را باعث و مطرح خواهیم کرد.
یک شکبه که بطور ویژه طراحی کرده شد به طور مستعارانه در ذهن طراحی کرده شد . مانظری درنتایج اتخاذ خواهیم کرد که anonymity بی نامی بر حسب sclablity و پیچیدگی ارائه می گردد فایده اصلی chord ها در گارانتی است که شما یک پاسخ درون زمان hog(n) به دست خواهید آورد. همچنین یک فایده مهم در فقدان افزونه بالایی است. هر دو اینها به آن یک لبه وسیع روی برخی الگوریتمهای foolding می دهند اما درکل معلوم است که الگوریتمهای DHT منابع داده ها یشان را دریک راه تشکیل شده اندوخته می کند آنها همیشه الگوریتمهای flooding را در این منطقه شکست خواهند داد CHORD به خوبی مطابق مقیاس قرار داده می شود. معین است که جستجو دسته LOG وجود دارد و همچنین به طور نسبی پیچیدگی کم دارد.
فواید:
1- داده های عمومی در کل سیستم تکرار می شود.
2- داده ها به طور بی نام و مستعارانه و به طور آزاد پخش کرده میشود، اصول و عقاید کلی را در سیستم در هدف دارد.
3- الگوریتم مسیریابی به وفق دادن و بهبودی سودمند به طور اضافه طراحی کرده شد.
مضرات:
1- مردم به بخشیدن و اهداء بخشی از hard-drive شان به سیستم مخصوصاً دو دل و مردد هستند زمانی که آن می توانست در انداختن اطلاعات استفاده شود. آنها پسند و موافقت نمی کنند.
2- شبکه به سادگی قابل جستجو نیست، کاربر نیاز به شناخت کلید پیدا کردن یک فایل دارد.
3- شبکه کند و آهسته است. همانطور که داده ها باید در بین تمام گره ها (node) سریع و فوراً عبور کند. جستجوهای می توانند بطور جزجز کند و آهسته شوند زیرا آنها از multicasting استفاده نمی کنند.
رده بندی یک به یک الگوریتم های مسیریابی
تصمیمات مسیریابی: عملکرد معیار برای مسیریابی مکان و زمان عملکرد معین شده مسیریاب است.
مسیریابی پخش شده: عملکرد مسیریابی در مسیریاب یا گره ها همانند بسته سفر کرده عبوری در شبکه محاسبه کرده می شود. header فقط شامل آدرس مقصد، کاربرد بوسیله مسیریاب در انتخاب کردن بازده کانال یا کانال ها می باشد. هر مسیریاب فقط حوالی خودش را می شناسد، از زمانی که طراح تمام توپولوژی را به طور توزیعی درون مسیریاب اختصاصی به صورت رمزی درآورده است. مسیریابی توزیع شده مخصوصا در توپولوژی های متقارن و منظم مطلوب و مساعد است، از زمانی که تمام مسیریاب ها الگوریتم مسیریابی یکسانی را استفاده می کنند.
مسیریابی منبع: گره های منبع به طور از بیش تعیین شده راه های مسیریابی را قبل از تزریق بسته ها به درون شبکه کامل می کنند، بطوریکه مسیریاب ها فقط header ها می خوانند ( و معمولاً subfield های مناسب و اختصاصی را جدا کرده یا مشخص می کنند) . و از اینرو مجموعه (set) به طور مکانیکی راه خودش را برمی گزیند. اگر میزان خروج یک مسیریاب k است. سپس header بسته پیروی از یک راه طویل d کرده که حداقل نیازمند bit های d log k را برای رمزی کردن شماره های کارکرد کانال است. این برنامه در ماشین IBM SP-2 استفاده کرده می شود.
در شبکه ها اساس روی تولیدات Cartesianاندازه اطلاعات مسیریابی header که می تواند بوسیله استفاده مسیریابی street-sign (علامت خیابان) کاهش یابد.
کوتاهی و نقصان کارکرد کانال اندازه و جهت یکسان شبیه نیروی معروف شده کانال است، جز اینکه header صریحاً با شماره معلوم کارکرد جدید کانال به یک آدرس پیوسته گردیده که با آدرس های مسیریابی رایج جور می باشد.
مسیریابی پیوندی (هیبرید) چند فازی: گره منبع فقط آدرس های چند گره واسطه و میانه را از پیش محاسبه می کند و راههای دقیق بین آنها، در یک روش توزیع شده بوسیله مسیریاب ها تعیین گردیده می شود. این عملکرد برای مثال در ماشین NCUBE-2 انجام شد.
آن فرض می کند که مسیریاب ها بطور متوالی آدرس های گره واسطه و میانه را جدا می کنند.
مسیر یابی تمرکز یافته: در عملکرد مسیریابی بوسیله یک کنترل کننده تمرکز یافته تعیین کرده می شود. این به طور نمونه در ماشین های SIMD استفاده شده است.
اجرا الگوریتم مسیریابی: تصمیمات مسیریابی باید سریع باشند. در حالت مسیریابی توزیع شده، یک اجرا HW مطلوب است. آنجا دو معبر اصلی وجود دارد.
ماشین محدود-معین: الگوریتم SW یا HW اجرا و تکمیل چند رباط مکانیکی محدود- معین.
جدول مراجعه: منبع گره ها و یا مسیریاب ها، جداول مسیریابی را حفظ می کنند.
تعدادی از مدخل ها O(N) است. در جائیکه N ،# گره ها در شبکه است. جداول مسیریابی گره منبع شامل تمام راههای تشخیصی می باشند، با در نظر گرفتن اینکه در حالت مسیریابی توزیع شده در جداول مراجعه فقط می گویند که کارکرد کانال یا کانال ها مربوط به هر مقصد می شود.
کاهش یافتن اندازه جدول خطی، مسیریابی وقفه ای نامیده شده که می تواند کاربرد داشته باشد. جداول مسیریابی می توانند استاتیک یا به طور دینامیکی باقی بمانند. یک مثال که یک سیستم با جداول مراجعه ای به طور دینامیکی جدید و به روز می گردد. Myrinet است. که اجازه محاسبات مجدد اتوماتیک جداول مسیریابی را هنگامی که شبکه اتصالی داخلی تغییر می کند را دارد. برای مثال به واسطه حذف یک گره را می توان گفت.
Adaptivity تصمیمات مسیریابی می تواند نه فقط اساسی روی آدرس ها، بلکه همچنین روی دیگر اطلاعات باشد.
الگوریتم های مسیریابی قطعی: همیشه راه مسیریابی واحد یکسان برای جفت منبع معین و آدرس های مقصد، به طور نمونه یک shortest را تولید می کنند. زمانی که مسیریابی منبع به کار برده می شود، گره منبع برگشت عملکرد مسیریابی فرضی یک راه منحصر به فرد را بدون نظر به اطلاعات درباره عبور و مرور اجرا می کند. برای مسیریابی توزیع شده مسیریاب ها تصمیم های منحصر به فرد را در هر گره واسطه ومیانه ایجاد می کنند. مسیریابی قطعی در بیشترین ماشین های موازی موجود به طور تجارتی به کار برده می شود.
این ساده، سریع و بسیار عملی تحت اتخاذ یکسان عبور و مرور است. در ماشین های مشبک- پایه ای آن مسیریابی اندازه- ترتیب است. (XY,XYZ,e-cube) . آن شناسایی گردیده می شود به بی تکلیفی دچار وقفه شدن- آزاد بودن در شبکه و در اجرا انجام HW . آسان است. عبور و مرور ناهمسان نیاز به چند درجه adaptivity دارد.
الگوریتم های مسیریابی بی توجه: در توجه به برخی دیگر از اطلاعات به استثنای آدرس ها، به یک اندزه به مسیریابی قطعی، گرفته نمی شود. تصمیم مسیریابی بی توجه به وضعیت عبور و مرور شبکه هستند. هر مسیریابی قطعی، بی توجه است. اما مسیریابی بی توجه حتماً قطعی نیست. برای مثال آنجا ممکن است تعدادی از کوتاهترین راهها در منبع و مقصد وجود داشته باشد و الگوریتم مسیریابی به طور چرخه ای یا به طور تصادفی یکی از آنها انتخاب می شود.
الگوریتم های مسیریابی انطباقی: اطلاعات درباره عبور و مرور شبکه و یا وضعیت کانال به اجتناب از مناطق انبوه شده یا معیوب به کار برده می شود. مسیریابی انطباقی گره- منبع فقط زمانی مفید است که در وضعیت عبور و مرور خیلی سریع تغییر ایجاد نکند، وگرنه در گره منبع ممکن است اطلاعات منسوخ داشته و یک وضعیت سراسری گزاف به monitor است.
عملکرد مسیریابی: که یک مجموعه کانال های کارکردی ممکن، تحویل داده می شود.
عملکرد انتخاب کارکردی: که یکی از کانال های کارکردی آزاد در میان وضعیت اطلاعات منطقه کاربردی انتخاب می شود. (اگر این چنین موجود باشد.)
تست در الگوریتم انطباقی: در تست الگوریتم انطباقی مجزا از دیگر وظیفه راهنمای مسیر منطبق است.
تست ترکیبی از 20 وظیفه است که شامل سفرهایی بین اثرات متقابل در منطقه palo Alto می باشد. در جبران کردن برای فقدان تاثیر بر یکدیگر، ما 4 مسیر برای هر وظیفه در عوض آن دو تولید کردیم. از زمانی که ما هیچ فرصتی در ساخت مدل های کاربر نداشتیم، ما به ترتیب بردارهای weight اکتشافی را با یک weight واحد برای یک صفت و صفر برای استراحت، ایجاد مسیرهای بهینه برای زمان، فاصله، تعداد پیچش ها را به کار می بردیم. ما 4 مسیر ار برچسب دار به طور تصادفی بین A,D روی یک نقشه palo Alto طرح ریزی کردیم. شکل 5 مثالی از یکی ار برنامه ها را نشان می دهد و خودش 4 مسیر را انتخاب می کند.
شکل5: برنامه ساده برای موضوعات در نقطه آغاز در بسته در بالا سمت چپ است و نقطه انتهایی در بسته پایین سمت راست می باشد. A مسیری با کمترین پیچش ها می باشد. B سریعترین مسیر است. C مسیری با کمترین تقاطع ها است و D کوتاهترین مسیر است.
شکل 6: میزان تبادلات برای 3 صفت راجع به مسافت، محاسبه از تمام داده ها برای هر موضوع است. ارزشهای مثبت بالا برای یک مسافتی اشاره می کند که کوتاهترین مسافت است و کم اهمیت تر از کاهش است که نسبت داده می شود، ارزشهای نزدیک صفر اشاره می کند که فاصله کوتاهتر مهم تر است و ارزش های منفی بالا اشاره می کند که مسافت طولانی تر قابل ترجیح تر است.
مسیریابی دینامیک: مسیر برای به روز شدن و جدید شدن RIP روی شبکه پذیرفته خواهد شد و آنها را در ساختن یک جدول مسیریابی به کار می برند.
RIP یک انتخاب مسیریابی خوب برای شبکه های خیلی بزرگ نیست اما آسان در اجرا کردن است و برای شبکه های کوچک به خوبی کار می کند در /etc ورودی های فایل، مسیرهای استاتیک مجاز به اضافه کردن به daemon مسیریابی را که به صورت دستی هستند را فراهم کنند. Format فایل به شرح زیر است:
Startkey word یکی از 1- net –مسیر A به یک شبکه
2- host – مسیر A به یک host است.
آدرس مقصد مکان بسته را می گویند. اگر مقصد .،.،.،. است. پس آن در مسیر قصور default است.
ورودی در مدخل خارجی که در جستجوی مقصد می باشد، با gwaddress مشخصی در IP address ورودی تعریف می شود.
متریک یک نیاز keyword است و ارزش متریک در ارزش به مقصد است.
ارزش فعال/ منفعل اشاره می کند اعم از اینکه یک مسیریاب به روز کردن updates مسیریابی را انجام می دهد.
مسیریابی adaptive از Biocrawler
مسیریابی adaptive قابلیت یک سیستم را شرح می دهد در میان اینکه مسیرها بوسیله مقصدشان مشخص کرده می شوند.
دگرگونی در مسیر که وظایف مسیر را در سوتالیرسیستم درواکنش به تغییر در وضعیت های است انطباق بر آن شد که به مانند برخی مسیرها امکان باقی ماندن معتبر را در پاسخ به تغییر مجاز کند استفاده مردمی یک سیستم حمل و نقل می تواند مسیر یابی adaptive را آشکار کند برای مثال اگر یک ایستگاه خط آهن بسته کرده شود مردم می توانند از یک قطار در یک ایستگاه متفاوت پایین امده روش دیگری را به کار ببرند. همانند یک اتوبوس که به مقصدش می رسد . term به طور عادی در داده های شبکه های شرح دادن قابلیت یک شبکه در آسیب دیدن مسیر دور تا دور به کار برده می شود. مثل فقدان یک گره node با یک اتصال بین گره ها به شرطی که انتخاب های راه دیگر موجود باشند آنجا چندین پروتکل به رسیدن این ها به کار گرفته می شوند.
RIP
OSPE
IS-IS
IGRP/EIGRP
IGRP/EIGRP
سیستمهای که مسیریابی adaptive را اجرا نمی کنندهمانند کاربرد مسیر یابی استاتیک شرح داده می شوند دز جائیکه مسیرها در بین یک شبکه بوسیله راههای فیکس شده (بطور استاتیکی )شرح داده می شوند یک تغییر مثل فقدان یک گره یا فقدان یک اتصال بین گره ها جبران کرده نمی شود. این به این معنی است که هیچ چیزی که تمایل گرفتن یک مسیر موثر را دارد، بایستی قبل از اینکه خودش را دوباره آغاز کند منتظر برای جبران کوتاهی و ناتوانی بماند نا امید در رسیدن به مقصد خودش گردد و از سفر دست بکشد .
متریک های متعدد
EIGRP با 5 متریک مختلف با هر مسیر مربوط می باشد.
تاخیر کردن Dekay
پهنای باند Bandwidth
اعتبار و قابلیت اعتماد Reliablity
MTV
Load
برای هدف های مسیرهای مقایسه ای اینها در فرمول weigted به ایجاد متریک واحد به یکدیگر می پیوندند.
K4)}+قابلیت اعتماد K3)}*{(k6/تاخیرکردن *)(256-Load)+( K2)* پهنای باند( K1) +*پهنای باند( {
جایی که ثابت های مختلف(k1 تا k5 ) می توانند بوسیله کاربر در ایجاد حرکات مختلف set کرده شوند اگر k set به صفر است در term استفاده کرده نمی شود کسری برای k1, و3 k به 1 set می شود و به صفر استراحت می کند.
بطور موثر کاهش در فرمول بالا است.
تاخیر کردن +پهنای باند
سیستم میانه به سیستم میانه is-is یک پروتوکل کاربردی بوسیله تمهیدات شکبه مسیریاب در تعیین کردن بهتر
خلاصه طبقه ای برای طرح پروتوکل شبکه کامپیوتری و ارتباطات ، توسعه بخشی از سیستمهای باز بهم پیوسته آغاز ی وجود دارد. ان همچنین اسلوب 7لایه osi نیز نامیده می شود .
Rip(2)
Biocrwler
Rip که از اختصار ریا ترکیب حروف اول یکسری کلمات است ، چند معنی مختلف دارد: آن می تواند نماینده آسایش در صلح rest باشد یک اصلاحی که اغلب روی سنگ قبرها نمایان است. در بیان بطور اصلی از اصلاح لاتین نماز میت در آرامش reguiecat in peace و در نسخه انگلیسی یک مثال تشکیلات back است . (اگر چه دو عبارت چیز یکسانی است.)
2- در bbsing وrip نماینده پروتوکل تصورمتحرک یا ripscip است. یک روش فرستادن شبیه سازی گرافیکی برروییک bbs
3- در شکبه کامپیوتری ،rip نماینده برای پروتوکل اطلاعات مسیر یابی ip,ipx و یا idp است.
4- در صنعت pre-press ، rip نماینده برای raster image processor است.
5- در تولید فایل های mp3 وriping به فرآیند برگرداندن خواندن انالوگ cd به فایل های mp3 دیجیتال رجوع می گردد.
در امور سیاسی انگلستان ،rip نماینده فعالیت 2000 نیروهای تحقیقی تنظیم مباحثه ای حکومت انگلستان است ،که قوانین وقواعدی برای ارتباطات قطع شده روی تمام شکبه های ارتباط از دور و پستی جدا می کند. که شامل دسترسی به ارتباط در اینترنت است .
5- یک توزیع linux ، استرداد و باز بافت ممکن است.
7-roleplayiny در امکانات نامحدود،سیستم rpg یک کامپیوتر
Sri بین المللی : از biocrawler
Sri بین المللی یکی از موسسات تحققی بزرگترین قرار داد دنیا است. آن مثل موسسه تحقیقی استانفود درسال 1946 بوسیله منافع یکی شده با دانشگاه استانفود تاسیس گردیده شد.بعداً آن کاملا مستقل شد ومثل یک سازمان بدون سود تحت قوانین ایالات متحده و کالیفرنیا تاسیس گردیده است.
در سال 1972 دکتر hal pauthoff یک محقق در sri ، یک سری پروتکل های مطالعه مکانیک های کوآنتوم را در فرآیندهای life به کاربرد این در برنامه ramote viewing مباحثه ای در حال حاضر نتیجه ای می دهد که به طور گزارشی قطع گردیده و غیر محرمانه و تنزل مرتبه پیدا کرد. DouglasC.Engelbart مشهورترین سازنده mouse کامپیوتری است و همانند یک pioneer اثر متقال کامپیوتر - انسان به طور قابل بحثی برجسته ترین دانش آموخته sri است. محققان بین المللی sri در جهان اول پیشرفت کردند و فقط تمام کامپیوترهای دیجیتال مغناطیسی ، براساس بسط وتوسعه هایی به حافظه مغناطیسی قرار گرفت.
در سال 1977 موسسه تحقیق استانفورد مثل sri بین المللی ، مشهور شد وبه طور رسمی از دانشگاه استانفورد جدا گردیداین یک واکنش وپاسخ ودیرتر از موقع به دانشجویان معترض ضد جنگ بود کسانی که باور داشتند سرمایه کار darpa sri ضرورتا در قسمت استانفورد درترکیب نظامی – صنعتی ساخته می شد.
در طی این کار، sri بیش از 000/10 حق و جواز ثبت شده انحصاری برای استفاده ازاختراعی در مهندسی و تکنولوژی رااعطا کرده است. sri بین المللی تحقیق و توسعه در چند ناحیه ، انتقال داده ورهبری می کند، هردو به طور مستقل وبرای اجاره وفروش برروی تحقیق مستقل ،گزارش می دهند.curtis carlos.ph.D رئیس CEO SRI بین المللی است.
پروتوکل داتا گرام کاربر UDF یکی از پروتکل های هسته در درخواست پروتوکل اینترنت است استفاده UDP یکی از پروتوکل های هسته در ، درخواست پروتوکل اینترنت است . استفاده UDP ، برنامه های روی کامپیوتر شکبه را می تواند پیامهای کوتاه مشهور مثل داتا گرام به یکدیگر را ارسال نماید. UDP دراعتبار و گارانتی های سفارشی که tcp انجام می دهد فراهم نمی گردد، UDP دراعتبار و گارانتی های سفارشی که tcp انجام می دهد، فراهم نمی گردد. داتا گرام ها ممکن است خارج از سفارش وارد شوند یا بدون توجه از دست بروند به هر حال، نتیجه می شود. که UDP سریعتر و موثرند برای اهداف سبکه یا زمان – حساس است.
کاربردهای شبکه های معمولی و عادی که UDP استفاده میکنند شامل سیستم Domain Name کاربردهای جریان رسانه ها ، voie ovep و مسابقات Online می شوند.
مسیر یابی معنایی : مسیر یابی معنایی یک روش مسیر یابی است. که بیشتر از توپولوژی شبکه روی ماهیت تحقیق وپرسش متمرکز یک روش معنایی روی مسیر یابی سنتی را اصلاح می گردد بوسیله گره های priorisng که به طور ابتدایی در اطلاعات تهیه شده درباره انواع درباره انواع حجم ارجاع شده بوسیله تحقیق و پرسش ، معتبر شده اند.
در توانایی جستجو برای اطلاعات روی یک شبکه p2p به طور معنایی در داده های نیاز به تشریح معنایی در ارتباط با آن دارند،یک حل معمولی در ارتباط با آن دارند، یک حل عمومی ، کاربرد rdfmeta-data(1) برای این هدف است داده های اسناد ضمیمه شده با rdf یک وب معنایی وسیع را تهیه می کنند که می توانست دریک مدل p2p پی ریزی شود. یک شبکه طرح شده – اساسی p2p مثل این به طور بزرگی از مسیر یابی معنایی سود می برد مسیر یابی معنایی اساسا از دیگر تکنیک های مسیر یابی متفاوت است زیرا گره های موثر در آینده بواسطه اطمینان دیگر گرهها در توانایی شان به پاسخ دادن به طور صحیح به یک پرسش معین صرفنظر از وضعیت نشان در شبکه انتخاب کرده می شوند.
آنجا چندین پروژه مختلف با یک نظر آزمایشی در قدرت مسیر یابی معنایی آغاز گردیده است نمونه ها tempidh sibersli et wolpre, Nejdigrid(2) و wranik,stab به طور قابل بحثی جالب ترین اینها و سیستم Remmindin است که یک الگوریتم مسیریابی بی معنایی پیشرفته با مقصد شبکه های اجتماعی تقلیدی یکی می شود. به علاوه این تعداد تکنیک های پیشرفته برای فیلترینگ همکاری یافته به طور مساوی به ranking نظیر و همتای درون یک شبکه مسیر یابی شده به طور معنایی قابل اجرا وعملی هستند.
Vpn چیست؟
یک شبکه اختصاصی مجازی یا vpn یک شکبه تکمیلی کاربردی در یک بخش سازمانی شبکه اما برای تهیه کردن نگهبانی وپوشیدگی یک شبکه خطی استجاری اختصاصی است.
مثالهای قدیمی تر frame relay و ATM می باشند اخیرا به رجوع بیشتری به تونل های ipsee بالا در اینترنت با شاید pptp با شماره گیری l2tp اتصال vpn از میان یک internetwork بخش شده رسیده است.
برای اهدفمان در این مقاله ،vpns ، شبکه های ip خواهد شد که هسته wan یک شکبه یکی شده ه تهیه کننده سرویس ، outsorce کرده است در IPVPN اتصال در میان یک شبکه IP بخش شده متعلق به تهیه کننده سرویس ، آماده گردیده می شود.
ان در BGP-MPLS اساس VPNS ثابت و معلوم خواهد شد. ما درباره خواهد شد ما درباره قدرت کافی تهیه کردن اتصال ایمن وبی خطر (وترکیب نسبتا ساده) برای هر دو in tranets extranets گفتگو خواهیم کرد.
اصلاحات واژه شناسی
Vpn: اینترنت اتصالی داخلی با سایت یکی شود.
Extranet: vpn اتصالی سایت یاسایت های یکی شده به شرکای کاری خارجی یا کارپردازان اینترنت vpn: Extranet باز پسین ناامن و نامحفوظ است
مسیر یاب customer edge (ce) یک مسیر یاب دریک سایت مشتری که به تهیه کنندگان سرویس متصل می شود. ( از طریق یک یاتعداد بیشتری مسیریاب provierp.e edge
مسیر یاب هسته تهیه کننده: یک مسیریاب در اتصال داخلی شبکه تهیه کننده سرویس به مسیر یاب pe ، اما عموما خودش یک مسیریاب pe نیست.
مسیریاب های دخول وخروج pe : مسیریاب های pe بوسیله خروجی ها و ورودی یک بسته در شبکه تهیه سرویس .
-شکل و ظاھر ساختمان
الف)طراحی و اجرای ساختمانھا باید بصورتی باشد که به منظر خیابان ھا، محله و مظاھر فرھنگی، طبیعی و ویژگی ھای ارزشمند محیط لطمه نزند.
ب) ساختمان باید طوری طراحی شود که فرم، مقیاس، مصالح، رنگ و تناسبات حجم آن با محیط اطراف ھماھنگ باشد.
ج)بندھای فوق در مورد تابلوھا، مبلمان شھری و تندیسھای واقع در فضاھای شھری نیز مصداق دارد.
د)تشخیص مناسب بودن ساختمان ھا و عناصر شھری در بندھای فوق با نھاد مسئول امر ساختمان خواھد بود.
ه)نھاد مسئول امر ساختمان باید شوراھای تخصصی بازنگری طرح ھا را جھت رسیدگی به موارد فوق ایجاد نماید.
2-الزامات کارگاه ساختمانی
الف)کارگاهھای ساختمانی و تجھیزات آن باید طوری در محوطه مکانیابی شود که براساس قوانین موجود و مقررات ایمنی و حفاظت کار در حین اجرا (مبحث دوازدھم)بوده و خطری نداشته و یا ایجاد مزاحمت نکند.
ب)در ھنگام ساخت، از پیاده روھا و تاسیسات و تجھیزات شھری، فاضلاب و شیرھای آتش نشانی، علائم اداره نقشه برداری و غیره باید مراقبت گردد و در مدت زمان ساخت دسترسی مأمورین ذیربط به آنھا ممکن باشد.
ج)در ھنگام ساخت، سازنده باید کپی پروانه ساختمان و دفترچه اطلاعات ساختمان را در محل کارگاه، داشته باشد و تابلوئی حاوی مشخصات ملک، ساختمان و مسئولین ساختمان (مالک، طراح، مجری و ناظر)را در محل کارگاه بصورتی که از معبر عمومی قابل رویت باشد، مطابق با مبحث دوم مقررات ملی ساختمان و مشخصات دیگر تعیین شده توسط سازمان نظام مھندسی ساختمان استان، نصب نماید.
ه)درختان، گیاھان و سایر عناصری که در پروانه ساختمان الزام به نگھداری آنھا شده، باید در ھنگام ساخت محافظت گردند.
و )در صورت قطع درختان، نشاندن درختان جایگزین الزامی است.
ز)تعداد درخت ان جایگزین و محل آنھا از سوی نھاد ناظر بر امر ساختمان تعیین میگردد.
ح)ھرگاه در حین عملیات ساختمانی آثاری که مربوط به میراث فرھنگی کشور باشد، یافت شود، عملیات ساختمانی باید متوقف و به سازمان میراث فرھنگی کشور و دیگر نھادھای ذیربط اطلاع داده شود.ادامه عملیات ساختمانی منوط به اخذ مجوز از این دستگاهھا خواھد بود.
3-الزامات مصالح و فراورده ھای ساختمانی
الف)در ساخت بنا استفاده از مصالح و فراوردهھای ساختمانی طبق مبحث پنجم مقررات ملی ساختمان ایران در صورتی مجاز است که اثر زیانبخشی بر سلامتی کارگران، ساکنین آتی آن، ساختمانھای مجاور و عابرین از محل ساختمان نداشته باشد.
ب)مصالح و فراوردهھای ساختمانی نباید به محیط زیست آسیب برسانند و دارای عمری طولانی باشند.
د)مصالح و فراوردهھایی می توانند در ساخت بنا بکار برده شوند که با ضوابط مبحث پنجم مقررات ملی ساختمان مغایرتی نداشته ومورد تایید موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران قرار گرف ت ه باشند.
ه)در مواردی که روش ھا، مصالح و فراوردهھای رایج ساختمانی پاسخگوی نیازھای تکنیکی و معماری ساختمان نباشند، استفاده از روش ھا و مصالح دیگر باید به تایید موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران یا سایر نھادھای مسئول برسد.
۴-الزامات ساختمان درخصوص تأسیسات و تجھیزات شھری
الف )در ساختمان باید تاسیسات تامین آب، دفع فاضلاب و آب ھای سطحی و تاسیسات نگھداری موقت زباله و بازیافت پیش بینی گردند.این تاسیسات باید طوری ساخته شوند که مزاحمت و خطری بویژه از جھت بو، بھداشت و آلودگی صوتی ھنگام پر و تخلیه کردن، برای ساکنین و ھمسایگان ایجاد نکند.
ب )ھر واحد مسکونی و تصرفھای مختلف و مجاز در ساختمان، باید به کنتور آب مجزا مجھز باشد.
ج )رعایت مبحث شانزدھم مقررات ملی ساختمان ( تاسیسات بھداشتی)در رابطه با ضوابط آب مصرفی و دفع فاضلاب الزامی است.
۵-الزامات ساختمان درخصوص حفاظت در برابر لرزش، حرارت و صدا
الف)میزان سر و صدا یا لرزش ایجاد شده توسط تاسیسات ساختمانی باید محدود به میزان مجاز در ضوابط مبحث ھجدھم مقررات ملی ساختمانی (عایقبندی و تنظیم صدا)بوده و باید طوری عایق گردند که خطر یا مزاحمتی ایجاد نکنند.
ب) ساختمان باید طوری عایق گردد که اتلاف انرژی به حداقل ممکن کاھ ش یابد.رعایت ضوابط مبحث نوزدھم مقررات ملی ساختمانی (صرفه جویی در مصرف انرژی)برای تعبیه عایق حرارتی ساختمان الزامی است.
ج) ساختمانھایی که بوسیله دستگاه ھای مکانیکی گرم و سرد می شوند و تاسیسات آنھا، باید طوری طراحی گردند که انرژی لازم تا حد امکان با صرفه و متناسب با شرایط محیط زیست مصرف شود.
۶-الزامات ساختمان درخصوص تجھیزات حفاظت در برابرسوانح
الف )استفاده از تجھیزات حفاظت در برابر صاعقه در کلیه ساختمان ھای گروه ۶و ٧و ساختمانھای دیگری که بعلت نوع کاربری و یا موقعیت قرارگیری آنھا نھاد مسئول امر ساختمان ضروری بداند، الزامی است.
ب ) ساختمان و تاسیسات آن باید طوری طراحی شوند که در آن ھا امکان بوجود آمدن حریق یا توسعه آتش و دود به حداقل ممکن تقلیل یابد و در صورت بروز حریق، اطفاء حریق و نجات انسان ھا و حیوانات امکانپذیراشد.
ج )رعایت ضوابط مبحث سوم مقررات ملی ساختمان ایران (حفاظت ساختمان ھا در مقابل حریق)در کلیه موارد الزامی است.
د)در کلیه ساختمان ھا بویژه ساختمان ھای عمومی، تامین راه مشخص و ایمن به طرف راه ھای خروجی ساختمان و فضای آزاد برای استفاده در مواقع اضطراری الزامی است.
ه )محلھا و راھھای خروج امن و مسیرھای امداد رسانی در ساختمانھا باید طوری تعبیه شو ن د که علاوه بر ھدایت مردم به مکان امن (در ھنگام حریق) ، درصورت وقوع زلزله نیز امکان یاری رسانی به ساکنین را فراھم نمایند.
و ) ساختمان باید طوری طراحی و ساخته شود که در صورت وقوع زلزله شدید به ساختمان ھای ھمسایه صدمه نزند و ساختمانھای ھمسایه نیز به آن آسیب نرسانند.
ز )رعایت ضوابط مندرج در آئین نامه ٢٨٠٠ و بویژه تعبیه درز انقطاع مابین ساختمان ھا الزامی است.
ح)تامین راه ھای امدادرسانی:
به لحاظ عمده بودن خطر زلزله در بسیاری از مناطق کشور، در طراحی ساختمانھا علاوه بر درنظر گرفتن مساله حریق و ضوابط مندرج در مبحث سوم مقررات ملی ساختمان (محافظت ساختمان ھا در مقابل حریق)، راه ھای امدادرسانی از خارج ساختمان نیز پیش بینی می گردد. این راه ھا از طریق سطوح الزامی امدادرسانی در فضای باز مجاور ساختمان (در حیاط یا معابر عمومی مجاور) و بازشوی الزامی امدادرسانی (در تصرف ھا و واحدھای مسکونی)جھت ورود و استقرار افراد و وسایل امدادرسان تامین میگردد.
ح- ١)تعبیه راه ھای امدادرسانی در ساختمان به منزله نفی مسیرھای خروج مندرج در مبحث سوم مقررات ملی ساختمان (حفاظت ساختمان ھا در مقابل حریق)نیست.
ح- ٢)در مواقع اضطراری، دسترسی اصلی (راھروھا و پله ھای اصلی)در داخل کلیه ساختمان ھا بعنوان راه اول امدادرسانی مورد استفاده قرار میگیرد.در بناھای گروه ۴تا ٧مقاوم سازی دسترسی اصلی در برابر زلزله الزامی است.
ح- ٣) ساختمان ھای گروه ۴تا ٧این مبحث باید مجھز به راه دوم امدادرسانی باشند.
ح- ۴)برای ھر تصرف و واحد مسکونی در ساختمان ھای گروه ۴تا ٧باید سطحی در فضای باز مجاور ساختمان (سطح امدادرسانی)درنظر گرفته شود.از این سطح برای استقرار افراد، وسایل و خودروھای امدادرسانی استفاده می شود.این سطح باید به دسترسی ھای اصلی شھر متصل باشد. در ساختمان ھای گروه ۶و ٧دسترسی سواره به سطوح امدادرسانی الزامی است.
ح- ۵)ھر تصرف و واحد مسکونی در ھمه گروھھای ساختمان این مبحث باید دارای حداقل یک بازشو مجزا و مستقل امدادرسانی در نما و مشرف بر سطح امدادرسانی که بتوان از طریق آن عملیات نجات را انجام داد، باشد.عرض بازشو امدادرسانی حداقل ٩٠ سانتیمتر و ارتفاع آن ١٣٠ سانتیمتر است.بدیھی است که به ازای ھر بازشوی امدادرسانی، یک سطح امدادرسانی نیز در زیر آن باید درنظر گرفته شود. در ساختمان ھای گروه ۴و ۵، سطح امدادرسانی باید حداقل به عمق ٣متر و عرض ۵متر باشد.در ساختمان ھای گروه ۶و ٧به ازای افزای ش ھر طبقه یک متر به این عمق افزوده می گردد.عرض سطح امدادرسانی می تواند با نظر نھاد مسئول امر ساختمان تا تمامی عرض بنا امتداد یابد.
ح- ۶)در سطوح امدادرسانی، تعبیه کاربری ھایی که موجب اشغال این سطح به مدت طولانی می گردد، مجاز نیست.
ح- ٧)ھرگاه سطح امدادرسانی واحدھای مسکونی یا تصرف ھای ساختمانھای گروه ۴و ۶در پلاک ھای شمالی، حیاط خلوت باشد، این سطح میبایست بدون مانع و گذر از واحد مسکونی توسط راھی به حیاط اصلی متصل گردد.این معبر در گروه ۴تنھا برای عبور افراد و در گروه ۶برای عبور خودرو در نظر گرفته می شود.
ح- ٨)حداقل فاصله ساختمان ھای گروه ٧از مرزھای مجاور به منظور ایجاد دسترسی سواره به جوانب ساختمان باید ٣متر و در ساختمان ھای گروه ۵به منظور عبور افراد، حداقل 1.5 متر باشد.
ح- ٩)ھرگاه تصرف ھا و واحدھای مسکونی طبقه آخر ساختمان ھای گروه ۴تا ٧در فضای زیر سقف شیب دار باشد، احداث یک تراس یا بالکن حاوی بازشوی امداد رسانی در سقف شیب دار که حول یکی از محورھای عمودیش باز شود و دارای حداقل عرض ٩٠ سانتیمتر و ارتفاع ١٣٠ سانتیمتر باشد، به منظور امکان امدادرسانی الزامی است.
٧ -ضوابط نگھداری حیوانات خانگی
الف)وجود لانه ھای حیوانات خانگی در ساختمان مشروط به آنکه در قوانین کشور نگھداری آنھا بلامانع باشد، درصورتی مجاز شمرده میشود که بصورت قطعاتی مجزا از ساختمان و با مصالح غیر بنائی بوده و بعنوان یک بخش اصلی از ساختمان محسوب نشود.
ب)در محل قرارگیری حیوانات خانگی دسترسی به آب باید بطور دائم فراھم بوده و مسائل بھداشتی رعایت گردد.
ج)در روستاھا و محل ھایی که نگھداری و پرورش حیوانات مجاز شمرده می شود، محل نگھداری حیوانات باید از محل اقامت ساکنین جدا گردد.
· بررسی معادلات منحنی الاستیک یک تیر و رسم آن
· بهدست آوردن شعاع انحنای یک تیر تحت خمش خالص
· تحقیق قانون ماکسول
· بررسی عکس العملهای تکیهگاهی در یک تیر
تیرها کاربردهای مختلفی دارند به عنوان مثال میتوان به کاربرد آنها در بالهای هواپیما ، تیرهای نگهدارنده سقف بالکن ، دندانه چرخدندهها (که همه موارد فوق یک سر گیردار میباشند) و … اشاره کرد.
درست است که میزان خیزتیرها در مقایسه با طول آنها ممکن است اندک باشد ، اما همین خیز اندک در مواردی مثل دستگاههای ابزار دقیق ، بازوهای روباتها و … اهمیت پیدا میکند. این دستور کار شامل چند آزمایش مختلف است که در ذیل به شرح آنها میپردازیم. قبل از شروع به توضیح آزمایشها به شرح دستگاه و موارد کلی مربوط به دستور کار میپردازیم.
با دستگاه خمش تیر (شکل1) آزمایشهای متفاوتی در مورد تیرها میتوان انجام داد مانند بدست آوردن مدول الاستیسیته ، شعاع انحنای تیر ، خیز تیرها. همچنین شرایط متنوعی با تکیهگاههای متنوع (ساده ، لغزشی ، گیردار) و بارگذاریهای نقطههای ، گسترده ، ثابت یا در حال حرکت ، برای تیر قابل ایجاد است.

شکل(1) شکل دستگاه
به عبارت دیگر آزمایشات متنوعی با این دستگاه قابل انجام است که با آنها میتوان اکثر مباحث مربوط به خمش تیرها را پوشش داد. در شکل 2 نمای شماتیک دستگاه نشان داده شده است.

شکل (2) نمای شماتیک دستگاه خمش تیرها
قسمتهای مختلف تشکیلدهنده دستگاه عبارتند از :
1- چارچوب دستگاه : که اجزای دیگر دستگاه بر آن واقع شدهاند.
2-
تکیهگاه
گیردار : این تکیهگاه با علامت
نشان
داده میشود. با اهرم پیچی که در زیر پایه این تکیهگاه قرار دارد میتوان تکیهگاه
را بر روی دستگاه جابجا کرد و با پیچهایی که بر روی این تکیهگاه قرار داده شده میتوانید
محل قرار گرفتن تیر در تکیهگاه را محکم کنید.
3-
تکیهگاههای
ساده (لغزشی) : این تکیهگاه با علامت
نشان
داده میشود. درون این تکیهگاهها یک سنسور الکتریکی نیرو (لودسل) ، برای اندازهگیری
نیروی تکیهگاهی تعبیه شده است. با پیچی که بالای لودسل قرار دارد میتوان ارتفاع
تکیهگاه را تنظیم کرد. همچنین با اهرم پیچی (زیر تکیهگاه) میتوان آن را روی
دستگاه جابجا کرد. دو تکیهگاه ساده در این دستگاه وجود دارد.
4- کفههای بارگذاری : سه کفه بارگذاری برای بارگذاری در نقاط مختلف تیر به کار میرود. روی این کفهها وزنههای استاندارد قرار میگیرد.
5- نمونه آزمایشی : تیر مورد آزمایش
6- ساعتهای اندازهگیر : سه ساعت اندازهگیر برای اندازهگیری خیزتیرها در نظر گرفته شدهاند. با شل کردن اهرم پیچی پشت ساعتها میتوان آنها را روی چارچوب جابجا کرد.
7- خطکش فلزی : برای اندازهگیری فواصل مورد نیاز در آزمایش به کار میرود.
ساعت اندازهگیری مورد استفاده در این آزمایش در شکل 3 به
صورت شماتیک نشان داده شده است. این ساعت دارای یک عقربه بزرگ و یک عقربه کوچک میباشد.
هر قسمت برای عقربه بزرگ برابر
و هر
قسمت برای عقربه کوچک برابر با
میباشد
پس خیز کلی بر حسب
:
0.01*
(عدد عقربه بزرگ (کوچکتر از 100))+ (جابجایی عدد عقربه کوچک (تعداد دور عقربه
بزرگ))=![]()
روی صفحه بزرگ ساعت ، دو سری عدد از 100-0 نوشته شده است (برای دو جهت حرکت عقربهها). پس با توجه به جهت حرکت عقربه بزرگ یک سری از اعداد را برای خواندن خیز تیر باید انتخاب نمود.
با شل کردن پیچ تنظیم میتوانید با چرخاندن صفحه بزرگ ساعت ، عقربه بزرگ را روی صفر تنظیم کنید.
دقت کنید در زمانی که عقربه بزرگ را روی صفر تنظیم میکنید ، عقربه کوچکتر روی صفر نباشد (به عبارت دیگر فنر ساعت قدری جمع شده باشد).

شکل (3)
1- در مواردی که بیش از یک ساعت اندازهگیر استفاده میشود ، هر دانشجو مسئول خواندن عدد یک ساعت باشد.
2- دقت کنید در زمانی که عقربه بزرگ را روی صفر تنظیم میکنید ، عقربه کوچکتر روی صفر نباشد (به عبارت دیگر فنر ساعت قدری جمع شده باشد). فنر ساعت در صورت حرکت ساعتگرد عقربهها جمع میشود. در آزمایش اول و دوم خیز تیر به گونهای است که باعث حرکت پادساعتگرد عقربهها میشود ـ به عبارتی سبب باز شدن فنر میشود
- برای این که بتوانید در این حالت از ساعتها برای اندازهگیری خیز استفاده کنید باید فنر ساعت زمانی که عقربه را روی صفر تنظیم میکنند در تماس با تیر قدری جمع شده باشد.
3- تیر در اثر وزن خود قدری خم میشود. شما پس از قرار دادن تیر روی تکیهگاهها ، ساعت را در تماس با آن قرار دهید و روی صفر تنظیم کنید. حال میتوانید بارگذاری را انجام دهید. با این شرایط ، خیزی که ساعت نشان میدهد فقط مربوط به بارگذاری خارجی است و وزن خود تیر تاثیری در آن ندارد ، که مطلوب ما هم ، همین است.
4- همچنین بهتر است قسمت فنری ساعت همیشه بر روی خط مرکزی طول تیر قرار داده شود تا در صورت انحنای تیر، تاثیری در خواندن عدد ساعت نداشته باشد. در صورتی که تیرها انحنای زیادی داشته باشند آزمایش با دقت کمتری همراه خواهد بود.
5- عقربه بزرگ ساعت ممکن است در یک رنج کوچک تغییر داشته باشد ، شما میانگین آنها را در نظر بگیرید.
6-
ساعتهای
اندازهگیری ماکزیمم حدود
کورس
دارند.
1-
برای جلوگیری
از پیدایش خطا بهتر است تمام محاسبات خود را در سیستم
انجام دهید.
2-
اندازهگیری
مقطع تیر (شکل 4) و بدست آوردن
، باید با کولیس و به دقت انجام گیرد ، چرا
که عدم دقت در این امر میتواند خطای زیادی در آزمایش ایجاد کند. (با توجه به این
که عرض تیر در محاسبه
، به توان 3 میرسد عدم صحت آن میتواند
نتایج شما را کلا با خطای بزرگی مواجه کند.) بهتر است عدد عرض مقطع تیر با دقت
در
محاسبات وارد شود. برای اندازهگیری دقیق سطح مقطع ، این کار را در چند مقطع از
تیر انجام دهید و میانگین آنها را در نظر بگیرید.
![]()

شکل 4 ـ مقطع تیر
3- وزنهها را به آرامی در محل بارگذاری قرار دهید و یک دفعه آن را رها نکنید (دست خود را زیر محل بارگذاری قرار دهید تا آرام آرام پایین بیاید).
4- در هر آزمایش تکیهگاه را به خوبی سفت کنید. (به خصوص تکیهگاه گیردار را ، چون گشتاوری که به آن اعمال میشود در مقایسه با موارد دیگر بزرگتر است).
5- در حین انجام آزمایش مراقب باشید تیر از روی تکیهگاهها نیفتد.
6- تکیهگاههای محل لودسل قابلیت تنظیم ارتفاع دارند. قبل از هر آزمایش آنها را به گونهای تنظیم کنید که تیر روی آنها کاملا افقی قرار گیرد. (در دقت آزمایش تاثیرگذار است به خصوص در آزمایش دوم). با پیچی که در زیر قسمت مثلثی روی لودسل است میتوانید این کار را انجام دهید.
7-
خمش تیر در
اوایل خم شدن خطی است. (با بارگذاری زیاد و در نتیجه خمش زیاد تیر رابطه بین (خیز
تیر)
و
(بار اعمالی)
ممکن
است از حالت خطی خارج گردد). در نتیجه بارگذاری و طول تیر را به نحوی انتخاب کنید
که موارد بالا را پوشش دهد. مثلا بار را آنقدر زیاد در نظر نگیرید که خیز تیر از
محدوده اندازهگیری ساعت خارج گردد. با توجه به موارد فوق پس از کمی تمرین میتوانید
بارگذاری و طول بهینه برای آزمایش هر تیر دلخواهی را پیدا کنید.
8- در حین انجام آزمایش به دستگاه ضربه نزنید و به آن تکیه ندهید. (به دلیل دقت ساعتها این کار موجب اختلال در عدد آنها میشود.)
9-
از تست نمونههای
با عرض سطح مقطع بیشتر از
و
طول موثر بیشتر از
و
بارگذاریهای زیاد اجتناب کنید. به دلیل خمش بسیار اندک تکیهگاهها و قاب دستگاه
تحت بارگذاریهای بالا ممکن است نتایج با خطایی بیش از حد انتظار بدست آید.
10- وجود خطای اندک در آزمایشهایی که شما انجام میدهید ، امری طبیعی است. برای اندازهگیری دقیق یک کمیت باید آزمایشهای متعددی انجام داد و متوسط نتایج این آزمایشها را به عنوان نتیجه نهایی در نظر گرفت.
11- انحنا داشتن نمونهها یکی از عوامل ایجاد خطاست. از تست چنین نمونههایی خودداری کنید. در صورتی که تیرهای همراه دستگاه به هر علتی (ضربه خوردن در جابجایی و …) دچار انحنا شدند نسبت به تعویض آنها اقدام نمایید.
ابعاد میله : 20×5 mm
L=1m
با توجه به شکل (5) تعاریف زیر را داریم :
خیز
تیر : ![]()
و (
، شیب) مشتق اول خیز نسبت به راستای طول تیر
: ![]()
و (
، انحنا) مشتق دوم خیز نسبت به راستای طول
تیر :
تعریف ریاضی انحنا :

شکل (5)
رابطه
(1) 
عبارت
در
برابر 1 به طور نسبی قابل صرفنظر کردن است :
![]()
از طرفی به عکس
،
شعاع انحنای تیر گفته میشود ، پس خواهیم داشت :
![]()
در تئوری خمش تیرها اثبات میشود که انحنا
، گشتاور اعمالی بر تیر
و
سختی خمشی
به
صورت زیر با هم مرتبط میباشند :
رابطه
(2)
برای اثبات این رابطه میتوانید به فصل چهارم از کتاب مقاومتمصالح بییرـ جانستون مراجعه نمایید.
در حالتی که گشتاور اعمالی تابعی از
است
شعاع
انحنا برای هر نقطه از تیر به صورت مجزا تعریف میشود و با
نشان
میدهیم. (شکل 6- الف) اما در حالتی که گشتاور اعمالی در طول تیر ثابت است شعاع
انحنا برای کل تیر ثابت است و با
نشان
میدهیم (در این حالت تیر کمانی از یک دایره به شعاع
میباشد).
(شکل 7 – ب)

شکل (6) الف

شکل (6) ب
در حقیقت رابطه زیر معادله دیفرانسیل دقیق منحنی الاستیک تیر است.
![]()
با ترکیب معادلههای دیفرانسیل بین بارهای اعمالی ، نیروی برشی و لنگر خمشی به سلسله معادلههای سودمند زیر میرسیم.
با توجه به شکل (7) داریم :
تابع
شدت بار قائم : ![]()
تابع نیروی برشی :
تابع لنگر خمشی : ![]()
شیب منحنی الاستیک :
منحنی
الاستیک تیر : 

شکل(7)
میبینیم که تابع منحنی الاستیک تیرها یک معادله درجه 4 به صورت زیر است :
![]()
این معادله 5 مجهول دارد که تعدادی از آنها را میتوان از شرایط مرزی تیر و تعدادی را با نصب ساعت اندازهگیری در موقعیتهای مناسب به دست آورد.
در حقیقت شرایط مرزی دو گونهاند :
1- شرایط مرزی هندسی ، مثل این که در نقطههای 0=θ یا y=0 بوده و یا مقدار آنها معلوم باشد.
2- شرایط مرزی استاتیکی ، مثل این که در نقطههای M=0 یا V=0 بوده و یا مقدار آنها معلوم باشد.
![]()

سه ساعت
اندازهگیری را در فاصله
،
و
تنظیم کنید.
تئوری : رابطه جالبی بین تغییر مکانهای هر دو نقطه از یک تیر وجود دارد. این قانون به صورت زیر قابل بیان است :
«تغییر مکان در نقطه A از یک سازه تحت اثر یک بار در B، درست برابر تغییر مکان B تحت اثر بار در A میباشد.»
قانون فوق کاملا عمومی بوده و در مورد هر نوع سازه خرپا ، تیر ، قاب یا هر سازه ساخته شده از مصالح ارتجاعی که از قانون هوک تبعیت کند ، صادق است. تغییر مکانها ممکن است در اثر خمش ، برش و یا پیچش به وجود آیند. از این قانون بیشتر برای ترسیم خطوط تاثیر سازههای پیوسته ، تحلیل سازههای نامعین و مسائل تحلیل مدلها استفاده میشود. برای مثال یک لنگر واحد در A ، در نقطه B دورانی به وجود میآورد که مقدار آن برابر دورانA تحت اثر همان لنگر در B میباشد.
تکیهگاههای لغزشی و گیردار را طوری تنظیم کنید که شرایط نشان داده شده در شکل (9) ایجاد گردد. (با اهرمهای زیر پایه این تکیهگاه میتوانید آنها را شل یا محکم کنید).
محل بارگذاری را مطابق شکل مذکور روی تیر قرار داده و تیر را روی تکیهگاهها بگذارید.

شکل(9)
محل قرارگیری ساعت اندازهگیری و اعمال نیرو را مطابق شکل تنظیم کنید. بارگذاریهای مختلف را انجام داده و جدول زیر را پر کنید.
|
بار اعمالی در A (gr) |
خیزتیر در B (mm) |
|
100 |
|
|
200 |
|
|
300 |
|
|
400 |
|
|
500 |
|
محل اعمال نیرو را در نقطه B و ساعت اندازهگیری را در نقطه A قرار داده و آزمایش را تکرار کنید.
|
بار اعمالی در B (gr) |
خیز تیر در A (mm) |
|
100 |
|
|
200 |
|
|
300 |
|
|
400 |
|
|
500 |
|
نتایج ارائه شده دو جدول را با یکدیگر مقایسه کنید و ببینید آیا قانون ماکسول در آن صدق میکند.
میتوانید به دلخواه محل قرارگیری ساعت و اعمال نیرو را تغییر دهید. همچنین با تغییر محل و نوع تکیهگاهها نیز میتوانید این قانون را تحقیق کنید.
با توجه به مطالب ذکر شده در بالا داریم :
(
:
گشتاور اعمالی در طول تیر ثابت است)
(شعاع انحنا)
علاوه بر رابطه بالا، میتوان از روش هندسی زیر شعاع انحنای تیر را در صورتی که تحت ممان خالص قرار گرفته باشد به دست آورد. به منظور نیل به این هدف تیر را باید به گونهای بارگذاری کنیم که تحت ممان خالص قرارگیرد.
همانطور که در شکل (10) مشاهده میشود نیروی برشی در فاصله بین دو تکیهگاه صفر و ممان وارده مقداری ثابت دارد.


شکل(10)
میدانیم در دایره رابطه زیر که به رابطه قوت نقطه شهرت دارد برقرار است:
رابطه قوت نقطه :
![]()
در این صورت اگر
به
ترتیب قرائتهای گیجهای 1،2و3 نشان داده شده در شکل (11) باشد و به دلیل اینکه
منحنی تیر قسمتی از یک دایره است، داریم :
![]()
![]()
![]()
![]()
این رابطه تقریبا خطی است. ![]()
که در این رابطه g
شیب نمودار w-h است.
![]()
آزمایش زیر را نیز میتوانید برای هر سه تیر آلومینیومی ، برنجی و آهنی انجام دهید.
فاصله دو تکیهگاه (محل لودسل) را طوری تنظیم
کنید که طول تیری که روی آن قرار میدهید
باشد. دو محل بارگذاری را در دو طرف تیر (بعد از
تکیهگاه) قرار دهید. (هرکدام به فاصله
از
تکیهگاهها) و سه ساعت را به صورت متقارن در وسط تیر قرار دهید و آنها را همانطور
که در دستور کار کلی آمده است روی صفر تنظیم کنید (شکل11).
حال دو وزنه 200 گرمی را به طور همزمان در دو طرف تیر قرار دهید. عدد گیجهای اندازهگیری را قرائت کرده و در جداول مربوطه قرار دهید. این کار را برای بارهای 800،600،400 و 1000گرمی هم تکرار کنید.


§ در انجام هر مرحله از آزمایش وزنهها را برداشته و گیجها را صفر کنید و سپس مراحل بعدی آزمایش را انجام دهید.
· مراقب باشید در حین انجام آزمایش تیر نیافتد.
· توصیه میشود عدد هر ساعت را یک دانشجو بخواند.
وضعیت تیر را به صورت زیر در نظر بگیرید

از تحلیل استاتیکی داریم :

به جای نیروها میتوان ممان معادل قرار داد :

M=PL
حال با فرمولی که در تئوری آمده و ممانی که بدست آوردید میتوان شعاع انحنا را به طور تئوری بدست آورد :
(
برای
آلومینیوم)
میتوانید تمام واحدها را به سیستم
تبدیل کنیم تا از اشتباهات احتمالی جلوگیری
نمایید.
نتایج تئوری و عملی خود را برای شعاع انحنا مقایسه کنید.
تیر زیر را در نظر بگیرید :


تحلیل استاتیکی تیر :


همانطور که ملاحظه میکنید هر دو نیروی تکیهگاه به صورت توابعی خطی از نقطه اثر نیرو میباشند ، آن چه که شما در این آزمایش تحقیق خواهید کرد همین رابطه خطی است.

یکی
از تیرها را انتخاب کنید. آن را بر روی دو تکیهگاه لغزشی محل لودسل قرار دهید به
نحوی که طول موثر تیر
باشد.
در اتصال کابلهای لودسل به پشت نمایشدهنده
دقت کنید که عدد نیروی تکیهگاه
بر
روی نمایشدهنده، برایتان مشخص باشد (بدانید کدام عدد مربوط به کدام تکیهگاه است)
در توضیح شرح دستگاه در مورد این امر توضیح داده شده است.
پس از گذاشتن تیر بر روی تکیهگاه و روشن کردن
نمایشدهنده ، با فشار دادن کلید
برای
هر دو عدد ، آن دو را صفر کنید.
حال وزنه
را
در محل بارگذاری قرار دهید و محل بارگذاری را در فواصل
جابجا کنید. نیرویی که هر تکیهگاه در هر مرحله
نشان میدهد را در جدول زیر یادداشت نمایید.
|
جمع نیروهای تکیهگاهی
|
نیروی تکیهگاه B
|
نیروی تکیهگاه A
|
فاصله
اعمال بار از تکیهگاه A |
|
|
|
|
10 |
|
|
|
|
20 |
|
|
|
|
30 |
|
|
|
|
40 |
1-
مقادیر جدول
فوق را به صورت نمودار
بر
حسب
،
بر
حسب
و
بر
حسب
در
یک مختصات رسم کنید.
2-
با امتداد
دادن خطوط مقادیر نیروهای تکیهگاهی را برای حالتی که
میباشد
بدست آورید.
3- در پایان به عنوان یک تمرین سعی کنید منابع خطا در انجام آزمایشهای فوق را پیدا کنید.
نیروهای عکسالعمل تکیهگاهی توسط دو نیروسنج الکترونیکی اندازهگیری و روی نمایشدهنده دیجیتالی نمایش داده میشود. پانل جلوی نمایشدهنده در شکل 13 نشان داده شده است.

شکل (13)
همانطور که مشاهده میشود مقدار نیروهای عکسالعمل تکیهگاهی با 5 رقم با معنای علامت دار و با دقت 1/0 درجه نشان داده میشود. همچنین کلیدهایی نیز روی پانل وجود دارد که عبارتند از:
ZERO : برای صفر کردن عدد نمایشدهنده به کار میرود.
MAX : با فشردن این کلید مقدار بیشینه و کمینه نیروها نمایش داده میشود.
HOLD : مقادیر جاری نمایشگرها ثابت میشود.
CAL : با فشردن این کلید میتوان نمایشدهنده را کالیبره کرد. بدین منظور باید یک وزنه مشخص روی سنسورها قرار داد و با کلیدهای بالا و پایین نمایشگر را کالیبره کرد.
نرم افزار Strain :
دکمة Start : پس از شروع آزمایش و بستن تکیهگاهها و
بارگذاری مطلوب ، به منزلة شروع کار دکمة Start را میزنیم.
به منظور صفر کردن نیروها قبل از شروع آزمایش بهکار میرود.
به منظور کالیبره کردن دستگاه استفاده میشود.
برای وارد کردن اطلاعات به نرمافزار Excel و کار بر روی
دادهها در نرمافزار Excel بهکار میرود.
پس از پایان یافتن آزمایش در هر مرحله ، دکمه Stop را بهمنظور پایان یافتن و متوقف نمودن استفاده میکنیم.
الزامات قانونی در سطح کلان :
بیانیه سازمان ملل متحد در رابطه با توسعه پایدار :
انرژی های جدید و تجدید شونده بدل گردیدند به یکسری دغدغه های اصلی ملی و بین المللی و امروزه به عنوان یکسری چشم انداز های جهانی به منظور توسعه پایدار و رسیدن به هزاران اخداف توسعه ای دیگر ، گواه و شاهد بر استفاده از تکنولوژی های انرژی پاک شامل استفاده از انرژی های جدید و تجدید شونده و پیشنهاد گزینه هایی در جهت رسیدن به یکسری اهداف چند گانه سودمند در جهت توسعه پایدار شهری ، اعتقاد و علاقه پیدا کردن جوامع بین المللی در جهت استفاده از انرژی های تجدید شونده و انرژی های نو و دستیابی به ابتکارات در این زمینه از سالهای 2002 میلادی در کنفرانس ژوهانسبورگ بود که به اوج خود رسیده بود که این کنفرانس به نام افزونگی توسعه پایدار با یک حساسیت کاملا فوری ، که تمام دنیا در جهت رسیدن به آن به سمت انرژی تجدید شونده روی آوردند .
اگرچه علارغم ابتکارات اخیر شکل انرژی به سمت و سویی جدید و تجدید شونده روی آورده است اما همچنان در سطح پایین پتانسیل اقتصادی آن باقی مانده است . سیاست اتخاذ شده برای بالا بردن استفاده از منابع انرژی های تجدید شونده از طریق عملیات و رویکرد توسعه پایدار در امتداد حلقه دوم آن همه گیر شدند
سومین حلقه تاثیر گذار تمرکز بروی دسته های کشاورزی ، .،توسعه روستایی ، زمین ، جلوگیری از خشکسالی ،بیابان زدایی در آفریقا بوده است.
16 الی 17 آیتمی که در ذیل برمی شماریم به عنوان عواملی در جهت فراهم آوردن موقعیتی در جهت نیل به این رویکرد می باشد .
ادامه رشد و گسترش آفریقا به صورت کاملا گسسته و پراکنده خود موجب عدم توجه به پایداری گردیده است ،که تنها استفاده از تعدادی از بیو مس های سنتی به عنوان یک پایه و اسا پایداری در آنجا عینیت پیدا کرده است ( UN ,2007 )
- هماهنگی عمومی در راه حل 199/60 که ارجاع پیدا می کند رسیدن به قله های توسعه پایدار در بیانیه ژوهانسبورگ به عنوان یک عملکرد دولتی در قالب انرژی در جهت توسعه پایدار
عملی مشوقی که سیستم سازمان ملل برای ادامه پیدا کردن توسعه پایدار در در جوامع اتخاذ نموده است شامل ارتقا استفاده از انرژی های جدید و تجدید شونده و همچنین بالا بردن نقش بینالملل در این رویکرد به منظور ریشه کن کردن فقر،
- قابل لحاظ است نتایج جهانی سال 2005 توافقی بود عمومی و همچنین ابتکاری مبارک در جهت بالا بردن دسترسی به اقتصاد مصارف خانوار ها ،جامعه ای قابل قبول، و انرژی های زیست محیطی خوب و عملکردی برای توسعه پایدار که خروجی سازمان ملل متحد به عنوان یک اظهار نامه هزاره ای بوده است .
-پیرو بیانیه ژوهانسبورگ و در جهت تکمیل آن ،تمایل بین الملل در جهت استفاده از منابع انرژی تجدید شونده محسوسا افزایش پیدا کرده است .
افزایش استفاده از انرژی جدید و تجدید پذیر پیشنهاد مهمی است در جهت توسعه پایدار با چند معیار مفید و سودمند مانند : اقتصاد ، اجتماع و محیط زیست .
- دسترسی به توسعه پایدار شهری به عنوان یک سبک اظطراری در کشور ها به چالش کشیده شده است ،کمبود دسترسی به انرژی به عنوان یک عامل برجسته توسعه اقتصادی – اجتماعی می باشددرمناطق پیرامون و حاشیه آفریقا و جنوب آسیا و یا همچنین کشور های پیشرفته دیگر.
- برنامه های ملی و ممحلی در جهت استفاده های سنتی از بیومس ها (مانند چوب) بوده است و یا نمونه دیگر( مانند سوخت های مصرفی در اجاق خوراک پزی ) حرکتی موثر بوده است در جهت بازی کردن نقش مهمی در توسعه پایدار شهری تا نمونه های قابل استفاده مدرن بهتری تهیه شود (برای منظور های گرمایشی و پخت و پز)
- دسترسی پیدا کردن به اهداف توسعه پایدار شهری به عدالت و توسعه اجتماعی – اقتصادی وابسته می باشد، در جهت آماده کردن شرایط و افزایش دسترسی به سرویس های انرژی مدرن در جهت توانایی آنان برای روبرو شدن با نیاز های پایدار و کسب درآمد عمومی .
سیاستهای عینیت انرژی های تجدید شونده و همچنین برنامه ریزان در کشور های توسعه یافته و افزایش استفاده از انرژی تجدید شونده بیشتر در جهت تولید الکتریسیته در مناطق روستایی که دارای امکانات و ساپرترهای مالی عینیت پیدا کرده است .
- یکی دیگر از دل نگرانی های اصلی که موجب استفاده از انرژی های تجدید شونده گردیده است ،تغییرات آب و هوایی و اقلیم می باشد ،سازمان تغییرات آب و هوایی و اقلیم می باشد ، سازمان تغییرات آب و هوایی سازمان ملل متحد چهار گزارش اخیر خود را در رابطه با درجه حرارت جهانی که افزایش پیدا کرد و عامل دایمی این تغییرات فعالیت انسان می باشد علاوه بر آن با بالا رفتن دمای هوا علت اصلی آن تغیییرات در ساختار های اکوسیستمی و عملکردی بوده است ، انسان تولید کننده کربن دی اکسید و دیگر گازهای گلخانه ای می باشد از طریق استعمال و استفاده از سوخت های فسیلی علاوه بر آن در جهت افزایش بهره وری انرژی و استفاده از آن ، استفاده از انرژی های جدید و تجدید پذیر برای الکتریسیته ،پیشنهادی است مهم در جهت کاهش انتشار گاز های گلخانه ای در کشور های توسعه یافته و در حال توسعه .
- گروه هشت در 2005 میلادی با تطبیق قانون اجرایی گلینگلس ( Gleangles )در رابطه با تغییرات آب و هوایی ،انرژی پاک، و توسعه پایار که نامیده میشود به عنوان یک تسریع کننده در توسعه و افزایش استفاده از کارآیی انرژی و تکنولوژی آب و هوایی در سال 2006 در سن پترزبورگ گروه 8 طرحی را به تصویب رساندند در جهت استفاده حداکثری از انرژی تجدید شونده و تسهیلات مرتبط با آن
- استفاده از انرژی های تجدید شونده تاثیری غیر قابل انکار بر روی سلامت انسان گذارده است از طریق کاهش میزان آلودگی های ،سولفور، اکسید های نیتروژن ، کربن مونو اکسید، و ....... و گازهای انتشار یافته وابسته به استفاده از سوخت های فسیلی که می تواند تاثیرات خطر ناکی را به روی سلامت انسان بگذارد که عامل آن اسیدی است که موجب سوراخ کردن لایه اوزون موجود در لایه استراتوسفر می گردد .
- استفاده کنندگان جهانی از منابع انرژی در گستره جهان افزایشی چشم گیر را به همراه داشته است ، در تولید آلودگی ده میلیون و پانصد و پنجاه و هفت هزار تن از آلاینده های روغنی در سال 2003 به دوازده میلیون و دویست هزار تن در سال 2010 رسیده است و به شانزده میلیون و پانصد هزار در سال 2030 خواهد رسید ، استفاده از منابع انرژی در کشورهای مختلف به دلیل متفاوت بودن موقعیت آنان در حوزه های مختلف اقتصادی و جمعیتی بوده است .
با توجه به بهره وری برتر انرژی ها، رابطه برتر میان تکنولوژی ای انرژی های مختلف ، استفاده از انرژی های پاک تر فسیلی ، و استفاده از منابع انرژی پاک سنتی می تواند به عنوان یک مشارکت جهانی درجهت رسیدن به توسعه پایدار می باشد .(همان منبع )
دستور کار 21 :
در 13 ژوئن 1992 رهبران نزدیک به 100 کشور جهان برای برنامه ریزی در جهت جلوگیری از فاجعه زیست محیطی جهانی در ریودوژانیرو گرد هم آمدند .این رویداد مهم به عنوان اجلاس زمین شناخته می شود . برای نخستین بار در تاریخ جهان بود که در آن سران بسیاری از کشور های جهان برای ارائه نظرات و نگرانی هایشان درباره آینده زمین ،دست به کار میشدند ، به طوری که حصول این همکاری و مشارکت جهانی در تاریخ بشر بی سابقه بوده است . نتیجه این تلاش توافقنامه مهم اجلاس زمین به نام دستور کار 21 شد . دستور کار 21 برنامه ای جهانی است که به شکل گسترده ای به عنوان نقطه عطفی برای دستیابی به پایداری جهانی شناخته میشود . هدف این برنامه کار توقف و لغو زیان های زیست محیطی به سیااره و ارتقاء توسعه پایدار و سالم در همه کشور هاست . گرد آورندگان سند توافقنامه از اهمیت این وظیفه آگاه بودند . آنان به خوبی میدانستند که :
((پایداری یک گزینه نیست بلکه ضرورتی است که به واسطه محدودیت های طبیعت تحمیل شده است ))
دستور کار 21 بیشتر از آنکه یک سند خط و مشی کلی باشد ، اقدامات بیشماری را در هفت موضوع پیشنهاد میکند و چنین در نظر گرفته میشود که باید توسط هر فردی روی زمین اجراء شود ، روی هم رفته هدف برنامه کار 21 در رابطه با سکونتگاههای انسانی :
((بهبود کیفیت اجتماعی ،اقتصادی، و زیست محیطی سکونتگاهها و محیط های کار و زندگی همه ،خصوصا افراد فقیر نواحی شهری و روستایی است ))
برای رسیدن به این هدف نهایی توافقنامه هایی تنظیم شده است که تعدادی از برنامه های آنان عبارت است از : تهیه مسکن کافی برای همه ، افزایش توانایی نواحی کلانشهر ها جهت بهبود شرایط اساسی زندگی ، تضمین دسترسی به زمین برای همه خانوار ها ، ترویج استفاده از اشکال پایداری انرژی و حمل و نقل ، کاهش اثرات حوادث و بحرا نهای طبیعی و انسانی ،و توسعه و بهبود منابع انسانی در آن گنجانده شد . در میان روش های کلیدی دستیابی به این اهداف ،توافقنامه یاد شده ، جوامع جهانی را به طرف برنامه های خاص خودشان در زمینه توسعه پایدار جامعه خویش ترغیب مینماید . (کریزک و پاور ،1995)
کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد تغییرات آب و هوا (تغییرات اقلیم):
در سالهای دهه ۱۹۸۰، شواهد علمی نشان دادند که انتشار گازهای گلخانهای ناشی از فعالیتهای انسانی خطراتی برای آب و هوای جهان ایجاد میکند و به این ترتیب افکار عمومی لزوم ایجاد کنفرانسهای بین المللی دورهای و تشکیل پیمان نامهای برای حل این مسئله را احساس کرد. دولتهابرای انعکاس افکار عمومی یکسری کنفرانس بین المللی برگزارکردند و تنظیم قراردادی بینالمللی را برای بررسی این مسئله خواستارشدند. در سال ۱۹۹۰ مجمع عمومی سازمان ملل متحد کمیته مذاکرات بین الدول راجهت تشکیل داد . (UNFCCC) تهیه کنوانسیون تغییر آب و هوا
کمیته مذاکرات، پیش نویس کنوانسیون را تهیه کرد و این پیش نویس در نهم ماه مه ۱۹۹۲ در مقر سازمان ملل در نیویورک تصویب شد. این کنوانسیون در اجلاس زمین، در ژوئن ۱۹۹۲ در ریودوژانیرو (برزیل)، جهت امضاء اعضاء آماده گردید. این کنوانسیون در طول جلسه ریو توسط سران کشورها و مقامات ارشد ۱۵۴ کشور دنیا امضاء و از تاریخ ۲۱ مارس ۱۹۹۴ لازم الاجراء شناخته شد. تا اواسط سال ۱۹۹۹ بیش از ۱۷۵ کشور عضو سازمان ملل آنرا تصویب کردند یا پذیرفتند و به این ترتیب خود را ملزم به رعایت مفاد کنوانسیون دانستند. ایران نیز در سال ۱۹۹۶ پس از تصویب هیئت دولت و مجلس شورای اسلامی به عضویت این کنوانسیون در آمد.
کنوانسیون تغییر آب و هوا در ۲۶ ماده، به زبانهای انگلیسی، عربی، چینی، فرانسه، روسی و اسپانیولی توسط دبیرخانه سازمان ملل متحد تهیه و تدوین گردیده است.
در ادامه گزیده این کنوانسیون آورده شده است :
هدف نهائی این کنوانسیون و هر ابزار قانونی مرتبط که توسط کنفرانس اعضاء مورد پذیرش قرارگیرد، دستیابی به تثبیت غلظت گازهای گلخانهای در اتمسفر تا سطحی است که از تداخل خطرناک فعالیتهای بشر با سیستم آب و هوایی جلوگیری نماید. چنین سطحی باید در یک چهارچوب زمانی کافی حاصل گردد تا اکوسیستمها بطور طبیعی با تغییر آب و هوا خود را وفق دهند و اطمینان حاصلشود که امنیتغذایی تهدید نمیشود و توسعهاقتصادی به طور پایدار ایجاد میگردد.
اعضای کنوانسیون با توجه به اصول کنوانسیون بایدبا توجه به مبنای تساوی و بر طبق مسئولیتهای مشترک ولی متفاوت و قابلیتهای خود از سیستم آب و هوا به نفع نسلهای فعلی و آتی بشر حمایت کنند. کشورهای پیشرفته باید نقش پیشرو را در مقابله با تغییر آب و هوا و آثار سوء آن بعهدهبگیرند. این کشورها میبایست با ارائه سیاستها و اقدامات موجه از نظر اقتصادی در رابطه با تغییرات آب و هوا، منافع جهانی را با حداقل هزینه ممکن تضمین نمایند .
تمامی اعضاء با در نظر گرفتن مسئولیتهای مشترک ولی متمایز خود و نیز اولویتهای خاص ملی و منطقه ای خود برای توسعه، باید میزان انتشار گازهای گلخانهای حاصل از فعالیتهای بشری و نحوه جذب آنها بوسیله چاهکهای کلیه گازهای گلخانهای (که توسط پروتکل مونترال کنترل نمیشوند) را مکتوب، منتشر و بصورت دورهای بازنگریکنند و آن را در دسترس کنفرانس اعضاء قراردهند. کشورها باید برنامه های ملی و یا منطقه ای را برای تعدیل تغییرات آب و هوایی در اثر انتشار گازهای ناشی از فعالیتهای بشری تدوین، منتشر، اجراء و بطور منظم بازنگری نمایند.
کشورها باید استفاده از تکنولوژیها، تجربیات و رویههایی که گازهای گلخانهای را کنترل میکند، ترویج نمایند و با مدیریت مستمر در حفظ و افزایش چاهک های جذب گازهای گلخانهای نظیر موجودات زنده، جنگلها، اقیانوسها و غیره بکوشند. در این راستا تمام اعضای کنوانسیون بایستی به تبادل کامل، آزاد و فوری اطلاعات علمی، تکنولوژیکی، فنی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی مربوط به سیستم آب و هوا، تغییرات آب و هوا و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و اقدامات مقابله ای مختلف بپردازند و در موارد مزبور با سایر اعضاء همکارینمایند .
کشورهای پیشرفته علاوه بر رعایت موارد فوق، تجارب عملی در خصوص سیاستهای کاهش انتشار برای دستیابی به تعهدات کمی خود را، با سایر کشورها مبادله خواهندنمود. این اعضاء منابع جدید و مضاعف ملی را برای پرداخت هزینه هایی که کشورهای در حال توسعه عضو کنوانسیون صرف نموده اند، فراهم خواهند کرد. همچنین اقدامات لازم را برای دسترسی سایر اعضاء به دانش فنی و تکنولوژی سازگار زیست محیطی انجام خواهند داد .
اعضای کنوانسیون بایستی امکانات لازم را جهت توسعه و اجرای برنامه های آموزشی، افزایش آگاهی عموم مردم در مورد تغییرات آب و هوا و اثرات آن، دسترسی عمومی به اطلاعات و شرکت همگان در مقابله با تغییر آب و هوا فراهم نمایند.
بر اساس این کنوانسیون، هیئتی فرعی برای مشاوره علمی و تکنولوژیکی جهت ارائه به موقع اطلاعات به کنوانسیون اعضاء تاسیس شدهاست. از اهم وظایف هیئت فرعی میتوان به ارزیابی وضعیت علمی، تعیین تکنولوژیهای نوین موثر و پیشرفته، ارائه مشاورههای علمی-تحقیقاتی و جوابگویی به سئوالهای کنفرانس اعضاء در ارزیابی و بررسی اجرای موثر کنوانسیون اشاره کرد .
تبادل اطلاعات مربوط به اجرای کنوانسیون از طریق دبیرخانه کنوانسیون انجام می شود. این اطلاعات، مواردی نظیر آمار ملی کلیه گازهای گلخانهای از جمله منابع انتشار و چاهکهای آنها، شرح کلی اقدامات انجام شده یا آتی هر عضو برای اجرای تعهدات کنوانسیون و سایر اطلاعات را شامل میشود. هر کشور عضو ۶ ماه پس از لازم الاجراء شدن کنوانسیون برای آن عضو اولین تبادل اطلاعاتی خود را انجام خواهد داد. اطلاعات مبادلهشده توسط اعضاء میبایست در اولین فرصت توسط دبیرخانه کنوانسیون در اختیار کنفرانس اعضاء (COP) و یا هیئتهای فرعی دیگر قرار گیرد. این اطلاعات تا زمان مطرح شدن در کنفرانس اعضاء، محرمانه تلقی میشوند. کنفرانس اعضاء در اولین نشست خود ترتیبات لازم را برای پشتیبانی فنی، مالی و اطلاعاتی کشورهای در حال توسعه ارائه مینماید و نیازهای مالی و فنی لازم برای پروژه های پیشنهادی و اقدامات مقابله ای را تعیین خواهد کرد
( دفتر طرح ملی تغییرات آب و هوایی ،1391) .
ساختار شهری :
شهری باتراکم کم و موجودیت فضاهای باز شهری و جددا سازی میان منطقه شهری با مناطق روستایی پیرامون و یا مناطق تجاری و صنعتی با یک وابستگی خاص به اتومبیل ، تعریف فوق تعریفی است از شهر
)EPA ,2001 هایی با ساختار پراکند
شهر کریدوری شهری است با رشد و توسعه خطی و همچنین با حفظ مرکزیت خود که با یک کیفیت بالای حمل و نقل عمومی در هم آمیخته است ، این شبکه شهری تصوری است از رشد در امتداد آکس معبر
و یا گره گاهها و میتواند پیشنهادی باشد در جهت استفاده از اختلاط کاربری ها و یا بالعکس آن(عدم اختلاط کاربری)
شهر فشرده به اندازه شهر پراکنده فضا را اشغال نمی کند و همچنین الحق والانصاف که متراکم هستند با اختلاطی از کاربری ها با یک توجهی به نزدیکی عملکرد های برخی از کاربری ها مانند : (خانه ، مغازه ، اداره) که در بر گیرنده سفر های کوتاه و کاهش دهنده میزان سفر ها به شمار میآید .(همان منبع)
میلیلردها ساکن سکونت در الگوهای متفاوت تراکم های جمعیتی قرار دارند (آندره و همکاران ، 1999)
نتیجتا بالاترین تراکم جمعیت در الگوی شهرهای کریدوری عبارت است از : 3000 نفر در کیلومتر مربع، بالاترین تراکم جمعیتی در شهرهای فشرده عبارتند از 2000 نفر در کیلومتر مربع و این مقدار در شهرهای پراکنده به میزان 800 نفر در کیلومتر مربع میرسد (بوریگو و همکاران ، 2004 ).
الگوی شهر لبه ای :
الگوی شهر لبه ای که امروز موجودیت پیدا کرده است در کنار مسیر لوکوموتیو و مسیر های زیر مجموعه آن قرار نگرفته است بلکه در کنار مسیر های آزاد راه ، که در کنار آن واحد هایی با پشت بام هایی به اندازه 30 فوت که برای نصب دیش به کار میرود عینیت پیدا کرده است، من میخواهم شهری را که توصیف کردهام شهر لبه ای بنامم (گاریو ، 1991 )
شهر لبهای تحت تاثیر عواملی از جمله : ما خانه هایمان را انتقال دادیم به بیرون به منظور تشکیل دادن یک شهر دیگر ، این رویکرد حومه نشینی بود که سرانجام در امتداد جنگ دوم جهانی در آمریکا اتفاق افتاد (همان منبع ) .
الزامات
عمومی ساختمان
*به منظور اطمینان ایمنی، بهداشت ،بهره مندی مناسب ،آسایش و صرفه اقتصادی و تامین نیازهای حداقل ساکنان و استفاده کنندگان از ابنیه و ساختمان های مشمول قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان ، تعیین محدودیتها ،ابعاد حداقل فضاها ،نورگیری و تهویه مناسب و سایر الزامات عمومی این مقررات به عنوان مبحث چهارم از مقررات ملی ساختمان ملاک عمل قرار گرفته است. رعایت این مقررات در طراحی ،نظارت ،اجرا و محاسبه ، بهره برداری تعمیر و نگهداری بناها توسط کلیه مراجع در سراسر کشور الزامی است . هر گونه تغییر در این مقررات باید پس از طی مراحل قانونی ،بر طبق قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان صورت گیرد . شهرداریها و سایر مراجع صدور پروانه ساختمان موظف به نظارت بر اجرای این مقررات می باشند .
الزامات عمومی ساختمان
-ضوابط
کلی
-الزامات
ابعاد در داخل بنا -الزامت تامین نور فضاها
-الزامات
تعویض هوای فضاها -الزامات اجرایی ساختمان ها
-ضوابط کلی :
-الزامات همجوارهای ساختمان ها تصرفها و فضاها -الزامات قرار گیری ساختمان در
زمین
-الزامات
شکل و ارتفاع ساختمان -الزامات نمای ساختمان
-الزامات
فضاهای باز -الزامات فضاهای نیمه باز ساختمان
الزامات
فضاهای توقفگاه وسایل نقلیه -الزامات مشاعات ساختمان
-الزامات
فضاهای تاسیساتی -الزامات عایق کاری و دفع فاضلاب
در ساختمان
-الزامات
اجرای ساختمان – -الزامات تجهیزات و تاسیسات ساختمانی
-الزامات
ساختمان جهت حفاظت در برابر حوادث و سوانح و تامین راههای امدادرسانی
*الزامات همجواری ساختمان ها ،تصرفها و فضاها
الزامات قرار گیری ساختمان در زمین
الزامات شکل و ارتفاع ساختمان
-ارتفاع
مجاز گروههای ساختمانی
* تعداد
طبقات و ارتفاع مجاز گروههای ساختمان ۱و۲و۳ یک و دو طبقه (حداکثر ۵۰/۸ متر ارتفاع در ساختمان های دارای زیرزمینی یا پنجره نورگیر از نما و ۳۰/۷ متر در ساختمان های فاقد آن )
گروههای
ساختمانی ۴و۵ سه و چهار طبقه (حداکثر تا ۹۰/۱۴ متر ارتفاع در ساختمان های
دارای زیرزمین با پنجره نورگیر از نما و ۷۰/۱۳ متر در ساختمان ها ی فاقد آن )
*در
گروههای ساختمانی ۶و۷ طبقه ، به تناسب تعداد طبقات خواهد بود . (مبنای محاسبه
ارتفاع ،تراز متوسط کف معبر مجاور ،تا متوسط ارتفاع سقف شیبدار و یا بالاترین نقطه
جان پناه در بام سقفهای مسطح می باشد .
در صورت
افزایش ارتفاع بیش از حد تعیین شده در گروههای ساختمانی نیاز
به دریافت مجوز خاص از شهرداری و سایر مراجع صدور پروانه ساختمان خواهد بود .
الزامات
نمای ساختمان
۱- در طراحی نمای شیشه ای در
ساختمان اعم از نمای شیشه ای پیوسته و یا ناپیوسته انجام محاسبات حرارتی براساس
مقررات صرفه جویی در مصرف انرژی الزامی است .
۱-نحوه قرار گیری فضاهای مختلف در هر تصرف و همجواری تصرفها ی مجاز در یک ساختمان در طرح های معماری بنا ، به تشخیص طراح معمار و با تائید شهرداری ها و سایر مراجع صدور پروانه ساختمان است . ۲-همجواری تصرفها در ساختمان ها باید به نحوی صورت گیردکه مسئله اشراف و دید از تصرفهای دیگر به تصرفهای مسکونی ،از طریق باز شوهای پنجره و درب های ورودی به حداقل تقلیل یابد . ۳-همجواری ورودی و فضاهای دیگر در داخل تصرفهای مسکونی باید به نحوی صورت گیرد ،که دید بیگانه از در ورودی به فضاهای داخلی تصرف محدود گردیده و اشراف آنان به این فضاها به حداقل تقلیل یابد . ۴-تغییر کارکرد فضایی به فضای دیگر در یک تصرف باید با اخذ مجوز از شهرداری یا سایر مراجع صدور پروانه ساختمان و انطباق آن با الزامات فضای جدید صورت گیرد . ۱-احداث ساختمان در زمین های مجاز است که از شبکه رفت و آمد عمومی قابل دسترسی باشند . ۲-در زمینهایی که فقط توسط راههای پیاده قابل دسترسی هستند ،احداث ساختمان های محدود به گروهها تا در صورتی مجاز است که امکان امدادرسانی واطفای حریق ممکن باشد . ۳-احداث ساختمان و نحوه استقرار آن در زمین و ارتفاع بنا در بافت های تاریخی باید طبق ضوابط سازمان میراث فرهنگی ،گردشگری و صنایع دستی باشد . ۴-احداث ساختمان در زمینهای نزدیک جنگل ،دریا یا پارکهای حفاظت شده ملی باید به نحوی باشد، که حداقل ۳۰ متر بین ساختمان و این اراضی فاصله وجود داشته باشد . ۵-رعایت حریمهای مصوب در حاشیه مسیل ها ،خطوط انتقال برق ،گاز ،نفت و چشمه ها و نهرها و سایر تجهیزات شهری برای کلیه گروهها ساختمانی الزامی است . ۲-استفاده از شیشه های بازتابی در نماهای شیشه ای ساختمان های مجاور بزرگراهها و شریان های اصلی عبوری شهر ، منوط به کسب مجوز از شهرداری ها وسایر مراجع صدور پروانه ساختمان می باشد . ۳- در تمامی ساختمانهای داری نمای شیشه ای در نظر گرفتن تجهیزات مناسب جهت نظافت نما از جبهه بیرونی الزامی است . ۴-استفاده از نماهای شیشه ای پیوسته در ساختمان های مسکونی ممنوع است . ۵-سطوح شفاف نمای شیشه ای در ساختمان ها باید به صورتی تعبیه شود که امکان ریزش شیشه به فضای باز و معابر عمومی وجود نداشته باشد . ۶- در ساختمان های غیر مسکونی گروه ۶و۷ دارای نمای شیشه ای پیوسته ،رعایت فاصله حداقل ۲ متر بین نما تا پیاده رو و خط محدود زمین الزامی است . ۷-مصالح نما باید به سازه ساختمان دارای اتصالی کافی و مناسب باشد تا خطر جدا شدن و فرو ریختن نما بوجود نیاید . ۸-ضمایم آویز به سازه ، شامل سایبان ها ،تابلوها ،پله های فرار و راه پله های خارجی و دودکش ها باید در شرایط مناسب نگه داری شوند و اتصالات آنها در شرایط ایمن قرار داشته باشند . ۹-کلیه سطوح خارجی ساختمان ، به لحاظ ایمنی و زیباسازی منظره شهری باید در شرایط مناسب نگه داری شوند . ۱۰-کلیه سطوح شیشه ای مجاور فضاهای باز و معابر با عرض بیش از۰ ۹% متر و مساحت بیش از ۵۰/۱ متر مربع باید از شیشه ایمن وغیر ریزنده باشند .
الزامات فضای باز :
فضاهای
باز در ساختمان شامل حیاط اصلی و حیاط های داخلی است . حیاط اصلی به فضایی از
ساختمان گفته می شود که قسمت اعظم نورگیری ساختمان از آن تامین می شود .
و
حیاط های داخلی هم که شامل حیاط های خلوت (فرعی ) –حیاط
محصور (پاسیو)، حیاط محصور (گودال باغچه ) ،حیاط محصور (حیاط مرکزی در ساختمان های
گروه ۳ ) .
۱-در ساختمان های گروه ۴و۶ در صورتی که حیاط خلوت به معبر
اصلی راه نداشته باشد و جایگاههای امدادرسانی تصرفها در حیاط خلوت باشد ،دسترسی به
آن باید از طریق معبر مستقلی تامین گردد . در سایر موارد برای دسترسی به حیاط خلوت
می توان از داخل ساختمان ، و یا به صورت ویژه توسط واحد یا واحدهایی که در طبقه
همکف قرار دارند استفاده نمود. ۲-حیاط خلوت واقع در ساختمان های جنوبی
باید با دیواره و نرده یا حصار فضای سبز از معبر عمومی جدا شود ۳-کلیه سطوح دیواره های جانبی
حیاط های محصور وحیاطهای خلوتی که در معرض دید قرار دارند ، باید نماسازی شوند . ۴-در صورت مسقف بودن حیاط محصور
(پاسیو) با مصالح شفاف ، در نظر گیری بازشوهای مناسب و کافی جهت تهویه طبیعی آن
الزامی است . ۵-کف تمام حیاط های داخلی (حیاط خلوت یا حیاط محصور ) باید
دارای شیب مناسب و سیستم دفع آب های سطحی ودسترسی مناسب جهت نظافت باشد . ۶-در ساختمان های گروه ۱ تا ۵ برای زمینهای با مساحت بیشتر
از ۲۰۰ متر مربع ،حیاط داخلی به اندازه حداقل ۶ درصد مساحت زمین الزامی است . ۷-مسقف نمودن حیاطهای محصور
(گودال باغچه ) مجاز نیست .
الزامات فضاهای توقفگاه وسایل نقلیه
الزامات مشاعات ساختمان
مشاعات
بخشهایی از ساختمان که مالکیت آن به عموم مالکان تعلق دارد .
الزامات فضاهای تاسیساتی
الزامات عایق کاری و دفع فاضلاب
ساختمان
۱-عایق کاری حرارتی پوسته خارجی
بنا و دیگر عناصر ساختمانی در انطباق با صرفه جوی در مصرف انرژی الزامی است .
۱-تعداد الزامی محل توقف خود رو برای تصرفهای مختلف بر حسب موقعیت آنها در شهر ، در ضوابط طرحهای توسعه شهری تعیین می گردد . ۲-در توقفگاههای خودرو و مسیرهای ورود و خروج آن نباید دود ،بو یا سر و صدای ناشی از آن مزاحم آسایش و آرامش در ساختمان و اطراف آن باشد . ۳-توقفگاهای بزرگ و متوسط باید حداقل دو راه خروج امداد پیاده داشته باشد که الزاماً یکی از آنها باید به فضای باز ساختمان یا معبر عمومی متصل گردد . ۴-هر گونه تعمیر و یا تعویض قطعات خودرو در محل توقفگاه ممنوع است . ۵-امکان دسترسی به آب لوله کشی در کلیه توقفگاهها ضروری است . ۶-در توقفگاههای عمومی حداقل ارتفاع آزاد در خروجی خودرو به میزان ۱۰/۱۲متر الزامی است ۷-در صورتی که دو طرف یک محل توقف در توقفگاه دیوار باشد عرض آن باید حداقل ۳ متر باشد . ۸-کف توقفگاه باید از مصالح قابل شستشو باشد . ۹-کف شیبراهه ها در توقفگاه ها باید از مصالح غیر لغزنده برای خودرو باشند . ۱۰-همه توقفگاهها باید مجهز به تجهیزات اطفای حریق باشند . ۱-محل اقامت سرایدار که مشاعات ساختمان است و باید دارای ورودی جداگانه و مستقل از تصرفهای دیگر در ساختمان باشد . ۲-محل استخر و دیگر امکانات ورزشی در ساختمان که دارای سند تفکیکی مجزا نباشد جزومشاعات ساختمان است . ۳-در کلیه استخر ها باید دورتا دور استخر مسیر حرکتی غیر لغزنده با عرض حداقل ۱۲۰ متر پیش بینی شود . ۴-در کلیه استخر باید حداقل یک سیستم خروج افراد از داخل استخر مانند پله یا نردبان پیش بینی شود . ۱-تجهیزات خنک کننده مانند کولر ، باید تا حد ممکن در محلی نصب گردند که از تابش مستقیم نور آفتاب محفوظ باشد و در نمای ساختمان مشاهده نشود، کانال های کولر در فضای باز نیز باید تا حد امکان کوتاه بوده و با عایق حرارتی مناسب پوشیده شود . ۲-در طراحی فضای موتورخانه باید امکان ورود و خروج دستگاههای سنگین در هنگام ساخت و بهر برداری در نظر گرفته می شود . ۳-محل قرار گیری دستگاههای تهویه باید طوری در نظر گرفته شوندکه بو و خاک را به فضای دیگر منتقل نکند و به منظور جلوگیری از انتشار صدا به اندازه مناسب عایق بندی شده باشند . ۴-همه بازشوهای کانال ها چه ورودی و چه خروجی باید توسط شبکه یا کرکره محکمی که جسمی به قطره ۵/۱۲ میلی متر از آن نگذرد و قابل جویدن به وسیله موش و سایر حیوانات موذی نباشد محافظت شود . ۲- در کلیه فضاهای داخلی بنا ،اگر شیر برداشت آ ب تعبیه شود کف فضا باید عایق رطوبتی شده و کف شوی داری سیفون و تمهیدات لازم دیگری برای دفع فاضلاب مطابق با مقررات مربوطه به تاسیسات بهداشتی پیش بینی شود . ۳-کف آشپزخانه مستقل و باز و فضای کار مقابل آشپزخانه دیواری باید از کاشی و مصالح مشابه با قابلیت نظافت پوشیده شود . ۴-دیوارهای اطراف ظرفشویی و اجاق در آشپزخانه های مستقل و باز و دیواری باید تا ارتفاع حداقل ۵۰/۱ متر از کاشی یا مصالح مشابه به پوشیده شوند . ۵-عایق کاری سطح کف و دیوارهای زیر زمین ،جهت جلوگیری از نفوذ آب های سطحی و زیرزمینی و نشت آب لوله کشی در ساختمان الزامی است .
الزامات اجرایی ساختمان
(دیوار–سقف -راه پله –ورودی
–راهروهاوشیبراهه
ها و جان پناها -آسانسورها –پله های برقی –درها
و پنجره ها ۱-کلیه دیوارهای خارجی واحدهی تصرفی باید دارای مقاومت کافلی در براب
ضربه باشند .
۲-در دیوارهای آجری و بلوک سفالی ضخامت حداقل دیوار به میزان ۲۰/۰ متر رعایت گردد . ۳-دیوارهای خارجی کلیه ساختمان ها باید عایق حرارتی شوند . ۴-سقفهای شیبدار باید به نحوی طراحی و اجرا گردد که از ریزش برف ،یخ یا اجزای سقف از ارتفاع جلوگیری شود . ۵-در سقف های شیبدار باید تدابیر لازم به منظور حفظ جان کارگران در هنگام کار در روی بام پیش بینی گردد . ۶-سقفهای شفاف مانند گلخانه ،پاسیو و قسمت های نورگیر در سقف ها ،باید از جنس ایمن و غیر ریزنده باشند . ۷-در طراحی و اجرای سقفهای شفاف مانند گلخانه و پاسیو باید تدابیری جهت امکان نظافت و تحمل وزن نظافتکار جهت ایمنی در نظر گرفته شود . ۸-لبه و کف پله ها و پاگردها نباید از مصالح لغزنده باشند . ۹-شعاع گردی لبه کف پله (نوک پله ) نباید بیش از ۱۳ میلی متر باشد . ۱۰-عناصر اصلی و مصالح مصرفی در پله های ساختمان باید دارای مقاومت مناسب در برابر حریق بوده و درهنگام زلزله ریزش نداشته باشد . ۱۱-استفاده از شیشه ایمن و غیر ریزنده در جان پناهها و دست انداز های دارای شیشه به هر قطع و اندازه الزامی است . ۱۲-فاصله خالی بین دونرده عمودی دست انداز و جان پناه نباید بیشتر از ۱۱/۰ متر باشد و در صورت وجود نرده های تزئینی نباید از هیچ قسمت آن جسمی به قطر بیش از ۱۱/۰ متر عبور کند . ۱۳-درها و پنجره های خروج و امدادرسانی که در مواقع حریق و زلزله استفاده می شوند باید از مصالح مقاوم باشند . ۱۴-استفاده از درب و پنجره هایی با ابعاد مدولار و تولید صنعتی در ساختمان ها توصیه می شود . ۱۵-محل هایی که پنجره در ارتفاع قرار داشته و به بالکن یا ایوان و مهتابی مشرف نیست ،باید دارای جان پناهی به ارتفاع حداقل ۱۰/۱ متر باشد . ۱۶- تعبیه پنجره در محل هایی که خارج از حدود مجاز در این مقررات موجب اشراف به حیاط و ساختمان مجاور می گردد ممنوع است .
الزامات ساختمان جهت حفاظت در برابر حوادث و سوانح
۱-استفاده از تجهیزات حفاظت در برابر آذرخش در ساختمان های ۶و۷ و ساختمان های دیگری که به علت نوع کار بری و یا موقعیت قرار گیری آنها ضروری باشد، الزامی است .
الزامات ابعاد در داخل فضا (بنا ) :
- حداقل
ابعاد و سطح الزامی فضاها
-حداقل
ارتفاع الزامی فضاها
-حداقل
ابعاد و سطح الزامی فضاها
-هر تصرف مسکونی ، باید دارای حداقل یک فضای اقامت با زیر بنای
۵۰/۱۲ متر مربع باشد .
-فضاهایی
که هم برای اقامت و هم صرف غذا مورد استفاده قرار می گیرند باید حداقل ۵۰/۱۴ متر مربع زیر بنا داشته باشد .
-فضاهای
مورد استفاده برای اقامت ،صرف غذا و پخت و پز باید زیر بنای حداقل ۲۰ متر مربع باشد .
-فضای
آشپزخانه برای پخت و پز و صرف غذا باید دارای زیر بنای حداقل ۵۰/۷ متر مربع باشد .
- فضای
آشپزخانه واحد تصرف مسکونی باید حداقل ۵۰/۵ متر مربع مساحت داشته باشد و حداقل
سطح زیربنای آزاد آن خارج از قفسه بندی باید ۷۵/۲ متر مربع باشد .
-سایر
فضاهای اقامتی باید حداقل ۵۰/۶ متر مربع زیر بنا داشته باشد ،فضای
اقامت باید حداقل ۱۵/۲ متر عرض داشته باشد .
حداقل ارتفاع الزامی فضاها ۲-بازشوها ، درها و پنجره ها و مدخل زیرزمین های کلیه ساختمان ها باید به گونه ای طراحی شود که امنیت ساکنان و استفاده کنندگان را فراهم سازد . ۳-محل ها و راههای خروج ایمن و مسیرهای امدادرسانی در ساختمان ها باید طوری تعبیه شودکه علاوه به هدایت مردم به مکان امن در هنگام آتش سوزی در صورت وقوع زلزله نیر امکان یاری رسانی به ساکنان و استفاده کنندگان را فراهم کند . ۴-ساختمان باید به گونه ای طراحی و ساخته شود که در صورت وقوع زلزله به ساختمان های همسایه صدمه نزند و ساختمان های همسایه نیز به آن آسیب نرسانند . ۵-هر تصرف در همه گروههای ساختمانی این مبحث باید دارای حداقل یک باز شوی مجزا و مستقل امداد رسانی در نما و مشرف بر جایگاه امدادرسانی باشد که بتوان از طریق آن عملیات نجات را انجام داد . ۶- در ساختمان های گروه ۴و۷ اگر طبقه آخر آن زیر سقف شیبدار باشد ، احداث یک مهتابی یا بالکن حاوی باز شوی امداد رسانی در سقف شیبدار که حول یکی از محورهای عمودی آن باز شود و دارای حداقل ۹۰/۰ متر عرض و۳۰/۱ متر ارتفاع باشد الزامی است . ۷-حداقل فاصله ساختمان های گروه ۷ از مرزهای مجاور در صورت لزوم دسترسی همواره به جوانب ساختمان باید ۳ متر و در ساختمان های گروه ۵ به منظور عبور افراد، ۵۰۰/۱ متر باشد . ۱- سطح زیر بنا ،ابعاد و ارتفاع داخلی در فضاهای اقامت و حداقل ارتفاع آزاد زیر سقف فضاهای اشتغال نباید از اندازه های مشخص شده در این مقررات کمتر باشد . حداقل اندازه های سطح کف و ابعاد فضاها باید خارج از قفسه های دیواری ثابت و کمد دیواری ،اندازه گیری و کنترل شود . ۲-فضاهای اقامت باید دارای سطوح زیر بنای حداقل به شرح زیر باشند : ۳-حداقل ابعاد فضاهای بهداشتی مستقل در تصرفهای مسکونی باید ۹۰/۰ متر عرض و۲۰/۱ متر طول داشته باشد
۱-حداقل ارتفاع فضای اقامت باید ۴۰/۲ متر باشد این حداقل باید در تمام سطح الزامی رعایت شود . در سقف شیبدار ارتفاع کوهتاهترین قسمت آن نباید از ۰۵/۲ متر کمتر باشد .
الزامات تامین نور در فضاها
۲-فضاهای اشتغال باید حداقل ۴۰/۲ متر ارتفاع آزاد از کف تا سقف داشته باشند این حداقل باید در تمام سطح الزامی رعایت شود و در سقف شیبدار ارتفاع کوتاهترین قسمت آن نباید از ۰۵/۲ متر کمتر باشد . ۳-حداقل ارتفاع در فضاهایی که برای مدت طولانی در آنها توقف نمی شود مانند انباری و توقفگاههای کوچک خودرو ۲۰/۲ متر است . ۴-در تصرفهای آموزشی تربیتی ،تجمعی سایر فضاهایی که برای تعداد بیش از ۲۰ نفر پیش بینی می شود ارتفاع فضا نباید از ۳ متر کمتر باشد . در صورتی که این تصرفها بر سخنرانی و نمایش طراحی و اجرا گردد رعایت ضوابط معماری و ارتفاعات لازم جهت نور پردازی و آکوستیک و… الزامی است . ۵- ارتفاع حداقل فضاهای بهداشتی در تصرف مسکونی در ۸۰ درصد از سطح الزامی باید ۲۰/۲ متر باشد در سقف شیبدار ،ارتفاع کوتاهترین قسمت آن نباید از ۰۵/۲ متر کمتر باشد . ۶-حداقل ارتفاع آزاد زیر چهار چوب درها ،تیرها و لوله ها و کانال ها و سایر عناصر سازه ای در فضاهایی اقامت و اشتغال که از زیر آنها عبور صورت می گیرد نباید از ۰۵/۲ متر کمتر باشد . رعایت این حداقل ارتفاع آزاد در زیر پله ها و پاگردها نیز الزامی است و به صورت قائم اندازه گیری می شود . ۱-تامین نور طبیعی ۲-تامین نور طبیعی در زیرزمین ۳-تامین نور طبیعی فضاها توسط نورگیری سقفی ۴- تامین نور طبیعی فضاها توسط محفظه آفتاب گیر ۱-هر فضای اقامت یا هر فضای دیگری که الزاماً به نور طبیعی نیاز دارد باید حداقل دارای یک یا چند در و پنجره شیشه ای باشد که به طور مستقیم رو به خیابان و معبر عمومی یا حیاط( در انطباق با ضوابط شهرسازی باز) شود . ۲-حداقل الزامی سطوح شفاف نورگیری برای فضاهای مختلف طبق جدول و مندرجات این بند محاسبه می گردد .
۳-تامین نور طبیعی برای توقفگاه واقع در طبقات زیرین ساختمان (زیرزمین یا همکف ) توسط حیاطهای داخلی ،مشروط برآنکه تا فضای توقفگاه ادامه نیابند توسط نورگیر فاقد باز شو در حد فاصل توقفگاه و حیاط محصور و استفاده از مصالح شفاف مقاوم و غیر ریزنده در برابر ضربه و حرارت مجاز است .
الف) فضای ایوان باید به طور
مستقیم به طرف خیابان و معبر عمومی یا حیاط بدون هیچ گونه مانع در برابر نور و
جریان هوا باشد .
ب)در و
پنجره های شیشه ای الزامی برای تامین نور طبیعی و تهویه در فضاهای اقامت ، باید با
ابعاد و سطوح تعیین شده در جدول ۲ به طور مستقیم و بدون مانع به فضای سر
پوشیده ایوان باز شوند .
تامین نور طبیعی در زیرزمین ۴- در استفاده از انواع شیشه های مات و آجر شیشه ای و پلاستیک باید سطحی که نور معادل شیشه شفاف الزامی را تامین کند جای گزین گردد . ۵-در فضاهای اقامت در صورتی که لبه بالایی پنجره ها ،غیر از نورگیر شیبدار در ارتفاع زیر ۱۰/۲ متر قرار گرفته باشد ، سطح الزامی شیشه شفاف یک ششم سطوح کف است مگر آنکه کلیه دریچه ها نیز در یک دیوار تعبیه شده باشد و فاصله آن از دیوار مقابل بیش از ۵۰/۴ متر باشد در این صورت سطح الزامی شیشه یک پنجم کف فضا است . ۶- سطوح شیشه در فضاهای اشتغال ، ۸/۱ سطح کف می باشد . ۷-در مواردی که تامین نور به صورت طبیعی صورت گیرد ، حداقل سطح شیشه در راه پله ها طبق جدول ۲ و حداقل ۹/۰ متر مربع به ازای هر طبقه می باشد . ۸-آشپزخانه های مستقل باید دارای نور طبیعی باشند . از تهویه و نور مصنوعی در صورت عدم امکان تعبیه نور و تهویه طبیعی در آشپزخانه های باز و دیواری الزامی است . ۹-در تصرفهای مسکونی دارای زیر بنای بیش از ۱۰۰ متر مربع ،تعبیه نور طبیعی برای آشپزخانه های باز و دیواری الزامی است . ۱۰-در صورتی که پنجره رو به یک ایوان باز شود ، ایوان باید شرایط زیر باشد: ۱۱-بین فضای اقامت یا اشتغال و فضای ایوان نباید محفظه آفتابگیر قرار داده شود .
از فضاهایی که کف آنها پایینتر از سطح زمین باشد ، در صورتی که حداقل ۵۰ درصد از ارتفاع دیوارهای آن بالاتر از سطح زمین اطراف و به طور مستقیم دارای نورگیری و تهویه باشند . می توان جهت اقامت و اشتغال نمود . در غیر اینصورت اگر ارتفاع سقف فضای زیرزمین و سطح زمین طبیعی (معبر یا حیاط ) در یک تراز استفاده قرار گیرند جهت استفاده برای اقامت یا اشتغال باید مجراهای خارجی نور و هوا به عرض حداقل ۵۰/۱ متر و با ارتفاع لازم در کنار دیوار خارجی در حیاط ها پیش بینی شوند در شرایط بینابین برای رفع کمبود پنجره زیرزمین ، با تایید شهرداری و سایر مراجع صدور پروانه ساختمان می توان از طریق تعبیه مجرای خارجی نور و هوا اقدام کرد .
تامین نور طبیعی فضاها توسط نورگیر سقفی
۱-برای تامین نور و تهویه فضاهای اشتغالی و فضاهای بهداشتی و پلکانهایی که نور آنها باید به صورت طبیعی تامین شود در صورت عدم امکان تعبیه پنجره دیواری استفاده از نور گیرهای سقفی الزامی است .
تامین نور طبیعی فضاها توسط
محفظه آفتابگیر
نورگیری
و تهویه الزامی فضاهای قابل سکونت در صورت رعایت موارد زیر می تواند از طریق محفظه
های آفتابگیر انجام شود :
استفاده از مکانیزمهای کنترل
نور طبیعی ،با هدف صرفه جویی در مصرف انرژی و تنظیم نور طبیعی در ساختمان توصیه می
شود .
الزامات
تعویض هوای فضاها ۲-سطح شفاف نورگیری های سقفی نباید از سطح الزامی شیشه پنجره
کمتر باشد . ۳-به هنگام تغییر کاربری یا تعمیر اساسی فضاهای اقامت و اشتغال
موجود که نسبت به سطح الزامی کمبود سطح پنجره دارند تا حداکثر ۵۰ درصد از سطح الزامی می تواند
از طریق نورگیر سقفی تامین شود . ۱-حداقل ۶۰ درصد سطح داخلی دیوارهای محفظه
آفتابگیر باید از شیشه شفاف باشد ۲-حداقل ۵۰ درصد از سطح شیشه الزامی محفظه
آفتابگیر باز شو باشد . ۳-نور و تهویه محفظه آفتابگیر نباید از محفظه یا فضای سر پوشیده
دیگری تامین شود . ۴-پنجره فضاهای بهداشتی و آشپزخانه نباید به محفظه آفتابگیر باز
شود .
۱-تعویض طبیعی هوا ۲-تعویض هوای مکانیکی
کلیه
فضاهای اقامتی که تهویه مکانیکی می شوند باید ارتباط مستقیم با فضاهای خارج
داشته باشند تا تعویض هوای طبیعی نیز ممکن باشد .
تعبیه
سطوح باز شوی زیر برای تعویض طبیعی هوا در انواع فضاها طبق جدولی ضروری است :
۱-در آشپزخانه هایی که به فضاهای اقامت خدمت رسانی می کنند حداقل سطح باز شود تهویه باید یک شانزدهم سطح کف آشپزخانه باشد .
تعویض هوای مکانیکی
۲-سطح باز شو در توقفگاه سر پوشیده اتومیبل باید حداقل ۲۵/۱ سطح کف باشد . ۳-کلیه توقفگاهای سرپوشیده باید تا حد امکان به صورت طبیعی تهویه و در صورت کافی نبودن سطح ها جهت تهویه طبیعی باشیم مکانیکی تهویه شوند . ۴-به منظور جلوگیری از انتقال دود و آلودگی هوای داخل توقفگاه به راهروها و راه پله ها تعبیه در جدا کننده ما بین این فضاها در کلیه ساختمانها الزامی است . ۵- به منظور اجتناب از تشدید و باقی ماندن آلودگی در داخل ساختمان ، فضاهای تاسیساتی باید دارای بازشود یا مجرای هوای متصل به خارج از فضای ساختمان باشد . ۱-فضاهایی که تعویض هوای آنها لازم بوده اما ملزم به تعویض هوای طبیعی نشده اند باید به صورت مکانیکی تعویض هوا بشوند . ۲-در سیستم های گرمایش و سرمایش هوای برگشت یک تصرف مسکونی نباید از طریق چرخه برگشت هوای تصرف دیگر تامین گردد . ۳-در آشپزخانه های باز و دیواری تخلیه هوای مکانیکی الزامی است . ۴-سیستم های تخلیه هوای آشپزخانه هایی که ملزم به تعبیه هواکش روی اجاق (هود ) هستند ، باید توسط کانال ها یا هواکش مستقل به خارج از بنا ارتباط یابند . ۵-سیستم تخلیه هوای آشپزخانه در تصرفهای مسکونی ساختمان های گروه های ۶و۷ باید کنترل مرکزی یا کلید برق روشنایی آشپزخانه و یا کلید مستقل شروع به کار کند و به سیستم برق اضطراری متصل باشد .
آلاچیق ها
تعریف آلاچیق
در پارکهای عمومی ، فضاهای بزرگ و … اطاقکهایی که کاملا با مصالح ساختمانی بنای منازل متفاوت می باشد ، ساخته می شود که نقش آنها نوعی سایه بان و یا استراحت گاهی موقتی برای عابرین است.
معمولا در ساختمان این گونه اطاقک ها (آلاچیق) ، نکاتی را که از نظر چشم انداز و برخورداری از زیبایی منطقه ضروری می باشد ، مورد توجه قرار می دهند.گاهی در میان یا کنار این گونه آلاچیق ها ، حوضچه های کوچکی احداث یا در وسط آن از درختان پا بلندکه بتوان در بالای آن چتری به منظور ایجاد سایه و تنوع در یکنواختی ایجاد نماید ، غرس می کنند.معمولا محل نصب یا برپا داشتن آلاچیق ها یک فرمول مشخص و کاملا نثبیت شده ای ندارد.گاهی آلاچیق ها را کنار استخرهای بزرگ ، آب نماها یا بر فراز بلندی در باغ ، در میان توده ای از درختان که حالت جنگلی دارند ، بنا می کنند.به طور کلی تاریخچه احداث آلاچیقبه طور مستند در آثار باقی مانده ، چندان مشخص نیست. ولی از اوائل قرن هفدهم ، کم و بیش در برخی از باغات و قصر ها ، اطاقکی را دور از محل ساختمان به عنوان نشتن گاه میان روز و یا خلوت گاه می ساخته اند و برای تزئین داخلی یا خارجی آن از گلدان های گل استفاده می شده است.به عنوان مثال آلاچیق معروف باغ نیمانس در ساسکس انگلستان به سبک ایتالیایی همراه با ستون ها یا آلاچیق هایی به سبک کیوکس های شرقی در باغ سزین کوت درگوسیسترشیر کنار زمین بازی تنیس است. شکل و محل تعبیه آلاچیق ، بستگی به موقعیت زمین ، سلیقه طراح و شناخت چگونگی هم آهنگی با یکدیگر عوامل موجود را در باغ دارد.
در شمال ایران آلاچیق ها بیشتر در باغات چای و میوه ، به اشکال مختلف با مصالح ساختمانی متنوع از قبیل : چوب ، بقایای ساقه های برنج و گندم ، هنوز هم مرسوم است . در برخی دیگر از نقاط ایران این گونه آلاچیق ها علاوه بر ویژگی خاص خود ، به عنوان انبار های موقت یا استراحت گاه نیم روز ، مورد استفاده قرار می گیرند. مصالح ساختمانی که در آلاچیق های روستایی ایران بکار می رود ، بسیار ابتدائی و از مصالح ارزان قیمت می باشد.
چگونگی طراحی یک آلاچیق
برای احداث داربست ، آلاچیق و دیگر فرم هایی که بتواند در نقش سایه انداز را داشته باشند ، از انواع مصالح ساختمانی استفاده می شود. ولی همان گونه که قبلا توضیح داده شد ، آلاچیق ها علاوه بر سرپناه و سایه انداز بایستی به نحوی نقش پناهگاه را نیز داشته باشد.بنابراین پی یا پایه های آلاچیق را تا ارتفاع نیم متر با سنگ ، آجر یا بتون بالا آورده و در روی آنها به آنواع و اشکال مختلف ، دیواره و طاق را با مصالحی از قبیل آهن گرد یا تسمه ای ، نبشی و چوب خراطی شده یا طبیعی به ارتفاع حداکثر دو و نیم متر بنا می کنند. نقشه ساختمانی آلاچیق را بصورت چند ضلعی منظم ، مربع ، دایره یا مستطیل و … با طاق گنبدی یا ساده ترین آن به طور مسطح طراحی کرده و می سازند. دیواره های آلاچیق توسط گیاهانی ( رونده یا پیچنده ) به منظور ایجاد سایه ، محصور می شوند.لذا در فواصل معینی از ستون ها یا پایه های آلاچیق ، گیاهانی سریع الرشد کاشته می شود.گاهی به جای گیاهان زینتی از برخی در ختان میوه ماننده مو و یا درختانی که بتوان به آنها فرم داد ، کاشته می شوند. در داخل آلاچیق ، می توان از میز و صندلی های چوبی ( که امکان دارد این چوب ها به اشکال طبیعی تزئین شود) ، سنگی یا سکوبندی (چوبی ، بتونی ، آجری ، سنگی ) استفاده کرد. معمولا کف آلاچیق را از آجر ، سرامیک ، بتون ، شن های رنگی یا ساده و … همانند آنواع دال های خیابان ها ، مفروش می نمایند . دور تا دور آلاچیق را با عرض حدود یک متر ، با انواع مصالح ساختمانی و تزئیناتی که هماهنگ با طرح عمومی باغ یا پارک می باشد ، مفروش می کنند.
مراحل اجرایی LSF
مرحله اول – فونداسیون
:
فونداسیون بناهای ساخته شده با روش LSF بسیار سبک بوده و
به علت سبکی زیاد این سازه از سادگی خاصی بر خودار است و براساس طراحی مهندسین
محاسب می توان از شالوده های نواری یا رادیه استفاده نمود ،
همچنین در این نوع فونداسیون قابلیت اجرای محل چاه ارت – لوله فاضلاب وسایر
موارد دیده شده است .
مرحله دوم – اسکلت ساختمان (سازه های فولادی سبک )LSF:
این نوع سازه ها از طریق روش رول فرمینگ (نورد سرد ) یا پرس ورق های بریده شده
تولید و ساخته می شوند .
جنس این سازه ها از ورق گالوانیزه به ضخامت های مختلف 1ویا 2 میلیمتر بوده و یکی
از شاخص های این نوع سازه مقاومت در برابر اکسید شدن (زنگ زدگی ) می باشد.
-سطح مقطع این سازه ها اکثراً به صورت UوC می باشدکه توسط پیچ و پرچ به یکدیگر متصل می گردنند.
-کلیه سازه ها مونتاژ شده وبرش خورده به محل پروژه حمل می گردد ودر زمان بسیار
کوتاه به یکدیگر متصل شده و آماده برای نصب پانلها و یا در اصطلاح سفت کاری
ساختمان می گردنند.
-زمان اجراء استراکچر ساختمان ها با این روش بسیار کوتاه و حدوداً بین 7 الی 14
روز می باشد .
-در این نوع ساختمان ها وزن آهن مصرفی در هر متر مربع معادل 30 تا 45 کیلوگرم
محاسبه گردیده است .
-قابلیت انعطاف پذیری و سازش با زمین های نا مساعد در سازه های فلزی نسبت به سازه
های چوبی 21 برابر و نسبت به سازه های بتونی 10 برابر می باشد.
مرحله سوم – پوشش های خارجی وداخلی سقف – دیوار
پوشش خارجی و داخلی سقف : گزینه های مختلفی را می توان برای پوشش سقف نام برد به
طور مثال ساندویچ پانل – ورقهای گالوانیزه با تنوع رنگی زیاد –پوشش های مثل فایبر سمند رنگی ، روف تایل ، آکرا و .....انتخاب
پوشش سقف با توجه به شرایط اب و هوایی قابل تغییر و انتخاب می باشد. و برای پوشش
داخلی سقف می توان از سقفهای کاذب( کناف ) – تایلهای گچی با روکش U.P.V.C یا گچبرگ و یا تایلهای آرمسترانگ نام برد .
پوشش دیوارهای داخلی و خارجی :
برای پوشش دیواره های داخلی می توان از پانلهای گجی – پانلهای سیمانی یا
دیوار پوش MDF
استفاده کرد که در طرح ها و ضخامتهای مختلف استفاده می گردد. این نوع پانلها به
راحتی قابلیت نصب بر روی این نوع سازه را دارا می باشد .همچنین می توان
نمای داخلی را با استفاده از کاغذ دیواری – رنگ روغنی یا پلاستیکی ، بلکا و دیوار کوب های مختلف
پوشش داد . و جهت عایق نمودن دیوارها نیز می توان از پشم سنگ و یا فوم پلی استایرن
در بین سازه ها استفاده نمود .
پوشش دیوارهای خارجی را می توان با استفاده از پانلهای سیمانی یا سمند برد –
پانلهای چوبی یا پلی وود ، پانلهای صنعتی ( ساندویچ پانل، پانل دکوراتیو ) پوششهای
سنتی (سیمان –
آجر نما
و یا غیره ..)به راحتی به سازه ها نصب کرد. پانلهای سیمانی در طرح ها ی ساده و
چوبی و سنگی
با ضخامتهای بین 8 تا 12 میلیمتر در ابعاد متنوع تولید می گردد. این پانلها مقاوم
در برابر شرایط جوی ناپایدار – ضربه پذیری و حمله موریانه ها بوده و از نظر زیبایی مانند
چوب و از نظر مقاومت مانند سنگ در نمای بیرونی ساختمان جلوه می نماید. (مقاوم در
برابر خش –سایش
–
غیر قابل پوسته شدن و ترک خوردن )
مرحله چهارم –تاسیسات الکتریکی و مکانیکی
تاسیسات برقی شامل : ا سیم کشی –کلید –پریز- تابلو برق –چاه ارت – خط تلفن –کابل تلویزیون که در این نوع ساختمانها به راحتی میسر می باشد.
در این شیوه لوله های پلاستیکی از بالای سقف کاذب به میان فضای خالی دیوارها به
محل قوطی ها که از پیش به وسیله پشت بند های مخصوص در محل مورد نصب شده اند کشیده
می شوند .
تاسیسات مکانیکی : قابلیت استفاده انواع لوله های تاسیساتی سرد و گرم
-فاضلاب –
–
رادیاتورها –
پکیج –
ملزومات سرویس بهداشتی در انواع مختلف –
اساس لوله های تاسیساتی با استفاده از سوپر پایپ و پی وسی فشرده می باشد ،که در
مقایسه با لوله های فلزی و چدنی از انعطاف و طول عمر بیشتری برخودار می باشند.
برای سیستم تهویه مطبوع نیز می توان بسته به نظر کارفرما یا از پکیج یونیت و از
سیستم تهویه مرکزی استفاده کرد
مرحله پنجم –
درب و پنجره
درب ها : استفاده از انواع درب ها از نوع MDF-HDF-UPVC
- و آلومینیوم ضد حریق و ضد سرقت (چهارچوب درب ها از نوع فولاد با
چوب می باشد.)
پنجره : استفاده از انواع پنجره های UPVC
و یا آلومینیومی با شیشه های تک جداره و دو جداره در ضخامت و ابعاد و اشکال مختلف
)
مرحله ششم – کفسازی – نقاشی و رنگ
انواع سرامیک و کاشی –لمینت –پارکت – موزاییک و کف سیمانی در این نوع سیستم مورد استفاده قرار می
گیرد .
اگر70% پی جواب بدهد ولی کنترل پانچ 3 جا زیر عدد 1 نباشد باید چکار کرد؟
در پی بهتر است قضلوت مهندسی نشان دهید مثلا اگر سازه شما تعداد طبقات زیاد و یا دارای وزن بیشتر به دلیل داشتن دیوار برشی م یباشد پی گسترده و در غیر این نواری مرسومتر است و اینکه تمرکز تنش در گوشه پی ها و نرکز و اطراف ستونها بیشتر است اگر این مقدار خیلی ناچیز بود قابل چشم پوشی است در غیر این باید اصلاح گردد برای محاسبه برش پانچ می توانید از فایلهای آموزشی همین سایت و یا کتا ب مهندس پی مهندس طاحونی را استفاده نماییید در ضمن شاید اگر ضخامت پی و به مراتب عرض نوار پی را افزایش دهید این برش کمتر شود چون سایز پی به برش پانچ بستگی دارد .
اگر70% پی جواب بدهد ولی کنترل پانچ 3 جا زیر عدد 1 نباشد باید چکار کرد؟
سلام
معمولا برش در پی با افزایش ضخامت بتن
تحمل می شود. ولی اگر محدود باشد می توان از راهکارهای زیر استفاده کرد:
1- استفاده از پدستال (ستون کوناه یا
ابعاد بزگتر از ابعاد ستون)
2- استفاده از پایه (ساخت پایه بتنی (حتی
غیرمسلح) در زیر ستون مربوطه)
3- استفاده از فولاد برشی در مقطع بحرانی
اگر ناظر کارهای فلزی ساختمانی هستید ، به موارد زیر دقت کنید:
1-حصول اطمینان از محکم بسته شدن مهره بولت های صفحه ستون(تعداد گام و رزوه های بالایی بولت صفحه ستون باید مناسب باشد)
2-تمام جوش بودن جوش پای ستون ها (ائم از منقطع و یا پیوسته) با بعد جوش مناسب و کیفیت قابل قبول و گیرایی با صفحه ستون و نبشی های پای ستون و احیانا سخت کننده ها(مطابقت با نقشه های اجرایی و یا AS BUILT سازه).جوش بولت به صفحه ستون و بریدن بولت مجاز نیست. در صورت بریدن بولت(در صفحه ستون های گوشه بلافاصله با چکش پانچ و یا محل بریده شده جوش شود).
3-جوش ستون ها ی دوبل از پای ستون حداقل 60 سانتی متر امتداد داشته باشد.
4-کیفیت جوش و اجرا و مونتاژ ستون ها روی زمین،و قبل از برپایی کنترل شود.
در محل وصله ها بال و جان دورتادور جوش شوند.جوش ها ی ستون روی زمین به صورت منظم از در طرفین از پایین تا بالا پیش برود تا از ریسمانی بودن ستون تا حدودی اطمینان حاصل شود.ریسمانی بودن ستون،کار دشواری است چون معمولا مقاطع فلزی تحت اثر وزن خود از حالت شاغولی رها می شوند مگر در طول های مناسب به صورت جانبی مهار شوند.این امر در زمان مونتاژ ستون ها روی زمین کارگاه در زمان مونتاژ امکان پذیر نیست.
5-وصله ی تیر ها تا حد امکان در وسط دهانه(محل خمش ماکزیمم)و در تکیه گاه ها (محل برش ماکزیمم نباشد).در صورت وجود ،وصله ی دو طرف در بال ها و جان ها با جوش دورتا دور فراموش نشود.
فاصله لقمه ی بادبندی و تعداد آنها کنترل شود.
در محل وصله تقویت ستون ها جوش کامل و مطمئن،کنترل شود.درز وصله با جوش شیاری مناسب پر شود.
ورق تقویت ستون در محل نشستن نبشی نشیمن سقف ها،از پایین و بالای آکس سقف،حد اقل 40 سانتی متر ،فاصله داشته باشد،ورق تقویت در محل نشستن نبشی نشیمن ها،از همه جهات ستون اجرا شود تا ستون دچار پیچش نشود.
از شاغولی بودن ستون ها ،در پایان کار اسکلت سازی اطمینان حاصل کنید.
اگر سردرد دارید یا احساس خستگی میکنید، مطالعه کنید
بینی شما قسمتهای راست و چپ دارد که هر دو قسمت برای تنفس تان بکار میروند، اما در حقیقت دو سوراخ بینی شما متفاوتند و شما میتوانید این تفاوت را حس کنید. حفره سمت راست بینی، نشانگر خورشید و حفره سمت چپ نشانگر ماه است.
وقتی سردرد دارید، سعی کنید که حفره سمت راست بینی تان را ببنیدید و برای تنفس کردن تنها از حفره سمت چپ استفاده کنید. خواهید دید که بعد از پنج دقیقه سردرد شما خوب خواهد شد.
اگر احساس خستگی میکنید، برعکس اقدام فوق را عمل کنید. حفره سمت چپ بینی تان را ببندید و تنها از حفره سمت راست بینی تان تنفس کنید. بعد از مدتی احساس میکنید که خستگی شما برطرف شده است.
حفره سمت راست بینی شما به گرمی مربوط است و لذا براحتی گرم میشود این درحالی است که حفره سمت چپ بینی تان به سردی مربوط میباشد.
تفریباً همه خانم ها از حفره سمت چپ بینی شان تنفس میکنند، بنابراین با سرعت بیشتری خنک میشوند. اما بیشتر پسر بچه ها با بینی سمت راستشان نفس میکشند
آیا توجه کرده اید که وقتی از خواب برمیخیزید، کدام حفره بینی تان سریعتر تنفس میکند؟ اگر از حفره چپ تندتر تنفس میکنید، شما احساس خستگی دارید. بنابراین حفره سمت چپ بینی تان را ببندید و برای تنفس از حفره سمت راست خود استفاده کنید، خواهید دید که بسرعت احساس شادابی میکنید.
دوست من مستمراً سردرد بدی داشت و مکرراً به دکتر مراجعه میکرد و این سردرد باعث شده بود که حتی نتواند براحتی مطالعه کند و شبها نیز چنین سردردی را حس میکرد
او مکرراً قرص های مسکن میخورد اما موثر نبود. تا اینکه تصمیم گرفت از راه تنفس، سردرد خود را بهبود ببخشد. حفره سمت راست بینی اش را بست و سعی کرد از حفره سمت چپش تنفس کند. او مشاهده کرد که در کمتر از یک هفته سردردش بهبود یافت لذا این تمرین را برای مدت یکماه بعد هم ادامه داد. چنین تمرینی برای تنفس کردن و بدون استفاده از قرص های شیمیایی تجربه شده ومفید بوده است.
شما هم امتحان کنید. بی ضرر است
آکوستیک (Acoustic)
نگاه اجمالی
کسی که از مباحث علم فیزیک اطلاع داشته باشد، میداند که موضوع ارتعاش و موج در اغلب مباحث فیزیک و مکانیک یا بطور مستقیم وارد است یا وسیله و ابزاری برای استدلال و فهم موضوعات دیگر است. اگر گفته شود که: بدون اطلاع از خواص ارتعاشات تحصیل علم فیزیک و مکانیک کلاسیک غیر ممکن است شاید سخنی به اغراق گفته نشده است. اما موضوع ارتعاشات و فیزیک امواج مخصوص نور و صوت اهمیت اساسی دارند، زیرا در حقیقت موضوع قسمتهای عمده و مختلف این دو علم جستجو در خواص ارتعاش و موج چیز دیگری نیستند.
تاریخچه
زندگی پر از صداست و ما همیشه طالب شنیدن صداهای خوش و حیاتی هستیم و از صداهای نامطبوع و خطرناک گریزانیم. بطور کلی باید گفت که هر چه پیش میرویم، بشر نسبت به حس شنوایی بیشتر توجه پیدا میکند. پیشرفت روز افزون صنایع صوت از قبیل: تلفن ، رادیو ، فونوگراف ، ضبط صوت روی فیلم و تهیه فیلمهای صدا دار و غیره خود میتواند بر این موضوع دلیلی مسلم باشد. از نظر اهمیتی که آکوستیک یا علم صدا دارا میباشد میتوان انتظار داشت که این موضوع در تاریخ علوم فیزیک جزء مطالب اساسی به شمار رفته باشد، در صورتی که چنین چیزی نیست، زیرا در قبال تاریخ سایر علوم ، تاریخ آکوستیک قسمت از قلم افتاده و مهجوری بیش نیست. یکی از دلایل این مهجوریت تاریخی این است که نظریه اساسی اصلی راجع به انتشار و اخذ صوت از زمانهای بسیار قدیم در تحولات فکر بشری پیدا شده و اسلوب این فکر همان است که امروزه مورد قبول ماست. قسمتهای عمده علم آکوستیک عبارتند از:
تولید صوت
وقتی که به یک جسم جامد ضربه وارد میسازیم، تولید صدا میکند. تحت بعضی از شرایط صدای حاصل ، بگوش انسان خوش آیند و مطبوع است و این در واقع اساس پیدایش علم موسیقی است که سالیان دراز قبل از تاریخ ضبط صوت ، موجود بوده است، اما موسیقی ، قرنها قبل از نظر علمی مورد تحقیق قرار گرفته ، جزء صنایع ظریفه محسوب میگردید. این مطلب مورد قبول عموم است که اولین فیلسوف یونانی که مبنای موسیقی را برسی نموده است فیثاغورث میباشد که 6 قرن قبل از میلاد زندگی میکرده است.
انتشار صوت
از
مشاهداتی که در قدیم الایام شد و بدست ما رسیده ، معلوم میشود
که صوت بوسیله آزمایشهای مربوط به هوا از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل میگردد. در حقیقت ارسطو اصرار داشت که حرکت آزمایشهای مربوط به هوا در نقل و
انتقالات صوت موثر است، ولی این موضوع مانند سایر مطالبی که
در فیزیک بیان نموده است همراه با ابهام است. چون در موقع انتقال
صوت ، آزمایشهای مربوط به هوا حرکتی نمیکند، بنابراین جای تعجب نیست که بگوییم که فلاسفه دیگر معاصر ارسطو این عقیده او را تکذیب نمودند.
به همین ترتیب در
زمان گالیله ، یک فیلسوف فرانسوی گاساندی (Gassandi) ، انتشار صوت را جریانی از اجزا کوچک غیر مرئی بسیار ریز میدانست
که از جسم صدا دار برخاسته و پس از عبور
از آزمایشهای مربوط به هوا به گوش ما رسیده و آنرا متأثر میسازد.
اولین کسی که تجربه زنگ زیر سرپوش خالی از آزمایشهای مربوط به هوا را امتحان کرد، آتانازیرس کیرثر (Jesuit
Athanasuis Kircher) میباشد.
از ابتدای تاریخ
آکوستیک تا به امروز ، تنها گیرنده صوتی مفید و جالب توجهی که دائما بکار رفته عبارت از گوش انسان میباشد. از اینرو قسمت عمده موضوع اخذ صوت به
مطالعه و بررسی خواص آکوستیکی این عضو
انحصار یافته است. جالب توجه این است که تا بحال یک نظریه کامل و قابل قبولی راجع به کیفیت
شنوایی پیدا نشده است و
موضوع شنوایی انسان یکی از مسایل
پیچیده و گیج کننده علم جدید پیسکو فیزیک (Psycho Physics) میباشد.
ارتباط صوت و ارتعاش
تجربیات روزانه نشان میدهد که احساس شنیدن وقتی برای ما پیدا میشود که شی که در مجاورت ما واقع شده است به ارتعاش در آید. مثلا اگر پهلوی ما جامی فلزی قرار داشته باشد، چنانچه با یک قطعه فلز به بدنه جام بزنیم صدایی از آن به گوش میرسد و اگر با دقت به آن نگاه کنیم ملاحظه میگردد که در حین صدا دادن لبه جام غیر واضح میباشد و این علامت ارتعاش سریع است. اگر در این هنگام پاندول سبک وزن سادهای را به بدنه جام نزدیک کنیم ضربههای پشت سر هم بدنه جام را روی پاندول که دلیل ارتعاش آن است بخوبی مشاهده میکنیم. اما بعضی اوقات ارتعاش به اندازهای سریع است که با چشم دیده نمیشود و باید با وسایل مختلف از قبیل وسیله فوق وجود آنرا در اجسام ظاهر ساخت.
آیا فقط آزمایشهای مربوط به هوا وسیله انتقال صوت است؟
علاوه
بر آزمایشهای مربوط به هوا جامدات
و مایعات نیز برای صوت ناقل خوبی هستند. هر کس میداند که با گذاشتن
گوش خود به زمین میتواند حرکت عابرین پیاده و چهارپایان را از مسافت نسبتا زیادی بشنود. همچنین اگر گوش خود را به ریل راه آهن بچسبانیم
حرکت قطار را ممکن است از چندین کیلومتر
بشنویم. خاصیت انتقال صوت در
جامدات و مایعات قویتر
از خاصیت مزبور در گازها میباشد.
اغلب دیدهایم که با
وجودی که پهلوی ریل راه آهن ایستادهایم ، صدای
حرکت قطاری را که دور از ما واقع شده است نمیشنویم و اگر بخواهیم صدای حرکت قطار مزبور را بشنویم یا باید گوش خود را به
ریل بچسبانیم و یا اینکه یک سر میله چوبی و یا فلزی را به
ریل چسبانده و سر دیگر را روی گوش خود بگذاریم، طوریکه در هر دو
حالت استخوان خارجی گوش به ارتعاش در آید. به همین دلیل است که دیاپازون را روی جعبه مخصوص قرار میدهند تا صدایش قوی شود.
واژه آکوستیک از ریشه یونانی به معنای شنیدن گرفته شده و آکوستیکز یعنی دانش اصوات، در باره ایجاد، پخش، انتقال، کنترل و آثار صوت بحث میکند. مصالح آکوستیکی، مصالحی هستند که به منظور مقابله با سر و صدای مزاحم در ساختمان به کار میروند.
زندگی امروزی مملو از سر و صدا است، رادیو، پخش صوت، تلویزیون، ماشینهای لباسشویی و ظرفشویی، جارو برقی، تجهیزات و تأسیسات گرمایشی و سرمایشی ساختمان گرچه زندگی را آسانتر ساختهاند ولی در عوض، سر و صداهای مزاحم ایجاد میکنند. سر و صدای خارج از ساختمان نیز روز به روز در حال افزایش است. ساختمان بزرگراهها و تندراهها در حال گسترش است و شهرها را در بر میگیرد، هواپیماهای جت نیز بزرگتر و پر سر و صداتر ساخته میشوند.
مصالح ساختمانی جدید و روشهای نوین ساخت و ساز میتوانند به حل مشکل کمک نمایند. اندودهای صاف (لیسهای) تا (98%) از اصواتی را که با آنها برخورد میکنند، منعکس میسازند، تیغههای جدا کننده پلاستیکی و گچی نازک، سبب انتقال سر و صدا از اطاقی به اطاق دیگر میشوند. از آنجا که آپارتماننشینی در حال گسترش است، کنترل جابهجایی سر و صدا بین واحدهای زیست مجاور مسئلهای است که روز به روز بغرنجتر میشود. در انتخاب مصالح به منظور کنترل سر و صدا، طراح ساختمان دو جنبه مختلف صوت را باید در نظر بگیرد: جذب صوت و انتقال آن. مصالحی که جاذب سر و صدا هستند ممکن است به آسانی صوت را از محلی به محل دیگر عبور دهند و مصالحی که در برابر عبور صوت از میان دیوارها و سقفها پایداری میکنند، میتوانند مسائلی مانند انعکاس یا طنین صوت در فضای بسته را به وجود آورند. شکل 2-19-1 نحوه میرایی صدا توسط دو نوع مصالح جاذب صوت را نشان میدهد.
مصالح آکوستیکی
مصالح آکوستیکی یا جاذب سر و صدا، قادرند امواج صوتی را که با سطح آنها برخورد میکنند، به میزانی کمتر از (50%) منعکس سازند، این مصالح همانند بالشی در روبهرویی با آثار ناخواسته از انعکاس سر و صدا عمل میکنند. مقدار صوتی که توسط مصالح جذب میشود، بستگی به اندازه، عمق و تعداد حفرههای مصالح و فرکانس صوت دارد. ذرات هوایی که در اثر صوت به داخل حفرهها رفته و از آنها خارج میشوند، سبب ایجاد اصطکاک میگردند، بخشی از انرژی صوتی، مستهلک و به گرما تبدیل میشود، بخشی از آن از موانع عبور میکند یا در داخل فضا منعکس میشود. در عمل، دستیابی به کاهش مقادیری بیش از 10 دسیبل با کاربرد مصالح جاذب صوت مقدور نیست. معمولاً کاهشی معادل حدود 5 تا 7 دسیبل در ساختمانهای مسکونی و دفاتر کاری که سقف آنها با آکوستیک تایل پوشیده شده باشد، به دست میآید.
مصالح آکوستیکی دامنه وسیعی از مواد را در بر میگیرد که زیر نامها و عناوین تجارتی مختلف تولید میشوند. گرچه ویژگی جذب صوت آنها مشابه است، طراح، باید مصالحی را انتخاب کند که مناسب و قابل کاربرد برای شرایط خاص هر پروژه باشد.
مصالح آکوستیکی ممکن است به صورت پیشساخته باشند یا در محل اجرا شوند. اندازه کاشیها و صفحات پیشساخته از 300×300 تا 1200×1200 میلیمتر تغییر میکند، بسیاری از آنها از الیاف چوب، نی، فیبرهای معدنی یا شیشهای ساخته شدهاند که آنها را درهم و مخلوط و یکپارچه کرده و به صورت تختههایی با ضخامتهای گوناگون در آوردهاند. مصرف کاشیها محدود به سقف میشود که آنها را یا مستقیماً زیر سقف اصلی نصب میکنند یا در سقف کاذب متشکل از نبشی و سپری و میلگردهای آویز به کار میبرند. مواد و مصالحی که در محل کار قابل مصرف و اجرا هستند، شامل اندودهای گچی آکوستیکی و ترکیبی از قطعات جاذب صوت میباشند.
اینک به شرح انواع مصالح آکوستیکی مبادرت میشود:
عایقهای صوتی سربی
از نخستین شرایط یک عایق صوتی مناسب، زیاد بودن وزن ویژه، نرمی طبیعی، ظرفیت بالای کاهش سر و صدا و غیر قابل نفوذ بودن است. زیادی وزن از این نظر حائز اهمیت است که شدت ارتعاشات صوتی در نبرد با اینرسی یک مانع، کاهش مییابد. نرمی ورق سرب، سبب کاهش ارتعاشاتی میشود که در سایر مصالح آکوستیکی عادی است. موانع سربی به ویژه روی پارتیشنهایی که در مجاورت سقفهای کاذب آویخته قرار میگیرند، مؤثرند. برگههای سربی را میتوان در بسیاری از تیغههای نازک مصرف کرد تا بدون افزایش حجم، صدا را کاهش دهند. این ماده را میتوان به راحتی، با چسب الاستومری روی سایر مصالح نصب نمود تا بدون افزایش سختی وزن آنها اضافه شود.
کاشیها و صفحات ساخته شده از فیبرهای سلولزی
کاشیهای سلولزی معمولاً از باگاس (تفاله نیشکر) ساخته میشوند، تایلهای الیاف نیشکر از قدیمیترین و معمولاً ارزانترین نوع آکوستیک تایل هستند. فیبرها را زیر فشار قرار میدهند و به صورت تختههایی درمیآورند، به نحوی که بین الیاف فضاهای تنگی به وجود آید. تایلهای فیبر نیشکر را معمولاً سوراخدار میسازند تا صدا بتواند به حفرههای بین الیاف برسد. این موضوع باعث بهبود کیفیت جذب صوت میشود. تنوع در بافت و ظاهر تایل با ایجاد تنوع در نقش و نحوه استقرار سوراخها و سطح تایل به دست میآید.
تایلهای فیبر نیشکر در اثر جذب رطوبت، دچار تغییر ابعاد و کاهش مقاومت میشوند، گرچه پیشروی آتش در آنها کم است، ولی ضد آتش نیستند. مشخصات فنی کشورهای صنعتی، مصالح ساختمانی را به لحاظ پایداریشان در برابر آتش گروهبندی کردهاند. در مشخصات فدرال (ایالات متحده آمریکا) معیارهای ویژهای در این مورد وجود دارد، گروهبندی از A برای مصالح غیر قابل اشتعال تا D برای درجات مختلف پایداری در برابر آتش انجام شده. تایلهای فیبر نیشکر در گروه D از این تقسیمبندی قرار میگیرند و برخی از تایلهای پوشش شده در کارخانه در گروه C ، این تایلها معمولاً لب پخ بوده، در کارخانه پوشش میشوند و اندازه آنها 300×300 تا 600×600 میلیمتر است.
کاشیهای ساخته شده از فیبرهای معدنی
بخش اعظم تایلهای فیبر معدنی از پشم معدنی ساخته میشوند، قسمت عمده پشم معدنی که در کشورهای صنعتی تولید میشود از سربار کوره آهنگدازی (پشم سرباره) است. این تایلها ممکن است به صورت شکافدار یا سوراخدار ساخته شوند تا کیفیت جذب صوت آنها افزایش یابد، مصالح شکافدار انرژی صوتی را به وسیله ایجاد اصطکاک در حفرههای ریز موجود بین فیبرهای مستقل از هم، مستهلک میسازند. با افزایش سوراخها میتوان حداکثر کاهش انرژی صوتی را به دست آورد. مصالح شکافدار عموماً موقعی به کار میروند که ظاهر کار از بیشترین اهمیت برخوردار باشد. مصالح سوراخدار بیشتر در ساختمانهای صنعتی، فرهنگی و مؤسسات علمی که حداکثر نفوذ و رنگپذیری مورد نظر است، مصرف میشوند.
تایلهای فیبر معدنی از نظر پایداری در برابر آتش در گروه A قرار میگیرند و در مواردی مثل مکانهای تجمع عمومی و راههای فرار از آتش، که مقررات ساختمانی مصالح غیر قابل اشتعال را تجویز میکنند، مصرف میشوند. این مصالح در گونههای مختلف از نظر اندازه، بافت، ضخامت و قابلیت جذب صوت ساخته میشوند. در رنگآمیزی تایلهای شکافدار یا منسوج، باید دقت بسیار زیادی مبذول داشت و مصالح با رنگهای ویژه پوشانده شوند، به قسمی که حفرهها بسته نشود و ویژگی آکوستیکی مصالح کاهش نیابد.
کاشیهای فلزی سوراخدار
این تایلها متشکل از تاوههای فلزی سوراخداری هستند که با مصالح لایی آکوستیکی نظیر پشم معدنی پر شدهاند. تاوههای نازک فلزی سوراخدار، سبب کاهش ویژگیهای جذب صوت مصالح آکوستیکی لایی نخواهند شد، بلکه به صورت دیافراگمی در انتقال صوت به آنها عمل میکنند و صوت در آنجا جذب میشود.
تاوه ممکن است از آلومینیوم یا ورق فولادی ساخته شود و معمولاً آن را با لعاب پخته شده سفیدی میپوشانند. گرچه این تایلها گران قیمت هستند، ولی چون دوامشان زیاد و هزینه نگهداری و تعمیر آنها کم است، مصرفشان رویهم رفته اقتصادی و با صرفه است. سطح آنها را میتوان با کهنه نمدار تمیز کرد و به رنگآمیزی مجدد و تعویض قطعات نیازی ندارند. به علاوه لعاب سخت پوشش آنها باعث تأمین ویژگیهای بازتاب سطوح میشود.
اندودهای آکوستیکی
اندودهای آکوستیکی دو نوعند:
الف:اندودهای گچی با دانههای سبک مانند پرلیت و ورمیکولیت منبسط
ب:اندودهای مشتمل بر فیبرهای معدنی به همراه چسب
اندودهای گچ و پرلیت را از اختلاط گرد گچ، پرلیت و آب درست میکنند و یا گچ و پرلیت آماده بستهبندی شده را با آب مخلوط کرده روی سطوح صاف زیرسازی که ممکن است بتنی، سیمانی، گچی یا فولادی باشد، میکشند یا با ماشین بر روی آنها میپاشند، اندودهای مالهای در دو قشر آستر به ضخامت حدود 10 میلیمتر و رویه به کلفتی حدود 3 میلیمتر اجرا میشوند و اندودهای ماشینی در دو، سه یا چهار قشر نازک پاشیده میشوند، به قسمی که مجموع ضخامت به حدود 12 میلیمتر برسد.
به موجب آزمایشهای انجام شده ”ضریب کاهش سر و صدا“برای اندود 12 میلیمتری دستی، حدود 0.65، برای اندود 25 میلیمتری از همین نوع، 0.75 و برای اندود ماشینی به ضخامت 12 میلیمتر، حدود 0.55 است.
اندودهای فیبری از پنبه کوهی یا پشم معدنی و یک چسب معدنی ساخته میشوند. در کشورهای صنعتی این اندودها به صورت آماده و بستهبندی عرضه میشود. نخست سطح مورد نظر را با قشر ضخیمی از چسب، آغشته میکنند و سپس فیبر را روی آن میپاشند. اندودهای به ضخامت بیش از 12 میلیمتر، دست کم در دو قشر باید انجام شوند و قشر رویه را میتوان با سیلر و به صورت رنگی نیز اجرا کرد.
اخیراً در بسیاری از کشورها محدودیتهایی برای مصرف پنبه کوهی به ویژه در اندودکاری به وجود آمده است. ضریب کاهش سر و صدا در اندودهای آکوستیکی متفاوت بوده و بستگی به ضخامت اندود و زیرسازی آن دارد. این ضریب برای اندودی رنگ نشده به ضخامت 18 میلیمتر بر روی زیرسازی سخت، از 0.6 تا 0.7 و بر روی زیرسازی فلزی، 0.8 تا 0.9 و برای ضخامت 36 میلیمتر بر روی زیرسازی سخت، حدود 0.9 است، در حالیکه ضریب اندود اخیر هنگامی که رنگآمیزی شود، به 0.85 کاهش مییابد.
انطباق با مشخصات و استانداردها
مصالح آکوستیکی در هر پروژه باید از نظر ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و مکانیکی (ابعاد، سختی و دیگر مشخصهها) با آنچه در نقشهها، دستور کارها، مشخصات فنی خصوصی و سایر مدارک پیمان ذکر شده است، منطبق باشند. نمونه مصالح آکوستیکی اعم از مصالح مصرفی در سقف، دیوار و کف، باید قبلاً به تصویب دستگاه نظارت برسد.
ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و مکانیکی مصالح آکوستیکی و روشهای آزمایش آنها، باید مطابق استانداردهای ایرانی مربوطه باشد.
تا زمانی که استاندارد ایرانی در برخی موارد تدوین نشده باشد، در درجه اول استانداردهای ”سازمان بینالمللی استاندارد ISO “ معتبر خواهد بود و در صورت نبودن استاندارد بینالمللی به ترتیب استانداردهای آمریکایی ASTM ، بریتانیایی BS و آلمانی DIN ملاک عمل قرار خواهند گرفت.
ویژگیها و حداقل حدود قابل قبول
مصالح آکوستیکی باید به لحاظ شکل ظاهری یکنواخت، بدون عیب و عاری از مواد سست و کم دوام و مضر باشند تا در اثر عوامل جوی و هوازدگی خراب نشوند یا مورد حمله میکروارگانیسمها و حشرات قرار نگیرند و به استحکام و کیفیت آنها لطمه وارد نشود.
تاب فشاری، برشی و کششی، وزن ویژه، جذب آب، تخلخل، پایداری در برابر هوازدگی، بخار آب و حمله موجودات زنده، ویژگیهای آکوستیکی، قابلیت حمل مصالح آکوستیکی که در معرض عوامل گوناگون قرار میگیرند، باید با استانداردهای مربوطه تطابق نماید. استفاده از مصالح کهنه و غیر استاندارد در صورتی که در نقشهها و مشخصات ذکر شده و نمونه آنها قبلاً به تصویب دستگاه نظارت برسد، مجاز خواهد بود.
مصالح نصب
مصالح نصب ترجیحاً باید غیر فلزی و حتیالمقدور ارتجاعی انتخاب شوند تا باعث انتقال انرژی صوتی نگردند. در موارد اجباری مصالح نصب فلزی باید حتماً زنگنزن باشند یا با مواد محافظ ضد زنگ پوشانده شوند. چسبها باید در هر مورد، مناسب با مصالح آکوستیکی و سطح کار، انتخاب و در نقاط مرطوب از چسب ضد رطوبت استفاده گردد. بهتر است مصالح نصب در شالودهها با قشری از مواد قیر پوشانده شوند.
اکسل چیست ؟ ( ابهاماتی در راجع با یادگیری اکسل )
اکسل شامل صفحات گستردهای است که
اطلاعات آن به صورت عددی و حروفی تقسیمبندی، سازمانبندی و مرتب شدهاند. از اکسل
علاوه بر سازماندهی دادهها، برای نگهداری و پردازش دادهها و رسم چارت (نمودار)
نیز استفاده میشود. اگرچه متخصصین ریاضی و حسابداری از برنامههای دیگری استفاده
میکنند و اکسل برای آن ها بسیار ضعیف است، اکسل بیشتر برای کارهای آماری، مالی و
حسابداری عمومی و افراد عادی (کاربران خانگی) و برای ایجاد کاربرگ، سند، فاکتور،
رسم نمودار و محسابات مالی و آماری و ریاضی از اکسل استفاده میشود. در واقع اکسل
ماشین حسابی است با قابلیتهای بالا. برای مثال اگر بخواهید حسابهای روزانه،
هفتگی، ماهانه و سالانهی مالی خود را بنویسید، از اکسل استفاده میکنید.
فرق اکسل و وُرد این است که در وُرد
شما فقط مطالبی برای تماشا و چاپ دارید، اما در اکسل این اعداد و جداول دارای
تعریف، محتوا و مفهوم و همچنین قابل ویرایش هستند و بر اساس خاصی مرتب شدهاند.
برای نشان دادن رشد یا کاهش مقداری یا ترسیم نمودار از اکسل استفاده میکنیم.
فایدهی دیگر اکسل این است که شما یک بار برای همیشه جدول و فرمول مینویسید و
بقیهی اوقات، فقط دادهها و اعداد را تغییر میدهید، مثلاً برای محاسبهی خرج
ماهانهی افراد در یک خوابگاه، یا محاسبهی سود کالایی خاص در سال. اکسل برنامهای
است برای برنامهریزی و زمانبندی و تقسیم بودجه. برای مثال شما از اکسل میخواهید
قسط وام شما را محاسبه کند، یا این که تعداد کاراکترهای حروف یک کلمه را نشان دهد،
تعداد روزهای موجود در یک بازهی زمانی را نشان دهد و ....
پسوند فایل های اکسل xls است.
به طور کلی از برنامه های صفحه گسترده
مانند Excel، به جای کاربرگهای معمول حسابداری استفاده
می شود.
در برنامه
Microsoft excel علاوه بر این می توان در داخل فایلها،
از فرمول، اشکال گرافیکی و حتی صداهای گوناگون استفاده کرد که پویایی خاصی به
فایلهای تولید شده با این برنامه می دهد.
همچنین از اکسل برای خودکار کردن
سیستمهای مالی، کنترل موجودی انبارها، میزان سود و میانگین کالاهای فروخته شده،
درصد افزایش و کاهش سود و سایر نیازمندیهای موسسات تولیدی و بازرگانی استفاده می
شود.
علاوه بر این قابلیتها، ایجاد صفحات
وب به وسیله این برنامه امکان پذیر است.
|
پوشش خاکی ناحیه کوهستانی
شامل مناطق بدون پوشش خاکی و یا خاک های بسیار کم عمف سنگریزه دار همراه با
بیرون زدگی های سنگی زیاد تا خاک های نیمه عمیق سنگریزه دار همراه با بیرون
زدگیهای سنگی نسبتاً زیاد می باشد . |
طراحی اقلیمی (اقلیم سرد و کوهستانی)
سلسله جبال البرز و
زاگرس نواحی مرکزی ایران را از دریای خزر در شمال و جلگه بین النهرین در غرب جدا
می کنند . کوههایی نیز به صورت منفرد در مرکز و شرق ایران وجود دارند از جمله کوه
تفتان ، شیر کوه و …
کوهستان های غربی که دامنه های غربی رشته کوههای فلات مرکزی ایران و سراسر کوههای
زاگرس را در بر می گیرد از مناطق سردسیر کشور به شمار می آیند .
کلیات آب و هوایی این منطقه به شرح زیر می باشد :
· سرمای شدید در زمستان و هوای معتدل در تابستان
· اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت هوا بین دمای شب وروز
· بارش برف سنگین
· رطوبت کم هوا
میانگین دمای هوا در گرم ترین ماه سال در این اقلیم بیش از ۱۰ درجه سانتی گراد و متوسط دمای هوا در سردترین ماه سال کمتر از ۳- درجه سانتی گراد می باشد .
نوسانات دمایی در طی شبانه روز نیز در نواحی کوهستانی بیشتر است . در این اقلیم دره ها در فصل تابستان بسیار گرم و در زمستان معتدل اند . مقدار تابش آفتاب در فصل تابستان در این منطقه زیاد و در زمستان بسیار کم است . زمستان ها طولانی ، سرد و سخت بوده و تا چند ماه از سال ، زمین پوشیده از یخ ، و بهار کوتاه مدت است و زمستان و تابستان را از هم جدا می کند. سرما از اوایل آذر ماه شروع می شود و کم و بیش تا اواخر فروردین ادامه می یابد . در سراسر این منطقه از آذربایجان گرفته تا استان فارس ، زمستان ها به شدت سرد می باشد .
در این نواحی ، میزان بارندگی در تابستان کم و در زمستان زیاد است و بیشتر به صورت ریزش برف می باشد . برف های پیاپی بیشتر قله ها را می پوشاند . در ارتفاعات بالای ۳۰۰۰ متر همواره برف وجود دارد و این کوهستان ها سرچشمه رودخانه ها و قنات ها در کشور محسوب می شوند .
بارش برف در نواحی شمال و شمال غربی منطقه بیش از نواحی جنوب غربی آن است . علی رغم بارندگی فراوان ، رطوبت در این اقلیم کم می باشد . همچنین سلسله جبال غربی همانند سدی مانع از نفوذ هوای مرطوب مدیترانه به داخل فلات ایران می شوند و رطوبت هوا را تنها در دامنه های خود نگاه می دارند . برخلاف نواحی شمال ایران و سواحل دریای خزر که غلظت هوا به دلیل پستی زمین و بارش زیاد است در اقلیم سرد ، این غلظت کمتر بوده و همین امر میزان استفاده از تهویه طبیعی هوا را کاهش می دهد .
فرم بنا
برودت بسیار زیاد هوا در بخش عمده ای از سال ، در نواحی سرد و کو هستانی باعث شده است تا حداکثر استفاده از تابش آفتاب ، بهره گیری از نوسان روزانه دما ، حفظ حرارتی و جلو گیری از باد سرد زمستانی در فضاهای مسکونی امری ضروری گردد . لذا فرم بنا در جهت مقابله با سرمای شدید طراحی و اجرا می شود . در ادامه ، به توضیح خصوصیات کلی فرم بنا در این اقلیم خواهیم پرداخت .
۱٫ ساختمان های درون گرا با حیاط مرکزی
بناهای سنتی در اقلیم سرد مانند نواحی مرکزی فلات ایران دارای حیاط مرکزی بوده و سایر قسمت ها دورتادور این حیاط چیده می شوند . اتاق های واقع در سمت شمال حیاط بزرگتر از سایر قسمت ها و تالار یا اتاق اصلی نشیمن خانه نیز در این سمت حیاط واقع شده است تا از تابش مستقیم و حرارت آفتاب در فصل سرد زمستان استفاده کنند . جبهه جنوبی ساختمان به دلیل کوتاه و معتدل بودن فصل تابستان کمتر به کار گرفته می شود . لذا اتاق های جنوبی و اتاق های شرقی و غربی – در صورت وجود – به عنوان انباری یا فضاهای خدماتی همچون اتاق خدمه یا سرویس های بهداشتی کاربرد دارند .
برخلاف مناطق معتدل و مرطوب سواحل جنوبی دریای خزر ، خانه های این مناطق ، اغلب دارای زیر زمینی با سقف کوتاه در پائین زمستان نشین هستند که به علت خنکی هوای آن ، در تابستان برای سکونت و آسایش ساکنان خانه به کار می رود .
۲٫ استفاده از ایوان و حیاط کوچک در بنا
از آنجایی که در بیشتر روزهای سال در مناطق کوهستانی سرد ویا بسیار سرد است اکثر فعالیت های روزمره در اتاق ها انجام می پذیرد . لذا ابعاد حیاط ها در این مناطق قدری کوچکتر از نواحی فلات مرکزی ایران است .
ساختمان ها در این اقلیم دارای ایوان اند ولی عمق آنها نسبت به ایوان های مناطق جنوبی کشور به مراتب کمتر می باشد و همانند ایوان های منطقه خزر ، کاربرد نشیمن ندارند و صرفا جهت حفظ ورودی ها ی بنا از برف و باران استفاده می شوند .
نکته دیگر پائین بودن کف حیاط بناهای اقلیم سرد به اندازه ۱ تا ۱٫۵ متر از سطح پیاده روهااست تا بتوان آب جاری در نهر ها و جویها را بر باغچه حیاط یا آب انبار واقع در زیر زمین سوار نمود و از سوی دیگر ، زمین مانند عایق حرارتی اطراف بنا را احاطه کرده ، مانع از تبادل حرارتی بین بنا و محیط پیرامون آن و باعث حفظ حرارت درون ساختمان می شود .
۳٫ پلان ، فرم بنا و نحوه قرار گیری آن
در حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی ، بناها دارای پلان و بافت متراکم می باشند . فرم بنا باید به گونه ای باشد که سطح تماس آن را با سرمای خارج کمتر نماید تا حرارت کمتری از درون به بیرون انتقال یابد . لذا از احجامی نظیر مکعب یا مکعب مستطیل استفاده می نمایند تا نسبت سطح خارجی بنا به حجم داخلی آن کاهش یابد و آن را در حداقل ممکن نگه دارد .
ساختمان ها بین ۲۰ درجه به طرف غرب و ۴۵ درجه به سمت شرق و در سایه باد یکدیگر و خارج از سایه آفتاب هم ، در محور شمالی – جنوبی مستقر می شوند .
۴٫ اتاق های کوچک با ارتفاع کم
در نواحی سرد و برفی ، باید از ایجاد اتاق ها و فضاهای بزرگ داخل بنا اجتناب نمود چرا که با افزایش سطح تماس آنها با فضای سرد بیرونی ، گرم کردن این فضای وسیع مشکل خواهد بود .
بنابراین در این مناطق سقف اتاق ها را پائین تر از اتاق های مشابه در سایر حوزه های اقلیمی در نظر می گیرند تا حجم اتاق کاهش یابد و سطح خارجی نسبت به حجم بنا حداقل گردد . ارتفاع کم سقف در تالار ها و اتاق های مهم و طاق راسته ها و حجره های بازارهای این مناطق نیز مشهور است .
۵٫ بازشوهای کوچک
در این مناطق برای جلو گیری از تبادل حرارتی بین داخل و خارج بنا از بازشوهای کوچک و به تعداد کم استفاده می کنند . در صورت بزرگ بودن پنجره ها ، استفاده از سایبان الزامی است . بازشوها در ضلع جنوبی برای استفاده هر چه بیشتر از تابش آفتاب ، بزرگتر و کشیده تر انتخاب می شوند . همچنین از استقرار بازشوها در جهت بادهای سرد باید اجتناب نمود . پنجره های دو جداره نیز برای رساندن تبادل حرارتی به حداقل ممکن مناسب ترند . در ضمن به منظور جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج ساختمان ، میزان تعویض هوای هوای داخل وتهویه طبیعی را باید به حداقل ممکن رساند .
در مقایسه با اقلیم گرم و خشک ابعاد بازشوها در این حوزه اقلیمی برای استفاده از انرژی حرارتی حاصل از تابش آفتاب افزایش یافته است .
۶٫ دیوارهای نسبتا قطور
قطر زیاد دیوارها نیز به نوبه خود از تبادل حرارتی بین فضای داخلی بنا و محیط بیرونی ساختمان جلوگیری می کند . معیارهای معماری اقلیم سرد و کوهستانی و گرم و خشک تقریبا مشابه است و تنها تفاوت آنها در منابع حرارت دهنده می باشد که در اقلیم گرم و خشک این منبع از سمت بیرونی بنا و در اقلیم سرد از سمت داخل فضا می باشد . لذا باید در این اقلیم به کمک مصالح بنایی قطر دیوارها را زیاد نمود تا این جداره بتواند به عنوان منبع ذخیره حرارت داخل بنا عمل نماید .
دیوارهای قطور ، گرما و حرارت تابش آفتاب روزانه را در طول شب حفظ و به تعدیل دمای داخل ساختمان کمک می نماید . در معماری بومی این مناطق تا حد ممکن تلاش می شود تا به شکل طبیعی یا یا با استفاده از بخاری و گرمای ناشی از حضور افراد ، پخت وپز یا حضور حیوانات ، بنا را گرم نمود .
۷٫ بام های مسطح
ابن یه سنتی در کوهپایه های شمالی سلسله کوههای البرز دارای بام های شیب دار و در مناطق کوهستانی غالبا مسطح هستند .
بام های شیب دار در صورت مناسب بودن پوشش آن به مراتب از بام های مسطح بهترند چرا که آب باران را به سهولت از روی بام دور می کنند . ولی در صورت کاهگلی بودن پوشش بام ، قدرت آن در برابر رطوبت و باران و به ویژه برف بسیار تضعیف خواهد شد . چرا که آب ناشی از ذوب تدریجی برف وارد سقف کاهگل می گردد و بنا مرطوب و نم دار می گردد . به همین دلیل به محض بارش برف ، آن را از روی چنین بامی پارو می کنند و با غلتکی سنگی و کوچک ، بام را دوباره غلتک می کشند تا پوشش کاهگلی آن مجددا متراکم و سوراخ های ایجاد شده در اثر نفوذ آب مسدود گردند .
انتخاب بام های مسطح در اقلیم سرد مشکلی ایجاد نمی نماید چرا که با نگهداری برف بر روی بام ازآن به عنوان عایق حرارتی در مقابل سرمای زیاد هوای خارج که چندین درجه کمتر از درجه حرارت برف است استفاده می شود و همچنین فضای زیر اسکلت خرپا که کاربرد انباری دارد ، عایق مناسبی بین فضای داخل و خارج بنا خواهد بود . لذا دو جداره بودن سقف بنا در این اقلیم برای حفظ گرمای بنا حائز اهمیت است .
نوع مصالح
مصالح مورد استفاده در ابنیه سنتی در مناطق سرد و کوهستانی مانند سایر حوزه های اقلیمی از مصالح موجود در آن اقلیم است. این مصالح باید از ظرفیت و مقاومت حرارتی خوبی برخوردار باشند تا گرمای بنا را در فضای داخلی آن حفظ نماید .
لذا بدنه این ابنیه از سنگ ( یا چوب ، ملات کاهگل ، خشت و آجر ) و پوشش سقف و بام از تیر های چوبی و کاهگل می باشد . از سنگ و مصالح مقاوم و سنگین برای برای پی سازی بنا استفاده می کنند و در برخی نقاط ، کرسی چینی با مصالح سنگین جهت جلو گیری از رطوبت به کار می رود ، هر چند ابنیه این مناطق ، به طور کلی ، بر روی زمین بنا می شوند .
در این رابطه می توان از شهر جوانرود و روستاهای اطراف آن واقع در منطقه غربی رشته کوه زاگرس و در ۹۵ کیلو متری شمال غرب کرمانشاه نام برد . در این منطقه ساختمانهای سنگی ، سیمایی موزون و هماهنگ به کل بافت شهر و همچنین به بافت روستاها داده است . سنگ که به وفور در این منطقه کوهستانی وجود دارد و به صورت لاشه و یا قواره در دیوارهای قطور ساختمان ها به کار می رود . در این منطقه اقلیمی سرد و نسبتا پر باران ، بام ساختمان ها مسطح و با تیر چوبی و کاهگلی پوشیده شده است . هر چند که بام اغلب ساختمان ها های جدید در جوانرود دارای خرپای چوبی و پوشش شیروانی است .
کالبد شهری و روستایی
بافت شهری و روستایی حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی در جهت مقابله با سرمای شدید شکل گرفته است . ویژگی های بافت شهری و روستایی در این اقلیم عبارتند از :
۱٫ بافت متراکم و فشرده
۲٫ فضاهای کوچک و محصور
۳٫ بهره گیری از جهات آفتاب و زمین ( به عنوان عوامل تعیین کننده ی جهت استقرار و گسترش شهر و روستا و سیمای آنها )
۴٫ معابر باریک به موازات خط تراز زمین
با توجه به شرایط اقلیمی منطقه سرد و کوهستانی در ایران به منظور جلوگیری از اتلاف حرارتی و کوران هوا ، بنا ها به صورت متراکم و فشرده و متصل و در کنار هم ساخته می شوند تا سطح تماس فضاهای گرم مسکونی با محیط سرد خارج کاهش یابد . همچنین بنا ها طوری کنار هم قرار می گیرند که یکدیگر را محصور نمایند و فضاهای شهری تا حد امکان کوچک شوند تا نفوذ جریان باد سرد به داخل فضاهای شهری کم گردد و تابش حرارت از سطح خارجی دیوارهای گرم ابنیه به فضاهای کوچک و محصور شهری ، هوای سرد آنها را تعدیل نماید .
نکته قابل مشاهده دیگر در این نوع شهرها ، طراحی معابر کم عرض و باریک برای استفاده بهتر از حرارت و جلوگیری از تبادل گرما و سرما است . معمولا در این نوع اقلیم ، مجتمع های زیستی در وسط دامنه بلندی ها و رو به جنوب و در داخل زمین یا روی آن به منظور بالا بردن ظرفیت حرارتی دیواره های بدنه شمالی و افزایش حجم داخلی نسبت به سطح بیرونی ، استقرار می یابند . در واقع در صورت استقرار روستا در پائین دره اولا خطر سیل خیزی و نابودی روستا وجود خواهد داشت . ثانیا نفوذ هوای سرد سنگین به دره ها باعث افزایش شدت سرما به هنگام شب خواهد شد . ثالثا جبهه شمالی کوه همواره در سایه قرار گرفته و سرد می باشد در حالیکه روستاها و شهر ها باید جهت حداکثر استفاده از تابش خورشید ، رو به دره و در آفتاب بنا گردند . رابعا به علت فزونی ناهمواری های زمین و شدت باد در بالای کوه و دسترسی به منابع آبی و رود خانه ها که در قسمت پائین ارتفاعات جاری هستند ، استقرار بافت روستایی و شهری بر بالای کوه صحیح نمی باشد
اقلیم سرد و بناهای ساختمانی
ویژگیهای اقلیم سرد
شرایط اقلیمی و خصوصیات آب و هوایی
سلسله جبال البرز و زاگرس نواحی
مرکزی ایران را از دریای خزر در شمال و جلگه بین النهرین در غرب جدا می کنند .
کوههایی نیز به صورت منفرد در مرکز و شرق ایران وجود دارند از جمله کوه تفتان ،
شیر کوه و ...
کوهستان های غربی که دامنه های غربی
رشته کوههای فلات مرکزی ایران و سراسر کوههای زاگرس را در بر می گیرد از مناطق
سردسیر کشور به شمار می آیند .
کلیات آب و هوایی این منطقه به شرح
زیر می باشد :
· سرمای
شدید در زمستان و هوای معتدل در تابستان
· اختلاف
بسیار زیاد درجه حرارت هوا بین دمای شب وروز
· بارش
برف سنگین
· رطوبت
کم هوا
میانگین دمای هوا در گرم ترین ماه
سال در این اقلیم بیش از 10 درجه سانتی گراد و متوسط دمای هوا در سردترین ماه سال
کمتر از 3- درجه سانتی گراد می باشد .
نوسانات دمایی در طی شبانه روز نیز
در نواحی کوهستانی بیشتر است . در این اقلیم دره ها در فصل تابستان بسیار گرم و در
زمستان معتدل اند . مقدار تابش آفتاب در فصل تابستان در این منطقه زیاد و در
زمستان بسیار کم است . زمستان ها طولانی ، سرد و سخت بوده و تا چند ماه از سال ،
زمین پوشیده از یخ ، و بهار کوتاه مدت است و زمستان و تابستان را از هم جدا می
کند. سرما از اوایل آذر ماه شروع می شود و کم و بیش تا اواخر فروردین ادامه می
یابد . در سراسر این منطقه از آذربایجان گرفته تا استان فارس ، زمستان ها به شدت
سرد می باشد .
در این نواحی ، میزان بارندگی در
تابستان کم و در زمستان زیاد است و بیشتر به صورت ریزش برف می باشد . برف های
پیاپی بیشتر قله ها را می پوشاند . در ارتفاعات بالای 3000 متر همواره برف وجود
دارد و این کوهستان ها سرچشمه رودخانه ها و قنات ها در کشور محسوب می شوند .
بارش برف در نواحی شمال و شمال غربی
منطقه بیش از نواحی جنوب غربی آن است . علی رغم بارندگی فراوان ، رطوبت در این
اقلیم کم می باشد . همچنین سلسله جبال غربی همانند سدی مانع از نفوذ هوای مرطوب
مدیترانه به داخل فلات ایران می شوند و رطوبت هوا را تنها در دامنه های خود نگاه
می دارند . برخلاف نواحی شمال ایران و سواحل دریای خزر که غلظت هوا به دلیل پستی
زمین و بارش زیاد است در اقلیم سرد ، این غلظت کمتر بوده و همین امر میزان استفاده
از تهویه طبیعی هوا را کاهش می دهد .
فرم بنا
برودت بسیار زیاد هوا در بخش عمده ای
از سال ، در نواحی سرد و کو هستانی باعث شده است تا حداکثر استفاده از تابش آفتاب
، بهره گیری از نوسان روزانه دما ، حفظ حرارتی و جلو گیری از باد سرد زمستانی در
فضاهای مسکونی امری ضروری گردد . لذا فرم بنا در جهت مقابله با سرمای شدید طراحی و
اجرا می شود . در ادامه ، به توضیح خصوصیات کلی فرم بنا در این اقلیم خواهیم
پرداخت .
1. ساختمان
های درون گرا با حیاط مرکزی
بناهای سنتی در اقلیم سرد مانند
نواحی مرکزی فلات ایران دارای حیاط مرکزی بوده و سایر قسمت ها دورتادور این حیاط
چیده می شوند . اتاق های واقع در سمت شمال حیاط بزرگتر از سایر قسمت ها و تالار یا
اتاق اصلی نشیمن خانه نیز در این سمت حیاط واقع شده است تا از تابش مستقیم و حرارت
آفتاب در فصل سرد زمستان استفاده کنند . جبهه جنوبی ساختمان به دلیل کوتاه و معتدل
بودن فصل تابستان کمتر به کار گرفته می شود . لذا اتاق های جنوبی و اتاق های شرقی
و غربی – در صورت وجود – به عنوان انباری یا فضاهای خدماتی همچون اتاق خدمه یا
سرویس های بهداشتی کاربرد دارند .
برخلاف مناطق معتدل و مرطوب سواحل
جنوبی دریای خزر ، خانه های این مناطق ، اغلب دارای زیر زمینی با سقف کوتاه در
پائین زمستان نشین هستند که به علت خنکی هوای آن ، در تابستان برای سکونت و آسایش
ساکنان خانه به کار می رود .
2. استفاده
از ایوان و حیاط کوچک در بنا
از آنجایی که در بیشتر روزهای سال در
مناطق کوهستانی سرد ویا بسیار سرد است اکثر فعالیت های روزمره در اتاق ها انجام می
پذیرد . لذا ابعاد حیاط ها در این مناطق قدری کوچکتر از نواحی فلات مرکزی ایران
است .
ساختمان ها در این اقلیم دارای ایوان
اند ولی عمق آنها نسبت به ایوان های مناطق جنوبی کشور به مراتب کمتر می باشد و
همانند ایوان های منطقه خزر ، کاربرد نشیمن ندارند و صرفا جهت حفظ ورودی ها ی بنا
از برف و باران استفاده می شوند .
نکته دیگر پائین بودن کف حیاط بناهای
اقلیم سرد به اندازه 1 تا 1.5 متر از سطح پیاده روهااست تا بتوان آب جاری در نهر
ها و جویها را بر باغچه حیاط یا آب انبار واقع در زیر زمین سوار نمود و از سوی
دیگر ، زمین مانند عایق حرارتی اطراف بنا را احاطه کرده ، مانع از تبادل حرارتی
بین بنا و محیط پیرامون آن و باعث حفظ حرارت درون ساختمان می شود .
3. پلان ،
فرم بنا و نحوه قرار گیری آن
در حوزه اقلیمی سرد و کوهستانی ،
بناها دارای پلان و بافت متراکم می باشند . فرم بنا باید به گونه ای باشد که سطح
تماس آن را با سرمای خارج کمتر نماید تا حرارت کمتری از درون به بیرون انتقال یابد
. لذا از احجامی نظیر مکعب یا مکعب مستطیل استفاده می نمایند تا نسبت سطح خارجی
بنا به حجم داخلی آن کاهش یابد و آن را در حداقل ممکن نگه دارد .
ساختمان ها بین 20 درجه به طرف غرب و
45 درجه به سمت شرق و در سایه باد یکدیگر و خارج از سایه آفتاب هم ، در محور شمالی
– جنوبی مستقر می شوند .
4. اتاق
های کوچک با ارتفاع کم
در نواحی سرد و برفی ، باید از ایجاد
اتاق ها و فضاهای بزرگ داخل بنا اجتناب نمود چرا که با افزایش سطح تماس آنها با
فضای سرد بیرونی ، گرم کردن این فضای وسیع مشکل خواهد بود .
بنابراین در این مناطق سقف اتاق ها
را پائین تر از اتاق های مشابه در سایر حوزه های اقلیمی در نظر می گیرند تا حجم
اتاق کاهش یابد و سطح خارجی نسبت به حجم بنا حداقل گردد . ارتفاع کم سقف در تالار
ها و اتاق های مهم و طاق راسته ها و حجره های بازارهای این مناطق نیز مشهور است .
5. بازشوهای
کوچک
در این مناطق برای جلو گیری از تبادل
حرارتی بین داخل و خارج بنا از بازشوهای کوچک و به تعداد کم استفاده می کنند . در
صورت بزرگ بودن پنجره ها ، استفاده از سایبان الزامی است . بازشوها در ضلع جنوبی
برای استفاده هر چه بیشتر از تابش آفتاب ، بزرگتر و کشیده تر انتخاب می شوند .
همچنین از استقرار بازشوها در جهت بادهای سرد باید اجتناب نمود . پنجره های دو
جداره نیز برای رساندن تبادل حرارتی به حداقل ممکن مناسب ترند . در ضمن به منظور
جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج ساختمان ، میزان تعویض
هوای هوای داخل وتهویه طبیعی را باید به حداقل ممکن رساند .
در مقایسه با اقلیم گرم و خشک ابعاد
بازشوها در این حوزه اقلیمی برای استفاده از انرژی حرارتی حاصل از تابش آفتاب
افزایش یافته است .
6. دیوارهای
نسبتا قطور
قطر زیاد دیوارها نیز به نوبه خود از
تبادل حرارتی بین فضای داخلی بنا و محیط بیرونی ساختمان جلوگیری می کند . معیارهای
معماری اقلیم سرد و کوهستانی و گرم و خشک تقریبا مشابه است و تنها تفاوت آنها در
منابع حرارت دهنده می باشد که در اقلیم گرم و خشک این منبع از سمت بیرونی بنا و در
اقلیم سرد از سمت داخل فضا می باشد . لذا باید در این اقلیم به کمک مصالح بنایی
قطر دیوارها را زیاد نمود تا این جداره بتواند به عنوان منبع ذخیره حرارت داخل بنا
عمل نماید .
دیوارهای قطور ، گرما و حرارت تابش
آفتاب روزانه را در طول شب حفظ و به تعدیل دمای داخل ساختمان کمک می نماید . در
معماری بومی این مناطق تا حد ممکن تلاش می شود تا به شکل طبیعی یا یا با استفاده
از بخاری و گرمای ناشی از حضور افراد ، پخت وپز یا حضور حیوانات ، بنا را گرم نمود .
7. بام
های مسطح
ابن یه سنتی در کوهپایه های شمالی
سلسله کوههای البرز دارای بام های شیب دار و در مناطق کوهستانی غالبا مسطح هستند .
بام های شیب دار در صورت مناسب بودن
پوشش آن به مراتب از بام های مسطح بهترند چرا که آب باران را به سهولت از روی بام
دور می کنند . ولی در صورت کاهگلی بودن پوشش بام ، قدرت آن در برابر رطوبت و باران
و به ویژه برف بسیار تضعیف خواهد شد . چرا که آب ناشی از ذوب تدریجی برف وارد سقف
کاهگل می گردد و بنا مرطوب و نم دار می گردد . به همین دلیل به محض بارش برف ، آن
را از روی چنین بامی پارو می کنند و با غلتکی سنگی و کوچک ، بام را دوباره غلتک می
کشند تا پوشش کاهگلی آن مجددا متراکم و سوراخ های ایجاد شده در اثر نفوذ آب مسدود
گردند .
انتخاب بام های مسطح در اقلیم سرد
مشکلی ایجاد نمی نماید چرا که با نگهداری برف بر روی بام ازآن به عنوان عایق
حرارتی در مقابل سرمای زیاد هوای خارج که چندین درجه کمتر از درجه حرارت برف است
استفاده می شود و همچنین فضای زیر اسکلت خرپا که کاربرد انباری دارد ، عایق مناسبی
بین فضای داخل و خارج بنا خواهد بود . لذا دو جداره بودن سقف بنا در این اقلیم
برای حفظ گرمای بنا حائز اهمیت است .
نوع مصالح
مصالح مورد استفاده در ابنیه سنتی در
مناطق سرد و کوهستانی مانند سایر حوزه های اقلیمی از مصالح موجود در آن اقلیم است.
این مصالح باید از ظرفیت و مقاومت حرارتی خوبی برخوردار باشند تا گرمای بنا را در
فضای داخلی آن حفظ نماید .
لذا بدنه این ابنیه از سنگ ( یا چوب
، ملات کاهگل ، خشت و آجر ) و پوشش سقف و بام از تیر های چوبی و کاهگل می باشد .
از سنگ و مصالح مقاوم و سنگین برای برای پی سازی بنا استفاده می کنند و در برخی
نقاط ، کرسی چینی با مصالح سنگین جهت جلو گیری از رطوبت به کار می رود ، هر چند
ابنیه این مناطق ، به طور کلی ، بر روی زمین بنا می شوند .
در این رابطه می توان از شهر جوانرود
و روستاهای اطراف آن واقع در منطقه غربی رشته کوه زاگرس و در 95 کیلو متری شمال
غرب کرمانشاه نام برد . در این منطقه ساختمانهای سنگی ، سیمایی موزون و هماهنگ به
کل بافت شهر و همچنین به بافت روستاها داده است . سنگ که به وفور در این منطقه
کوهستانی وجود دارد و به صورت لاشه و یا قواره در دیوارهای قطور ساختمان ها به کار
می رود . در این منطقه اقلیمی سرد و نسبتا پر باران ، بام ساختمان ها مسطح و با
تیر چوبی و کاهگلی پوشیده شده است . هر چند که بام اغلب ساختمان ها های جدید در
جوانرود دارای خرپای چوبی و پوشش شیروانی است .
کالبد شهری و روستایی
بافت شهری و روستایی حوزه اقلیمی سرد
و کوهستانی در جهت مقابله با سرمای شدید شکل گرفته است . ویژگی های بافت شهری و
روستایی در این اقلیم عبارتند از :
1. بافت
متراکم و فشرده
2. فضاهای
کوچک و محصور
3. بهره
گیری از جهات آفتاب و زمین ( به عنوان عوامل تعیین کننده ی جهت استقرار و گسترش
شهر و روستا و سیمای آنها )
4. معابر
باریک به موازات خط تراز زمین
با توجه به شرایط اقلیمی منطقه سرد و
کوهستانی در ایران به منظور جلوگیری از اتلاف حرارتی و کوران هوا ، بنا ها به صورت
متراکم و فشرده و متصل و در کنار هم ساخته می شوند تا سطح تماس فضاهای گرم مسکونی
با محیط سرد خارج کاهش یابد . همچنین بنا ها طوری کنار هم قرار می گیرند که یکدیگر
را محصور نمایند و فضاهای شهری تا حد امکان کوچک شوند تا نفوذ جریان باد سرد به
داخل فضاهای شهری کم گردد و تابش حرارت از سطح خارجی دیوارهای گرم ابنیه به فضاهای
کوچک و محصور شهری ، هوای سرد آنها را تعدیل نماید .
نکته قابل مشاهده دیگر در این نوع
شهرها ، طراحی معابر کم عرض و باریک برای استفاده بهتر از حرارت و جلوگیری از
تبادل گرما و سرما است . معمولا در این نوع اقلیم ، مجتمع های زیستی در وسط دامنه
بلندی ها و رو به جنوب و در داخل زمین یا روی آن به منظور بالا بردن ظرفیت حرارتی
دیواره های بدنه شمالی و افزایش حجم داخلی نسبت به سطح بیرونی ، استقرار می یابند
. در واقع در صورت استقرار روستا در پائین دره اولا خطر سیل خیزی و نابودی روستا
وجود خواهد داشت . ثانیا نفوذ هوای سرد سنگین به دره ها باعث افزایش شدت سرما به
هنگام شب خواهد شد . ثالثا جبهه شمالی کوه همواره در سایه قرار گرفته و سرد می
باشد در حالیکه روستاها و شهر ها باید جهت حداکثر استفاده از تابش خورشید ، رو به
دره و در آفتاب بنا گردند . رابعا به علت فزونی ناهمواری های زمین و شدت باد در
بالای کوه و دسترسی به منابع آبی و رود خانه ها که در قسمت پائین ارتفاعات جاری هستند
، استقرار بافت روستایی و شهری بر بالای کوه صحیح نمی باشد
طراحی اقلیمی(اقلیم سرد و کوهستانی)
اقلیم و معماری
ویژگی های متفاوت هر اقلیم تا ثیر
فراوانی در شکل گیری شهر ها و ترکیب معماری این مناطق داشته اند، بنابراین تا یین
دقیق حوزه های اقلیمی در سطح کشور و دستیابی به مشخصات اقلیمی مناطق مختلف در
ارائه طرح های مناسب و هماهنگ با اقلیم هر منطقه اهمیت فراوانی دارد.
عوامل اقلیمی
عواملی که بر شرایط اقلیمی یک منطقه
تاثیر میگذارد شامل زاویه تابش خورشید، عرض جغرافیایی یعنی دوری یا نزدیکی از خط
استوا، شدت جریان و جهت بادهای فصلی، وجود آب، رطوبت و گیاه در منطقه و بالاخره
ارتفاع از سطح دریا و ناهمواری های سطح زمین است.
خورشید
کره زمین دارای محور دوران ثابتی است
که نسبت به خط عمود بر صفحه گردش زمین به دور خورشید 5/23 درجه انحراف دارد. به
دلیل این انحراف زاویه تابش آفتاب نسبت به زمین و مکان طلوع و غروب افتاب در فصول
مختلف فرق می کند.این زاویه در زمستان کمتر و در تابستان بیش تر یعنی تقریبا عمودی
است. از این خاصیت در ضلع جنوبی ساختمان میتوان استفاده کرد با قرار دادن سایبانی
و جلوگیری از گرم شدن ساختمان در تابستان. در زمستان به دلیل کم بودن زاویه تابش،
آفتاب به داخل نفوذ می کند. توجه به دیوار جنوبی و استفاده از انرژی خورشیدی اساس
کار ساختمان هایی معروف به خورشیدی است.
دیوارهای شرقی و غربی در تابستان دو
برابر زمستان انرژی جذب می کنند. بهترین طرز قرارگیری ساختمان در مقابل آفتاب در
جهت شرقی – غربی است.
باد
ارزیابی جهت و شدت باد غالب در تقسیم
بندی عملکردها و طراحی شهری اهمیت ویژه دارد. باد در انتقال بو، صوت، آلودگی هوا
بسیار موثر است.
در اقلیم سرد باید جلو بادهای سرد
زمستانه سد شود. با قرار دادن درختان سوزنی برگ، بادشکن، پستی و بلندی زمین و یا
ابنیه مجاور می توان باد مطلوب و مساعد منطقه را به سمت دلخواه هدایت کرد.
فرم بنا در اقلیم سرد باید به گونه
ای باشد که حداقل اصطکاک را با بنا داشته باشدو به سرعت دور شود. در این قسمت از
ساختمان باید از عایق حرارتی ضخیم یا مصالحی مقاوم در برابر انتقال حرارت استفاده
نمود. از بازشوهای بزرگ هم استفاده نشود.
آب، رطوبت و گیاه
به طور کلی وجود منابع آب به دلیل ظرفیت
حرارتی و گرمای ویژه بالا باعث اعتدال دمای هوا می شود. در خانه های خورشیدی از آب
برای ذخیره حرارت در روز و تامین حرارت شب استفاده می شود.
گیاهان به لحاظ تبخیر در ایجاد برودت
محیط تاثیرگذارند. علاوه بر آن باعث ایجاد سایه و کاهش حرارت می شوند. سوزنی برگان
جهت سد نمودن و یا هدایت بادهای زمستانی موثرند ، درختان برگ ریزان در سمت جنوبی
ساختمان در عین استفاده از سایه تابستان، از تابش گرم در زمستان بهره گیری می
کنند.بوته ها در هدایت باد و سطوح کوتاه مثل چمن در جلوگیری از انعکاس زیاد به
داخل موثرند.
اقلیم سرد (کوهستان های غربی)
میانگین دمای هوا در گرمترین ماه سال
در آن مناطق بیش از 10 درجه و میانگین حداقل دمای هوا در سردترین ماه کمتر از -3
درجه است.سلسله کوه های غربی همچون سدی مانع نفوذ هوای مرطوب مدیترانه ای به داخل
فلات ایران می شوند و رطوبت هوا را در داخل دامنه های خود نگه می دارند. از ویژگی
های این اقلیم گرمای شدید دره ها در فصل تابستان و سرمای شدید در زمستان است.
مقدار و شدت تابش آفتاب این منطقه در فصل تابستان زیاد و در زمستان بسیار کم است.
بارش سنگین برف در قسمت های شمال و شمال غرب کشور و اختلاف بسیار زیاد درجه حرارت
بین شب و روز از دیگر ویژگی های این اقلیم می باشد..
در نواحی مرتفع لایه جو رقیق تر و
بخار آب موجود در آن کمتر و عملکرد حفظ حرارتی آن ضعیف تر است. با توجه به برودت
بسیار زیاد هوا در بخش عمده ای از سال در این نواحی، حدکثر استفاده از تابش آفتاب،
بهره گیری از نوسان روزانه دما، حفظ حرارت و جلوگیری از باد سرد زمستانی در محیط
های مسکونی امری ضروری است.
بافت شهری و روستایی
در این مناطق عامل تعیین کننده در
شکل گیری بافت شهری و روستایی، سرمای زیاد می باشد. از جمله خصوصیات کلی:
فضاهای شهری و روستایی کوچک و محصور.
بافت شهری و روستایی متراکم و ابنیه
متصل به هم.
جهت آفتاب و عوارض زمین عامل تعیین
کننده در نحوه استقرار، گسترش و سیمای کلی شهری و روستایی.
کوچه ها و معابر اصلی به موازات خط
تراز زمین و اغلب با عرض کم.
شهرک ها و روستاها در کوهستان ها
اغلب در کوهپایه و در سمت جنوبی آن بنا می شودزیرا :
اگر روستا در پایین دره باشد خطر سیل
و از بین رفتن آن وجود دارد.
در شب هنگام هوای سرد که سنگین تر
است به پایین نفوذ می کند.
سمت شمالی کوه که همیشه در سایه و
سرد است، مکان خوبی برای زنرگی نیست.
بالای کوه برای استقرار روستا مناسب
نیست زیرا معمولاً ناهمواری های زمین در بالای کوه بیشتر است و شدت باد نیز بیشتر
است و هیچ گونه حفاظی برای روستا در مقابل باد وجود ندارد، همچنین بالای کوه از
رودخانه که همیشه در پایین دره جاری است دور است و دسترسی به آن مشکل است.
ویژگی های بومی و فرم بنای مناطق سرد
استفاده از پلان های متراکم و فشرده.
به حداقل رساندن سطح خارجی در برابر
حجم مورد پوشش.
ساختمان های دارای حیاط مرکزی و درون
گرا.
استفاده از مصالحی با ظرفیت و عایق
حرارتی خوب.
ارتفاع اتاق ها کم.
انتخاب بام های مسطح (جهت نگه داری
برف بر روی بام ها به صورت عایق حرارتی).
به حداقل رساندن میزان تعویض هوای
داخلی و تهویه طبیعی و در نتیجه جلوگیری از ایجاد سوز در داخلو خروج حرارت داخلی
به خارج از ساختمان.
بازشوهای کوچک.
دیوارهای نسبتاً قطور.
ایوان ها و حیاط های کوجک.
خانه های سنتی در این نواحی مانند
نواحی مرکزی ایران به صورت حیاط مرکزی احداث می شدند. منتهی در اینجا اطاق های
واقع در سمت شمال حیاط از سایر قسمت ها بزرگتر و وسیع تر است و تالار یا اتاق اصلی
نشیمن خانه در همین سمت واقع می باشد. این مطلب به دلیل استفاده از تابش مستقیم و حرارت
آفتاب در زمستان است و چون فصل تابستان عمدتاً کوتاه و دمای هوا نسبتاً معتدل است
از سمت جنوب ساختمان کمتر استفاده می شود. اتاق های جنوبی و همچنین اتاق های شرقی
و غربی ( در صورت وجود ) جهت انبار و فضاهای خدماتی استفاده می شدند. این خانه ها
اغلب دارای زیرزمینی با سقف کوتاه در زیر قسمت زمستان نشین هستند که در تابستان به
دلیل هوای نسبتاً خنک آن ها جهت سکونت اهل خانه می باشد.
از آن جایی که هوا در اغلب مئواقع
سال سرد یا بسیار سرد است لذا اکثر فعالیت های روز مره در داخل اتاق ها صورت می
گیرد. به همین دلیل ابعاد حیاط ها در این نواحی کوچک تر از مناطق فلات مرکزی ایران
است و عمق ایوان ها نیز از مناطق جنوبی کشور به مراتب کمتر می باشد. در اکثر
شهرهای این مناطق کف حیاط ساختمان ها 1 الی 5/1 متر پایین تر از پیاده رو است تا
آب جاری در جوی ها و نهرها را بتوان سوار باغچه در حیاط و یا آب انبار واقع در
زیرزمین نمود. از طرفی این هختلاف سطح باعث حفظ حرارت درون ساختمان نیز می شود.
احجامی نظیر مکعب و مکعب مستطیل که
نسبت سطح بیرونی آن ها به حجم داخل بنا کم است، جهت این مناطق مناسب است.
در سال های اخیر بر خلاف گذشته که از
سقف های مسطح استفاده می شد، استفاده از بام شیروانی رواج یافته ولی هنوز کماکان
در روستاها بام ساختمان ها به صورت مسطح و با پوشش تیر چوبی و کاهگل می باشد که
دلیل آن عمدتاً ضعف مالی روستاییان است. در روستاها جهت نگه داری چهارپایان اگر
خانه دو طبقه باشد، معمولاً در طبقه زیرین چهارپایان نگه داری می شوند و طبقه دوم
مسکونی می باشد. بدین طریق سطح تماس فضای طویله و محیط مسکونی با سرمای خارج کم می
شود و سقف بین دو طبقه از هر دو طرف گرم می گردد که برای هر دو طبقه مفید می باشد.
به طور کلی بهترین فرم ساختمان فرمی
است که کمترین مقدار حرارت (کالری) را در زمستان از دست بدهد و در تابستان نیز
کمترین مقدار حرارت را از آفتاب و محیط اطراف دریافت کند. بنابراین "پلان
مربع" بهترین فرم محسوب می شود زیرا با وجود بیشترین حجم، کمترین سطح خارجی
را دارد. البته این مساله در مورد ساختمان های قدیمی که معمولا پنجره های بزرگی
ندارند و به همین دلیل می توان نفوذ بسیار کم آفتاب به داخل آن ها را نادیده
انگاشت، صدق می کند. ولی در مورد ساختمان های امروزی که دارای قسمت های شیشه خور
بزرگی است صادق نیست.
به دلیل سرمای شدید این مناطق در فصل
زمستان، فرم های باز یا فرم هایی که ضلع شمالی- جنوبی آن بلندتر از ضلع های شرقی – غربی آن هاست مناسب نیست و بهتر است فرم ساختمان فشرده و پلان
مربع باشد. ساختمان های دوطبقه ای که فرم آن ها شبیه به مکعب است بهترین نوع
ساختمان از نظر کنترل گرمای هوای داخلی در زمستان است. کلاً فرم های بسته یا
ساختمان های به هم چسبیده پشت به پشت در جهت محور شمالی _ جنوبی ارجحیت دارند. در
این مناطق بهتر است ساختمان ها مرتفع باشند.
نوع مصالح به کار رفته
در مناطق سرد هدف اصلی حفظ حرارت در
داخل ساختمان است و عمده ترین عامل در این مورد مقاومت حرارتی دیوارهای جانبی
ساختمان است. بنابراین در این مناطق دیوارهای جانبی ساختمان باید مقاومت حرارتی
مناسبی داشته باید تا از اتلاف حرارت داخلی ساختمان جلوگیری کند. از طرفی مصالح
مورد استفاده ابنیه سنتی در مناطق کوهستانی مانند سایر مناطق اقلیمی آن چیزی است
که در دسترس است، لذا اغلب جهت دیوارها از سنگ و برای پوشش سقف طبقات و بام از چوب
درختان و کاهگل استفاده می شود.
در نواحی حاشیه کوهپایه و مناطقی که
خاک رس به حد کافی وجود داشته باشد، دیوارهای خشتی و آجری نیز ساخته می شود.
در ساختمان های امروزی با استفاده از
تکنولوژی مدرن و تاسیسات مکانیکی، سعی در مقابله با این عوامل اقلیمی شده است، ولی
در گذشته این تجهیزات وجود نداشته و ابنیه سازان سنتی می بایستس بالاجبار با
استفاده از وسایل و مصالح محلی با عوامل نامناسب و فرسایشی طبیعت مقابله کنند و
جهت فراهم نمودن شرایط آسایش در محوطه های شهری و در داخل ساختمان ها استفاده
بهینه از عوامل اقلیمی همیشه مساله اساسی و مهم در طراحی و اجرا بوده است.
به طور کلی می توان بیان نمود که
ساختمان های سنتی ما برعکس اغلب ساختمان های امروزی، در ستیز با شرایط طبیعی
نبودند بلکه با استفاده مناسب از این شرایط در یک همزیستی و بهره وری منطقی در بطن
طبیعت قرار داشته اند.
جبهه های ساخته شده بنا
جبهه شمال به علت مسائل اقلیمی ، نور
گیری مناسب و استفاده از افتاب در فصل های سرد سال ،در تمامی خانه ها مورد توجه
بوده است . در این جبهه ، فضاهای اصلی از جمله طنبی ها و کله ای ها قرار گرفته هم
چنین یک ایوان سرتاسری نیز در این جبهه قرار گرفته که باعث جلوگیری از نفوذ افتاب
در تابستان میباشد جبهه غرب ، نظر به این که پشت به افتاب نامناسب غرب دارد در
جبهه دوم اهمیت است به گونه ای که در صورت چند جبهه ای بودن خانه ها ، جبهه غربی
اولویت دارد این جبهه بیشتر مخصوص فضاهایی چون سردابه و انباری بوده که کمتر مورد
استفاده قرار میگرفته است جبهه شرقی ، از انجایی که در معرض نور نامناسب مغرب
میباشد ، در خانه هایی که جبهه جنوبی ، در خانه هایی که دو جبهه ای هستند مورد
استفاده قرار نگرفته اند .
جبهه جنوبی،در خانه هایی که مربوط به
اوایل قاجار بوده و هنوز از الگوی معماری درون گرای ایرانی تبعیت می کنند به صورت
تابستان نشین درآمده است که نمونه آن در خانه بهنام قابل مشاهده است.در چند خانه
دیگر از جمله مشروطیت و حیدر زاده این جبهه دارای فضا های کم اهمیت چون انباری
است.در چند مورد از خانه های مربوط به اواخر قاجار و رضاشاهی با توجه به شیوه
الگوی برون گرا،خانه ها به صورت کلاه فرنگی ساخته شده استکه می توان به خانه
کلانتری که در داخل یک باغ احداث شده و همچنین خانه های اردوبادی و ثقه الاسلام
اشاره کرد.به نظر می رسد با نزدیک شدن به دوران متاخر،جبهه های مورد استفاده کمتر
شده به طوری که در خانه های رضا شاهی عموما از یک جبهه شمالی استفاده گردیده است.
جهت گیری بنا
به صورت یک اصل کلی می توان گفت جهت
گیری بناها عموما رو به جنوب بین 15 درجه جنوب شرقی تا 10 درجه جنوب غربی می باشد
به گونه ای که فضا های اصلی قرار گرفته در جبهه شمالی مانند طنبی،کله ای و اتاق
های نشیمن،رو به جنوب قرار می گیرد.تنها در خانه حاج شیخ جبهه اصلی ساختمان در سمت
غرب قرار گرفته است.
همسایگی ها
با توجه به قرار گیری خانه های مورد
مطالعه در بافت قدیمی و فشرده شهر اکثر آنها از چندین جهت دارای همسایگی می
باشد.در یک بررسی کلی مشاهده می شود که بیشتر خانه ها از سه جبهه دارای همسایگی
بوده و تنها یک جبهه به معبر محدود است
در این موارد ورودی نیز بیشتر در
جبهه ای که به معبر محدود می شود قرار گرفته است.در چند مورد نیز خانه از هر طرف
دارای یک همسایگی است.مثلا خانه بهنام از هر جهت محدود به همسایه می باشد و ورود
به آن از طریق دالان جنوبی صورت می گیرد که ما را به هشتی ورودی مشترک با همسایه
غربی (خانه قدکی)می رساند.این مورد در خانه امیر نظام و نیشابوری نیز دیده می شود
که در ورودی به این خانه ها؛از طریق معابری باریک که به یکی از اضلاع خانه منتهی
می شود صورت می گیرد.
نحوه استقرار ورودی نسبت به همسایگی
ها
ورودی به خانه ها اغلب از جهتی صورت
می گیرد که دارای همسایگی نبوده و به معبر محدودند.این امر در خانه هایی که صرفا
دارای یک ورودی می باشند بیشتر قابل مشاهده است
در این خانه ها که از سه جهت دارای
همسایگی می باشند،ورودی در جهتی که به معبر محدود می شود قرار گرفته است.در تعدادی
از خانه ها که دارای دو ورودی می باشند ورودی
(در چند
نمونه از خانه هایی که دو ورودی دارند دو حیاط اندرونی و بیرونی وجود دارد که
ورودی ها با توجه به دسترسی به این دو حیاط استقرار یافته اند.مثلا در خانه شربت
اوغی ورودی شمالی به بیرونی در جبهه معبر شمالی و ورودی جنوبی به اندرونی در گوشه
جنوب شرقی قرار گرفته است.هم چنین در خانه امیر نظام ورود به اندرونی از ضلع شمال
شرقی و ورود به بیرونی از ضلع جنوب شرقی و در امتداد معابر صورت می پذیرد.
در خانه بهنام که از هر چهار طرف
دارای همسایگی بوده و هیچ مجاورتی با معبر ندارد همانگونه که گفته شد ورودی به
خانه از گوشه جنوب غربی و از طریق دالانی صورت می گیرد که به هشتی و ورودی مشترک
با خانه مجاور غربی (قدکی) می رسد.در نمونه های دیگر که از هر چهار جهت همسایگی
دارند ورودی در انتهای معبر منتهی به یکی از جبهه های ساختمان قرار گرفته است.
نحوه استقرار ورودی نسبت به محور
اصلی و فرعی
به طور کلی می توان گفت سعی شده تا
ورودی های خانه در امتداد محور های اصلی و فرعی بنا قرار نگیرد.این نکته بیان گر
اهمیت موضوع محرمیت خانه ها می باشد.چرا که در این صورت دید مستقیم از ورودی به
درون خانه میسر نمی گردد.این نکته در تمامی خانه ها تا دوران رضا شاهی قابل مشاهده
است.اما در مواردی از خانه های دوران رضا شاهی ورودی نیز در امتداد محور های اصلی
و فرعی قرار گرفته است که این امر بیان گر کاهش اهمیت محرمیت و درون گرا بودن خانه
هاستو تاکید بر برون گرایی و توجه به نما های بیرونیستمثلا در خانه اردوبادی که
کاملا برون گراست نه تنها ورودی اصلی و فرعی در امتداد محور های اصلی و فرعی قرار
کرفته بلکه از طریق عناصر معماری همچون پله و ایوان به آن تاکید شده است.همچنین
است خانه رستگار که وجه بیرونی آن دارای اهمیت خاص می باشد و ورودی در امتداد محور
ها قرار گرفته است.
به نظر می رسد آنچه در محل استقرار
ورودی اهمیت بیشتری داشته است محور اصلی بنا بوده و ورودی خود را با امتداد محور
اصلی ساختمان هماهنگ نموده و در وجوه جانبی راستای محور اصلی قرار گرفته استشاید
این امر بدین خاطر باشد که پس از ورود به حیاط خانه که از طریق واسطه هایی چون
هشتی و ورودی صورت می گرفته است با وجه اصلی خانه مواجه می شویم.این نکته به خوبی
در خانه های بهنام،مشروطیت،قدکیریالشرب ت اوغلی،حیدر زاده،ساوجبلاغی،امیر
نظام،لاله ای و صحتی مشاهده می شود.
فضاهای مستقر در راستای محور اصلی
بنا
در اکثر خانه ها فضاهای اصلی در
امتداد محور اصلی بنا قرار گرفته است.مثلا طنبی،ایوان جنوبی و شمالی،حوضخانه و راه
پله مرکزی در این امتداد شکل گرفته است.در خانه هایی که به اوایل تا اواسط قاجاریه
مربوط می باشند و در آنها طنبی،حوضخانه ،کله ای و ایوان به عنوان فضاهای اصلی وجود
دارند،این فضاها در امتداد محور اصلی خانه استقرار یافته اند.
در دوران متاخر،اواخر قاجار و رضا
شاهی با کاهش اهمیت این فضا ها محل استقرار آن ها نیز از محوریت خارج می
شود.همچنین فضاهایی مثل راه پله که حضور کم رنگی در دوران متقدم داشته به عنوان یک
عنصر شاخص و محوری در راستای محور اصلی ساماندهی می شود.همچنین در دوران متاخر
ایوان های سراسری جای خود را به ایوان های کوچک می دهند که حالت بیرون زده داشته و
بیشتر به عنوان عامل جذب در نمای بیرونی مورد استفاده قرار می گیرد
در طبقه همکف فضاهای اصلی چون
طنبی،ایوان اصلی و پله قرار گرفته است.در خانه های مقتدم،با توجه به اهمیت طنبی
این فضا در راستای محور اصلی و در طبقه همکف قرار گرفته است(سلماسی،بهنام،گنجه ای
زاده شمالی،حاج شیخ،عتوی،مجتهدیریالقدکی،ح یدر زاده،ساوجبلاغی،امیر نظام،کلانتری و
لاله ای)در صورت وجود ایوان سرتاسری جنوبی یا
شمالی این فضا نیز در طبقه همکف واقع
و اغلب در جنوب و گاه در شمال طنبی است
(ساوجبلاغی،امیر
نظام حیدرزاده، بهنام،گنجه ای زاده شمالی)
در دوران متاخر،ایوان شکل سراسری خود
را از دست داده و به صورت ایوان های کوچک بیرون زده در دو سمت محور اصلی یا در
امتداد آن و در طبقات بالا تر قرار گرفته است(اردوبادی،رستگار،ثقته الاسلام و لاله
ای)پله از دیگر عناصری است که در طبقه همکف خانه هایی که مربئط به بعد از اوایل
قاجار می باشد به صورت محوری مطرح گردیده است.راه پله مرکزی در هیچ یک از خانه های
مربوط به اوایل قاجار دیده نمی شود و این نکته نشان می دهد که راه پله مرکزی عنصر
وارداتی می باشد.حضور راه پله مرکزی از خانه مشروطیت شروع شد ه و در خانه شربت
اوغلی،حیدر زاده،گنجه ای زاده غربی،اردوبادی،ثقته الاسلام و صحتی به اشکال مختلف
قابل مشاهده است.همچنین در طبقه همکف خانه های متاخر نوعی پله که ارتباط میان حیاط
و ایوان ها و داخل خانه را میسر می سازد شکل گرفته است که دارای شکل های مختلف نیز
می باشد(امیر نظام،گنجه ای زاده غربی و نیشابوری)تنها در خانه مشروطیت حوض خانه در
طبقه همکف و حدودا هم سطح با حیاط قرار گرفته است.در طبقه زیرین اغلب خانه های
متقدم و در راستای محور اصلی فضاهای پر اهمیت حوضخانه قرار گرفته است 0سلماسی،حاج
شیخ،علوی،مجتهدی جنوبی،قدکی،حیدر زاده،ساوجبلاغی و امیر نظام)در زیر زمین خانه
نیشابوری نیز یک حوضخانه وجود دارد که در امتداد محور اصلی نمی باشد.در این طبقه
به غیر از حوضخانه فضای پر اهمیت دیگری در این راستا قرار نگرفته است.
در طبقه اول خانه هایی که دارای کله
ای می باشند،دو اتاق کله ای که در دوران متاخر کمتر قابل مشاهده است در دو سمت
محور اصلی در طبقه اول قرار گرفته اند(سلماسی،بهنام،حاج شیخ و مجتهد جنوبی)طنبی در
خانه های متاخر در طبقه اول قرار گرفته است(مشروطیت،شربت اوغلی،گنجه ای زاده
غربی،مجتهدی شمالی،اردوبادی،رستگار،ثقت ه الاسلام،لاله ایو صحتی)که در این موارد
از لحاظ شکل و نوع دسترسی تفاوت ماهوی با طنبی های متقدم دارند.
از فضا های موجود در طبقه اول می
توان به ایوان های بیرون زده کوچک اشاره کرد که اغلب در دو سمت محور اصلی و با
حضور صریح در نمای ساختمان ها در خانه گنجه ای زاده غربی ،ثقه الاسلام،لاله ای
دیده می شوند.
فضا های مستقر در راستای محور فرعی
اکثر فضاهای اصلی خانه ها،همانگونه
که گفته شد در راستای محور اصلی ساختمان قرار گرفته اند و کمتر فضایی است که در امتداد
محور فرعی ساختمان قرار گرفته اند و کمتر فضایی است که در امتداد محور فرعی
ساختمان ساماندهی شده باشد.از فضا های قابل اشاره تنها می توان اتلاق سه دری را
ذکر نمود که در بعضی خانه ها در امتداد محور فرعی قرار گرفته اند.این اتاق به صورت
نشیمن یا خواب مورد استفاده قرار می گرفته استو در طبقه همکف واقع شده
است(سلماسی،بهنام،حاج شیخ،مجتهدی جنوبی،امیر نظام و نیشابوری) در دو خانه قدکی و
اردوبادی،ایوان و درخانه گنجه ای راه پله در امتداد محورفرعیاست.در طبقات زیر زمین
و اول و در امتداد محور فرعی ،در اکثر موارد هیچ فضای مهم قابل اشاره ای قرار
نگرفته است به جز خانه اردوبادی که در محور فرعی آن و در طبقه اول،ایوان قرار
گرفته است که بیرون زده و از سه طرف باز می باشد.
ورودی
شکل فضا
شکل فضای ورودی،بسیار متنوع و
گوناگون است.در بعضی از خانه ها،شکل ورودی به گونه ای است که خود تبدیل به یک فضای
مستقل می گردد(سلماسی،مجتهدی،قدکی و ساوجبلاغی)این فضا می تواند دارای سکو یا
پاخوره جهت استراحت عابران یا نشستن افراد باشد.در چند نمونه خاص،ورودی دارای شکل
مشخص می باشد.مثلا در خانه سلماسی،این فضا به شکل هشت ضلعی و در خانه ساوجبلاغی به
شکل نصف هشت ضلعی می باشد.
فضای ورودی،بیشتر در خانه های متقدم
وجود دارد.اکثر خانه های دوران رضا شاهی و نیز اواخر قاجار فاقد فضا های ورودی
بوده و سر در ورودی،بدون واسطه به فضای داخلی یا هشتی متصل می
گردد(نیشابوری،رستگار،صحتی و لاله ای)در خانه های متاخر که به صورت متاخر که به
صورت کلاه فرنگی می باشند ،فضای ورودی به صورت خاص درآمده است.دراین خانه ها،با
توجه به برون گرا بودن آنها،ورودی به داخل خانه با عناصری چون پله و ستون مورد
تاکید قرار می گیرد به گونه ای که می توان یک فضای ورودی را احساس نمود.مثلا در
خانه کلانتری که که در وسط یک باغ است،ستون ها و تورفتگی ورودی،فضای ورودی را به
وجود می آورد.در خانه اردوبادی نیز،پله ها به خلق فضای ورودی کمک می نماید.همین
طور در خانه ثقه الاسلام فضای ورودی از طریق پله و ایوان شکل گرفته است.
هشتی
شکل فضا
هشتی به عنوان فضای واسط میان سر در
و فضای ورودی و درون خانه عمل می کرده است.به طور کلی در خانه های مورد بررسی دو
شکل عمده هشت ضلعی و چهار ضلعی برای هشتی ها قابل مشاهده است.شکل هشت ضلعی در خانه
های سلماسی،مجتهدی و ساوجبلاغی و شکل چهار ضلعی در خانه های حاج شیخ،مشروطیت،شربت
اوغلی،نیشابوری و لاله ای دیده می شود.اضلاع هشت ضلعی ها یا بسته بوده و دارای
تزئینات و طاق بندی است و یا به صورت ورودی به فضای مجاور درآمده است.بعضی از هشتی
ها از دو ضلع(ساوجبلاغی)،بعضی از سه ضلع(سلماسی و مجتهدی)باز می باشند.اضلاع هشت
ضلعی های چهار ضلعی نیز به صورت ورودی و یا به صورت بسته با تزئینات است.این هشتی
ها یا از دو ضلع (مشروطیت و لاله ای و صحتی)یا از سه ضلع (شربت اوغلی و نیشابوری)و
یا از هر چهار طرف (حاج شیخ) باز می باشد.
ورود به حیاط در بعضی از هشتی ها
بدون واسطه صورت می پذیرد (مشروطیت،شربت اوغلی،نیشابوری و لاله ای) و در بعضی
موارد از طریق یک راهرو یا دالان می باشد(سلماسی و مجتهدی)در چند مورد نیز پس از
هشتی وارد یک سکوی صفه مانند شده و بوسیله پله به حیاط اصلی وارد می
شویم.(ساوجبلاغی و صحتی)فضا هایی که دسترسی به آنها از طریق هشتی است است متنوع
اند.در خانه سلماسی،از ضلع شرقی هشتی به اتاق جانبی،و در خانه حاج شیخ از اضلاع
شرقی و غربی به اتاق های جانبی،و در خانه نیشابوری از ضلع جنوبی و به واسطه پله به
اتاق مجاور دسترسی وجود دارد.
تاثیر اقلیم در معماری
اهمیت تاثیر اقلیم بر معماری،انجام مطالعات و پژوهش های جامعی را در
این زمینه ایجاب می کند.بویژه در کشور ما که تنوع شرایط اقلیمی در آن کاملا مشهود
است.انجام تحقیقات گسترده در این زمینه امری اجتناب ناپذیر است.
بطورکلی،این پژوهش ها به دو صورت نظری
وعملی انجام می گیرد.دروجه اول،مباحث نظری مربوط به اقلیم و ساختمان،مورد بررسی
قرارمی گیرد و در وجه دوم،با بهره جستن از آمار آب و هوایی مناطق مختلف و انجام
تقسیم بندی های اقلیمی،همچنین با استفاده از نمونه های ساختمانی مناطق مختلف
اقلیمی،آزمایش ها و محاسبات دقیق صورت می گیرد.از آنجا که ازمایش ها عملی در چار
چوب وظایف موسسات تحقیاقات ساختمانی انجام می گیرد واین امر تنها با تخصیص بودجه
وزمان کافی از سوی سازمانهای مربوطه اماکان پذیر است، همچنین به دلیل نبود امکانات
عملی جهت انجام این برنامه ها ودر دست نبودن امار واطلاعات آب وهوایی مناطق مختلف،
پژوهش حاضر بیشتردر وجه اول استوار است.
معماری واقلیم، پیوندشان بیشتر به
رابطه نوزاد وآغوش می ماند، یا نسبت هر رستنی با خاک ، حریم امن وبستر بالیدن. با
بستگی ای تکامل آفرین؛ الهام بخش والبته ، نه محیط زا. در این معنا، آغوش، خاک
واقلیم ، رابط حیات وسرزندگی ونبودشان نمود میرایی است . تجربیات معماری بومی در
پهنه جهان وآروین های آن در معماری ایران زمین نیز ، خود گواه تاکیدی بر اندیشه ی
فرم زایی ملاحظات اقلیمی در معماری است تا عاملی بر محدودیت آن یا اسارت معمار.
میزان متفاوت وترکیب گوناگون عوامل
اقلیمی که خود ناشی از تفاوت موقعیت جغرافیای مناطق مختلف است، حوزه های اقلیمی
متفاوتی در جان پدید آورده که هریک ویژگی های خاصی دارد. محیط زیست ، شهرها وحتی
بناهای مربوط به این حوزه های اقلیمی، ویژگیهای خاصی متناسب با شرایط اقلیمی خود
به دست آوردند. هدف این گزارش ، تعیین حوزه های مختلف اقلیمی ایران در ارتباط با
معماری وارائه اطلاعاتی است که برای دست یابی به طرحهای منطقی معماری وهماهنگ با
اقلیم مورد نظر است .
در این گزارش تاثیر هریک از عناصر
اقلیمی(تابش آفتاب، رطوبت وباد) برساختمان مورد بررسی قرار می گیرد. در بین این
عناصر، تابش آفتاب- که نور وحرارت طبیعی را به وجودمی آورد- مهمترین عنصر محسوب می
شود.
حوزه های اقلیمی ایران
تقسیمات اقلیمی در جهان
در مورد تقسیم بندی اقلیمی نقاط مختلف
جهان، روشهای گوناگونی پیشنهاد شده که از میان روش کوپن – دانشمند اتریشی-
مورد قبول قرارگرفته است. کوپن براساس رشد ونمو انواع نباتات، پنج نوع اقلیم در
مقیاس جهانی معرفی کرده است که عبارتند از:
1. اقلیم بارانی استوایی : در این اقلیم
فصل سرد وجود ندارد و معدل دمای هوا در سردترین ماه سال بیش از18 درجه سانتی گراد
است.
2. اقلیم گرم وخشک: در این مناطق، به دلیل
آنکه میزان بارندگی سالانه بخار آب مورد نیاز جهت رطوبت هوا را تامین نمی کند، هوا
به طور کلی خشک است.
3. اقلیم گرم-معتدل: معدل دمای هوای
سردترین ماه سال در این مناطق بین 18 و3- درجه سانتی گراد ومعدل دمای هوا در
گرمترین ماه سال بیش از 10 در جه سانتی گراد است. در این مناطق زمستان کوتاه است
ولی ممکن است حدود یک ماه یا بیشتر زمین یخ بسته یا پوشیده از برف باشد.
4. اقلیم سرد و برفی: در این افلیم معدل
دمای هوا در گرمترین ماه سال بیش از 10 درجه ودر سردترین ماه سال کمتر از3- درجه
سانتی گراد است. بارندگی در این مناطق معمولا" به صورت برف است ودر طول چند
ماه ازسال زمین پوشیده از برف ویخ است.
5. اقلیم قطبی: در این اقلیم معدل دمای
هوا در گرمترین ماه سال کمتر از 10 درجه سانتی گراد است. در این جا برخلاف اقلیم
بارانی واستوایی فصل گرم وجود ندارد.
تقسیمات اقلیمی در ایران
اصولا در بسیاری در مناطق جهان ،اقلیم
بوسیله عرض جغرافیایی و اتفاع از سطح دریا مشخص می شود.ایران با قرار گرفتن بین 25
و 40 درجه عرض جغرافیایی شمالی،در منطقه گرم قرار دارد و از نظر ارتفاع نیز، فلات
مرتفعی است که مجموع سطوحی از آن که ارتفاعشان از سطح دریا کمتر از 475متر است،
درصد بسیار کمی از سطح کل کشور را تشکیل می دهند.
با وجود اینک ایران دارای دو حوزه بزرگ
آب(دریای خزر و خلیج فارس) است، بدلیل وجود رشته کوه های البرز و زاگرس و نحوه
قرارگیری آنها، اثرات این دو حوزه محدود به نواحی بسیار نزدیک به آنها است و این
حوزه ها، به ندرت اثری در تعدیل درجه حرارت قسمت های داخلی دارند.
بی تردید در کشوری کوهستانی مانند
ایران ،هیچ گاه دو نقطه از نظر اقلیمی مانند یکدیگر نیستند.با این حال، بهترین روش
برای دستیابی به پایه ای به منظور تعیین مناطق اقلیمی کشور، همان اصول کوپن است که
ناگزیر باید از آن پیروی کرد.
بنابراین، تقسیمات چهار گانه ایران را
که توسط دکتر حسن کنجی پیشنهاد شده نمی توان مورد استفاده قرار داد. وی تقسیم بندی
کوپن را با کمی تغییر و با توجه به عوارض جغرافیایی کشور به شرح زیر پذیرفته است.
1. اقلیم معتدل و مرطوب(سواحل جنوبی دریای
خزر)
2. اقلیم سرد (کوهستان های غربی)
3. اقلیم گرم خشک(فلات مرکزی)
4. اقلیم گرم و مرطوب(سواحل جنوبی)
اقلیم معتدل و مرطوب (سواحل جنوبی
دریای خزر)
سواحل دریای خزر با آب و هوای معتدل و
بارندگی فراوان، از جمله مناطق معتدل محسوب می شود. این منطقه که به صورت نواری
بین رشته کوه های البرز و دریای خزر محصور شده، از جلگه های پستی تشکیل شده است که
هر چه به طرف شرق پیشروی می کند، رطوبت و اعتدال هوا کاهش می یابد. در حقیقت ،
رشته کوه های البرز که حد فاصل دو آب و هوای متضاد هستند، جلگه های پست خزر را از
فلات مرکزی جدا می کنند. از جمله ویژگی های این اقلیم، رطوبت زیاد هوا و اعتدال
درجه حرارت آن است. دمای هوا در روزهای تابستان معمولا بین 25تا30 درجه سانتی گراد
و شبها بین 20تا23 درجه سانتی گراد و در زمستان معمولا بالای صفر است. در این
منطقه، بارندگی بسیار زیاد و در تابستان به صورت رگبار است. شهرهای رشت، بندر
انزلی، بابلسر و گرگان در این منطقه قرار دارند.
بارندگی درتابستان کم ودر زمستان زیاد
است وبیشتر به صورت برف می بارد. به طور کلی در این منطقه ،فصل بهار کوتاه است
وتابستان و زمستان را از هم جدا می کند.
تقسیمات اقلیمی و تیپولوژی معماری
با توجه به شکل گیری و ترکیب معماری
بومی مناطق مختلف ایران در می یابیم که ویژگی های متفاوت هر یک از این اقلیم
ها،تاثیر فراوانی در شکل گیری شهر ها و ترکیب معماری این مناطق داشته
اند.بنابراین،تعیین دقیق حوزه های اقلیمی در سطح کشور و دستیابی به مشخصات اقلیمی
مناطق مختلف،در ارائه طرح های مناسب و هماهنگ با اقلیم هر منطقه اهمیت فراوانی
دارد.
ویژگی های معماری بومی مناطق معتدل و
مرطوب
معماری بومی این مناطق که بیشتر کرانه
های دریا ی خزر و دامنه های شمالی کوه های البرزرا شامل می شود،به طور کلی دارای
ویژگی های زیر است:
1. در نواحی بسیار مرطوب کرا نه های نزدیک
دریا برای حفاظت ساختمان از رطوبت بیش از حد زمین،خانه ها بر روی پایه های چوبی
ساخته شده اند. ولی در دامنه کوه ها که رطوبت کمتر است،معمولا خانه ها بر روی پایه
هایی از سنگ و گل و در پاره ای موارد بر روی گربه رو ها بنا شده اند
2. برای حفاظت اتاق ها از باران،ایوانک
های عریض و سرپوشیده ای در اطراف اتاق ها ساخته اند.این فضاها،در بسیاری از ماه
های سال برای کار و استراحت و در پاره ای موارد برای نگهداری محصولات کشاورزی مورد
استفاده قرار می گیرد.
3. بیشتر ساختمان ها با مصالحی با حداقل
ظرفیت حرارتی بنا شده اند و در صورت استفاده از مصالح ساختمانی سنگین،ضخامت آنها
در حداقل میزان ممکن حفظ شده است(در این مناطق بهتر است از مصالح ساختمانی سبک
استفاده شود.چون در زمانی که نوسان دمای روزانه هوا کم است،ذخیره حرارت هیچ اهمیتی
ندارد و علاوه براین ،مصالح ساختمانی سنگین تا حدود زیادی تأثیر تهویه و کوران را
که یکی از ضروریات در این منطقه است کاهش می دهد).
4. در تمام ساختمان های این مناطق،بدون
استثناء از کوران و تهویه طبیعی استفاده می شود.بطور کلی،پلان ها گسترده و باز و
فرم کالبدی آنها بیشتر شکل های هندسی،طویل و باریک است. به منظور حداکثر استفاده
از وزش باد در ایجاد تهویه طبیعی در داخل اتاق ها ،جهت قرارگیری ساختمان ها با
توجه به جهت وزش نسیم های دریا تعیین شده است.در نقاطی که بادهای شدید و طولانی می
وزد،قسمت های رو به باد ساختمان ها کاملا بسته است.
5. به منظور استفاده هر چه بیشتر از جریان
هوا،همچنین بدلیل فراوانی آب و امکان دسترسی به آن در هر نقطه،ساختمان ها به صورت
غیر متمرکز و پراکنده در مجموعه سازمان دهی شده است.
6. بدلیل بارندگی زیاد در این مناطق،بام
ها شیبدار است و شیب بیشتر آنها تند است.
اقلیم و ساختمان
نکته قابل توجه اینکه،اگر چه عناصر
اقلیمی تمام ساختمان ها را تحت تأثیر قرار می دهد و اصول مطرح شده در این قسمت در
مورد تمام آنها صدق می کند،ولی در بکار گیری این اصول باید توجه داشت که در برخی
ساختمان های خاص ممکن است تأثیر عناصر اقلیمی نسبت به تأثیر عوامل داخلی آن
ساختمان ها (مانند حرارت ناشی از وجود افراد،چراغ های روشنایی و دستگاه های حرارت
زا )بسیار اندک بوده،نقش تعیین کننده ای نداشته باشد. بنابراین،نتایج به دست آمده
در این فصل،در مورد ساختمان هایی صدق می کند که عوامل داخلی عمده ای در آنها دخالت
ندارد.
تابش آفتاب و تأثیرآن بر ساختمان و
محیط اطراف
نور خورشید،همیشه برای ایجاد روشنایی
طبیعی در ساختمان لازم است. ولی از آنجا که این نور در نهایت به حرارت تبدیل می
شودفمیزان تابش مورد نیاز برای هر ساختمان باید با توجه به نوع آن و شرایط اقلیمی
محل آن تعیین شود.
بنابراین،شدت تابش آفتاب و حرارت حاصل
از آن در یک نقطه از سطح زمین،به فاصله ای که پرتوی خورشید باید طی کند،ضخامت ابرو
وضعیت آلودگی هوا بستگی دارد.به همین دلیل،شدت تابش آفتاب در یک محل با ارتفاع آن
محل از سطح دریا متناسب است و در مناطق مرتفع،چون پرتوی خورشید فاصله ی کمتری از
اتمسفر را طی می کند،حرارت بیشتری تولید می نماید.همچنین در ظهر محلی هر منطقه که
خورشید در قائم ترین حالت خود نسبت به زمین آن محل قرار دارد و فاصله آن کمتر
است،شدت تابش آفتاب بیشتر از صبح و عصر است که خورشید در مایل ترین حالت نسبت به
زمین محل مورد نظر قرار دارد.
با توجه به مطالب فوق در می یابیم که
شدت تابش آفتاب در هر نقطه از سطح زمین،به موقعیت خورشید نسبت به آن منطقه بستگی
دارد.از آنجا که موقعیت خورشید به دلیل حرکت وضعی و دورانی زمین در ساعت ها ،روزها
وفصل های مختلف متفاوت است،برای بررسی شدت تابش آفتاب بر سطوح مختلف و حرارت حاصل
از آن باید موقعیت خورشید نسبت به محل مورد نظر در زمان های مختلف مشخص باشد. بدین
منظور،در این قسمت موقعیت خورشید مورد بررسی قرارمی گیرد.
موقعیت خورشید
در هر نقطه از سطح زمین،مسیر حرکت
خورشید در آسمان در روزهای مختلف سال متفاوت است.برای مثال ،حرکت خورشید نسبت به
ساختمانی که در نیم کره شمالی و رو به جنوب قرارگرفته،بدین طریق است که در تابستان
خورشید از شمال شرقی محوطه ی این ساختمان طلوع و در شمال غربی آن غروب می کند.در
زمستان، طلوع خورشید از جنوب شرقی و غروب آن در جنوب غربی محوطه ساختمان مزبور
صورت می گیرد و فقط در اول فروردین و اول مهر ماه،خورشید کاملاًًًًًًًًً از شرق
طلوع کرده،در غرب غروب می کند.
موقعیت خورشید را در هر منطقه ودر هر
زمان می توان به و سیله ی دو زاویه یکی ((زاویه تابش )) و دیگری ((جهت تابش ))
مشخص کرد.زاویه تابش زاویه ای است که بین امتداد پرتوی خورشید و سطح افق تشکیل می
شود و جهت تابش زاویه ای است که بین تصویر امتداد پرتو خورشید بر صفحه افق و شمال
واقعی پدید می آید.(3-3)تغییرات روزانه و سالانه ی این دو زاویه به عرض جغرافیایی
محل بستگی دارد. در بسیاری از کشورها،مقاذیر این دو زایه برای نقاط گوناگون و در
زمان های مختلف محاسبه شده و به صورت جدول ها و منحنی هایی ارائه شده است. ولی
چنانچه موقعیت خورشید براتی نقاط خاصی مورئ نظر باشد، آنها را می توان از طریق
محاسبات ریاضی به دست آورد.
اولین عامل موثر در محاسبه ی موقعیت
خورشید ، زاویه ی چرخش خورشید است. این زاویه، زاویه ی است که بین دو صفحه ای که
از خط استوا می گذرد و خطی که مرکز زمین و خورشید را به هم متصل می کند، ایجاد می
شود و در طول سال از 23.5 درجه به طرف بالای صفحه ی استوا تا 23.5 درجه به طرف
پایین صفحه ی استوا یعنی 47 درجه تغییر می یابد. دیگر عوامل موثر در تعیین زاویه ی
تابش و جهت تابش، عرض جغرافیایی و زمان مورد نظر است.
تابش آفتاب
به طور کلی، تابش آفتاب با ساطع شدن
پنج نوع پرتو یک ساختمان را تحت تأثیر قرار می دهد. این پنج نوع پرتو به ترتیب
اهمیت عبارتند از:
• پرتو مستقیم با طول موج کوتاه
• پرتو پراکنده از آسمان با طول موج
کوتاه
پوشش گیاهی و آب و هوای اصفهان
پوشش گیاهی
استان اصفهان ، در مرکز ایران قرار دارد و از
دیدگاه جنگل و پوشش گیاهی ، از مناطق فقیر ایران به شمار می رود ، لیکن از دیدگاه
تنوع گیاهی و گونه ای ، تا حدودی غنی است و در حدود 2000 گونه ی گیاهی در استان
شناسایی شده است.
استان اصفهان ، با گستردگی افزون بر 6/10 میلیون
هکتار ، دارای 6 میلیون هکتار مرتع 2/3 میلیون هکتار بیابان و یکصد هزار هکتار
جنگل است. در این جنگل ها ، 238 گونه ی درخت و درختچه وجود دارد و حدود 90 گونه ی
غیر بومی ، به این سرزمین آورده شده اند. قسمت های شمال ، شمال شرقی و شرق استان
را که شهرستان کاشان ، آران و بیدگل ، نطنز ، اردستان ، نایین و اصفهان ، در آن
قرار دارند. دارای زمین های کویری ، شن زار و بیابان است. بیابان ها ، که برهوت به
شمار می روند. لیکن می توانند دارای گنجینه هایی پیدا و نهان باشند. این گنجینه ها
، همانا شامل معدن (معدن طلا، مسن ، آهن، سرب و روی است. نمونه هایی از آن ، در
ایران کوه ، نخلک ، انارک و موته قرار دارند)، پوشش گیاهی ، جهت صنعت داروسازی و
گزسازی (گیاهان با ارزشی چون گون کتیرا، گون گزانگبین ، اشنان ، چوبک و اسفند ) و
پوشش گیاهی لازم جهت چرای دام می باشد.
آب و هوا
استان اصفهان دارای تنوع آب و هوایی بوده و میزان بارش و دما در این
استان، تابع وضعیت توپوگرافی منطقه است.
میانگین دمای هوا در استان اصفهان از غرب به شرق افزایش مییابد. این میانگین در ارتفاعات حدود 4 درجه سانتیگراد و در نواحی شرقی
حدود 22 درجه میباشد.
میانگین بارش سالیانه استان بین 1300 میلیمتر
در ارتفاعات غربی و 60 میلیمتر در نواحی پست
شرقی و شمال شرقی متغیر است. در مجموع میانگین بارندگی استان اصفهان حدود 120 میلیمتر است. این مقدار بارندگی کمتر از نصف میانگین بارندگی کشور و یک ششم
میانگین جهانی آن است.
به این ترتیب در مجموع میتوان گفت که استان
اصفهان دارای آب و هوایی خشک میباشد اما با توجه به
تأثیر دما و دوری و نزدیکی به منطقه کوهستانی غرب و دشت کویر در شرق و جنوب شرقی
میتوان آب و هوای آن را به سه بخش متمایز
تقسیم کرد.
آب و هوای بیابانی : که شهرستان نایین، حوزه بیابانک و انارک تا شمال اردستان را
در برمیگیرد. مشخصه ویژه آن
تغییر شدید و سریع درجه حرارت، کمی بارش باران و وزش بادهای تند در طول سال است.
آب و هوای نیمهبیابانی : که شهرستان
اصفهان را در برمیگیرد. خشکی هوا و کمی
بارندگی از مشخصات این نوع آب و هواست. رودخانه زایندهرود به طرز چشمگیری بر روی آب و هوای این ناحیه تأثیر مثبت داشته و آن را
تعدیل میکند.
آب و هوای نیمه مرطوب سرد: که قلمرو غرب و جنوب غربی اصفهان را دربرمیگیرد. در این مناطق به نسبت افزایش ارتفاع میزان بارندگی افزایش یافته و از دمای هوا کاسته میشود.
مقدمه ای بر اقتصاد مدیریت
1-1 ) اقتصاد مدیریت و رابطه آن با نظریه کلاسیک اقتصاد و سایر علوم
تعریف اقتصاد مدیریت : کاربرد نظریه ها و روشهای اقتصادی در بازرگانی و تصمیمات اداری . اقتصاد مدیریت با علم اقتصاد و علوم تصمیم گیری ارتباط دارد.
اقتصاد خرد به مقدار زیادی تشریحی است به این معنا که سعی اقتصاد خرد تشریح چگونگی کارکرد اقتصاد است و اقتصاد مدیریت عمدتاً تجویزی است به این معنا که برای رسیدن به هدف خاصی در ایجاد مقررات و تکنیکهایی می کند .
این جمله بیانگر اقتصاد خرد است : چگونه بنگاهی قیمت محصولاتش را تعیین می کند .
این جمله بیانگر اقتصاد مدیریت است : بنگاهی چگونه باید تولیداتش را قیمت گذاری کند .
1-2) فرایند تصمیم گیری
این فرایند برای تمام بنگاه ها اعم از اقتصادی و غیر بازرگانی می توان به 5گام اصلی تقسیم کرد :
ایجاد یا مشخص کردن اهداف
تعریف مسله
مشخص کردن راه حلهای ممکن
انتخاب بهترین راه حل ممکن
اجرای تصمیم
1-3)تئوری یا نظریه بنگاه
منظور از نظریه بنگاه اینست که چطور بنگاه ها رفتار می کنند و اهداف آنها چیست ؟ بر اساس این نظریه هر بنگاه سعی در حداکثر کردن سود خود دارد و این نظریه بسیار کلی است .
تعریف ارزش: ارزش بنگاه را ارزش فعلی جریان نقدی انتظاری آن در آینده تعریف می کنیم .
1-4) نقش قیود یا محدودیت ها بر نظریه بنگاه
نقش قیود را می توان در ارزش بنگاه به شرح ذیل توضیح داد .
ارزش TCبستگی دارد به :1- تکنیک های تولید 2- توابع هزینه 3- فرایند توسعه
ارزش TRبستگی دارد به : 1- تقاضا و پیش بینی مقدار آن 2- قیمت گذاری 3- توسعه محصول جدید
ارزش i بستگی دارد به : 1- خطرات مربوط به بنگاه 2- شرایط مربوط به بازارهای سرمایه
براساس موارد مطرح شده در بالا قیدهای متعددی فعالیت بنگاه را محدود می کند به همین جهت تکنیکهای بکار رفته برای تحلیل بسیاری از مسایل بنگاه (تکنیکهای بهینه یابی مقید ) هستند . اگرچه ممکن است قیدها با منافع بنگاه در تضاد باشد ولیکن در جهت افزایش رفاه جامعه بسیار مفید است .
1-5) سودچیست ؟
تعریف سود : سود عبارت است از تفاوت بین درامد کل و هزینه کل یک بنگاه
تعریف سود حسابداری یا سود بازرگانی : تفاوت بین درامد کسب شده حاصل از ارزش فروش کالاها و خدمات تولید و فروخته شده یک بنگاه به صورت ثبت شده و جمع تمامی ارقام هزینه های انجام شده ثبت شده توسط بنگاه است .
تعریف سود اقتصادی :سود حسابداری منهای هزینه های غیر صریح ناشی از نهاده هایی که توسط مالک در اختیار بنگاه قرار می گیرد و بکار گرفته می شود .
برای محاسبه هزینه های غیر صریح از هزینه فرصت از دست رفته استفاده می شود .
1-6) دلیل وجودی سود اقتصادی
در نظریه اقتصاد خرد در خصوص مقوله سود سخن از گرایشی برای صفر شدن سود بنگاه های اقتصادی است .نظر بر این است که به دلیل ورود و خروج از صنعت , سود اقتصاد بنگاه ها رفته رفته محو می شود و مدیر شرکت در بلند مدت نصیبی بیش از هزینه فرصت مناسب سرمایه و کار خویش نخواهد داشت با این حال دنیای واقعی شاهد سود اقتصادی چشمگیر بسیاری از شرکتها هستیم ؛علت چیست ؟
الف )نظریه اصطکاکی سود (عامل عدم تعادل ) ج )نظریه سود اوری سود (عامل ابداع و نواوری )
ب ) نظریه انحصاری سود (عامل انحصار ) د )نظریه جبرانی سود (عامل ریسک و خطر )
1-7) هدف مدیران و مساله صاحب و عامل
مدیران بنگاه عامل می باشند که برای مالکین بنگاه که صاحب هستند کار می کنند .مشکل صاحب عامل این است که ممکن است مدیران به دنبال اهداف شخصی خود حرکت کنند . اگرچه این مساله ممکن است موجب کاهش سود مالکین شود .مثلا مدیر یک موسسه ممکن است خواهان افزایش تعداد کارکنان موسسه شود و باعث افزایش هزینه های موسسه شود اما درجهت افزایش منافع موسسه نباشد .برای رفع این مشکل معمولا موسسات با بستن قراردادهایی با مدیران خود سعی در همجهت کردن منافع موسسه با مدیران می کند بنابراین مالکین موسسه ممکن است مدیران را در سود موسسه شریک کنند . اگر مدیران بین 5 تا 20درصد مالکیت شرکت را داشته باشند احتمال موفقیت موسسه (از نظر سود اوری ) بیش از حالتی است که اگر آنها کمتر از 5 درصد مالکیت شرکت را داشته باشند .
1-8)نقش بنگاههای اقتصادی در جامعه
یکی از جنبه های مهم مطالعه اقتصاد مدیریت پی بردن به رابطه بین بنگاههای اقتصادی و جامعه است .
یکی از مشکلات اقتصاد بازار بدون قید آن است که احتمالاً گروههای معینی قدرت اقتصادی زیادی کسب می کنند که به انها اجازه می دهد سهم بزرگی از ارزش تولید شده بنگاهها را به دست اوردند .
مشکل دوم اقتصاد بازار ناشی از ضرفه جویی های حاصل از مقیاس یا شرایط دیگری است که منجر به باقی ماندن تعداد محدودی از بنگاههای اقتصادی در یک بازار می شود .
مشکل سوم ان است که تحت شرایط معینی بنگاههای اقتصادی قادر به استثمار کارگران هستند .
مشکل جهارم اینست که بنگاههای اقتصادی ممکن است در فرایند تولید خود هزینه های برونی بر اجتماع تحمیل کنند .
http://arshad.blogfa.com/post-55.aspx
مواد افزودنی بتن
ماده افزودنی بتن مادهای است به غیر از سیمان پرتلند، سنگدانه، و آب، که به صورت گرد یا مایع، به عنوان یکی از مواد تشکیل دهنده بتن و برای اصلاح خواص بتن، کمی قبل از اختلاط یا در حین اختلاط به آن افزوده میشود. مواد افزودنی به دو گروه مواد افزودنیهای شیمیایی و مواد افزودنیهای معدنی تقسیم میشوند.
افزودنیهای شیمیایی بتن
بر اساس آیین نامه بتن ایران (آبا) افزودنیهای شیمیایی به پنج گروه زیر تقسیم میشوند:
۱-حبابساز
افزودنی حباب هواساز
در مهندسی عمران، به هر گونه ایجاد عمدی حبابهای ریز هوا در بتن، دَربَرگیری هَوا و به مادهای که برای این کار به کار میرود افزودنی حباب هواساز گفته میشود.
اضافه کردن مواد حبابساز به بتن سبب تولید حبابهای ریز هوا در داخل بتن و بین سنگ دانهها میشود. این حبابها باید پس از سخت شدن بتن یا ملات در آن باقی بمانند.
کاهنده آب
تعریف
ماده افزودنی کاهنده آب به منظور تقلیل مقدار آب مصرفی در شرایط یکسان روانی بتن، یا افزایش روانی بتن در شرایط یکسان میزان آب مصرفی به کار میرود.
انواع
این مواد به دو نوع زیر تقسیم بندی میشوند :
کاریرد
مواد حبابساز
دیرگیرنده
دیرگیرکنندهها یا مواد افزودنی کندگیرکننده بتن یکی از انواع افزودنیهای شیمیایی بتن طبق آییننامه بتن ایران (آبا) است. این مواد جهت پایین آوردن فرآیند آبگیری در بتن استفاده میشوند. معروفترین دیرگیرکننده شکر میباشد. مقاومت نهایی بتن در حالت استفاده از دیرگیرکننده و بدون آن تفاوت چندانی نداد.
کاربرد
انواع
زودگیرکننده
زودگیرکنندهها یا مواد افزودنی تسریعکننده بتن یکی از انواع افزودنیهای شیمیایی بتن طبق آیین نامه بتن ایران (آبا) است. این مواد جهت افزایش سرعت فرآیند آبگیری در بتن استفاده میشوند. معروفترین کندگیر کنندهها کلرید کلسیم، کربنات سدیم و ترکیبات آلومینات میباشد.
کاربرد
انواع
روانکننده
رَوانکنندهها یا مواد افزودنی خمیریکننده و روانکننده بتن یکی از انواع افزودنیهای شیمیایی به بتن طبق آیین نامه بتن ایران (آبا) است. همچنین برای بهبود کارایی بتن تازه از این مواد استفاده میشود.
کارایی
انواع
معمولا روان کنندهها به دو دسته روان کنندههای معمولی و فوق روان کنندهها تقسیم میشوند. در بازار روان کنندهها به دو صورت مایع و پودری وجود دارند.
افزودنیهای پلیمر
افزودنیهای پلیمر یک نوع از افزودنیهای شیمیایی بتن میباشند، این مواد برای تصحیح خواص فرآوردههای پلیمری به کار میرود.این مواد عبارتند از:
رنگ دانه های بتن
افزودنیهای معدنی خنثی و رنگدانهها بتن یکی از انواع افزودنیهای معدنی بتن طبق آیین نامه بتن ایران (آبا) است. این مواد باید در مقابل نور و قلیاییها مقاوم باشند و در واکنشهای آبگیری سیمان دخالت نکنند.
کاربرد
انواع
پوزولانها
پوزولان (به انگلیسی: Pozzolana) گونهای خاکستر آتشفشانی ریزدانهاست که در ساخت بتن کاربرد دارد.
پوزولانها عبارتند از مواد سیلیسی، یا سیلیسی-آلومینی که خود به تنهایی فاقد ارزش چسبانندگی بوده و یا دارای ارزش چسبانندگی کم هستند، اما به شکل بسیار ریز در مجاورت رطوبت طی واکنش شیمیایی با هیدروکسید کلسیم در دمای معمولی ترکیبهایی با خاصیت سیمانی به وجود میآورند.
واژه پوزولان از پوزولی (به انگلیسی: Pozzuoli) منطقهای در ایتالیا[۱] گرفته شده که حدود ۲۰۰۰ سال پیش برای اولین بار پوزولان در آنجا پیدا شدهاست.
اگر چه بتن دارای پوزولان، نسبت به بتن با سیمان پرتلند آهسته تر به مقاومت اولیه میرسد، اما مقاومت نهایی (به انگلیسی: ultimate strength) آن، برابر یا بیشتر از مقاومت بتن با سیمان پرتلند میباشد. شایان ذکر است با اختلاط بین سیمان و پوزولان نوعی سیمان آمیخته با عنوان سیمان پوزولانی تهیه میشود.
مزایا
مصرف مواد پوزولانی در بتن میتواند یک یا چند خاصیت مشروح زیر باشد:
انواع
پوزولانها بر دو نوعند :
۱-پوزولانهای طبیعی خام و یا تکلیس شده: خاکسترهای آتشفشانی
۲-پوزولانهای صنعتی: خاکستر بادی ، دوده سیلیس، سربازه کورههای آهن گذاری، خاکستر پوسته برنج، رس کلسینه
دسته بندی مواد افزودنی بتن در استاندارد ASTM C494:
استانداردهای مختلف از جمله BS و ASTM اقدام به دسته بندی انواع افزودنی های بتن نموده اند. این دسته بندی در استاندارد ASTM تحت عنوان ASTM C494 بشرح ذیل در 7 گروه انجام شده است:
Type A – افزودنی کاهنده آب (Water reducing admixture)
این مواد که اصطلاحا موسوم به روان کننده میباشند باعث کاهش آب طرح اختلاط بتن می شوند .
Type B – افزودنی تاخیر دهنده گیرش (Retarding admixture)
این مواد که به نام دیرگیر بتن شناخته می شوند، باعث به تعویق افتادن زمان گیرش اولیه و نهائی بتن می شوند .
Type C – افزودنی تسریع کننده گیرش (Accelerating admixture)
این مواد که به نام زودگیر بتن مشهور می باشند، باعث کاهش زمان گیرش اولیه و نهائی بتن و تسریع در روند کسب مقاومت در سنین کم بتن می شوند .
Type D – افزودنی کاهنده آب و تاخیر دهنده گیرش (Water reducing & Retarding admixture)
این مواد که به روان کننده-دیرگیر بتن موسوم هستند، ضمن اینکه مقدار آب مورد نیاز برای ساخت بتن را کاهش می دهند، باعث به تعویق افتادن زمان گیرش اولیه و نهائی بتن نیز می شوند .
Type E – افزودنی کاهنده آب و تسریع کننده گیرش (Water reducing& Accelerating admixture)
این مواد روان کننده-زودگیر بتن می باشند و ضمن اینکه مقدار آب مورد نیاز برای ساخت بتن را کاهش می دهند، باعث تسریع در زمان گیرش و نیز روند کسب مقاومت بتن در سنین کم می شوند.
Type F – افزودنی کاهنده آب به مقدار زیاد (Water reducing admixture-high range)
این مواد که به عنوان فوق روان کننده ها مطرح می شوند، باعث کاهش آب مورد نیاز برای ساخت بتن به مقدار 12 درصد یا بیشتر می شوند و نسبت به Type A از قدرت بیشتری برخوردارند.
Type G – افزودنی کاهنده آب به مقدار زیاد و تاخیر دهنده گیرش
(Water reducing admixture -high range & Retarding)
این مواد که به عنوان فوق روان کننده-دیرگیر شناخته می شوند، ضمن آنکه باعث کاهش آب مورد نیاز برای ساخت بتن به مقدار 12 درصد یا بیشتر می شوند، زمان گیرش را نیز به تاخیر می اندازند و نسبت به Type D از قدرت بیشتری برخوردارند
نقش افزودنیهای بتن درمقاوم سازی سازه ها
پروژه مقاوم سازی
شامل دو مرحله می باشد:
مقاوم ساختن
مقاوم سازی
مقاوم ساختن: به این معنی است که قبل ازساخت(مراحل مطالعه و طراحی)، در هنگام اجرا
و همچنین پس از ساخت سازه (مراحل مراقبت و مونیتورینگ)، تمام دست اندر کاران پروژه
طبق استانداردهای موجود و معتبر عمل کنند. بعنوان مثال کیفیت مواد و مصالح بکار
رفته در پروژه مورد نظر دارای کیفیت مطلوب و استاندارد باشند.
و اما مقاوم سازی کردن به این معنی است که: چنانچه پس از ساخت و در مرحله
مونیتورینگ بخصوص در برابر حوادثی که باید در هنگام طراحی و اجرا در نظر گرفته می
شد(مانند زلزله مورد انتظار در منطقه مورد نظر) سازه عملکرد مطلوبی از خود نشان
نداده و از حداکثر تغییر شکل های مجاز در استاندارد تجاوز نماید، آنگاه عملیات
تقویت سازه ضروری خواهد بود.
در اینجا در مورد روش های و اینکه مقاوم ساختن بهتر است یا مقاوم سازی کردن!!!
صحبتی نخواهیم کرد بلکه می خواهیم به این موضوع بپردازیم که در مقوله مذکور،بخصوص
مورد دوم که تقریبا رایج ترین بحث صنعت ساختمان در کشور است، سهم مواد افزودنی
چقدراست؟ و اینکه اصولا آیا مواد افزودنی هیچ نقشی در ساختمان می توانند داشته
باشند؟ و اگر دارند آیا می توانند در مقابل این سوال همیشگی پیمانکاران یعنی صرفه
اقتصادی توجیهی داشته باشد یا خیر؟
براستی مهندسین فعال در پروژه های عمرانی و همچنین مسئولین شرکتهای ساخت بتن(بتن
آماده) توجه دارند که در حال حاضر سازه ها باید مقاوم سازی شوند نه عیار بالا
سازی؟در واقع شاید بهتر باشد قانون برای مقاومت بالا،عیار سیمان بیشتر را به صورت
برای مقاومت بالاتر، طرح اختلاط خوب تغییر داد.با توجه به اهمیت بحث، ابتدا
استفاده از مواد افزودنی را در مقاوم سازی کردن بررسی کرده و سپس مختصری به نقش
آنها در مقاوم ساختن سازه ها هم اشاره خواهیم کرد.
بطور عمده مقاوم سازی کردن یا به اختصار مقاوم سازی سازه ها به سه طریق صورت می
گیرد:
کاهش بارهای وارده برسازه
وصله کردن یا به عبارتی تقویت اعضای موجود
اضافه کردن یک تعداد اعضای جدید.
در اینجا لازم است به این نکته اشاره گردد که در بحث حاضر مواد افزودنی روان کننده
و فوق روان کننده مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
منبع civilz.com
مواد افزودنی روان کننده و فوق روان کننده در کاهش بارهای وارده بر سازه بطور
مستقیم نمی توانند نقشی داشته باشند اما بطور غیر مستقیم می توانند بدین شکل عمل
کنند. چنانچه سازه با بتن بدون مواد افزودنی (بتن ساده) ساخته شود، چون مقاومت آن
از بتن با ماده افزودنی (بتن مجهز)کمتر خواهد بود، لذا اندازه اعضای سازه بیشتر و
بار وارده بر سازه زیادتر خواهد بود. به عبارت دیگر ساختن بتن با مقاومت بالا در
شرایط یکسان با مواد افزودنی راحت تر است. کما اینکه در بسیاری موارد بخصوص
هنگامیکه درصد آب به سیمان از یک مقدار اجرایی کمتر می شود، ساختن بتن اصولا غیر
ممکن است. در صورتیکه با استفاده از مواد افزودنی این امر امکان پذیر می باشد.
اما نقش مواد افزودنی در روش های دوم و سوم مقاوم سازی سازه معقول تر و بطور مشهود
تری قابل بررسی است. معمولا در هنگام مقاوم سازی به روش تقویت اعضای موجود، مطلوب
است که از مصالحی با کیفیت بالاتر و بهتر از مصالح بکار رفته در سازه استفاده می
شود که در مورد بتن، اغلب بتن با مقاومت بالا و یا بتن چگال تر مد نظر است. برای
ساخت بتن با مقاومت بالا مهمترین کار، کاهش مقدار نسبت آب به سیمان تا حداقل مقدار
ممکن است، اما این کار مشکلات اجرایی را در بر خواهد داشت بطوریکه یک درصد مشخص آب
به سیمان اجرایی تعریف می شود(5/0 الی 55/0). مواد افزودنی حتی در نسبت های آب به
سیمان کمتر از عددی که اجرایی نامیده می شود می توانند به گونه ای بتن را مجهز
کنند که مشکلات اجرایی را مرتفع نمایند.
در روش سوم مقاوم سازی همانند روش قبل معمولا مطلوب این است که اعضای اضافه شده
بهتر از اعضای موجود باشند لذا دوباره همانند آنچه در بالا توضیح داده شد می توان
یک سازه بتنی با مقاومت بالا را اجرا کرد.
روش های مذکور به عبارتی روش های درمان سازه بیمار هستند اما همواره پیشگیری بر
درمان مقدم است بعبارت دیگر بجای مقاوم سازی بعد از ساخت که بخصوص در اکثر موارد
روش های اجرای خاص را می طلبد،بهتر است سازه در هنگام طراحی و ساخت، مقاوم و مجهز
ساخته شود. در مورد یک سازه و یا عضو بتنی مقاومت بتن مهمترین خصوصیت آن است که
تقریبا اکثر خواص دیگر بتن را می توان با آن سنجید. بنابراین بطور کلی و در اکثر
موارد و نه همیشه ساخت یک بتن خوب به معنای ساخت بتن با مقاومت فشاری مطلوب است.
و همانطور که اشاره شد چنانچه ماده افزودنی در بتن استفاده گردد نگرانی دست یافتن
به مقاومت مورد نظر کمتر خواهد بود.
بد نیست پس از اینکه فواید مواد افزودنی روان کننده و فوق روان کننده و همچنین
مزایای استفاده از بتن مجهز بررسی شد، سوالاتی را هم که در ذهن اکثر مهندسان عمران
همواره وجود دارد پاسخ داده شود. به عبارت بهتر ذهنیت موجود در صنعت ساختمان نسبت
به مواد افزودنی منفی بوده و یا حداقل مثبت نیست.
اولین سوال صرفه اقتصادی است.
با این ذهنیت که اگر از مواد افزودنی استفاده کنم هزینه هر متر مکعب بتن بالا
خواهد رفت. این قضیه در اکثر موارد درست نیست.بخصوص اگر در یک ساختمان بررسی شود،
برای استفاده از بتن مجهز به دو صورت می توان عمل کرد:
اول اینکه استفاده از مواد افزودنی در اسلامپ ثابت باعث کاهش آب می شود، از طرفی
با توجه به اینکه مقاومت بتن به نسبت آب که به سیمان بستگی دارد لذا می توان مقدار
سیمان را به اندازه ای کم کرد که نسبت قبلی ثابت بماند و با استفاده از مواد
افزودنی یک بتن مهربانتر ساخت که با توجه به نوع بتن و کاهش سیمان می تواند حتی
باعث کاهش قیمت تمام شده بتن شود. البته با توجه به وضعیت فعلی بازار سیمان، کاهش
مصرف سیمان هم می تواند یک امتیاز مثبت باشد.
دوم اینکه اکثرا در هنگام طراحی اعضای بتنی مقاومت آن به اندازه ای در نظر گرفته
می شود که به راحتی می توان مقاومتی بالاتر از آنرا با ماده افزودنی گرفت. در نگاه
اول هزینه اجرای سازه به علت اضافه شدن ماده افزودنی و تبدیل بتن ساده به بتن
مجهز، بیشتر شده و به صورت ظاهری نا مطلوب می نماید، در صورتی که کاهش هزینه کلی
اجرای سازه به علت کاهش اندازه مقاطع اعضای سازه و در نتیجه کاهش بار مرده ساختمان
اصلا در نظر گرفته نمی شود.
علاوه بر دو مورد بالا شعار کاهش مصرف سیمان را نیز همگ شنیده اند!!!
پس از اینکه به این نتیجه رسیدیم که : شاید هم مواد افزودنی بد نباشد، حتما بد
نیست، شاید خوب باشد،حتما خوب است و یا حتما باید استفاده شود،همانند هر کالای
دیگری استفاده از نوع مناسب ماده روان کننده یا فوق روان کننده در اینجا نیز مطرح
خواهد بود.
اما چرا تولید نسل های پی در پی مواد فوق روان کننده احساس شد؟ در جواب سوال می
توان این گونه بیان کرد، که بتن یک موجود زنده است. لذا این موجود زنده در شرایط،
مکان های مختلف و با مصالح مختلف رفتار متفاوتی از خود نشان می دهد.
بنابراین نسل اول مواد افزودنی در بسیاری مورد نتوانست باعث افزایش اسلامپ بتن تا
حد مطلوب شود، حتی وقتی که حداکثر مقدار دوزاج کمتر از نسل اول، بتن قوی مذکور را
تکان دهد ولی نسل دوم هم در برخی موارد نتوانست مقدار آب بتن را تا جایی که مطلوب
بود، کاهش دهد. لذا نسل سوم فوق روان کننده ها بر پایه پلی نفتالین به بازار آمد.
این مواد با دوزاج تقریبی یک درصد وزن سیمان، بتنی را که اسلامپ آن حدود صفر باشد
به سانتی متر و با دوزاج 5/1 درصد به حدود اسلامپ بتن می رساند. البته وقتی که
مقصود، اسلامپ ثابت و کاهش آب بتن باشد، مقاومت را در بتن مذکور تا 110 کیلوگرم بر
سانتی متر مربع نسبت بتن شاهد افزایش خواهد داد. نسل چهارم فوق روان کننده ها که
بر پایه پلی کربوکسیلات است. بتن فوق را فقط با 5/0 درصد وزن سیمان از اسلامپ حدود
صفر به بتن تبدیل می کند. در حال حاضر استفاده از فوق روان کننده های نسل اول و
دوم تقریبا منسوخ شده و نسل سوم و حتی چهارم در پروژه ها استفاده می شود.
توجه به این نکته در استفاده از مواد فوق روان کننده ضروری است که:
تفاوت عملکرد فوق روان کننده ها، تفاوت قدرت آنها در کاهش آب و یا افزایش اسلامپ(
و یا نگهداری اسلامپ) بتن می باشد. یعنی همانگونه که نمی توان برای طی یک مسیر
مشکل از تجهیزات ابتدایی و ضعیف استفاده کرد، نمی توانید یک فوق روان ساز نسل اول،
دوم و شاید سوم را برای تولید یک بتن قوی انتخاب کنید. هر چند که ممکن است بتوانید
به ظاهر و در ابتدای امر با خرید محصول ارزانتر و صرفا اضافه کردن یک ماده، به
عنوان فوق روان ساز در پروژه صرفه جویی کنید.
بطور کلی چهار عامل انگیزشی و امتیازی، در مصرف مواد افزودنی بتن(فوق روانسازها)،
بشرح زیر متصور می باشد:
1. افزایش روانی بتن
2. افزایش مقاومت بتن
3. کاهش نفوذپذیری و افزایش دوام بتن
4. صرفه جویی در مصرف سیمان و نهایتا تقلیل هزینه های متعلقه که هر کدام از موارد
مذکور به جای خود و در زمان مناسب قابل محاسبه و وصول خواهد بود.
بدنبال اظهار مزایای مشروحه استفاده از مواد افزودنی بتن فقط یک عامل مهم و باز
دارنده مصرف مواد افزودنی، بعنوان دغدغه مهم و پر اهمیت مهندسین و مصرف کنندگان،که
همان تضمین کیفیت مواد افزودنی در بتن که در صد بسیار بسیار نازلی از قیمت کل سازه
بتنی را شامل می شود مطرح می باشد.
چگونه به این کالا اعتماد کنیم؟ متولی تایید صلاحیت تولید کنندگان و محصولات تولید
شده کیست؟
خوشبختانه هم اکنون در کشورمان استاندارد مواد افزودنی فوق روانساز موجود است و یا
به عبارت بهتر همه شرکت های تولید کننده مواد افزودنی موظف شده اند که محصولات خود
را به تایید اداره استاندارد برسانند و افزون بر این امر از سوی موسسه استاندارد و
تحقیقات صنعتی ایران نیز ورود، تولید و توزیع مواد افزودنی بتن( شامل روان کننده
ها، فوق روان کننده ها و کند گیر کننده ها و مواد حباب ساز) بصورت غیر استاندارد
ممنوع و عاملین به ورود، تولید و یا توزیع مواد افزودنی غیر استاندارد تهدید به
تعقیب قانونی شده اند و این دغدغه استفاده از مواد غیر استاندارد با اخذ مجوز
کاربرد علامت استاندارد مرتفع گردیده است.
افزودنی های خاص در شرایط ویژه :
برای ساخت بتن های ویژه در شرایط خاص نیاز به استفاده از افزودنی های مختلفی می باشد. پس
از پیدایش مواد افزودنی حباب هواساز
در سالهای 1940 کاربرد این ماده در هوای سرد و در مناطقی که دمای هوا متناوباً به
زیر صفر رفته و آب بتن یخ می زند، رونق بسیار یافت. این ماده امروز یکی از پر مصرف ترین افزودنی ها در مناطق سرد نظیر
شمال آمریکا و کانادا و بعضی کشورهای اروپایی است.
ساخت افزودنی های فوق روان کننده که ابتدا نوع نفتالین فرمالدئید
آن در سالهای 1960 در ژاپن و سپس نوع ملامین آن
بعداً در آلمان به بازار آمد شاید نقطه عطفی بود که در صنعت افزودنی ها در
بتن پیش آمد. ابتدا این مواد برای کاستن آب و به دست آوردن کارایی ثابت به کار گرفته شد و چند سال بعد با پیدایش بتن های با
مقاومت زیاد نقش این افزودنی اهمیت
بیشتری یافت. امروزه بتن های مختلفی برای منظور ها و خواص ویژه و نیز به منظور مصرف در شرایط خاص با این مواد ساخته می شود
که ازمیان آنها به ساخت بتن های با
مقاومت زیاد، بتن های با دوام زیاد، بتن های با مواد پوزولانی زیاد (سرباره کوره های آهن گدازی و خاکستر بادی)، بتن های
با کارایی بالا، بتن های با الیاف و بتن های زیر آب و ضد شسته شدن می توان اشاره نمود.
بتن های با کارآیی بسیار زیاد که چند سالی است از
پیدایش آن در جهان و
برای اولین بار در ژاپن نمی گذرد، تحول جدیدی در صنعت ساخت و ساز بتنی ایجاد کرده است. این بتن که نیاز به
لرزاندن نداشته و خود به خود متراکم می
گردد، مشکل لرزاندن در قالب های با آرماتور انبوه و محلهای مشکل برای ایجاد تراکم را حل نموده است. این بتن علیرغم کارایی
بسیار زیاد خطر جدایی سنگدانه ها و خمیر
بتن را نداشته و ضمن ثابت بودن کارایی و اسلامپ تامدتی
طولانی می تواند بتنی با مقاومت
زیاد و دوام و پایاپی مناسب ایجاد کند. در طرح اختلاط این بتن باید نسبت های خاصی را رعایت نمود. به عنوان مثال شن حدود 50 درصد حجم مواد جامد بتن را تشکیل داده و ماسه حدود 40 درصد حجم ملات
انتخاب می شود. نسبت آب به مواد ریزدانه
و پودری بر اساس خواص مواد ریز بین 9/0 تا 1 می باشد. با روش آزمون و خطا نسبت دقیق آب به سیمان و مقدار ماده فوق روان کننده
مخصوص برای مصالح مختلف تعیین می
گردد. از این بتن با استفاده از افزودنی دیگری که گرانروی بتن را می افزاید در زیر آب استفاده شده است.
مواد افزودنی بتن
افزودنی ها موادی هستند که علاوه بر آب، سیمان، شن و ماسه جهت بهبود و یا دستیابی به خصوصیات ویژه به بتن اضافه می شوند. از جمله خواصی که در نتیجه استفاده از مواد افزودنی حاصل می شود، میتوان به افزایش کارایی، کاهش نسبت آب به سیمان، افزایش مقاومت مشخصه، کاهش نفوذ پذیری، افزایش دوام، آب بندی، دیرگیری یا زودگیری بتن و ایجاد حبابهای ریز هوا اشاره نمود. مواد افزودنی در تمام کارهای بتنی، از قبیل پروژه های مسکونی، صنعتی، سازه های آبی و تونل ها بکار می روند.
مواد افزودنی بتن به دو صورت پودری و مایع تولید شده و تحت نامهای تجاری مختلف عرضه می شوند. این محصولات در گروه های ذیل تقسیم بندی می شوند:
· روان کننده ها شامل روان کننده دیرگیر، نرمال،زودگیر
· فوق روان کننده ها شامل : دیرگیر، نرمال، زودگیر، آب بند
· حباب سازها
· افزودنی های مخصوص جلوگیری از خوردگی میل گردها
· زودگیر کننده ها(ضد یخ)
. دیرگیرکننده ها
· افزودنی مخصوص بتن های پاششی
استانداردهای مختلف از جمله BS و ASTM اقدام به دسته بندی انواع افزودنی های بتن نموده اند. این دسته بندی در استاندارد ASTM تحت عنوان ASTM C494 بشرح ذیل در 7 گروه انجام شده است:
Type a – افزودنی کاهنده آب (Water reducing admixture)
این مواد که اصطلاحا موسوم به روان کننده میباشند باعث کاهش آب طرح اختلاط بتن می شوند .
Type B – افزودنی تاخیر دهنده گیرش (Retarding admixture)
این مواد که به نام دیرگیر بتن شناخته می شوند، باعث به تعویق افتادن زمان گیرش اولیه و نهائی بتن می شوند .
Type C – افزودنی تسریع کننده گیرش (Accelerating admixture)
این مواد که به نام زودگیر بتن مشهور می باشند، باعث کاهش زمان گیرش اولیه و نهائی بتن و تسریع در روند کسب مقاومت در سنین کم بتن می شوند .
Type D – افزودنی کاهنده آب و تاخیر دهنده گیرش (Water reducing & retarding admixture)
این مواد که به روان کننده-دیرگیر بتن موسوم هستند، ضمن اینکه مقدار آب مورد نیاز برای ساخت بتن را کاهش می دهند، باعث به تعویق افتادن زمان گیرش اولیه و نهائی بتن نیز می شوند .
Type E – افزودنی کاهنده آب و تسریع کننده گیرش (Water reducing & accelerating admixture)
این مواد روان کننده - زودگیر بتن می باشند و ضمن اینکه مقدار آب مورد نیاز برای ساخت بتن را کاهش می دهند، باعث تسریع در زمان گیرش و نیز روند کسب مقاومت بتن در سنین کم می شوند.
Type F – افزودنی کاهنده آب به مقدار زیاد (Water reducing admixture-high range)
این مواد که به عنوان فوق روان کننده ها مطرح می شوند، باعث کاهش آب مورد نیاز برای ساخت بتن به مقدار 12 درصد یا بیشتر می شوند و نسبت به Type A از قدرت بیشتری برخوردارند.
Type G – افزودنی کاهنده آب به مقدار زیاد و تاخیر دهنده گیرش
(Water reducing admixture -high range & Retarding)
این مواد که به عنوان فوق روان کننده-دیرگیر شناخته می شوند، ضمن آنکه باعث کاهش آب مورد نیاز برای ساخت بتن به مقدار 12 درصد یا بیشتر می شوند، زمان گیرش را نیز به تاخیر می اندازند و نسبت به Type D از قدرت بیشتری برخوردارند
پوزولانها
پوزولان از بخش باکولی در خلیج ناپل ایتالیا.
پوزولان (به انگلیسی: Pozzolana) گونهای خاکستر آتشفشانی ریزدانهاست که در ساخت بتن کاربرد دارد.
پوزولانها عبارتند از مواد سیلیسی، یا سیلیسی-آلومینی که خود به تنهایی فاقد ارزش چسبانندگی بوده و یا دارای ارزش چسبانندگی کم هستند، اما به شکل بسیار ریز در مجاورت رطوبت طی واکنش شیمیایی با هیدروکسید کلسیم در دمای معمولی ترکیبهایی با خاصیت سیمانی به وجود میآورند.
واژه پوزولان از پوزولی (به انگلیسی: Pozzuoli) منطقهای در ایتالیا[۱] گرفته شده که حدود ۲۰۰۰ سال پیش برای اولین بار پوزولان در آنجا پیدا شدهاست.
اگر چه بتن دارای پوزولان، نسبت به بتن با سیمان پرتلند آهسته تر به مقاومت اولیه میرسد، اما مقاومت نهایی (به انگلیسی: ultimate strength) آن، برابر یا بیشتر از مقاومت بتن با سیمان پرتلند میباشد. شایان ذکر است با اختلاط بین سیمان و پوزولان نوعی سیمان آمیخته با عنوان سیمان پوزولانی تهیه میشود.
مزایا
مصرف مواد پوزولانی در بتن میتواند یک یا چند خاصیت مشروح زیر باشد:
§ کاهش میزان مصرف سیمان
§ کاهش سرعت و میزان حرارت حاصل از فرایند آبگیری سیمان
§ بهبود کارآیی بتن
§ افزایش مقاومت بتن در پایان 28 روز
§ افزایش پایایی بتن از طریق کاهش نفوزپذیری
§ صرفه اقتصادی
§ بالابردن مقاومت در برابر حمله اسیدها و قلیایی سنگدانهها
§ جلوگیری از ترک خوردن سطحی گسترده بتن
§ کاهش بتن ریزی
انواع
پوزولانها بر دو نوعند :
۱-پوزولانهای طبیعی خام و یا تکلیس شده: خاکسترهای آتشفشانی
۲-پوزولانهای صنعتی: خاکستر بادی (به انگلیسی: fly ash)[۲]، دوده سیلیس، سربازه کورههای آهن گذاری، خاکستر پوسته برنج، رس کلسینه
افزودنیهای شبه سیمان بتن
افزودنیهای شبه سیمان بتن یکی از انواع افزودنیهای معدنی بتن طبق آیین نامه بتن ایران (آبا) است. این مواد خاصیت پنهان هیدرولیکی دارند و وقتیکه بنحوی مناسب فعال شوند خواص سیمانی پیدا میکنند و نسبت به خاکستر بادی و دیگر مواد پوزولانی[۱] شباهت بیشتری به سیمان معمولی دارند.
کاربرد
دارای خاصیت سیمان
انواع روباره آهنگدازی
افزایش کارایی رویه های بتنی با اجرای روکش اسفالتی
چکیده
روسا زی مرکب به رو سازیی اطلاق می شود که در ان لایه دو رویه از جنس بتنو اسفالت تشکیل شده باشد . بسته به اینکه لایه بتنی با لاتر قرارگیرد یا لایه اسفالتی نوعی طراحی و اجرای روسازی مرکب متفات با کیفیت خواهد بود ولی در متداول ترین نوع روسازی مرکب لایه آسفالتی با لاتر از لایه بتنی قرار می گیرد .در این حالت عموما" یک لایه روسازی اسفالتی با کیفیت روی رو سازی بتنی قدیمی اجرامی شود وهدف ارتقای کیفیت سطح راه می باشد . قبل از اجرای روسازی اسفالتی جدید اقداماتی روی دال بتنی انجام می شود چرا که جابه جا یی و تغییر شکل ها ی دال بتنی در اثر حرارت و تغییرات دما نی تواند باعث ترک خوردگی لایه اسفالتی گردد .چند روش برای طراحی روسازی های مرکب وجود دارد .اما انچه که امروز بیشتر مد نظر گرفته شود استفاده از مدل های سازه ای و روش های مکانیستیک برای تعیین رفتار و عکس العمل های سازهای است استفاده از این روش ها دید مناسب تری از رفتار روسازی را در اختیار پژوهشگران قرار می دهد
1- مقدمه
روش های مرکب(سی پی) که به روسازی اطلاق می شود که شامل دو نوع روسازی. یعنی اسفالتی به عنوان لایه انعطاف پذیر و روسازی بتنی به عنوان لایه صلببا شد در برخی موارد از ازیک لایه میلنی جدا کننده بین لایه های اسفالتی وبتنی استفاده می گردد استفاده از مصالح بتنی به عنوان لایه زیرین و در نقش لایه اساس و مصالح اسفالتی به عنوان رویه ترکیب متداولی است که ویژگی هایی همچون مقاومت و سطح هموار را ارئه کرده و بهره برداری از یک لایه روسازی ایده را ممکن می سازد استفاده از مصالحبتنی در نقش لایه ی رو یه و مصالح اسفالتی در نقش لایه اساس گزینه ای است که در صورت خرابی کامل لایه اسفالتی مقرون به صرفه است با توجه به هزینه اولیه بالای اجرای این نوع از روسازی ها ساخت انها به طور محدود صورت گرفته وبیشتر ربای معایب رو سازی بتنی موجود و به منظور ارتقای کیفیت سطح راه و تامین سرویس به صورت روکش اسفالتی بر روی روسازی های موجود به کار می رون
2-دلایل اجرای روسازی مرکب:
از انجاییی که تاریخچه استفاده از روسازی های مرکب به سال های اخیر باز می کردد فقط برخی کشورها مزایا یک چنین را تجربه کردهاند .در حال حاضر استفاده از روسازی مرکب به جاده های با ترافیک سنگین مانند بزرگراهها و شریان های اصلی متمرکز شده است عموما انتخاب روسازی تحت تاثیر یکی از عوامل زیر می باشد
1. اجتناب از تعمیر و نگهداری درز اب بند در روسازی های بتنی یا به حداقل رساندن ان
2. تعمیر یا ارتقای روسازی بتنی باسطح رو به زوال
3. کاهش نفوذ اب ودر نتیجه بهتر شدن رفتار بلند مدت سازه رو سازی
4.کاهش هزینه های اضافی در طول طرح برای مسئولانراه و استفاده کنندگان
3- مقاطع سازی:
در صورت استفادهاز روکش اسفالتی بر روی روسازی بتنی موجود بخش عمده بار بری از طریق لایه بتنی انجام می شود از این رو می توان برای طراحی لایه بتنی از تئوری صف حات استفاده کرد اگر بتوان از تئوری صفحات به منظور تعیین تنش خمشی دال بتنی بهره جست در صورتی که محل بار چرخ در نزدیکی لبه یا درزها وارد شود می توان از تئوری لایه ها و یا صفحاتطراحی استفاده نمود . روسازی می تواند به صورت بتن غیر درزدار و یا بتن پیوسته باشد
علاوه بر انواع فوق رو سازی های مرکب می تواند شامل روسازی های اسفالتی با اساس تثبیت شده یا تثبیت نشده نیز باشد برای روسازی اسفالتی با اساس بتنی است شکل (1) دو مقطع متفاوت که در بیشتر کشور ها به عنوان مقطع متداول اجرا میشود را نشان می دهد در صورتی که مانند مقطع (الف) از یک لایه اسفالتی با دانه بندی باز مابین لایه ی اسفالتی و بتنی استفاده گردد می توان تر ک های انعکاسی را کاهش داد مقطع(ب) روش متداول دیگری را نشان می دهد که در ان برای جلو گیری از انعکاس ترک ها از یک لایه ضخیم از مصالح دانه بندی شده میان دو لایه اسفالتی وبتنی استفاده شده است در صورت اجرای این روش می توان لایه را در دو بخش اسفالت سطحی به صفحات 40 میلی متر و لایه 50 میلی متر اجرا نمود
4- اجرای روکش اسفالتی روی روسازی بتنی موجود:
همن طور که ذکر گردید یکی از مسائل مهم رو سازی های بتنی با روکش های اسفالتی .انتقال ترک ویا درز های دال بتنی به لایه ی اسفالتی استکه پس از انتقال ترک موجب نفوذ اب به درون سازه راه می شود .از این رو روش های متعددی توصیه می شود تا انتقال ترک های انعکاسی به روکش افالتی به حداقل برسد :
1. روکش های اسفالتی ضخیم تر
2.تقسیم دال بتنی دارای ترک به مقا طع کوچکتر
3.استفاده از لایه رها کننده ترک با امکانات زهکشی
4. اجرای درز و پر کردن ان در لایه اسفالتی
5. بکارگیری از لایه جذب تنش به عنوان لایه میانی روکش
6. بکرگیری لایه پار چه گونه به عنوان لایه میانی روکش
استفاده از روش (1)در مواقعی پیشنهادی که ضخامت روکش در نقش لایه تقلیل دهنده ترک انعکاسی کمتر از 230 میلی متر است. معمولا" وقتی که ضخامت روکش به 200تا230 میلی متر می رسد استفاده از روش های بعد توصیه می شود از انجایی که در رابطه با روش های (5)و(6) مدارک علمی و فنی کافی وجود ندارد به عنوان گزینه های تحقیقاتی مطرح می گردندلذا از روش های طراحی که به تعیی ضخامت لایه اسفالتی می پر دازند بر اساس بکارگیری روش های (2)(3)(4) تنظیم شده اند
5-روش های طراحی
تا سال 1960 روش های طراحی مختلف توسط افراد و شرکت های گو ناگون برای تعیین ضخامت روکش اسفالتی پیشنهاد شد که همه بر پایه تجربه وقضاوت مهندسی استوار بود از سال 1960 استفاده از ازمهیش غیر مخرب افت روسازی باعث شد تا روش هایی منطقی تر و بر مبنایاندازهگیری تغییر مکان ها و بررسی موقعیت روسازی مورد توج قرار گرفت سه روش کلی طراحی برای تعیین ضخامتروکش اسفالتی متصور استروش ضخامت موثر روش تغییرشکل وروش مکانیستیک/تجربی
اصل اولیه روش ضخامت موثر این است که ضخامت مورد نظر عبارت است از تفاوت بین مورد نیاز برای یم روسازی جدید و ضخامت موثر روسازی موجود همچنین در این روش فرض براین است که هر چه از عمر رو سازی می گذرد و خرابی در ان به وجود می اید ضخامت موثر روسازی کمتر وکمتر می گردد به دلیل اینکه ضخامت موثر در این روش بر پایه نوع موقعیت و ضخامت هر لایه استوار است ای روش انلیز اجزا نیز معروف گردیده است این روش توسط انستیتوو اسفالت و اشتو برای طرح روکش اسفالتی برروی سازی بتنی به کار برده می شود
روش تغییر شکل بر پابه ارتباط تجربی میان میزان افت روسازی و ضخامت روکش استوار است در ای روش باید اتقدر ضخیم باشیم که میزان افت و تغییر شکل ذروسازی را در حد مطلوب کنترل نمایند این روش انستیتو اسفالت (1963) مرکز تحقیقات وراه ترابری بریتانیا(1978) انجمن ترابری کالیفرنیا(1979) و انجمن راه ترابری کانادا(1997) به کار برده شده است در روش مکانیستیک /تجربی طرح روسازی جدید براساس محاسبه تنش .کرنش و تغییر شکل روسازی با استفاده از روش های مکانیستیک صورت می گیرد و پیش بینی نتایج خرابی نیز به وسیله معیارهای شکست تجربی انجام می پذیرد برای طرح روکش های انعطاف پذیر
معیارهای طراحی ترک خستگی وتغییر شکل دائمی رویه می باشد در حالی که برای طرح روکش های بتنی روی لایه اسفالتی ترگ های خستگی تنها معیار طراحی می باشد البته پدیده فرسایش نیز یکی دیگر از معیارهای طراحی رو سازی بتنی است اما از انجا که در نظر کرتن این معیار موجب افزایش ضخامت وغیر اقتصادی شدن روکش می گردددر طرح روکش بتنی بر روی لایه اسفالتی مورد توجه قرار نمی گیرد دو نکتهدیگر در به کار گیری این روش حائز اهمیت است اولین نکته اینکه قبل از مدل سازی طرح روکش بدین روش بایستی میزان باقیمانده از عمر خستگی روسازی اولیه بررسی می شود اگر عمر روسازی به پایان رسیده باشد به هگام مدلسازی روکش جدید به عنوان لایه دوم در سیستم دو لایهای در نظر گرفته میشود و برای مدول عکس العمل لایه اول نیز از مدول عکس العمل خاک بستر استفاده می شود نکته دوم به ترگ های و درز های موجود در روسازی بتنی موجودباز می گردد
تجزیه تحلیل روکش های اسفالتی به صورت مکانبتیک به دلیل برخورد با دو نوع مصالح مختلف مشل و پیچیده است از نظر تئوری می توان با استفاده از برنا مه های مر بوط به تحلیل صفحات در روش اجزاء محدود مدل سازی را انجام داد بدین صورت که لایه اسفالتی به عنوان لایه رویه ولایه بتنی به عنوان لایه زیرین مدل می شوند اما از انجا که درز ها و ترک هایی در لایه بتنی موجود میباشد مدل کردن لایه زیرین سیستم روسازی دو لایه ایبا مشکل مواجه می شود برای حل این مشکل می توان در صورت در اختیار داشتن ضرایب اصلاح شده بارگذاری گوشه ولبه دال با استفاده از روش های تحلیل سیستم روسازی پر داخت برای دسترسی به این ضرایب به مرجع مراجعه کنید
6-پروژه طرح روسازی مرکب با اساس بتنی مسلح پیوسته و روکش سطحی اسفالت
در این پروژه روساری مرکبی شامل یک لایه روسازی مرکبی یک لایه سطحی اسفالت روی اساس بتنی مسطح پیوسته از لحاظ رفتار مورد بررسی های تجربی وبا استفاده از روش های مکانیستیک مورد مطالعه تحلیلی قرار گرفته است
علاوه بر اینکه دارای ترک های با ریک با فا صله های کم بوده و از انجا که به صورت پیوسته اجرا می شود . فاقد درز می باشد (شکل (2)) لذا مشکل مدل کردن ترک های عمیق و درز ها که در روسازی های بتنی غیر مسلح و درز دار می باشد .را نداشته و از طرف دیگر مساله بروز و گسترش تر کهای انعکاسی به انعکاسی به دلیل موئی بودن ترک ها منتفی است مفهوم اصلی و پایای این طرح بدین صورت در نظر گرفته شد که ظرفیت پایدار روسازی و تحمل بار تر افیک برعهده بوده وظیفه می باشد. ASC تامین یک سطح با کیفیت نیز بر عهذه CRCB
به عنوان معیار طراحی در نظر گرفته CRCB. از انجایی که ترکهای خستگی در
به درستی تخمین CRCB شده بودند می بایست تنش های بار گذاری و حراتی در
CRCB) برای تحلیل مکانیکی FEM زده شوند . به همین لحاظ از روش المان محدود
به المان های صفحه ای مستطیلی و نیز الما نه ای ترک CRCB بهره بردای شد در این مدل .
برای نشان دادن دال با ترک های عر ضی روی پی وینکلر تقسیم و بار انتقالی در ترک های نیز سه فنر الاستیک خطی (برشی وخمشی .کششی ) در المان ترک دل گردید برای محاسبه تنش ها می تواند به ASC در سیستم دو لایه از تئوری صفحات مرکب استفاده شد مطابق این تئوری
تلقی می شود (شکل(3))CRCB عنوان یک ضخامت اضافی برای
به تر تیب ضخامت مدل الاستیستیه و ضریب پواسون لایه اسفالتی h.E.m که در روابط فوق
و بتنی می باشد .یا با بدست امدن ضخامت معادل برای سیستم دو لایه ای مقادیر تنش قابل محاسبه هستند پس از مدل سازی مرکب .نکته مهم یافتن ثابت CRCBدر
فنر برای بار انتقالی در تر ک های عر صی مقایسه می شوند این مقادیر با باز شدن ترکها و تغییر درجه حرارت تغییر می کنند . لذا وارد کردن ایت تغییرات در روند طراحی باعث پیچیده شدن موضوع می شود
تاثیراتی رویسیستم خواهد داشت یکی از این تاثیرات کاهشCRCBASC وجود
و تاثیر دیگر کاهش گرادیان حرارتی روی CRCB میزان تنش
می باشند که تاثیر اول با استفاده از مفهوم ضخامت معادل و بر پایه تئوریCRCB
صفحات مرکب توجیح می شود اثرات حرارتی نز با ازمایش روسازی در ازمایشگاه قابل مشاهده است . در نهایت جمع اثار مکانیکی و حرارتی روی این بخش به صورت مقادیر پارامتر یک بر روی معیار خستگی مورد بررسی قرار می گیرند .
از دست اورد های این پژوهش نمودار هایی برای نشان دادن میزان تاثیر مدول لایه اسفالتی روی نسبت تنش و نسبت تغییر شکل رو سازی مرکب تحت بار گذاری داخلی و بار گذاری لبه به دست امدند که نشان دهنده نسبت کاهش تنش و نسبت تغییر شکل در مقابل افزایش مدول الاستیستیه لایه اسفالتی بودند . همچنین نمودارهایی برای در مقابل گرادیان حرارتی قبل و بو از اجرای روکش اسفالتی حاصل گردیدند این نمودار CRC Bاثر مثبت روکش اسفالتی در کاهش دما CRCB تعیین تابع توزیع دما در
را مشخص کردند از دیگر نتایج این چژوهش جداولی هستند که برای تخمین دمتای را مشخص کردند از دیگر نتایج این پژهوهش جداولی هستند کهCRCB نقاط مختلف
در مقابل تغییر در جه حرارت محیط و با توجه CRCB برای تخمین نقاط مختلف
به روکش اسفالتی به کار می روند
7- نتیجه گیری
در طول عمر بهره بردار ی بتنی به منظور تامین پارامترها سطح روسازی و ارتقای کیفیت ان اصلاح روسازی ضرورت دارد .با بررسی مکانیستیک تجربی تاثیر روکش سطحی اسفالتی روی اساس های بتنی مسلح پیوسته نتایج زیر حاصل گردید:
1. نتایج تحلیل سیستم دو لایه ای با استفاده از تئوری صفحات مرکب نشان دادند که اجرای روکش اسفالتی موجب کاهش تنش های ناشی از بار گذاری روی اساس بتنی مسلح می گردد.
2. نتایج تجربی و بررسی های ازمایشگاهی گو یای روکش اسفالتی در کاهش مقدار کرادیان حرارتی می باشند که نتیجه بلافصل آن به صورت کاهش تنش های حرارتی در اساس بتنی مسلح پیوسته نمایان می گردد.
گزارش کار آزمایش افت انرژی (1)
مقدمه :
سیال همیشه به دوصورت تحت فشار یا آزاد جریان می یابد. جریان سیال را زمانی آزاد گوئیم که از یک سو در تماس با فشار اتمسفر می باشد و از سایر جهات با جدار جامد تماس دارد. از سوئی جریان سیال را زمانیکه از همه جهات در تماس با جدار جامد می باشد را تحت فشار گویند. مجاری آزاد معمولا به صورت کانال های روباز و مجاری تحت فشار به لوله های جدار بسته می باشند که در سیستم هایی همچون انتقال آب شهری مورد استفاده قرار می گیرند.
اهدف آزمایش :
1-بدست آوردن کاراکترهای مهم شبکه نظیر افت فشار،دبی و ...
2-بدست آوردن افت هد عملی و تئوری و مشاهده تفاوت مقدار آنها
3-پی بردن به دلایل تفاوت در مقادیر بدست آمده عملی و تئوری
شرح مختصری از وسایل آزمایش :
1- کرنومتر برای ثبت زمان
2- دستگاه اصلی آزمایش : میز هیدرولیک
دستگاه تشکیل شده از یک پمپ و یک شیر برای کنترل دبی و همچنین چند لوله با اقطار مختلف که به
صورت موازی یا سری، روی میز بسته شده اند.
تئوری آزمایش :
طبق معادله انرژی در غیاب واکنش هسته ای، انرژی نه بوجود می آید و نه از بین می رود، بلکه از صورتی به صورت دیگر تبدیل می شود. جرم در حال جریان یک سیال ممکن است حاوی انرژی به صورت های مختلف همچون مکانیکی، حرارتی و شیمیائی باشد. در شبکه های توزیع آب، فقط انرژی های قابل استفاده ومفید بررسی می شوند.
به انرژی های قابل استفاده ای که به صورت های دیگر انرژی تبدیل می شوند و نمی توان از آن ها استفاده کرد، " افت انرژی " اطلاق می شود. به طور مثال، در یک جرم آب ممکن است انرژی قابل استفاده بر اثر اصطکاک به حرارت تبدیل شود، که چنین تبدیلی افت انرژی قلمداد می شود.
انرزی قابل استفاده در سالات ممکن است یک یا ترکیبی از سه صورت انرزی ، یعنی 1- انرژی پتانسیل 2- انرزی جریان ( یا انرژی فشار) و 3- انرژی جنبشی باشد.
انرژی قابل استفاده در سیال متناسب با جرم ( وزن) ان بوده و بنابراین متداول است که انرژی سیال در واحد جرم یا وزن آن بیان شود. انرژی، ظرفیت انجام کار بوده و برابر حاصلضرب نیرو در مسافت است. بنابراین بعد انرژی FL یا ML2T-2 و واحد ان N.m یا ژول است. بعد انرژی در واحد جرم FL/M یا L2T-2 و واحد آن N.m/kg است. وقتی انرژی در واحد وزن بیان شود، بعد آن FL/F یعنی L و واحد آن متر m است.
انرژی پتانسیل
انرژی پتانسیل جرم معینی از یک مایع مربوط به موقعیت و یا ارتفاع آن نسبت به خط مبناست. واحد جرم مایع (با وزن g) که مرکز آن به اندازه Z از مبنا بالاتر است، ظرفیت gZ واحد انجام کار را در حین سقوط از ارتفاع Z دارد. انرژی پتانسیل واحد جرم مایع gZ است.
انرژی جریان
ظرفیت انجام کار سیال در حال حرکت بر روی محیط اطرافش را " انرژی جریان" نامند. پیستونی را با سطح مقطع A در نظر بگیرید که همانند شکل 1 به مخزنی متصل است. فشار p به مرکز پیستون وارد می آید که منجربه اعمال نیروی pA بر آن می شود. اگر فشار آب، پیستون را به اندازه جابجا کند، کار انجام شده بر روی پیستون مساوی pAL است. جرم آبی که کار را انجام داده ρAL و لذا کار انجام شده توسط واحد جرم آب p/ρ است. بنابراین اگر آب از نقطه ای با فشار p به نقطه دیگری با فشار صفر حرکت کند، واحد جرم آن توسط نیروهای فشار به اندازه p/ρ کار انجام می دهد.
چون انرژی جریان (p/ρ) دربرگیرنده فشار p است، عموما (به طور اشتباه) " انرژی فشار" نامیده می شود. قابل تذکر آنکه، انرژی فشار غیر از انرژی الاستیک است که به یک سیال در حال متراکم شدن داده می شود.
انرژی جنبشی
انرزی سیال ناشی از یرعت را " انرژی جنبشی" می نامند و برابر با حاصلضرب جرم سیال در V2/2α است. α ضریب تصحیح انرژی جنبشی است که برای جریان لایه ای در لوله ها مساوی 2.0 و برای جریان آشفته در لوله ها بین 1.01 و 1.10 است و در عمل معمولا مساوی یک فرض می شود. بنابراین انرژی جنبشی واحد جرم سیال V2/2α است.
|
مخزن |
|
pA |
نمایش انرژی جریان
خطوط شیب هیدرولیکی و شیب انرژی
اگر در نقاط مختلف یک خط لوله، هد فشار p/y به طور قائم نسبت به خط محور لوله رسم گردد و نقاط انتهایی انها به هم وصل شود، خطی به دست می آید که به آن " خط هد فشار" یا " خط شیب هیدرولیکی "1، HGL، گویند. این خط در واقع رسم هد پیزومتریک نیز گفته می شود. وقتی که طول لوله است. به همین دلیلف گاهی به این خط ،خط پیزومتریک نیز گفته می شود. وقتی که فشار نسبی در لوله بیشتر از فشار جو است، p/y مثبت بوده و HGL بالاتر از خط محور لوله است. موقعی که فشار نسبی در نقطهای از لوله صفر است، HGL خط محورلوله یکدیگر را در آن نقطه می کنند. موقعی که فشار نسبی در لوله کمتر از فشار جو است، p/y منفی بوده و HGL زیر خط محور لوله قرار می گیرد.
اگر هد کل (V2/2g ) + (p/y)+ z در نقاط مختلف یک خط لوله نسبت به یک خط مبنا در مسیر طول لوله رسم گردد ونقاط انتهایی آنها ه هم وصل شوندف خطی به دست می آید که به آن "خط هد کل" گفته می شود. همان گونه که قبلاً مشاهده شد، هد کل ازنظر عددی برابر انرژی واحد وزن سیال است و بنابراین خط هد کل به "خط شیب انرژی" 2 ، EGL ، نیز موسوم است . به خاطر هد جنبشی V2/2g ، EGL همواره بالات از EGL است. چنانچه سطح مقطع لوله در طول آن یکنواخت باشد، دو خط HGL و EGL موازی هم بوده و فاصله قائم آنها به اندازه V2/2g است.
افت هد در لوله ها
همان گونه بیان شد، وقتی که یک سیال حقیقی در لوله ای جریان می یابد قسمتی از انرژی کل آن صرف برقراری جریان می شود. ای انرژی مصرف شده به دلیل اصطکاک داخلی و آشفتگی تبدیل به انرژی حرارتی می شود. انرژی تبدیل شده به انرژی حرارتی را به دلیل غیرقابل استفاده بودن آن اصطلاحاً :افت انرژی" گویند. افت انرژی بهازای واحد وزن سیال "افت هد" نامیده می شود.
افت هد در لوله به دو نوع تقسیم می شود: (1) افت هد ناشی از اصطلاک در لوله موسوم به "افت هد اصطلاکی" و (2) افت هد ناشی از متعلقات فرعی لوله موسوم به :افت هد فرعی (جزئی)" .
افت هد اصطلاکی در لوله ناشی از لزجی سیال و آشفتگی جریان است. چون اتف هد اصطلاکی در یک لوله طوانی معمولاً بیشتر از افت هد در متعلقات فرعی لوله است، آن را "افت هداصلی" نیز می نامند. وقتی مقطع لوله بهطور ناگهانی یا تدریجی تغییر قطردهد و یا وقتی که مانعی در سر راه جریان قرار گیرد، الگوی جریان تغییر میکند که منجر به تغییر در مقدار، جهت ویا توزیع سرعت جریان می شود. چنین تغییر در سرعت به افت هدی منجر می گردد که افت هد فرعی (جزئی) نامیده می شود. دراین فصل افت هد اصطلاکی وافت هد فرعی به تفضیل مورد بحث قرار می گیرند.
فرمول دارسی- ویسباخ
افت هد اصطلاکی hf جریان سیال تراکم ناپذیر در لوله به خواص سیال نظیر چگالی ρ و لزجیμ ، خصوصیات جریان نظیر سرعت متوسط v ، خصوصیات لوله نظیر طول L وقطر داخلی D ، خصوصیات زبری جدار داخلی لوله نظیر اندازه، فاصله و شکل برامدگی زبری بشستگی دارد. با به کار بردن تحلیل ابعادی ، مقدار افت هد اصطلاکی را می توان با رابطه زیر نشان داد:
(2-1) e`/D)، m،e/D، Hf=L/d V2/2g φ( VDρ/μ
که در آن φ تابع، e اندازه زبری (با بعد L) ، e` فاصه زبری (با بعد L) و m فاکتور شکل زبری (بدون بعد) است. نظر به اینکه بررسی کمی اثرe` و m بسیار دشوار است لذا از اثرات آنها صرفنظر شده و یا در مقدار e منظور می شوند. بنابراین ، معادله (2-1) به صورت زیر خلاصه می شود:
(2-2) e/D)، Hf=L/d V2/2g φ( VDρ/μ
که در آن VDρ/μ ، عدد رینلدر Re و e/D پارامتر بدون بعد موسوم به زبری نسبی است.
ضریب اصطلاک یا فاکتور اصطلاک ، f ، به صورت زیر تعریف می شود:
(2-3) e/D) ، f = φ( VDρ/μ
بنابراین معادله (2-2) را می توان چنین نوشت:
(2-4) Hf= f L/d V2/2g
معادله (2-4) اولین بار در سال 1855 توسط ویسباخ ارائه شد. به خاطر تحقیقات وسیع دارسی بر روی جریان در لوله، نام او نیز همراه معادله (2-4) است و این معادله در حال حاضر به فرمول دارسی – ویسباخ معروف است.
برای مجاری تحت فشار غیر دایره ای شکل، به جای D در معادله (2-4) ، RH 4 = DH قرار می گیرد که در آن RH شعاع هیدرولیکی و DH قطر هیدرولیکی است. شعاع هیدرولیکی برابر است با نسبت سطح مقطع جریان A، به محیط خیس شده WP، یعنی، A/WP = RH .
فرمول دارسی- ویسباخ را می توان بر حسب دبی نیز نوشت که برای این کار در فرمول (2-4) به جای سرعت متوسط، Q/A قرار می گیرد. درمقاطع دایره ای شکل که A=πD2/4 ، معادله (2-4) را می توان به صورت زیر نوشت:
(2-5) Hf=fLQ2/ 12.1 D5
آزمایش های نیکورادزه روی لوله های با زبری مصنوعی
نیکورادزه آزمایش های وسیعی را بر روی لوله های صاف و لوله های بازبری مصنوعی انجام داد. در این آزمایش ها ، ذرات ماسه با ابعاد یکنواخت به دیواره لوله چسبانده شدند تا زبری مصنوعی در لوله به وجود آید. زبری نسبی e/D که در آن e قطر ذرات ماسه است از 30/1 تا 1014/1 تغییر داده شد. ضرایب اصطلاک در مقابل اعداد رینولدز به ازای مقادیر مختلف e/D ، بر روی محور مختصات لگاریتمی همانن شکل (2-1) رسم شدند. گرچه فاصله و شکل ذرات ماسه در آزمایش های نیکورادزه بررسی نشدند، لیکن آزمایش ها اعتبار مفهوم زبری نسبی را تائید کردند.
نتایج زیر از آزمایش های نیکورادزه شکل (2-1) استنتاج می شوند:
(1) وقتی 2000>Re ، یعنی، وقتی که جریان لایه ای است، f مستقل از e/D بوده و فقط به Re بستگی دارد.
(2) وقتی 4000 > Re >2000، یعنی وقتی که جریان در حالت انتقالی از جریان لایه ای به جریان اشفته است، f با افزایش Re افزایش می یابد.
(3) وقتی 4000< Re ، اشفتگی وجود داشته و اثر e/D نیز ممکن است احساس شود. تا مادامی که زبری جدار لوله در زیر لایه ارام قرار دارد، لوله همانند یک لوله صاف عمل می کند. در این حالت، جریان را "جریان اشفته صاف" نامند و مقدار f که فقط به Re بستگی دارد از روی منحنی لوله صاف به دست می آید.
(4) بسته به مقدار e/D ، منحنی هایی از منحنی لوله صاف منشعب می شوند. هرچه مقدار e/D بزرگتر باشد، منحنی زودتر انشعاب می گیرد. با افزایش مقدار Re، اثر e/D نیز افزایش می یابد و این افزایش تا حدی ادامه می یابد که زبری جداره کاملاً اثر خود را روی جریان بگذارد در این حالت جران را "جریان اشفته انتقالی" نامند و مقدار f بستگی به هر دوی Re و e/D دارد.
(5) برای مقادیر بزرگ Re ، اثر لزجی ناچیز است و f مستقل از Re بوده و فقط به مقدار e/D بستگی دارد. این جریان را "جریان اشفته زبر" می نامند.
استانتون با همکاری پانل آزمایش هایی را روی چندین لوله با قطرها و جنس های مختلف و نیز مایعات متفاوت انجام داد و به همین دلیل است که گاهی نمودار نظیر شکل (2-1) ، "نمودار استانتون" و یا "نمودار استانتون- پانل" نیز نامیده می شود.
نمودار مودی
نیکورادزه آزمایش هایی را روی لوله هایی انجام داد که با دانه های ماسه یکنواخت، به طور مصنوعی زبر شده بودند. الگوی زبری لوله های تجارتی با آنچه نیکورادزه انجام داد، متفاوت است. بنابراین، در عمل، منحنی های نیکورادزه را نمیتوان به طور مستقیم جهت محاسبه ضریب اصطلاک لوله های تجارتی به کار برد. کلبروک نشان داد که نواحی انتقالی منحنی های نیکورادزه و منحنی های لوله های واقعی بر یکدیگر منطبق نیستند. با معرفی "زبری معادل" ، استفاده از نتای نیکورادزه برای لوله های تجارتی با زبری مصنوعی نیکورادزه ایجاد کند. مقادیر زبری معادل بعضی از لوله های تجارتی در جدول (2-1) آمده است.
پس از نیکورادزه تعداد زیادی نمودار توسط محققات برای محاسبه f ارائه شئ که مشهور ترین و متداول ترین آنها نمودار مودی است که مقادیر f رابه ازای مقادیر مختلف Re و e/D نشان میدهد، شکل (2-2). مفهوم زبری معادل که نمودار مودی بر آن استوار شده دارای چندین محدودیت است. به طور مثال، زبری معادل فقط در برگیرنده ارتفاع برآمدگی های سطح داخلی لوله است و اثر فاصله و سکل برآمدگی را در نظر نمی گیرد. در حالی که، فاصله و شکل برامدگی ها، بخصوص در مورد جریان آشفته زبر، نیز مهم هستند. بنابراین ، نمودار مودی تقریبی است و پیش بینی مقدار دقیق ضریب اصطلاک و به دنبال آن افت هد اصطلاکی کار نسبتاً دشواری است.
روابط ضریب اصطلاک
روابط ضریب اصطلاک برای پنج ناحیه جریان بیا ن شده، در ذیل مورد بحث قرار می گیرند.
جریان لایه ای
برای جریان لایه ای (2000 Re) مقدار f از رابطه زیر به دست می آید:
(2-7)f= 64/Re
این مقدار f همانند مقداری است که به طور تئوری ازمعادله هیگن- پویزی برای جریان لایه ای به دست می آید.
جدول زبری معادل برای لوله های مختلف
|
جنس لوله |
زبری معادل e، mm |
|
فولاد پرچ شده بتن نوار چوبی چدان آهن گالوانیزه (آهن سفید یا آهن رویینه شده) چدن قیری شده فولاد تجارتی، آهن نرم آزبست- سیمان بدون پوشش، بتن پیش تنیده پی وی سی (PVC) ازبست – سیمان باپوشش، آلومینیم، برنج، مس، روی، شیشه و پلاستیک |
0/9-90/0 0/3-30/0 90/0-20/0 26/0 15/0 13/0 05/0 04/0 0021/0 0015/0 |
جریان انتقالی
برای جریان انتقالی (4000> Re > 2000) مقدار f غیر منطقی است. آزمایش های متعدد نشان داده که مقدار f برای جریان انتقالی در لوله های تجارتی بین 03/0 و 08/0 است.
جریان آشفته صاف
برای این نوع جریان، معادله ذیل که به معادله کارمن-پرانتل موسوم است، مورد استفاده قرار می گیرد
جریان آشفته انتقالی
جریان آشفته زبر
فرمول های تجربی
اگر چه فرمول افت هد دارسی – وایسباخ از نظر ابعادی همگن است، فرمول های تجربی ناهمگن از نظر ابعادی نیز وجود دارند که به طور وسیعی استفاده می شوند. متداولترین این فرمول ها، فرمول هیزن-ویلیامز و فرمول مانینگ هستند که درباره آن ها توضیح داده خواهد شد.
فرمول هیزن-ویلیامز
ویلیامز و هیزن فرمول تجربی زیر را که به طور وسیعی در مهندسی ابرسانی استفاده شده است، ارائه کرده اند.
V= 0.849 CHW RH.63 S.54
که در آن سرعت متوسط جریان بر حسب m/s ، C ضریب هیزن-ویلیامز، R شعاع هیدرولیکی بر حسبm و S شیب خط انرژی است. یرای لوله های دایره ای شکل V = 4Q/πD2 و R = D/4 است که با جایگزینی آنها در معادله فوق ، معادله ذیل برای افت هد بدست می آید:
Hf = 10.68 L Q1.852 / C1.852 D4.87
فرمول هیزن-ویلیامز در ابتدا برای R=.3 m و S = .001 بدست آمد. بنابراین ضریب C به مقادیر R و S و نیز شرایط جریان بستگی دارد. مقادیر C برای لوله های معمولی و سرعت جریان حدود .9 m/s طبق جدول ذیل توسط لامونت و پس از بررسی 372 آزمون توصیه شده است.
فرمول هیزن-ویلیامز برای لوله های صاف و با اقطار متوسط تا بزرگ مناسبتر است.
|
|
قطر لوله، میلیمتر |
||||
|
جنس لوله |
75 |
150 |
300 |
600 |
1200 |
|
چدن بدون پوشش چدن با پوشش فولاد بدون پوشش فولاد با پوشش آهن نرم آهن گالوانیزه آهن ریخته گری با پوشش آزبست-سیمان بدون پوشش آزبست-سیمان با پوشش بتن بتن پیش تنیده پی وی سی، برنج، سرب، مس لوله های تمیز شده توسط سائیدن لوله های تمیز شده توسط برس زدن |
121 129 142 137 137 129 137 142 147 69-129 - 147 109 97 |
125 133 145 142 142 133 142 145 149 79-133 - 149 116 104 |
130 138 147 145 - - 145 147 150 84-138 147 150 121 108 |
132 140 150 148 - - 148 150 152 90-140 150 152 125 112 |
134 141 150 148 - - 148 - - 95-141 150 153 127 115 |
فرمول مانینگ
رابطه تجربی دیگر که گاهی برای جریان در لوله به کارکی رود فرمول مانینگ به صورت زیر است:
V= 1/n RH2/3 S1/2
که در ان n ضریب زبری مانینگ ویا به اختصار ضریب مانینگ است. فرمول مانینگ برای لوله ای به قطر D برای افت هد به صورت زیر است:
Hf = 10.29 n2 L Q2 / D16/3
گستره مقادیر n برای لوله های متداول، در جدول زیر ارائه شده اند.
|
جنس لوله |
ضریب مانینگ n |
|
PVC برنج، مس، شیشه، سرب، بتن پیش تنیده بتن نوار چوبی فولاد جوشی چدن با پوشش چدن بدون پوشش |
0.008-0.011 0.012-0.009 0.017-0.010 0.013-0.011 0.013-0.012 0.014-0.012 0.015-0.013 |
فرمول کلی افت هد
افت هد اصطکاکی هر لوله را می توان به صورت فرمول کلی افت هد به صورت زیر بیان کرد:
Hf = R Qn
که در آن R ثابت مقاومت لوله و nتوان است. روابط R و n برای فرمول های دارسی-ویسباخ، هیزن-ویلیامز و مانینگ در جدول ارائه شده اند. چون که در عمل معمولا مقادیر C و n هر لوله خاص ثابت فرض می شوند، لذا مقدار R لوله نیز ثابت بوده و مستقل از دبی آن است. برعکس، چون در فرمول دارسی-ویسباخ f تابعی از عدد رینولدز است، مقدار R هر لوله ثابت نبوده و به مقدار دبی آن بستگی دارد.
|
فرمول افت هد |
R |
n |
|
دارسی-ویسباخ |
fL/12.1D5 |
2 |
|
هیزن-ویلیامز |
10.68 L / C1.852 D4.87 |
1.852 |
|
مانینگ |
10.29 n2 L / D16/3 |
2 |
افت هد فرعی
افت هد فرعی ناشی از تغییر الگوی جریان در لوله است که به واسطه تغییر تدریجی یاناگهانی مرزهای مجرای جریان و یا به واسطه وجود موانع در مسیر جریان به وجود می آید. عوامل به وجود آورنده افت هد فرعی را متعلقات فرعی خط لوله نامیده و شامل اتصالات ومتعلقات لوله کشی، مثل تبدیل های افزاینده یا کاهنده، زانوئی ها، سه راهی ها، شیرها و غیره هستند.
رابطه افت هد فرعی
افت هد فرعی ،hm ، بر حسب سرعت یا دبی لوله به صورت زیر بیان می شود:
Hm = Km V2 / 2g = ( 8 Km / π2gD2 )Q2
که در آن Km ضریب افت هد فرعی است و در عمل برای اعداد رینولدز بزرگ،ثابت باقی می ماند وV سرعت متوسط در لوله در بالادست قطعه فرعی است.
در زیر رابطه افت هد فرعی برای تبدیل افزاینده ناگهانی معرفی گشته است و در مورد سایر متعلقات فرعی به ارائه جدول اکتفا گردیده است:
تبدیل افزاینده ناگهانی
با در نظر گرفتن فرضیاتی، فرمول زیر با مبنای نظری جهت محاسبه افت هد افزاینده ناگهانی، ارئه شده است.
Hse = ( V1- V2 )2 / 2g
که در ان V1 سرعت در لوله با قطر کوچک و V2 سرعت در لوله با قطر بزرگتر است. محققین دیگری نیز افت هد افزاینده ناگهانی را به طور تجربی مطالعه کردند و مشاهده کردند که در مواردی اعداد به دست امده توسط فرمول فوق با اعداد تجربی، اندکی متفاوت هستند. آرچر رابطه زیر را برای افزاینده ناگهانی پیشنهاد کرد:
Hse = Kse ( V1)2 / 2g
که در ان Kse ضریب افت هد افزاینده ناگهانی است و بستگی به نسبت D2 / D1 دارد.
جداول مربوط به ضرایب افت فرعی به پیوست ارائه گردیده است و صرفا با تغییر K، افت حالات مختلف محاسبه می گردد.
شرح آزمایش :
قسمت 1 ) کالیبراسیون
به منظور تهیه منحنی های کالیبراسیون برای هر یک از لوله های آزمایش ( روش عملی تععین رابطه افت و دبی ) در هر مرحله یکی از لوله های آزمایش را در مدار جریان قرار داده و جدول مربوط را به صورت زیر تکمیل می نمائیم:
1- پس از باز کردن شیر لوله مورد نظر و اطمینان یافتن از عدم وجود حباب هوا در لوله، اختلاف ارتفاع مانومتریک را در ابتدا و انتهای لوله از روی مانومترهای میز کار قرائت نموده و یادداشت می نمائیم.
2- بوسیله میله مدرج اندازه گیری حجم و نیز کرونومتر ، دبی را اندازه گیری می کنیم.
3- دبی را با افزایش دور شیر، زیاد نموده و مراحل قبل را به تعداد 4 بار برای هر یک از لوله ها انجام می دهیم.
· نتایج در جدول آورده شده است و منحنی کالیبراسیون رسم گردیده است.
· با توجه به نمودار فوق مشخص می گردد که 1) با افزایش دبی در یک لوله با قطر ثابت، افت افزایش می یابد. 2) با کاهش قطر لوله ها در یک دبی ثابت، افت افزایش می یابد.
قسمت 2 ) لوله های موازی
در این مرحله قوانین لوله های موازی را بررسی می کنیم:
با توجه به آنکه در لوله های موازی افت هد کل برابر افت تک تک لوله ها می باشد و دبی کل برابر مجموع دبی لوله ها می باشد، به صورت زیر عمل می کنیم:
1- مدار لوله ها را مطابق شکل آماده می نمائیم.
2- جریان را با دبی کم آغاز نموده و پس از اطمینان از خارج شدن هوا، مقدار اختلاف ارتفاع مانومتری را قرائت می نمائیم.
3- آزمایش های را با دبی های بیشتر تکرار می کنیم و در جدول یادداشت می نمائیم.
4- در هر مرحله با اندازه گیری حجم و زمان میزان دبی را بدست می آوریم .
5- در هر مرحله با توجه به اختلاف ارتفاع مانومتری قرائت شده، از روی منحنی کالیبراسیون دبی هر لوله را بدست می آوریم و ضمن یادداشت در جدول، با مقدار بدست آمده در آزمایش مقایسه می نمائیم.
· اختلاف مشهود در این قسمت به دلیل خطاهای قرایت در قسمت های مختلف مانند مانومتر، تانک اندازه گیری حجم، کرونومتر و نتیجتا اشتباه در کالیبره کردن دستگاه، بوجود آمده است.( اشتباهات در دو آزمایش صورت گرفته است ولذا تاثیر آن ها بسیار زیاد گشته است.)
6- سپس با توجه به مشخص بودن افت هد لوله ها، ضریب فرضی برای لوله ها f ، طول و قطرهر لوله با استفاده از روابط تئوری دبی تک تک لوله ها را محاسبه می نمائیم و خطای آزمایش را تعیین می کنیم.
· فرمول تئوری مورد استفاده دارسی-ویسباخ می باشد.
· ضریب K با توجه به جداول مربوط فرض گردیده است.
|
میز انجام آزمایش کالیبراسیون و شبکه لوله های موازی |
قسمت 3 ) لوله های سری
در این مرحله قوانین لوله های سری را بررسی می کنیم:
با توجه به آنکه در لوله های موازی دبی کل برابر دبی تک تک لوله ها می باشد و افت هد کل برابر مجموع افت هدها می باشد، به صورت زیر عمل می کنیم:
1- مدار لوله ها را مطابق شکل آماده می نمائیم.
2- جریان را با دبی کم آغاز نموده و پس از اطمینان از خارج شدن هوا، مقدار اختلاف ارتفاع مانومتری را در بین پیزومترهای(1و2) ؛(2و3) ؛(3و4)و (1و4) قرائت می نمائیم.
3- آزمایش های را با دبی های بیشتر تکرار می کنیم و در جدول یادداشت می نمائیم.
4- در هر مرحله با اندازه گیری حجم و زمان میزان دبی را بدست می آوریم .
سپس با توجه به مشخص بودن افت هد لوله ها، ضریب فرضی برای لوله ها f ، طول و قطرهر لوله با استفاده از روابط تئوری سرعت و افت هد تک تک لوله ها را محاسبه می نمائیم و خطای آزمایش را تعیین می کنیم.
· فرمول تئوری مورد استفاده دارسی-ویسباخ می باشد.
· ضریب K با توجه به جداول مربوط فرض گردیده است.
|
میز انجام آزمایش شبکه لوله های سری |
محاسبات ، جداول ، منحنی های مربوطه و تجزیه تحلیل :
محاسبات مربوط به کالیبراسیون اجزاء شبکه
لوله 13mm
اعداد قرائت شده در آزمایشگاه به شرح زیر هستند:
|
شماره آزمایش |
h1 (mm hg) |
h2 (mm hg) |
اختلاف ارتفاع مانومتریک mm hg |
حجم Lit |
زمان (second) |
|
1 |
489 |
485 |
4 |
10 |
91 |
|
2 |
497 |
480 |
17 |
10 |
53 |
|
3 |
504 |
473 |
31 |
10 |
38 |
|
4 |
533 |
444 |
89 |
10 |
22 |
|
5 |
784 |
194 |
590 |
10 |
8 |
از تقسیم حجم بر زمان ، دبی هر مرحله و با داشتن اختلاف ارتفاع مانومتریک و ضرب آن در چگالی جیوه مقادیر افت برای هر دبی بدست می آید :
نمونه محاسبات برای آزمایش شماره یک:
برای بقیه آزمایش ها هم به همین صورت عمل کرده و در جدول زیر یادداشت می نماییم :
|
دبی (L/s) |
افت اندازه گیری شده (m H2O ) |
|
0.10989011 |
0.0544 |
|
0.188679245 |
0.2312 |
|
0.263157895 |
0.4216 |
|
0.454545455 |
1.2104 |
|
1.25 |
8.024 |
حال با مقادیر بدست آمده از آزمایش، منحنی کالیبراسیون لوله را رسم می کنیم :
بدست آوردن افت تئوری در لوله 13mm:
با داشتن سرعت در هر لوله ، قطر ، زبری لوله ها و لزجت آب میزان عدد رینولدز و ضریب دارسی - وایسباخ ( از فرمول کلبروک وایت ) برای هر لوله در هر دبی بدست می آید و نهایتا با داشتن ضرایب و استفاده از فرمول دارسی مقادیر افت طولی و موضعی (افت ناشی زانویی و اتصالات و ...)و افت کل تئوری بدست می آید:
|
e/D |
Velocity (m/s) |
Re |
f |
افت کل طولی (mH2O) |
افت موضعی (mH2O) |
افت کل تئوری (mH2O) |
|
0.000161538 |
0.828 |
9441.333 |
0.032 |
0.061 |
0.031 |
0.092 |
|
0.000161538 |
1.422 |
16210.591 |
0.028 |
0.155 |
0.093 |
0.248 |
|
0.000161538 |
1.983 |
22609.509 |
0.025 |
0.279 |
0.180 |
0.459 |
|
0.000161538 |
3.425 |
39052.788 |
0.023 |
0.735 |
0.538 |
1.273 |
|
0.000161538 |
9.418 |
107395.167 |
0.019 |
4.581 |
4.069 |
8.650 |
نمونه محاسبات:
از آنجائیکه وزن مخصوص جیوه و وزن مخصوص آب است ، داریم :
با در نظر گرفتن ، برای لوله داریم :
: از نمودار مودی
برای بقیه قسمت ها (سری و موازی) نیز به همین صورت عمل کرده و افت تئوری را به دست آورده و در جداول یاداشت میکنیم.
لوله 17.5 mm
اعداد قرائت شده در آزمایشگاه به شرح زیر هستند:
|
شماره آزمایش |
h1 (mm hg) |
h2 (mm hg) |
اختلاف ارتفاع مانومتریک mm hg |
حجم Lit |
زمان (second) |
|
1 |
492 |
485 |
7 |
10 |
32 |
|
2 |
502 |
475 |
27 |
10 |
30 |
|
3 |
513 |
463 |
50 |
10 |
20 |
|
4 |
552 |
427 |
125 |
10 |
12 |
|
5 |
653 |
325 |
328 |
10 |
8 |
از تقسیم حجم بر زمان ، دبی هر مرحله و با داشتن اختلاف ارتفاع مانومتریک و ضرب آن در چگالی جیوه مقادیر افت برای هر دبی بدست می آید :
نمونه محاسبات برای آزمایش شماره یک:
برای بقیه آزمایش ها هم به همین صورت عمل کرده و در جدول زیر یادداشت می نماییم :
|
دبی (L/s) |
افت اندازه گیری شده (m H2O ) |
|
0.3125 |
0.0952 |
|
0.333333333 |
0.3672 |
|
0.5 |
0.68 |
|
0.833333333 |
1.7 |
|
1.25 |
4.4608 |
حال با مقادیر بدست آمده از آزمایش، منحنی کالیبراسیون لوله را رسم می کنیم :
بدست آوردن افت تئوری در لوله 17.5mm:
با داشتن سرعت در هر لوله ، قطر ، زبری لوله ها و لزجت آب میزان عدد رینولدز و ضریب دارسی - وایسباخ ( از فرمول کلبروک وایت ) برای هر لوله در هر دبی بدست می آید و نهایتا با داشتن ضرایب و استفاده از فرمول دارسی مقادیر افت طولی و موضعی (افت ناشی زانویی و اتصالات و ...)و افت کل تئوری بدست می آید:
|
e/D |
Velocity (m/s) |
Re |
f |
افت کل طولی (mH2O) |
افت موضعی (mH2O) |
افت کل تئوری (mH2O) |
|
0.00012 |
1.299262 |
19944.82 |
0.026121051 |
0.091181271 |
0.077434983 |
0.168616254 |
|
0.00012 |
1.38588 |
21274.47 |
0.025717341 |
0.102140625 |
0.088103803 |
0.190244428 |
|
0.00012 |
2.07882 |
31911.71 |
0.02340404 |
0.20914419 |
0.198233557 |
0.407377747 |
|
0.00012 |
3.4647 |
53186.18 |
0.020966912 |
0.520459493 |
0.550648771 |
1.071108264 |
|
0.00012 |
5.197049 |
79779.27 |
0.019351113 |
1.080789066 |
1.238959734 |
2.3197488 |
لوله 22 mm
اعداد قرائت شده در آزمایشگاه به شرح زیر هستند:
|
شماره آزمایش |
h1 (mm hg) |
h2 (mm hg) |
اختلاف ارتفاع مانومتریک mm hg |
حجم Lit |
زمان (second) |
|
1 |
498 |
478 |
20 |
10 |
25 |
|
2 |
507 |
469 |
38 |
10 |
19 |
|
3 |
533 |
444 |
89 |
10 |
13 |
|
4 |
565 |
410 |
155 |
10 |
9 |
|
5 |
643 |
335 |
308 |
10 |
6 |
از تقسیم حجم بر زمان ، دبی هر مرحله و با داشتن اختلاف ارتفاع مانومتریک و ضرب آن در چگالی جیوه مقادیر افت برای هر دبی بدست می آید :
نمونه محاسبات برای آزمایش شماره یک:
برای بقیه آزمایش ها هم به همین صورت عمل کرده و در جدول زیر یادداشت می نماییم :
|
دبی (L/s) |
افت اندازه گیری شده (m H2O ) |
|
0.4 |
0.272 |
|
0.526315789 |
0.5168 |
|
0.769230769 |
1.2104 |
|
1.111111111 |
2.108 |
|
1.666666667 |
4.1888 |
حال با مقادیر بدست آمده از آزمایش، منحنی کالیبراسیون لوله را رسم می کنیم :
بدست آوردن افت تئوری در لوله 22mm:
با داشتن سرعت در هر لوله ، قطر ، زبری لوله ها و لزجت آب میزان عدد رینولدز و ضریب دارسی - وایسباخ ( از فرمول کلبروک وایت ) برای هر لوله در هر دبی بدست می آید و نهایتا با داشتن ضرایب و استفاده از فرمول دارسی مقادیر افت طولی و موضعی (افت ناشی زانویی و اتصالات و ...)و افت کل تئوری بدست می آید:
|
e/D |
Velocity (m/s) |
Re |
f |
افت کل طولی (mH2O) |
افت موضعی (mH2O) |
افت کل تئوری (mH2O) |
|
0.0000955 |
1.052295121 |
20307.44971 |
0.025946299 |
0.04725929 |
0.142225232 |
0.189484522 |
|
0.0000955 |
1.384598844 |
26720.32857 |
0.024301598 |
0.076633634 |
0.24623482 |
0.322868455 |
|
0.0000955 |
2.023644464 |
39052.78791 |
0.022297063 |
0.150194055 |
0.525980889 |
0.676174944 |
|
0.0000955 |
2.923042004 |
56409.58253 |
0.020613312 |
0.289704046 |
1.097416916 |
1.387120962 |
|
0.0000955 |
4.384563006 |
84614.3738 |
0.019010988 |
0.601165408 |
2.46918806 |
3.070353468 |
رسم سه منحنی در یک دستگاه:
پاسخ سوالات بخش کالیبراسیون اجزاء شبکه
سوال اول- نمودارها در قسمت فوق رسم شدند .
سوال دوم-
با توجه به نمودارهای رسم شده و محاسبات انجام شده و رابطه فوق، مشاهده می شود که با افزایش دبی افت هد بیشتر شده و با توان دو آن رابطه مستقیم دارد. ، یعنی به صورت سهمی است که این موضوع نیز درنمودارها دیده می شود .
سوال سوم- نتایج زیر از آزمایش های نیکورادزه استنتاج شده که به نوعی تفسیر نمودار مودی نیز می باشد.
الف.وقتی 2000>Re ، یعنی، وقتی که جریان لایه ای است، f مستقل از بوده و فقط به Re بستگی دارد.
ب. وقتی 4000 > Re >2000، یعنی وقتی که جریان در حالت انتقالی از جریان لایه ای به جریان اشفته است، f با افزایش Re افزایش می یابد.
ج. وقتی 4000< Re ، آشفتگی وجود داشته و اثر نیز ممکن است احساس شود. تا مادامی که زبری جدار لوله در زیر لایه آرام قرار دارد، لوله همانند یک لوله صاف عمل می کند. در این حالت، جریان را "جریان آشفته صاف" نامند و مقدار f که فقط به Re بستگی دارد از روی منحنی لوله صاف به دست می آید.
د. بسته به مقدار ، منحنی هایی از منحنی لوله صاف منشعب می شوند. هرچه مقدار بزرگتر باشد، منحنی زودتر انشعاب می گیرد. با افزایش مقدار Re، اثر نیز افزایش می یابد و این افزایش تا حدی ادامه می یابد که زبری جداره کاملاً اثر خود را روی جریان بگذارد در این حالت جریان را "جریان آشفته انتقالی"می نامند و مقدار f بستگی به Re و دارد.
ه. برای مقادیر بزرگ Re ، اثر لزجت ناچیز است و f مستقل از Re بوده و فقط به مقدار بستگی دارد. این جریان را "جریان آشفته زبر" می نامند.
سوال چهارم- باتوجه به رابطه دارسی ویسباج داشتیم که و همچنین رابطه پویزلی ، با مساوی قرار دادن این دو رابطه خواهیم داشت:
سوال پنجم- منحنی ضریب اصطکاک در مقابل عدد رینولدز (f-Re) در مختصات لگاریتمی را نمودار استانتون می نامند. بلازیوس اولین کسی بود که رابطه ای برای نتایج آزمایش های جریان آشفته در لوله های صاف پیشنهاد کرد.
این رابطه به صورت یک فرمول تجربی است و تا حدود Re=100,000 است:
بلازیوس:
در مورد لوله های زبر، عبارت را ضریب زبری می گویند.نیکورادزه با انجام آزمایش بر روی لوله های مصنوعاً زبر شده با ماسه،درستی مفهوم زبری نسبی را اثبات کرد.
نیکورادزه 3 لوله با اندازههای مختلف برداشت و سطح داخلی آنها را با چسباندن دانه های ماسه زبر کرد. اندازه دانه های ماسه عملاً یکسان بود ( بیانگر قطر دانه های ماسه است)،لذا مقادیر برای هر 3 لوله مختلف یکسان شد.آزمایشات روی این 3 لوله نشان داد که بازای یک مقدار از ،منحنی f نسبت به Re (بطور مستقل از اندازه واقعی قطر لوله ) به صورت صاف و پیوسته است.
در این آزمایشات یا m اجازه تغییر نداشتند، اما ثابت شد که برای یک نوع زبری رابطه زیر صدق می کند:
سطوح زبر واقعی بسیار پیچیده هستند، لذا بیشتر پیشرفتها در درک روابط اساسی از طریق آزمایشها حاصل شده اند. این آزمایشها بر روی لوله هایی انجام گرفته است که بطور مصنوعی زبر شده اند.آقای مودی یکی از مناسب ترین نمودارها را برای تعیین ضرایب اصطکاک لوله های تمیز و تجارتی طراحی نمود.این نمودار نوعی دیاگرام استانتون است که f را به صورت تابعی از زبری نسبی و عدد رینولدز بیان می کند. مقادیر مطلق زبری لوله های تجارتی را به واسطه آزمایش تعیین کرده اند.
در این آزمایشات f وRe راتعیین می کنند و سپس در فرمول کلبروک که رفتار لوله واقعی رابیان می کند، قرار می دهند. بدین ترتیب را بدست می آورند.
رابطه کلبروک یک تابع انتقالی تجربی برای لوله های تجارتی در ناحیه بین لوله های صاف و ناحیه کاملاً آشفته است:
کلبروک: یا
خط راستی که در نمودار مودی مشاهده می شود و با عبارت" جریان آرام" مشخص شده بیانگر معادله هاگن-پوازی است.
هاگن-پوازی:
با مساوی قرار دادن این رابطه با معادله دارسی-ویسباخ داریم:
در جدول صفحه بعد روابط به طور کامل و شرایط استفاده آنها توضیح داده شده است.
محاسبات مربوط به شبکه لوله های موازی
اعداد قرائت شده در آزمایشگاه به شرح زیر هستند .
|
شماره آزمایش |
h1 (mm hg) |
h2 (mm hg) |
اختلاف ارتفاع مانومتریک mm hg |
حجم Lit |
زمان (second) |
|
1 |
490 |
487 |
3 |
10 |
55 |
|
2 |
493 |
484 |
9 |
10 |
27 |
|
3 |
499 |
478 |
21 |
10 |
17 |
|
4 |
520 |
455 |
65 |
10 |
9 |
|
5 |
574 |
402 |
172 |
10 |
5 |
از تقسیم حجم بر زمان ، دبی هر مرحله و با داشتن اختلاف ارتفاع مانومتریک و ضرب آن در چگالی جیوه مقادیر افت برای هر دبی بدست می آید :
محاسبات برای آزمایش شماره یک:
برای بقیه آزمایش ها هم به همین صورت عمل کرده و در جدول زیر یادداشت می نماییم :
|
دبی (L/s) |
افت اندازه گیری شده (m H2O ) |
|
0.181818182 |
0.0408 |
|
0.37037037 |
0.1224 |
|
0.588235294 |
0.2856 |
|
1.111111111 |
0.884 |
|
2 |
2.3392 |
تعیین دبی با استفاده از میزان افت وفرمول دارسی -ویسباخ
|
افت طولی
افت موضعی |
در این قسمت ما جنس لوله را، PVC فرض کرده ایم و جریان را آشفته در نظر گرفته ایم تا بتوانیم مقدار ضریب مودی (f) را با توجه به نمودار بدست آوریم.
رابطه افت با دبی برای شاخه بالایی به قطر 13mm به صورت زیر بدست آمده است:
رابطه افت با دبی برای شاخه قطر17/5mm به صورت زیر بدست آمده است:
رابطه افت با دبی برای شاخه قطر22mm به صورت زیر بدست آمده است:
با داشتن منحنی کالیبراسیون در هر لوله و افت هد اندازه گیری شده ، دبی را از منحنی برای هر لوله و دبی کل را محاسبه می کنیم :
|
Ex. no |
Head Lost mH2O |
Q curve 13mm lit/S |
Q curve 17.5mm lit/S |
Q curve 22mm lit/S |
Qt curves lit/S |
|
1 |
0.0408 |
0.07 |
0.12 |
0.14 |
0.32 |
|
2 |
0.1224 |
0.09 |
0.19 |
0.26 |
0.54 |
|
3 |
0.2856 |
0.14 |
0.29 |
0.49 |
0.92 |
|
4 |
0.884 |
0.37 |
0.73 |
0.87 |
1.97 |
|
5 |
2.3392 |
0.63 |
0.96 |
1.28 |
2.87 |
با داشتن ضرایب و استفاده از فرمول دارسی نرم افزار Excel مقادیر افت طولی و موضعی (افت ناشی از اتصالات)و افت کل تئوری بدست می آید :
|
Q |
افت کل طولی (تئوری) متر آب |
افت موضعی(متر آب) |
افت کل تئوری (متر آب) |
|
|
0.000181818182 |
0.043588 |
0.04328543 |
0.086873023 |
|
|
0.00037037037 |
0.150464 |
0.08817402 |
0.238638007 |
|
|
0.000588235294 |
0.337229 |
0.14004109 |
0.477270026 |
|
|
0.001111111111 |
1.02792 |
0.26452206 |
1.292442469 |
|
|
0.002 |
3.152186 |
0.47613971 |
3.62832621 |
|
پاسخ سوالات بخش موازی
سوال اول- در جدول بالا از روی معادلات منحنی برازش داده شده، این کار انجام شده است .
|
دبی (L/s) |
Qt curves lit/S |
|
0.18 |
0.32 |
|
0.37 |
0.54 |
|
0.58 |
0.92 |
|
1.11 |
1.97 |
|
2 |
2.87 |
سوال دوم- این مقایسه در جدول رو به رو آورده شده . مشاهده می شود که مقادیر منحنی ها بیشتر است دلیل این امر آن است که افت های موضعی را در نظر نگرفته ایم یعنی افت ناشی از اتصلات و ... فقط فرض شده افت در لوله صورت میگیرد و اختلاف هد کل ، برابر و ناشی از اختلاف هد دو سر لوله است .
سوال سوم- در بالا این کار انجام شده و نتایج در زیر آمده است.
|
Ex. no |
Q bench lit/s |
افت کل عملی (متر آب) |
افت کل تئوری (متر آب) |
|
1 |
0.18 |
0.0408 |
0.086873023 |
|
2 |
0.37 |
0.1224 |
0.238638007 |
|
3 |
0.58 |
0.2856 |
0.477270026 |
|
4 |
1.11 |
0.884 |
1.292442469 |
|
5 |
2 |
2.3392 |
3.62832621 |
سوال چهارم- دلیل میتواند کالیبره نبودن دستگاه ها و اتصالات و در نظر گرفتن زبری های اشتباه برای لوله و اتصالات و خطای قرائت باشد . همچنین شرایط خاص دما و لزجت آب موثر می باشد .
محاسبات مربوط به شبکه لوله های سری
|
Ex. No |
H 1-2 (mm Hg) |
H 2-3 (mm Hg) |
H 3-4 (mm Hg) |
H 1-4 (mm Hg) |
V(Lit) |
t (s) |
|
1 |
51 |
9 |
16 |
74 |
10 |
29 |
|
2 |
183 |
30 |
58 |
272 |
10 |
14 |
|
3 |
425 |
68 |
149 |
630 |
10 |
11 |
اعداد قرائت شده در آزمایشگاه به شرح زیر هستند .
تبدیل واحد:
|
Ex. No |
H 1-2 (mm H2O ) |
H 2-3 (mm H2O ) |
H 3-4 (mm H2O ) |
H 1-4 (mm H2O) |
V(Lit) |
t (s) |
|
1 |
0.6936 |
0.1224 |
0.2176 |
1.0064 |
10 |
29 |
|
2 |
2.4888 |
0.408 |
0.7888 |
3.6992 |
10 |
14 |
|
3 |
5.78 |
0.9248 |
2.0264 |
8.568 |
10 |
11 |
از تقسیم حجم بر زمان ، دبی هر مرحله و از روی قطر هر لوله و دبی در هر مرحل سرعت در هر لوله بدست آورده و در جدول زیر یادداشت می نماییم:
|
Q(L/S) |
V-13mm-(m/s) |
V-22mm-(m/s) |
V-17.5mm-(m/s) |
|
0.344828 |
2.597994485 |
0.907150967 |
1.433668793 |
|
0.714286 |
5.381560004 |
1.879098431 |
2.9697425 |
|
0.909091 |
6.849258187 |
2.391579821 |
3.779672273 |
با داشتن سرعت در هر لوله ، قطر ، زبری لوله ها و لزجت آب میزان عدد رینولدز و ضریب دارسی - وایسباخ ( از فرمول کلبروک وایت ) برای هر لوله در هر دبی بدست می آید:
|
Re(1) |
e/D |
f-(Q1) |
Re(2) |
f-(Q2) |
Re(3) |
f-(Q3) |
|
29626.25 |
0.000161538 |
0.023956 |
61368.67 |
0.02057 |
78105.58 |
0.019653 |
|
17506.42 |
9.54545E-05 |
0.026951 |
36263.3 |
0.022696 |
46153.29 |
0.02153 |
|
22008.07 |
0.00012 |
0.025545 |
45588.15 |
0.021587 |
58021.28 |
0.020519 |
نهایتا با داشتن ضرایب و استفاده از فرمول دارسی مقادیر افت طولی و موضعی (افت ناشی از 6 زانویی)و افت کل تئوری بدست می آید :
|
افت کل طولی (تئوری) متر آب |
افت موضعی(متر آب) |
افت کل تئوری (متر آب) |
|
0.619832671 |
0.317089549 |
0.93692222 |
|
2.272964192 |
1.360573013 |
3.633537205 |
|
3.512129918 |
2.203903392 |
5.716033311 |
- تعیین افت کلی بر اساس رابطه دارسی-ویسباخ
پاسخ سوالات بخش سری
1- در جداول فوق این مقدار اندازه گیری و آورده شده.
2- در جداول فوق این کار انجام و نتایج آورده شده
3- مشاهده می شود در دبی های کمتر افت تئوری از عملی بیشتر است و برعکس .
دلیل می تواند این باشد که در دبی های بیشتر در تئوری تاثیر زبری لوله و افتهای موضعی بیشتر مشهود و تاثیر گذار است اما در عمل به خاطر پدیده های چرخش و.. در لوله این افت با تئوری اختلاف دارد .
و در دبی های کمتر این افت ها در عمل موثر ترند .
|
Ex. No |
H 1-4 (m H2O) افت اندازه گیری شده |
افت کل تئوری (متر آب) |
|
1 |
1.0064 |
0.93692222 |
|
2 |
3.6992 |
3.633537205 |
|
3 |
8.568 |
5.716033311 |
4- برای کنترل نشتی و سلامت خط لوله انتقال آب.
به وسیله اندازه گیری فشار مانو متریک در انتهای خط لوله و داشتن فشار در زمان ساخت در صورت افت فشار به نقص شبکه می توان پی برد.
منابع خطا :
1- خطا هنگام فشردن همزمان دکمه کرنومتر .
2- خطا در اندازه گیری ارتفاع جیوه ، چراکه این کار چشمی انجام داده شد .
3- خطا به دلیل نشت آب در بعضی لوله ها
4- خطا نادرست بستن شلنگ به هنگام جابه جایی شلنگهای اندازه گیری فشار
5- خطای محاسبات
نتیجه گیری :
در آزمایش ما همانطوری که اشاره شد افت فشار بدست آمد که در مقایسه با رابطه تئوری ، دارای خطا می باشد .که می تواند ناشی از در نظر نگرفتن بعضی افتها مانند افت شیر و بست در محاسبات تئوری نیز باشد.
اعضای کششی در طراحی سازه های فولادی
· ساده ترین اعضای سازه هستند
· مزایای این اعضای حساسیت پایین انها نسبت به لاغری
· حداکثر لاغری این اعضا به 300 محدود شده
· کنترل حداکثر لاغری میل مهارهای کششی که دارای پیش تنیدگی اولیه کافی باشند لازم نیست ولی نسبت طول به قطر انها به 300 محدود می شود
· در روش ASD (تنش مجاز)تنش مجاز کششی نباید از 0.6 تنش تسلیم بر روی سطح مقطع کل (معیار تسلیم) و یا از 0.5 تنش نهایی بر روی سطح مقطع موثر خالص (معیار گسیختگی ) تجاوز نماید.
- ساختمانهای بتنی: ساختمان بتنی ساختمانی است که برای اسکلت اصلی آن از بتن آرمه (سیمان، شن، ما سه و فولاد به صورت ساده یا آجدار) استفاده شده باشد. در ساختمانهای بتنی سقفها بوسیله تاوه (دالهای بتنی) پوشیده میشود. و یا از سقفهای تیرچه و بلوک و یا سایر سقفهای پیش ساخته استفاده میگردد. و برای دیوارهای جداکننده (پارتیشن) ممکن است ازانواع آجر مانند سفال تیغهای، آجر ماشینی سوراخ دار آجر معمولی کوره و یا تیغه گچی و یا چوب استفاده شود ممکن است از دیوارهای بتن آرمه نیز استفاده شود. به هر حال اولین نوع ساختمان شاه تیرها و ستونها از بتن آرمه ساخته میشود.
مراحل مختلف ساخت یک ساختمان :
- بازدید زمین و ریشه کنی: قبل از شروع هر نوع عملیات ساختمانی باید محل ساختمان بازدید شده و وضعیت و فاصله آن نسبت به خیابانها و جادههای اطراف مورد بازدید قرار بگیرد و همچنین پستی و بلندی و سایر عوارض زمینی میبایستی بوسیله مهندسین نقشه بردار تعیین گردد و همچنین باید محل چاههای فاضلاب و چاههای آبهای قدیمی و مسیر قنات قدیمی که ممکن است در هر زمینی موجود باشد تعیین شده و محل آن نسبت به پی سازی مشخص گردد. و در صورت لزوم میباید این چاهها با بتن و یا شفته پر شود و محل احداث ساختمان نسبت به مین تعیین شود و نسبت به ریشه کنی (کندن ریشههای نباتی که ممکن است در زمین روئیده باشد) آن محل اقدام شود و خاکهای اضافی به بیرون حمل گردد و بالاخره باید شکل هندسی زمین و زوایای آن کاملاً معلوم شده و با نقشه ساختمان مطابقت داده شود.
پیاده کردن نقشه:
پس از بازدید محل و ریشه کنی اولین اقدام در ساختن یک ساختمان پیاده کردن نقشه می باشد منظور از پیاده کردن نقشه یعنی انتقال نقشه از روی کاغذ بر روی زمین با ابعاد اصلی به طوری که محل دقیق پی ها وستونها ودیوارها و زیرزمینها و عرض پیها روی زمین به خوبی مشخص باشد و همزمان با ریشه کنی و بازدید محل باید قسمتهای مختلف نقشه ساختمان مخصوصاً نقشه پی کنی کاملا ًمورد مطالعه قرار گرفته به طوری که در هیچ قسمت نقطه ابهامی باقی نماند و بعداً اقدام به پیاده کردن نقشه از دوبینهای نقشه برداری که شامل تئودولیت و نیوو می باشد استفاده میگردد.
رپر ( پنچ مارک )
با توجه به این که هر نقطه از ساختمان نسبت به سطح زمین دارای ارتفاع معینی است که باید در طول مدت اجرا در هر زمان قابل کنترل باشد برای جلوگیری از اشتباه قطعه بتنی به ابعاد دلخواه در نقطهای دورتر از محل ساختمان میسازند به طوریکه در موقع گودبرداری و یا پی کنی به آن آسیب نرسد و در طول ساختمان ارتفاعهای ساختمان منجمله ارتفاع فنداسیون را با آن میسنجند که به این نقطه بتنی رپر میگویند.
حال در حین ساختن ساختمان ممکن است رپر در جایی خیلی دورتر از محیط کارگاه باشد در این صورت بایستی بوسیله دوربین تئودولیت این نقطه را به داخل کارگاه انتقال داد و تمام ارتفاعات منجمله ارتفاع میخهایی که در ابتدا برای مرکز فنداسیون کوبیده میشود استفاده میگردد بدین صورت که دوربین تئودولیت را روی طول کمتر فنداسیونها که پشت سرهم و در یک ردیف قرار دارد. ردیف قرار دادی از روی این طول کوچکتر صفر دوربین را باز میکنند وسپس دوربین را به اندازه 100 گواه که همان 90 درجه است باز میکنند و سپس ارتفاع میخ را توسط دوربین نیوو با توجه به ارتفاع نقطه پنچ مارک نقشه تنظیم میکنند. نحوه تراز کردن دوربین نیوو (ترازیاب) بدین ترتیب است که ابتدا پایهها را شل کرده و تا بالای چانه بوسیله کف دست بالا میآوریم و بوسیله سرپیچ که در اطراف دوربین قرار دارد دوربین را تراز میکنیم به طوری که حباب دقیقاً در وسط دایره قرار بگیرد.
موضوع: نحوه تراز کردن دوربین تئودولیت نحوه تراز کردن دوربین تئودولیت بدین ترتیب است که ابتدا پایهها را شل کرده (بوسیله پیچهایی که روی پایه است) و سپس بوسیله کف دست دوربین را تا زیر چانه میآوریم و سپس پیچها را سفت میکنیم و پایهها را بوسیله پا باز کرده به طوری که سه زاویه مساوی با یکدیگر بسازند برای استقرار کامل بوسیله پا فشاری روی پدال میآوریم تا خوب در زمین فرو رود و تکان نخورد. و سپس پیچهای پایه را یکی یکی شل کرده و بالا و پایین کردن پایهها تراز دایرهای را روی دستگاه را میزان میکنیم ناگفته نماند که قبل از میزان کردن تراز دایرهای دوربین را از جعبه به ارامی در آورده روی سه پایه بوسیله پیچی که در زیر سه پایه قرار دارد محکم میبندیم.
پس از این مرحله نوبت به میزان کردن تراز لوبیایی میرسد بدین ترتیب که ابتدا دو پیچ که از یکدیگر فاصله بیشتری دارند تراز لوبیایی را میزان میکنیم و سپس دوربین را به اندازه 90 درجه میچرخانیم و بعد تراز لوبیایی را دوباره بوسیله یک پیچ باقی مانده میزان میکنیم حال دوربین آماده ترازیابی وزاویه خانی میباشد. نحوه خواندن زاویه بدین ترتیب است که بوسیله چشمی که زاویه خوانی صورت میگیرد بدین صورت که کلیدی که پشت دستگاه وجود دارد زاویه را به آن نقطهای که نشانه روی کردهایم میبندیم یعنی صفری را که قبلاً بسته بودیم باز میکنیم وسپس دوربین را میچرخانیم به نقطه دلخواه و به این ترتیب زاویه بین نقطه مورد نظر با نقطه دلخواه به دست میآید.
گودبرداری:
گودبرداری بعد از پیاده کردن نقشه و کنترل آن در صورت آن در صورت لزوم اقدام به گودبرداری مینمایند. گودبرداری برای آن قسمت از ساختمان انجام میشود مانند موتورخانهها وانبارها و پارکینگها و غیره. همچنین گودبرداری برای رسیدن به خاکی که مقاومت لازم برای تحمل بار ساختمان داشته باشد نیز انجام میشود. ظاهراً حداکثر عمق مورد نیاز برای گودبرداری تا روی پی میباشد بعلاوه چند سانتی متر بیشتر برای فرش کف و عبور لولهها (در حدود 20 سانتیمتر که 6 سانتیمتر برای فرش کف و 14 سانتیمتر برای عبور لوله میباشد). ولی گاهی اوقات گودبرداری را تا زیر پی ادامه میدهند در این صورت قالبندی وشناژبندی و آرموتور بندی راحتتر امکان پذیر میشود. و ثانیاً پیهای ما تمیزتر و درستر خواهد بود و در ثانی میتوانیم خاک حاصل از چاه کنی و همچنین تفالههای ساختمان را در فضای ایجاد شده بین پیها بریزیم که این مطلب از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه میباشد. زیرا معمولاً در موقع گودبرداری کار با ماشین صورت میگیرد و درصورتیکه برای خارج نمودن تفالهها و خاک حاصل از چاه فاضلاب از محیط کارگاه میباید از وسایل دستی استفاده نماییم که این امر مستلزم هزینه بیشتری نسبت به کار ماشین میباشد. البته در مورد پیهای نواری این کار عملی نیست زیرا معمولاً پیسازی در پیهای نواری با شفته آهک میباشد که بدون قالببندی بوده و شفته آهک در محل پیهای حفر شده ریخته شده میشود در این صورت ناچار هستیم در ساختمانهایی که با پی نواری ساخته میشود اگر گودبرداری نیاز داشتیم گودبرداری را تا روی پی ادامه میدهیم چنانچه در گودبرداری در زمینهایی که آبهای تحت العرض در سطح بالا قرار دارد در محل گودبرداری آب جمع شود بهتر است که حوضچه کوچکی در وسط گودحفر نموده و آبهای جمع شده را با توجه به سرعت جمع شدن به وسیله سطل یا پمپ به خارج منتقل کنیم.
موضوع پی کنی:
با توجه به این که کلیه بار ساختمان به وسیله دیوارها یا ستونها به زمین منتقل میشود در نتیجه ساختمان باید روی زمین قابل اعتماد بوده و قابلیت تحمل بار ساختمان را داشته باشد بنا گردد. برای دسترسی به چنین زمینی ناچار به ایجاد پی برای ساختمان میباشیم. همچنین برای محافظت پایه ساختمان و جلوگیری از تاثیر عوامل جوی نیز باید حداقل پی هایی که به عمق50 تا 40 سانتیمتر حفر کنیم.
ابعاد پی عرض و طول و عمق پیها کاملاً بستگی به وزن ساختمان و قدرت تحمل خاک محل ساختمان دارد. در ساختمانهای بزرگ قبل از شروع کار بوسیله آزمایشات مکانیک خاک (که به دو طریقه بارگذاری و وزن مخصوص انجام میشوند) قدرت مجاز تحملی زمین را تعیین نموده و از روی آن مهندس محاسب ابعاد پی را تعیین مینمایند.
انواع پیها :
1-پی نقطهای 2-پیهای نواری 3-پیهای عمومی 4-شمعکوبی یا پیهای عمیق
پیهای نقطهای برای ساختمانهایی که بار آن بطور متمرکز (نقطهای) به زمین منتقل میشود ساخته میگردد مانند : ساختمانهای فلزی و یا ساختمانهای بتنی.
موضوع: پیسازی – بتن مگر
لایههای پی سازی در پیهای نواری به ترتیب از پایین عبارتند از: شفته ریزی- کرسی چینی – شناژ- ملات ماسه سیمان برای زیر ایزولاسیون رطوبتی – قیرگونی برای ایزولاسیون رطوبتی- ملات ماسه سیمان برای پوشش روی قیرگونی دیوار چینی اصلی. به پی های عمومی رادیه ژنرال هم میگویند و از بتن مسلح ساخته میشود و دارای محاسبات فنی مفصل ودقت اجرای فوق العاده میباشند برای ساختمانهایی که دارای وزن فوق العاده میباشد و یا ساختمانهایی در زمینهای سست ساخته میشود این گونه پیها ایجاد میگردند. همچنین در زمینهایی که خیلی سست بوده و به هیچ وجه قدرت تحمل بار ساختمان را نداشته مانند خاکهای دستی یازمینهای ماسهای و یا درمحلهایی که زمین بکر در عمقهای زیاد قرار داشته باشند از شمع کوبی استفاده میشود. که خود شمع کوبی انواع مختلفی دارد مانند شمعهای چوبی و آهکی و فلزی در جا یا فلزی که پس از بتن ریزی قالب شمع را در میآورند. عمق پیهای نواری و نقطهای در حدود 40 الی 50 سانتیمتر و عمق پیهای عمومی 80 الی 100 سانتیمتر میباشد.
پیسازی:
پس از گودبرداری و رسیدن به خاک مناسب که دارای مقاومت کافی باشد برای پی سازی در ابتدا بتن مگر فونداسیون میریزند. که این بتن مگر لاغر هم میگویند مقدار سیمان در بتن مگر در حدود 100 الی 150 کیلوگرم در متر مکعب میباشد. در پیهای نقطهای بتن مگر به دو دلیل مورد استفاده قرار میگیرد.
1- برای جلوگیری از تماس مستقیم بتن اصلی پی با خاک
2- برای رگلاژ کف پی و ایجاد سطح صاف برای ادامه پی سازی
ضخامت بتن مگر در حدود 10 سانتیمتر میباشد و معمولاً قالب بندی (چوبی یا آجری) از روی بتن مگر شروع میشود.
قالب بندی شناژ و فنداسیون:
در کارگاههای ساختمانی بتنی سه کارگاه وجود دارد که هم زمان به کار خود ادامه میدهند. این سه کارگاه عبارتند از : کارگاههای بتن سازی- آرماتور بندی و قالب بندی. از آنجا که بتن قبل از سخت شدن روان میباشد لذا برای شکل دادن به آن احتیاج به قالب داریم.
در حال حاضر در بیشتر ساختمانها از قالبهای آجری استفاده میشود چون مقرون به صرفهتر از قالبهای چوبی است از قالبهای فلزی در کارهای سری سازی استفاده میشود. قالب بندی آجری بدین طریق است که پس از بتن مگر اندازه پیهای اصلی را با آجر چیده و بعد شناژها را به آن نیز متصل مینمایند.
ضخامت این آجر چینی میتواند 10 سانتی متر هم باشد بهتر است برای این آجر چینی از ملات گل استفاده نمود زیرا در این صورت بعد از سخت شدن بتن میتوان آجرها را برداشته و مجدداً مورد استفاده قرار داد. ولی در این طریق (دیوار 10 سانتی متری و ملات گل) ممکن است در موقع بتن ریزی دیوارهای قالب تحمل وزن بتن را ننموده و از همدیگر متلاشی شود. که در این صورت میباید قبل از بتن ریزی پشت کلیه قالبها با خاک یا آجر و یا مصالح دیگر بسته شود بطوریکه بخوبی بتواند تحمل وزن بتن را بنماید.
مشکل اساسی در این نوع قالب بندی آن است که آجر آب بتن مجاور خود را مکیده و آنرا خشک میکند و فعل و انفعالات شیمیایی را در آن متوقف میکند و در نتیجه حد اقل به ضخامت 5 سانتی متر بتون مجاور خود را فاسد میکند. برای جلوگیری از این کار بهتر است که رویه آجر را با یک ورقه نایلون پوشیده شود تا آجر با بتون آجرها به راحتی از قالب جدا شده و میتواند در محلهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد به هیچ وجه نباید تصور نمود که قبل از بتن ریزی میتوان دیوارهای قالب آجری با پاشیدن آب سیراب نموده بطوریکه آجرها آب بتن را نمکد زیرا اولاً با پاشیدن آب آجر کاملاً سیراب نمیشود و در ثانی مقدار زیادی آب در قالب جمع میشود که خارج کردن آن از قالب بسیار مشکل و حتی غیرممکن میباشد و این آب داخل پی جای بتن را گرفته و موجب پوکی قطعه میشود. در ساختمانهای مهم قالب پیها را با چوبهای روسی میسازند.
بدین طریق که ارتفاع پیها را که روی نقشه مشخص میباشد تعیین نموده و با کنار هم گذاشتن تختهها به همان اندازه و اتصال آنها به یکدیگر بوسیله چوبها چهار تراش قالب پی و یا هر قسمت دیگر را میسازند باید توجه داشت که تختهها باید آنچنان به یکدیگر متصل باشند که به خوبی بتواند وزن بتن و ضربهها و ارتعاشات بوجود آمده از ویبراتور را تحمل نماید مخصوصاً در مورد شناژها باید تخته را از بالا به وسیله قطعات چوب چهار تراش به یکدیگر متصل نمود به طوری که درزبندی شود که شیره بتن از آن خارج نشود. گاهی مواقع نیز از قالبهای فلزی استفاده میشود که قالبهای فلزی به مراتب گرانتر تمام میشود.
آرماتور بندی شناژ و فنداسیون :
آرماتور بندی از حساسترین و با دقتترین قسمتهای ساختمانهای بتنی میباشد زیرا همان طوریکه قبلاً گفته شد کلیه نیروهای کششی در ساختمان بوسیله میلگردها متحمل میشوند بدین لحاظ در اجرا آرماتور بندی ساختمانهای بتنی باید نهایت دقت به عمل آید برای تعیین قطر و تعداد میلگردهای هر قطعه بتنی دو منبع تعیین کننده وجود دارد اول محاسبه دوم آئین نامه در مورد اول مهندس محاسب با توجه به مشخصات قطعه بتنی قطر میلگرد را تعیین نموده و در نقشههای مربوطه مشخص مینمایند کارگاه آرماتوربندی باید در قسمتی جداگانه از کارگاه اصلی تشکیل گردد.
در کارگاههای کوچک آرماتور را با دست (آچار گوساله) خم مینمایند ولی در کارگاههای بزرگ خم کردن آرماتور بوسیله ماشین انجام میگیرد. مسئول کارگاه آرموتوربندی باید از روی نقشه تعداد و شکل هر آرماتور را تعیین نموده و به کارگران مربوطه داده و خم کردن هر سری را دقیقاً زیر نظر داشته باشد تا طول آرماتور و خم بردن و زاویه خم کردن و طول قلاب ها طبق نقشه انجام گیرد.
میلگردها باید از نوع ذکر شده در نقشه باشد (آجدار یا ساده)
آرماتور بندی و خم کردن آرماتورها :
در کارگاههای کوچک که مصرف کل آرماتورها از 50 تن بیشتر نیست اگر میلگرد خمیدگی موضعی داشته باشد میباید این خمیدگیها قبلاً صاف گردد بعد اقدام به شکل دادن آن گردد.
برای صاف کردن میله گردها چکش کاری مجاز نمیباشد و آرماتورها باید تمیز و در موقع کار فاقد گل و مواد روغنی باشد. میلهگردهای نمره پایین مثلاً 8 و10 که گاهی به صورت کلافی به کارگاه آورده میشود این میلگردها را باید قبلاً به طولهای مناسب بریده و بوسیله کشیدن صاف نموده و آن گاه مصرف نمود.
آرماتورها باید بطوری به هم بسته شود تا در موقع بتن ریزی از جای خود تکان نخورده و جابجا نشود و فاصله آنها از یکدیگر طوری باشد که بزرگترین دانه بتن براحتی از بین آنها رد شده و در جای خود قرار گیرد.
آرماتورها تا قطر 12 میلی متر را میتوان با دست خم کرد ولی آرماتورهای بزرگتر از 12 میلیمتر را با دستگاههای مکانیکی مجهز به فلکه خم میشود. قطر فلکه خم متناسب با قطر آرماتور بوده و باید بوسیله محاسب کارگاه تعیین گردد. کلیه آرماتورهای ساده باید به قلاب ختم شود ولی آرماتورهای آجدار را میتوان بصورت گونیا خم کرد. سرعت خم کردن باید متناسب با درجه حرارت محیط باشد و باید با نظر مهندس کارگاه بطور تجربی تعیین شود. باید از خم کردن و باز کردن آرموتورهای شکل داده شده و مصرف آن در محل دیگر خودداری نمود و در مواقع ضروری باید باز کردن هم با نظر مهندس محاسب باشد.
وصله کردن آرماتورها :
با توجه به این که طول میگرد موجود در بازار 12 متری میباشد در اغلب قسمتهای ساختمانها مخصوصاً در شناژها میلگردهایی با طول بیشتر مورد نیاز است و همین طور قطعات باقیمانده از شاخههای بزرگ بالاخره بایستی مصرف شوند ناگزیر از وصله کردن میله گردها هستیم بهتر است دقت شود حتی المقدور این وصلهها به حداقل خود برسد یعنی در موقع برش کاری طوری اندازهها را باهم جور کنیم که ریزش آرماتورها زیاد نباشد و در صورت اجبار این اتصالات با نظر مهندس ناظر در جایی باشد که تنشها در آنجا حداقل است و باید توجه شود که در یک مقطع کلیه آرماتورها وصله نباشد اتصال دو آرماتور در ساختمانهای بتن آرمه اغلب به صورت پوششی بوده و باروی هم آوردن دو قطعه انجام میشود.
این نوع اتصال برای آرماتور تا نمره 32 مجاز میباشد و آن بدین طریق است که دو قطعه آرماتور را کنار هم قرار داده و بوسیله سیم آرموتور بندی به همدیگر متصل میگردد. طول دو آرماتور روی هم آمده دو قطعه نبایستی کمتر از اندازه داده شده در نقشه باشد و باید بوسیله مهندس محاسب و ناظر تعیین شود این طول معمولاً به اندازه 40 برابر قطر میل گرد مصرفی است.
آرماتور بندی شناژ- کف شالوده :
در قطعات تحت خمش و خمش توام با فشار نباید در یک مقطع بیش از نصف آرماتورها وصلهدار باشد در قطعات تحت کشش و کشش توام با خمش نباید بیش از یک سوم در یک مقطع وصلهدار باشد.
پیهای نقطهای حداقل باید از دو جهت بوسیله شناژ بتنی به پیهای همجوار متصل باشد. حداقل ابعاد این کلاف بتنی باید 30 سانتیمتر بوده و بوسیله 4 میلهگرد طولی به قطر 12 میلیمتر مسلح باشد این فولادهای طولی باید با فولادهای عرضی (خاموت) به قطر حداقل 5 میلیمتر و به فاصله حداکثر 25 سانتی متر به هم دیگر بسته شوند و این قفسه بافته شده شناژ باید در تمام طول پی ادامه پیدا کند و به شناژ طرف دیگر پی متصل باشد. حداقل بتن روی قفسه شناژ 3 سانتیمتر میباشد. فاصله میله گردهای شناژ نباید از 10 سانتیمتر کمتر باشد و حداقل قطر میلهگردهای داخل شالوده نباید از 10 میلیمتر کمتر باشد.
آرماتورهای کف شالوده باید در دو جهت در تمام بعد شالوده ادامه پیدا کند ولی اگر طول پی از 3 متر تجاوز نماید میتوان آرماتورها را یک در میان کوتاهتر اختیار نمود ولی طول آرماتورهای کوتاه شده نباید از 8/0 طول اصلی کمتر باشد.
آرماتور بندی ریشه ستون :
آرماتورهای ریشه با انتظار با ریشه برای اتصال شالوده به ستون بکار میرود باید تا سطح آرماتورهای زیرین پی ادامه داشته ادامه داد وبقیه آرماتورهای ستون را با اندازه 40 سانتی متر داخل پی نمود کلیه آرماتورهای ریشه باید در انتها دارای خم 90 درجه باشد .
این آرماتورها باید بوسله خاموت به یکدیگر متصل شده و داخل پی بخوبی مستقر شود و یا به عبارت دیگر باید خاموتهای ستون تا داخل پی ادامه یابد. طول آن قسمت از آرماتورهای ریشه که باید خارج از پی قرار گیرد تا میلهگردهای ستون به آن بسته شود باید بوسیله مهندس محاسب تعیین گردد ولی هیچ گاه نباید از 60 تا 50 سانتی متر کمتر گردد. اگر نتیجه محاسبات بیش از اعداد داده شده باشد باید از اعداد به دست آمده بوسیله محاسبات استفاده شود.
برای ایجاد مقاومت در مقابل نیروهای کششی در بتن داخل شناژ چند ردیف در بالا و پایین میلهگرد طولی قرار میدهند و این آرماتور بندی شناژ میلگردهای طولی را به وسیله میلگردهای عرضی که به آن خاموت گفته میشود به همدیگر متصل مینمایند. میله گردهای طول و عرضی را قبلاً مطابق شکل میبافند و بعد در داخل قالببندی شناژ قرار میدهند باید توجه داشت پهنای این قفسه بافته شده باید در حدود 5 سانتیمتر کوچکتر از پهنای این قفسه بافته شده باشد باید هر طرف 5/2 سانتیمتر باشد به طوریکه این میلگردها کاملاً در بتن غرق شده و آنرا از خوردگی در مقابل عوامل جوی محفوظ نماید. این اندازه در مناطق مختلف و آب و هوای مختلف و همچنین محل قرار گرفتن قطعه بتنی (اینکه درون زمین و یا خارج آن) قرار گیرد ونیز میزان سولفاته بودن آبهای مجاور آن متفاوت است که میزان آن بوسیله موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران تعیین شده است. ناگفته نماند که خاموتهای شناژ اکثراً به صورت مربع و چهار ضلعی است چون چهار عدد میلگرد در داخل شناژ قرار میگیرد.
نکته: ناگفته نماند که فاصله بین خاموتها در ریشه ستون به مراتب کمتر از جاهای دیگر ستون میباشد. چون ریشه باید یکپارچگی ومقاومت بیشتری باشد یا به عبارت دیگری در یک ششم طول بالا که ستون به سقف متصل میشود فواصل بین خاموتها کمتر از جاهای دیگر ستون میباشد که این فاصله از روی نقشه خوانده میشود. که توسط مهندس محاسب محاسبه میشود ولی تقریباً حدود 15 سانتیمتر میشود ولی در جاهای دیگر ستون حدود 25 سانتیمتر میباشد.
قبل از بتن ریزی باید حتماً یک بار دیگر فاصله محور آرماتورهای ریشه کنترل گردد کف پی و آرماتورها کنترل گردد و مواد زائد از آن خارج شود. بستهای اتصال باید کنترل گردد و در مواقع قالب برداری دقت شود تا بتن تازه ریخته شده شالوده آسیب نبیند و قالبها تکه تکه و به آرامی جدا شود. اگر از قالب آجری استفاده شود و ورقه نایلون روی آجر کشیده نشده است بهتر است از آجرها صرف نظر شود و اقدام به برداشت آجرها نمائیم زیرا در این صورت آجر به بتن کاملاً چسبیده و جدا کردن آن غیر ممکن است و اگر قبل از سخت شدن بتن بخواهیم آجرها را جدا کنیم حتماً به پی آسیب خواهد رسید.
چگونه شبکه میل گرد ستون را به ریشه متصل کنیم؟
بعد از اجرای فنداسیون و گذاشتن میله گردهای ریشه اگر بخواهیم میلهگردهای ستون را کنار میلهگردهای ریشه قرار دهیم به اندازه کلفتی میله گرد ریشه ستون از محور خود منحرف خواهد گردید که اگر لاین انحراف در طبقات بالا تماماً در یک جهت باشد ممکن است ستون طبقه پنجم یا ششم چندین سانتیمتر تغییر مکان کند بدین لحاظ باید سعی شود که این تغییر مکان در هر طبقه بر خلاف تغییر مکان طبقه پایینتر باشد .بهتر آن است که در آرماتورهای ستون انحنای کوچکی مطابق کل شکل ایجاد گردد آن گاه نسبت به اتصال شبکه میلگردش ستون به ریشه اقدام گردد تا ستون درست در محل خود جای بگیرد و کوچکترین انحرافی نداشته باشد این انحراف به اندازه قطر میلگرد میباشد.
گاهی مواقع در آرماتوربندی فنداسیون اتفاق میافتد که شبکه بندی میلهگردها هم در کف فنداسیون و هم در قسمت فوقانی فنداسیون شبکههایی وجود دارد.
این زمانی اتفاق میافتد که دو ستون با هم روی یک فنداسیون قرار گرفته باشد یعنی در محل فنداسیون درز انقطاع دو ساختمان، دلیل این شبکهها در قسمت فوقانی برای تحمل کشش در آن ناحیه یعنی بین دو ستون میباشد . چون دو ستون نیروی زیادی را به فنداسیون وارد میکند و نیروی کششی در بالای و فاصله بین دو ستون ایجاد میشود که برای تحمل این نیروی کششی از میلگردهای لازم استفاده میشود.
گاهی مواقع اتفاق میافتد که فنداسیونهای مسلح نواری که دو یا چند ستون روی آن سوار میشود و حالت باسکولی دارد و هم میلگردهایی جهت تقویت در جاهایی که کشش خیلی زیاد است هم در کف و هم در بالای فنداسیون از میلهگردهای نمره بالا 24-26 استفاده میکنند البته این میلگردها به صورت تقویتی است و باید در بین شبکه میلگردها قرار گیرد و به شبکه نچسبد .
بتن سازی و بتن ریزی:
برای بتن ریزی فنداسیون و شناژها باید بتن را طبق آئین نامه بسازیم. بتن سنگی است مصنوعی که از مواد سنگی (شن وماسه) و آب وسیمان تشکیل یافته و به علت روانی قالب خود را پر کرده وبه شکل قالب در میآید.
مصالح سنگی:
مصالح سنگی که در بتن مصرف میشود شن و ماسه میباشد که در حدود 75% حجم بتن را تشکیل میدهد. دانههای سنگی تا بزرگی 5 میلیمتر بزرگتر را شن میگویند. قسمت اعظم مقاومت بتن بستگی به مقاومت شن و ماسه دارد و در نتیجه بایستی در انتخاب معادن شن و ماسه جهت بتن ریزی نهایت دقت به عمل آید.
دانههای نامطلوب از نظر شکل:
هر قدر شکل دانهها هندسیتر باشد برای بتن ریزی مناسبتر میباشد. وجود دانههای سوزنی و یا پولکی شکل در بتن مناسب نیست و مجموع این دانهها نباید از 15% وزن کل شن و ماسه مورد مصرف در بتن بیشتر باشد دانههای سوزنی به دانههایی گفته میشود که طول بزرگترین بعد آن از 8/1 معدل دو الکی که این دانهها بین آنها قرار دارد بیشتر باشد دانههای سوزنی به علت آن که زودتر از سایر دانهها میشکنند نامطلوب میباشند. دانههای پولکی شکل به دانه هایی گفته می شود که ضخامت کمترین بعد آن کوچکتر از 60 % اندازه متوسط الکی که دانه سنگی به آن تعلق دارد .
مواد نامطلوب در شن و ماسه و اندازه دانهها :
بطور کلی شن و ماسه شکسته اغلب فاقد مواد نامطلوب میباشد ولی در مورد شن و ماسه رودخانه باید توجه داشت که:
1-مواد آلی مانند ریشه گیاهان- فضولات حیوانی- تکههای چوبی و فلزات و ذرات ذغال سنگ در شن و ماسه وجود نداشته باشد و یا حداکثر میزان آن از یک درصد وزن شن و ماسه تجاوز نکند. موادی که در برابر عوامل جوی ضعیف بوده و یا در فعل و انفعالات شیمیایی سیمان از خود واکنش نشان ندهند. مواد نامبرده نباید در شن و ماسه وجود داشته باشد درصد این مواد بوسیله آزمایشگاهها تعیین میشود و هم چنین مواد سنگی مصرفی در بتن باید فاقد خاک رس و کلوخههای رس باشد زیرا اولاً آب داخل بتن را به خود جذب کرده و فعل و انفعالات شیمیایی سیمان را متوقف میکند در ثانی دور دانههای شن و ماسه را گرفته ومانع تماس مستقیم سیمانه و دانهها میگردد.
آب در بتن:
1- سیمان در مجاورت آب شروع به فعل و انفعالات شیمیایی نموده و تشکیل سیلیکاتها و آلومیناتها کلسیم متبلور میدهد که اساس گرفتن و سخت شدن بتن میباشد. این مقدار در حدود 20 الی 25 درصد وزن سیمان میباشد.
2- آب سطح دانههای سنگی را تر نموده و باعث لغزش این عناصر به روی یکدیگر میگردد بدیهی است هر قدر سطح دانهها بیشتر باشد آب بیشتری در این قسمت مصرف میشود به همین علت مقدار این آب متفاوت بوده و در حدود 25% وزن سیمان میباشد.
3- آب باعث روان شدن بتن میگردد تا بهتر بتوان آن را حمل نموده و در قالب ریخته و آنرا به شکل قالب در آورد.
بدیهی است فقط آب قسمت اول در بتن باقی میماند و آب قسمت دوم به مرور تبخیر گشته و جای آن به صورت فضای خالی ممکن است به صورت فضای خالی که ممکن است به صورت تارهای موئین باشد در بتن باقی بماند که این خود باعث پوکی بتن گشته و موجب تضعیف بتن میگردد.
باید توجه داشت که هر قدربتن خشکتر باشد مقاومتر خواهد بود ولی بتنهای خیلی خشک به علت لغزنده نبودن کاملاً قالب را پر نکرده و در داخل آن فضای خالی بوجود آمده و در نتیجه قطع نمی تواند بار وارده را تحمل نموده و غیر قابل استفاده میگردد و چنین می توان گفت که بتن تازه باید مانند عسل باشد .
آب در بتن :
با توجه به این که در اغلب کارگاههای کوچک و حتی در بعضی از کارگاهها تقریباً بزرگ امکان تجزیه آب از لحاظ شیمیایی موجود نیست لذا به طور کلی میتوان گفت که تقریباً آبی که فاقد بو ومزه و ظاهراً قابل آشامیدن باشد میتوان در بتن از آن استفاده کرد. البته این موضوع دلیل آن نیست که آبهای غیر آشامیدنی برای بتن مضر است. در مواردی که آب آشامیدنی برای بتن در دسترس نباشد میباید مقاومت مکعب 28روزه بتن حد اقل 90 درصد مقاومت مکعبی را که با آب آشامیدنی ساخته شده است را دارا باشد در این صورت میتوان مطمئن شد که ناخالصیهای آب بر آب بتن مضر نیست.
اثر ناخالصیهای آب بر روی بتن:
سنگهای سدیم و پتاسیم و منیزیم محلول در آب در فعل و انفعالات شیمیایی سیمان موجود در بتن شرکت کرده و در اثر انبساط حجمی موجب خرد شدن الیاف قطعه بتنی میگردد. این خرابی در قطعاتی که در جریان آب سولفاته قرار دارند. بیشتر میباشد. اثر نمک بر روی بتن ابتدا به صورت شوره ظاهر گشته و بعد از مدتی موجب خرد شدن قطعه میگردد.
کانالهای هدایت فاضلابهای کارخانه و هم مواد روغنی و نفتی در اثر تماس با دانهها و فولاد موجود در بتن سطح آب را چرب نموده و مانع چسبیدن دوغاب سیمان به دانهها و چسبیدن دانهها به یکدیگر میگردد.
سیمان:
سیمان واژه لاتینی است که از کلمه Caementun و یا Caedimentun گرفته شده و معنی آن خرده سنگ است. سیمان ماده چسبنده است به رنگ خاکستری که در مجاورت آب و در مجاورت هوا و بعضی از انواع بدون مجاورت هوا در اثر فعل و انفعالات پیچیده شیمیایی سخت گشته و قطعات خرده سنگ مجاور خود را به یکدیگر میچسباند.
برای اولین بار سیمان در انگلستان بوسیله شخصی کشف گردید وچون رنگ آن بعد از خشک شدن به رنگ سنگهای ساحلی جزیره پرتلند بود بنام سیمان پرتلند معروف گردید سیمان پرتلند معروفترین و رایجترین سیمان در دنیا است.
مواد متشکله پرتلند : سیمان پرتلند تشکیل شده است از 65% آهک CaO و حدود 20% سیلیس به فرمول SiO2 و حدود 6% اکسید آلومینیوم به فرمول: AL2O3 و حدود 4% اکسید منیزیم به فرمول
MgO و 3% آنیدرید سولفوریک به فرمول SO3 و دو سه درصد دیگر نیز مواد دیگر که فرمول و نسبت دقیق این مواد در کارخانههای مختلف متفاوت است. این مواد را به نسبتهای معین و دقیق مخلوط کرده و به دو طریق خشک و یا ترد در کوره سیمانپزی برده و آنرا میپزند.
سیمان پزی :
پختن سیمان یعنی ایجاد فعل و انفعال شیمیایی بوسیله حرارت بین مواد متشکله آن تا مواد بصورت دانههایی به درشتی فندق در اید به این دانهها که در اثر حرارت تشکیل میشود در اصطلاح سیمانپزی کلینکر میگویند.
انبار کردن سیمان:
در موقع انبار کردن سیمان باید دقت شود که رطوبت هوا و زمین باعث فاسد شدن سیمان نشود. بدین لحاظ باید انرا روی قطعاتی از تخته که با زمین در حدود 10 سانتیمتر فاصله دارد و تعداد کیسههای سیمان روی هم قرار میگیرد نباید از 10 الی 12 کیسه بیشتر باشد زیرا در غیر این صورت سیمانهای زیرین در اثر فشار سخت شده و غیر قابل مصرف میگردد.
چنانچه این قطعات سخت شده به راحتی با دست به صورت پودر در اید قابل مصرف در قطعات بتنی میباشد و در غیر این صورت سیمان فاسد شده و بتن ساخته شده با این نوع سیمان باربر نبوده و نمیتوان از آن در قطعات اصلی ساختمان مانند تیرها وستونها و سقفها استفاده نمود.
اگر بخواهیم سیمان را برای مدت طولانی انبار کنیم باید حتیالمقدور باید با دیوارهای خارجی انبار فاصله داشته باشد و روی آنرا با ورقههای پلاستیکی پوشانیده شود تا حتی المقدور از نفوذ رطوبت به آن جلوگیری به عمل آید. اگر سیمان به طرز صحیح انبار شود حتی تا یکسال بعد نیز قابل استفاده است فقط ممکن است زمان گیرش آن به قدری به تعقیب افتد ولی اثری در مقاومت 28 روزه آن ندارد.
گاهی مواقع در برخی از کارگاهها که سیمان زیاد مصرف میشود سیمان را در سیلوها نگهداری میکنند یعنی سیمان را به صورت فلهای خریداری نموده و در سیلو انبار میکنند و هر گاه کارگران به سیمان احتیاج داشته باشند از این سیلوها استفاده میکنند.
نسبتهای مخلوط کردن اجزای بتن:
منظور از نسبتهای مخلوط کردن اجزای بتن آن است که نسبت مناسبی برای اختلاط شن و ماسه و سی به دست آوریم تا دانههای ریزتر فضاهای بین دانههای درشتتر را بپوشاند وجسم توپری بدون فضای خالی و با حداکثر وزن مخصوص به دست آید. هم چنین تعیین مقدار آب لازم به طوریکه بتن به راحتی قابل حمل و نقل بوده و در قالب خود جا گرفته و دور میلهگردها را احاطه نموده و کلیه فضای خالی قالب را پر نماید و در مجاورت آن فعل و انفعالات شیمیایی سیمان شروع شده و تا مرحله سخت شدن ادامه یابد و بالاخره تعیین مقدار سیمان مورد لزوم برای به دست آوردن بتن با مقاومت کافی که بتواند به راحتی بارهای وارده ساختمان را تحمل نماید.
مقاومت بتن با افزایش سیمان بالا میرود حداکثر سیمانی که آئیننامههای مختلف برای بتن مجاز دانستهاند 400 کیلوگرم سیمان در متر مکعب شن و ماسه میباشد و چنین معتقدند که اگر مقدار سیمان از 400 کیلوگرم بیشتر باشد جای مصالح سنگی را میگیرد و بجای قطعات سنگی که مقاومت بیشتری دارند قطعات سیمانی خواهیم داشت. در نتیجه باعث ضعف قطعه بتنی میگردد البته مقدار سیمان به ریزی و درشتی دانههای مصرفی دارد هر قدر دانههای مصرفی ریزتر باشد در نتیجه سطح مخصوص دانههای زیادتر باشد به سیمان بیشتری نیاز داریم زیرا فرض بر این است که دوغاب سیمان مانند پوشش نازکی دور تا دور دانهها را آغشته کرده و آنها را به یکدیگر میچسباند. بعضی آئیننامهها حداکثر سیمان مصرفی در بتن را 350 کیلوگرم در یک متر مکعب شن و ماسه پیشنهاد میکنند . مثلاً وقتی میگویند بتن 300 یعنی بتنی که در هر متر مکعب شن و ماسه آن 300 کیلوگرم سیمان مصرف شده است.
بتن سازی
بتن سازی روشهای مختلفی دارد مانند روش زیر:
1- بتن سازی با دست :
روش دستی سادهترین روش و ابتداییترین روش برای تهیه بتن است که جز در مواقع اضطراری و برای تهیه بتنهای کم اهمیت و یا لکهگیری ویا کارهای متفرقه جزئی؛ مجاز نمیباشد.
در این روش کار مخلوط کردن را باید روی سطح تمیزی انجام داد و برای این کار میتوان با چسبانیدن تختههای چوبی به یکدیگر یک سطح صاف ایجاد نموده و قبل از شروع کار باید این سطح چوبی را در وضعیت افقی محکم نموده و آنرا کاملاً خیس نمائیم تا آب بتن تازه بوسیله چوب مکیده نشود.
هم چنین هر چه درزهای چوبها به یکدیگر محکمتر چسبیده باشند تا شیره بتن خارج نشود بهتر است. ابتدا مقدار ماسه لازم را روی کف ریخته شده و بعد بر روی آن مقدار معینی سیمان اضافه میگردد. کمی بر روی آن شن افزوده کرده و قبل از افزودن آب مصالح را خوب بصورت خشک بهم زده و با هم مخلوط میکنیم تا مخلوط رنگ یکنواختی به خود بگیرد سپس آب لازم را به آن اضافه میکنیم.
بهم زدن مخلوط را ادامه میدهیم. یک کارگر خوب حداکثر میتواند حجمی معادل یک متر مکعب بتن را ظرف یک ساعت مخلوط کند .
بتن سازی با بتونیر:
این دستگاه شامل یک محفظه متحرک و دیگ گردان یا مخلوطکن مصالح میباشد. اغلب بتونیرها خود دارای پیمانه آب بوده ومحفظه متحرک آنها که مصالح را به درون دیگ گردان هدایت میکند بوسیله سیستم کابلی یا جکهای هیدرولیکی به حرکت در میآیند. این دستگاه را میتوان در محلی نزدیک محل اصلی بتن ریزی مستقر نموده و برای تغذیه آن محل دپوی مصالح ومخزن آب را در مجاورت آن در نظر گرفت. مساله مهم در مورد این دستگاهها تنظیم پیمانه برای نسبتهای لازم مصالح تشکیل دهنده میباشد.
تراک میکسر:
دستگاه بتن سازی که بر روی کامیون قرار دارد و به این ترتیب دارای تحرک کامل میباشد. از تراک میکسر به منظور حمل بتن استفاده میشود تا ساخت بتن ولی میتوان مصالح مخلوط شده را داخل آن ریخت تا در طول راه بتن ساخته شود.
اما معمول آن است که بتن کاملاً ساخته شده را از دستگاه بتنساز مرکزی به داخل تراک میکسر میریزند تا به محل بتنریزی حمل شود و تراک میکسر مخلوط بتن را در طول راه بهم میزنند تا بتن خود را نگیرد و به صورت آماده به محل کار برسد.
دستگاه بتن سازی (Central Eatching Plant)
روش دیگر و پیشرفته تر تهیه بتن بویژه در پروژههای بزرگ و با اهمیت، استفاده از دستگاه بتن مرکزی میباشد . مصالح سنگی (شن و ماسه) در اندازههای مختلف در محفظههای پشت این دستگاه انبار میشوند و سپس با کنترل از اطاق فرمان، بوسیله بیل کششی به قسمت توزین هدایت میشود. سپس مصالح به مقدار مورد نیاز وزن شده داخل دیگ گردان شده و در این مرحله سیمان نیز از محفظه مربوطه به داخل دیگ رانده شده و با افزودن آب دیگ شروع به چرخش ومخلوط کردن مصالح مینماید.
روشهای حمل بتن:
بتن ساخته شده توسط دستگاههای بتن ساز و بر حسب فاصله تا محل مصرف و یا نوع سازه مورد نظر یا وسائل و دستگاههای خاص به آن محل منتقل میشود. در ذیل به شرح تعدادی از روشهای حمل میپردازیم:
1- فرغان و گاری دستی
2- دامپر
نظیر گاری حمل بتن میباشد با این تفاوت که دارای موتور متحرک است و با آن میتوان تا فواصل بالنسبه دورتری بتن را حمل کرد.
3- جرثقبل و باکت: هنگامیکه احتیاج به حمل بتن در ارتفاع باشد بیشتر از این متد استفاده میشود.
معمولاًدر کارگاههای ساختمانهای بتنی مهم استفاده از جرثقیل به علت نیاز به جابجایی قالب و شبکههای آرماتور اجباری است و در صورت وجود چنین جرتقیلی استفاده از آن برای حمل بتن، منطقی و اقتصادی به نظر میرسد ظرفیت باکتها تا 2 متر مکعب بوده و معمولاً به شکل مکعبی یا استوانهای میباشد و بتن داخل باکت یا از دریچهای که از زیر آن تعبیه میگردد یا باکت به صورت قیچی باز میشود.
4- تسمه نقاله:
از این متد بیشتر در مواقعیای که نیاز به جابجایی افقی بتن میباشد استفاده میشود و بطور معمول تا شیبهای 15 درجه نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
بتن ریزی و متراکم کردن آن:
بتن ریزی باید طبق اصول صحیح انجام گیرد و شرایط مناسب برای گرفتن بتن فراهم کرد. در بتن ریزی صحیح ملات ماسه سیمان دور دانههای بتن را میپوشاند و جسمی توپر بدست میآید و بتن حجم قالب را کاملاً پر میکند و فضای خالی باقی نمیماند.
قبل از اینکه بتن در محل مورد نظر ریخته شود؛ داخل قالبها بایستی به دقت مورد بررسی قرار گیرد تا این که اطمینان حاصل شود که قالبها تمیز بوده و از طرفی به مواد روغنی مناسبی آغشته شده باشند تا بتن به سطح قالب نچسبد. و ظاهر بتن صاف در آید و علاوه بر این از قالب بتوان بدفعات بیشتری از آن استفاده نمود.
مواد نظیر خاک؛ گرد و خاک باید بوسیله جریان هوای فشرده از درون قالبها تمیز گردد. وقتی ارتفاع قالبها زیاد باشد باید دریچههای اضطراری در جهت این بازدیدها تعبیه گردد. بتن را قبل از اینکه سخت شود و اثر کارپذیری آن کم شود باید در محل نهایی خود ریخت.
در بتن ریزی باید به نکات زیر توجه نمود:
بتن را باید در لایههای افقی در جای خود ریخت و نباید آن را با ویبره کردن و هل دادن جابجا کرد. ضخامت هر لایه بتن بستگی به نوع کار بین 15 تا 60 سانتیمتر در قطر می گیرند و لایه بعدی را پیش از این که لایه زیرین شروع به گرفتن کند باید روی آن ریخت. اغلب به منظور تسریع در کار، بدون توجه به اختلاف ارتفاع بتن را به داخل قالب میریزند در صورتیکه از این کار باید اجتناب کرد و بتن را نباید از ارتفاعی بیش از 1 تا 1.5 متر خالی کرد مگر آن که از ناودان و لوله قیف یا شوتینگ استفاده شود.
با به کار گرفتن روشهای صحیح خالی کردن بتن در قالب میتوان از جدا شدن دانهها جلوگیری کرد. باید حتی المقدور سعی شود که بتن در جای خود ریخته شود و از جابجایی بیهوده آن خودداری گردد. بتن ریخته شده در قالب را نباید به صورت افقی به این طرف و آن طرف کشانید و از جابجایی آن به کمک ویبراتور و هل دادن آن جدا خودداری کرد و باید دقت شود که اطراف میلگردها و گوشههای قالب خالی نماند و از بتن پر شود . بتن ریزی در سطح شیبدار همیشه باید از پایین سطح شیبدار شروع و به طرف بالا ادامه یابد. همچنین باید طوری بتن ریزی شود که به جابجایی دانهها منجر نشود. همه بتنها را باید پس از ریختن متراکم نمود تا میزان هوای اضافی به حداقل برسد. در بتنهای کم اهمیت برای متراکم کردن آن میتوان از وسایل دستی مناسب استفاده کرد ولی استفاده از وسایل لرزاننده مکانیکی (ویبراتور) ارجحیت دارد و استفاده از ویبراتور در جهت هر چه متراکمتر نمودن مخلوطهایی با کارپذیری کم ضروری است. ویبراتور دستگاهی است که به شیلنگ بلندی ختم میشود و این شیلنگ بوسیله موتور برقی یا بنزینی مرتعش میشود که با قرار دادن این شیلنگ در داخل بتن آنرا مرتعش میکند وباعث هدایت آن به تمام گوشههای قالب میگردد.
با توجه به این که ویبره کردن بیش از حد بتن باعث میشود که دانههای ریزتر و شیره بتن بالا آمده و دانههای درشتتر به ته قالب هدایت شود که این خود باعث مجزا شدن اجزاء بتن گردیده و موجب ضعف قطعه ریخته شده خواهد شد بهتر است که در ضمن ویبره کردن بتن بوسیله ضربه زدن به بدنه قالب و کوبیدن خود به بتن انرا بخوبی متراکم نموده و نقاط تجمع هوا و فضای خالی را به خوبی پرنماییم.
اگر بتن را ویبره مینماییم باید زمانی که شیلگ ویبراتور داخل بتن قرار میگیرد به دفعات بوده و هر بار از یک دقیقه تجاوز نکند و بعد از یک دقیقه باید آنرا بخوبی در بتن جابجا کنیم.
نوع دیگر ویبراتورها ویبراتور خارجی میباشد که قالب را به ارتعاش در میآورد. از این ویبراتورها به ندرت استفاده میشود زیرا ارتعاش و تنشهای حاصل از این ویبراتورها بر روی قالبها استفاده از آنها محدودیت ایجاد میکند فقط در مواردیکه یک امکان استفاده از ویبراتورهای داخلی موجود نباشد مثل دیوارهای با آرماتوربندی سنگین و ویبراسیون نمیتوان بتنهای دارای کارپذیری بتن 5/2 تا 5 سانتیمتر را متراکم نمود و از طرفی اگر کارپذیری مخلوطی بیان 12 تا 15 سانتیمتر باشد نباید آنرا ویبره کرد.
تا آنجا که امکان دارد بهتر است بتنریزی بدون وقفه انجام گیرد بطوریکه در موقع سخت شدن یکپارچه شود ولی نظر به این که این کار همیشه ممکن نیست و گاهی مجبور هستیم که بتن ریزی را تعطیل کنیم و کار را در روز دیگر انجام دهیم در چنین مواقعی میباید محل قطع بتن حتماً با نظر مهندس ناظر باشد زیرا محل قطع بتن باید در جایی باشد که نیروهای وارده صفر بوده و یا حداقل نیروی برشی در آن محل کم باشد.
در ضمن باید چند عدد ولاد کمکی در مقطع گذاشته شود به طوری که نصف طول این میلگردها در بتن و نصف باقی مانده آن بایستی شسته شده و از گرد و خاک و مواد اضافی پاک گردد. آنگاه باید با قدری دوغاب سیمان خالص محل را اندود کرده و آنگاه بتن ریزی جدید را شروع نماییم و بهتر است حتی المقدور از مصرف چسب و هرگونه مواد دیگر در بتن خودداری کرد.
نگهداری بتن:
سیمان موجود در بتن ریخته شده در مجاورت رطوبت باید سخت ده و دانههای سنگی موجود در مخلوط به همدیگر چسبانیده و مقاومت بتن به حداکثر برساند بدین لحاظ میباید از خشک شدن سریع بتن جلوگیری نموده و از تابش آفتاب و وزش بادهای تند محفوظ داشت و سطح آنرا حداقل تا هفت روز مرطوب نگاه داشت. (این مدت برای سیمانهای زودگیر 3 روز است).
برای این کار بهتر است که روی بتن تازه ریخته شده را با گونی یا کاغذ پوشانیده و این پوشش را مرطوب نگاه داریم و بهتر است بعد از 3 الی 4 ساعت بعد از بتن ریزی شروع به اب دادن روی آن نمائیم زیرا در غیر این صورت سطح آن ترک خورده و موجب نفوذ مواد مضر به داخل بتن گردیده و باعث پدیده خورندگی بتن گردد.
بتن تازه ریخته شده نباید در معرض بارانهای تند قرار گیرد زیرا باران دوغاب سیمان و مصالح ریز دانه را شسته و سنگهای درشت دانه نمایان میگردد.
در موقع بارندگی بهتر است بتن ریزی متوقف گردیده و بتن ریخته شده را از آسیب باران محفوظ نموده و مثلاً روی آن را با نایلون پوشانیده و آب باران را به خارج از سطح بتن راهنمایی کرد.
بتن ریزی در هوای گرم:
اگر در هوای گرم بتن ریزی مینماییم باید سعی کنیم که حداقل تا چند روز بعد از بتن ریزی آنرا مرطوب نگه داریم زیرا در غیر این صورت آب بتن بفوریت تبخیر شده و بتن سخت نمیگردد به بتنی که در اثر نرسیدن آب سخت نشده است بتن سوخته میگویند و نشانه آن این است که این بتن حتی با فشار دست خرد میشود. در صورت مشاهده چنین وضعیتی قطعه ریخته شده باید جمع آوری شده ومجدداً ریخته شود.
نکته:در هنگام اجرای فنداسیون و آرماتوربندی فنداسیون آرماتورهای ریشه ستون آرماتورهایی بعنوان ریشه پله نیز بر روی فنداسیونهایی که قرار است در آن ناحیه پله وجود داشته باشند میبندند. آرماتورهای ریشه پله 12 یا 16 میباشد و به صورت مستطیلی است یعنی طول آن از عرض آن بیشتر میباشد و این آرماتورها که شبیه ریشه ستون میباشند توسط خاموتهایی به یکدیگر متصل شدهاند. این ریشه پله وزن پله را به فنداسیون وسپس به زمین وارد میکند و باعث میشود که پله محکمتر باشد و سپس پله روی آن سوار میشود.
پدستال-کرسی ستون:
گاهی مواقع نیز بر روی فنداسیونهای هنگام آرماتوربندی فنداسیون و ریشه ستون، ستونهایی را آرموتوربندی میکنند که میلگردهای این ستونها از میلگرد ستون اصلی نازکتر بوده مثلاً در حدود 18و 16و20. این ستون را پدستال میگویند و موقعی بکار میرود که قسمت از ساختمان در ارتفاعهای مختلف قرار داشته باشند یعنی یک سری از فنداسیونها در محل گودبرداری یا محلی که ارتفاع آن پایینتر است البته در بعضی قسمتهای ستونهایی که حجم آنها بیشتر است از ستونهای اصلی میباشد ولی طول آنها کوتاهتر است میبندند (پدستال) و سپس مانند ستونها بتن ریزی میشود در اصل برای هم ارتفاع کردن ساختمان بکار میرود.
در این صورت شناژها از محلهایی در ارتفاع بالاتر به این پدستال وصل میشوند یعنی شناژ در ارتفاع میباشد و زیر آن خالی است. بعد از بتن ریزی فنداسیونها نوبت به ساختمانها سطح اتاقها را چند سانتیمتر از کف حیاط بالاتر میسازند. که به این اختلاف ارتفاع کرسی چینی میگویند.
معمولاً کرسی چینی به این علت انجام میشود که چون سطح زمین برای ساختان مسطح نبوده و به همین خاطر دارای شیب میباشد و از طرفی اتاقها و سالنهای ساختمان باید در یک تراز افقی باشد لذا برای تراز کردن سطح آنها بایستی با استفاده از کرسی چینی سطحی تراز را بوجود آوریم.
عرض دیوارهای کرسیچینی بستگی به ارتفاع آن دارد. هر قدر این ارتفاع بیشتر باشد بعلت بوجود خاکی که در پشت آن قرار میگیرد باید پهنای آن بیشتر باشد تا بتواند در مقابل فشارهای جانبی کاملاً مقاومت نماید.
این مساله در اطراف دیوارهای ساختمان که فشارهای خاک از یک طرف میباشد باید بیشتر باشد باید رعایت گردد. در هر حال عرض کرسی چینی باید قدری بیشتر از دیوار اصلی و کمی کمتر از عرض پی باشد. اگر ارتفاع کرسی چینی فقط در حدود 10 الی 15 سانتیمتر باشد میتواند پهنای آن مساوی دیوار روی آن باشد. باید برای کلیه دیوارها اعم از دیوارهای حمال و یا تیغه و پارتیشنها پی سازی و کرسی چینی انجام شود.
ایزولاسیون پی:
ایزولاسیون و یا عایق کاری بمعنای جدا کردن یا جداسازی بکار میرود. و از ایزولاسیونهای رطوبتی میتوان قیر وگونی را نام برد.
قیر:
قیر مصرفی در ایران به دست آمده از نفت خام میباشد که در بشکه های 170 تا 200 کیلوگرمی به فروش میرسد. و بر حسب خواص آن از 10×20 تا 280×320 نام گذاری شده است. معمولاً برای ایزولاسیون روی پی در نواحی سردسیر و معتدل از قیر 70-60 استفاده میشود. قیر را باید بوسیله حرارت ذوب کرد به طوری که کاملاً روان گردد.
باید توجه داشت چنانچه بیش از حد لزوم به قیر حرارت بدهند قیر میسوزد. و خاصیت عایق بودن خود را از دست میدهد. علائم قیر سوخته آن است که رنگ آن قهوهای بوده و خاصیت چسبندگی ندارد در صورتی که قیر معمولی دارای رنگ مشکلی براق بوده و خاصیت چسبندگی دارد.
چنانچه داخل بشکه قیر آب باشد در هنگام ذوب کردن بشکه قیر به صورت کف در آمده و از بشکه خالی میگردد. برای لایههایی که مستقیماً در تماس با هوا و آفتاب بیرون هستند از قیرهای سفت مانند قیر 85×25 یا 78×90 که در برابر حرارت دیرتر ذوب میشوند استفاده میگردد. برای سطوحی که با آفتاب تماس ندارد از قیرهای شل مانند قیر 60×70 استفاده میکنند. به این ترتیب روی پی را با یک لایه قیر و سپس گونی و دوباره یک لایه دیگر قیر میریزند.
ملات ماسه سیمان برای پوشش روی قیر و گونی:
برای محفوظ نگه داشتن قیر و گونی از آسیب، مخصوصاً در ساختمانهایی که از ملات آهک استفاده میشود باید روی قشر قیرگونی با ملات ماسه سیمان پوشیده شود. در جاهایی که دیوار چینی نمیشود مانند محلهای درب و یا مکانهایی که بعد از چند روز دیگر دیوار چینی میشود بنابراین این لایه سیمان باعث میگردد تا لایه قیرگونی در اثر تردد کارگران زخمی نگردد.
یک رگی کردن ساختمان بعد از پی سازی و ایزولاسیون معمولاً روی پی را طبق نقشه یک رگ آجر میچینند و به اصطلاح ساختمان را یک رگ میکنند در موقع یک رگی کردن ساختمان باید مجدداً ابعاد اطاقها و راهروها و سرویسها را کنترل نموده ومخصوصاً از گونیا بودن تمام قسمتها بوسیله چپ و راست گرفتن مطمئن شویم. در این مرحله این دیوارها کاملاً باید مطابق نقشه باشد سپس اقدام به دیوار چینی گردد.
ستونهای بتنی:
بعد از بتن ریزی پی قفسه آرماتورهای ستون را که از قبل بافته و آماده میباشد و به آرماتورهای ریشه متصل میکند این کار باید حداقل 3 تا 4 روز بعد از بتن ریزی پی انجام شود زیرا در غیر این صورت با توجه به این که بتن پی هنوز سخت نشده است و اثر لنگر آرماتورهای ستون میلگردهای ریشه را از جای خود تکان میدهد و پی متلاشی میشود بعد از بستن آرماتورهای ستون برای تثبیت موقعیت هر ستون ابعاد آن را بوسیله تیرهای چوبی در پای ستون مشخص مینمایند. باید توجه داشت که هیچ وقت نباید برای تثبیت ابعاد ستون با ریختن بتن به پای آن اقدام نمود.
آرماتورهای طولی و عرضی ستونها باید طوری به هم بافته شود که در موقع حمل ونقل وکار گذاشتن و بتنریزی خطر جابجا شدن آرماتورها و دور و نزدیک شدن آنها از هم وجود نداشته باشد حداقل قطر آرماتورهای طولی 14 میلیمتر میباشد. حداقل تعداد آرماتورهای طولی در مقاطع مربع و مربع مستطیل 4 و در مقطع دایره 6 عدد و در مقاطع چند ضلعی به تعداد اضلاع میباشد.
حداکثر آرماتورهای طولی از همدیگر 35 سانتیمتر و حداقل فاصله آنها از همدیگر 5 سانتی متر است حداقل سطح مقطع آرماتورهای طولی 8/0 درصد و حداکثر آن 4 درصد سطح مقطع بتن میباشد.
در مواردی استثنایی اگر از نظر جا دادن و متراکم کردن بتن اشکالی موجود نباشد میتوان سطح مقطع فولاد را تا 6% هم بالا برد توزیع آرماتور در مقطع باید حتی المقدور به صورت متقارن انجام شود که در ارتفاع یک طبقه احتیاج به وصله نداشته باشد. ادامه دادن آرماتورهای طولی در دو طبقه به شرطی مجاز میباشد که از تکان خوردن آن پس از ریختن بتن و صدمه دیدن بتن تازه و از بین رفتن پیوستگی بتن و فولاد کاملاً جلوگیری به عمل آید.
در قطعات تحت بارمحوری به منظور احتراز از تجمع و تمرکز تنشهای فشاری باید از تعبیه قلاب در انتهای آرماتور صرفنظر کرد. اگر در ساختمانهای چند طبقه ابعاد ستون فوقانی کاهش مییابد آرماتورها باید خم شده و به صورت مایل به ستون بالایی متصل گردد و محل خم کردن آرماتور باید 5/7 سانتی متر بالاتر از محل تلاقی سطح زیرین دال یا تیر یا با ستون شروع شده و 5/7 سانتیمتر پایینتر از سطح فوقانی دال با تیر خم شود در هر حال شیب قسمت مایل نباید از 1 به 6 تجاوز کند در صورتی که نتوان این شیب را رعایت کرد باید آرماتورهای ستون پایین را در تیر بتنی یا دال مهار نموده و برای ستون بالا آرماتورهای دیگری پیش بینی کرد.
برای این که آرماتورهای عرضی کلیه آرماتورهای طولی را در بر بگیرد و از هر گونه حرکت جلوگیری نماید باید در ستونهای با مقطع مربع و یا مربع مستطیل آرماتورهای طولی حداقل یک در میان در گوشه یک تنگ که زاویه داخلی آن از 35 درجه بیشتر نباشد قرار گیرد و یا بوسیله قلاب و یا رکابیهایی که به همین منظور پیش بینی شده است نگهداری شوند.
اگر فاصله آرماتورهای طولی از همدیگر بیش از 15 سانتیمتر باشد باید تعداد و شکل آرماتورهای طولی در گوشه را یک آرماتور عرضی قرار گیرد. انتهای کلیه تنگها باید خم 90 درجه ختم شود و این خم باید در هسته مرکزی ستون قرار گیرد و برای گرفتن در هسته مرکزی باید از فشاری بتن عبور نماید.
در مقاطع ستونهای دایره و یا چند ضلعی میتوان آرماتورهای عرضی را بصورت مارپیچ که به صورت منظم و گام آن یکسان باشد انجام داد. فاصله تنگها و گام مارپیچ نباید از هیچ یک از مقادیر زیر کمتر باشد.
1- 15 برابر قطر کوچکترین آرماتور طولی
2- 48 برابر قطر تنگ
3- کوچکترین بعد ستون
4- 35 سانتیمتر این فواصل در 6/1 بالا و پایین طول آزاد هر ستون تقلیل پیدا میکند.
در بازدیدی که از مناطق زلزله زده شده مشاهده گردیده ستونهاو تیرهایی که تعداد خاموت آنها در نزدیکی گره بیشتر است در مقابل زلزله بهتر مقاومت کردهاند.
بنابراین برای مقاومت بهتر ستون در برابر نیروهای جانبی بهتر است که در 6/1 طول آزاد میلگردهای ستون فاصله بین خاموتها 25 تا 35 سانتیمتر میباشد.
حداقل قطر تنگ 6 میلیمتر می باشد و اگر از فولاد با مقاومت زیاد استفاده شود 5 میلیمتر است ولی در هر حال نباید از 4/1 قطر قطور ترین آرماتور طولی کمتر باشد. حداقل ضخامت بتن روی آرماتور طولی 5/2 سانتی متر میباشد.
بتن ریزی ستون:
قالبهای فلزی را که از قبل آماده نمودهایم را در اطراف ستون قرار داده و بوسیله سیم بخاری و میخ و یا میلگردهای مخصوص بهم دیگر متصل مینمایند آنگاه آنرا شاقول کرده و بوسیله 4 عدد تیرچوبی در جای خود مستقر و مستحکم میکنیم و بهتر است تیرهای چوبی از بالا بوسیله میخ به قالب متصل کرده و پای آنرا در روی زمین بوسیله گچ محکم کنیم.
هیچ گاه نباید برای تکیه گاه این تیرهای چوبی از ستونهای بتونی دیگر که تازه ریخته شده است استفاده شود. پس از تثبیت کامل موقعیت ستون محور آنرا با ستونهای مجاور از بالای ستون وپ ایین ستون اندازه میگیرند در صورت درست بودن اقدام به بتونریزی مینمایند. اگر ارتفاع ستون زیاد باشد پرتاب بتن از بالا و سقوط آن به داخل آن موجب ضعف قطعه بتنی میگردد در این موارد بهتر است به طرق مختلف از سقوط بتن از ارتفاع زیاد جلوگیری کرد.
مثلاً میتوان یکی از اضلاع قالب ستون را تا نیمه کار گذاشته بعد از بتن ریزی تا سطح قالب را تکمیل نماید و یا بوسیله قیف و مجرای لولهای بتن را به داخل انتقال داد به تدریج که بتن داخل قالب پر مینماید باید دقت شود که بتن تمام زوایای قالب و میلهگردها را پر نماید تا بعد از قالب برداری بتن ریخته شده کرمو نگردد. برای این کار میتوان با نواختن ضربههای ملایم به بدنه قالب میتوان بتن را جابجا نمود.
با توجه به اینکه قسمت فوقانی آرماتورهای ستون آزاد میباشد در موقع بتن ریزی ستونها باید توجه نمود که قفسه آرماتورها درست در وسط قالب بوده و کلیه آرماتورهای طولی در بتن غرق شود و یا به عبارت دیگر ورقه نازکی از بتن روی تمام را به طور یکنواخت بپوشاند.
اگر برای جابجا کردن بتن از به نوسان درآوردن آرماتورها استفاده میشود باید این نوسان شدید نباشد که میلگردها در خاتمه بتن ریزی از شاقولی بودن خارج گردد. مقطع اغلب ستونها در ساختمانهای معمولی مربع و مربع مستطیل میباشد گاهی نیز دایره یا چند ضلعی میباشد.
در هر حال عرض مقطع ستون نباید از 20 سانتیمتر کمتر باشد و هم چنین سطح مقطع آن نباید از 600 سانتیمتر مربع کمتر باشد. ناگفته نماند که بتن ریزی ستونها توسط تاور (جرثقیل و یا باکت) انجام میگردد طبق تصویر زیر بایستی که به اندازه کافی بتن را ویبره نمود.
بعد از بتن ریزی و تشکیل شکل هندسی ستون در مدتی که در فصول گذشته ذکر گردید میتوان اقدام به قالب برداری از ستون نمود باید توجه داشت که قالببرداری به آهستگی و گام به گام صورت گیرد به طوریکه از صدمه زدن به بتن تازه ریخته شده جلوگیری شود.
برای قالب برداری باید ابتدا تیرهای ثابت نگهدارنده قالب برداشته شده و سیمهای بریده شده و میخها را دانه دانه کشیده وبعد اقدام به قالب برداری شود باید جدا از ضربه زدن به قالب برای جدا کردن آن از ستون جلوگیری به عمل آید بعد از باز کردن قالب و قبل از بستن آن برای ستون جدید باید کلیه قسمتهای قالب کاملاً بازدید شود و قطعات اضافی بتن و تراشههای چوب آنرا رنده نموده و آنگاه آنرا روغن مالی نموده و مجدداً مورد استفاده قرار گیرد. در موقع رنده کردن قالب چوبی باید دقت گردد تا ضخامت چوب از حد مجاز مذکور در قسمتهای گذشته کمتر نباشد.
تیرها در ساختمانهای بتنی:
تیرها قسمتی از ساختمان بتنی هستند که بار سقف را به ستون منتقل نموده و ستون به پی و بالاخره به زمین منتقل مینمایند بعد از اتمام بتن ریزی کلیه ستونها و ثالب برداری از آنها اقدام به قالب بندی تیرهای اصلی مینمایند در ساختمانهایی که سقف آن تیرچه بلوک بوده و یا دال بتنی ریخته شده در محل میباشد معمولاً سقف و تیر را با هم یک پارچه بتن ریزی میکنند ولی در ساختمانهایی که از سقف ساخته استفاده مینمایند ابتدا تیرهای اصلی را آرماتور بندی نموده و سپس بتن ریزی مینمایند.
آنگاه سقف را روی آن قرار می دهند. تیرهای بتنی اغلب با مقطع مربع و مربع مستطیل میباشد در ساختمانهای از تیر T شکل نیز استفاده میکنند. مقطع تیرها را در ساختمانهای بتنی در تمام طول تیر تغییر نمیکند ولی گاهی برای صرفه جویی مقطع تیر را در طول تیر تغییر میدهند و یا به صورت ماهیچه در نزدیکی تکیه گاه سطح مقطع را اضافه مینمایند و لی در هر حال تغییر سطح مقطع باید به صورت تدریجی و نسبت افزایش ارتفاع و یا عرض در طول تیر از 1 به 3 تجاوز نکند.
گذاشتن یک ردیف آرماتور طولی در بالا و یک ردیف آرماتور طولی در پایین اجباری بوده و حداقل قطر این آرماتورها 10 میلیمتر میباشد و این آرماتورها باید بوسیله تنگ به یکدیگر بسته شوند.
حداقل سطح مقطع آرماتورهای کششی در تیرها نباید از 25/0 درصد سطح مقطع بتن کمتر باشد و حداکثر آن با توجه به نوع فولاد و بتن مصرفی تعیین میشود. ولی حداکثر فولاد کششی به 3% مقطع بتن محدود میشود. حداقل فاصله آرماتورها از همدیگر 3 سانتیمتر میباشد. اگر قرار دادن کلیه آرماتورها در تیر ممکن نباشد میتوان جان تیر رابه صورت پاشنه رابه صورت پاشنه لی نباید بیش از 3/1سطح مقطع ارماتورهای کششی در پاشنه قرار گیرد. حداقل پوشش بتنی روی تنگها 5/1 سانتیمتر میباشد این مقدار در صورتی است که تیر در معرض عوامل جوی قرار نداشته باشد. باید کلیه قفسه میلگردهای تیر را از سطح قالب چندسانتی متر که این مقدار در صورتی است که از سطح قالب چند سانتی متری بالا قرار گیرد تا کلیه میلگردها در بتن غرق شود برای این که باید قطعات ریز سنگ و یا بتن زیر قفسه آرماتور تیر قرار دارد و همچنین میتوان قطعهای میلهگرد به کلفتی ضخامت بتن پوشش روی تیر در زیر تنگ خاموت قرار داد که با قرار گرفتن این میلهگرد به روی سطح قالب کلیه قفسه آرماتور بندی باندازه ضخامت این میلگرد از سطح قالب بلندتر قرار میگیرد.
فاصله این میلهگردها باید بر حسب قطر آرماتوربندی تیر باشد که کلیه قفسه میله گرد در یک سطح قرار میگیرد این فاصله در حدود 80 الی 90 سانتی متر کافی است. تمام آرماتورهای طولی باید در محل تلاقی به آرماتورهای عرضی بسته شوند و نیز آزاد بودن آرماتورهای طولی در هیچ شرایطی مجاز نمیباشد و آرماتورهای عرضی به صور مختلفی کار گذاشته میشود. استفاده از رکابی به شرطی مجاز میباشد که آرماتورهای دال از قسمت بالای تیر عبور کرده و انتهای رکابی در بتن محصور بین آرماتورها بخوبی مهار شده باشد.
استفاده از تنگ در تمام شرایط مجاز است و باید انتهای آن به خم 90 درجه ختم شده و حتی المقدور در منطقه فشاری بتن مهار گردد. اگر برای پوشش تیر یا سقفی در ساختمانی از سقف کاذب استفاده میشود در موقع ارماتور بندی و قبل از بتن ریزی میلهگردهایی در آرماتوربندی پیش بینی کرد تا بعداً سقف کاذب را به آنها متصل نماییم.
زخمی کردن بتن روی تیر و یا تیرچه برای جوش دادن میلهگردهای سقف به هیچ وجه مجاز نمیباشد. اگر عرض تیر از 35 سانتیمتر تجاوز نکرده و یا تعداد آرماتورهای طولی در منطقه کششی از 6 عدد بیشتر نباشد میتوان از رکابی و یا تنگ استفاده کرد.
ولی اگر عرض تیر و تعداد میلهگردها از مقادیر فوق تجاوز نماید باید از آرماتورهای عرضی سه شاخه و چهار شاخه استفاده نمود حداقل قطر آرماتور عرضی 6 میلیمتر میباشد و اگر ارتفاع تیر از 60 سانتیمتر تجاوز کند حداقل قطر آرماتور عرضی 10 میلیمتر میباشد در هر حال نباید قطر آرماتور عرضاً از 4/1 قطر بزرگترین آرماتور طولی کمتر باشد سطح مقطع کل آرماتورهای عرضی نباید از 15 ds کمتر شود که در آن d عرض تیر و s فاصله تنگها میباشد.
فاصله اولین تنگ از بر تکیه گاه نباید از 5 سانتی متر کمتر و از 2/5 بیشتر باشد در موقع بتن ریزی تیرها باید توجه نمود که مخصوصاً بتن در زیر شبکه میلگرد رفته و کلیه آهنهای طولی ومخصوصاً آهنهای عرضی در بتن غرق شده و حداقل تن 5/1 تا 2 سانتی متر روی آهنها را بپوشانند این کار با ویبره کردن آن براحتی میسر است.
چنانچه بعد از قالب برداری مشاهده نمودیم که بعضی از نقاط میلهگردهای طولی و عرضی بوسیله بتن پوشیده نشده است باید این نقاط را بوسیله ملات ماسه سیمان بپوشانیم.
از پوشانیدن نقاط مزبور به وسیله گچ و خاک و یا گچ خودداری کرد. پوشانیدن نقاط مزبور به وسیله ملات ماسه سیمان حتماً باید قبل از گچ کاری انجام شود. قبل از بستن صفحه قالب زری تیرهای اصلی باید ارتفاعات کلیه ستونها اندازه گرفته شود و با خط تراز گردیده شده از قبل مقایسه شده و دریک سطح واقع شود اگر اتفاقاً تیر یا چند ستون بلندتر باشد باید این بلندی اصلاح شده بعد بتن ریزی اصلی شروع شود زیرا در غیر این صورت این چند سانتی متر بلندی در داخل تیر واقع شده و از یک پارچگی بودن بتن تیر ممانعت کرده و موجب ضعف تیر خواهد شد.
سقفهای تیرچه بلوک:
اجزاء تشکیل دهنده سقف تیرچه بلوک عبارتند از:
- تیرچه
- بلوک
- میلهگردهای ممان منفی
- میلهگردهای حرارتی
- کلاف عرضی
- قلاب اتصال
- بتن
تیرچه:
تیرچههای بتنی با قالب سفالی و یا بدون قالب سفالی تهیه و عرضه میشوند تیرچههای معمولی یا خرپا می باشند.
خرپا از سه قسمت تشکیل شده است:
1-میله گردهای کف خرپا که از تعداد و قطر آن طبق محاسبه به دست میآید و باید از لحاظ تعداد و طول و نوع میلگرد (ساده یا آجدار) کاملاً با نقشه باشد کلیه ممانهای مثبت تیرچه بوسیله همین میله گردها متحمل میشود با توجه به این که اغلب مهندسین محاسب برای صرفه جویی طول یک یا چند میله گرد را کوتاهتر تعیین مینمایند این میلهگردها باید درست در وسط طول تیرچه (محل ممان مثبت بحرانی) قرار گیرد. برای این که این میلگردها در موقع بتن ریزی جابجا نشود بهتر است آنها را بوسیله یک یا چند میله گرد عرضی به هم دیگر جوش بدهیم.
2-میله گرد فوقانی خرپا که از میله گرد 8 یا 10 و یا 12 آجدار بوده و داخل بتن سقف و میلهگردهای حرارتی قرار میگیرد.
3-میله گرد مارپیچ یا میلهگردهای مهاری خرپا است که میلهگرد کف را به میلهگرد فوقانی متصل میکند. خرپای بعضی از تیرچهها از ورق و یا تواماً از ورق و میلهگرد میباشد ولی متداولترین نوع خرپا از میلهگرد ساخته میشود این خرپا را در داخل قالب فلزی و یا سفالی قرار میدهند. آنگاه بتنی با عیار 400 یا 450 کیلوگرم سیمان در متر مکعب و مصالح سنگی ریزدانه تهیه نموده و قالب را که در حدود 10 سانتی متر پهنا و 4 سانتیمتر ارتفاع دارد از این بتن پر کرده و بوسیله میزلرزاننده آنرا ویبره مینمایند.
اگر قالب فلزی باشد بعد از سخت شدن بتن آنرا از قالب جدا کرده و چند روزی در حوضچههای آب قرار دادن آنگاه به بازار عرضه مینمایند ولی اگر قالب سفالی و چه فلزی باشد تیرچه باید چند روزی در حوضچههای آب قرار گیرد.
اگر از قالب سفالی استفاده میشود بهتر است قبل از بتن ریزی آنرا در حوضچههای آب قرار داده تا کاملاً سیراب شوند زیرا در غیر این صورت آب بتن مجاور خود را مکیده و آنرا پوک میکند. در موقع بتن ریزی تیرچه بهتر است خرپا را قدری در محل خود جابه جا کنیم تا مطمئن شویم که کلیه ارماتورهای تحتانی آن داخل بتن واقع شده و کاملاً غرق شده است.
نکته:
یکی از ایراداتی که در جوشکاری محل اتصال میله گردهای زیگزاکی به میله گردهای فوقانی توسط جوش صورت گرفته که این جوشکاری باعث نازک شدن و لاغر شدن میلگرد شده و ایجاد تمرکز تنش در نقطهای که جوش داده میشود و احتمال شکستن و جدا شدن وجود دارد. در این تیرچهها باید به جای جوش از سیم آرماتور بندی استفاده کنیم و یا این که از میلگردهای آماده تیرچه که توسط کارخانجات ساخته میشود استفاده نماییم. در میلگردهای تیرچه میلگردهای فوق به صورت زیگزاکی به میلگردهای فوقانی متصل شده است و یا در واقع پرس شده است.
حمل و نقل انبار کردن تیرچهها: حمل و نقل کردن تیرچهها باید به دقت انجام گردد زیرا در اثر کوچکترین بی احتیاطی در موقع حمل و نقل و یا انبار کردن آنها ممکن است تیرچه شکسته و یا ترک بخورد و در موقع نصب نیز ترکها مشاهده نشده و در دراز مدت موجب خسارت جبران ناپذیری بشود.
در موقع حمل و نقل بهتر است از میله گردهای فوقانی به عنوان دستگیره استفاده شود. و بهتر است که بوسیله دو کارگر دو سر تیرچهها گرفته شود.
به طوری که اگر طول تیرچه را با a نمایش دهیم باید تیرچه از محل a/4 گرفته شود و به طوریکه قسمت د کارگر مساوی a/2 شود. در موقع انبار کردن تیرچهها باید زیر آنها کاملاً مسطح بوده و آنها را در کنار هم قرار داد و آنگاه روی تیرچههای ردیف اول را حداکثر بفاصله یک متر به یک متر چوب چهارتراش قرار داده و تیرچه ردیف بعد را روی آن قرار بدهیم.
باید دقت شود که کلیه چهارتراشهای هر ردیف در یک محور واقع شود و فاصله تختههای کنار تا لب تیرچه بیش از 20 تا 50 سانتی متر نشود و بدین طریق میتوان تا 6 حداکثر ردیف تیر چهار روی هم انبار نمود و بهتر است تیرچههای هم طول با هم انبار شود زیرا در این صورت در موقع استفاده از جابجایی بیهوده آن جلوگیری به عمل میآید.
بلوک:
بلوکهای مورد استفاده در سقفهای تیرچه بلوک معمولاً بتن یا سفالی میباشد و هیچ گونه باری را تحمل نمیکند وفقط به عنوان قالب مورد استفاده قرار میگیرد.
بلوکهای سفالی از لحاظ وزن سبکتر از بلوکهای سیمانی بوده و بار کمتری را به ساختمان وارد میسازد عرض بلوکها معمولاً 4 سانتی متر بوده و گاهی نیز آنها را تا 60 سانتیمتر هم میسازند و ارتفاع آن تابع ضخامت سقف و بار سقف میباشد و بین 20 تا 25 سانتی متر است.
بلوک باید طوری طراحی شود که براحتی قابل حمل و نقل باشد و روی تیرچه قرار گیرد. اگر تیرچه با قالب سفالی استفاده شده است بهتر است از بلوک سفالی استفاده گردد زیرا به علت هم رنگ بودن مصالح بعد از سفید کاری روی سقف ایجاد سایه نمینماید.
میلهگردهای ممان منفی:
با فرض این که تکیه گاه گیردار فرض شود و محل تکیه گاه ممانی ایجاد میکند که میباید بوسیله میلگردی تحمل شود به این لحاظ اگر دو عدد تیرچه به یک تیر ختم شود میله گردهای فوقانی تیرچهها را بوسیله قطعه میلردی به طول 2 تا 5/2 سانتیمتر به همدیگر متصل مینمایند قطر این میلگردها بوسیله محاسبه تعیین میگردد و معمولاً از میلگردهای به قطر 8 یا 10 یا 12 استفاده میگردد.
در آخرین دهانه که تیرچه به یک تیر ختم میشود نیز میلگردی را به صورت گونیا خم نموده و قسمت کوتاه گونیا را داخل آهنهای تیر با میله گردهای تیر بتنی قرار داده و قسمت مستقیم را روی میلگرد فوقانی تیرچه گذاشته و چند جای دیگر آن را با سیم آرماتور بندی میبندند. به این قطعات میله گرد ممان منفی میگویند.
میله گرد حرارتی بعد از اتمام سقف و گذاشتن کلیه آهنها و میله گردها یکسری میله گرد درجهت عمود بر میله گردهای بالای تیرچه به فاصله تقریبی 25 الی 40 سانتی متر قرار میدهند قطر این میلهگردها بوسیله محاسبه تعیین میشود معمولاً میله گردهای با قطر 6، 8، یا 10 میلی متر میباشد به این آهنها میله گرد حرارتی میگویند.
این میله گردها بایستی به کلیه میلگردهای تیرچه با سیم آرماتور بسته شود.
کلاف عرضی:
از دهانه 2/4 متر به بالا در وسط دهانه بین بلوکها (عمود بر جهت تیر) فاصله در حدود حداقل 10 سانتیمتر قرار میدهند. زیرا این فاصله را حداقل 2 میله گرد به قطر 10 میلیمتر یکی بالا و یکی پایین را هم به آهنهای مارپیچ تیر متصل میکنند و این فضا بعد از آنکه بوسیله بتن پرشد مانند تیر عمود بر تیرچهها قرار گرفته و در مقابل ممانهای وسط تیر مقاومت خواهد کرد و برای دهانههای بیشتر از 6 متر دو عدد کلاف عرضی با فاصلههای مساوی در نظر میگیریم. برای اطمینان بیشتر کلاف عرضی را از دهانه 5/2 متر به بالا ایجاد نمائیم.
مراحل مختلف اجراء سقف تیرچه بلوک:
بعد از ایجاد تکیه گاههای موقت، تیرچهها را روی تیر اصلی قرار میدهند. قبل از نصب تیرچه روی تیرهای اصلی باید دقت نمود که ترک خوردگی و یا شکستگی نداشته بادش و کمر تیرچه را به فاصلههای 5/1 متری بوسیله تیرهای چوبی نگاهمیدارند تا از شکم دادن آن جلوگیری به عمل آید و نیز بهتر است تیرهای چوبی را طوری قرار دهند تا وسط تیرچه تا حدود 2 تا 3 سانتی متر بلندتر از سطح تراز قرار گیرد.
تیرچه ها به فاصله تقریبی 50 سانتیمتر از هم دیگر قرار میگیرند. بعد از کار گذاشتن هر تیرچه فاصله آنها را تا تیرچه بعدی بوسیله گذاشتن یک عدد بلوک در ابتدا و یک عدد در انتهای آن تنظیم مینمایند.
از دهانه 20/4 به بالا کار گذاشتن میله گردهای کلاف عرضی اجباری است این میلهگردها که به صورت تیری عمود بر تیرچهها بوده و در وسط دهانه قرار میگیرند حداقل باید 2 عدد میلهگرد 10 یکی در پایین و یکی در بالا مجهز باشد و بهتر است این میله گردها بالای تیرچه و میل گرد هفت و هشت تیرچه ها بسته شود.
برای عبور کانالهای تاسیساتی (کانال کولر- کانال تهویه مطبوع- کانالهای فاضلاب و غیره) باید حتی المقدور سعی شود که عرض کانالها از یک بلوک تجاوز نکند ولی چنانچه به عرض بیشتری احتیاج پیدا کردیم باید با قطع تیرچه در آن محل و مهار کردن میله گردهای تیرچه در آرماتورهای عرضی محل عبور کانال را فراهم نمود و با توجه به اینکه بار تیرچه قطع شده را تیرچههای اطراف تحمل مینمایند میله گردهای آرماتورهای عرضی باید دقیقاً محاسبه شود و طبق نقشه اجرا گردد. بعد از تیرچه ریزی نوبت به بلوک چینی میرسد بلوک چینی به این ترتیب است که لبه بلوک روی تیرچه قرار میگیرد نحوه بلوک چینی و همچنین تیرچه ریزی در شکل زیر نمایش داده شده است.
بعد از بلوک چینی باید میله گردهای ممان منفی گذاشته شده و این میلگردها که دو تیرچه مقابل را بهم وصل میکنند باید به میله گرد فوقانی تیرچه بسته شود حداقل طول این میله گرد طبق نقشه محاسباتی به دست میآید. چنانچه تیرها اجباراً مقابل یکدیگر واقع نشوند باید برای هر تیرچه میله گرد ممان منفی جداکانه در نظر گرفت بطوریکه نیی از این میله گرد روی تیرچه و نیم دیگر آن داخل بتن سقف قرار گیرد.
برای عبور لولههای تاسیساتی مخصوصاً لولههای فاضلاب مشکلی دچار نشود بهتر است تیرچهها در طبقات مختلف درست مقابل همدیگر قرار گیرند برای این کار بهتر است حتماً در طبقات تیرچه ریزی از یک سمت شروع شود. در مواردی که احتیاج به طره میباشد بهتر است که طول کنسول بیش از 4/1 دهانه سقف مجاور آن نباشد وبار آن و قطر میله گیرد ممان منفی حتماً بوسیله محاسبه تعیین شود. زیرا کلیه بار این قسمت از سقف بوسیله همین میله گردهای ممان منفی تامین میگردد.
میلگردهای حرارتی :
بعد از کار گذاشتن میله گردهای ممان منفی میباید میله گردهای حرارتی کار گذاشته شود. این میله گردها معمولاً در جهت عمود بر تیرچه به فاصله حدود 30 سانتی متر از هم کار گذاشته شود.
میله گردهای حرارتی برای توزیع و جلوگیری از ترک خوردن بتن سقف در اثر تغییر حجم بتن ناشی از تغییر درجه حرارت مورد استفاده قرار میگیردو این میله گردها که معمولاً از میلهگردهای نمرات 6 یا 8 و یا 10 سانتیمتر استفاده میشود باید صاف و بدون انحنای موضعی باشد این میلهگردهای حرارتی در واقع برای یکپارچه کردن سقف بکار میرود. بعد از گذاشتن میله گردهای حرارتی بایددور سقف بوسیله قالب فلزی بسته شده و اقدام به بتن ریزی نمایند.
حداقل قطر روی بلوک 5 سانتی متر میباشد. قبل از بتن ریزی روی بلوکها را آب پاشی میکنند تا سیراب شود (زنجاب) و آب بتن مجاور خود را نمکیده و موجب فساد بتن نشود.
قبل از باید یک بار دیگر کلیه آرماتورهای سقف کنترل شود و مخصوصاً فاصله آنها از یکدیگر و اتصال به همدیگر بازدید شود و در صورت بی عیب بودن کار اقدام به بتن ریزی نمائیم.
بهتر است برنامه ریزی طوری انجام شود که کلیه بتن سقف در یک روز ریخته شود و اگر به عللی اینکار ممکن نباشد باید محل قطع بتن با نظر مهندس محاسب باشد محل قطع بتن بهتر است روی بلوکها باشد نه روی تیرها و شاهتیرها.
در موقع بتن ریزی تیرهای اصلی و فرعی باید حتماً از ویبراتورها استفاده شود باید دقت شود که فاصله بین بلوکها که تیرچه قرار دارد از بتن کاملاً پر شود کلفتی بتن روی سقف باید یکنواخت بوده و باید در ضمن بتن ریزی و قبل از آنکه بتن کاملاً سخت شود روی آن را ماله کشی تخت کرد.
حداقل ضخامت بتن روی بلوک 5 سانتیمتر است برای سهولت کار در حین ماله کشی این ضخامت را بوسیله یک قطعه آجر که کلفتی آن 5 سانتی متر است کنترل میکنند.
پله و ارتفاع پله:
پله وسیله ارتباط سطوح مختلف ساختمان به یکدیگر میباشد بعبارت دیگر پله طبقات مختلف ساختمان را به یکدیگر مربوط میسازد بطور کلی پله از لحاظ ارتباط طبقات یکی از مهمترین قسمتهای ساختمان محسوب میشود. ولی به علت آنکه این فضا به نسبت فضاهای دیگر ساختمان از لحاظ زمان توقف کمتر استفاده میشود همیشه سعی میگردد که حداقل فضای ممکن برای پله در نظر بگیرند و حتی المقدور مکانهای روشن و آفتابگیر ساختمان را برای پله اختصاص نمیدهند.
ارتفاع پله:
به طور کلی هر قدر ارتفاع پله زیاد باشد تعداد پله مورد نیاز برای عبور از طبقهای به طبقه دیگر کمتر خواهد بود. در نتیجه قفسه پله یا فضای لازم برای ایجاد پله کمتر است. ولی ارتفاع پله کاملاً بستگی به محل استفاده و اشخاص استفاده کننده از آنرا دارد. مثلاً ارتفاع پله برای طبقات آپارتمانهای مسکونی در حدود 16 الی 20 سانتی متر در نظر گرفته میشود زیرا 80 درصد استفاده کنندگان در سنینی قرار دارند که براحتی میتوانند از پلهها بالا روند (اشخاص مسنتر و کودکان خردسال بیشتر وقت خود را در خانه میگذرانند) و هم چنین ارتفاع پله موتورخانه و یا انبار را در حدود 20 الی 25 حتی 50 سانتی متر در نظر میگیرند زیرا 99 درصد استفاده کنندگان این قسمت از ساختمان را اشخاص جوان تشکیل میدهند.
کف پله:
1-طول کف پا
2-طول قدم: طول کف پای یک آدم در حدود 30 سانتی متر است در این صورت برای اینکه عبور و مرور از روی یک پله اسان باشد کف پله را باید در حدود 30 سانتیمتر در نظر گرفت که با توجه به 2 سانتیمتر دماغه پله جمعاً کف پله 32 سانتیمتر خواهد شد.
اگر تعداد پلههایی که پشت سرهم قرار دارند در حدود 8 الی 12 پله باشند (مانند پلههایی که دو طبقه را در هر گردش به هم مرتبط میسازند) کف پله نمیتواند از 32 الی 33 سانتیمتر بیشتر باشد زیرا اگر کف پلهها از این مقدار پهنتر باشد استفاده کننده از آن در موقع بالا رفتن با توجه به آنکه طول قدم انسان در حدود 63 سانتیمتر است ناخودآگاه هر قدم خود را روی پله بعدی قدری عقب تر گذاشته و روی پله هشتم یا نهم پای او روی لبه پله قرار گرفته ممکن است تعادل خود را از دست بدهد و به جلو خم شود ولی در مورد پلههای جلوی ساختمان که معمولاً تعداد آن در حدود 3 الی 4 پله میباشد از کف پله پهنتر نیز استفاده نمود.
عرض پله:
حداقل عرض پله ساختمانهایی که زیاد بزرگ نبوده و از روی آن عبور و مرور دو طرفهانجام میشود در حدود 100 سانتیمتر میباشد زیرا بطوریکه میدانیم عرض شانه یک نفر مرد در حدود 60 سانتیمتر است (عرض شانه خانمها کمتر است) و با توجه به این که اگر دو نفر بخواهند از نزدیک هم عبور کنند ناخود آگاه قدری شانه خود را بسمت داخل کج مینمایند عرض 100 سانتی متر و یا بیشتر در نظر گرفته میشود.
ولی برای آپارتمانهای چند طبقه که شدت رفت و آمد زیادتر است عرض پله را در حدود120 سانتیمتر در نظر میگیرند. در مورد پلههایی که رفت و آمد در آن کمتر است مانند پلههای بام از آنها برای سرکشی به بام جهت برف روبی از آن استفاده میشود.
محل پله:
پله باید در محلی باشد که از هر نقطه ساختمان بخوبی قابل رویت باشد و شخص تازه وارد بتواند راه خود را به راحتی پیدا کند. این موضوع مخصوصاً در ساختمانهای بزرگ عمومی دارای اهمیت زیادی میباشد. حداکثر فاصله پله از دورترین نقطه ساختمان نباید بیش از 25 متر باشد زیرا در موقع بروز حریق این فاصله حداکثر مسافتی است که یک نفر میتواند طی کند و خود را به پله برساند در این صورت چنانچه عرض ساختمانی بیش از 50 متر باشد ناچار باید دو سری پله در ساختمان در نظر گرفت در هر حال فاصله دو پله از همدیگر از 55 الی 60 سانتی متر تجاوز نماید بهتر است در وسط ساختمان ایجاد شود بطوریکه فاصله نقاط مختلف ساختمان از پله حداکثر از نصف عرض ساختمان تجاوز نکند.
چشم پله یا چاه پله:
در پلههایی که با دو دور گردش و با یک پاگرد اجرا میشود گردشهای پله باید با فاصلهای حداقل در حدود 20 سانتیمتر از یکدیگر واقع شوند. این فاصله که به آن چشم پله یا چاه پله نیز میگویند اجرا نرده پله را آسانتر میسازد. البته اگر فضای پله دارای عرض کافی باشد میتوان از این فاصله صرفنظر کرد. در این صورت نرده در پاگرد تا آخرین پله ادامه مییابد و از پله ماقبل آخر تغییر جهت میدهد.
تعداد پله:
در پلههایی که به تعداد زیاد در پشت سرهم قرار گرفتهاند برای آنکه در موقع استفاده از پله مخصوصاً در موقع پایین آمدن در استفاده کننده ایجاد وحشت نکند تعداد پلهها باید محدود باشد بدین لحاظ حداکثر پلههایی که پشت سرهم قرار میگیرند نباید از 10 الی 12 پله بیشتر باشد و بعد از هر پله 10 الی 12 پله یک سطح مستقیم بنام پاگرد در نظر گرفته شود.
پاگرد:
عرض پاگرد در پلههای U شکلی خود به خود دوبرابر عرض میشود و طول آن حداقل باید به اندازه یک پله باشد.
نرده پله:
برای ایجاد ایمنی در کنار پله به سمت پرتگاه حتماً باید نرده گذاشته شود در مورد پلههایی که از دو طرف باز میشود بایستی که از هر طرف نرده گذاشته شود نرده با مصالح نظیر چوب و یا فلز و یا سنگ و یا مصالح بنایی ساخته میشود. در هر حال نرده باید محکم و باندازه کافی بلند باشد تا در استفاده کننده ایجاد ایمنی لازم را بکند. ارتفاع نرده در حدود 75 الی 80 سانتیمتر میباشد.
طاق پله
سقف بالایی پله باید با پله آنچنان فاصله داشته باشد که یک نفر آدم بتواند با قد معمولی بدون احساس ناخوشایندی به راحتی بالا رود و تصادم سر با طاق پله نداشته باشد و نیز ارتفاع آن بایستی حداقل 195 سانتی متر باشد و تا ارتفاع 180 سانتی متر ممکن است سرگیر نباشد ولی چشم ترس است.
شیب کف پله:
در موقع نصب کف پله معمولاً در حدود 2 یا 3 میلیمتر به آن شیب شستشوی پله اضافه میکنند تا نظافت را راحتتر کند.
دیوار:
به دیوارهایی که برای جداسازی قسمتهای مختلف بکار میرود دیوارهای پارتیشن یا جداکننده و یا تیغه میگویند. تیغهها معمولاً به پهنای 5 تا 10 و یا 20 سانتیمتر ساخته میشود و تیغههای دیواری به پهنای 5 تا 10 سانتیمتر را نمیتوان در ارتفاع زیاد نصب و کار کرد چون که ایستا نمیباشد و منجر به لرزش بیش از اندازه میکند و اگر بخواهیم با شرایط گفته شده دیوار را تیغه کنیم بایستی در هر 5/1 تا 2 متر از نبشی استفاده نماییم.
در غیر این صورت دیوار با کوچکترین حرکت جانبی فرو خواهد ریخت و در مقابل زلزله هیچ مقاومتی از خود نشان نخواهد داد.
برای دیوارهای سفالی که دیوارهای خارجی را تشکیل میدهند ضخامت 10 سانتیمتر ویا 20 سانتیمتر را انتخاب میکنند و برای دیوارهای جدا کننده داخلی از پانلهای گچی که بصورت پیش ساخته میباشد استفاده میشود.
بدین ترتیب که پانلهای گچی را به ترتیب روی هم گذاشته ودرز بیان آنها را با گچ پر میکنند و به هم میچسبانند. مصالح به کار رفته در این پانلها از مصالح نظیر گچ و پانل سیمانی که مخلوطی از سیمان و پلاستوفوم (پوکه صنعتی) است میباشد.
پانلهای گچی و سیمانی:
پانلهای سیمانی در سرویس بهداشتی ساختمان بکار میرود دلیل استفاده از پانلهای سیمانی در سرویسهای بهداشتی این است که اگر از پانلهای گچی استفاده کنند چون گچ در اثر رطوبت افزایش حجم پیدا میکند و از بین میرود بنابراین از پانلهای سیمانی که در برابر رطوبت افزایش حجم پیدا نمیکنند استفاده میشود پلاستوفوم موجود در سیمان برای سبک بودن آن میباشد در تصویر زیر پلاستوم به همراه سیمان (پانل سیمانی کار گذاشته شده در قسمت پایین سرویس بهداشتی مشاهده میشود چون در قسمت پایین که امکان شستشو وجود دارد رطوبت بیشتر نفوذ میکند و هم چنین شناژ پانلهای گچی که برای جدا کردن قسمتهای مختلف ساختمان به کار میرود مشاهده میشود.) که این شناژها دارای مقاومتی کم بوده و فقط برای صاف بودن سطح زیرین پانلها بکار میرود و ارزش مقاومتی ندارد در ضمن پانلهای گچی سبک بوده و وزنی را روی این شناژها وارد نمیآورند. وهمچنین که کانالی برای عبور لولهها و تاسیسات مشاهده میشود.
نحوه کار گذاشتن نعل در گاهها:
نعل درگاه پنجره انواع مختلفی دارد فلزی – بتنی ولی ما در اینجا از نعل درگاه بتنی که خود در کارگاه ساخته میشود استفاده میکنیم. در کل دلیل کار گذاشتن نعل درگاه در انی است که بتوان بعد از چیدن چهار چوب پنجره و درب بتوان دیوار بالای آنرا چید در اصل یک تکیه گاه برای دیوار بالای پنجره می باشد تصویر زیر نعل درگاه را نمایش میدهد.
30سانتی متر از دو طرف نعل درگاه سفال چیده میشود یعنی پنجره 2 متری بایستی 6/2 نعل درگاه میخورد. گاهی مواقع برای پنجرههایی که در پاگرد پله در ساختمانهای اسکلت بتنی وجود دارد پیچ و مهره بکار میبرند چون برای جوش دادن پنجره باید جایی باشد و چون اسکلت هم بتنی دیگر آنرا نمیتوان به اسکلت جوش داد بنابر این بلتهایی که در چهار چوب است به کف پاگرد پیچ و مهره شده تا بتوان پنجره را به آن متصل نمود .
موزائیک:
در ایران موزائیک به قطعه سیمانی گفته میشود که به ابعاد 10×10 و 20×20 و 25×25 و 30×30 و 40×40 و 50×50 یافت میشود و کف اطاقها را با آن فرش میکنند. این قطعه را معمولاً در دو لایه آستر و رویه میزنند و بعد آنرا با دستگاههای مخصوص پرس میکنند و چند روزی آنرا در هوای آزاد گذاشته و آب پاشی مینمایند تا در مجاورت رطوبت سیمان سخت گشته وقابل استفاده باشد.
آستر موزائیک را کم سیمانتر و رویه آنرا پرسیمان تر میگیرند. قسمت رویه گاهی ساده و گاهی نقشدار تهیه میشود انتخاب نوع موزاییک وطریقه نصب آن بر حسب کف پوش روی آن متفاوت میباشد.
چنانچه فرش موزائیک آخرین لایه کف سازی باشد موزائیک را از نوع مرغوبتر انتخاب مینمایند و اگر بخواهیم روی موزائیک را با موکت و یا پارکت و یا مصالح دیگر فرش نماییم از موزاییک ارزان قیمت و یا حتی کاشی ساده سیمانی استفاده مینماییم اگر کف پوش آخر پارکت باشد خطوط فرش موزائیک در امتداد یکدیگر واقع شود مانند شکل دیوار برای موزائیک کردن کف اتاقها ابتدا در زیر این موزائیکها برای عایق صوتی و هم چنین برای صاف کردن سطح زیر موزائیک از پوکه معدنی که به رنگ قهوهای مایل به سیاه میباشد نمایش داده شده است.
خط تراز:
یکی از مهمترین مطالب خط چاکلانی می باشد که روی دیوار زده میشود. معنی فارسی آن خط گچ است و در زبان کارگران و اوستاها به ریسمان رنگی معروف است. استفاده از این وسیله به این ترتیب است که یک قرقره داخل قابی است که با جمع کردن قرقره ریسمان به داخل قاب رفته و با کشیدن ریسمان به وسیله دست نیز از داخل قاب بیرون میآید و در روی قاب یک محفظهای است که بوسیله آن درون قاب را پر رنگ از رنگ میکنند چون دیوارها گچی است از این رنگ که رنگ قرمز دارد استفاده میشود.
نحوه استفاده از چاک لاین و شیلنگ تراز:
خط تراز که بر روی دیوار در ساختمان زده میشود خیلی مهم است و برای کلیدها و پریزهای برق کاری و هم چنین برای کف سازی و موزائیک و یا سرامیک و یا کاشی استفاده میکنند و هم چنین در ساختمانهایی که از پانلهای گچی برای دیوارهای جدا کننده و یا برای دیوار جدا کننده استفاده میکنند.
زدن چاک لاین بدین صورت است که از خطر مرکزی ستون که قبلاً بتن ریزی ستون زده شده است 20 سانتیمتر پایین میآییم و یک علامت میزنیم سپس بوسیله شیلنگ تراز این نقطه و علامت را به جاهای دیگر در روی دیوار انتقال داده و سپس بوسیله دستگاه ریسمان رنگی یا چاک لاین دو طرف دیوار را علامت زده بدین ترتیب که ریسمان رنگی را باز کرده و خوب کشیده و وسط آنرا بلند کرده و ضربه میزنیم و یک خط روی دیوار نمایان میشود.
درز انبساط:
با توجه به اینکه خاک و نوع رگهها و نوع قرار گرفتن دانهها در یک قطعه زمین وسیع یکسان نیست و هم چنین سطح آبهای زیرزمینی در یک منطقه وسیع متفاوت است در نتیجه نشست زمین در یک ساختمان بزرگ یکسان نیست و ممکن است در اثر تفاوت نشست در ساختمانها ترکها و خرابیهایی ایجاد شود برای جلوگیری از این موضوع در ساختمانهای بزرگ که ابعاد آن بیش از 30 متر است و یا دیوار سازیهای بزرگ که طول آن از چند صد متر تجاوز میکند برای اینکه نشستهای متفاوت به این ساختمان آسیب نرساند در سراسر آن اقدام به ایجاد ژوئن مینمایند فاصله ژوئنها از یکدیگر بستگی به نوع زمین دارد و در حدود هر 20 الی 30 متر میباشد و آن بدین طریق است که بریدگی سراسری در تمام قسمت دیوار و یا هر سازه دیگر ایجاد مینمایند باید توجه نمود که این بریدگی باید در کلیه قسمتهای ساختمان نیز اجرا شود. حتی در موقع بتن ریزی شناژ و یا بتن ریزی پی بهتر است از به هم آمیختن ژوئن در دو طرف جلوگیری نمود.
بتن آرمه
• مصالح ساختمانی گوناگونی از دیرباز توسط انسان مورد استفاده قرار گرفته است. در این میان شاید بتوان از چوب، سنگ، فولاد و بتن به عنوان پرمصرف ترین مصالح ساختمانی نام برد. بتن که در حقیقت یک نوع سنگ ساخته دست بشر است، از مقاومت فشاری قابل قبول و مقاومت کششی بسیار پایین (در حدود 10% مقاومت فشاری) برخوردار است. از طرفی در بسیاری از قطعات سازه ای، کشش مستقیم ویا کشش ناشی از خمش ایجاد می شود. به همین جهت برای جبران ضعف مقاومت کششی بتن، ایده ی بتن مسلح ابداع شده است. در این روش، در هر قسمت که قطعه ی سازه ای تحت کشش (کشش مستقیم یا کشش ناشی از خمش) قرار گیرد، از فولاد به عنوان یک ماده ی مقاوم در مقابل کشش ایجاد شده، استفاده میگردد.ک
• اگرچه ایده ی اولیه در ابداع بتن مسلح، اگذاری نقش مقاومت در مقابل تنش های کششی به فولاد بوده است؛ با این وجود فولاد می تواند به عنوان یک عنصر کمکی در تحمل فشار نیز در کنار بتن قرار گیرد. به همین دلیل میلگردهای مسلح کننده در قطعات فشاری نظیر ستون ها و یا حتی در ناحیه فشاری تیرها به عنوان فولاد فشاری نیز به کار رود.
• توجه شود که در یک مقطع بتن آرمه، ممکن است ترک های کششی در ناحیه کششی بتن و در جهت متعامد نسبت به جهت تنش های کششی ایجاد شوند. این ترک ها ممکن است از میلگردهای کششی نیز عبور کرده و تا نزدیکی های تار خنثی بالا روند. با این وجود، معمولا عرض این ترک ها بسیار محدود بوده (کوچکتر از 3/0 میلی متر) و در عملکرد قطعه بتن مسلح دخالت نمی کنند.
• سازگاری بتن و فولاد
• بتن و فولاد سازگاری قابل توجهی برای تشکیل یک جسم مرکب دارند که در این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• الف- ضریب انبساط حرارتی بتن و فولاد بسیار به هم نزدیک است؛ به همین دلیل تحت تاثیر تغییرات دمای متداول، تنش های قابل توجهی بین آنها ایجاد نمی شود.
• ب- بتن و فولاد چسبندگی بسیار خوبی با یکدیگر داشته و بین آن دو معمولا لغزش اتفاق نمی افتد؛ بنابراین می توانند عملکرد مرکبی با یکدیگر داشته باشند و همانند یک جسم واحد عمل کنند. چسبندگی بسار خوب بین بتن و فولاد، ناشی از چسبندگی شیمیایی بین دو ماده، و نیز ناصافی های سطحی و برآمدگی های آج میلگرد می باشد.
• ج-فولاد ماده ای است که به راحتی در معرض خوردگی شیمیایی قرار می گیرد؛ در حالی که بتن معمولا نفوذ ناپذیری قابل قبولی دارد و می تواند فولاد مسلح کننده را در مقابل خوردگی محافظت نماید.
• د- مقاومت فولاد در مقابل دمای آتش بسیار پایین است؛ در حالی که پوشش بتن که روی میلگرد ها قرار گرفته است، مقاومت بسیار خوبی در مقابل
• اتش سوزی ایجاد می کند.
• پیشینه تاریخی بتن آرمه
• اگر چه گفته می شود سیمان از دیرباز توسط ایرانیان و رومانیان به عنوان یک ماده ساختمانی به کار گرفته می شده است، اما سابقا ثبت سیمان پرتلند به جوزف آسپیدین انگلیسی در سال 1824 بر می گردد. از آن پس بتن غیر مسلح برای سالها به عنوان یک مصالح ساختمانی خوب، تولید شد.
• سابقه استفاده از بتن مسلح به سال 1850 بر می گردد که جوزف لامبوت فرانسوی یک قایق بتنی را که با شبکه ای از سیم های موازی مسلح شده بود، تولید کرد. با این حال اختراع بتن آرمه معمولا به جوزف مونیر فرانسوی نسبت داده می شود. وی در سال 1867، ابداع ساخت حوضچه ها و مخازن بتنی مسلح به شبکه ای از سیم آهنی را برای خود ثبت نمود. از آن به بعد مونیر تا سال 1881،موارد متعددی از کاربرد بتن مسلح را از جمله در ساخت لوله ها و تانک ها، صفحات و دال های مسطح، پل های عابر پیاده، قوس ها، ساختمان ها و اجزاء رابط خطوط آهن به نام خود به ثبت رساند. با این وجود گفته می شود که وی دانش مربوط به رفتار بتن آرمه و یا روش مناسب جهت محاسبات طراحی را نداشته است.
• در آمریکا ویلیام وارد نخستین ساختمان بتن آرمه را در سال 1875 در نیویورک بنا نمود. همچنین تادیوس هیات که در ابتدا یک وکیل بود، در دهه 1850 تجربیاتی را در مورد تیر بتن آرمه انجام داد. وی میله های آهنی را در ناحیه کششی تیر قرار داد و در نزدیکی تکیه گاه آن را به طرف بالا خم کرده و در ناحیه فشاری محار نمود. او همچنین میله های قائمی را در نزدیکی تکیه گاه ها برای تحمل برش به کار برد. هیات در سال 1877 یک کتاب 28 صفحه ای در ارتباط با موضوع تحقیقات خود منتشر کرد.
• همچنین رانسام در دهه 1870 در شهر سانفرانسیسکو مواردی از استفاده از بتن آرمه تجربه نمود. وی در سال 1884، استفاده از میله های آجدار را با پیچاندن میله هایی با سطح مقطع مربعی و به منظور فراهم نمودن چسبندگی بهتر بین فولاد و بتن، به نام خود ثبت کرد. همچنین وی در سال 1890، ساختمان یک موزه دو طبقه به طول 95 متر را به صورت بتن آرمه بنا نمود. این ساختمان در زلزله سال 1906 سانفرانسیسکو و نیز در آتش سوزی متعاقب این زلزله، آسیب جزئی دید که این عملکرد و نیز عملکرد مناسب سایر ساختمان های بتن آرمه در آن زلزله و آتش سوزی متعاقب، منجر به اقبال عمومی به این سیستم جدید ساختمان سازی گردید.
• در سال 1903، تشکیل یک کمیته مشترک از نمایندگان سازمان های علاقه مند در زمینه بتن آرمه در آمریکا، نقطه شروعی برای همگانی کردن دانش طراحی بتن آرمه بود. از آن به بعد در دهه اول قرن بیستم، آزماشات متعددی توسط دانشمندان در آمریکا و اروپا جهت تعیین مقاومت فشاری بتن، و مدول الاستیسیته بتن انجام گرفت. از سال 1916 تا 1935، بیشتر تحقیقات بر ستون های بتن آرمه با بار خارج از محور، شالوده بتن آرمه و نیز مقاومت نهایی تیرها بیشتر مورد توجه محققین قرار گرفت.
• از آن به بعد و تاکنون تحقیقات بسیار زیادی در زمینه رفتار قطعات و سازه های بتن آرمه انجام گرفته است. هزاران رساله کارشناسی ارشد و دکترا در این زمینه در دهه های اخیر به رشته تحریر در آمده است. با این وجود به اعتقاد نگارنده، هنوز ناشناخته های فراوانی در زمینه رفتار اجزاء بتن آرمه وجود دارد. از همین رو در حال حاضر نیز بسیاری از تحقیقات زنده ی دانشگاه های معتبر و مراکز تحقیقاتی دنیا در زمینه اجزاء و قطعات بتن آرمه معطوف می کردد.
• مزایا و معایب بتن آرمه
• مصالح مختلفی مثل فولاد، چوب، مصالح بنایی و بتن ممکن است به عنوان گزینه هایی برای ساخت یک بنا مطرح باشند. این گزینه ها برای بسیاری از سازه های متداول وجود دارند؛ اگر چه در ساخت اسکلت سازه های بلند، ممکن است به فولاد و بتن محدود گردند. با این وجود امروزه بتن آرمه به عنوان یک گزینه قابل اعتماد برای ساخت بسیاری از سازه های کوچک و بزرگ محسوب می گردد؛ به طوری که شاید بتوان از آن به عنوان مهم ترین ماده ساختمانی موجود با کاربردی فراگیر در تمام دنیا نام برد.
• امروزه بسیاری از ساختمان های کوچک و بزرگ، پل ها، سد ها، تونل ها، کانال ها، مخازن و تانک ها، دیوارهای حائل، لوله ها و روسازی ها از بتن آرمه ساخته می شود. موفقیت قابل توجه بتن آرمه نسبت به سایر مصالح ساختمانی و به خصوص فولاد در کاربرد فراگیر آن را می توان مرهون موارد زیر دانست:
1. بتن مقاومت فشاری قابل قبولی در مقایسه با بسیاری از مصالح ساختمانی دیگر دارد.
2. تمامی اجزاء تشکیل دهنده بتن(به جز سیمان) به عنوان مصالح محلیو ارزان قیمت محسوب می شوند. تقریبا در همه جا می توان آب، ماسه و شن را از فواصل نزدیک به محل بتن ریزی حمل نمود که این مساله منجر به سهولت و رغبت بیشتر به بتن، و ارزانتر تمام شدن آن خواهد شد.
3. بتن را می توان به سهولت به هر شکل دلخواه در آورد. با ساختن قالب مناسب، تقریبا هر گونه مقطع سازه ای و شکل معماری را می توان از بتن آرمه تولید نمود. در مقابل، مقاطع فولادی در ابعاد مشخص و در کارخانه تولید می شوند و تولید مقطع خاص از مصالح فولادی گاه مشکل و یا غیر ممکن خواهد بود.
4. بتن مقاومت بسیار خوبی در مقابل آتش دارد.یک ساختمان بتن آرمه می تواند ساعت ها در مقابل آتش سوزی های مهیب مقاومت کند، بدون آنکه فرو ریزد. این مساله فرصت کافی برای مهار آتش و نیز تخلیه ساختمان از نفرات و اموال را فراهم میکند. در مقابل یک ساختمان فولادی در برابر آتش سوزی کاملا ضعیف خواهد بود. فروریزی برج های دوقلوی نیویورک که در واقعه 11 سپتامبر سال 2001 مورد حمله قرار گرفتند، به دلیل اسکلت فولادی آنها بود. چنانچه این برج ها از مصالح بتن آرمه ساخته شده بودند، جان هزاران انسان و نیز میلیون ها دلار ثروت موجود در آنها حفظ می شد.
5. بتن همچنین مقاومت خوبی در مقابل رطوبت و آب دارد. اگر آب در تماس با بتن، حاوی بعضی از یون ها از قبیل یون سولفات و یا یون کلرور نباشد، برای بتن و حتی میلگرد های موجود در بتن، مشکلی ایجاد نمی کند.
6. اجزاء بتن آرمه از صلبیت بالایی برخوردار هستند. به همین دلیل معمولا ساکنان یک ساختمان بتن آرمه در هنگام وزش شدید باد و یا تحرک زیاد همسایگان، لرزه ای را احساس نمی کنند و آرامش آنها حفظ می شود.
7. اجزاء بتنی در مقایسه با سازه فولادی به صورت ذاتی به محافظت و نگهداری کمتری نیاز دارند. به خصوص اگر بتن ریزی به صورت متراکم انجام گرفته باشد و در قسمت های در تماس با هوا از بتن هوادار استفاده شده باشد، پس از شروع بهره برداری از سازه ی بتن آرمه تقریبا نیاز به مراقبت جدی ندارد.
8. بتن در مقایسه با سایر مصالح ساختمانی، عمر بهره دهی بسیار طولانی دارد. تحت شرایط مشخص، یک سازه بتن آرمه می تواند برای همیشه بدون کاهش در ظرفیت باربری مورد استفاده قرار گیرد.این مساله مبتنی بر این واقعیت است که بتن در طول زمان نه تنها کاهش مقاومت ندارد، بلکه با گذشت طولانی زمان با تحکیم بیشتر سیمان، افزایش مقاومت نیز داشت. با این وجود، تاثیر عوامل مخرب محیطی و یون های مهاجم ممکن است دوام بتن را در طول زمان به مخاطره بیندازد.
9. بتن در بعضی از اجزاء سازه ای نظیر پی ها، دیواره های زیر زمین و شمع ها، به عنوان تنها گزینه اقتصادی محسوب می شود.
10. اجرای بتن و سازه ی بتن آرمه در مقایسه با سایر مصالح نظیر فولاد و یا حتی چوب، نیاز به نیروهای اجرایی و کارگران با مهارت بالا ندارد.
|
اعداد مختلط : |
|
|
|
مقدمه : اگر 1-√ را با i تعریف کنیم در آن صورت مجموعه ای از اعداد با نام اعداد مختلط بوجود می آیند. نکته : عبارت i را عدد موهومی محض می نامند
فرم دکارتی اعداد مختلط : هر عدد مختلط را بصورت z=a+ib تعریف کرده و a=Re z را قسمت حقیقی و b=Im z قسمت موهومی آن می نامند.
نکته : |z| را قدر مطلق عدد مختلط نامیده و برابر است با a2+b2√ نکته : z را مزدوج عدد مختلط نامیده و برابر است با a-ib نکته : دو عدد مختلط با هم برابرند اگر قسمتهای حقیقی و موهومی آنها با هم برابر باشند.
جمع و تفریق اعداد مختلط : در جمع و تفریق اعداد مختلط قسمتهای حقیقی با هم و قسمتهای موهومی با هم جمع و یا تفریق می شوند.
ضرب اعداد مختلط : ضرب این اعداد همانند ضرب دو عبارت دو جمله ای انجام می گردد.
نکته : باید توجه داشت که اعداد مختلط ضرب داخلی و خارجی نیز داشته و طبق تعریف داریم : z1.z2=a1a2+b1b2 ضرب داخلی z1*z2=a1b2-a2b1 ضرب خارجی نکته :زاویه بین دو خط حاصل از دو عدد مختلط از فرمول زیر محاسبه می شود: sin Θ =z1*z2/|z1||z2|s cos Θ =z1.z2/|z1||z2|s نکته : در معادله زیر : |z-z0|+|z-z1|=R>0 |z0-z1|=R معادله مذکور پاره خط واصل بین z0 و z1 می باشد. |z0-z1|>R معادله مذکور شکلی ندارد. |z0-z1|>R معادله مذکور بیضی با کانونهای z0 و z1 است.
نکته : در معادله زیر : |z-z0|-|z-z1|=R>0 |z0-z1|=R معادله مذکور نیم خطی در امتداد خط واصل بین z0 و z1 می باشد. |z0-z1|>R معادله مذکور هذلولی با کانونهای z0 و z1 است. |z0-z1|>R معادله مذکور شکلی ندارد.
نکته : شرط آنکه سه نقطه z1 و z2 و z3 بر یک خط مستقیم باشد آن است که z3-z2/z2-z1 جواب حقیقی و مخالف صفر داشته باشد. نکته : معادله دایره آپولونیوس عبارت است از : , |z-z0/z-z1|=K k مخالف صفر است. نکته : دو مثلث با رئوس z1 و z2 و z3 و w1 و w2 و w3 مشابهند اگر دترمینانی با سطر اول 1 و سطر دوم z ها سطر سوم wها صفر باشد. نکته : برای تقسیم دو عدد مختلط کافی است که صورت و مخرج را در مزدوج مخرج ضرب کنیم.
شکل قطبی اعداد مختلط : هر عدد مختلط را می توان با r و Θ بشکل زیر نمایش داد. x=rcosΘ y=rsinΘ r=√x2+y2 Θ=arg z=arctan y/x پس داریم z=r(cosΘ+isinΘ) و در نتیجه : z=reiΘ
نکته : هر عدد مختلط n ریشه nام دارد که از فرمول زیر بدست می آید و مجموع ریشه های nام همواره صفر است. n√z=n√rei(Θ+2kП)/n لگاریتم نپرین اعداد مختلط : این لگاریتم دارای بی نهایت جواب به شکل زیر می باشد. lnz=lnr+i(Θ+2kП)
|
اعجاز نقش ، رنگ و نور در فضا سازی معنوی مسجد
اعجاز نقش ، رنگ و نور در فضا سازی معنوی مسجد
مقدمه:
درآمدی بر شناخت هنر و معماری سنتی مساجد:
در سراسر تاریخ پرفراز و نشیب ایران که مملو از رویدادهای مختلف است ، همواره پس از هر سقوط و افولی ، صعود و پیشرفت ثمر بخشی وجود داشته است و در این هنگامه ، هنر، بزرگترین مایه و خصیصه هر دوره و هدیه همیشگی هنرمندان مسلمان ایرانی به تاریخ جهان بوده است.
آثار موجود هنر های سنتی ایران در اقصی نقاط عالم ، نشان می دهد که مردم این سرزمین در تمام ادوار تاریخی ، همواره زندگیشان با ذوق ، سلیقه و زیباپرستی همراه بوده است. عشق به زیبایی و برگرفتن عبرت در تمام دوره ها موضوع اساسی هنرهای سنتی ایران بوده است.چندانکه دستان هنرمندان ، با نقش و رنگ ، همیشه و در همه جا زیبایی طبیعی را بصورت طرح ها و نقش ها در کاشی ها ، گچبری ها ، نگاره های چوبی ، آینه ها ، قلم زنی ها ، خاتم کاری ها و... منعکس کرده اند. هنر های سنتی ایران در وهله نخست ، با زندگی پیوند نزدیک دارد و تار و پود آن از تجارب انسانی بافته شده است. با نگاهی به هنر های سنتی ایران در می بابیم که اغلب هنر های اسلامی و ایرانی ، جنبه عملی داشته و در ردیف هنر های صناعی محسوب می شده است. در نظر هنرمندان هنر های سنتی ایران، میان هنر های زیبای محض و هنر های سنتی کمترین تفاوتی وجود نداشته و از این جهت ، و با وضعیتی که آثار هنرهای سنتی در ایران داشته هم مفید فایده بوده و هم جنبه زیبایی و هنری در آن رعایت شده است. قبل از ورود به بحث ، تعریفی از هنر اسلامی ارائه می گردد:
«هنر اسلامی همان هنر قدسی است که پیام الهی را به بشر منتقل می کند ، زنده نگه داشتن آرمان های والا، هدف حیات و ارتباط بشر با خدا در روزگار مرگ ارزش ها ، هدفمند ساختن زندگی در مقابل پوچ انگاری ، الحاد و دور شدن از خدا ، از جمله پیام ها و کارکردهای معنوی هنر اسلامی است. هنر اسلامی ، فراتر از زمان و مکان بوده ، ریشه در عالم تجرد داشته ، از عالم بالا ریشه گرفته و در جهان جسمانی خود را متجلی ساخته است. هنر اسلامی ، هنری انتزاعی و بریده از واقعیات نیست بلکه ریشه در واقعیت ها دارد . هنر اسلامی در جهان معاصر، کارکردهای ارزشمند و شگفت آوری دارد که انسان امروز به آن ها نیازمند است. نمایاندن زشتی ها ، کژی ها و بیدار سازی جامعه و عبرت آمزی به انسان ها برای تصحیح مسیر حرکت و شیوه زندگی ، هدایت فرد و جامعه بسوی رستگاری ، سعادت و کمال ، آموزش جامعه و کمک به ارتقای فرهنگ و بینش و آگاهی افراد و جوامع ، درس بزرگواری و کرامت و عزت نفس و ایثار و عفو و برابری و مبارزه برای عدالت از جمله مواردی است که به واسطه بهره گیری از هنر اسلامی می توان به آن ها پرداخته و تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم آن ها را نیز در سطح جامعه شاهد بود.»1
« همه هنرمندان که با زبان و بیان خاص خود به عرصه هنر و معماری پای می نهد، علیرغم تفاوتهای ظاهری در اصول و مبانی ، سعی دارند از هنر حقیقی ازلی و ابدی دفاع نمایند . این شیوه بیانی ، به هنر دینی نیز تعبیر شده است. بنابراین هنرمندان بدون داشتن ایمان و اعتقاد ، نمی توانند از پیرایه های ظاهری اطراف خود چشم بپوشندو از ظاهر به باطن پنهان بپیوندند. از این روی، یک معمار ایرانی که به بنای مسجد مبادرت می کند، نمی تواند بدون قالب تهی کردن از ظواهر به زیبایی حقیقی که پشتوانه او در تجلی هنر نابش است برسد.»2
هنر بکار رفته در برخی مساجد تاریخی ایران و جهان ، گواه این مطلب است که جذابیت این اماکن مقدس در گرو زیبایی اجزاء و عناصر داخلی و بیرونی آن می باشد، از آنجاییکه هر پیامی ر ا نمی توان در هر قالبی و به هر شکلی بیان نمود بنابراین ابلاغ سخن مکتب نیز فضا و بستر مناسبی را می طلبد که در پرتو آن بتوان با بهره گیری از سبکها و قالب های گوناگون هنری به تبیین آموزه های دینی پرداخت.
تلاقی دین و هنر اسلامی در مسجد :
اسلام ، نخستین دین آسمانی است که نظر انسان را به گستره زیبایی و زینت در آفریده ها جلب می کند و به او می نمایاند که بعد انسانی و روحانی فطرت خویش را ارج نهاده تا به فراسوی زندگی حیوانی رهنمون شود. زیبایی و زینت ، تعبیر همین مفهوم و عصاره هنر های زیبا به شمار می رود . تمام نظم تجریدی هنر متعالی اسلامی ، بازتابی است از محتوای عارفانه ای که بر پایه ایدئولوژی اسلام بنا شده است. به یقین نمی توان ، مسائل عقلانی و انتزاعی را از ابعاد احساسی و عاطفی آن جدا دانست . تا این احساس برانگیخته نشود و وجدان و فطرت انسانی احیا نگردد ایمان ، ریشه ندوانیده است. از این حیث می توان ادعا کرد که دین با هنر نقاط اشتراک متعددی دارد . مساجد بعنوان ساختار های اجتماعی اسلام ، همواره به نقش آفرینی چند منظوره در قرون گذشته پرداخته است. گرایش مردم آزاد اندیش دنیا به مفاهیم عالیه اسلام از یکسو و ناکامی نظری و عملی تمدن مادی در برخی جهات از سوی دیگر ، بر اهمیت و نقش مساجد در جامعه جهانی افزوده است.تاثیرگذاری چند گانه مساجد در عرصه های مختلف سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی به گونه ایست که در و اقع ، قدرت پاسخگویی به تمام نیاز های بشر را دارد.
مساجد و بناهای مذهبی در تاریخ معماری ایران، همواره نقطه به اوج رسیدن هنر و معماری اسلامی بوده است.«در معماری اسلامی ایران ، بدون شک جنبه های ساختمانی و نوآوری در فضاهای مساجد و ایجاد فضایی تازه در سیر تاریخی خود، از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. یک معماری ایران در عناصر معماری همچون قوس ها، تاق بندی ها، گنبد و حتی مقرنس بعنوان یک تزئین حجمی و سه بعدی پیشتاز بوده و توانسته است این دستاوردها به دیگر سرزمین های اسلامی نشان دهد.»3
مسجد، محل تجلی مجموعه ای از هنرهایی است که مصداق مسلم هنر شهودی است. بعبارت دیگر ، در مساجد نه تنها دین با هنر ملاقات می کند بلکه مهم ترین نمودهای هنر اسلامی ، معماری مساجد و ویژگیهای بارز آن است.مجموعه ای از جلوه های هنری را می توان در مساجد مشاهده نمود که از آن باید به هنر پرستشگاهی یا هنر قدسی یاد کرد.این جلوه های هنری عبارتند از معماری ،گچبری ،آجرکاری ، کاشیکاری ، مقرنس کاری ، خوشنویسی ، فضاآرایی و... در طول نسل ها و قرون متمادی ، پاکترین و امن ترین ملجاء برای هنر اسلامی ، مساجد بوده است.از آنجا که هنر با نماد آمیخته است و نمادها ماهیت و جوهر هنر را تشکیل می دهند، لذا مجموعه هایی که از هنر در خدمت مسجد قرار گرفته ، فراوان بوده و دارای پیامی معنادار می باشد. در هنر معماری مساجد ، خطوط عمودی ، افقی و منحنی ، دارای معنای بلندی می باشند. ساخت گنبد ، محراب ، گلدسته ها ، ستون ها ،منبر ، مقرنس ها نیز پیامی را به مخاطب القا می نماید. «هنر اسلامی نه تنها در مسجد بلکه در متن زندگی مردم جریان یافته و در طول قرون متمادی ، محیطی را فراهم آورده که در آن مسلمین با به یاد داشتن خداوند و با عنایت و تامل در باب زیبایی که نهایتا فقط ناشی از خداوند است که به مفهومی مطلق و زیبا منتهی می شود کار هنری انجام می دهند.»4
«مساجد بعنوان اجتماعی ترین مکان حضور مسلمین ، جایگاه تلاقی دین و هنر اسلامی می باشد. صرف نظر از نزهت معنوی ، این بناهای باشکوه در چشم هربیننده " گالری هنر اسلامی" به شمار می آید. هنرمندان بی نام و نشان که تمام هستی خویش را وقف ساختمان مساجد کرده اند، از شوق مقدسی بهره مند بوده اند آنان با اشتیاقی وصف ناپذیر کوشیده اند تا بهترین تصور خود را از زیبایی ، در این آثار مقدس جلوه و جلا بخشند. در حقیقت ، معمار مسلمان در روزگاران گذشته هر زیبایی را که در اطرافش می دید ، اگر آن را در خور عظمت و شایسته جلال و جمال خدا می یافت ، سعی می کرد تا به هنگام فرصت ،برآی آن در مسجد جایی باز کند.
در بنای بسیاری از مساجد، هنر های گوناگون با هم در آمیخته است. معماری در توازن اجزا کوشیده ، نقاشی به الوان کاشی ها و نقوش توجه کرده ، و خوشنویسی الواح و کتیبه ها را جلوه و جلا بخشیده است.»5
بنابراین می توان مسجد را از آن حیث ، جایگاه تجلی هنر و معماری اسلامی قلمداد کرد که هنرهای گوناگون ، بر روی هم فضا و مکان خاصی را پدید می آورند، فضا و مکانی که برای ایجاد رابطه میان خدا و خلق او مناسب باشد و در عین شکوه و جلال ، آراستگی و تزئین آن ، ذهن انسان را به جای توجه به خداوند سبحان به خود مشغول نسازد. زیبایی معناداری که در معماری اجزاء و عناصر مسجد ، نظیر کتیبه ها و یا مقرنس ها موج می زنند نه تنها انسان را از یاد خداوند غافل نمی سازد بلکه او را متوجه وزن اشکال و صور روحانی آن می کند. چرا که معمار بواسطه هنر و با استفاده از مصالح و ملزومات کار هنری، همزمان با خلق یک بنای زیبا به مفهوم سازی نیز می پردازد. بطوریکه بنای ساخته شده با اعتقادات سازندگان آن پیوندی ناگسستنی دارد ، در واقع ساختمان زیبا ، جمال باطن پدیدآورنده آن را هویدا می سازد.
فرم ها و نقش های نمادین در مسجد:
سیر تکوین هنر و معماری اسلامی در طی دوره های مختلف و تطور زمانی، در مسجد نمود و ظهور پیدا کرده است.بسیاری از مساجد تاریخی جهان اسلام در ابتدای ساخت و شکل گیری بسیار ساده بودند ، اما در طی سالیان متمادی بسیاری از هنرهای نوین که برخاسته از ذوق و قریحه ذاتی هنرمندان مسلمان بود ، در این مساجد شکل گرفت و تکامل یافت. در واقع این مساجد بودند که وحدتی بین آثار و هنر گذشتگان طی نسل های متمادی قبل و بعد ایجاد کرده اند، که گسستی در این زمینه در آن دیده نمی شود.تمامی سبک ها و قالب های مختلف هنری در مساجد ، رشد و نمو یافته اند ، قالب هایی که با اصل اسلام و ارزش های الهی و قدسی در تناقض نبودند. معماران مسلمان با ذوق و سلیقه سرشار ، مساجد را با سبک و شیوه جدیدی احداث کرده و در این زمینه دست به نوآوریهای کم نظیری زدند که اکنون ، مساجد تاریخی تبدیل به زیباترین جاذبه های فرهنگی جهان شدند.معماری مساجد ، هیبت و شکوهی را به نمایش می گذارد که نماینده ذئق سرشار زیبایی شناسی است و منبعی جز ایمان و الهام آسمانی نمی تواند داشته باشد.از سده های نخستین تا کنون ، ملیتها و اقوام مختلف مانند یک امت واحد با فرهنگ ها ، آداب و رسوم و بویژه با توانایی و درک هنری متفاوت و متنوع در کار ساختن و پرداختن مساجد در سرزمین های وسیعی که از اندلس تا جنوب آسیا امتداد دارد تلاش کرده اند. بر این اساس ، هر آنچه که دیروز و امروز تحت عنوان معماری اسلامی در سرزمینهای مفتوحه با سبک ها و شیوه های شناخته شده اندلسی ، آفریقای شمالی ، شامی ، مصری ، ایرانی و عثمانی ایجاد شده است، در حقیقت ، هنر مردمان ساکن در این نواحی بوده است که دیر زمانی پیش از ظهور اسلام ، هر کدام دارای تمدن های درخشانی بوده اند و اینک در پرتو تعالیم اسلام ،دارای سمت و سو و شخصیت واحدی شدند.اگر چه به ظاهر ،واجد تفاوت هایی بوده اند که بیش از همه در شیوه تزئین بنا ، تجرید و درک هنری مبتنی بر برخی جنبه های فرهنگی مانند آداب و رسوم قومی و سننن قبیله ای ، اقلیم ، عادت ها ، معیارها و هنجار های مورد قبول ان ها بوده است. معماری ایرانی در دوره قبل از اسلام ، بطور بارز در دو شیوه پارسی و پارتی ظهور یافته است.معماری ایران کهن ، هر چند بصورت متعالی به خلق صورت پرداخته اما هیچگاه خالی از معنا نبوده است. و همواره اصول و معماری ایرانی با معماری اسلامی ، پیوندی نا گسستنی یافته است. بعبارت بهتر اسلام و معماری ایرانی در جهت نوعی کمال گرایی دو جانبه حرکت می کنند . تاثیری که اسلام و آموزه های آن بر معماری ایرانی می گذارد در واقع ، تزریق نوعی روح و حس درونی جدید به بنای ایرانی است که معمار ایرانی ، با بکار گیری یکسری مفاهیم اسلامی همچون بازگشت به اصل کثرت به وحدت و بکارگیری آرایه های نمادین ، چنین فضایی را خلق کرده است. به جرات می توان گفت که معمار ایرانی در هنگام خلق بناهای زیبا نظیر مسجد شیخ لطف الله ، همواره حقیقتی با عنوان مبداء آفرینش را با خود به همراه داشته است.
در هنرهای تزئینی اسلام ، رعایت اصل پرهیز از بیهودگی وجود داردیعنی اینکه در هنر اسلامی ، اشکال به صورت زیبا و دلپسند ارائه گردیده و به جنبه تزئینی آن توجه شده و در نهایت به حس جمال طلبی و زیبایی خواهی انسان ، پاسخ مثبت داده می شود. از آنجایی که مسجد ، پایگاه اجتماعی مسلمانان به شمار می رود به تزئین آن توجه خاصی شده است . ساختمان مسجد طوری است که راز و نیاز انسان را سهل و آسان می کند ، تناوب بیکران قوس ها و ستون ها فضای پیوسته را چنان به تکه های همسان ، تقسیم می کند که وصول به حالت معنوی را آسان می نماید. مساجد اسلامی ، جلوه ای از زیبایی های بصری و نمونه بارزی از تلفیق و ارتباط فرم های نمادین با باورهای عمیق اعتقادی است. اشکال، الگویی و ارتباطات سمبلیک در تمامی جوانب و نمادهای مساجد بوضوح دیده می شود.اساسا هنرهای دینی بخصوص مساجد اسلامی در یک امر مشترکند و آن جنبه سمبلیک آن هاست ، زیرا در همه این هنرها جهان ، سایه ای از حقیقت و مرتبتی متعالی از آن است.به همین جهت ، هر سمبلی، حقیقتی ماورای این جهان پیدا می کند. بنابراین سمبلها در مقام دیداری قرار می گیرند که از مرتبه خویش نزول کرده تا معنای متعالی را بیان نمایند.و این معانی جز با این سمبلها و تشبیهات به میان نمی آیند. در معماری مساجد ، نقوش و گچبری ها ، آجرکاری ها ، کاشی کاری ها ، برمبنای معنای سمبلیک هر یک از آن ها و حس پویایی و زیباپسندی مردم انتخاب می شوند. نمادگرایی موجود در مساجد بصورت فرم ها و چه به صورت نقش ها در واقع ارزش ذاتی بنا محسوب می شوند.
هنرمندان و طراحان مساجد ، چون دیگر معماری های اسلامی به تضاد میان داخل و خارج توجه کرده اند، بررسی معماری مساجد ، بدون در نظر گرفتن تزئینات آن در هر شکلی و با هر موادی کامل نیست. اهداف چنین تزئیناتی ، بیان واقعیات غیر ملموس است. نقوش اسلیمی ، هندسی و کتیبه ها منحصر به معماری اسلامی است.ویژگی نقوش اسلیمی ، تحرک ، پیچ و تاب ، رشد و نمو آن است. بی تردید چنین ترکیبات بدیعی ، جاذبه مساجد را در طول تاریخ تمدن اسلامی برای مسلمانان افزایش داده و حتی هنرمندان غربی را دچار حیرت و شگفتی نموده است. در معماری اسلامی ، نقوش اسلیمی جایگزین شمایل ، مجسمه ، و نقاشی در کلیسا ها شده است. در تمام سرزمین هایی که اسلام بدانجا قدم نهاد ، شکل منحصر به فرد نقوش اسلیمی را در آنجا آفرید معماران ایرانی ، تحت تاثیر باورهای اسلامی در خلق آثار بدیع ، نظیر کتیبه های متضمن نام های جلاله خداوند و رسول گرامی اسلام (ص) و آیات نورانی قرآن در انواع صور زیبا بر روی آجر پخته ها و کاشی لعابدار تلاش نموده اند. این نوع تزئینات ، علاوه بر زیبا سازی صوری فضا در بالا بردن کیفیت فضای روحانی عبادت ، نقش موثری ایفا می نماید.در معماری اسلامی ، عناصری همچون شکل ، تقارن ، جهت مندی بنا ، رنگ ، خط ، توجه به نوع مصالح ، محراب ، گنبد ، مناره و ... باعث شیدایی انسان ها در هنگام ورود به مسجد می شود.
هنگامی که انسان وارد بنا می شود میان درون و برون ، تفاوتی آشکار مشاهده می کند که این حالت در مساجد به کمال خویش می رسد به این معنی که آدمی با گردش در داخل و خارج مسجد ، در واقع میان وحدت و کثرت سیر می کند. بنابراین اصل توحید که پایه نظرگاه اسلامی است در پی و حدت بخشیدن به پیکر عناصر گوناگون هنری است که بارزترین و ملموس ترین این وحدت ، در معماری مساجد سراسر جهان اسلام به منصه ظهور رسیده است.
سیر و سیاحت در جهان پر نقش و نگار تزئینات و کتیبه های مسجد که بیشتر به منظور ایجاد و تلقین نوعی محیط معنوی نوشته شده اند بیننده را در عوالم روحانی غرق می نماید و ایمان به وحدت خداوند را در دل او راسخ می سازد . در حقیقت ، استفاده از اسلیم ها و کتیبه ها یکی از بارزترین و یژگی های تزئینی مشترک در همه مساجد است. کاشیکاری که یکی از مصادیق بارز معماری اسلامی در مساجد است با بهره گیری از رنگ های زیبا و متنوع ، پیوندی بین آسمان و مسجد را برای بیننده القا می نماید . که نمونه عینی این هنر بی بدیل ، کاشیکاری گنبد مسجد شیخ لطف الله در اصفهان می باشد.
استفاده از آیات نورانی کلام وحی و نیز نقوش اسلیمی در کتیبه های مساجد ، به فضا و ماده ، هویت و معنا می بخشد. بطوریکه انسان را به جهانی معنوی رهنمون می سازد و غالب های ذهنی را درهم شکسته و به روشنایی دنیایی هدایت می کند که تجلی حق در آن است.
«معماری مسجد بدنبال الهام از مفاهیم کلام الهی و روایی است ، تا فضایی ایجاد بکند که عالم ملکوت(عالم معنا) و عالم ناسوت(عالم صورت،ملک و طبیعت) را به هم قرین سازد و فضای روحانی واحدی را خلق کند. چه گنبد ، مناره ، محراب و طاق در فرم ها و چه کتیبه ها و کاشی کاری ها و گچبری ها و کاربندی ها همگی به یک محور و نهایت منتهی به یک نقطه می شوند . نقوش ، اشکال و رنگ ها در معماری نشانه بارزی برای القای معانی پنهان هستند و مخاطب از طریق حضور در فضای معماری به درک شهودی آن معانی نایل می شود»6
تاثیر شکل و فرم نمادین در انتقال معانی و مفاهیم:
بحث درباره فرم و شکل ظاهری مساجد و ضرورت تداوم معماری سنتی و یا تلفیق آن با معماری مدرن از جمله موضوعاتی است که توجه محافل علمی و مطالعاتی کشور را به خود جلب نموده است.این بحث از یک سو می تواند تنها معیارهای شکلی زیباشناسانه را مطرح نموده و بر زیبایی و تناسبات معمارانه سنتی تاکید داشته باشد و از سویی دیگر ، می تواند در سطوح معنایی والاتری مطرح شده ، موضع خوانایی مسجد در بافت شهری یا انتقال مفاهیمی چون الهی و قدسی بودن را در بر گیرد.
وقتی بحث از فرم و ظاهر مسجد به میان می آید ، منظور تمام ابعاد و اضلاع شکلی مسجد است و مراد ، ساختار فیزیکی و سازه ای آن بعنوان یک کالبد و ساختمان در فضای درونی شهرها و روستاهاست، که در تزریق روح و معنویت و دینداری در فضای مادی و بی روح جوامع ، نقشی مهم ایفا می نماید. تاثیر شکل و فرم در انتقال معانی و مفاهیم از دو منظر " حس زیبایی شناختی و گرافیک محیطی " قابل بررسی است:
الف) حس زیبایی شناختی (Aesthetic) :
یکی از نیازهای روان شناختی انسان ، نیاز به حس زیبایی شناختی است. زیبایی شناسی از آن جهت که کیفیتی درونی و ناظر بر حالات درونی آدمی است، ارضاء آن می تواند مقدمه ای برای رویکرد آدمی به معنویت و پرستش خداوند باشد یکی از ویژگی ها و جاذبه های مساجد می تواند این باشد که با ارضاء حس زیبایی شناختی و ایجاد این حس به پرورش دینی افراد کمک نماید. سوق دادن افراد به سمت خدا و متوجه ساختن ایشان به فرامین الهی اگر چه از کارکردهای مساجد است اما این خود مستلزم ارضاء حس زیبایی شناسی انسان است. زیبایی شناسی ، پاسخی است که فرد به امور زیبا از خود نشان می دهد بعبارت بهتر ، زیبایی شناسی ، مطالعه پاسخ و حساسیت فرد نسبت به امور زیباست نه مطالعه کارکردهای هنری . برای نیل به این هدف ، می توان از هنر و ابزارهایی نظیر نقاشی ، خوشنویسی بهره برد.از جمله مولفه هایی که در کنار این ابزارها برای انتقال مفاهیم متعالی ، نقش به سزایی ایفا می نماید Rhythm و Harmony می باشد. مساجد می توانند با استعانت از این هماهنگی و نظم و ترتیب در راستای مفاهیم بلند قدسی و تقویت هویت دینی بهره بگیرند.بین میزان ارضاء کنندگی مسجد و میزان جاذب بودن آن رابطه مستقیمی وجود دارد ، آدمی نیز رو به موقعیت هایی دارد که این نیازها را ارضاء نماید.اگر مساجد بتوانند احساس نیاز به پرستش کردن ، فواید ، اهمیت و ضرورت آن را بدرستی تبیین نماید.و همچنین اگر بتوانند جنبه های زیبایی شناختی کارکردهای خود را بدرستی به مردم تفهیم نمایند ، در واقع به میزان جاذبه خود افزوده اند. بسیاری از انسان ها نه برای خود ، بلکه بخاطر نفس حضور در مساجد و ارضاء کنندگی آن در بعد زیبایی شناختی به مسجد روی می آورند.
ب) گرافیک محیطی:
«در یک محیط ، باید میان زیبایی و عملکرد ارتبط برقرار نمود. طراحی محیطی برای زیبا ساختن محیط بصری ، آگاه کردن و ارتباط برقرارکردن بعنوان یک اهرم پر قدرت ، به ایفای نقش می پردازد. طراحی محیطی برای انواع محیط ها مانند مساجد ، بیمارستان ها و مراکز فرهنگی و دینی کاربرد دارد. پیکتوگرام ها یا علائم بصری ، سیستم های هدایت بصری ، طراحی نمای ساختمان ها و نقاشی های بزرگ دیواری جزء تقسیم بندی های گرافیک محیطی محسوب می شوند. در گرافیک محیطی یا طراحی ، برای ایجاد ارتباط بصری با مخاطبان ، طراح باید پیامی به ایشان القاء نماید، پیامی هدفدار در جهت شناساندن ومعرفی محیط . این پیام باید در وهله اول ، کاربردی بوده و بعد زیباشناسانه آن مراعات گردد.بعبارت دیگر، در جهت زیبایی و مطلوب نمودن محیط تلاش صورت پذیرد.»7
نقش پوشش در فضاسازی:
«در معماری ایرانی ، فضا سازی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به نحوی که این مهم تنها از طریق تلفیق و ترکیب احجام صورت نمی پذیرد، بلکه تمهیداتی اندیشیده می شود که الزاما احتیاج به ترکیب یا انفصال حجمی نباشد و دریک فضا سازی یکسره هم امکان فضا سازی های گوناگون و گاه متضاد ممکن گردد. ابزار نیل به چنین مقصودی در درجه اول پوشش فضاست.چنانچه در یک فضای واحد و یا متحد از پوشش های متنوع استفاده شود ، آن فضا متعدد ادراک و احساس می گردد و بالعکس در یک زمینه تلفیقی چنانچه پوشش مناسب انتخاب گردد ، آن فضا واحد و یا متحد جلوه می کند.
تاثیر نقش ، نور و رنگ در فضاسازی:
اما به همراه پوشش ، سه عامل نقش ، نور و رنگ نیز در فضا سازی دخالتی مستقیم و ناگزیر دارند. نقش ، محصول لاینفک و ناگزیر مصالح بنایی نیز می باشد.نحوه قرار گیری آجرها در کنار و بر روی هم به هر حال ، تولید نقش می کندو نیز در فضا سازی دخیل است.مزاوجت آجر و ملات و حمایت این دو از یکدیگر نیز نقش آفرین است.رنگ نیز به خودی خود ظهور نمی یابد مگر اینکه بر نقش بنشیند آن گاه است که منشاء اثر می گردد و در فضا سازی دخالت می کند. سومین عنصر مهم فضاسازی معنوی مسجد ، نور است که رنگ نشسته بر نقش را ظاهر می گرداند و در فضاسازی نقشی بی بدیل ایفا می کند. همه رنگ های نشسته بر نقوش است که رنگ ها را ظاهر می گرداند و طیف رنگین از کم رنگ به پر رنگ و سایه روشن را می آفریند. بدین ترتیب، عمق میدان و وسعت دید ، معنا و موجودیت می یابد.» 8
الف) نقش:
نقش متنوع و رنگارنگ کاشیکاری مساجد ایرانی ، جزء زیباترین و پرمعناترین عناصر بکار رفته در مساجد است. این نقوش پرمعنا هریک بر حسب شکل و محل قرار گیری دارای کارکرد و بار معنایی و رمزی متفاوت است. تکرار ، ویژگی خاصی است که در میان عبادتگاهها تنها در مسجد به این وسعت استفاده شده است و در عملکرد خود با روح اسلام و عبادت در آن ارتباط تنگاتتگ و مستقیم دارد . نقوش اسلامی که در نوع گردش اسلیمی و ختایی و نقوش هندسی جلوه گر شده است معمولا از یک یا چند شکل منظم به دست می آید که در انحناها و دوایر قرار می گیرند و بر طبق اندازه های تکرار شونده به اشکال متفاوتی نمودار می شوند و به این صورت ، تناسبات و ابسته به آن نقش ، در کل سطح گسترش طرح تکرار می شود. حتی اگر پایه هندسی کار حذف شده باشد و تنها خطوط و شکل هایی که بر اساس آن ترسیم شده است باقی مانده باشد باز هم روح هم آهنگ و تکرار شونده آن محفوظ و نمایان است. این نقوش نیز جلوه ای قدسی در هم آهنگی کامل با معماری بنای مسجد است و چنان احساس معنویت را به شخص حاضر در مسجد القا می کند که گویی تمام ساختمان مسجد در ذره ذره نقوش و اشکال خود دائما ذکر او می گویند و به همراه خود ، عابد را از مقام خاکی به سیر در افلاک دعوت می کنند. این نقوش که نظم هندسی آن گویای عقلانی بودن آن است ضمن اینکه برای ره گذران زیبایی صوری ایجاد کرده ، برای عابد ، نقش دیگری ایفا می کند واو را از عالم تعلقات و کثرات به عالم وحدت و ماورای ظاهر رهنمون می کند. در اغلب نقوش اسلامی ، نوشته ، نقش کار ساز و مهمی ایفا می کند . خطوط نسخ وکوفی به سیال بودن آب زلال و به نرمی نسیم سحرگاهی در لابه لای نقوش یا روی آن ها می لغزند و آیات نور و اشارات قداست را بر آن ها می نگارند. هنرمند مسلمان از کثرات می گذرد تا به وحدت نایل آید . انتخاب نقوش هندسی ، اسلیمی و ختایی و کم ترین استفاده از نقوش انسانی و وحدت این نقوش در یک نقطه ، تاکیدی بر این کوشش است. طرح های هندسی که به نحو بارزی وحدت در کثرت و کثرت در وحدت را نمایش می دهد ، همراه با نقوش اسلیمی که نقش ظاهری گیاهی دارند آن قدر از طبیعت دور می شوند که فضای معنوی خاصی را ابداع می نمایند که رجوع به عالم توحید دارد.تفکر توحیدی چون دیگر تفکرهای دینی در معماری مساجد ، تجلی تام و تمام پیدا می کند . معماری مساجد و تزئینات آن در گنبد ، مناره ها ، موزائیک ها و کتیبه ها و نقوش مقرنس کاری ، فضایی را ابداع می کند که آدمی را به روحانیت فضایی ملکوتی پیوند می دهد. در معماری سنتی ، شکل های هندسی ، چیزی بیش از ابزار تکنیکی صرف هستند هرچند به این معنا نیز در معماری عمل می کنند ولی ورای این عملکرد مادی دارای وظیفه مهم تری هستند و آن یادآوری انسان است از طریق چهره سمبلیکی . در معماری سنتی هیچ چیز بدون معنا نیست و معنا چیزی جز حالت روحانی نیست.
ب) رنگ:
تاثیر رنگ در معماری اسلامی ، انکار ناشدنی است و از اهمیت و گستردگی معنایی زیادی برخوردار است و یکی از عوامل و مولفه های مهم در فضا سازی معنوی و روحانی مسجد می باشد . رنگ ها علاوه برآثار و ابعاد عرفانی از نظر روحی و روانی نیز اثر داشته و سبب نشاط و یا خمودگی می گردد. رنگ در روان روان انسان ، حالتی متناظر با واقعیت کیفی و سمبلیکشان ایجاد می کند. رنگ و هارمونی آن که البته همنشین بی بدیل نور است در همه هنر های ایرانی و اسلامی ، نقشی تعیین کننده دارد . در هنر اسلامی ایرانی ، از رنگ ها بصورت خردمندانه ای استفاده می شود و این استفاده با آگاهی از معنای سمبلیکی هر رنگ و واکنش کلی ایجاد شده در روان انسان در برابر حضور یک ترکیب یا هارمونی از رنگ ها همراه می باشد. استفاده سنتی از رنگ ها بیشتر با هدف یادآوری واقعیت آسمانی اشیاء همراه است . دراین معنا ، رنگ ها یکی از عناصری هستند که معنای سمبلیکی آن ها باید به نحوی در نظرگفته شوند و این راهی است که بدان وسیله می توان معنای درونی معماری و هنر اسلامی را درک نمود.
حسین نصر در کتاب ایران پل فیروزه در رابطه با تاثیر رنگ چنین می نویسد : « رنگ ها در هنررجنبه کیمیایی دارند و آمیختن آن ها خود یک هنر مشابه به کیمیاگری است. هر رنگ دارای تمثیلی است خاص خودش و نیز هر رنگ ، دارای رابطه ای با یکی از احوالات درونی انسان و روح است».
«مساجد جهان اسلام در بکارگیری رنگ های متنوع از چارچوب واحدی پیروی می کنند و معمولا از رنگ های سبز ، فیروزه ای و آبی استفاده می کنند. رنگ آبی لاجوردی و فیروزه ای از عمده ترین رنگ های زمینه ای دیوارها ، کاشی ها ، محراب ، گنبد ، صحن و شبستان مساجد است.» 9
رنگ آبی لاجوردی و آبی فیروزه ای رنگ های اختصاصی ساعات بامدادی است ، طیفی از رنگ های آبی و سبز نزدیک به هم . آبی ، رنگ تداعی گر آسمان ، بیکرانگی و بی نهایت ، قدرت و وسعت است.
ج) نور:
«معماری اسلامی بویژه در ایران تاکید خاصی بر نور دارد. درون یک مسجد شبیه به نور است که به صورت صور مادی متبلور شده است و یادآور آیه نور است . در ایران ، بعلت درخشندگی شدید اشعه آفتاب در اکثر پهنه این سرزمین و شفافیت هوا در مناطق مرتفع ، تجربه نور و نیاز به زیستن به فضاهای روشن به عنوان جزئی از زندگی ایرانیان در سراسر تاریخ بوده است. نور عنصر برجسته معماری ایرانی است و نه بعنوان یک عنصر فیزیکی ، بلکه به عنوان یک سمبل عقل الهی و سمبل وجود. نور یک حضور روحانی است که در سختی ماده نفوذ کرده آن را تبدیل به یک صورت شریف می کند و آن را زیبا و شایسته می سازد که محل استقرار روان انسانی باشد که جوهر او نیز ریشه در عالم نور دارد ، عالمی که جز عالم روح نیست.» 10
نقش نور در معماری اسلامی ، تاکید بسیار گسترده بر اصل تجلی است. نور ، وظیفه شفاف کردن ماده وکاستن از صعوبت و سردی بنا را عهده دار است. نور به عنوان مظهر وجود در فضای مسجد افشانده می شود تا یکی از عناصر تشکیل دهنده فضای ادراکی باشد. عنصر نور افشانی مسجد و تقویت سیستم نوری مساجدف علاوه بر اینکه خود ، سمبل عرفانی و معنوی است ، جزئی از تزئینات مسجد نیز به شمار می رود . این نور افشانی ، وظیفه مخابره اطلاعات را به خوبی انجام می دهد گاهی اوقات هم باعث صعود فکرو اندیشه انسان به ماورای محدودیت های مادی می شود. نور می تواند تحرک و حیاتی فعال به تزئینات اسلامی ببخشد.«ترکیب نور و آب از قدیمی ترین ازواج در معماری مسجد به شمار می روند ، آب نمادی است از پاکی و پالایش روحی در محیط مسجد و در ترکیب با نور، نمادی است از حاصلخیزی و رشد. امتزاج آب و نور ، زیبایی و برکت را همزمان به محیط مسجد می آورد. نور و تزئینات مسجد ، بجای اینکه ذهن را به بند بکشد به جهانی خیالی رهنمون می شود و قالب های ذهنی را درهم شکسته و انسان را به روشنایی دنیایی می کشاندکه تجلی حق در آن است.هنر و معماری اسلامی نیز از آنجا که با عالم ملکوت پیوند می خورد ، عنصر نور را چون تمثیلی از جلوه وجود مطلق تلقی می کند از این منظر است که نور بعنوان مظهر وجود در فضای مسجد افشانده می شود تا تبیین کننده هندسه آییینی آن باشد. حجم فضا در نورپردازی معماری ایرانی ، اسلامی حایز اهمیت است .در این حجم فضایی و پوشش غیر هم سطح ، انعکاس منابع نور بر سطوح با رنگ های یکسان ، طیف های رنگین با سایه روشن های گوناگون ایجاد می کند و فضا و محیط را با درجات رنگین متکثر از سیر تا روشن ئ تلالو و جلوه هایی بی انتها می نمایاند و از هر زاویه دیدی ، این جلوه گری ظهوری نو می یابد. نور پردازی در شبستان مسجد ، در خدمت فضاسازی طراحی شده به گونه ای که به ایجاد سایه روشن contrast در مناظر دید انسانی perpective کمک شایانی می کند.
منابع نور:
با توجه به مطالب بیان شده در رابطه با اعجاز نور و نور پردازی وتاثیر این مولفه مهم در روح و روان انسان ، ویژگی ها و مکانیسم علمی تامین نور فضای داخلی (شبستان) مسجد بصورت مختصر ذکر می شود.
«معمولا نور مورد نیاز مساجد از دو منبع تامین می گردد . منبع اول که برای روشن کردن کلی شبستان می بایست در نظر گرفته شود ، بواسطه ایجاد بریدگی بزرگ بر روی دیوار شبستان صورت می گیرد. و برای روشن کردن محراب استفاده می شود. منبع دوم که نور اصلی شبستان است نوری است که تو سط تابش مستقیم نور خورشید از پنجره ها به درون شبستان صورت می گیرد. منابع تامین نور شبستان مسجد شیخ لطف الله نیز براساس این دو منبع پایه گذاری گردیده است.» 11
پی نوشت:
1. مجله مسجد ، شماره 117 ، ص 64
2. فصلنامه هنر ، شماره 33 ، سال 1376، ص 558
3. آئین مسجد ، محمد علی موظف رستمی ، انشارات گویه ، ج 3 ، ص 82 ، سال 1381
4. جایگاه مساجد در فرهنگ اسلامی ، علی رضایی ، موسسه فرهنگی ثقلین ، ص 323 ، سال 1382
5. مجله مسجد ، شماره 57 ، مرداد و شهریور 1380 ، ص 36
6. هنر و معماری مساجد ، جمعی از نویسندگان ، نشر رسانش ، ج 1 ، ص 429 ، سال 1384
7. مجله رهپویه هنر ، شماره 2 ، سال 86 ، ص 6 و 7
8. بیهوده سخن ، مهناز رئیس زاده ، حسین مفید ، انتشارات مولی ، ص 97 و 98، سال 1383
9. روزنامه جام جم (04/06/85) ، مقاله معماری مسجد ، نعمت سعیدی
10. هنر و معماری مساجد ، جمعی از نویسندگان ، نشر رسانش ، ج 1 ، ص291 ، سال 1384
11. مسجد شیخ لطف الله و ویژگیهای آن ، محمد حسین نجم آبادی ، نشر فرزان روز ، ص 30 ، سال 1381
روح الله مهدلو
کارشناس ارشد امور مساجد
طلاعاتی پیرامون آب آشامیدنی، دستگاه های تصفیه آب کوچک ودستگاه های سختی گیر از آب
برخی براین باورند که در کشورهای صنعتی آب
آشامیدنی را از تصفیه فاضلاب تهیه می کنند. این باور قطعاً اشتباهی است و در هیچ
جای دنیا، جز یک دستگاه در کشور نامیبیا، آب آشامیدنی به این ترتیب بدست نمی آید،
چرا که اگر چنین کاری عملی هم باشد حداقل هزینه اینکار بسیار بالا است و مردم هم
از آن استقبال نمی کنند. چندین پروژه در آمریکا به این دلایل کنار گذارده شدند.
غالباً آب آشامیدنی را از چاه تهیه می کنند و در برخی از مناطق از آب های سطحی،
چون آب سدها و یا رودخانه ها و یا مخلوطی از انها.
اما آب چاه و آبهای سطحی و حتی لوله کشی می توانند آلوده باشند. در تصفیه
خانه ها آلایند ها را از آب جدا می کنند و جهت ضدعفونی کردن به آن گاز کلر و یا
ترکیبات دیگر کلر می زنند. البته برای ضد عفونی روش های دیگری هم هست که البته
گران تر از کلر هستند. به ویژه از آنجا که آب می بایست از لوله عبور کرده و
مدت زیادی در لوله ها میماند، ناچارأ جهت ضدعفونی مقدار بیشتری از ترکیبات کلر به
آب می زنند که در بین راه مجدداً آلوده نشود. اما مشکل اینجا است که از یک سو گاز
کلر سالم نیست و از سوی دیگر کلر با مواد آلی در آب ترکیب شده و ترکیباتی بوجود می
آورد که برخی حتی سرطان زا هستند، اما مقدار آنها در آب کم است. به هر حال چنانچه
امکان کلر زدائی از آب موجود باشد بهتر است این کار انجام شود. اغلب در کشورهای
جهان سوم به حدی کلر به آب می زنند که هنگام مصرف بوی آن به مشام می رسد.
در عین حال آبی که به دست مصرف کننده می رسد می تواند در برگیرنده آلاینده ها
(فلزات همچون آهن، منگان، سرب، آرسنیک، جیوه، کادمیوم، مس، روی، کرم، نیکل، زنگ
آهن، فرارها، نیترات، نیتریت، باکتری ها و غیرو) باشد. تحقیقات در سال های اخیر
نشان می دهند که در برخی از موارد برخی از باکتری ها دور خود حصاری می سازند و گاز
کلر هم نمی تواند آنها را از بین ببرد. دلیل این آلودگی ها البته فراوان است. از
جمله می توان عملکرد ناصحیح دستگاه مرکزی تصفیه خانه، نفوذ آب های زیر زمینی به
داخل لوله ها به علت کهنه بودن لوله ها و یا قطع و وصل جریان آب در لوله ها و
تغییر فشار، طولانی تر شدن خطوط لوله در شهر های بزرگ، عبور آب از لوله های نو و
یا کهنه غیر استاندارد در ساختمان ها را نام برد.
مهمترین توصیه جهت اطمینان خاطر بیشتر این است که حد اقل صبح ها قبل از برداشتن آب
از لوله، مدت کوتاهی شیر آب را باز گذارده تا آب شب مانده از آن خارج شود.
آبهای بسته بندی شده (معدنی و غیرو) غیر گاز دار نیز به همین ترتیب ضد عفونی می
شوند. از سوی دیگر از آنجا که این آبها مدت زیادی در شیشه و در مجاورت نور قرار می
گیرند باکتری ها به سادگی می توانند در آنها رشد کنند. اما آب های گازدار ضد عفونی
نمی شوند چون گاز کربنیک از رشد باکتری ممانعت می کند. آزمایشات مؤسسه اکوتست (Oekotest) در سال 1997 بر روی آب های معدنی نشان داد که از بین 92 آب معدنی
تعداد 11عدد میزان آرسنیک بالاتر از حد داشته اند و در آزمایش دیگری با کمک نشریه
اشترن در سال 2002 نشان داد که برخی از آبهای معدنی باکتری بیش از حد مجاز داشته
اند.
البته به استثنای باکتری ها به ندرت اتفاق می افتد که انسان با استفاده از آب
آلوده فوراً بیمار شود، زیرا میزان سموم در آب غالباً به اندازه ای نیست که انسان
متوجه شود. اما زمانی که انسان مدت زیادی از این آب استفاده کند به مرور بیماری ها
و یا حساسیت هائی در انسان بروز می کنند که انسان دلیل آنرا نمی داند. بسیاری از
سموم فوراً دفع نمی شوند، بلکه در بدن انسان ذخیره می شوند و هنگامی که مقدار آن
از حد خاصی تجاوز کرد علائم بیماری و آلرژی در بدن انسان بروز می کنند. به عنوان
نمونه فلزات سرب و جیوه بر سلسله اعصاب انسان اثر می گذارند و به مرور باعث
عصبی بودن و کند ذهنی در انسان می شود. این فلزات از جمله در موادی که با آن دندان
را پر می کنند وجود دارد. به ویژه کودکان در معرض این خطرات قرار دارند. و یا
فلز آلومینیوم به مرور باعث بروز بیماری فراموشی در انسان می شود. به این خاطر کهن
سالان و خردسالان و جنین خانم های حامله بیش از دیگران در معرض بیماری های ناشی از
سموم در آب آشامیدنی قرار دارند.
به خاطر این مسائل از ریختن محلوهای ترش در ظروف فلزی خودداری کنید که منتهی به حل
شدن فلزات کرم و نیکل و آهن شده و به این ترتیب آنها وارد مواد غذائی می شوند.
همچنین هیچگاه از سماورهائی که داخل آنها قلع کاری دارد و یا علائم زنگ زدگی نشان
می دهند و یا پیچ و مهره های آن از فلز روی است استفاده نکنید.
به هرحال چنانچه از دستگاه های کوچک تصفیه آب آشامیدنی استفاده می شود یک اصل کلی
این است که از طریق آن مواد دیگری وارد آب نشود. اصل کلی دیگر این است که هنگامی
که بطور مرتب از این دستگاه ها استفاده نشود در آنها باکتری ها رشد
نکنند.
آهک ( سختی ) آب به هیچ عنوان به معنای بد بودن کیفیت آن برای سلامتی نیست. به این
خاطر اگر لوله ها و غیرو به اصطلاح نمک می گیرند، این دلیلی جهت پرهیز از آشامیدن
آن نیست، زیرا که املاح آهکی، نمک های کلسیم و منیزیم هستند که برای بدن انسان حتی
لازم هستند. اما سختی آب زمانی مشکل ساز است که آب را می بایست گرم کرد. در این
صورت نمک های آب زودتر رسوب کرده، از سوئی نوشابه های گرم را بد مزه کرده و از سوی
دیگر به مرور باعث بسته شدن لوله ها می شوند. به این خاطر جهت شستشو با آب سخت تا
حدود بیش از60 % مواد پاک کننده مورد نیاز است. بسیاری از نرم کننده ها (چه برای مو
و چه برای البسه) کاری جز ممانعت از رسوب آهک نمی کنند. به این خاطر در غالب موارد
جهت پرهیز از مصرف زیاد پاک کننده ها و اساسا مصرف نرم کننده ها چنانچه آب آهک
زدائی شده مصرف شود به مراتب روش ارزان تری است.
در حال حاضر تنها یک روش ارزان قیمت جهت آهک زدائی از آب وجود دارد که به
روشهای تعویض یونی (Ion-exchang)
شهرت دارند. روش های مغناطیسی و گالوانیزه نیز وجود دارند، که البته از سوئی
در همه موارد عمل نمی کنند و از سوی دیگر سختی آب را کاهش نداده، بلکه با تغییر
ساختار کریستال های مواد سختی ساز آب، مانع از رسوب آنها در لوله ها می گردند.
البته این دستگاه ها به ویژه هنگام گرم کردن آب بالای 60 درجه غالبا قدرت خود را
از دست می دهند.
روش تعویض یونی اما برای تصفیه مقادیر زیاد یک نوع آب خاص مناسب است، چرا که میزان
سختی هر آبی با آب دیگر فرق می کند و به این خاطر زمان اشباء شدن یون ها متفاوت
است و دستگاهی هم وجود ندارد که فورا زمان اشباع را نشان دهد. به این خاطر ابتدا
می بایست بر اساس آزمایش، میزان دقیق سختی آب را تعیین کرد و سپس بر اساس محاسبه
مشخص کرد که یک فیلتر خاص چه زمانی اشباع می شود. حال چنانچه پس از اشباع بازهم آب
وارد این فیلتر شود یا عمل نمی کند و یا حتی مقداری از موادی را که قبلا گرفته
مجددا وارد آب می کند. از سوی دیگر امکان رشد باکتری در این فیلترها وجود دارد. و
آب را پس از فیلتر کردن حتما می بایست ضد عفونی کرد. به این جهت فیلترهای حاوی این
مواد که برای مصرف در منزل عرضه می شوند نه تنها قابل اعتماد نیستند بلکه ضمن گران
بودن در مواردی مضر هم هستند. حداقل آن این است که زمان اشباع فیلتر را نمی توان
تعیین کرد. بر خلاف ادهای فروشندگان این فیلترها تنها زمانی که فیلتر درست عمل
کرده و اشباع نشده باشد صرفا حدود 20% از سختی آب کاهش پیدا می کند و قادر به کاهش
هیچ یک از آلاینده هائی که در بالا ذکر شد نیستند. در حالی که در دستگاه اکسیر 80%
آهک زدائی می شود و آلاینده ها نیز در آن کاهش پیدا می کنند.
این جریان شامل حال فیلترهائی هم که با ذغال آکتیو کار می کنند نیز می شود. بر
اساس چندین آزمایش های مختلف توسط مؤسسات معروف و دولتی در آلمان مصرف این فیلترها
توصیه نمی شود (از جمله رجوع کنید به متن گزارش مؤسسه Stiftung Warentest به زبان آلمانی در قسمت لینک این صفحه).
روش مطمئنی نیز برای تصفیه آب آشامیدنی در دستگاه های بزرگ و کوچک وجود دارد که بر
اساس روش اسموز معکوس (Revers
osmos)
عمل می کند. در اطلاعیه مربوط به معرفی روش نوظهور اکسیر اشاره شده که از سوئی هم
دستگاه های مربوطه گران هستند و هم هزینه تصفیه آب با آنها. از سوی دیگر این
دستگاه ها بسیار حساس هستند و آب زیاد تلف می کنند؛ برای بدست آوردن یک لیتر آب
حدود چهار لیتر آب مصرف شده و هرچه میزان کدر بودن آب بیشتر باشد میزان اتلاف آب
هم بیشتر و عمر فیلتر آن کوتاه تر است. طی تصفیه آب با این دستگاه ها البته همه
نمک های سالم آب نیز گرفته شده و آب کیفیت آب مقطر دارد و نوشیدن آب مقطر برای
انسان مضربوده و برخی حتی آنرا خطرناک می دانند. به همین خاطر دردستگاه های
بزرگ تصفیه از این طریق مقداری املاح در آب تصفیه شده حل می کنند.
قابل توجه آنکه از آنجا که امکان رشد باکتری در این دستگاه ها وجود دارد
مراکزحمایت از مصرف کنندگان در آلمان (Verbraucherzentralen)
توصیه می کنند که آب تصفیه شده توسط این دستگاه ها را جهت باکتری زدائی قبل از
مصرف یکبار بجوشانید. به این ترتیب علاوه بر هزینه تصفیه (12 سنت ِیورو در لیتر)
1,7سنت هم به هزینه گرم کردن آب اضافه می شود. در صورتی که کل هزینه تصفیه با
دستگاه های اکسیر همین 1,7 بوده، مدت تصفیه به مراتب کوتاه تر و آب حاصل هم سالم
تر است. و چنانچه نوشابه گرم با آن درست شود هزینه تصفیه به صفر می رسد. (هر
سنت یورو تقریبا معادل 110 ریال است)
و در آخر جهت تصفیه آب با این دستگاه های اسموز معکوس، آب می بایست دارای فشار زیاد
باشد. به این ترتیب این دستگاه ها تنها با آب لوله کشی با فشار زیاد کار می کنند و
در مناطقی که آب لوله کشی با فشار زیاد وجود نداشته باشد و یا آب رودخانه و چاه می
بایست تصفیه شود این دستگاه ها کار نمی کنند.
فروشندگان این نوع دستگاه ها به مردم عادی از بی اطلاعی مردم سوء استفاده می کنند. به این ترتیب که آنها بخاطر اینکه نشان دهند تنها دستگاه آنها آب تصفیه می کنند ظرف کوچکی ساخته اند که در آن دو میله آلومینیومی قرار گرفته و با وصل آنها به جریان برق ضعیف عملا در هر آبی که دارای املاح باشد یک جریان الکترولیزایجاد می کند. طی این جریان، در قطب مثبت آلومینوم بصورت یون وارد آب شده و فورا اکسیده شده و رسوبی به رنگ سیاه ایجاد می کند. فروشندگان این دستگاه ها می گویند که این رسوبات علائم آلودگی ها در آب هستند، در حالی که این رسوبات هیچ ربطی به آلودگی آب ندارد. روشن است که چون در آب تصفیه شده در دستگاه های آنها آب مقطر تولید می شود، عملا جریان برق در آن ایجاد نشده و هنگام آزمایش با این آب آلومینیوم هم وارد آب نشده و رسوبی هم ایجاد نمی شود.
اصولا جوش موقعی معنا پیدا میکند که مشخصات دو فلز شبیه به هم باشند
مهره از فولاد اعلا و بولت فولاد نرمه است که نمیتوان به هم جوش داد
بهتر است از دو مهره استفاده کنید
اصولاً برای کاهش Uplift باید مهاربندها را در دهانه های بزرگ قرار دهیم و تعداد مهاربند را
در پلان افزایش دهیم یا ضخامت پی را افزایش یا از پی های نواری و گسترده استفاده
کنیم و کلاً مهاربند در دهانه کوچکتر آپلیفت بیشتر دارد و برعکس
کلاً هرچه تعداد
مهاربند بیشتر باشد آپلیفت کمتر است چون نیروی زلزله بین تعداد بیشتری مهاربند
توزیع شده و هر مهاربند سهم کمتری خواهد داشت و در نتیجه آپلیفت کمتر خواهد بود.
دلیلش آن هم به تحلیل سازه برمیگردد. اگر نیروی ستون رو F کششی فرض کنیم و حول نقطه ای
دلخواه لنگرگیری کنیم تا نیروی F بدست بیاید، خواهیم دید که F در بازوی خود که همان طول دهانه
می باشد ضرب می شود. در آخر برای تعیین F باید سمت دیگر تساوی بر بازو که
همان طول دهانه است تقسیم شود. پس طول دهانه در مخرج کسر قرار می گیرد و با نیروی F رابطه معکوس پیدا می کند.
اصول و مبانی سرپرستی و مدیریت سازمانها و مراکز
تعریف سازمان:
گروهی متشکل از دو یا چند تن که در محیطی با ساختار منظم و از پیش تعیین شده برای نیل به اهداف گروهی با یکدیگر همکاری میکنند.
انواع سازمانها:
1. سازمانهای انتفاعی و غیر انتفاعی
2. سازمانهای تولیدی و خدماتی
3. سازمانهای دولتی و خصوصی
• سازمانهای انتفاعی:
سازمانهایی هستند که با هدف کسب سود تشکیل میشوند.
• سازمانهای غیر انتفاعی:
این سازمانها، با اهداف اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی تشکیل میشوند مانند اتحادیههای کارگری و انجمنهای مذهبی.
• سازمانهای تولیدی:
این سازمانها از مواد خام یا مواد اولیه برای تولید کالا استفاده میکنند.مانند کارخانههای تولید کفش و تلویزیون.
• سازمانهای خدماتی:
این نوع از سازمانها خدمات ارائه میکنند مانند خدمات مشاوره عمومی و خدمات پزشکی.
• سازمانهای دولتی:
این نوع سازمانها تحت کنترل دولت هستند.
• سازمانهای خصوصی:
این نوع سازمانها بجای کنترل دولت توسط افراد یا بخش دولتی کنترل میشوند.
• تعریف مدیریت:
فرآیند برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کار اعضای سازمان و کاربرد کلیه منابع قابل دسترسی برای رسیدن به هدفهای تعیین شده سازمان.
• انواع محیط سازمانی:
2)محیط خارجی:
مواد اولیه
پول
انرژی
اطلاعات
نیروی انسانی
1)محیط داخلی:
عواطف
ارزشها
اعتقادات
منافع کارکنان
منافع سهامداران
• انواع مدیران:
2) ازنظر فعالیتهای سازمانی:
مدیران وظیفه ای
مدیران عمومی
1) از نظر سطح سازمانی:
مدیران عملیاتی
مدیران میانی
مدیران عالی
تعاریف مدیران عملیاتی، میانی و عالی
• مدیران عملیاتی(خط اول):
مدیران در این سطح مستقیما مسئول تولید کالا و خدمات هستند مانند سرپرستان.
• مدیران میانی:
این مدیران به طور مستقیم به مدیران رده بالا گزارش میدهند و پل ارتباطی میان مدیران عالی و عملیاتی هستند.
• مدیران عالی:
گروه کوچکی از مدیران را تشکیل میدهند. واین مدیران اهداف، خطمشیها و راهبردهای سازمان را تشکیل میدهند.
تعاریف مدیران وظیفهای و مدیران عمومی:
• مدیران وظیفهای(تخصصی) :
کارکنانی با مهارتهای ویژه در زمینه خاص مانند حسابداری، امور پرسنلی و غیره.
• مدیران عمومی:
مسئول کلیه وظایف و فعالیتهایی هستند که در یک واحد یا یک سازمان انجام میشود مانند تولید، بازاریابی و امورمالی.
مهارتهای مورد نیاز مدیران:
1)مهارتهای ادراکی
2)مهارتهای انسانی
3)مهارتهای فنی
• مهارتهای ادراکی:
این مهارت به مدیر امکان میدهد که سازمان را به صورت یک کل در نظر بگیرد و روابط متقابل بخشهای مختلف و چگونگی تاثیر تغییر هر قسمت در کل سازمان را پیشبینی کند.
• مهارت های انسانی:
این مهارت به مدیر امکان میدهد تا با افراد، در کنار آنها و به طور موثر با آنها کار کند. مدیران در همه سطوح به این مهارت نیازدارند.
• مهارتهای فنی:
این مهارتها به معنی توانایی به کار بردن ابزار، شیوهها و دانش مورد نیاز برای اجرای یک زمینه تخصصی است.
• رابطه بین سطوح مدیریت و مهارتهای موردنیاز:
• اصول مدیریت در نظریه مدیریت اداری
1. تقسیم کار
2. اختیار
3. انضباط
4. وحدت فرماندهی
5. وحدت جهت
6. الویت منافع عمومی بر منافع فردی
7. جبران خدمات کارکنان
• وظایف مدیر:
1)برنامهریزی
2)سازماندهی
3)هدایت
4)نظارت
5)خلاقیت
• تعریف نقش:
نقش یعنی الگوهای رفتاری مورد انتظار از هر فرد در یک واحد اجتماعی.
• نقشهای مدیریتی
• سیر تحول اندیشه مدیریت:
1)نظریههای کلاسیک
2)نظریههای نئوکلاسیک
3)نگرش کمی مدیریت
4)نگرش سیستمی
5)نگرش اقتضایی
6)جنبش جدید در روابط انسانی
• نظریههای کلاسیک
1)مدیریت علمی
2)مدیریت اداری
3)مدیریت بوروکراتیک
• هدف نظریه مدیریت علمی:
تعریف جنبههای مختلف رابطه میان ماشین –کارگر. برای رسیدن به این هدف، بجای تاکید بر روشهای سنتی کار، مجموعهای از مشاغل کارگری را تحلیل وزمان و ابزارهای لازم برای انجام کار را نیز مطالعه کردند.
• شعار مدیریت علمی
انتخاب بهترین روش برای انجام هر کار
• شیوههای لازم برای تعیین بهترین روش انجام کار:
مطالعات زمان و حرکت
سرپرستی تخصصی
انگیزههای فردی
• اصول مدیریت علمی:
1)ایجاد علم واحدی برای اجرای هر جزء کار
2)گزینش علمی کارکنان و آموزش و تربیت آنان
3)همکاری صمیمانه مدیریت با کارکنان
4)تقسیم تقریبا مساوی کار و مسولیت بین مدیران و کارکنان
• در نظریه مدیریت اداری فعالیت سازمان عبارتنداز:
1)فعالیتهای فنی
2)فعالیتهای بازرگانی
3)فعالیتهای مالی
4)فعالیتهای امنیتی
5)فعالیتهای حسابداری
6)فعالیتهای مدیریتی
• طبق نظریه مدیریت اداری تواناییهای لازم برای مدیران بر اساس فعالیتهای ششگانه عبارتنداز:
تواناییهای عام شامل فعالیتهای ششگانه
تواناییهای خاص مدیریت
تواناییهای فنی و تخصصی
• مشخصات مدیریت بوروکراتیک:
قوانین و مقررات
غیرشخصی بودن
تقسیم کار
ساختار سلسله مراتبی
تعهد برای کار مادامالعمر
ساختار اختیار
منطقی بودن
• تعریف اختیار:
حق دستور دادن و به اجرا درآوردن آن را با کمک پاداش یا تنبیه گویند.
• اختیار به سه طریق صورت مشروعیت پیدا میکند:
اختیار سنتی
اختیار شخصیتی
اختیار عقلایی-قانونی
• نهضت روابط انسانی(نظریه نئوکلاسیک):
مطالعات هاثورن
نگرش رفتاری
• نتیجهگیری از مطالعات هاثورن:
1)انسانها اساسا بوسیله نیازهای اجتماعی برانگیخته میشوند.
2)انسانها از فشار اجتماعی گروه همکاران بیشتر از تشویق و کنترل متاثر میشوند.
3)انسانها به همان اندازه که مدیریت سازمان به ارضای نیازهای اجتماعی میپردازند نسبت به آن پاسخگو و متعهدند.
• نهضت روابط انسانی مبلغ اندیشههای زیر شد:
1)حرمت و شان انسان باید در محیط کار احیا شود.
2)هدفهای کارکنان باید درجهت رفاه کارکنان باشد.
3)در مدیریت و تصمیمگیری از مشارکت گروهی افراد استفاده شود.
4)با تغییر در ساختار سازمان امکان آزادی عمل و ابتکار داده شود.
5)اهمیت و جایگاه گروهها در محیط کار بدرستی شناخته شود.
• نگرش کمی مدیریت:
1. علم مدیریت
2. مدیریت عملیاتی
3. سیستمهای اطلاعاتی مدیریت
• نگرش سیستمی:
این نگرش تقریبا از سال 1960 به بعد در مدیریت مرسوم شد . طرفداران این نظریه معتقدند که نگرش سیستمی بهترین طریق برای وحدت بخشیدن مفاهیم و نظریههای مدیریت و دستیابی به نظریهای جامع است.
• عناصر کلیدی در نگرش سیستمی:
1. تعریف سیستم
2. سیستمهای فرعی
3. سیستمهای باز و بسته
4. مرز سیستم
5. همافزایی
6. جریان
7. بازخورد
• تعریف سیستم:
مجموعه ای از اجزاست که با ارتباط و پیوند متقابل یک کل واحد را تشکیل میدهند و نقش معینی ایفا میکنند.
• سیستمهای فرعی:
اجزایی که کل سیستم را میسازند سیستمهای فرعی مینامند.
سیستمی که با محیط اطراف خود کنش متقابل داشته باشد سیستم باز نامیده میشود.
سیستمی که با محیط اطراف خود کنش متقابل نداشته باشد سیستم بسته نامیده میشود.
• مرز سیستم:
هر سیستمی مرزی دارد که آن را از محیط اطرافش جدا میکند.
کلید نظارت سیستم است و برای حفظ تعادل پویای سیستم ضروری است.
یعنی اینکه هر مجموعه بزرگتر از اجزای تشکیل دهنده آن است.
• نگرش اقتضایی(نگرش موقعیتی)
اساس نگرش اقتضایی بر این استوار است که یک الگوی مدیریت برای همه موقعیتها به عنوان بهترین راه وجود ندارد.
• متغیرهای اقتضایی:
1)الزامات محیط خارجی سازمان
2)فناوری
3)افرادی که برای سازمان کار میکنند
• تصمیمگیری:
انتخاب یک راه از میان راههای مختلف و در حقیقت بهترین راه برای نیل به اهداف.
• خطمشی:
خطمشی ها راهنمای تصمیمگیریاند و چارچوب وسیعی را ایجاد میکنند که مدیران باید در محدوده آنها تصمیم های آتی را اتخاذ کنند.
• روشها:
روشها شیوههای مشخص،یا گامهایی معین را برای اجرای فعالیتهای آینده تعیین میکنند و راهنمای عملاند.
اقدامات الزامی ویژه ای را معین میکنند(بایدها و نبایدها).
• فرآیند تصمیمگیری:
1-تعریف مسئله
2-ارزیابی راهحلها
3-اتخاذ تصمیم(انتخاب راهحلها)
4-اجرای تصمیم
5-ارزیابی نتایج
• انواع مسئله:
1-خوش ساختار
2 - بدساختار
1-برنامهریزی شده
2-برنامهریزی نشده
• رابطه انواع تصمیمها و مسائل و سطوح سازمانی
• شرایط محیطی تصمیمگیری:
1. اطمینان
2. مخاطره
3. عدم اطمینان
4. ابهام
شرایط تصمیمگیری
• شرایط اطمینان:
در شرایط اطمینان مدیران درباره یک مسئله،راهحلهای جایگزین و نتایج احتمالی آن راهحلها کاملا آگاهی دارند، بنابراین میتوانند وقایع موثر بر آنها یا نتایج آنها را نظارت کنند.
• شرایط مخاطره:
مدیر مسئلهای را میشناسد، اطلاعات کافی برای شناخت راهحلهای ممکن در اختیار دارد و براساس این اطلاعات احتمال کسب نتیجه مطلوب از هر راهحل را تخمین میزند.
• روش اخذ تصمیم در شرایط مخاطره:
1)یک راه از میان راههای ممکن انتخاب شود.
2)تمام نتایج حاصل از راه انتخاب شده با توجه به شرایط محیطی مختلف ارزیابی شود.
3)هر یک از نتایج در احتمال وقوع شرایط محیطی آن ضرب شود.
4)نتایج حاصل از مرحله (3)با هم جمع شوند تا ارزش مورد انتظار برای راه انتخابی در مرحله(1)به دست آید.
5)مراحل (1) تا (4)برای بقیه راههای ممکن تکرار شود.
6)اکنون راهحلی که بالاترین ارزش مورد انتظار(برای سود)را دارد به عنوان راهحل انتخابی برگزیده شود.
• مثالی از تصمیمگیری در شرایط عدم مخاطره:
مدیریت یک فروشگاه متوجه این موضوع شد که سوددهی فروشگاه جدید در ده سال آینده با افزایش جمعیت در محلهای مورد نظر مرتبط است و این عاملی است که تعیین آن از حیطه قدرت سازمان خارج است.
• در شرایط عدم اطمینان از سه شیوه میتوان استفاده کرد:
1)حداکثر حداکثرها
2)حداکثر حداقلها
3)ارزش مورد انتظار با احتمال یکسان
• حداکثر حداکثرها:
در این شیوه بهترین نتیجه از بین بهترین نتایج راههای ممکن در شرایط محیطی مورد نظر انتخاب میشود.
• حداکثر حداقلها:
در این شیوه با بدبینی این طور فرض میشود که برای راهحلهای ممکن بدترین نتیجه در شرایط محیطی مورد نظر حاصل خواهد شد، و بنابراین باید به عنوان بهترین تصمیم، بهترین را از میان بدترینها انتخاب کرد.
• ارزش مورد انتظار با احتمال یکسان:
در این شیوه به علت نبود اطلاعات کافی، احتمال برای وقوع شرایط مختلف یکسان فرض میشود و بر اساس ارزش مورد انتظار تصمیمگیری به عمل میآید.
تعریف مدل:
مدل الگویی است که از واقعیت گرفته شدهاست و روابط بین متغیرها را نشان میدهد و میتوان از آن برای پیش بینی در تصمیمگیری استفاده کرد.
• مدلهای تصمیمگیری:
1)مدل کلاسیک
2)مدل اداری
• مدل کلاسیک:
مدل کلاسیک بر این فرض استوار است که نگرش مدیران در تصمیمگیری عقلایی و عینی است و در نتیجه آنان همیشه تصمیمهایی را اتخاذ میکنند که به نفع سازمان است.
• براساس مدل کلاسیک مدیران باید هنگام تصمیمگیری موارد ذیر را رعایت کنند:
اطلاعات کاملی درباره مسئله داشته باشند.
اهداف تصمیمگیری را به روشنی تعریف کنند.
کلیه راهحلها را برای حل مسئله بشناسند.
کلیه اطلاعات درباره تمام راهحلها را جمع آوری کنند.
نتایج کلیه راهحلها را به طور عقلایی ارزیابی کنند.
• انواع مدل اداری تصمیمگیری:
1)عقلانیت محدود
2)رضایتمندی
• عقلانیت محدود:
مدیر به سبب محدودیتهای زمانی و محدودیت ظرفیت فراگیری، حفظ و تحلیل حجم زیادی از اطلاعات، توانایی کافی برای اتخاذ تصمیمهای کاملا عقلایی ندارد.
• رضایتمندی:
انتخاب بهترین راهحل در شرایط موجود نه بهترین و عالیترین راهحل.
• ابزارهای تصمیمگیری:
1)ماتریس سود
2)تحلیل نقطه سر به سر
3)درخت تصمیم
• ماتریس سود(ماتریس تصمیمگیری):
یکی از ابزارهای کمی است و نتایج احتمالی دو یا چند راهحل را که با توجه به شرایط متفاوت آینده میتواند اختلاف داشته باشند با هم مقایسه میکند.
• مثالی از ماتریس سود:
مالک یک کارخانه نان ماشینی برای گسترش حیطه کار خود میخواهد تصمیم بگیردکه:
1)یک کامیون برای تحویل نان بخرد.
2)دو کامیون برای تحویل نان بخرد.
3)سه کامیون برای تحویل نان بخرد.
• راهحلهای ارائه شده
600/25=(20000)5/+(32000)3/+(30000)2/
500/30=(31000)5/+(34000)3/+(24000)2/
22500=(40000)5/+(15000)3/+(10000)2/
• تحلیل نقطه سر به سر:
رابطه بین میزان تولید، و هزینه درآمد ناشی از آن را در سازمان نشان میدهد و به مدیر امکان میدهد تا دریابد در چه سطحی از تولید درآمد و هزینهها برابرند.
• پیش دانستههای تحلیل نقطه سر به سر:
هزینه ثابت:
شامل هزینههایی است که بدون توجه به میزان تولید همواره وجود دارد مانند: هزینههای اداری، اجاره.
هزینه متغیر:
هزینههایی که مستقیما با میزان تولید ارتباط دارد مانند: هزینه مواد اولیه.
• مثال:
اگر هزینه ثابت تولید کالایی 5000 ریال و فروش واحد آن 20 ریال و هزینه متغییر برای هر واحد از آن 10 ریال باشد تعداد کالا و میزان فروش را در نقطه سر به سر به دست آورید.
• درخت تصمیم:
ابزاری تحلیلی است که نتایج منطقی هزینهها و راهحلهای مربوط به راهحل را از راه ترسیم تصویر میکند.
• مزایای تصمیمگیری گروهی:
1)فراهم کردن اطلاعات بیشتر و کاملتر
2)ایجاد راهحلهای بیشتر
3)پذیرش بهتر یک راهحل
4)افزایش مشروعیت
• معایب تصمیمگیری گروهی:
1)صرف وقت بیشتر
2)تسلط اقلیت
3)فشار برای هماهنگی
4)مسئولیت مبهم
• فنون تصمیمگیری گروهی:
1. طوفان مغزی
2. گروه اسمی
3. فن دلفی
4. ملاقاتهای الکترونیکی
• طوفان مغزی:
از مشهورترین فنون برای ایجاد خلاقیت است زیرا فن نسبتا سادهای است که فشارهای وارد برای هماهنگی در گروه را کاهش میدهد تا ایجاد راهحلهای تازه به تاخیر نیفتد.
• قوانین طوفان مغزی:
1. هیچ عقیدهای مورد انتقاد قرار نمیگیرد.
2. هر چه عقاید بنیادیتر(رادیکالتر)باشند بهتر است.
3. کمیت ارائه عقیده مورد تاکید است.
4. اصلاح عقاید بوسیله دیگران تشویق میشود.
• روش گروه اسمی:
در این روش اعضای گروهی که در موضوع مورد نظر برای تصمیمگیری صاحب نظر و مجرب هستند گرد هم میآیند.
• فن دلفی:
در این روش برای تصمیمگیری در یک مورد خاص گروهی از افراد صاحب نظر را انتخاب و نظرات آنان را با پرسشنامه جویا میشوند.
• ملاقاتهای الکترونیکی:
این روش جدیدترین شیوه تصمیمگیری گروهی است و روش گروه اسمی را با فناوری پیشرفته کامپیوتر درهم میآمیزد.
• مزایای اصلی ملاقاتهای الکترونیکی:
1. گمنامی
2. درستکاری
3. سرعت
• تعریف برنامهریزی:
تعیین ماموریت سازمان، مشخص کردن هدفها و پدید آوردن برنامههاست.
• تعریف ماموریت سازمان:
تصویری استوار و بلند مدت از وضعیت آینده سازمان.
• هدفهای سازمانی:
منابع و تلاشهای سازمانی را در جهت اجرای ماموریت سازمان هدایت میکند.
ابعاد برنامهها:
• بعد سطح
برنامههای راهبردی برنامههای راهکاری برنامههای عملیاتی
• بعد زمان
بلند مدت میان مدت کوتاه مدت
• بعد قلمرو:
برنامههای فراگیر برنامههای محدود به بخش
• بعد استمرار
برنامههای همیشگی برنامههای یکباری
انواع برنامهریزی:
• برنامهریزی غیررسمی
• برنامهریزی رسمی
• ویژگیهای خطمشی:
1)صراحت و وضوح
2)قابلیت اجرایی
3)قابلیت انعطاف
4)جامعیت
5)هماهنگی
6)مستدل بودن
7)از قوانین قابل تفکیک باشد
8)مدون و مکتوب باشد
• انواع خطمشی:
1)خطمشیهای اساسی
2)خطمشیهای کلی
3)خطمشیهای واحدی
• مسئولیت برنامهریزی :
• متخصصان برنامهریزی
• گروه ضربت برنامهریزی
• بر عهده خود مدیران
• انواع هدفگذاری:
هدفگذاری سنتی
هدفگذاری بر مبنای هدف
• ابزارهای برنامهریزی:
• پیشبینی
برآورد شرایط یا رویدادهای آینده بر اساس اطلاعات جاری، پژوهش و تجربه گذشته.
• جداول زمانی
فرآیندی برای تنظیم فهرستی از جزییات فعالیتهایی که باید برای تحقق هر هدف اجرا شود.
• انواع پیشبینی:
1. پیشبینی اقتصادی
2. پیشبینی فنی
3. پیشبینی روند اجتماعی
4. پیشبینی فروش
• جداول زمانی:
• نمودار گانت
این نمودار معمولا در برنامهریزی پروژه به کار می رود و فعالیتهای مختلف،زمان لازم و وضعیت جاری هر فعالیت را در پروژه مورد نظر نشان میدهد.
• فن بازنگری و ارزیابی برنامه(پرت)
نمودار گردش کاری است که توالی فعالیتهای مورد نیاز برای تکمیل یک پروژه را نشان میدهید.
• برای استفاده از شبکه پرت مدیر باید:
1)فعالیتهایی که باید اجرا شوند را معین کند.
2)توالی فعالیت ها را مشخص کند.
3)زمان مورد نیاز برای تکمیل هر فعالیت را تعیین کند.
4)شبکه را ترسیم کند.
5)بلندترین مسیری را که در شبکه برای تکمیل پروژه وجود دارد را معین کند.
تعاریف کلیدی در شبکه پرت:
• رویداد:
نشانگر آغاز و انجام یک فعالیت است.
• فعالیت:
اجزای اصلی تشکیل دهنده یک برنامه یا یک پروژه است.
• مسیر بحرانی:
مسیری که از اولین رویداد تا حصول هدف به حداکثر زمان نیاز دارد.
• سازماندهی:
فرآیند سامان دادن افراد و سایر منابع برای اجرای وظایف در جهت اهداف مشترک.
• تعریف ساختار سازمانی:
چارچوبی است که مدیران برای تقسیم و هماهنگی فعالیتهای اعضای سازمانی آن را ایجاد میکنند.
• اهداف ساختار سازمانی:
1)جهت دادن اطلاعات به سوی مدیران مربوط
2)توزیع اختیار برای تصمیم گیری به طور موثر
3)تعیین و کنترل روابط میان واحدهای کاری
• ویژگیهای ساختار رسمی:
1) حالت آرمانی دارند.
2) دارای ماهیت غیر شخصی میباشد.
3) روابط سازمانی به طور مکتوب و به کمک نمودار با دقت زیاد برای کارکنان تشریح میشود.
• ویژگی های ساختار غیررسمی:
1) بیانگر حالت واقعی است.
2) ماهیت سازمان غیر رسمی شخصی است.
3) مدیر روابط سازمانی را به طور شفاهی برای کارکنان توضیح میدهد.
• انواع نمودار سازمانی:
1) نمودارهای هرمی
2) نمودارهای افقی
3) نمودارهای دایرهای
• کاربرد نمودارها:
1) نمودارهای سازمانی تصویر خلاصهای از ساختار هر سازمان است.
2) نمودارها نشاندهنده کانون توجه هر سازمان است.
3) از نمودارها به عنوان راهنمایی برای کارشکافی، تنظیم شرح و مشخصات مشاغل، ارزیابی مشاغل، تعیین مشخصات مدیریت سازمان و نیازهای آموزشی استفاده میکنند.
4) راهنمای افراد خارج از سازمان هستند که میخواهند با سازمان ارتباط برقرار کنند.
• محدودیتهای نمودار سازمانی:
1) نمودارهای سازمانی الگویی ایستا از فرآیند و موقعیتهای پویا ارائه میدهند.
2) نمودارها فقط ساختار رسمی هر سازمان را نشان میدهند.
3) نمودارها معمولا در برابر تغییرات سازمانی کهنه و منسوخ میشوند.
4) روابط رسمی و مجاری ارتباطی که در نمودارها نشان داده میشوند غالبا مانع پیدایش روابط و مجاری ارتباط غیر رسمی میشوند.
• تعریف واحدسازی:(گروه بندی)
واحدسازی ترتیبی است که در آن مشاغل و فعالیتها در گروههای منطقی دستهبندی و هر گروه در بخش و واحد بزرگتری ترکیب میشود تا کل سازمان را شکل دهند.
• واحدسازی وظیفهای:
• اساسی برای گروهبندی مشاغلی است که با یک وظیفه سازمانی یا مهارت تخصصی مرتبطاند مانند:
1. بازاریابی
2. امور مالی
3. عملیات
4. منابع انسانی
• مزایا واحدسازی بر اساس وظیفه:
1) روشی منطقی و اثبات شده در طول زمان.
2) بهترین راه ایجاد اطمینان است.
3) از اصل تخصص پیروی میکند.
4) آموزش را آسان میکند.
5) وسایلی را برای کنترل شدید در سطح بالای سازمان تدارک میبیند.
• معایب واحدسازی بر اساس وظیفه:
1) واحدسازی وظیفه ای بر هدفهای کلی سازمان تمرکز دارد.
2) تطبیق سریع سازمان را با تغییرات محیطی دشوار میکند.
3) موجب محدود شدن تخصصها میشود.
• واحدسازی بر اساس محصول:
در این واحدسازی مشاغل بر طبق کالاها و خدماتی که ارائه میدهند گروهبندی میشوند.
• مزایای واحدسازی بر اساس محصول:
1) از سرمایه تخصیص داده شده برای محصولی خاص بهتر استفاده میشود.
2) از تخصصها و مهارتهای نیروی انسانی حداکثر استفاده به عمل میآید.
3) هماهنگی میان فعالیتهای وظیفهای را بهبود میبخشد.
4) زمینه آموزش را برای مدیران فراهم میکند.
5) موجب تنوع تولید کالا و بهبود ارائه خدمات میشود.
• معایب واحدسازی بر اساس محصول:
1) استخدام افراد بیشتری با تواناییهای لازم در مدیریت را الزامی میکند.
2) به دلیل تکرار خدمات و فعالیتهای مشابه در واحدهای مختلف هزینه بیشتری را به سازمان تحمیل میکند.
3) مدیریت عالی سازمان به دشواری میتواند کنترل لازم را اعمال کند.
4) مشتری برای خرید چند نوع کالا مجبور است به واحدهای مختلف سازمان مراجعه کند.
5) کارکنان ممکن است آنچنان بر محصول خود تمرکز یابند که فعالیتهای وسیع سازمان را فراموش کنند.
• واحدسازی جغرافیایی یا منطقهای:
منابع بر اساس مکانی که قرار است کار سازمان در آنجا اجرا شود یا حوزه بازار منطقهای که نظام مدیریت در آن فعالیت دارد واحدسازی میشود.
• مزایای واحدسازی جغرافیایی:
1) تشریک مساعی محلی را در تصمیم گیریها تشویق میکند.
2) امکان استخدام افراد محلی را افزایش میدهد.
3) ارتباط متقابل با مردم محل توسعه پیدا میکند.
4) امکان پاسخگویی سریع و کارآمد به شرایط محلی در محلهای مختلف فراهم میشود.
5) توانایی اداره کارآامد و موثر عملیات پراکنده در حوزهای وسیع ایجاد میشود.
• معایب واحدسازی منطقه ای یا جغرافیایی:
1) کمبود نیروهای متخصص و کارآمد که ممکن است رشد سازمان را محدود سازد.
2) تکرار برخی خدمات در مناطق مختلف.
3) مدیریت عالی سازمان به دشواری میتواند کنترل لازم را اعمال کند.
4) مناطق جغرافیایی گوناگون را به دشواری میتوان هماهنگ کرد.
• واحدسازی بر اساس مشتری:
عامل کلیدی در دسته بندی فعالیتها در این نوع واحدسازی مشتری یا ارباب رجوع است.
• مزایای واحدسازی بر اساس مشتری:
1) به مزایای اقتصادی دست مییابد.
2) فناوری تخصصی را به کار میبرد.
3) مهارتهای ویژه را بهبود میبخشد.
• معایب واحدسازی بر اساس مشتری:
1) ممکن است هماهنگی عملیات را برای پاسخ به تقاضاهای مشتریان مشکل کند.
2) به مدیران و کارکنان ماهر در رابطه با مشکلات مشتریان نیاز دارد.
3) ممکن است نتواند گروههای مشتریان را همواره خوب تعریف کند.
• واحدسازی بر اساس فرآیند تولید:
بر فرآیند تولید کالا و خدمات تاکید دارد و بر طبق مراحل اصلی فرآیندی که برای تولید محصول و خدمات به کار رفته است.
• مزایای واحدسازی براساس فرآیند تولید:
1) به مزایای اقتصادی دست مییابد.
2) فناوری تخصصی را بکار میبرد.
3) مهارتهای ویژه را بهبود میبخشد.
• معایب واحدسازی براساس فرآیند تولید:
1) هماهنگی واحدها دشوار است.
2) مسئولیت سوددهی با مدیران سطح بالای سازمان است.
3) این شیوه برای پرورش مدیران عمومی نامناسب است.
• پیش دانسته های الگوهای جدید واحدسازی:
واحد صف:
واحدهایی که وظایف آنها به طور مستقیم در تامین هدفهای سازمان موثر است.
واحد ستاد:
واحدهایی که وظایف آنها به طور غیرمستقیم در تامین هدفهای سازمان موثر است .
• انواع ستاد:
1)ستاد عمومی
2)ستاد شخصی
3)ستاد تخصصی
• اختیارات ستاد تخصصی:
1. )مشورتی
2. )خدماتی
3. )نظارتی
4. )وظیفهای
• واحدسازی بر مبنای پروژه:
در سازمانهایی که هدف و ماموریت آنها را میتوان در قالب پروژهها و برنامههای نسبتا مستقلی اجرا کرد، این ساختار سازمانی قابل استفاده است.
• سازمان ماتریسی و خزانهای:
سازمان برمبنای وظیفه و سازمان برمبنای پروژه با هم سازمان ماتریسی را بوجود میآورند.
در ساختار ماتریسی نیروهای متخصص سازمان در خزانههای تخصصی قرار میگیرند.
• ساختار سازمانی موقتی ویژه(ادهوکراسی)
سازمانها ویژه و موقت، برخلاف سازمانهای بوروکراتیک،کمتر به ضوابط و قواعد سازمان تاکید دارند و برای نیل به هدفهای ویژهای تشکیل میشوند.
• حیطه نظارت:
شامل عده افراد و تعداد واحدهایی است که به طور مستقیم به یک مدیر گزارش میدهند.
• زنجیره فرماندهی بر دو اصل استوار است:
1) اصل وحدت فرماندهی
2) اصل سلسله مراتب
• عوامل موثر برحیطه نظارت:
1) پیچیدگی کار
2) استاندارد کردن کار
3) محل کار کارکنان
4) سطح مهارت
5) فعالیتهای غیرسرپرستی
6) اولویتهای شخصی
• تمرکز و عدم تمرکز:
تمرکز:
وقتی تحقق می یابد که اختیار در سطوح عالی مدیریت جمع شده و باقی مانده است.
عدم تمرکز:
یعنی واگذاری اختیار به سطوح پایینتر مدیریت.
• عوامل موثر در غیرمتمرکز کردن سازمان:
1)اندازه فعلی سازمان
2)مشتریان سازمان
3)تجانس خط تولید سازمان
4)عرضه کنندگان کالاهای مورد نیاز سازمان
5)اتخاذ تصمیمات سریع
6)مطلوب بودن خلاقیت در سازمان
• تعریف قدرت:
توانایی اعمال نفوذ بر دیگران، به طوری که رفتار آنان مطابق نظر صاحب قدرت تغییر کند.
• منابع قدرت:
1. قدرت پاداش
2. قدرت قانونی
3. قدرت اجبار
4. قدرت تخصص
5. قدرت مرجع
• تعریف اختیار:
حقی است که به پستی داده میشود تا فرد بتواند بر مبنای آن قوه تشخیص خود را برای اتخاذ تصمیماتی جهت تاثیر بر دیگران به کار بندد.
• نظریههای اختیار:
1)نظریه کلاسیک اختیار
2)نظریه پذیرش اختیار
• اصول واگذاری اختیار:
1)واگذاری اختیار نسبت به قسمتی از اختیارات ممکن است نه نسبت به تمام آنها.
2)واگذاری اختیار از واگذارنده اختیار سلب مسئولیت نمیکند.
3)واگذاری اختیار قابل فسخ است.
4)واگذاری اختیار باید با نظارت توام باشد.
5)تناسب بین اختیار و مسئولیت باید حفظ شود.
• مزایای واگذاری اختیار:
1)مدیر فرصت بیشتری خواهد داشت تا به مسئولیتهای مهمتر خود در سطح عالی مدیریت بپردازد.
2)واگذاری اختیار موجب اتخاذ تصمیمهای معتبر میشود.
3)به تصمیم گیری سرعت می بخشد.
• تعریف انگیزش:
هر نوع تاثیری است که موجب تقویت،جهت گیری و بروز رفتار انسانها میشود.
• نظریه ای.آر.جی:
1)نیازهای زیستی
2)نیازهای تعلق
3)نیازهای رشد
• نظریه انتظار:
ارزش مورد انتظار برای نتیجه رفتاری که سر می زند
×
احتمال مورد انتظار برای نتیجه ای که تحقق خواهد یافت =
• نظریه تعیین هدف:
وقتی افرادی به شیوهای عمل میکنند که آنان را به سوی هدفهای روشنی که پذیرفتهاند و انتظار منطقی برای تحقق آن دارند میداند، در حقیقت برانگیخته شدهاند.
• راهبردهای برانگیختن اعضای سازمان:
1)ارتباط مدیریتی
2)نظریه XوY
3)طراحی شغل
4)نظریه تقویت
5)محرکهای پولی و غیرپولی
• پیوستار رهبری:
1)مدیر تصمیم میگیرد و آن را اعلام میکند.
2)مدیر تصمیم را میقبولاند.
3)مدیر اندیشهها را معرفی و سوالها را مطرح میکند.
4)مدیر یک تصمیم موقتی را که امکان تغییر دارد مطرح میکند و به زیردستان اجازه میدهد که در فرآیند تصمیمگیری مشارکت داشته باشند.
5)مدیر مسئله را مطرح میکند، پیشنهادها را میپذیرد و سپس تصمیم میگیرد.
• چهار سبک رهبری هرسی و بلانچارد در نظریه چرخه زندگی:
1)سبک آمرانه
2)سبک متقاعدکننده
3)سبک مشارکتی
4)سبک تفویضی
• سبک آمرانه (وظیفه مداری زیاد-رابطه مداری کم):
در این سبک رهبر نقشها را تعیین میکند و به افراد میگوید که چگونه، چه وقت و کجا وظایف مختلف را انجام دهند.
• سبک متقاعدکننده
• (وظیفه مداری زیاد-رابطه مداری کم)
در این سبک رهبر هم رفتار آمرانه و هم رفتار حمایتکننده دارد و دستورالعملهای مربوط به کارها و بخشنامههای مربوط به حمایت از کارکنان را صادر میکند.
• سبک مشارکتی(وظیفه مداری کم-رابطه مداری زیاد):
رهبر و پیروان در این سبک در تصمیمگیری مشارکت میکنند.نقش اصلی رهبر ایجاد تسهیلات و ارتباطات است.
• سبک تفویضی(وظیفه مدارکم-رابطه مدار زیاد)
در این سبک رهبر در رابطه با کار در زمینه حمایت از کارکنان،هیچ دستورالعمل یا بخشنامهای صادر نمیکند.
• تعریف بلوغ در نظریه هرسی و بلانچارد :
توانایی و تمایل افراد برای قبول مسئولیت در جهت هدایت رفتار خود.
• انواع بلوغ:
1)بلوغ شغلی:
شامل دانش و مهارت فرد است.
2)بلوغ روانی:
تمایل یا انگیزش لازم برای انجام کار.
• چهار سطح بلوغ در نظریه هرسی و بلانچارد
سطح بلوغ 1:
افراد نه توانایی دارند و نه میخواهند مسئولیت انجام بعضی از کارها را قبول کنند.
سطح بلوغ 2:
افراد در این مرحله از بلوغ توانایی ندارند اما مایلاند وظایف ضروری کار خود را انجام دهند.
سطح بلوغ 3:
افراد در این سطح از بلوغ توانایی دارند اما مایل نیستند آنچه را که رهبر میخواهد انجام دهند.
سطح بلوغ 4:
در این مرحله افراد هم توانایی دارند و هم مایلاند آنچه را که از آنان خواسته میشود انجام دهند.
• نظریه جایگزینهای رهبری:
بر اساس نظریه جایگزینهای رهبری ویژگیهای فردی، وظیفهای و سازمانی می توانند نسبت به توانایی رهبر در اثرگذاری بر رضایت و عملکرد زیردستان برتری داشته باشند.
• ویژگی های فردی در نظریه جایگزینهای رهبری عبارتند از:
1)توانایی
2)تجربه
3)آموزش
4)دانش
5)نیاز به استقلال
6)گرایش حرفه ای و بی تفاوتی نسبت به پاداشهای سازمان
• ویژگیهای سازمانی در نظریه جایگزینهای رهبری عبارتند از:
1)برنامه ها و هدفهای صریح و روشن
2)وجود و مقررات و روشها
3)گروههای کاری متحد و منسجم
4)وجود ساختاری دقیق برای پاداش
5)وجود فاصله فیزیکی بین بالا دست و زیر دست
• دلایل اهمیت ارتباط موثر برای مدیران:
1)ارتباط فرآیندی است که وظایف برنامهریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت مدیریت توسط آن انجام میشود.
2)ارتباط فعالیتی است که مدیران برای تحقق وظیفه هماهنگی و استفاده بهتر از زمان بهره میگیرند.
• تعریف ارتباطات:
ارتباطات یعنی آنکه فردی پیامی را به یک یا چند تن میفرستد که موجب میشود همه آن افراد مفهوم مشترکی از آن پیام درک کنند.
• فرستنده یا رمزگذار:
فردی است که در فرآیند ارتباط بین افراد اطلاعات از او سرچشمه میگیرد و او آنها را به رمز در میآورد تا بتواند اطلاعات را با افراد مبادله کند.
• پیام:
اطلاعات رمزگذاری شده که فرستنده میخواهد آن را مبادله کند، پیام نامیده میشود.
• گیرنده یا رمزگشا:
گیرنده یا رمز گشا شخصی است که فرستنده تلاش میکند اطلاعات را با او مبادله کند و در حقیقت رمزگشایی فرآیند تبدیل پیام به اطلاعات است.
• مراحل رمزگشایی:
1)گیرنده پیام را درک کند.
2)پیام را تفسیر کند.
• انواع ارتباطات سازمانی:
1)ارتباطات رسمی:
ارتباط سازمانی که با خطوط نمودار سازمانی مطابقت میکند ارتباط سازمانی رسمی نامیده میشود.
2)ارتباطات غیررسمی:
ارتباطی است که از خطوط نمودار سازمانی پیروی نمیکند.این نوع ارتباط الگوی روابط شخصی میان اعضای سازمان را دنبال میکند.
• انواع ارتباطات سازمانی رسمی:
1)ارتباط از بالا به پایین:
در این نوع ارتباط جریان اطلاعات از سطوح بالاتر به سطوح پایینتر سلسله مراتب سازمانی جاری میشود.
2)ارتباط از پایین به بالا:
در این نوع ارتباط، جریان اطلاعات از سطوح پایینتر سلسله مراتب سازمانی به سطوح بالاتر جاری میشود.
3)ارتباط افقی:
در این نوع ارتباط اطلاعات در عرض واحدهای سازمانی به صورت جانبی یا اریبی جریان مییابد.
• کاربرد ارتباطات از بالا به پایین:
1)روشن کردن ماموریت سازمان و جلب پشتیبانی کارکنان.
2)آموزش کارکنان، تخصیص کارهایی که اجرای آن ضرورت دارد.
3)تعیین منطق شغلی،شرح چگونگی ارتباط مشاغل با دیگر وظایف در سازمان.
4)شرح خطمشیها و اقدامات، شرح قوانین، روشها.
5)تهیه بازخورد، مطلع کردن کارکنان از چگونگی عملکردشان.
6)تبادل اطلاعات درباره سلامتی سازمان و عوامل اساسی محیط خارجی.
• کاربرد ارتباطات از پایین به بالا:
1)جمع آوری اطلاعات ارزشمند
2)پی بردن به زمان آمادگی کارکنان برای گرفتن اطلاعات از مدیریت
3)فرصت دادن به کارکنان برای بیان اعتراض
4)فرصت دادن به کارکنان برای بیان پرسش سوالها
5)ایجاد بازخور
6)کسب اطلاعات درباره مسائل کاری
• کاربرد ارتباطات افقی در سازمان:
1)هماهنگ کردن فعالیتها
2)تبادل اطلاعات
3)حل مسائل
4)ایجاد تفاهم
5)به حداقل رساندن اختلاف
6)توسعه حمایت میان فردی
• کاربرد شبکه های متمرکز و غیرمتمرکز:
شبکه های متمرکز:
این الگوها به بهترین شکل در گروههایی کار میکنند که باید مسائل آسان و یکنواخت را به سرعت و کارایی حل و فصل کنند.
شبکه های غیرمتمرکز:
این الگوها در گروههایی که باید مسائل پیچیده و متنوع را حل کنند کارآیی دارند.
• ارتباط سازمانی غیررسمی:
ارتباط سازمانی غیر رسمی ارتباطی است که از خطوط نمودار سازمانی پیروی نمیکند. این نوع ارتباط الگوی روابط شخصی میان اعضای سازمان را دنبال میکند و به این نوع ارتباطات، ارتباط درخت انگوری نیز میگویند.
• سه خصوصیت عمده شبکههای غیررسمی:
1)به طور ناگهانی ظاهر میشود و بدون قاعده و نظم در سازمان به کار می رود.
2)ریاست عالی سازمان نمیتواند آن را کنترل کند و بر آن اثر بگذارد.
3)به طور وسیع برای خدمت به منافع کسانی که در آن شبکه قرار دارند به کار میرود.
• چهار الگوی درخت انگوری برای روابط غیررسمی:
1)شبکه رشتهای
2)شبکه تابشی
3)شبکه تصادفی
4)شبکه خوشهای
• شبکه رشتهای:
در این شبکه یکی از اعضای سازمان (A)خبری را به طور غیر رسمی به فرد دیگری (B)میدهد و او آن خبر را به فرد سوم(C)منتقل میکند.
• شبکه تابشی:
ممکن است فردی از اعضای سازمان (A)به طور غیررسمی خبری را به اطلاع گروهی برساند و هر کس دیگری را در شبکه از آن خبر مطلع کند.
• شبکه تصادفی:
در این نوع ارتباط یکی از اعضای سازمان(A)به طور تصادفی خبری را به آگاهی افراد دیگری که به طور تصادفی با آنان برخورد کرده است میرساند.
• شبکه خوشهای:
در این شبکه یکی از اعضای سازمان افراد دیگر را انتخاب میکند و خبر را به آنان می رساند.
• موانع ارتباطات میان افراد:
1)ادراکی
2)اجتماعی
3)ارزشهای فرهنگی
4)معانی(زبان)
5)اثر انگیزه
6)ارزیابی منابع
7)علایم غیر شفاهی و متناقض
8)پارازیت
• روشهای بهبود پیام و حذف موانع ارتباطی:
1)استفاده از بازخورد به منظور بازگشت نتیجه پیام، تا فرستنده پیام از وضعیت و نتیجه ارسال پیام آگاه شود.
2)افشا به منظور دادن اطلاعات مربوط و معتبر درباره فرستنده پیام
3)تشریح پیام
4)استفاده از ارتباطات شفاهی که نسبت به ارتباطات کتبی از دقت بیشتری برخوردار است.
5)آگاهی از علایم ارتباط و مهمتر از همه استفاده از زبان ساده فهم به حذف موانع ارتباطی کمک میکند.
• تعریف نظارت مدیریتی:
فرآیندی است برای حصول اطمینان از اینکه فعالیتهای انجام شده با فعالیت های برنامهریزی شده مطابقت دارد.
((بین آنچه که هست و آنچه باید باشد))
• تعیین استانداردها:
استانداردها معیارهای ویژهای برای سنجش عملکرد آینده سازماناند. مدیران مسئولیت دارند هدفها و برنامههای سازمانی را به استانداردهای قابل سنجش و مناسب تبدیل کنند.
• انواع استانداردها:
1)استانداردهای کمی:
کمیت، مقدار، تعداد و زمان مورد نظر را نشان میدهد.
2)استانداردهای کیفی:
این استانداردها بر کیفیت تولیدات یا خدمات نظر دارد و مطلوبیت آنها را تعیین میکند.
• سنجش عملکرد:
وقتی استانداردها معین شدند، مدیران بر اساس قاعدهای منظم، باید فرآیندی را برای سنجش عملکرد زیردستان تنظیم کند.
• مقایسه عملکرد با استانداردها:
مدیران هنگام مقایسه عملکرد با استانداردها، قضاوت خود را به کار میگیرند. آنان باید علت پایین تر یا بالاتر بودن سطح عملکرد از استاندارد را بدانند.
• اقدام کردن:
بعد از اینکه مدیران عملکرد را با استانداردها مقایسه کردند باید اقداماتی را به عمل آورند.
• انواع اقدامات برحسب شرایط مورد نیاز:
1)اقدام اصلاحی:
وقتی انجام میشود که مغایرتی بین عملکرد و استاندارد مشاهده شود و بخواهند عملکرد سازمانی را در جهت استانداردها پیش ببرند.
2)تائید عملکرد:
اگر عملکرد مطابق استاندارد یا بالاتر از آن باشد، مدیران باید موفقیت را تائید کنند و قبول داشته باشند.
3)تغییر استانداردها:
اگر عملکرد سازمانی همیشه بیشتر یا کمتر از استاندارد باشد مدیران باید تغییر استانداردها را مورد بررسی قرار دهند.
• سطوح نظارت:
1)نظارت راهبردی
2)نظارت راهکاری
3)نظارت عملیاتی
• نظارت راهبردی:
فرآیندی است که اجرای موفقیتآمیز برنامههای راهبردی بلند مدت سازمان را تضمین میکند. این نوع نظارت که مسئولیت آن بر عهده مدیریت عالی است، چارچوبی بلند مدت دارد.
• نظارت راهکاری:
فرآیندی است که اجرای موفقیتآمیز برنامهها را در سطح واحدها، با توجه به عوامل ویژه داخلی و خارجی که بر چنین برنامههایی تاثیر دارند، تضمین میکند. مدیریت مسئول کنترل راهکاری است.
• نظارت عملیاتی:
فرآیندی است که اجرای موفقیتآمیز برنامههای عملیاتی روزانه را با ارزیابی فعالیتهای داخلی مورد نظر تضمین میکند. مدیران خط اول مسئول نظارت عملیاتیاند.
• نظارت آیندهنگر:
مطلوبترین نوع نظارت آیندهنگر است، که مانع بروز مسائل پیشبینی شده شود. این نوع نظارت قبل از وقوع هر فعالیت صورت میگیرد آیندهنگر داده میشود و بر اساس دادهها صورت میگیرد. منظور از این نظارت کاهش اشتباهات و به حداقل رساندن اقدامات اصلاحی است. ( نظارت در استخدام کارکنان)
• نظارت همزمان:
همانطور که از نامش پیداست، زمانی اجرا میشود که فعالیتی در حال انجام شدن است. وقتی نظارت هنگام اجرای کاری اعمال شود، مدیریت میتواند مشکلات را قبل از اینکه پرهزینه شود حل کند.
• نظارت گذشتهنگر:
نظارت گذشتهنگر بعد از هر اقدامی به عمل میآید و وابسته به بازخورد است. در این نوع نظارت، بازده سازمان کنترل میشود تا اطمینان حاصل شود که مطابق استانداردهای تعیین شده است.
• مزیت نظارت گذشتهنگر:
1)اطلاعات معنیداری درباره چگونگی تاثیر تلاشهای برنامهریزی در تحقق هدفها برای مدیران فراهم میکند.
2)نظارت گذشتهنگر میتواند موجب انگیزش کارکنان شود، زیرا افراد مایلاند درباره چگونگی عملکرد خود اطلاعاتی به دست آورند و نظارت گذشتهنگر این اطلاعات را فراهم میکند.
• ویژگی های نظامهای نظارتی نادرست:
1)نظارت بیش از حد و نظارت کمتر از حد
2)نظارتهای ناهماهنگ
3)عدم توانایی در تمایز نظارتها
• نظارت بیش از حد و نظارت کمتر از حد:
نظارت بیش از حد مقررات افراطی را بر فعالیتها و اجرای وظایف افراد تحمیل و آزادی عمل افراد را محدود میکند و نظارت کمتر از حد ممکن است به کارکنان آزادی عمل فردی بیش از اندازهای اعطا شود.
• نظارتهای ناهماهنگ:
طراحی نظام نظارتی ناهماهنگ امکان دارد پیامهای نامربوطی برای کارکنان بفرستد. مدیران باید نظامهای نظارتی خاصی طراحی کنند که موجب ترغیب رفتار مناسب کارکنان و موفقیت سازمان در بلند مدت شود.
• عدم توانایی در تمایز نظارتها:
راهبردهای نظارتی غالبا بازتاب ساختار سازمانی است. تشخیص ندادن نیازهای نظارتی در قسمتهای مختلف سازمان موجب بروز مشکلات بسیاری میشود.
• ویژگیهای نظامهای نظارتی کارآمد:
1)پیوستگی با برنامهریزی
2)دقت
3)به هنگامی
4)تعیین حوزه اجرایی کلیدی
5)عینیت
6)صرفه جویی
7)انعطاف پذیری
8)قابلیت درک
9)معیار منطقی
10)تعیین نقاط راهبردی
11)تاکید بر موارد استثنا
12)اجرای اقدام اصلاحی
• پیوستگی با برنامهریزی:
وقتی وظیفه نظارت با برنامهریزی ارتباط نزدیکی داشته باشد، نظامهای نظارتی می توانند بازخوردهایی درباره پیشرفت به سوی هدفها فراهم کنند.
• دقت:
اگر داده های نظارتی دقیق نباشند مدیران تصمیمهای نادرست اتخاذ میکنند و به اقدامات نامناسب دست میزنند.
• تعیین حوزه اجرایی کلیدی:
برای فراهم کردن داده های مناسب جهت نظارت فرآیند عملیات، مدیران زمینه های خاصی را که باید پیگیری شود تعیین میکنند.
• بههنگامی:
دادههای نظارتی باید به طور مستمر و به اندازه کافی برای مدیران مسئول فراهم شود و به آنان امکان دهد تا وقت باقی است اقدام سرنوشتسازی انجام دهند.
• عینیت و قابل اندازه گیری:
داده های نظارتی اگر ذهنی و کیفی باشند به آسانی نمی توانند امکان مقایسه کارکنان، واحدها، چارچوبهای زمانی و سایر عوامل را برای مدیران فراهم کنند.
• صرفهجویی:
یک نظام نظارتی باید از نظر اقتصادی برای اجرا مناسب و در مقابل هزینههایی که صرف میکند منافعی دربرداشته باشد که آن را موجه جلوه دهد.
• انعطاف پذیری:
نظارتهای کارآمد باید برای مطابقت با تغییر نامطلوب یا استفاده از فرصتهای جدید انعطاف پذیر باشند.
• قابلیت درک:
نظارتهایی که به آسانی درک نمیشوند ارزش ندارند.بنابراین گاهی اوقات ضروری است که در شرایط حساس نظارتهای سادهتری جایگزین نظارتهای پیچیده شود.
• تعیین نقاط راهبردی:
مدیریت نمیتواند بر هر فعالیتی که در سازمان اجرا میشود نظارت کند، حتی اگر بتواند کلیه فعالیتها را نظارت کند، منافع حاصل از نظارت نمیتواند هزینههای مصرفی را توجیه کند.
• تاکید بر موارد استثنا:
چون مدیران نمیتوانند بر کلیه فعالیتها نظارت کنند، باید ابزارهای نظارت راهبردی را در جایی قرار دهند که آن ابزارها بتوانند توجه را فقط به استثناها جلب کند.
• اجرای اقدام اصلاحی:
یک نظام نظارتی کارآمد نه فقط انحرافهای مهم از استاندارد را نشان میدهد، بلکه اقدامات ضروری برای اصلاح انحرافات را نیز پیشنهاد میکند.
• آنچه باید نظارت شود:
1)افراد
2)منابع مالی
3)عملیات
4)اطلاعات
5)عملکرد کل سازمان
• نظارت عملیاتی:
1)تولید:
برای اطمینان از این که این فعالیتها مطابق برنامه پیش می رود.
2)کنترل کیفیت محصولات و خدمات:
برای اطمینان از این که با استانداردهای از پیش تعیین شده مطابقت دارند.
3)حفاظت و نگهداری:
برای اطمینان از این که از تجهیزات سازمان به خوبی نگهداری میشود.
• اطلاعات
مدیران برای اجرای وظایف خود به اطلاعات نیازمندند. اطلاعات نادرست، زیاده از حد و با تاخیر به طور جدی مانع موفقیت مدیران میشود.
• عملکرد سازمان:
عملکرد یا اثربخشی کل سازمان، به طور منظم توسط گروههای زیر ارزیابی میشوند:
1)مدیران
2)مشتریان و ارباب رجوع
3)تحلیل گران اوراق بهادار
4)سرمایه گذاران مستعد
5)وام دهندگان و عرضه کنندگان
• تعریف داده:
داده ها واقعیتها، اندیشهها یا مفاهیمی هستند که به شکل خام جمعآوری و ذخیره شدهاند. دادههای سازمانی میتواند شامل هر موضوعی از مبلغ فروش، اسامی مشتریان و مانند آنها گرفته تا بروشورهای تولیدی رقیبان باشد.
• تعریف اطلاعات:
اطلاعات نتیجه پردازش، ارتباط دادن، یا خلاصه کردن دادههای خام برای پدید آوردن دانش وآگاهی است.
• ویژگی اطلاعات مفید:
1)دقیق باشد.
2)به هنگام باشد.
3)کامل باشد.
4)مربوط باشد.
5)مختصر باشد.
• جریان اطلاعات سازمانی:
سازمانها دادهها را از منابع متعددی مانند مشتریان، رقیبان، عملیات داخلی و کالاها و خدمات سازمان و دادههای خارجی در حوزه اقتصاد، بازار و مانند آنها جمعآوری میکند و این دادهها در سازمان پردازش و به صورت اطلاعات در میآید.
• چگونگی استفاده مدیران از اطلاعات:
1)استفاده ازاطلاعات در برنامهریزی
2)استفاده از اطلاعات در سازماندهی
3)استفاده از اطلاعات در هدایت
4)استفاده از اطلاعات در نظارت
• استفاده از اطلاعات در برنامهریزی:
برنامهریزی مستلزم اطلاعاتی درباره محیط و تواناییهای سازمان است. با این اطلاعات مدیران میتوانند اهداف سازمان را در سطوح مختلف تعیین و برنامههای مناسب برای تحقق این اهداف تنظیم کنند.
• استفاده از اطلاعات در سازماندهی:
ساختار سازمانی و اطلاعات ارتباط نزدیکی با هم دارند و یکی از عوامل مهم در طراحی ساختار سازمانی امکان ایجاد جریان سریع و آسان اطلاعات بین سطوح مختلف سازمانی است.
• استفاده از اطلاعات در هدایت:
مدیران برای رهبری درست کارکنان،ایجاد انگیزش در آنان و برقراری ارتباط صحیح در سازمان به اطلاعات دقیق، بههنگام، مربوط، و کامل و به اندازه نیاز دارند.
• استفاده از اطلاعات در نظارت:
اطلاعات اساس اجرای موثر نظامهای نظارتی مدیریت است. فرآیند نظارت به عنوان تعیین استانداردها، اندازه گیری عملکرد واقعی، مقایسه عملکرد واقعی با استانداردها اقدام بر اساس نتایج است.
• تعریف خلاقیت و نوآوری:
خلاقیت:
توانایی و قدرت پرورش افکار نو در افراد.
نوآوری:
فرآیند دریافت فکر خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمت یا شیوهای نو برای انجام دادن کارهاست.
• اهمیت خلاقیت:
1)فشار روز افزون رقابت
2)بازارهای جهانی شده
3)گامهای شتابان پیشرفت فناوری
4)دگرگونی سریع ارزشهای مصرفکنندگان و روشهای زندگی
• مراحل فرآیند خلاقیت:
1)آمادگی
2)نهفتگی
3)اشراق
4)اثبات
• عوامل موثر در خلاقیت:
1)مهارتهای مربوط به خلاقیت:
این مهارت نوعی از ویژگیهای شخصی هستند که موجب خلاقیت فردی میشوند.
2)مهارتهای مربوط به موضوع:
این مهارت برای حل مسایل معین و اجرای کار خاص مورد نیاز است
3)انگیزه درونی:
اگر کسی دو مهارت مربوط به خلاقیت و موضوع را داشته باشد ولی انگیزه خلاقیت نداشته باشد نمی تواند به کار خود ادامه دهد.
• ویژگیهای افراد خلاق:
1)انعطافپذیرتر از افراد غیر خلاقاند.
2)پیچیدگی کارها را بر سهولت آن ترجیح میدهند.
3)بیشتر تمایل به استقلال دارند.
4)هنگام چالش درباره اندیشه شان، سرسختانه از مواضع خود دفاع کنند.
5)صاحبان قدرت را به آسانی زیر سوال میبرند.
6)انگیزش درونی برای آن امری حیاتی است.
7)به ندرت از موقعیت اجتماعی خود راضیاند.
8)مشتاقانه به حل مسایل میپردازند، حتی اگر مسئله بسیار سخت باشد.
9)نسبت به خود و توانایی قضاوت آزادانه خود آگاهی دارند.
10)وجود خود را وقف کارشان میکنند و سختکوشتر از دیگراناند.
11)پر تکاپو و دارای انرژیاند.
• سه شیوه مشهور همکاری خلاق گروهی:
1)توفان مغزی
2)تلفیق نامتجانس
4)داستانسازی
• طوفان مغزی:
شیوهای برای گردهمایی است که در آن گروهی میکوشند با ارائه اندیشههای تخیلی کنترل نشده و سازمان نیافته برای مسئله بخصوصی راهحلی بیابند.
• چهار قانون مهم که در توفان مغزی باید رعایت شوند عبارتند از:
1)انتقاد ممنوع است.
2)هر چه عقاید بنیادیتر باشد، بهتر است.
3)کمیت مورد نظر است نه کیفیت عقاید.
4)افراد برای اصلاح عقاید دیگران تشویق میشوند.
• تلفیق نامتجانسها:
در این روش اعتقاد بر این است که خلاقیت از سازماندهی مجدد روابط میان افکار به ظاهر غیر مرتبط ناشی میشود و از گروه خواسته میشود عمدا از قیاس و استعاره بهره گیرند تا بتوانند دیدگاهها و نظرات جدید پدید آورند.
• داستانسازی:
در این شیوه تفکر خلاق شرکتکنندگان در جلسه با طرح سوالهایی برانگیخته میشوند تا بتوانند:
1)بر مسئلهای مشخص تاکید ورزند.
2)افکار خود را درباره آن مسئله به سرعت روی کارتها بنویسند.
3)کارتها را بر اساس موضوعهای گوناگون روی دیوار سنجاق کنند.
• ویژگیهای سازمانهای خلاق:
1)سازمان شرایطی را فراهم میکند که کارکنانش در رده بالای سلسله مراتب نیازهای مازلو قرار گیرند.
2)کارکنان از کار خود در سازمان لذت میبرند و آزادند تا موضوعات مورد علاقه خود را انتخاب و روی آن کار کنند.
3)کارکنان سازمان از احترام برخوردارند.
4)سازمان مشتری مدار است.
5)علاوه بر نیازهای مشتری، سازمان خود منبع ایجاد تحول و تنوع در بازار به شمار می رود.
6)فضا برای کار گروهی و طرح نظرات جدید کارکنان آماده است.
7)کارکنان با این نوع سازمان روابط دایمی و بلند مدت دارند.
8)تغییر در این سازمانها ارزشی مثبت تلقی میشود.
9)اهداف این سازمانها مبتنی بر ارزشهای انسانی است.
10)امکان آزاداندیشی و فضای طرح پیشنهاد وجود دارد.
11)نظامهای نظارت از بالا و نظارت بیرونی جای خود را به روابط مناسب و مطلوب بین همکاران و خود نظارتی داده است.
• سه عامل حیاتی برای نهادینه کردن خلاقیت و نوآوری:
1)برنامهریزی
2)فرهنگ سازمانی
3)ساختار سازمانی
• نقش برنامهریزی:
مسیر ممتد خلاقیت و نوآوری با برنامهریزی آغاز میشود. مدیران ماموریت و هدفهای راهیردی را با تعیین آماجها و دستور جلسات به گونهای ترسیم میکنند که تغییر خلاق و نوآور سازمان را هدایت کنند.
• ویژگی های فرهنگ سازمانی برای خلاقیت و نوآوری:
1)پذیرش ابهام:
تاکید بسیار زیاد بر عینیت و شرح جزئیات خلاقیت را محدود میکند.
2)تحمل غیر عملی بودن:
افرادی که برای مسایل مختلف راهحلهای غیر عملی و حتی احمقانه می یابند سرکوب نمیشوند.
3)تحمل مخاطره:
کارکنان برای تجربه کردن تشویق میشوند بدون آنکه نگران شکست در تجربیات خود باشند.
4)تحمل تعارض:
پراکندگی عقاید تشویق میشود.هماهنگی و توافق بین افراد و واحدها به عنوان نشانه ای از موفقیت تلقی نمیشود.
5)تاکید بر هدف به جای وسیله:
اهداف روشنی وضع میشوند و افراد تشویق میشوند تا راهحلهای جایگزین برای دستیابی به هدفهای خودشان بیابند.
6)تاکید بر نظام باز:
سازمان از نزدیک بر محیط نظارت دارد،و در برابر دگرگونیهای محیطی به سرعت واکنش نشان میدهد.
• نقش ساختار سازمانی:
ساختارهای زنده و پویای سازمانی اثر مثبت بر خلاقیت و نوآوری دارند، زیرا این ساختارها رسمیت و تمرکز کمتری دارند و با انعطافپذیری بیشتر می توانند خود را با نیازهای محیطی سازگار کنند.
• ویژگیهای ساختار سازمانی برای نهادینه کردن خلاقیت و نوآوری:
1)واگذار کردن اختیار به مدیران و کارکنان تا خلاق و نوآور شوند.
2)مشاغل سازمان کاملا مشخص و تعریف شده نباشد.
3)قوانین رسمی کمتری بر کار سازمان حاکم باشد.
4)افراد به جای روشهای کار، براساس نتایج عملکردشان ارزیابی شوند.
5)بخش جداگانهای مخصوص فعالیتهای خلاق و نوآور در سازمان ایجاد شود.
6)تیمهای میان رشته ای از متخصصانی از حوزه های بازاریابی، عملیاتی تحقیق وتوسعه و سایر تخصصها در سازمان ایجاد شود.
• ویژگیهای مدیران خلاق:
1)به استقبال خلاقیت و نوآوری می روند.
2)بر تشویق بیش از تنبیه تاکید دارند.
3)خود و سازمان خود را با تغییر و تحول جامعه هماهنگ میکنند.
4)به کارکنان خود شهامت میدهند.
5)مثبتاندیش و امیدوارند.
6)پر انرژی و با هیجانند.
7)به سرعت فرهنگ خلاقیت را ترویج میکنند.
8)هم از مغز و هم از قلب همکاران خود بهره میگیرند.
9)از اجرای کارهای جاری و یکنواخت دلزده و آزردهاند.
10)خود انگیختهاند و استقلال تفکر و آزادی اندیشه و عمل دارند.
11)قدرت تخیل و اعتماد به نفس زیادی دارند.
12)سبک رهبری مناسبی دارند.
• ترس از شکست:
شیوه معمول این است که موفقیتها تشویق و شکستها توبیخ و سرزنش شوند. به همین جهت انسانها از شکست میهراسند و تنها دنبال کاری میروند که احتمال موفقیت زیاد است.
تاریخ : جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱ | ٧:٢٤ ب.ظ | نویسنده : مهدی محمدی
۱- فضای
حیاط باقیمانده کمتر از ۴۰ درصد کل زمین نباشد
.
۲- ارتفاع
واحد مذکور از پای کار تا لبه دست انداز بام به هیچ وجه از ۳.۵ متر تجاوز ننماید (
ارتفاع از کف تا زیر سقف بیشتر از ۲.۷۰ نباشد
)
۳- چنانچه
واحد مورد نظر در بر گذر قرار گیرد باعث جلوگیری از ورود ماشین به حیاط یا پارکینگ
مربوطه نگردد .
۴- از
واحد مورد نظر هر گونه استفاده تجاری به استثناء مواردی نظیر دفتر مهندسی و مطب و
… که قانون شهرداری صریحا ذکر نموده است ممنوع می باشد
.
پیش بینی سرویس های بهداشتی و
آشپزخانه در زیرزمین املاک کمتر از ۱۲۰متر مربع
پیش بینی سرویس های بهداشتی و
آشپزخانه در زیرزمین ، در زمین های کمتر از ۱۲۰ متر مربع مساحت ، به شرطی که حالت
تفکیکی نداشته باشد بلامانع است
.
نحوه اقدام در خصوص
باقیمانده املاک واقع در طرح های اجرائی شهرداری
چون از باقیمانده بعضی از املاک واقع
در طرح های اجرائی شهرداری که به اداره کل املاک ابلاغ گردیده ، به علت کمی متراژ
در صورت رعایت ضابطه ۶۰% زیربنا به منظور ایجاد واحد مسکونی ، مناسب نمی باشد ،
لذا برای اینگونه املاک و همچنین باقیمانده املاکی که مقدار جزء گذر را مجانا و
بلا عوض بشهرداری واگذار می نمایند ، در صورتیکه از ۷۰ متر مربع بیشتر نباشد ، با
توجه به موقعیت محل و با رعایت کامل قاعده لا ضرر و مراعات حقوق مجاورین از ۶۰% تا
۱۰۰% پروانه ساختمانی صادر می گردد .
شرط افزایش سطح اشغال در املاک با
مساحت کمتر از ۱۲۰ متر مربع
سطح زیربنای ۶۰% در طبقه همکف ، برای
کلیه پلاک های واقع در مناطق مسکونی که مساحت شش دانگ آن ها حداکثر ۱۲۰ متر مربع
می باشد و در محدوده ۵ ساله خدمات شهری و مناطق آزاد شده قرار دارند ، در صورت عدم
مزاحمت برای مجاورین ، حداکثرتا ۸۰% مساحت زمین افزایش داده شده است . ضمنا اراضی
دارای مشخصات بالا که قبلا در آن ها تا حد ۶۰% احداث بنا شده نیز مشمول مفاد این
مصوبه خواهند بود .
موارد لزوم عدم رعایت بر
اصلاحی
در مواردیکه مالکین عمارات به منظور
تعویض سقف یا تعمیرات ضروری مشابه و یا اضافه اشکوب در حد فقط یک طبقه جهت ساختمان
که مشرف بر کوچه ها یا خیابان هایی است که حداکثر عرض اصلاحی از دوازده متر تجاوز
ننماید و دارای بر اصلاحی می باشد ، در خواست پروانه ساختمانی نمایند ، در صورتیکه
این عملیات ساختمانی منجر به نوسازی کلی نشود ، بدون رعایت بر اصلاحی بلامانع است . مفاد
فوق منحصرا مربوط به ابعادی که ساختمان مربوطه در بر تمام یا قسمتی از آن قرار
دارد بوده و در مورد سایر ابعاد زمین در صورت داشتن بر اصلاحی باید عقب نشینی لازم
رعایت گردد . مگر این که دیوار موجود اساسی باشد
.
نحوه احداث بنا دراملاک
دارای اصلاحی
احداث ساختمان در املاکی که با طرح
های تعریضی برخورد دارند با رعایت ۶۰% طول و مساحت سند قبل از اصلاحی درباقیمانده
زمین و در حد تراکم مجاز بلامانع می باشد و پیش آمدگی بیش از ۶۰% طول تحت زاویه
۴۵درجه ، با رعایت ۶۰% مساحت سند ( قبل از اصلاحی ) به شرط واگذاری رایگان مقدار
جزء گذر بشهرداری بلامانع است
.
نحوه پیش آمدگی ارتفاع معابر
حداکثر پیش آمدگی مجاز در قسمت پخ
ساختمان هایی که در تقاطع معابر قرار گرفته اند ، به میزان ۱۵۰ سانتی متر عمود بر
پخ می باشد .
احداث بنا در حد ۶۰ درصد به علاوه دو
متر و چگونگی اجرای پخ ۴۵ درجه ارائه نقشه های معماری ساختمان که با پیش آمدگی ۶۰%
طول زمین به علاوه ۲ متر و بدون رعایت زاویه ۴۵ درجه به شرط ارائه رضایت نامه
محضری از مالکین پلاک های مجاور نمی باشد
.
نحوه احداث بنا در حد ۶۰%
به علاوه ۲ متر و عدم رعایت پخ ۴۵ درجه در مجاورت گذر
احداث ساختمان در املاکی که با طرح
های تعریضی و یا احداثی معابر شبکه برخورد دارند ، با رعایت ۶۰% طول و مساحت سند ،
قبل از اصلاحی در باقیمانده زمین و در حد تراکم مجاز بلامانع بوده و پیش آمدگی بیش
از ۶۰ % طول تحت زاویه ۴۵درجه با رعایت ۶۰% مساحت ( قبل از اصلاحی ) مجاز می باشد
. بدیهی است مالکین املاکی که بازاء مساحت اصلاحی از شهرداری غرامت دریافت نموده
اند ، می بایست پس از اصلاح سند ،با رعایت ابعاد سند جدید عمل نمایند .
رعایت پخ ۴۵ درجه در املاکی که مجاوز
گذر واقع می شوند الزامی نیست
.
بدیهی است محدوده تعریف شده فوق
محدوده احداث بنا بوده و طراحی ساختمان ترجیحا باید بدون پخ و یا ارائه راه حل های
ابتکاری انجام گیرد
.
نحوه کاهش سطح اشغال و
استفاده از ارتفاع
به منظور ایجاد تسهیلات بیشتر در
طراحی ساختمان ها و همچنین ایجاد فضای باز بیشتر و استفاده مطلوبتر از تراکم های
ساختمانی مجاز در صورت کاهش سطح اشغال ، استفاده از تراکم مجاز طرح های تفصیلی در
ارتفاع ، بدون پرداخت عوارض ناشی از ازدیاد ارتفاع بر خیابان های ۱۲ متر و بیشتر
بلامانع است . ضمنا احداث زیر زمین با حداکثر سطح
مجاز ( ملاک عمل فعلی ) به منظور تامین پارکینگ تاسیسات انباری و فضاهای مشاع و
عمومی بلامانع خواهد بود
.
اعمال تسهیلات فوق در مورد املاکی که
در معرض تعریض معابر با عرض بیشتر از ۱۲ متر قرار می گیرند ، چنانچه مساحت
باقیمانده آن ها کمتر از ۶۰% مساحت کل ملک باشد نیز بلامانع است .
ارتفاع مجاز در تراکم ۱۲۰ درصد
در اراضی با تراکم ۱۲۰% احداث سه طبقه
بنای مسکونی روی زیرزمین و یا دو طبقه روی پیلوت و زیر زمین ضمن رعایت سایر ضوابط
و مقررات بلامانع می باشد
.
ضوابط بالکن ها
۱- احداث
پیش آمدگی در خیابان های ۱۲ متر تا ۲۰ متر به عمق ۸۰ سانتی متر و برای خیابان ۲۰
متر به بالا به عرض ۱۲۰سانتی متر مجاز می باشد
.
۲- ارتفاع
پیش آمدگی نسبت به کف پیاده رو ، نباید از ۳.۵ متر کمتر باشد و سطح آن مطابق ضوابط
مربوطه جزء تراکم محسوب خواهد شد
.
۳- پیش
آمدگی ساختمان در همکف و طبقات ، در خارج از ۶۰% طول مجاز و در داخل زاویه ۴۵درجه
، حداکثر به میزان ۲ متر بلا مانع است ( رعایت ۶۰% مساحت الزامی است ).
۴- پیش
آمدگی روی پخ دو گذر در محدوده سند مالکیت ، به میزان حداکثر ۱.۵ متر عمود بر پخ و
به شرط رعایت ۳.۵ متر ارتفاع از کف پیاده رو بلامانع است
.
۵- طریقه
محاسبه زیربنا و تراکم پیش آمدگی ها در داخل فضای باز به قرار زیر است :
الف- پیش آمدگی آخرین سقف ساختمان ،
به عنوان باران گیر ، جزء زیربنا محسوب نمی گردد
.
ب-
بالکن ها و تراس های مسقف ، تا عمق ۳
متر ، چنانچه سه طرف آن باز باشد ، یک دوم مساحت آن جزء زیربنا محسوب می گردد ،
بدیهی است مازاد بر عمق ۳ متر تماما زیربنا محسوب می گردد
.
ج- در صورتیکه پیش آمدگی سه طرف بسته
باشد ، دو سوم مساحت آن جزء زیر بنا محاسبه می گردد
.
نصاب ارتفاع و طبقات جهت
نصب آسانسور
مالکین ساختمان های بیشتر از چهار
طبقه و ساختمان هایی که ارتفاع آن ها بیشتر از ۱۵
متر باشد ، ملزم به احداث آسانسور می
باشند ، دراین زمینه کف ورودی ساختمان ملاک عمل بوده و کف طبقه همکف می تواند با
حفظ مشخصات طبقه زیرزمین ، حداکثر ۱/۲۰ متر بالاتر از کف ورودی منظور گردد .
تقاضای افزایش تراکم و مواقعی که
تعبیه آسانسور میسر نمی باشد
.
در مواردیکه مالکین پلاک های ساخته
شده و یا در حال احداث که تقاضای افزایش تراکم ، به منظور احداث یک طبقه می نمایند
و امکان تعبیه آسانسور در بنای احداثی با تشخیص معاون شهرسازی و معماری شهرداری
منطقه میسر نمی باشد ، در صورت توافق کمیسیون های منتخب با افزایش تراکم مورد
درخواست ، صدور پروانه ساختمانی تا چهار طبقه روی پیلوت و یا پنج طبقه روی زیرزمین
، بدون تعبیه آسانسور بلامانع خواهد بود
.
لزوم پیش بینی پله فرار
در کلیه ساختمان های شش طبقه و بیشتر
علاوه بر پله های ورودی ، پیش بینی پله فرار که مستقیما به فضای باز ساختمان
ارتباط داشته باشد الزامی است.
اصول و ضوابط طراحی هتل
بررسی
استانداردهای کلان طراحی هتل واستخراج لیست فضاهای مورد نیاز
به طور کلی هتل مکانی است که در آن امکان اقامت موقت و
خدماتی همچون استخر، رستوران، سالن جشن ها و …..ارائه می
شود.قدمت هتل به دوران تمدن های بزرگ باستانی باز می گردد.در ایران، بین النهرین و
روم باستان مکان هایی بوده اند که اجداد هتل های امروزی محسوب می شوند.واژه هتل
ریشه فرانسوی دارد و به معنی ((خانه شهری)) یا بنایی است که مراجعه کننده بسیاری
دارد.
اگر چه امروز انواع مختلفی از هتل وجود دارد که هرکدام
کاربری های متنوع و متفاوتی ارائه می کنند،ولی عملکرد اصلی هتل بدون توجه به تعداد
اتاق های آن یکسان است و نسبت به دوران باستان نیز تغییراساسی نکرده است.یک هتل
امروزی شامل فضایی برای استراحت ،فضای عمومی(سرسرا)،خدمات جنبی مثل
رستوران،حمام،صندق امانات،پارکینگ و بوتیک های کوچک برای خرید لوازم مورد نیاز
مسافران است.در ایران کاروانسراها عملکرد مشابه هتل داشته اند.باید به خاطر داشت
که در گذشته به جای آنکه یک بنا همه ی کاربری های مورد نیاز مسافران را داشته
باشد، کاربری ها به صورت مجموعه های خدماتی با معماری بسیار شاخص و چشمگیر ساخته
می شده اند.
هر هتل از دو بخش مجزا تشکیل می شوند.بخش اول در اختیار
مراجعان و بخش دوم در اختیار کارکنان است.این بخش ها در عین حال که باید کاملا
منفک از هم باشند و بخش خدمات هرگز در معرض دید مراجعان قرار نگیرد.ارتباط دو بخش
هم باید بسیار سریع و آسان باشد.در بخش اول ،فضاهای اقامتی(اتاق،آپارتمان و
سوئیت)و فضاهای عمومی شامل سرسرا،رستوران،فضاهای تفریحی و ورزشی،مغازه ها،بخش
مدیریت و پزیرش،پارکینگ و ……قرار دارند
و در بخش دوم،انبارها،آشپزخانه،رختش ویخانه،فضاهای تاسیساتی،بخش تعمیرات و نگهداری
و… یکی از ویژگی های هتل و بخصوص هتل های بزرگ خودکفا
بودن است.امروزی ها نسبت به گذشتگان امکانات مالی بیشتر ولی وقت کمتری برای استراحت
و فراغت دارند.ازاینرو هتل ها باید حداکثر خدمات را در حداقل زمان فراهم کنند.
یکی دیگر از عوامل مهم در تراحی هتل ها سهولت جهت یابی
است.بسیاری از مراجعان هتل ها برای بار اول به آن مکان قدم می گذارند و مدت کوتاهی
در آن سیر می کنند.آرایش فضاها و معماری داخلی باید چنان باشد که مسیرها در یک
نگاه قابل شناسایی باشد.وگرنه در مجموعه پیچیده ی هتل افراد دچار سردرگمی می شوند
و کاربری های مورد نیاز خود را نمی یابند. مهم ترین کاربری ها برای شناسایی
سریع،پذیرش،آسانسرها،اتاق ها،صندق،رستوران و پارکینگ هستند.در طراحی هتل ها باید
به عوامل مهم رفاه فیزیکی(درجه حرارت،روشنایی،ارگونومی و دسترسی)، آسایش
روانی(فضاهای هتل حس امنیت،آرامش،صمیمیت،شفافیت و کیفیت را القا کند) و لذت زیبایی
شناختی(هماهنگی عناصر معماری و معماری داخلی،رنگ آمیزی و نور پردازی مناسب،چشم
اندازها و فضاهای سبز و زیبا و…) وجود کاربری های تفریحی متنوع(استخر،
سالن های بازی،تلویزیون،فیلم های ویدئویی،سالن ورزشی،رستوران های مختلف با غذاهای
متنوع)و کاربری های مکمل مورد نیاز(اتصال به اینترنت،تحویل نشریات روز،آرایشگاه و…)توجه کرد تا اقامت در هتل دلزدگی ایجاد نکند و مراجعه
با علاقه ی بشتری به هتل مراجعه کنند.
فضاهای مورد نیاز برای طراحی هتل ۵ ستاره عبارتند از:
ضوابط و اصول طراحی هتل و متل ( مجتمع های بین راهی )
هتل از آن دسته مباحثی محسوب میشود که بیشتر به عملکرد بنا توجه دارد تا به فرم آن. با این وجود نمیتوان از فرم به عنوان یکی از مهمترین عناصر جذب مخاطب فارغ شد. هتل ها از نظر کیفی به چند دسته ی عمده تقسیم میشوند. که در زبان عام از آنها به تعداد ستاره تعبیر میشود. یکی از ایده های مورد استفاده در هتل میتواند تفکیک فضاهای سرویس دهنده و سرویس شونده باشد. که در کارهای لویی کان میتوان به خوبی آنرا مشاهده کرد.
نکات مهم
در طراحی هتل
۱- مسیر حرکت مهمانان، وسایل و کارکنان باید جدا
باشد.
۲- به ازای هر اتاق ۶ متر مربع فضای راهرو به عرض ۱٫۵۰ تا ۱٫۸۰ متر لازم است.
۳- زباله ها باید در فضایی مسقف (برای محدود کردن سرو
صدا در شب) با ارتفاع سقف ۴٫۳۵ متر انباشته شود.
۴- بخش سرایداری هر طبقه در امتداد راهروهای منتهی به
اتاق مهمانان سازمان دهی می شود
۵- برای افزایش بازده بهتر است مسیرهای بین آشپزخانه – تحویل غذا – رستوران
تا حد امکان کوتاه باشد.
۶- خدمات مربوط به آماده سازی غذا و نوشیدنی در هتل
سه نوع می باشد:
الف: رستورانها و بوفه های شامل فضاهای ضیافت که به
آشپزخانه ی ماهواره ای شکل نزدیک هر رستوارن و اتاق ضیافت نیاز دارد و بخش های
پذیرایی در اتاق مهمانان هر طبقه وجود دارد.
ب: یک یا دو رستوران و اتاق عملکردی که به یک آشپزخانه
نیاز دارد تا بتواند مستقیماً رستورانها و اتاقها را سرویس دهد
ج: حداقل امکانات پذیرایی در هتل، ولی مجهز به
رستورانهای جداگانه باشد.
۷- در هتل ها ممکن است دستگاههای فروش سکه ای یا
اغذیه فروشی های شخصی نیز وجود داشته باشد.
۸- طراحی آشپزخانه در ۴ مرحله انجام می پذیرد:
الف: آماده کردن طرحی شامل تمام فضاهای اصلی مورد نیاز.
ب: تعیین حداقل و حداکثر تعداد کارکنان لازم برای هر
قسمت.
ج: مشخص کردن تجهیزات و لوازم لازم برای هر قسمت.
د: تخصیص فضاها.
در آشپزخانه های هتلهای متوسط به ازای هر صندلی سطحی
برابر یک متر مربع فضا نیاز است. این اندازه برای هتل های مجلل به ۱٫۲ متر
مربع می رسد.
۹- خدمات رخت شویی هتل ها به سه طریق می باشد.
الف: کرایه ملحفه یا قرارداد با رخت شویی های بیرون از
هتل.
ب: یک بخش مرکزی که در داخل هتل و توسط بخش های آن
انجام می شود.
ج: رخت شوی خانه در همان مجموعه و ساختمان که توسط هتل
اداره می شود.
۱۰- اتاقها بنا به اندازه می توانند شامل فضای نشیمن
با صندلی – تلویزیون – میز کار
– یخچال – میز برای قراردادن کیف باشند.
۱۱- ابعاد تخت:
تخت دوقلو ۱۰۰× ۲۰۰ سانتیمتر
تخت دونفره ۱۵۰×۲۰۰ سانتیمتر
تخت دو نفره بزرگ ۱۶۵×۲۰۰ سانتیمتر
تخت دو نفره بسیار بزرگ ۲۰۰×۲۰۰ سانتیمتر
۱۲- حداقل فضای مورد نیاز برای اتاقها:
اتاق یک تخته: ۴٫۵۰ ×
۴٫۱۰ متر
اتاق دو تخته: ۴٫۵۰ ×
۴٫۵۰ متر
به این اتاقها فضایی به ابعاد حداقل ۲٫۵۰ × ۳٫۸۰ متر به عنوان حمام و توالت اضافه می شود.
مساحت /
بخش
زیر بنای هر طبقه (درصد)
فضاهای اداری-مدیریتی و دبیرخانه
۱% – ۲%
فضاهای مراقبت و تعمیر
۴% – ۷%
فضاهای خدماتی مانند آشپزخانه-اتاقهای کارکنان-انبارها
۹% – ۱۴%
فضاهای اوقات فراغت- ورزش- فروشگاهها
۲% – ۱۰%
اتاقها–توالت ها–دوشها و حمامها–راهروها و
سرویسهای طبقات
۵۰% – ۶۰%
اتاقهای عمومی – فضای پذیرش-سالنها
و سرسراها
۴% – ۷%
فضاهای پذیرایی-رستورانها و بوفه ها-فضای مهمانان
۴% – ۸%
فضای ضیافت شامل اتاق سخنرانی و جلسات
۴% – ۱۲%
تسهیلاتی
که باید برای معلولین در نظر گرفته شود.
این تسهیلات باید حداقل یک درصد تا دو درصد اتاقها و
ترجیحاً در طبقه همکف منظور گردد.
شیبه های ۲۰% – راهرو ها
به عرض ۹۱۵ میلیمتر – درها به
عرض ۸۱۵ میلیمتر به صورت تمام باز – سرسراها ۴۶۰ میلیمتر عریضتر از در – در کمد ها به صورت کشویی – قفسه ها به ارتفاع ۱٫۳۷ متر – حمام ها با فضای باز اصلی ۱٫۵۲ متر و
عرض ۲٫۷۵ متر – میز توالت به ارتفاع ۸۶۰ میلیمتر که فضای لازم برای زانوها ۶۸۵ میلیمتر و ارتفاع آینه از کف ۱ متر – ارتفاع صندلی میز توالت ۴۳۰ میلمتر – کلید ها در ارتفاع ۱٫۲ متر – تختها به ارتفاع ۴۵۰-۵۰۰ میلیمتر – فاصله تخت و مبل ۹۱۰ میلیمتر – اتاقهای استاندارد به عرض ۳٫۶۵ متر.
سطح چشم از صندلی چرخدار ۱٫۰۷ تا ۱٫۳۷ متر است بنابراین میزهای آرایش باید به همین
اندازه باشد و فضایی برابر ۶۸۵ میلیمتر
برای زانوها داشته باشد. پنجره ها نیز تا حد امکان باید پایین باشد.
میله ها و دست آویزها باید به دیوارهای حمام ها و توالت ها زده شود.
هتل
هتل یک واژه فرانسوی و منظور آن مکانی است که تسهیلات
لازم برای اقامت کوتاه مدت مسافر را در مقصد یا مسیر حرکت تامین می کند.معادل های
فارسی آن عبارت اند از: کاروانسرا، مهمانخانه، مهمان پذیر،زائرسرا و مسافر خانه،که
صرفنظر از درجه و کیفیت خدماتی آنها در دنیا پیشینه چندین هزار ساله دارند.این
تاسیسات برای کسب و کار و ایجاد درآمد ساخته می شوند، و گرنه اقامت موقت از طریق
خیریه، و انواع کم هزینه تری وجود داشته و دارند. میان شیوه مسافرت،سنت و نحوه
اقامت موقت رابطه تنگاتنگی وجود دارد.
در قدیم که مردم به دلیل کمبود امکانات کمتر مسافرت می
کردند، در مقصد اغلب به منزل خویشان و آشنایان خود فرو می آمدند که این کار در سنت
مهمان نوازی ایرانیان همراه با اقتصاد معیشتی آن زمان روش پسندیده و پذیرفته ای
بوده است.
اتاق اجاره ای کوتاه مدت در یک واحد مسکونی، چیزی میان
مهمان پذیر یا اماکن کم هزینه در ایران و دیگر کشورهاست.این سنت پسندیده در بیشتر
روستاها و شهرهای شمالی ایران رایج است و به تقویت بنیه اقتصادی مالک خانه و
استفاده بهینه از فضای خالی کمک می کند.در بسیاری از شهرهای توریستی اروپا نیز
اجاره دادن اتاق اضافی به توریستها مرسوم است.
در حال حاضر در ایران ایجاد مجتمعهای خدمات رفاهی و بین
راهی و کمپینگ جزیی از برنامه زیرساختهای گردشگری است.
هتل به مفهوم یک مجتمع خدماتی با هدف کسب درآمد و سود
پدیده تکوین یافته ای است که پیشینه آن به انقلاب صنعتی اروپا بر می گردد،از
انقلاب صنعتی تا به امروز دست کم چهار رویداد به رونق صنعت توریسم و هتل سازی و
هتل داری کمک کرده است. نخستین عامل، تغییر الگوی تولید و مصرف انرژی از سوختهای
گیاهی و حیوانی به زغال سنگ و سپس به انرژی هیدروکربنی از آغاز قرن بیستم( که
امکان تحرک انسان را در مقیاس انبوه و سریع فراهم آورد.)ف دوم، تولید انبوه صنعتی
و گسترش تجارت، آن هم به مقیاس وسیع.سوم اختراع و رواج خودروی شخصی و ترن و
هواپیما و امکان حرکت سریع و آسان تر و نهایتا” افزایش سطح درآمد مردم همراه با
کاهش ساعات کار و افزایش اوقات فراغت
متل یا
مجتمعهای توریستس بین راهی
امروزه مسافران در مسیر حرکت می توانند در اقامتگاه های
بین راهی توقف کنند که متل نامیده شده اند.در گذشته کاروانسراها این نقش را ایفا
می کردند.متل از نظر لغوی ترکیبی از هتل و ماشین است.ساده ترین تسهیلات بین راهی
قهوه خانه یا رستوران است که گاه تخت برای خوابیدن در اختیار مسافر قرار می دهند.
متل حتی از نظر شکلی هم شباهت بسیار زیادی به
کاروانسراهای قدیمی دارد.در کاروانسرا، اتاقهایی که در اختیار مسافر قرار می گرفت
دور تا دور محوطه یا حیاطی ساخته می شد که چهاپایان مسافر کش یا بارکش نگهداری یا
تیمار می شدند. بهترین متل های امروز دور تا دور یا کنار پارکینگ خودروها ساخته می
شوند و دسترسی به اتاق را مستقیما” از پارکینگ میسر می کنند. حتی تشریفات ثبت نام
و تسویه حساب مسافر به صورت الکترونیکی انجام می شود و مراجعه مسافر به میز پذیزش
ضرورت خود را از دست می دهد. متل بر خلاف هتل از تسهیلات کمتر اما سرعت بیشتری
برخوردار است. مسافر میان راهی در جایی توقف می کند که سریع غذا بخورد، استراحت
کند و دوباره به راه بیافتد تا در زمان پیش بینی شده به مقصد برسد.مسافر در
استفاده از متل حتی همه چمدانهای خود را به اتاق نمی برد، بلکه به بردن یک ساک
اکتفا می کند و بقیه اثاث خود را در ماشین باقی می گذارد.به همین دلیل، معمولا” در
اتاق متل جایی برای اثاثیه مهمان پیش بینی نمی شود.
اما در هتل، مسافر زمان بیشتری در اختیار دارد و می
تواند از همه تسهیلات آن از جمله رستوران، فروشگاهها، سالن ورزشی، آرایشگاه و خشک
شویی استفاده کند.
موقعیت
مکانی انواع هتل در شکه توریسم
هتل یک واحد اقتصادی است و باید سودآور باشد،مگر اینکه
اقتصاد آن به نظام گسترده تری وابسته باشد، مانند هتلی که یک نهاد یا صنعت خاص
برای کارکنان و مهمانان خود می سازد و سود دهی مستقیم آن هدف سازنده نیست. اما اگر
هتل را یک واحد درآمدزا بدانیم، اقتصاد آن به کل اقتصاد شبکه توریسم گره خورده است
و میزان درآمدزایی آن وابسته به رفتار شبکه است و از هر اختلالی که به شبکه وارد
شودتاثیر می پذیرد. ذکر دو نمونه از اختلالاتی که به دلیل عوامل فراملی و درونی به
شبکه توریسم ایران وارد شده است برای درک این نکته لازم به نظر می رسد.عامل
تاثیرگذار برونی را در حال حاظر می توان مشکلات سیاسی ایران با جهان غرب و کاهش
سهم ایران از بازار بالقوه توریسم اروپا و آمریکا و حتی خاور دور دانست. نمونه
بارز و اخیر عوامل داخلی موثر در سلامت اقتصاد هتلداری، سهمیه بندی بنزین است.هر
دو مورد بر ضریب اشتغال هتلها اثر منفی داشته اند. این بحث بسیار مهم ریشه دار و
عمیق است. به طور خلاصه می توان اشاره کرد که هرچند هتل سازی و هتلداری یک فعالیت
خصوصی است، اما بسترسازی برای صنعت توریسم(ایرانگردی و جهانگردی) در سطح ملی از
وظایف دولت و نظام برنامه ریزی است.
نابسامانی در این بسترسازی به عوض رونق توریسم در
ایران، به سود رقبای همسایه ما تمام می شود. درآمد حاصل از جهانگردی در کشورهایی
که به این صنعت تسلط دارند و می دانند چگونه آنرا اداره کنند با درآمد نفتی ایران
رقابت می کند،با این تفاوت که درآمد نفتی متمرکز است، اما درآمد توریستی بین مردم
توزیع می شود
جا، ظرفیت
و درجه بندی هتل
مجهزترین هتلها قاعدتا” در مراکز شهرهای بزرگ ساخته می
شوند، اما ساخت چنین مجتمعهایی در حاشیه شهرها نیز کاملا” متداول است. برای
هتلهایی که تسهیلات برگزاری کنفرانس در آنها پیش بینی می شود،یا برای کسانی که از
ازدحام مراکز شهری گریزان اند،حاشیه شهرها جای مناسب تری است.امکان یافتن زمین
بزرگ تر و ارزان تر برای ساخت پارکینگ و باغ سازی در حاشیه شهرها به مراتب بیشتر
از مراکز شهری است.
ظرفیت هتل به کشش بازار توریسم بستگی دارد، تعداد اتاق
در یک هتل گاهی به چندین هزار می رسد، که در این صورت هتل خود مانند شهری است که
به خدمات متعدد دیگری از جمله دسترسی و حمل و نقل سریع نیاز خواهد داشت.
در طراحی هتل باید به طبقه بندی آن از نظر سطح و کیفیت
سرویس دهی در ارتباط با قدرت خرید مهمانان بالقوه آن توجه شود.هتلها امروز از یک
طبقه بندی ساده ۱ تا ۵ ستاره استفاده می کنند که ۱ ستاره ارزان ترین و ۵ ستاره
گران ترین هتلها است. با تبدیل کاخهای قدیمی هتلهای لوکس تری هم برای ثروتمندان
ساخته شده است. در مجهزترین هتلها علاوه بر فضاهای خصوصی(اتاقها، سویتها)،استخر
سرپوشیده با آب گرم و متناسب با فصل، سونا، جکوزی،سالنهای بدنسازی و ماساژ،
رستورانهای مجهز و گاهی گردان در بالاترین طبقه و همکف، سالنهای کنفرانس و تله
کنفرانس و اتاقهای ملاقات خصوصی، همچنین خدمات ارتباطی تلفن، تلویزیون، اینترنت،
آلارم، مینی بار در اتاقها و سرویس چای و قهوهف و یخچال در نظر گرفته می شود. سرو
غذا در اتاق در تمام ۲۴ ساعت
میسر است.هر چه سطح خدماتی و درجه هتل تنزل کند از این سرویس ها کاسته می شود. در
مسافرخانه توالتها عمومی می شوند و اتاقهای عمومی تا تخت خوابه ساخته می شوند که
مسافران الزاما” یکدیگر را نمی شناسند. مسافرخانه هایی در اطراف بازار تهران
تابستانها روی پشت بام خود را با تخت خوابهای تک نفره پر می کنند و مسافر شب خواب
که اصراری به خوابیدن در اتاق ندارد، از این تختها با قیمتی ارزان تر استفاده می
کند.
در فرودگاهها و روستاهای نزدیک فرودگاههای اروپاف برای
مسافران ترانزیت که باید زمان طولانی میان دو پرواز یا دو قطار را بگذرانند،
هتلهایی با خدمات محدودتر، به صورت ساعتی در اختیار مسافر قرار می دهند. خدمات
عمومی برای این مسافران در سالن ترانزیت فرودگاه وجود دارد. در ژاپن که زمین کم و
فضاها مینیاتور هستند، از دهه ۱۹۷۰ به این
سو نوعی هتلهای کپسولی موسوم به یوتل (yotel) ساخته شده است که فقط کابین کوچکی برای خوابیدن است و به
مسافرانی که از قطار باز می مانند اجاره داده می شود. معماری آنها شبیه قوطی
عطاریهای سابق در ایران است. فضاها به صورت تخت خوابهای سه طبقه ای سربازخانه ای
ساخته می شوند و تنها پرده ای آنها را از فضای اطراف جدا می کند.
اما در ایران ساخت و اداره هتلهای مدرن از اوایل قرن
حاظر متداول شد که گراند هتل در خیابان علاء الدوله (فردوسی کنونی) نمونه شناخته
شده ای از آنهاست. زنجیره هتلهای بین المللی مانند هتل هیلتون (استقلال کنونی) و
شراتون (هتل هما کنونی) از دهه ۱۳۴۰ به بعد در ایران ساخته شدند که دهه ۱۳۵۰ تا انقلاب اسلامی اوج رونق و فعالیت آنها بود، پس از انقلاب و با
وجود کاهش توریسم بین المللی در ایران، ساخت هتلهای چند ستاره در تهران و شهرهای
عمده گسترش یافت تا حدی که امروزه ظرفیت هتلها در شهرهای بزرگ بیش از حجم
ایرانگردی است و هتلها با کمبود مسافر روبه رو هستند.ساخت زنجیره هتلهای هما
همزمان با تربیت کادر هتلداری و خدماتی هتل صورت گرفت.تغییرات غیر ضروری در ساختار
اجزای هتلها ـ از جمله تغییر توالت فرنگی به ایرانی و حذف پی سوآر(pissoir) ـ به
کاهش کیفیت هتل از دید جهانگرد خارجی انجامید، این حرکت اکنون وارونه شده است.
استفاده از جاذبه های طبیعی و مصنوعی در هتل سازی رواج
دارد. سرمایه گذاران هوشمند با طرحهای ابتکاری جاذبه های طبیعی را مضاعف می کنند.
ساخت هتل در آب، میان یخها، در برف، در غارهای صخره ای( نمونه ترکیه) در سراسر
جهان باب شده است. هتل برج العرب دوبی روی یک جزیره مصنوعی و به شکل بادبان قایق
ساخته شده که یادآور فرهنگ این بخش از خلیج فارس است.
تخصیص
فضاهای هتل
برنامه توزیع فضا
جلوتر نمونه کاربرد آمار در یک هتل تیپیکال تجاری با ۱۰۰ اتاق، به عنوان راهنما ارائه شده است. اطلاعات و مشخصات کلی هتل را
نشان می دهد. در پی آن، اطلاعات مشخ تر مربوط به تخصیص فضاها آمده است. برآورد
اولیه ۵۹ درصد فضای مفید و ۴۱ درصد فضای غیر مفید را نشان می دهد که نسبت به آنچه عملا” وجود دارد
مناسب تر است.
در مرحله اولیه طراحی، ممکن است تصمیم بر این باشد که ۱۵۰۰ فوت مربع به کافی شاپ اختصاص یابد که باعث حذف
اتاق غذا خوری اصلی و کاهش متراژ آشپزخانه اصلی به حدود ۲۵۰ فوت مربع می شود. تالار ضیافت با سه اتاق جانبی آن ممکن است حذف شود
یا در صورت اطمینان از وجود تقاضا، در زیرزمین قرار گیرد. رختشویخانه احتمالا” حذف
می شود، گرچه در برنامه پیش بینی شده است.
از نظر کارآیی، بهتر است تقزیبا” همه بخشها در طبقه
همکف باشند. گرچه برای برابر شدن تقریبی همکف و زیرزمین، بخشهای B برای
زیرزمین در نظر گرفته شده اند.
بنابراین همکف با احتساب ۵۰۰ فوت مربع برای پلکان و آسانسورها و با حذف کافی شاپ ۸۰۰ فوت مربعی و کاهش ۲۵۰ فوت
مربع از آشپزخانه اصلی، به ۱۰۵۹۰ فوت
مربع بالغ می شود. این رقم در مقایسه با تخمین اولیه ۱۰ هزار فوت مربع برای همکف رضایت بخش است.
زیرزمین شامل تالار ضیافت، با حذف رختشویخانه و اختصاص ۲۵۰ فوت مربع به راهروها، جمعا” به ۱۰۴۴۰ فوت مربع مساحت می رسد که تقریبا” با همکف برابر است.
هر طبقه ۱۷ اتاق مهمان دارد و به اضافه ۲ پلکان،شفت آسانسور و رختکن خدمتکارها که معادل ۳ اتاق است، در مجموع فضایی به اندازه ۲۰ اتاق می خواهد. با در نظر گرفتن ۱۰ اتاق در هر طرف راهرو با عرض فرضی تقریبا” ۱۲ فوت،طول هر طبقه در مجموع حدود ۱۲۰ فوت می شود. عرض هر طبقه هم معمولا” ۵۰ فوت است و در نتیجه، مساحت هر طبقه ۶ هزار فوت مربع می شود که برآورد قبلی با عنوان «اطلاعات کلی» آن را
تایید می کند. تقسیم فضاها به اختصار به ترتیب زیر است.
تقسیم فضاها
۶ طبقه تیپیکال مهمان،هر کدام ۶ هزار فوت مربع ۳۶ هزار
فوت مربع
طبقه همکف،۱۰۵۹۰ فوت مربع ۱۰۵۰۰ فوت
مربع
زیرزمین،۱۰۴۴۰ فوت مربع ۱۰۵۰۰ فوت
مربع
جمع کل تقریبی زیربنا ۵۷ هزار فوت مربع
شامل:
ـ فضاهای اتاقها
ـ فضاهای عمومی شامل: سرسرا، فضاهای سرو غذا و نوشیدنی،
فضای ملاقات
ـ فضای پشتی شامل: آشپزخانه، رختشویخانه و فضای سرویس
سطوح زیربنا در سه بخش مشخص شده اند: زیرزمین(B)،همکف(G) و
طبقات اتاقهای مهمان(T).
طبقات مهمان
هدف طراحی کارآمد: حداکثر فضا برای اتاقهای مهمان
برای حداکثر سوددهی، تیم طراحی باید درصد سطوح زیربنای
طبقات مهمان را به حداکثر و فضای سیرکولاسیون و خدماتی(محوطه آسانسور،انبار ملافه
ها، شوتهای زباله و قسمت دستگاههای فروش ماشینی نوشیدنی و تنقلات) را به حداقل برساند.
مسائل زیبایی شناختی را نمی توان نادیده گرفت. اما مقایسه ساده ای میان
آلترناتیوهای مختلف با درصد فضاهای اختصاص یافته به اتاقهای درآمدزای مهمان، اغلب
می تواند به انتخاب راه حلاهای پر درآمدتر بیانجامد.
تحلیل موارد مختلف هتلهای بلند مرتبه نشان می دهد که
شکل ظاهری برخی از آنها کاراتر است. انتخاب یک شکل در مقایسه با شکل دیگر می تواند
به معنای ۲۰ درصد صرفه جویی در فضای کلی اتاقهای مهمان و حدود
۱۵ درصد در کل ساختمان باشد.به عنوان مثال، در سه
نوع نقشه هتل ـ با دو ردیف اتاق در هر طبقه، برجهای چهارگوش و آتریوم ـ با اتاقهای
یک اندازه، مساحت هر اتاق می تواند از ۴۶۰ تا ۵۷۵ فوت مربع متغیر باشد.
مطالعات همچنین نشان می دهد که تصمیمات کوچک بعدی هم بر
کارایی گروه بندی نقشه های استاندارد اتاقهای مهمانف سیرکولاسیون یک یا دو ردیفه،
دسته بندی آسانسورهای عمومی و خدماتی و دسترسیهای مناسب به اتاقهای انتهایی یا در
گوشه(که مشکل ترین مساله طراحی است) تاثیر می گذارد.از آنجایی که اتاقهای مهمان
بخش عمده هتل را تشکیل می دهند، طراح باید معیارهای کمی را برای طراحی کارآمد آنها
در نظر بگیرد.
کارایی نسبی طبقات مهمان را می توان مستقیما” با محاسبه
درصد کل زیربنای تخصیص یافته به اتاقهای مهمان سنجید که از کمتر از ۶۰ درصد در نقشه غیر کارای آتریوم تا بیش از ۷۵ درصد در نقشههایی با دو ردیف اتاق بسیار فشرده در هر طبقه متغیر
است.بی تردید هرچه این درصد بیشتر باشد انتخابهای بیشتری برای سازنده و معمار
فراهم می شود، مثلا” اتاقهای مهمان اضافی و اتاقهای بزرگتر با سرمایه یکسان می
تواند ساخته شود؛ یا کیفیت مبلمان و سیستمهای خاص ساختمانی بهتر شود؛ یا سایر
فضاهای عملکردی هتل بزرگتر شود؛ یا کل هزینه پروژه و ساخت به طور قابل ملاحظه ای
کاهش یابد.
بخشهای بعدی شامل توضیحاتی درباره اشکال اصلی اتاقهای
مهمان و تصمیماتی است که بیشترین تاثیر را درطراحی نقشه های مقرون به صرفه برای
اتاقهای مهمان دارند. این تصمیمات در برخی نقشه ها شامل تعداد اتاقها در هر طبقه و
در بعضی دیگر مثلا” محل قرار گیری حفره آسانسور است، در حالیکه در برخی موارد، شکل
ساختمان مهمترین موضوع است و در مجموع، کاراترین اشکال آنهایی اند که حداقل فضای
سیرکولاسیون را دارند،یعنی سازه هایی با دو ردیف اتاق در راهروی هر طبقه یا
برجهایی با هسته مرکزی فشرده.
طراحی
طبقات
ـ طرح به گونه ای سازماندهی شود که اتاقهای مهمان حداقل
۷۰ درصد از زیربنای ناخالص طبقات را به خود اختصاص
دهد.
ـ آسانسورها و پلکانها به جای دیوار خارجی در فضای
داخلی قرار گیرند.
ـ نقشه راهرو با هدف تسهیل حرکت مهمانان تهیه شود.
ـ سرسرای آسانسور در بخش میانی سازه قرار گیرد.
ـ ماشینهای عرضه یخ و نوشیدنی های خنک نزدیک آسانسورهای
عمومی قرار گیرند.
ـ آسانسور خدماتی، انبار ملافه ها و شوتهای زباله در
قسمت مرکزی قرار گیرند.
ـ پهنای راهرو حداقل ۵ فوت باشد،۵ فوت و ۶ اینچ مناسب تر است.
ـ فاصله اتاق مهمان تا پله های فرار حداکثر ۱۵۰ فوت(اگر به طور کامل از سیستم آب پاش استفاده می شود) یا براساس
مقررات محلی باشد.
ـ اتاق مهمان برای صرفه جویی در لوله کشی به صورت پشت
در پشت باشد.
ـ اتاقهای مهمانان معلول در طبقات پایینی و نزدیک
آسانسورها قرار گیرد.
طراحی اتاقهای مهمان که اغلب سه چهارم از کل هتل یا
بیشتر است، عامل مهمی در کارایی همه پروژه ها است.
اهداف طراحی که به معمار کمک می کند موفقیت نسبی هر
ایده طراحی معین را ارزیابی کند، شامل مفاد فهرستهای کنترل هم می شود.
کف(دال،slab )
شکل مربوط به کف(تصویر۱)شامل طرحهایی است که عمدتا” افقی اند و راهروهایی با یک یا دو ردیف
اتاق در هر طبقه دارند.متغیرهای طراحی کم اند و عمدتا” مربوط به شکل(مستقیم یا L
شکل)،طراحی هسته و محل قرارگیری پلکانهای فرار هستند.معمار باید به موارد زیر توجه
کند:
ـ بارگذاری در راهرو: با توجه به شرایط سایت،آیا اتاقها
در راهروهایی با یک ردیف اتاق در یک طرف، حداکثر دید را دارند یا در وضعیتهای
دیگر؟
ـ شکل: کدام شکل به خصوص(مستقیم،کج،L،پیچ و
خم دار،حیاط یا اشکال دیگر) بهترین دید را دارد؟
ـ محل قرارگیری هسته: آیا هسته های عمومی و خدماتی باید
یکی باشند یا جدا،و در کجای برج قرار گیرند؟
ـ طراحی هسته: بهترین راه سازماندهی آسانسورهای عمومی و
خدماتی، انبار ملافه ها،شوتها و محل استقرار دستگاههای فروش ماشینی چیست؟
ـ محل قرارگیری پلکان: پلکانهای فرار کجا باید قرار
گیرند؟
بالاترین میزان کارایی نقشه کف در اساس منوط به دو
ردیفه بودن اتاقها در راهروهاست. طرحهایی با یک ردیف اتاق برای تعداد اتاق یکسان، ۴ تا ۶ درصد بیشتر زیربنا نیاز دارند. مثلا” فقط وقتی
عوامل خارجی، مثل سایتی با ابعاد باریک یا یک منظره فوقالعاده ایجاب می کند،
راهروهایی با یک ردیف اتاق باید مدنظر قرار گیرند.
اگرچه در طراحی کف، نقشه هایی با دو ردیف اتاق در هر
طبقه کارآمدترین اند، معماران با تجربه در هتل سازی و کارکنان شرکتهای مدیریتی هتل
شیوه هایی برای تراکم بیشتر نقشه ها پیدا کرده اند.
شکلهایی که حفره های آسانسور و خدمات را در گوشه های
داخلی قرار می دهند امتیازاتی چند دارند. آنها تا حد کمی از زیربنای سطوح، غیر از
اتاقهای مهمان، و تا حد زیادی از حجم هندسی ساختان می کاهند و امکانات معماری جالب
تری را فراهم می کنند. به عنوان مثال طرحهایی با «کف روی هم لغزیده» با صرفه تر
است، زیرا در آنها هسته های عمومی و خدماتی یکی می شوند و در ضمن،هیچکدام از
اتاقهای مهمان از محیط هندسی ساختمان بیرون نمی مانند. شکل «خم دار» که در زاویه
ها انحنا می یابد، سرسراهای آسانسور جذاب و زیربناهای خدماتی متراکم را به وجود می
آورد و راهروهای بلند را خرد می کند.
طراحی هسته به دلیل نیاز به اتصال آسانسورهای خدماتی به
بخش خانه داری و دیگر فضاهای پشتی مشکل است و اغلب وجود دو فضای پشتیبانی جدا و با
فاصله از هم را ضروری می کند، با این حال در بسیاری از هتلها آنها در یک فضا قرار
می گیرند.
یک هدف مشترک عبارت است از استقرار آسانسور در بخش
میانی کف تا از فاصله راه رفتن بکاهد. به جای ادغام سیرکولاسیون عمودی در بدنه
برج، طراح ممکن است هسته را به انتهای ردیف اتاقها اضافه یا از نمای اصلی دور کند.
جانمایی عملی هسته عامل تعیین کننده دیگری در کارایی
طرحهای تیپیکال(نمونه وار) است. در اغلب نقشه های کف، هسته های عمودی به فضایی
معادل ۲ تا ۴ دهانه
سازه ای نیاز دارد.
معمولا” مساحت می تواند به حداقل برسد.اگر بخشهای
خدماتی به جای آنکه کنار آسانسورهای عمومی قرار گیرند پشت آنها قرار گیرند، قطعا”
تعداد کمتری از دهانه های مربوط به اتاق های مهمان جابه جا می شود . بی تردید وقتی
هسته کمترین تعداد اتاق مهمان را جابجا کند، کارایی طرح بیشتر می شود .
اما جای تعجب دارد که اغلب درجانمایی های کارآمدتر، یک
سرسرای آسانسور مجزا هم دیده می شود که ضمن ایجاد یک فضای ورودی جذاب و کم کردن
سروصدا وازدحام منتظران آسانسور که از اتاق های مهمان بیرون می آیند،اغلب اتاقهای
کج و کوله کمتری دارند و در خیلی از مقررات ساختمانی الزامی اند. بنابراین، کارایی
در جانمایی و ادغام موفقیت آمیز آسانسورهای عمومی، آسانسورهای خدماتی، انبار ملافه
ها،شوتهای زباله ها و محل استقرار ماشینهای فروش نوشیدنی و تنقلات در یک هسته
عمودی متراکم می انجامد.
معمول ترین محل استقرار پلکانهای فرار دو انتهای
راهرو،به مثابه بخشی از هسته های آسانسور یا در محدوده حمام بعضی اتاق هاست،که
متراژ ابعاد اتاقها را کاهش می دهد. در نتیجه این اتاقها به طراحی دقیقی نیاز
دارند یا با اتاقهای دیگر ترکیب می شوند تا به شکل یک سوئیت درآیند.ترکیب پلکانها
با یک یا دو حفره آسانسور نسبت به زمانی که آنها در انتهای ساختمان باشند،به طرح
کلی کارآمد تری می انجامد.
یکی از عوامل محدود کننده تعداد اتاقها در طبقه
مهمان،مفاد مقررات معمول ساختمانی است، مثلا”
اینکه فاصله بین خروجی پلکانها نباید بیشتر از ۱۵۰ فوت باشد. بنابراین، هدف از تکرار در طبقات اتاقهای مهمان این است
که به پلکان فرار سوم نیاز نباشد. معماران با تجربه هتلها برای افزایش مساحت کف،
اضافه کردن اتاقها، و بازی با پلکانها و راهروها برای افزایش کارایی کلی ساختمان
تکنیکهایی را یافته و تکمیل کرده اند.
نقشه های ساختمانی بلند مرتبه
دومین گروه اصلی نقشه های طبقات اتاقهای مهمان، برجهای
عمودی است، که معمولا” با یک هسته مرکزی محصور در میان راهروها و اتاقهای مهمان
سازماندهی می شوند. معماری نمای خارجی برج هم بسته به شکلهای هندسی نقشه ها: مربع،
ضربدری، دایره ای یا مثلث بسیار متفاوت می شوند. ملاحظات طراحی برجها حاوی مسائل
مشابهی برای طراحی هستند:
ـ تعداد اتاقها: چند اتاق مهمان در یک جانمایی خاص، از
نظر اقتصادی به صرفه است؟
ـ شکل: کدام شکل کاراتر است و اجازه می دهد ترکیبی
متنوع از اتاقها داشته باشیم؟
ـ راهرو: دسترسی راهرو به اتاقهای گوشه ای چگونه میسر
می شود؟
ـ جانمایی هسته: آسانسورها، انبارها و پلکانها چگونه
سازمان یافته اند،با حداقل فاصله میان پلکانها؟
برخلاف دیگر اشکال، انتخاب برج محدودیتهای خاصی در
تعداد اتاقهای هر طبقه به وجود می آورد.
در اغلب موارد،برجها بر حسب ابعاد اتاق مهمان، تعداد
طبقات و اندازه هسته بین ۱۶ تا ۲۴ اتاق دارند. با ۱۶ اتاق،
هسته فقط برای ۲ یا ۳
آسانسور، پلکانهای فرار و حداقل فضای انباری جا دارد. از طرف دیگر، با بیش از ۲۴ اتاق، محیط هندسی جاداری پدید می آید و فضای زیاد هسته مرکزی از
میزان کارایی می کاهد.
در اغلب اشکال ساختمانی، کارایی با افزودن اتاق در هر
طبقه، از طریق کمی بزرگتر کردن هسته و سرویسها افزایش می یابد. در مورد برجها عکس
این مورد صحیح است.بررسی تعداد زیادی از نمونه های موجود نشان می دهد که هرچه
تعداد اتاقهای هر طبقه کمتر باشد، جانمایی کاراتر است، زیرا هسته الزاما” خیلی
فشره می شود و در نتیجه، مساحت راهروها به حداقل کاهش می یابد. طرحهای ناکارا اغلب
در نتیجه افزودن تعداد اتاق و امتداد راهروهای یک طرفه به همه گوشه های ساختمان به
وجود می آید.
شکل برج تاثیر مستقیمی بر ظاهر سازه و مقیاس پذیرفته
شده آن دارد. همچنین کارایی طرح به دلیل ویژگی مهم دسترسی راهروها به اتاقهای گوشه
در برجهای مستطیل شکل و به دلیل اتاقهای سه گوش و حمامهای مهمان در برجهای دایره
ای ارتباط مستقیمی با شکل دارد. این نقشه ها که سیرکولاسیون را به حداقل می رسانند
و در ضمن اتاقهای گوشه غیر متعارفی به وجود می آورند، بهترین طرح معماری و طراحی
داخلی را دارند.
در برجهای استوانه ای، میزان کارایی به جانمایی اتاقها
و طراحی هسته بستگی دارد. معمولا” محیط هندسی اتاقهای سه گوش مهمان حدود ۱۶ فوت است، در صورتی که ابعاد راهرو ممکن است کمتر از ۸ فوت باشد. بنابراین، مهارت طراح را برای طراحی حمام، رختکن ورودی و
کمد دیواری به چالش می کشد.
اگرچه طراحی هسته در در برجهای مستطیل شکل و همچنین در
برجهای دایره ای نسبت به تنظیم اتاقهای مهمان اهمیت کمتری دارد، ولی مسائل مشخصی
باید حل شوند. معمولا” هسته در مرکز قرار می گیرد و عناصر عمودی، به شکل متراکمی
گروه بندب می شوند. در هتلهای کوچکی که هر طبقه فقط ۱۶ اتاق دارد، معمولا” سرسرای جداگانه آسانسور در نظر گرفته نمی
شود(گرچه در اغلب مقررات ساختمانی الزامی است) و مهمانهای اتاقهای روبه روی
آسانسورها باید سروصدای افراد منتظر آسانسور را تحمل کنند.
در هتلهای بزرگتر که هر طبقه ۲۴ اتاق دارد، ترتیب قرارگیری نادرست اتاقهای مهمان اغلب هسته های
مرکزی بیش از حد بزرگی به وجود می آورد و فضای راهرو ممکن است بزرگ تر از حد مورد
نیاز آسانسورها، پلکانها و فضاهای خدمات شود.بعضی هتلها برای توجیه فضای
زائد،«سرسراهای هوایی» یا اتاق کنفرانس به هر طبقه اضافه می کنند.متاسفانه این راه
حلها فقط نشان دهنده ایده طراحی نامناسب طبقات اتاقهای مهمان است. طراحی کارامد
برجها نیازمند طراحی همزمان هسته و اتاقهای مهمان اطراف آن و فشرده کردن هردو، تا
حد امکان است.
طرحهای دارای آتریوم
سومین گروه طرحهای آتریوم دار است که در سال ۱۹۶۷ جان پورتمن معمار برای هتلی در آتلانتا دوباره آن
را مطرح کرد.آتریوم در گذشته در هتلهای دنور براون پالاس و سانفرانسیسکو پالاس
استفاده شده بود. در شکل اصلی آتریوم، اتاقهای مهمان در یک طرف راهرویی قرار می
گیرند که شبیه به بالکنهای باز در بالای فضای سرسرا هستند. در اینجا معمار باید به
نکات زیر توجه کند:
ـ چه شکلی باید برای اتاقهای مهمان باید استفاده شود؟
ـ ترتیب قرارگیری آسنسورهای مهمان استاندارد چگونه باید
باشد؟
ـ هسته خدمات و پلکانها کجا باید قرار گیرند؟
علاوه بر سرسرای باز، مشخصه دیگر ساختمانهای آتریوم دار
نقشه طبقات اتاقهای مهمان است. در حالیکه در نمونه اصلی یک نقشه مربعی با
آسانسورهای شیشه ای است که مسافران در حین حرکت آسانسور، منظره فعالیتهای سرسرا را
که مرتبا” تغییر می کند، می بینند، ولی آتریومهای جدید به دلیل محدودیتهای سایت،
اشکال نامنظمی پیدا می کنند. شکل و شمایل خاص دادن به ساختمان، تصویری یگانه از
هتل می سازد که هدف اولیه اغلب سازندگان و معمارانی است که شکل اتریوم را انتخاب
می کنند، در عین حال که می دانند این نوع نقشه و قرار گرفتن اتاقها در یک طرف از
راهروها حداقل کارایی را دارند.
در واقع همه هتلهای آتریوم دار آسانسورهای شیشه ای
دارند که هم سرسرا را می توان دید و هم تحرکی در فضا پدید می آورد. اغلب، اینها
روی یک پل یا سکوی الحاقی قرار می گیرند و بدین ترتیب حجم سیرکولاسیون در هر طبقه
را افزایش می دهند. در بعضی موارد، آسانسورهای شیشه ای در مقابل آسانسورهای معمولی
قرار می گیرند که دو تجربه کاملا” متفاوت اند.
آسانسورهای خدماتی و فضاهای پشتیبانی خانه داری و پله
های خروج معمولا” در دو انتهای جناحها قرار می گیرند و تاثیر زیادی روی کارایی
نقشه های هتل ندارند. با توجه به امکان پذیر نبودن تحقق ۶۰ درصد فضای مفید اتاقهای مهمان، معماران همواره در پی به دست آوردن
اعتبار برای خود از طریق استفاده از آتریوم و در عین حال افزایش کارایی بوده
اند.تکنیکی که در چند مورد موفق بوده، ترکیب فضای آتریوم با جناحهایی با دو ردیف
اتاق بوده است. این تکنیک به طرزی موثر هیجان معمار را برای طراحی ساختمانی با
آتریوم، در مقیاس کوچک تر و شخصی تر برای معمار، با امتیازات کارایی نقشه هایی با
دو ردیف ترکیب می کند.
اطلاعات کامل در مورد هتل ها و انواع آنها
آنچه در این مقاله میخوانید:متل Motel /هتل پانسیون Hotel Pension /ریزورت هتل Resort Hotel /هتل آپارتمان Apartment Hotel /انواع هتلها بر حسب ستاره /هتل های ۲ ستاره /هتل های ۳ ستاره /هتل های ۴ ستاره /هتل های ۵ ستاره /انواع اتاق های موجود در هتلها /اتاق یک نفره /اتاق دو نفره /اتاق سه نفره /سوئیت Suite /آپارتمان Apartment /استودیو Studio /کانکتد روم /onnected Room /کابانا Cabana /فیستا سوئیت Fiesta Suite /انواع تخت در هتل /اکسترا بد /xtra Bed / تختخواب تاشو /تختخواب بچه /انواع سرویس در هتل ها /اصطلاحات مربوط به سن مسافر
متل Motel
متل تلفیقی است از دو واژه Motor و Hotel و اساساً ماهیت بین راهی داشته و معمولاً خارج از شهرها قراردارد . در تعریف متل می توان گفت که هتلی است که در آن مسافران می توانند با خودروی شخصی وارد شده و حتی خودرو را مقابل درب اتاق خود پارک نمایند . یکی از مشخصه های اصلی متل ها عدم وجود لابی در آنهاست چرا که میهمانان به مجرد وارد شدن به متل بدون نیاز به پیاده شدن کلید اتاق خود را از رسپشن دریافت نموده و مستقیماً به سمت اتاق خود رانندگی می نمایند .
هتل پانسیون Hotel Pension
درشهرواقع شده و تعدادی اتاق ، سالن غذاخوری ـ به اندازه ای که بتواند غذای ساکنان اتاقها را تأمین نماید ـ کتابخانه و سالن مطالعه و اتاق تلویزیون درآن پیش بینی وآماده شده است. پانسیون معمولاً اتاق را به صورت ماهانه و یا سالانه اجاره داده و مشتریان دیگری را از خارج هتل برای صرف غذا نمی پذیرد . بر همین اساس معمولاً سالن غذاخوری پانسیون فقط به اندازه احتیاج اتاق ها در نظرگرفته می شود . درپانسیون ها مقرارت خاصی وجود دارد و مسافران می بایست در ساعات معیّنی برای صرف صبحانه ، نهار و شام سرمیزحاضرشوند وتا ساعت مشخصی نیز درب ورودی پانسیون باز است.
ریزورت هتل Resort Hotel
به هتل هایی اطلاق می شود که معمولاً نزدیک چشمه های مواد معدنی و یا ساحل قرار دارند. (هتل های مخصوص استراحت )
هتل آپارتمان Apartment Hotel
هتل مکانى است براى اقامت تا در آن از مسافر پذیرایى شود. حال اگر امکان پذیرایى در هتل کاهش یابد ، هتل آپارتمان شکل می گیرد . در هتل آپارتمان ها وسایل آشپزى وجود دارد و نیازى به رستوران احساس نمى شود . اقامت در هتل آپارتمان بسیار شبیه به اجاره آپارتمان است با این تفاوت که قرارداد اجاره ای وجود ندارد و مسافر هر وقت بخواهد می تواند با هتل تسویه حساب نموده و آنجا را ترک نماید . بر خلاف هتل ها که دارای شرایط سختی هستند هتل آپارتمانها دارای انعطاف پذیری بالائی بوده و انواع بسیار متفاوتی دارند . معمولاً شبیه هتل ها ساخته می شوندو دارای تعداد زیادی آپارتمان می باشند . دوره اقامت در آنها بسیار متفاوت بوده و از چند روز تا چند ماه متغیر است .معمولاً قیمت آنها از هتل های هم ردیف پایین تر است مسافرینی که در آن اقامت می گزینند آنرا به مثابه خانه خود انگاشته که موقتاً از محل اصلی زندگی آنها به دور است . بنابراین هرآنچه که در خانه فراهم است ممکن است در هتل آپارتمان نیز فراهم باشد .
انواع هتلها بر حسب ستاره
هتل های ۲ ستاره :
تمیزی و راحتی و دکوراسیون منظم و هماهنگ از الزامات این هتل ها می باشد . ارائه رتبه دو ستاره مستلزم داشتن بعضی و نه همه موارد زیر می باشد:
خانه داری بسیار خوب ، دکوراسیون جذاب و وجود تلویزیون رنگی در تمام اتاقها ، مبلمان با کیفیت، دارای رستوران با قابلیت ارایه سرویس در هر وعده غذایی ، استخر شنا ، خدمات رسانی به اتاق ها ، ورودی هتل با ظرفیت مناسب ، تخت هایی با اندازه معمولی و بزرگتر ، سرویس حمام خوب و زیبا ، قفسه های کافی ، امکانات تفریحی ، حوله و صابون با کیفیت بالا ، پرسنل آموزش دیده و لاندری و روم سرویس .
هتل های ۳ ستاره :
در هتل سه ستاره خدمات به طور کامل ارایه می گردد و به طور شایسته مدیریت می شود ، این نوع هتل ها دارای چشم انداز زیبا و امکانات گسترده اند . ارائه رتبه سه ستاره مستلزم داشتن بعضی و نه همه موارد زیر می باشد :
نظافت و خانه داری و نگهداری عالی ، هال ورودی بزرگ با طراحی جذاب ، فضای پذیرش فعال ۲۴ ساعته ، اتاق های بزرگ و راحت ، بدون سر و صدا با نور کافی و فضای نشیمن با دکوراسیون جذاب و گاهی نقاشی روی دیوار، مبلمان با کیفیت بالا ، سیستم مرکزی تهویه هوا و سیستم حرارتی ، اتاق های مفروش شده با کیفیت بالا و دارای تشک های عالی ، ترموستات کنترل درجه دما ، سرویس حمام زیبا که بعضی از آنها دارای وسایل آرایشی ، صابون وحوله با کیفیت عالی است ، دارای سوئیت اتاق لوکس ، محدوده زمانی گسترده جهت سرویس دهی به اتاق ها ، وجود دو دستگاه تلفن در اتاق یکی کنار تخت و دیگری در حمام یا روی میز ، استخر شنا در محوطه ساختمان یا نزدیک آن ، خدمات بیدار کردن ، وجود بیش از یک رستوران با غذای عالی ، امکانات تفریحی برای میهمان از قبیل سونا ، گلف و . . . ارایه خدمات ویژشه از قبیل اتاق ملاقات ، پارک اتومبیل توسط مستخدم .
هتل های ۴ ستاره :
این هتلها نه تنها باید کلیه خدمات لازم را ارائه دهند بلکه باید از خود هویتی داشته باشند . تأمین راحتی و آسودگی میهمانان هدف اصلی کارکنان می باشد ، آنها آموزش دیده، کارآمد و آگاه و مؤدب می باشند این نوع هتل ها دارای امکانات متنوعی هستند . ارائه رتبه چهار ستاره مستلزم داشتن بعضی و نه همه موارد زیر می باشد :
خانه داری و نگهداری فوق العاده از هتل ، اتاق و فضای سبز ، طراحی ساختمان بصورت خاص و جالب ، هال ورودی لوکس، مبلمان بسیار خوب ، فضاهای عمومی ، آثار هنری ، کیفیت بالای فرش و گل تازه ، چشم انداز محیط طبیعی و فوق العاده ، فضای مناسب و دکوراسیون جذاب برای پذیرش ، رزوراسیون بسیار سریع و کارآمد ، کارکنان متعهد با یونیفرم ، وجود دربان ، مدیریت متخصص ، تجهیزات عالی رستوران و غذاهای متنوع ، خدمات رسانی عالی به اتاقها ، وجود اتاقهای بزرگ با نور کافی و مبل مناسب و زیبا ، دارای تلویزیون و دکوراسیون عالی و تزئین شده با کارهای هنری ، دو تلفن یکی در کنار تخت و دیگری روی میز ، دارای تشک راحت و پتوی اضافه و تخت های بزرگ و معمولی، سرویس دهی بصورت دو مرتبه در روز به اتاق ها ، حمام بسیار تمیز با صابون وسایل آرایش و حوله ، جعبه کمک های اولیه ، آیینه مناسب جهت اصلاح و آرایش، سیستم خشک کن دست ، در اختیار قرار دادن لباسهای راحت به میهمانان ، سیستم روشنایی هوشمند در حمام و اتاق خواب و سایر امکانات مثل حمل و نقل ، روزنامه رایگان و …
هتل های ۵ ستاره:
این نوع هتل ها در ردیف اول قرار دارند . قوانین واستاندارد مربوط به هتل پنج ستاره و کیفیت آن همواره باید ثابت نگه داشته بشود . ارائه رتبه پنج ستاره مستلزم داشتن بعضی و نه همه موارد زیر می باشد :
معماری و دکوراسیون زیبا و منحصر به فرد ، نگه داری و خانه داری منحصر به فرد و مستمر ، دارای بیش از ۱۰۰ اتاق ، هال ورودی ، اتاق مهمان ، فضای عمومی تزئین شده با کارهای هنری ، مفروش شده با کیفیت بالا ، لابی بسیار زیبا ، دفتر پذیرش بسیار منظم در فضای کافی و آرام ، دارای نگهبان و سرویس ۲۴ ساعته ، پرسنل آموزش دیده و متعهد ، تزئین اتاقها با استفاده از اشیاء عتیقه ، دارای ۳ تلفن ( کنار تخت ، روی میز و داخل حمام ) ، تمیز کردن اتاق بصورت دو مرتبه در روز ، سرویس حمام زیبا و مدرن ، دارای رستوران عالی و غذاهای متنوع و سرویس غذا دهی ، امکانات رستوران جذاب ، سرویس حمل و نقل ، مغازه و فروشگاه پوشاک ، یخچال در داخل اتاقها با انواع نوشیدنی .
کارکنان در هتل ۵ ستاره : بسیار مرتب و یونیفرم پوشیده با لباسهای شیک ، مؤدب وآگاه و کارآمد و روابط عمومی خوب ، نسبت به رفع نیازهای مهمانان متعهد هستند و بسیارعالی سرویس می دهند . دارای مدیر حرفه ای و متخصص ، سازگاری و هماهنگی سرویس ها ، تداوم نگهدارى وخانه داری بی عیب و نقص اجزاء اصلی و اساسی برای حفظ درجه ۵ ستاره می باشند .
نکته مهم : نکته مهم درباره ستاره هتل ها و هتل آپارتمان ها اینست که « هتل ها را از یک تا ۵ ستاره طبقه بندی می نمایند در حالی که مهمانپذیر ها، مهمانسراها و هتل آپارتمان ها را از یک تا ۳ ستاره طبقه بندی می نمایند . به تعبیرى دیگر هتل آپارتمان ۳ ستاره با هتل ۵ ستاره برابرى مى کند و این دو نوع از مراکز اقامتى از نظر کیفیت و خدمات دهى در گروه خودشان بهترین هستند.»
انواع هتل
|
هتل تجارتى |
Commercial Hotel |
|
هتل حومه شهر |
Sub-urban Hotel |
|
هتل شهرى |
Urban Hotel |
|
هتل با فضاى بازمیانى |
Atrium Hotel |
|
هتل بزرگ |
Meca Hotel |
|
هتل گرد همایى |
Convention Hotel |
|
هتل فرودگاه |
Air port Hotel |
|
هتل مسکونى براى مهمانانى که اقامت طولانى دارند |
Lodging Type Hotel |
|
هتل بازیهاى شبانه |
Night Clup Hotel |
|
هتل سوپر لوکس |
Super Lux Hotel |
|
هتل تمام سوئیت |
Suite Hotel |
|
هتل باسوئیت هاى یک طبقه هاى پراکنده |
BungalowSuite Hotel |
|
متل بین راهى |
Motel |
|
متل متوسط میان راه |
Motor inn |
|
هتل ارزان قیمت |
Budget inn |
|
هتل تفریحى |
Resort Hotel |
|
هتل آپارتمان |
Apartment Hotel |
|
هتل مالکیت زمانى مشترک |
Time Sharing Hotel |
|
هتل مالکیت مشترک |
Condominium Hotel |
|
پانسیون |
Boarding House |
|
مهمانسرا |
Guest House |
|
مسافر خانه، استراحتگاه |
Hostel |
|
خوابگاه |
Dormitory |
|
هتل کازینو |
Hotel Cazino |
انواع اتاق های موجود در هتلها
|
سوئیت اداری |
Office Suite |
|
سوئیت کنفرانس |
Conference Suite (cs) |
|
سوئیت کوچک |
Mini Suite |
|
سوئیت معمولی |
Junior Suite |
|
سوئیت دو لوکس |
Deluxe Suite |
|
سوئیت دوبلکس |
Doublex Suite |
|
سوئیت مسافرین مهم |
Vip Suite |
|
سوئت مجلل |
Imperial Suite |
|
سوئت محصور |
Pent house Suite |
|
سوئت ماه عسل |
Fiesta Suite |
|
سوئیت ماه عسل (برای اقامت ) |
Dolcevita Suite |
|
سوئیت یک نفره |
Single Suite |
|
کابانا |
Cabana |
|
استودیو |
Studio |
|
آپارتمان |
Apartement |
|
بنگلو |
Bungalow |
|
اتاق های دور |
Remote Function |
|
اتاق های تو در تو |
Connected Room |
|
اتاق با بالکن |
Balcony Room |
|
اتاق با استخر خصوصی |
Room With Private Pool |
|
اتاق ضیافت |
Banquet Room |
|
اتاق خانواده |
Family Room |
|
واحد های فامیلی |
Family Units |
|
اتاق معمولی با حمام |
Room With Bath |
|
اتاق با چشم انداز جنگل |
Woods View Room |
|
اتاق معمولی بدون حمام |
Room Without Bath |
|
اتاق نشیمن یا سالن پذیرایی |
Parlor |
اتاق یک نفره : اتاق یک نفره که سینگل نامیده می شود . دارای یک تخت می باشد و اختصاراً با علامت SGL نشان داده می شود .
اتاق دو نفره : اتاق دو نفره که دبل یا توئین نامیده می شود . دبل یعنی اتاقی که یک تخت دو نفره به هم چسبیده دارد و توئین اتاقی است که دو تخت مجزا دارد و اختصاراً با علامت DBL نشان داده می شود .
اتاق سه نفره :اتاق سه نفره که تریپل نامیده می شود . دارای ۳ تخت تک نفره و یا یک تخت تک نفره و یک تخت دونفره به هم چسبیده می باشد و اختصاراً با علامت TPL نشان داده می شود .
سوئیت Suite: به اتاقی گفته می شود که قسمت جلوی آن مختص پذیرایی و پشت آن اتاق خواب قرار گرفته است ، در بعضی از هتل ها قسمت پذیرایی در پایین و چند پله بالاتر اتاق خواب و حمام قرار دارد ( دوبلکس ) البته می توان در سوئیت یک آشپزخانه کوچک نیز دایر نمود .
آپارتمان Apartment :عبارت است ازیک هال و پذیرایی با یک ، دو و یا سه اتاق خواب که هر کدام دارای دو تخت است . در صورتی که دواتاقه باشد، معمولاً یک اتاق ( دبل ) یک تخت دو نفره و اتاق دیگر توئین، دو تخت یک نفره خواهد داشت .هر آپارتمان یک حمام مشترک دارد و یک آشپزخانه کوچک.معمولاً در قسمت پذیرایی به تعدادکافی صندلی یا مبل راحتی وجود دارد.
استودیو Studio : به اتاقهایی گفته می شود که در بدو ورود به شکل اتاق پذیرایی دیده می شود ولی در صورتی که مبلها یا کاناپه ها را به صورت تختخواب در آورند حکم اتاق خواب را خواهد یافت، از این رو روزها اتاق پذیرایی و شبها اتاق خواب است .البته کاناپه ها طوری ساخته شده اند که می توان بالش و پتو و ملحفه را داخل آن جای داد. اتاق استودیو حمام نیز دارد، استودیو می تواند آشپزخانه کوچکی نیز داشته باشد .
کانکتد روم Connected Room : دو اتاق تودرتو را می گویند، هر دو اتاق به راهرو اصلی هتل راه دارد و هر کدام به تنهایی یک اتاق کامل است و حمام جداگانه ای هم دارد، این دو اتاق به وسیله یک در از وسط به هم متصل است. چنانچه یک خانواده چهار نفره ، چنین اتاقی را درخواست نماید ، بچه ها در یک اتاق و پدر و مادر در اتاق دیگر اقامت خواهند نمود ، بدون این که درب راهرو اصلی را باز کنند، دو اتاق از درب وسط می توانند با هم در ارتباط باشند.
کابانا Cabana :اتاقی است هم کف، که پنجره آن به محوطه ای باز می شود که متصل به استخر شناست. ساکن چنین اتاقی می تواند برای تعویض لباس از اتاق مخصوص خود استفاده نماید .
فیستا سوئیت Fiesta Suite : این نوع سوئیت ها معمولاً در هتل هائی قرار دارند که دارای سالن عروسی است و پس از پایان مجلس عروسی ، برای استراحت و خواب در اختیار عروس و داماد قرار می گیرد . معمولاً مخارج این سوئیت قبلاً جزو هزینه های مجلس عروسی منظور گردیده و حساب جداگانه ای ندارد .
اتاقهای دیگری هم در هتلها و متلها وجود دارند که بنا به علاقه وتمایل مسافران دراختیار آنان گذاشته می شود که عناوین آنها در جدول “انواع اتاق “ آورده شده است .
انواع اتاق
منبع : سایت اینترنتی www.hoteldari.com مجموعه مقالات آقای اصغر ژیان دربندى
انواع تخت در هتل
|
تخت سالن پذیرایى- کاناپه قابل تبدیل به تخت |
Bed- parlor |
|
کاناپه تبدیل به تخت |
Bed-Studio=Convertible Sofa |
|
کاناپه تبدیل به تختخواب |
Convertible Couch |
|
مبل تختخوابشو |
Sleeping Couch |
|
تخت دیوارى |
Folding-up bed |
|
تخت تاشو |
Roll-A-Way-Bed |
|
یک تخت یکنفره |
Singl |
|
دو تخت جداى تکنفره |
Twin |
|
یک تخت دونفره |
Double |
|
یک تخت دونفره و دو تخت تکنفره |
Twin Double |
|
تخت دونفره بزرگ |
Queen Size |
|
تخت بزرگ |
King Size |
|
تخت دوبل دوبله |
Double- Double Bed |
|
تخت با تشک آبى |
Water Bed |
|
تخت دو طبقه |
Bunk Beds |
انواع تخت های موجود در اتاق های هتل در جدول “انواع تخت ” آورده شده است لیکن در اینجا لازم است مسافرین با تخت اضافه و تخت بچه بیشتر آشنا گردند .
اکسترا بد Extra Bed ـ تختخواب تاشو
چون تعداد افراد بعضى از خانواده ها زیاد و بیش از تعداد تختخوابهاى اتاق است، ناچار استفاده از تخت اضافى ناگزیر خواهد بود . تختخوابهاى اضافى را اکسترابد مى نامند. این تختها در طبقات هتل وجود دارد و براساس فرمى که رسپشن به خانه دارى مى دهد، در اختیار اتاقها گذاشته مى شود. این تختها از نوع تاشو مى باشند و علت این که بایستى طى صدور فرمى تحویل شود این است که بابت تخت اضافى، وجه اضافى از مسافر دریافت مى شود که به حساب اتاق منظور مى گردد. از این فرم نسخه اى نیز به کشیر (صندوق ) مى رود تا وجه تخت اضافى به حساب اتاق نوشته شود .
تختخواب بچه
مسافرینى که بچه همراه مى آورند، معمولاً نیاز به تختخواب بچه دارند، زیرا تختخوابهاى مسافرین براى بچه مناسب نیست و احتمال دارد بچه از روى تختهاى معمولى و مخصوص بزرگسالان به زمین بیافتد . این نوع تختها هم طى فرمى که قبلاً اشاره شد به اتاق ، اضافه مى شود و وجه اضافى نیز به حساب منظور مى گردد. تختخواب بچه ،رو تشکى مشمع نیز دارد که مانع از رسیدن رطوبت از بچه به تشک مى شود.
انواع تخت
منبع : سایت اینترنتی www.hoteldari.com مجموعه مقالات آقای اصغر ژیان دربندى
انواع سرویس در هتل ها
O.R(Only Room): یعنی اتاق جهت اقامت بدون هیچگونه وعده غذائی European plan
B.B (Bed & Breakfast): یعنی اتاق جهت اقامت همراه با یک وعده صبحانه در روز American plan
H.B (Half Board): یعنی اتاق جهت اقامت همراه با یک وعده صبحانه و یک وعده نهار یا شام. مثلاً سرویس H.Bدر دبی معمولاً به یک وعده صبحانه و یک وعده نهار اطلاق گردیده در حالی که همان سرویس در ترکیه (منطقه آنتالیا و منطقه دریای اژه) به یک وعده صبحانه و یک وعده شام اطلاق می گردد. Modified American plan
F.B(Full Board): یعنی اتاق جهت اقامت همراه با یک وعده صبحانه ، یک وعده ناهار و یک وعده شام. در بعضی از هتل ها این سرویس بصورت سرویس Full board plus یعنی اتاق جهت اقامت همراه با یک وعده صبحانه ، یک وعده ناهار ، یک وعده شام و نوشیدنی ها هنگام صرف ناهار و شام ارائه می گردد . Full American plan
ALL ) َAll Inclusive) :یعنی اتاق جهت اقامت همراه با تمام وعده های غذائی شامل صبحانه ، ناهار ، عصرانه و شام و نوشیدنی های رایگان . این سرویس معمولاً در هتل های واقع شده در شهرهای ساحلی نظیر کوش آداسی ، بودروم ، مارماریس ، آنتالیا و . . . ارائه می گردد و بسته به نوع نوشیدنی ارائه شده مثلاً تولید داخل یا خارج کشور و اینکه در چه ساعاتی از شبانه روز ارائه می گردد دارای واژه های متفاوتی است نظیر Ultra All Inclusive و Maximum All Inclusive. در بعضی از هتل هائی که چنین سرویسی ارائه می گردد استفاده رایگان از ورزشهای آبی از قبیل جت اسکی ، اسکی روی آب ، غواصی ، ماساژ و . . . برای یکبار در طول اقامت جزئی از سرویس می باشد .
اصطلاحات مربوط به سن مسافر
بزرگسال Adult : به افراد بیش از ۱۲ سال اطلاق می گردد و با علامت اختصاری ADL نشان داده می شود .
اطفال ۲-۶ سال Child: کودکانی هستند که معمولاً در هتل ها به آنها تخت اختصاص نمی یابد و با علامت اختصاری CHD2-6 نشان داده می شود .
اطفال ۶-۱۲ سال Child: کودکانی هستند که معمولاً در هتل ها به آنها تخت از نوع سفری اختصاص می یابد و با علامت اختصاری CHD6-12 نشان داده می شود .
نوزاد Infant: به کودکان زیر دوسال اطلاق می گردد که معمولاً در هتل ها به آنها تخت اختصاص نمی یابد و با علامت اختصاری INF نشان داده می شود .
اصول و جایگاه معماری و توسعه پایدار:
مهندس روح اله نمکی
فوق لیسانس معماری و شهرسازی
مدرس دانشگاه
مشاور عالی معاونت مهندسی نیروی مقاومت سپاه استان آذربایجان شرقی
مشاور زیباسازی شهرداری تبریز
عضو فعال بسیج مهندسین و عضو باشگاه پژوهشگران جوان استان آذربایجان شرقی
E-mail:R_NA_1979@YAHOO.COM
چکیده:
در سال های اخیر بیانیه ها و مقالات متعددی در زمینه اصول معماری و توسعه پایدار توسط محققان مختلف در سراسر دنیا به رشته تحریر درآمده است. اغلب این بیانیه ها با اختلاف اندک موضوعاتی را در زمینه تشویق طراحان به حفاظت از انرژی و نیز در نظر گیری ویژگی های محلی مکان و کار با کاربران ساختمان و جوامع اطراف آن تثبیت نموده اند. معماران انگلیسی، برندا و روبرت ویل در کتاب خویش با عنوان «معماری سبز: طراحی برای آینده ای آگاه از انرژی» یکی از ساده ترین و صریح ترین چارچوب ها را برای معماری پایدار مطرح نموده اند. آن ها این اصول را با استفاده از مثال های مختلف از طراحی ساختمان در اروپا انگلستان و امریکا نشان داده اند. ایشان بر فراگیری از معماری بومی تأکید زیادی داشتند، معماری که در تجربه نسل های متمادی ساکن یک منطقه و اقلیم ویژه در آن نهفته است . اطلاعات بیشتر در مورد اصول معماری پایدار و نحوه اجرا آن در بسیاری از پایگاههای اینترنتی از جمله «موسسه آمریکایی کمیته معماران در موضوعات مختلف زیست محیطی» شورای «ساختمان سازی سبز امریکا» و در اروپا و انگلستان «منازل پایدار » نیز وجود دارد. فرآیند پایدار در معماری فرآیندی کهن میباشد، برای مثال از هنگامی که انسان های غار نشین برای اولین بار پی به این مسئله بردند که انتخاب غاری رو به جنوب از لحاظ دمای محیط بسیار مناسب تر از غاری می باشد، که دهانه آن به سمت شمال است. موضوع جدید درک این مهم است که معماری پایدار برای محیطهای مصنوع و انسان آفرینش بهترین فرآیند برای طراحی ساختمان هاست؛ به گونه ای که تمام منابع وارده به ساختمان، مصالح آن، سوخت یا اشیا مورد استفاده ساکنان، نیازمند پدید آوردن یک معماری پایدار هستند. بسیاری از ساختمان های موجود حداقل یکی از ویژگی های متعدد و قابل تشخیص معماری سبز را درون خویش دارند، با این حال،تنها تعداد اندکی از این بناها کل این فرآیند کامل را دارا می باشند.
رویکرد این مقاله بیان وبررسی اصول معماری پایدار و جایگاه مهم آن در ایجاد معماری برتر و شاخص می باشد.
کلمات کلیدی: انرژی ، محلی و بومی، پایدار، سوخت
اصول مدیریت کیفیت
چکیده
این سند هشت اصل مدیریت کیفیت که در استانداردهای سیستم مدیریت کیفیت بر مبنای سری ایزو 9000-2000 کاربرد دارد را معرفی مینماید. مدیریت ارشد هر سازمان میتواند از این اصول بعنوان چارچوبی برای راهنمایی سازمان خویش به منظور بهبود عملکرد ها استفاده نماید.
منبع : Intrnational Organization for Standardization. 2006. Quality management principles. http://www.iso.ch/iso/en/iso9000-14000/understand/qmp.html
کلیدواژه : کیفیت؛ مدیریت کیفیت؛ استاندارد کیفیت؛ سیستم مدیریت کیفیت؛ ایزو؛ بهبود عملکرد
اصل اول: تمرکز بر مشتری (Customer Focus)
هر سازمانی به مشتریان خود وابسته است و باید نیازهای حال و آینده آنان را درک نماید و نیازمندی های مشتریان خود را برآورده نماید. علاوه بر این سازمان ها باید برای عبور از انتظارات مشتریان خود برنامه ریزی و تلاش نمایند.
تمرکز بر مشتری و درک نیازهای حال و آینده او باعث پاسخگویی منعطف و سریع سازمان به فرصت های بازار و در نتیجه افزایش سود سهام و سهم بازار برای سازمان خواهد شد.
رضایت مشتریان با افزایش اثربخشی بکارگیری منابع سازمان، افزایش یافته و بهبود وفاداری مشتری به سازمان باعث ماندگاری در تجارت می گردد.
بکارگیری اصل تمرکز بر مشتری عموما باعث می گردد که سازمان:
§ برای درک نیازها و انتظارات مشتریان تحقیقات لازم را صورت دهد.
§ از ارتباط اهداف سازمانی با نیازها و انتظارات مشتریان اطمینان حاصل نماید.
§ ارتباطات درون سازمانی را در راستای نیازها و انتظارات مشتریان هدایت نماید.
§ رضایت مشتریان را اندازه گیری نموده و بر مبنای نتایج حاصل از آن اقدام نماید.
§ ارتباطات با مشتریان را به صورت سیستمی مدیریت نماید.
§ از وجود توازن بین رضایتمندی مشتریان و سایر ذینفعان سازمان (نظیر مالکین، کارکنان، سرمایه گذاران، انجمن ها و مجامع محلی) اطمینان حاصل نماید.
اصل دوم: رهبری در مدیریت (Leadership)
مدیر سازمان که از منش رهبری برخوردار است باید مقاصد و جهت گیری یکنواختی را در سازمان ایجاد نماید و محیط داخلی سازمان را به گونه ای ایجاد و نگهداری نمایند که کارکنان بتوانند در دستیابی به اهداف سازمانی کاملا مشارکت نمایند.
مدیریت سازمان با منش رهبری باعث می گردد کارکنان مقاصد و اهداف سازمانی را درک نموده و برای دستیابی به آنها از انگیزه کافی برخوردار شوند. علاوه بر این با بکاربستن منش رهبری فعالیت های سازمان ارزیابی شده و در مسیری یکسان، منظم گردیده و استقرار می یابد و در نتیجه فقدان ارتباط بین سطوح مختلف سازمان به حداقل خود خواهد رسید.
بکارگیری اصل رهبری در سازمان عموما باعث می گردد که:
§ نیازهای تمامی ذینفعان سازمان شامل مشتریان، مالکین،کارکنان، تامین کنندگان، سرمایه گذاران، انجمن هاو مجامع محلی در نظر گرفته شود.
§ اهداف چالش برانگیز با زمانبندی مشخص تنظیم گردد.
§ ارزش های مشترک، مدل های اخلاقی و جوانمردی در تمامی سطوح سازمان ایجاد شده و تقویت گردد.
§ اعتماد ایجاد گردیده و ترس از میان برود.
§ کارکنان با منابع مورد نیاز، برخوردار از آموزش و آزادی عمل با داشتن مسوولیت و پاسخگویی فعالیت نمایند.
§ کارکنان برای نقش و سهم خود امیدوار و دلگرم گردیده و آنرا تشخیص دهند.
اصل سوم: مشارکت کارکنان (Involvement of people )
کارکنان جوهره سازمان بوده و مشارکت آنها باعث خواهد گردید تا توانایی هایشان مزیت سازمان محسوب گردد. ایجاد انگیزه، تعهد و مشارکت کارکنان نسبت به سازمان، نوآوری و خلاقیت در پیشبرد اهداف سازمان را به ارمغان خواهد آورد.
ایجاد مسوولیت پاسخگویی کارکنان در رابطه با عملکردشان و همچنین ایجاد اشتیاق در مشارکت و همکاری ایشان زمینه ساز بهبود مستمر در سازمان خواهد بود.
بکارگیری اصل مشارکت کارکنان در سازمان عموما باعث می گردد که:
§ کارکنان اهمیت همکاری و نقش خود را در سازمان درک کنند.
§ کارکنان محدودیت های عملکردشان را شناسایی کنند.
§ کارکنان مالکیت مسایل را پذیرفته و مسوولیت حل آنها را عهده دار شوند.
§ کارکنان عملکرد خود را در راستای مقاصد و اهداف شخصی ارزیابی نمایند.
§ کارکنان فعالانه فرصت های افزایش صلاحیت، دانش و تجربه خود را جستجو نمایند.
§ کارکنان آزادانه دانش و تجربیات خود را به اشتراک گذارند.
§ کارکنان آشکارا در خصوص مسایل و عواقب آن بحث کنند.
اصل چهارم: رویکرد فرایندی (Process approach)
نتایج مورد نظر در سازمان هنگامی که فعالیت ها و منابع مرتبط به صورت فرایندی مدیریت می شوند، با اثربخشی بیشتر حاصل می گردند. رویکرد فرایندی باعث هزینه کمتر و چرخه زمانی کوتاهتر در استفاده از منابع بوده و نتایج بهبود یافته، سازگار و قابل پیش بینی را برای سازمان به ارمغان خواهد آورد. همچنین رویکرد فرایندی بر فرصت های بهبود متمرکز خواهد گردید و آنها را اولویت بندی می نماید.
بکارگیری اصل رویکرد فرایندی در سازمان عموما باعث می گردد که:
§ فعالیت های ضروری به منظور دستیابی به نتایج مورد نظر به صورت سیستمی تعریف شوند.
§ مسوولیت و پاسخگویی برای مدیریت فعالیت های کلیدی به صورت شفاف ایجاد گردد.
§ قابلیت فعالیت های کلیدی اندازه گیری و تجزیه و تحلیل گردد.
§ فصول مشترک فعالیت های کلیدی در تعامل با بخش های سازمان شناسایی گردد.
§ بر عواملی نظیر منابع، روش ها و مواد که فعالیت های کلیدی سازمان را بهبود خواهند بخشید، تمرکز گردد.
§ ریسک ها، پیامدها و اثرات فعالیت های مشتریان، تامین کنندگان و سایر ذینفعان ارزیابی گردد.
اصل پنجم: رویکرد سیستمی به مدیریت (System approach to management)
شناسایی، درک و مدیریت فرایند های مرتبط به هم بعنوان یک سیستم، کارآیی و اثربخشی سازمان را در دستیابی به اهداف خود بهبود می بخشد.
مدیریت سیستمی با یکپارچه و مرتب نمودن فرایندها بعنوان بهترین روش دستیابی به نتایج مورد نظر، سازمان را از قابلیت تمرکز تلاش بر روی فرایندهای کلیدی برخوردار می سازد و در ذینفعان سازمان اعتماد سازی به سازگاری، کارآمدی و اثربخشی سازمان را ایجاد نموده و توسعه می بخشد.
بکارگیری اصل رویکرد سیستمی به مدیریت در سازمان عموما باعث می گردد که:
§ یک سیستم برای دستیابی به اهداف سازمانی در بهترین حالت کارآمدی و اثربخشی آن پایه ریزی گردد.
§ بستگی دو طرفه بین فرایندهای سیستم درک گردد.
§ نقش ها و مسوولیت های مورد نیاز برای دستیابی به اهداف مشترک بهتر درک گردیده و از این بابت موانع بین بخشی کاهش یابد.
§ قابلیت های سازمانی درک شده و قیود منابع قبل از عمل ایجاد گردد.
§ تعریف و هدف گذاری برای اینکه فعالیت های ویژه در یک سیستم چگونه باید عمل نمایند.
§ سیستم بر پایه اندازه گیری ها و ارزیابی هایش به صورت مستمر بهبود یابد.
اصل ششم: بهبود مستمر (Continual improvement)
بهبود مستمر عملکرد سراسری سازمان باید یک هدف پایدار برای آن سازمان باشد. در این حالت قابلیت سازمانی بهبود یافته، مزیت عملکردی هر سازمان خواهد گردید و همترازی فعالیت های بهبود در تمامی سطوح سازمان به منظور تصمیم گیری راهبردی ایجاد خواهد گردید و در نهایت با اصل قراردادن بهبود مستمر در سازمان انعطاف برای واکنش در برابر فرصت ها پدید خواهد آمد.
بکارگیری اصل بهبود مستمر در سازمان عموما باعث می گردد که:
§ یک رویکرد جامع و سازگار در تمام سازمان برای بهبود مستمر عملکرد بکارگرفته شود.
§ منابع انسانی آشنا به روش ها و ابزار بهبود مستمر تامین گردد.
§ بهبود مستمر در محصولات، فرایندها و سیستم ها یک هدف مشترک برای یکایک کارکنان سازمان تعریف گردد.
§ مقاصدی برای هدایت و اقداماتی برای ردگیری بهبود مستمر ایجاد گردد.
§ بهبود های صورت گرفته، تشخیص داده شده و تصدیق گردند.
اصل هفتم: تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها (Factual approach to decision making)
در هر سازمان تصمیمات موثر بر مبنای تجزیه و تحلیل داده ها و و تولید اطلاعات میسر است. تصمیمات آگاهانه، افزایش توانایی برای اثبات اثربخشی تصمیمات گذشته بر مبنای مراجع و سوابق واقعی و همچنین افزایش توانایی برای بازنگری، به چالش کشیدن و تغییر عقاید و تصمیمات از جمله مزایای بکارگیری اصل تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها است.
بکارگیری اصل تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها در سازمان عموما باعث می گردد که:
§ از کفایت و دقت داده ها و اطلاعات اطمینان حاصل گردد.
§ داده ها برای کسانی که به آنها نیاز دارند در دسترس باشد.
§ داده ها و اطلاعات با استفاده از روش های معتبر تجزیه و تحلیل شوند.
§ تصمیم گیری و اقدامات اجرایی بر مبنای تجزیه و تحلیل واقعی در کنار تجارب و بصیرت صورت پذیرد.
اصل هشتم: ارتباط سودمند و دوطرفه با تامین کنندگان (Mutually beneficial supplier relationships )
سازمان و تامین کنندگان آن به یکدیگر وابسته هستند و رابطه سودمند و دو طرفه، توانایی هر دو را برای ایجاد ارزش افزایش می دهد. افزایش توانایی ایجاد ارزش برای هر دو طرف در نتیجه انعطاف و سرعت در پاسخگویی به تغییرات بازار یا نیازها و انتظارت مشتریان ایجاد می گردد و باعث بهینه نمودن هزینه ها و منابع خواهد گردید.
بکارگیری اصل ارتباط سودمند و دوطرفه با تامین کنندگان در سازمان عموما باعث می گردد که:
§ ارتباطی متوازن بین ملاحظات کوتاه مدت و بلند مدت ایجاد گردد.
§ تخصص ها و منابع بین یکدیگر به اشتراک گذاشته شود.
§ • تامین کنندگان کلیدی شناسایی و انتخاب گردند.
§ ارتباطات شفاف و آشکار بر قرارگردد.
§ اطلاعات و طرح های آینده به اشتراک گذاشته شود.
§ تشریک مساعی در توسعه و بهبود فعالیت ها صورت گیرد.
§ تامین کنندگان برای تشخیص بهبودها و موفقیت ها تشویق شده و دلگرم گردند.
تمرکز بر مشتری و درک نیازهای حال و آینده او باعث پاسخگویی منعطف و سریع سازمان به فرصت های بازار و در نتیجه افزایش سود سهام و سهم بازار برای سازمان خواهد شد.
رضایت مشتریان با افزایش اثربخشی بکارگیری منابع سازمان، افزایش یافته و بهبود وفاداری مشتری به سازمان باعث ماندگاری در تجارت می گردد.
بکارگیری اصل تمرکز بر مشتری عموما باعث می گردد که سازمان:
· برای درک نیازها و انتظارات مشتریان تحقیقات لازم را صورت دهد.
· از ارتباط اهداف سازمانی با نیازها و انتظارات مشتریان اطمینان حاصل نماید.
· ارتباطات درون سازمانی را در راستای نیازها و انتظارات مشتریان هدایت نماید.
· رضایت مشتریان را اندازه گیری نموده و بر مبنای نتایج حاصل از آن اقدام نماید.
· ارتباطات با مشتریان را به صورت سیستمی مدیریت نماید.
· از وجود توازن بین رضایتمندی مشتریان و سایر ذینفعان سازمان (نظیر مالکین، کارکنان، سرمایه گذاران، انجمن ها و مجامع محلی) اطمینان حاصل نماید.
مدیر سازمان که از منش رهبری برخوردار است باید مقاصد و جهت گیری یکنواختی را در سازمان ایجاد نماید و محیط داخلی سازمان را به گونه ای ایجاد و نگهداری نمایند که کارکنان بتوانند در دستیابی به اهداف سازمانی کاملا مشارکت نمایند.
مدیریت سازمان با منش رهبری باعث می گردد کارکنان مقاصد و اهداف سازمانی را درک نموده و برای دستیابی به آنها از انگیزه کافی برخوردار شوند. علاوه بر این با بکاربستن منش رهبری فعالیت های سازمان ارزیابی شده و در مسیری یکسان، منظم گردیده و استقرار می یابد و در نتیجه فقدان ارتباط بین سطوح مختلف سازمان به حداقل خود خواهد رسید.
بکارگیری اصل رهبری در سازمان عموما باعث می گردد که:
· نیازهای تمامی ذینفعان سازمان شامل مشتریان، مالکین،کارکنان، تامین کنندگان، سرمایه گذاران، انجمن هاو مجامع محلی در نظر گرفته شود.
· اهداف چالش برانگیز با زمانبندی مشخص تنظیم گردد.
· ارزش های مشترک، مدل های اخلاقی و جوانمردی در تمامی سطوح سازمان ایجاد شده و تقویت گردد.
· اعتماد ایجاد گردیده و ترس از میان برود.
· کارکنان با منابع مورد نیاز، برخوردار از آموزش و آزادی عمل با داشتن مسوولیت و پاسخگویی فعالیت نمایند.
· کارکنان برای نقش و سهم خود امیدوار و دلگرم گردیده و آنرا تشخیص دهند.
کارکنان جوهره سازمان بوده و مشارکت آنها باعث خواهد گردید تا توانایی هایشان مزیت سازمان محسوب گردد. ایجاد انگیزه، تعهد و مشارکت کارکنان نسبت به سازمان، نوآوری و خلاقیت در پیشبرد اهداف سازمان را به ارمغان خواهد آورد.
ایجاد مسوولیت پاسخگویی کارکنان در رابطه با عملکردشان و همچنین ایجاد اشتیاق در مشارکت و همکاری ایشان زمینه ساز بهبود مستمر در سازمان خواهد بود.
بکارگیری اصل مشارکت کارکنان در سازمان عموما باعث می گردد که:
· کارکنان اهمیت همکاری و نقش خود را در سازمان درک کنند.
· کارکنان محدودیت های عملکردشان را شناسایی کنند.
· کارکنان مالکیت مسایل را پذیرفته و مسوولیت حل آنها را عهده دار شوند.
· کارکنان عملکرد خود را در راستای مقاصد و اهداف شخصی ارزیابی نمایند.
· کارکنان فعالانه فرصت های افزایش صلاحیت، دانش و تجربه خود را جستجو نمایند.
· کارکنان آزادانه دانش و تجربیات خود را به اشتراک گذارند.
· کارکنان آشکارا در خصوص مسایل و عواقب آن بحث کنند.
نتایج مورد نظر در سازمان هنگامی که فعالیت ها و منابع مرتبط به صورت فرایندی مدیریت می شوند، با اثربخشی بیشتر حاصل می گردند. رویکرد فرایندی باعث هزینه کمتر و چرخه زمانی کوتاهتر در استفاده از منابع بوده و نتایج بهبود یافته، سازگار و قابل پیش بینی را برای سازمان به ارمغان خواهد آورد. همچنین رویکرد فرایندی بر فرصت های بهبود متمرکز خواهد گردید و آنها را اولویت بندی می نماید.
بکارگیری اصل رویکرد فرایندی در سازمان عموما باعث می گردد که:
· فعالیت های ضروری به منظور دستیابی به نتایج مورد نظر به صورت سیستمی تعریف شوند.
· مسوولیت و پاسخگویی برای مدیریت فعالیت های کلیدی به صورت شفاف ایجاد گردد.
· قابلیت فعالیت های کلیدی اندازه گیری و تجزیه و تحلیل گردد.
· فصول مشترک فعالیت های کلیدی در تعامل با بخش های سازمان شناسایی گردد.
· بر عواملی نظیر منابع، روش ها و مواد که فعالیت های کلیدی سازمان را بهبود خواهند بخشید، تمرکز گردد.
· ریسک ها، پیامدها و اثرات فعالیت های مشتریان، تامین کنندگان و سایر ذینفعان ارزیابی گردد.
شناسایی، درک و مدیریت فرایند های مرتبط به هم بعنوان یک سیستم، کارآیی و اثربخشی سازمان را در دستیابی به اهداف خود بهبود می بخشد.
مدیریت سیستمی با یکپارچه و مرتب نمودن فرایندها بعنوان بهترین روش دستیابی به نتایج مورد نظر، سازمان را از قابلیت تمرکز تلاش بر روی فرایندهای کلیدی برخوردار می سازد و در ذینفعان سازمان اعتماد سازی به سازگاری، کارآمدی و اثربخشی سازمان را ایجاد نموده و توسعه می بخشد.
بکارگیری اصل رویکرد سیستمی به مدیریت در سازمان عموما باعث می گردد که:
· یک سیستم برای دستیابی به اهداف سازمانی در بهترین حالت کارآمدی و اثربخشی آن پایه ریزی گردد.
· بستگی دو طرفه بین فرایندهای سیستم درک گردد.
· نقش ها و مسوولیت های مورد نیاز برای دستیابی به اهداف مشترک بهتر درک گردیده و از این بابت موانع بین بخشی کاهش یابد.
· قابلیت های سازمانی درک شده و قیود منابع قبل از عمل ایجاد گردد.
· تعریف و هدف گذاری برای اینکه فعالیت های ویژه در یک سیستم چگونه باید عمل نمایند.
· سیستم بر پایه اندازه گیری ها و ارزیابی هایش به صورت مستمر بهبود یابد.
بهبود مستمر عملکرد سراسری سازمان باید یک هدف پایدار برای آن سازمان باشد. در این حالت قابلیت سازمانی بهبود یافته، مزیت عملکردی هر سازمان خواهد گردید و همترازی فعالیت های بهبود در تمامی سطوح سازمان به منظور تصمیم گیری راهبردی ایجاد خواهد گردید و در نهایت با اصل قراردادن بهبود مستمر در سازمان انعطاف برای واکنش در برابر فرصت ها پدید خواهد آمد.
بکارگیری اصل بهبود مستمر در سازمان عموما باعث می گردد که:
· یک رویکرد جامع و سازگار در تمام سازمان برای بهبود مستمر عملکرد بکارگرفته شود.
· منابع انسانی آشنا به روش ها و ابزار بهبود مستمر تامین گردد.
· بهبود مستمر در محصولات، فرایندها و سیستم ها یک هدف مشترک برای یکایک کارکنان سازمان تعریف گردد.
· مقاصدی برای هدایت و اقداماتی برای ردگیری بهبود مستمر ایجاد گردد.
· بهبود های صورت گرفته، تشخیص داده شده و تصدیق گردند.
در هر سازمان تصمیمات موثر بر مبنای تجزیه و تحلیل داده ها و و تولید اطلاعات میسر است. تصمیمات آگاهانه، افزایش توانایی برای اثبات اثربخشی تصمیمات گذشته بر مبنای مراجع و سوابق واقعی و همچنین افزایش توانایی برای بازنگری، به چالش کشیدن و تغییر عقاید و تصمیمات از جمله مزایای بکارگیری اصل تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها است.
بکارگیری اصل تصمیم گیری بر مبنای واقعیت ها در سازمان عموما باعث می گردد که:
· از کفایت و دقت داده ها و اطلاعات اطمینان حاصل گردد.
· داده ها برای کسانی که به آنها نیاز دارند در دسترس باشد.
· داده ها و اطلاعات با استفاده از روش های معتبر تجزیه و تحلیل شوند.
· تصمیم گیری و اقدامات اجرایی بر مبنای تجزیه و تحلیل واقعی در کنار تجارب و بصیرت صورت پذیرد.
سازمان و تامین کنندگان آن به یکدیگر وابسته هستند و رابطه سودمند و دو طرفه، توانایی هر دو را برای ایجاد ارزش افزایش می دهد. افزایش توانایی ایجاد ارزش برای هر دو طرف در نتیجه انعطاف و سرعت در پاسخگویی به تغییرات بازار یا نیازها و انتظارت مشتریان ایجاد می گردد و باعث بهینه نمودن هزینه ها و منابع خواهد گردید.
بکارگیری اصل ارتباط سودمند و دوطرفه با تامین کنندگان در سازمان عموما باعث می گردد که:
· ارتباطی متوازن بین ملاحظات کوتاه مدت و بلند مدت ایجاد گردد.
· تخصص ها و منابع بین یکدیگر به اشتراک گذاشته شود.
· • تامین کنندگان کلیدی شناسایی و انتخاب گردند.
· ارتباطات شفاف و آشکار بر قرارگردد.
· اطلاعات و طرح های آینده به اشتراک گذاشته شود.
· تشریک مساعی در توسعه و بهبود فعالیت ها صورت گیرد.
· تامین کنندگان برای تشخیص بهبودها و موفقیت ها تشویق شده و دلگرم گردند.
منبع : Intrnational Organization for Standardization. 2006. Quality management principles. http://www.iso.ch/iso/en/iso9000-14000/understand/qmp.html
اصول مدیریت دولتی
مقدمه
ظهورسازمانهای اجتماعی وگسترش روزافزون انها یکی از
خصیصه های بارز تمدن بشری است .
وبه
این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر جامعه
هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود
.بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی
شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است . یکی از
پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند
فعالیتهای اقتصادی و تولید
است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا انجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا
افرادی بیشترین خوشی و اسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل
نتایج ان است نه شیوه انجام ان عمل.
تعریف مدیریت
مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی
در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی
به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.
واقعا باید
گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد علمی است
و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت آموزش
فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته
می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون
می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن .»
نظریه نقشهای مدیریتی
جدیدترین نظریه مدیریت نظریه نقشهای مدیری است اساس
این نظریه این است که آنچه را مدیر انجام میدهد باید ملاحظه نمود و بر پایه چنین
ملاحظاتی فعالیتها یا نقشهای مدیری را معین کرد . آدیزس (adizes ) با
مطالعه مدیریت برای اداره موثرهر سازمان چهارنقش « مدیر
تولید ـ اجرای ـ ابداعی و ترکیبی » را لازم میداند هر یک از این نقشهای مدیری با یکی
از خرده سیستم و یک سیستم اجتماعی ارتباط دارد . زیرا هر نوع
سازمانی خواه بازرگانی،صنعتی یا اداری یک سیستم اجتماعی است و بیشتر
خرده سیستم های اجتماعی مرکب از خرده سیستم های به هم پیوسته زیادی هستند . که شامل
خرده سیستم های انسانی ، اجتماعی ، اداری ، ساختاری ، اطلاعاتی ، تصمیم گیری و تکنولوژی اقتصادی
است . ادریزس این چنین استدلال می کند که به طور کامل هر
چهار نقش را ایفا کنند و هیچ گونه سبک مدیری غلط نداشته باشند اندکند زیرا چنین
مدیری باید تکنسینی عالی ، رئیس ،مبتکر و نیز ترکیب کننده باشد. هر مدیری با توجه به
نوع کار سطح سازمان و شرایط محیطی به درجاتی از مهارتها ی مدیری نیاز دارد .
مدیریت به شکل یک هرم است که در پایین ان عالی ،در وسط میانی ، در بالا عملیاتی ؛مدیران
عملیاتی ،این مدیران سرشان بسیارشلوغ است و مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان
می شود . و اغلب مجبورند برای نظارت در رفت وامد باشند و برای پرسنل خود
ماموریتهای کاری خاص تعیین کنند وبا برنامه عملیاتی تفصیلی کوتاه مدت طرح ریزی کنند.
مدیران
میانی؛ انها به طور مستقیم به مدیریت رده بالا گزارش میدهند کارشان مدیریت بر
سرپرستا ن است و نقش حلقه واسطی را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به عهده دارند
بیشتر وقتها به تحلیل دادهها ،اماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری تبدیل تصمیمهای
مدیریت عالی به پروژههای معیین برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار مدیران
عملیاتی است . مدیریت عالی ؛ مدیری که در نقشهای عملیاتی و میانی موفق بوده و عملکرد کلی
واحدهای عمده را ارزیابی می کنند و درباره موضوعات و مسائل کلی با مدیران سطح پایین
به تبادل نظر می نشینند و بیشتر وقتشان را با همکاران یا افراد خارج از سازمان
واندک زمانی را با افراد زیردست می گذرانند .
هرمدیری
باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانایهای ذهنی برای ایجاد
یک فکر یا مفهوم جدید تداوم حیات سازمانها به باسازی انها بستگی دارد؛ باسازی سازمانها
از طریق هماهنگ کردن اهداف یاـ وضعیت روز و اصلاح و بهبود روشهای حصول این اهداف
انجام می شود .
ماکسیم
گورکی می گوید :اگر کار تفریح باشد زندگی لذتبخش است و اگر وظیفه باشد زندگی
بردگی است .
خلاقیت مدیران
هر مدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری
توانای های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید . تداوم حیات سازمان ها به
باسازی آنها بستگی دارد باسازی سازمان ها از طریق هماهنگ کردن
اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روش های حصول این اهداف انجام می شود .
چه
کسی خلاقیت و نوآوری می کند ؟
هر
انسان مدیر یا غیرمدیری از استعداد خلاقیت برخوردار
است بنابرین نباید خلاقیت فقط در انحصار مدیران خاصی باشد زیراآنچه که محکمتر
از وجود استعداد خلاقیت است جلوگیری از عوامل بازدارنده ظهور آن است که در صورت
آزاد سازی ذهن از پیش فرض ها و الگو های زنجیرهای ذهنی در مدت کوتاهی توان خلاقیت
و به کارگیری فکر های نو در عمل را می توان دو برابر افزایش داد.
مدیریت موفق و مؤثر
مدیریت موفق و مؤثر عبارت است ؛ از کسب اهداف سازمانی
یا چیزی بیش از آن . « ویلیام جمیز» با تحقیقی که درباره انگیزش انجام
داد ، به این نتیجه رسید که کارکنان ساعتی ، تقریباً با
میزان کاری در حدود20الی 30 درصد توانایی یشان می توانستند شغل خود را حفظ کنند و
اخراج نشوند؛ این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان، انگیزش بیشتری داشته
باشند تفریباً با 80 الی 90 درصد توانای خود، کارمی کنند . مدیری که بتواند حداقل
کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند : توبیخ ، کسر حقوق و .... فراهم
سازد ؛ مدیر موفق نامیده می شود ولی مدیر مؤثر کسی است که بتواند 80الی 90درصد
توانای های افراد را به کار گیرد .
چگونه می توان مدیرموفق ومؤثری بود ؟
برای موفق و مؤثر بودن ، توانای های
ذاتی و اکتسابی معینی لازم است . مدیر مؤثر نیاز به توانای های فنی ، انسانی ادراکی
، طراحی و حل مسائل دارد . یک مدیر موفق ، نگرش و انگیزه های معینی دارد. پاداش
های سازمانی (اضافه حقوق ، ارتقاء و ...) و جو سازمانی بر انگیزه و انگیزش وی اثر
دارد . یکی دیگر از موفقیت ، رویدادهای پیش بینی نشده وامدادهای غیبی است ؛ زیرا
همیشه توانای های افراد نیست که برای ایشان موفقیت می اورد . بررسی میزان موفقیت
و مؤثر بودن هر مدیر بر اساس دیدگاه و معیارهای سازمانی صورت می گیرد .
برنامه ریزی
هنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامه
ریزی در زندگی خویش پی برد، آن را در نظام
های اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری ، مورد
توجه قرار داد و امروز می بینیم که ساختار وجودی سازمان ها پیچیده گشته اند ، که
بدون برنامه ریزی های دقیق نمی توانند به حیات خود تداوم بخشند.
تعریف برنامه ریزی
برای دست یافتن به هدف مورد نظر ، باید قبل از تلاش فیزیکی
یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی یا برنامه ریزی کافی صورت بگیرد.« برنامه ریزی
شالودۀ مدیریت را تشکیل می دهد ».
فلسفۀ و ضرورت برنامه ریزی
فلسفۀبرنامه ریزی به عنوان یک نگرش و راه زندگی
که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه ، تفکر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم
می باشد ، بخش انفلاک ناپذیر مدیریت است؛ فرد و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش
نیاز به برنامه ریزی دارند ، بنابراین ضرورت برنامه ریزی ، برای رسیدن به جز ئیترین
اهداف یک واقعیت انکار ناپذیر است . نیاز به برنامه ریزی از این واقعیت نشأت گرفته
است .« همۀ نهادها در محیطی متحول فعالیت می کنند».
سازماندهی
انسان ذاتاً کنجکاو است با حواس پنجگانۀ خود به
جستجو در دنیای اطرافش پرذاخته تلاش می کند تا مشاهداتش را
در قالب های منسجم نظم بخشد . انسان امروزی نه تنها نیمی از روزش را به همکاری در
تلاش های گروهی می گذراند بلکه نیم دیگر را به تماشای تلویزیون
، خواندن روزنامه و کتاب یا به مجامع عمومی برای سرگرمی سپری می کنند که همگی
حاصل تلاش گروهی انسانها در واحدهای سازمانی است . نظریه پردازان سازمان از حوزه
های گوناگون نظیر : مدیریت ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، علوم سیاسی، اقتصاد، مردم
شناسی، مهندسی ، مدیریت بیمارستانی و ... پدید آمده اند و هر یک چیزی
براین موضوع افزوده اند .
تعریف سازماندهی
سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد
وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .
انواع مختلف سازماندهی
روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست
؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی
سازمان
رسمی وغیر رسمی :سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری
و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص
می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی
عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل
سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ،
سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل
اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد .
تعریف سازمان رسمی
در سازمان رسمی ، مدیر روابط سازمانی را به طور مکتوب و
به کمک نمودار با دقت هر چه بیشتر برای کارکنان تشریح می کند . تغیرات بعدی در صورت
لزوم می تواند به طور رسمی یا غیر رسمی انجام شود .
تعریف سازمان غیر رسمی
دراین سازمان ، مدیر روابط
سازمانی را به طور شفاهی
برای کارکنان توضیح می دهد و این روابط را بر حسب نیاز تغییر می دهد .
برنامه ریزی فرایندی است که به موجب آن شما آینده
خود را دائماً می سازید « روجرفریتز»
مقدمه
زندگی بشر از آغاز همواره با ناملایمتها و دشواریهایی هموار بوده و به تدریج که
ابعاد اجتماعی و نظامیافتگی زندگی بیشتر و روابط و همکاریهای درون اجتماعی در
قالب علایق، منافع فردی و اجتماعی اشکال عینیتری به خود گرفته و در نتیجه مرزبندیهایی
را در سازمان اجتماعی و در حوزهی منافع گروهی و رقابتهای سیاسی و اجتماعی ایجاد
کرده، این ناملایمتها اشکال جدید و پیچیدهتری به خود گرفته است.
در عصر جدید و شکوفایی تمدنی و همزمان با افزایش آگاهیهای مدنی که سطح خواستهها
و نیازهای اجتماعی را افزایش داده، این ناملایمتها در اشکال «بحرانهای» مختلف بر
عرصهی زندگی و حیات سیاسی جوامع سایه افکنده و محدودیتها و الزامهایی را در
حوزههای مختلف روابط اجتماعی و در ساختار نظام تصمیمگیری به وجود آورده است. در
حقیقت، امروز هیچ نظام سیاسی و جامعهای نمیتواند مصون از بحران و پیامدهای کوتاه
و بلندمدت آن باشد. بحرانها بخش جدانشدنی زندگی و لازمهی توسعهی سیاسی به ویژه
در «جوامع در حال گذار» میباشند. بحرانها در ذات خود بستر شکلگیری تهدیدها و
فرصتهایی هستند که بر حسب نوع، شدت و گسترهی محیطی بحران، میتواند نظام سیاسی و
نخبگان حاکم را در شرایط دشوار و پرمخاطرهای قرار دهند. افزایش ظرفیتهای ساختاری
و کارکردی نظام سیاسی جهت پاسخگویی مناسب و عادلانه به نیازها و احتیاجات مردم،
عامل مؤثری برای شکل دادن به سازههای مقاوم . مردمیِ مقابله با بحران میباشد.
کنترل و مهار بحران براساس یک تفکر نظامگرا و یکپارچه و در قالب مدیریت بحران،
ضرورتی راهبردی است که مورد اتفاقنظر همهی اندیشمندان و صاحبنظران مسائل سیاسی
امنیتی و راهبردی میباشد و بر اهتمام دولتها در سرمایهگذاری کلان در استقرار و
توسعهی این سامانهی مدیریتی تأکید میورزند.
بحران
بحران از نظر لغوی معانی مختلفی را به خود اختصاص داده است؛ برخی از دانشپژوهان،
بحران را معادل فشار، اضطراب، نقطهی عطف، فاجعه و خشونت به کار بردهاند. (آریانپور،
1383) برخی دیگر بحران را مترادف با از هم گسیختگی، بینظمی، شکنندگی بیش از حد
معمول، تهدید ارزشها، بیثباتی سیاسی- اجتماعی و مخاصمهی نظامی تعریف کردهاند.
(ابهری، 1386: 3)
در نظر اندیشمندان و صاحبنظران علوم مختلف از جمله مدیریت، «بحران» معانی و
کارکردهای متفاوتی پیدا کرده است و به همین دلیل است که امکان دستیابی به تعریف
مشخص و واحد در زمینهی بحران، دشوار و شاید غیر ممکن گردیده است.
جاناتان روبرتز تصریح میکند: بهراستی تعریف بحران امر سادهای نیست زیرا این مفهوم از
یک خلاء معنایی تکنیکی، عملیاتی و مورد اجماع به سبب ماهیت همهجا حاضری (بهرهوری
فراگیر) رنج میبرد. (تاجیک، 1379: 48) نکتهی حائز اهمیت اینکه هر تعریفی از
«بحران» نسبی است؛ از طرفی مفهوم بحران در ارتباط و همنشینی با مفاهیمی همچون
امنیت، قدرت، منافع ملی، اهداف، تهدیدها و ... مصداق پیدا میکند.
بحران وضعیتی پویاست که پیامد آن اختلال شدید در نظم و تعادل یک نظام است. در
اینجا به برخی تعاریف مصطلح در زمینهی بحران اشاره میشود.
1. بحران عبارت از وجود بالقوه و بالفعل وضعیتی است که بتواند در سطح داخلی
یا خارجی، دولت یا کشوری را با یک خطر بزرگتر نظیر تغییر حکومت، وقوع کودتا و بروز
جنگ داخلی مواجه سازد. (نوروزیف 1385: 169)
2. از منظر بینالمللی، بحران عبارت است از وضعیتی که نظم نظام اصلی یا
قسمتهایی از نظامهای فرعی را مختل کرده و پایداری آن را برهم زند، به عبارت دیگر
و از نگاهی نظاممند، «یک ضربه شدید به نظام بینالمللی که آن را از تعادل خارج میکند.
(کاظمی، 1366: 13)
واینر و کان در یک نگرش جامع، این تعاریف را از بحران ارائه کردهاند: (تاجیک، 1379:
53)
- نقطهی چرخش در رویدادها و کنشها که با پیامدهای غیرمنتظرهای همراه
است؛
- شرایطی که واکنش فوری شرکتکنندگان را طلب میکند؛
- وجود تهدید جدی نسبت به اهداف؛
- شرایطی که ایجاد نااطمینانی کند؛
- کاهش کنترل بر رویدادها؛
- شرایطی که همراه با افزایش فشارها و فوریتها برای عمل بهوجود میآید؛
- شرایطی که در آن اطلاعات در دسترس به شدت کاهش مییابد.
چارلز هرمان در توصیف بحران مینویسد: «موقعیت بحرانی، اهداف تراز اول نهاد تصمیمگیرنده
را به مخاطره میاندازد، زمان لازم برای واکنش و اجرای تصمیمها را به شدت محدود
میکند و تحقق چنین موقعیتی به سردرگمی و غافلگیری اعضای نهاد تصمیمگیرنده منتهی
میشود. (عصاریان، 1383)
شاید رساترین تعریف در زبان چینی ارائه شده است. در این زبان واژه بحران معادل
فرصت خطرناک، یعنی ترکیبی از «تهدید» و «فرصت» تعریف شده است. نویسندهی کتاب
مدیریت بحران (تاجیک) بحران را به مثابه لحظهی تصمیم در شرایط فقدان تصمیم (و یا
عدم شرایط تصمیمگیری) تعریف کرده است که البته این تعریف کمک میکند تا از منظر
مدیریتی (تصمیمسازی) به بحران نگریسته شود و خارج از اختلافها و مناقشههای
مفهومی و گونهشناختی، هر بحران را به عنوان یک عرصهی تصمیمگیری که ترکیبی از
تهدیدها و فرصتها میباشد، مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم.
شاخصهها و ویژگیهای بحران
شناخت شاخصهها و ویژگیهای بحران و یا یک موقعیت بحرانی برای نهادهای تصمیمساز و
تصمیمگیر (مدیریت بحران) یک امر ضروری است و به آنان کمک میکند تا حوادث و
رخدادهای عادی را از بحرانها متمایز کرده و مسیر مدیریت بحران را ترسیم و اقدامهای
لازم جهت پیشگیری و مهار بحران را با استفاده از ابزار و فنون خاص مهار بحران بهکار
گیرند. با توجه به ابعاد محدودیتها در شرایط بحران (زمان اندک تصمیمگیری و
واکنش، غافلگیری و محدودیت دسترسی به اطلاعات) مدیران بحران میبایست در تشخیص
بحران و یک موقعیت بحرانی دچار خطا و اشتباه نشوند و با استفاده از تحلیل بحران و
شناخت مؤلفههای اساسی بحران (ماهیت بحران، سوابق و پیشینه، منابع بحران، گسترهی
بحران و...) مسیر صحیح جهت تحدید و مقابله با بحران را پیریزی نمایند.
میلرو ایسکو خصوصیتهای بحرانها را براساس مطاالعههای روانشناختی و جامعهشناختی
اینگونه بیان میکنند. (تاجیک، 1379: 53)
1- یک وضعیت بحرانی، موقعیتی کوتاهمدت و حاد است اگرچه طول مدت آن همواره
نامشخص است.
2- بحران بهوجود آورندهی رفتاری است که بیشتر آسیبشناسانه است؛ مانند
احساس بیکفایتی و یا بهدنبال مقصر واهی گشتن.
3- بحران اهداف طرفهای درگیر آن را با تهدید مواجه میسازد.
4- بحران امری نسبی است؛ یعنی آنچه که برای یک حزب یا یک مشخص بحران به
حساب میآید ممکن است از دید طرف بحران نباشد.
5- بحران موجب تنش (فیزیکی و اضطراب) در پیکره (ارگانیسم) میشود.
مک کارتی شاخصههای یک «موقعیت بحرانی» را عبارت میداند از: (تاجیک، 1389: 53)
1- به خطرافتادن اهداف اولویتدار واحد تصمیمگیری.
2- زمان موجود برای پاسخدهی پیش از انتقال تصمیم را، محدود کرده و اعضای
واحد تصمیم را به تعجب و حیرت وامیدارد.
3- منابع فوقالعاده را میطلبد؛ (یعنی برای مهار و برخورد با بحران باید
منابع فوقالعادهای پیشبینی، سازماندهی و بهکار گرفته شوند).
4- نیازمند تصمیمگیری تحت شرایط وخیم و در زمان محدود با اتکای به اطلاعات
ناقص هستند.
5- ماهیت و آثاری طولانی و استهلاکی دارند.
چگونگی شکلگیری بحرانها
بحرانها مانند هر پدیدهی اجتماعی یک دورهی حیات دارند و در چارچوب قواعد رشد و
تکامل پدیدهها، مراحل مختلف تکوینی را سپری و پس از رسیدن به نقطهی اوج، مراحل
افول و پایانی خود را طی میکنند و ممکن است قبل از محو کامل، دچار تغییر و تبدیل
شوند. به طور کلی بحرانها در زمان حیات خود سه مرحله را پشت سر میگذارند:
1. مرحلهی تکوین
در مرحلهی تکوین، بحران ظهور عینی و مشخص ندارد. در این دوره بسترهای اولیه بحران
به صورت پنهانی در حال شکلگیری است و در حقیقت بحران مراحل جنینی خود را سپری میکند.
تشخیص نشانههای و علائم ظهور بحران در این مرحله بسیار دشوار و از دیدهها پنهان
است. برای مثال، درخصوص بحران ناشی از زلزله، مرحلهی تکوینی شامل تغییر و تحول و
فعل و انفعالهایی میشود که در لایههای زیرین زمین صورت میگیرد که غیر قابل
مشاهده و درک است؛ همچنین در ارتباط با بحران مشروعیت در یک نظام سیاسی، مرحلهی
تکوین، وجود زمینههای ضعف و ناکارآمدی در ساختار نظام اداری (به شکل دیوانسالاری
غیر منطقی) است که پس از مدتی، ظهور و بروز آن در قالب مشکل و معضل پدیدار میشود.
2. مرحلهی ظهور
بحرانها در مرحلهی ظهور (که مقطع رشد و بالندگی است)، مراحل تکامل و رشد خود را
که نشانهها و علائم آن قابل مشاهده و درک میباشند، سپری میکنند. شروع مرحلهی
ظهور بحران به صورت بروز و به وجود آمدن یک «موضوع» است. اگر موضوع به خوبی مورد
توجه و مطالعهی کارشناسانه قرار نگیرد و اقدامهای اولیه و مؤثر جهت رسیدگی به
این موضوع به عمل نیاید، این موضوع به یک مسئله و سپس به یک مشکل تبدیل میشود و
آثار و ابعاد این مشکل بخشی از ظرفیتهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده و ممکن
است واکنشهای اجتماعی و سیاسی را به دنبال داشته باشد. برای مثال، عدم توجه و
رسیدگی به مشکلات ساختاری و عملکردی نظام اداری که در اشکال عدم پاسخگویی مطلوب
به نیازها و درخواستهای مردم (ناکارآمدی نظام اداری) تجلی پیدا میکند، منجر به
بروز و گسترش نارضایتی و دامن زدن به آن میشود که ادامه این وضعیت به بروز یک
معضل اجتماعی و اداری منجر گردیده و نارضایتی مردمی از عملکرد نظام اداری عمومیت
پیدا کرده و زمینههای اعتراض اجتماعی را شکل داده و به تدریج مقدمههای بحران مشروعیت
را به وجود میآورد. بحران مشروعیت که حاصل ناکارآمدی نظام سیاسی در رسیدگی و پاسخگویی
به نیازها و مشکلات مردم است، زمینهساز عدم تمکین اجتماعی و عدم پذیرش سیاستها و
خطمشیهای نظام سیاسی از جانب مردم میشود و درنتیجهی شکاف بین حاکمیت و مردم،
«بحران مشروعیت» وارد مرحلهی حاد خود شده و ممکن است تغییرات اجتماعی را به دنبال
داشته باشد.
3. مرحلهی اقدام
با علنی و آشکار شدن نشانههای بحران در سطح جامعه و گسترش ظرفیتهای بحران، باید
وارد عمل شده و با استفاده از سازمان و شبکهی اجرایی و عملیاتی مدیریت بحران،
اقدامهای لازم را جهت تحدید و مهار بحران به کار گرفته و با عوامل و منابع بحرانساز
و تشدیدکنندهی بحران برخورد و به تدریج بر موقعیت بحرانی تسلط پیدا کرده و ضمن
جلوگیری از گسترش بحران، زمینههای بازگشت به وضعیت اولیه و شرایط عادی قبل از
بحران را فراهم نمایند. گفتنی است، محیط بحران هم تهدیدها و هم فرصتهایی را در
کانون خود نهفته دارد و میزان و کیفیت استفاده از فرصتها در جهت کاهش ظرفیت
تهدیدها بستگی به اشراف اطلاعاتی و مهارتهای عملیاتی مدیران بحران دارد و چنانچه
از ظرفیتها و توانمندیهای لازم جهت بهکارگیری ابزار و تکنیکهای مهار بحران
(نظیر تکنیکهای پیشگیری، جریانسازی و ...) به خوبی استفاده شود، میتوانند بر
موقعیت بحران تسلط پیدا کرده و ابعاد بحران را مهار و ضمن برطرف کردن آثار کوتاهمدت
بحران، مسیر بازگشت وضعیت بحرانی به شرایط اولیه را ترسیم و پیگیری نمایند.
مدیریت بحران
بحرانها اتفاقهایی هستند که به سرعت حادث میشوند و به لحاظ ماهیت «اشاعه
یافتن»، در مدت زمان کوتاهی گسترش پیدا کرده و حوزههای مختلف (سیاسی، اجتماعی،
تصمیمگیری و ...) را تحت تأثیر قرار میدهند به گونهای که اگر مهار نشوند بخشهای
مختلف یک نظام سیاسی را تحت تأثیر قرار داده و فعالیتهای جاری و روزمره آن را
مختل و وضعیت بحرانی را بر کارکرد آنها حاکم خواهند کرد. با توجه به اینکه بروز
چنین وضعیتی با هزینهها و پیامدهای منفی اجتماعی و سیاسی همراه است و آثار زیانبار
ادامه وضعیت بحرانی به صلاحیت و مشروعیت نظام سیاسی لطمههای جبرانناپذیری را
وارد خواهد کرد، بنابراین تدبیر بحران و برنامهریزی در جهت مهار بحران، از جمله
وظایف اساسی و اولویتدار یک واحد تصمیمگیری در قالب «مدیریت بحران» خواهد بود.
مدیریت بحران فرآیند منطقی مواجهه با بحران به گونهای که: (1) منجر به مهار بحران
و برگرداندن وضعیت بحران به شرایط عادی گردد؛ (2) ارزشها و منافع اساسی که در
نتیجهی بحران مورد تهدید واقع شدهاند، حفظ و تأمین گردند.
در برخی متون، مدیریت بحران به نوعی تدبیر راهبردی اطلاق شده است که در فرآیند آن
محیطهای داخلی و خارجی یک بحران مورد تحلیل واقع شده، شناخت لازم کسب و مسیر
راهبردی پایهگذاری و راهبردهایی خلق میشوند که نخبگان را برای رسیدن به اهداف
تعیین شده و تدبیر شایسته و بایسته یاری رساند. (تاجیک، 1379: 83)
مدیریت بحران مجموعهی اقدامهای برنامهریزی شده در قبل، حین و بعد از بحران است
که با هدف پیشگیری و یا مهار و کنترل بحران و از بین بردن آثار آن و برگشت به
شرایط قبل از بحران صورت میگیرد.
در ادبیات سیاسی، مدیریت بحران به دو معنی متفاوت مورد بحث قرار گرفته است. یکی بر
رفتار شرکتکنندگان در بحران و شناسایی سازوکارهایی که دولتها برای رویارویی با
فشار بهکار میگیرند اشاره دارد و دیگری مربوط به رفتار میانجیگران، به ویژه قدرتهای
بزرگ و سازمانهای بینالمللی برای جلوگیری از بالا رفتن بحران و یا کاهش شتاب
بحران در میان دولتهای درگیر است. (تاجیک، 1379: 83)
روند شکلگیری مدیریت بحران
مدیریت بحران، چارچوبی برای فرماندهی، کنترل، هماهنگسازی و واکنش به یک بحران میباشد.
در چگونگی شکلگیری مدیریت بحران دو رویکرد کلی وجود دارد: 1- یک رویکرد مبتنی بر
پیشگیری از وقوع بحران میباشد و معتقد است که تشکیل مدیریت بحران یک ضرورت اولیه
است زیرا وقوع بحران امری محتمل است و به منظور پیشگیری از وقوع آن و مقابله با
عوامل بحرانساز و کنترل ابعاد و دامنهی بحران میبایست سازمان مدیریت بحران
تشکیل و مستقر شود. 2- رویکرد دیگر مبتنی بر استقرار مدیریت بحران پس از بروز
حوادث منجر به بحران است. براساس این چارچوب وقتی حادثهای اتفاق میافتد بخشها و
سرویسهای امنیتی که وظیفهی رصدکردن حوادث را برعهده دارند، با استفاده از
فیلترها و معیارهای تشخیصی میبایست مشخص کنند که این حادثه یک رخداد و مسئله عادی
است یا توانایی و ظرفیت تبدیل شدن به یک بحران را دارد. چنانچه تشخیص بر این باشد
که این حادثه یک رویداد عادی و یا به اصطلاح یک اتفاق معمولی است میبایست براساس
روال و قواعد برخورد یا همچون حوادث عادی با آن برخورد شود و ظرفیتها و منابع
مورد نیاز برای رفع آن مشکل و دامنهی پیامدهای آن به کار گرفته شوند. اما چنانچه
تشخیص و تحلیل سرویسهای امنیتی حکم کند که این حادثه قابلیت تبدیل شدن به یک
بحران را دارد، مدیران بحران با استفاده از همهی توان و ظرفیت علمی و تجربی خود و
با بهرهگیری از کارشناسان مدیریت بحران میبایست به تحلیل دقیق ماهیت و حدود حادثه
بپردازند و به این جمعبندی برسند که آیا میبایست با استفاده از سازوکارهای حل
مسائل و رویدادهای عادی و غیربحرانی با این حادثه برخورد کرد یا براساس بهکارگیری
چارچوب مدیریت بحران وارد عمل شده و با این حادثه برخورد کنند؟ اگر تحلیل و جمعبندی
مدیران بر بهکارگیری چارچوب مدیریت بحران باشد در آن صورت تیمهای طلایی و نقرهای
که نقش محوری در مدیریت بحران را بر عهده دارند شکل گرفته و فعال میشوند.
تیم طلایی که وظیفهی کنترل کلی و راهبردی بحران را برعهده دارد، با استفاده از
مدلهای تحلیل کلی محیط بحران، تصمیمهای لازم جهت مقابله و تحدید بحران را اتخاذ
و به تیم نقرهای ابلاغ و آنها را در اجرایی کردن این تصمیمها و خطمشیها کمک و
پشتیبانی مینمایند. تیم طلایی کانون و محور تصمیمگیری جهت مقابله با بحران میباشد.
تیم نقرهای وظیفه پیاده کردن و اجرای تصمیمها، سیاستها و خطمشیهای تیم طلایی
در مقابله و مهار بحران را بر عهده دارد و در حقیقت حلقهی واسط و هماهنگی بین تیم
طلایی و عوامل اجرایی و تیمهای عملیاتی در صحنه بحران هستند.
اصول مدیریت بحران
مدیریت بحران در راستای اهداف خود میبایست از اصول و چارچوبهایی استفاده کند که
دستیابی به اهداف اصلی (از بین بردن شرایط بحرانی و برگشت به وضعیت عادی و اولیه)،
با کمترین هزینه، میسر و امکانپذیر گردد.
مک کارتی اصول زیر را مرتبط بر مدیریت بحران میداند: (مک کارتی، 1381: 61)
1- اصل محدودیت هدف
به منظور پرهیز از تشدید و اوجگیری بیحاصل بحران (که خسارات غیرقابل جبرانی برای
طرفین برای دستیابی به نتیجهی مطلوب از موقعیت بحران، طرفین درگیر در بحران باید
اهداف خود را محدود نمایند. اتخاذ اهداف نامحدود و اصرار و پافشاری در تحقق این
هدفها در شرایط بحران منجر به گسترش دامنهی بحران و توسعه و فعال شدن اهداف
حاشیهای در محیط بحران میشود که ضمن افزایش مقاومت و سرسختی در طرف مقابل، امکان
دستیابی به توافق و مهار بحران در کوتاهمدت را بسیار دشوار میسازد.
2- اصل نیاز به اطلاعات
استفاده از اطلاعات به منظور افزایش ظرفیت و توانمندی مدیران و کارگزاران بحران در
درک پیچیدگی و حساسیتهای موقعیت بحرانی و اتخاذ تصمیمهای نافذ و اثربخش، یک
ضرورت و اصل انکارناپذیر است. هدف اصلی در مدیریت بحران، مهار خسارتها و حفظ و
تأمین منافع و پاسداری از آنها میباشد که تحقق آن مستلزم شناخت نیتهای طرف بحران
و کسب اطلاع از ظرفیتها و توانمندیهای او در جهت به چالش کشیدن منافع طرف دیگر
است که این توانمندی از طریق اصل برخورداری از اطلاعات امکانپذیر است.
3- مهار ابزار در نیل به هدف
به منظور جلوگیری از افزایش تنشهای حاصل از بحران، طرفین درگیر باید از ابزار زور
و فشار تنها در حد ضرورت و به طور محدود استفاده کنند؛ به عبارت دیگر، در بهرهگیری
از قوهی قهریه، محدودیتها و خطوط قرمزی را برای خود قائل شوند زیرا اصرار بیش از
حد در بهکارگیری اهرمهای فشار، طرف مقابل را وادار به مقاومت و واکنش بیشتری
کرده و این روند، شعلههای بحران را برافروختهتر و دامنهی آن را گسترده و غیر
قابل کنترل مینماید.
4- برنامهریزی شرایط اضطراری و توانمندیها
این اصل بر ایجاد قدرت و توانمندی مدیریت بحران در برنامهریزی برای شرایط اضطراری
تأکید دارد. رمز واقعی مدیریت بحران، توانمندسازی مدیران بحران در ایجاد انعطاف ئ
ظرفیت لازم در بخشهای مختلف اداری جهت انتقال آسان، مطمئن و کمهزینه از شرایط
عادی به وضعیت بحرانی است و به این منظور میبایست موانع و مشکلات رایج در نظام
دیوانسالاری برداشته شود تا این آمادگی به حد قابل قبولی ارتقاء پیدا کند. در
حقیقت باید این قابلیت و توانمندی در نظامهای اجرایی و بخشهای مقابله با بحران
بهوجود آید که در کوتاهترین زمان ممکن خود را با شرایط محیط بحران سازگار کرده و
به وظایف و اقدامهای مربوط به مهار بحران بپردازند.
5- اصل ارتباط
این اصل بر اهمیت ارتباط در مدیریت بحران تأکید دارد. سبک و سیاق مدیریت بحران و
رابطهی تولیدکننده- مصرفکننده نقش مهمی در تعیین شیوهی دستیابی به ارتباط ایفا
میکند. بنابر اندیشهی سنتی، دو رهیافت اساسی در قبال مدیریت بحران وجود دارد:
(مک کارتی، 1381: 69)
الف) رهیافت تک مرکز: در این رهیافت قدرت در دست افراد معدودی متمرکز میشود که
تیم «مدیریت بحران» نامیده میشوند. در این رهیافت برای تضمین پاسخی یکپارچه و
منسجم و بهرهگیری مؤثر از منابع، تمرکز قدرت الزامی میشود.
ب) رهیافت چند مرکز: این رهیافت تعامل میان فعالان رقیب و مخالف را در نظامهای
دیوانسالاری دولتی به رسمیت میشناسد و رقابت را وسیلهای برای اعمال نظارت سالم
و تعدیل تمرکز بالقوه قدرت تصمیمگیری ترویج میدهد. این رهیافت، زمینهی افزایش
رقابت برای جامعهی اطلاعاتی را فراهم میآورد و از طرفی در صورت بروز دیدگاههای
متناقض، دستیابی به اجماعنظر را دشوار میسازد.
6- اصل مشروعیت
این اصل بر مشروعیت استفاده از ابزار و روشهای مقابله با بحران تأکید دارد.
براساس این اصل، مقامهای مسئول نسبت به واکنش در مقابل تمامی وضعیتهای بحرانی،
باید برای کسب حمایت و ایجاد درکی مناسب از عملکرد خود و پاسخگویی دربرابر مردم و
جامعه جهانی، بیشترین تلاش خود را به عمل آورند. شرط موفقیت در مواجهه و برخورد با
بحران، کسب حمایتهای مردمی از اقدامهای مدیریت بحران میباشد که در صورت مشروع
بودن ابزار و روشهای برخورد با بحران حاصل میشود. استفاده و زیادهروی در بهرهگیری
از ابزار نامشروع در برخورد با موقعیتهای بحرانی موجب زیر سؤال رفتن عملکرد
مدیران بحران و عدم حمایت مردمی و افزایش مخالفتها در داخل و همچنین از سوی جامعهی
جهانی خواهد شد.
مراحل مدیریت بحران
مراحل مدیریت بحران شامل طیف گستردهای از اقدامهای عادی (گفتگو و چانهزنی) تا
اقدامهای خشن نظامی میشود. صرفنظر از اتخاذ هر یک از راهبردهای یاد شده، تیم
مدیران بحران ناگزیر به بهرهگیری از یک سلسله کنشهای منطقی به منظور سازماندهی
راهبرد مناسب جهت مهار بحران میباشد. این مراحل عبارتند از:
1- شناخت و تعریف مسئله
در این مرحله تدبیر بحران نیازمند یافتن پاسخی مناسب (در پرتو اطلاعات در دسترس)
برای سؤالات پنجگانهی زیر میباشد: (تاجیک، 1379: 90)
الف) تعریف ماهیت و تفسیر حدود مسئله؟
ب) آیا بحران منابع خاصی دارد؟ ریشهی تاریخی بحران چیست؟
پ) علل ایجاد بحران چیست؟
ت) ویژگیها و شاخصههای بحران کدامند؟
ث) عاملین و کارگزاران بحران کدامند؟
پاسخ به سؤالهای بالا گام اساسی و تعیینکننده جهت تعیین راهبردهای تحدید و مهار
بحران میباشد که مدیران بحران میبایست بر اساس اطلاعات موجود، نسبت به شناخت جامع
و تعریفی روشن از بحران اقدام نمایند.
2- درک آسیبپذیری و تهدید
به اعتقاد باری بوزان، در صورتی که فرد به درک معقولی از ماهیت تهدیدها و آسیبپذیریهای
مربوطه دست پیدا کند، میتواند موضوع امنیت ملی را به درستی به عنوان یک مسئلهی
سیاسی بشناسد. تفکیک حوزهی آسیبپذیری (که معطوف به شرایط و حوزهی داخلی است) از
حوزهی تهدیدها (که مرتبط با حوزهی خارجی است) یک ضرورت و تصمیم عقلایی است؛ زیرا
زمینهها و سازوکارهای برخورد با این دو مقوله متفاوت و مبتنی بر رویکردهای خاص
خود میباشد. آسیبپذیری به موقعیت و شرایطی اطلاق میگردد که یک هویت فردی یا
جمعی را مستعد خسارت، تخریب و یا شکست نماید. (تاجیک، 1379: 91)
تهدید به معنای تواناییها، نیتها و اقدامهای بالقوه و بالفعل دشمنان برای
ممانعت از دستیابی موفقیتآمیز خودی به علایق و مقاصد امنیت ملی میباشد. (تاجیک،
1379: 93) بنابراین شناخت و درک جایگاه و ویژگیها و کارکردهای این دو حوزه، نقش
مؤثری در اتخاذ راهبردها و فنون مناسب جهت جلوگیری از ارتباط و اتصال این دو حوزه
و تشدید شرایط بحران و فشار بر مدیران بحران دارد.
3- تحلیل خطرپذیری (ریسک)
طبیعت یک بحران همواره غیرقابل پیشبینی و غیرقابل کنترل کامل میباشد؛ بنابراین
هر اقدامی به منظور تحدید و کنترل بحران تؤام با خطرپذیری خواهد بود. خطرپذیری
واقعیتی انکارناپذیر است وم مدیران بحران میبایست در برآوردهای خود آن را مدنظر
داشته و مجموعه اقدامهای خود را با درصدی از خطرپذیری به مرحلهی عمل درآورند. در
فرآیند یک بحران تقبل خطر حالتی رقابتآمیز دارد از یکسو عناصر بحرانزا برای
تحقق سناریو و اهداف خود و منفعل کردن مدیران بحران، پذیرای میزانی از خطر هستند و
از دیگر سو مدیران بحران برای مهار بحران به انواع خطر تن درمیدهند. بدیهی است
اگر هر دو طرف رفتار بیمنطقی را پیشه سازند، بحران سیر تصاعدی پیدا خواهد کرد
بنابراین در پذیرش خطر هم باید جوانب احتیاط را در نظر گرفت.
4- تدوین گزینههای راهبردی ممکن در مهار بحران
در این مرحله گزینههای راهبردی مؤثر در کنترل بحران تدوین و مورد ارزیابی کلی
قرار میگیرد. مدیران بحران با تحلیل بحران و بررسی ظرفیتها و عوامل قدرت بحران،
راهبردهای ممکن و قابل اجرا به منظور تحدید و مهار بحران را تدوین و در دستور کار
ارزیابی و گزینش راهبردهای برتر قرار میدهند. در تدوین راهبردهای مهار بحران، دوو
جهت کلی مدنظر قرار میگیرد. یکی راهبرد مستقیم است که قدرت در آن عامل اصلی و
ضروری برشمرده میشود و دیگری راهبرد غیرمستقیم است که در آن قدرت در حاشیه قرار
میگیرد و بیشتر روی عملیات روانی و سایر طرحهای مبتنی بر قدرت نرم تأکید میگردد.
5- سنجش و احصاء بازخوردهای مثبت و منفی هر راهبرد
احصاء تقریبی بازخوردهای مثبت و منفی یک گزینهی راهبردی از ضروریترین و حساسترین
مراحل تدبیر بحران میباشد. مدیران بحران میبایست قبل از بهکارگیری هر رهبرد به
دقت نتایج حاصل از اجرای آن را بررسی و تحلیل نمایند. برای این منظور موارد زیر
باید درنظر گرفته شود: (تاجیک، 1379: 102)
الف) چه نوع حرکتی استعداد تبدیل شدن به یک بحران بزرگ را دارد؟
ب) امکان و چگونگی مهار امواج حاصل از حرکتهای محتمل از سوی کانونهای مختلف
مقاومت و بحرانزا.
پ) بحران مورد بحث چه تهدیدها و فرصتهایی را در اختیار نیروهای خودی و غیر خودی
قرار میدهد؟
ت) آسیبپذیریها و تعارضهای درونی و بیرونی جامعه که ممکن است بر تداوم، تشدید و
گسترش بحران تأثیر بگذارند، کدامند و چگونه باید مهار شوند؟
ث) بحران کدامین لایهی اجتماعی را دربرگرفته و کدامین مؤلفه قدرت را به چالش میکشد؟
ج) بیشتر جمعیت خاموش و ناشناخته مردم تا چه حد استعداد و انگیزهی تبدیل شدن به
لایهای از بحران را دارند؟
6- تقلیل گزینههای مختلف به یک گزینه و انتخاب راهبرد برتر
در این مرحله راهبردهایی که از بازخوردهای مثبت بیشتر و بازخوردهای منفی کمتری
برخوردارند، انتخاب میشوند.
7- پاسخ به بحران
پس از انتخاب راهبرد برتر، میبایست به ابعاد بحران پاسخ و واکنش مناسب داده شود.
مدیران و عوامل درگیر در بحران ضمن بهرهگیری از همهی قدرت و ظرفیتهای خود جهت
مهار بحران میبایست تلاش کنند با خویشتنداری و پرهیز از تحریک طرف مقابل بر
اوضاع بحرانی مسلط شده و به طور مدبرانه و با کمترین هزینه و خسارت، وضعیت بحرانی
را به سمت عادی و بازگشت به شرایط اولیه سوق دهند.
نتیجهگیری
بحران وضعیت ناخوشایندی است که همهی نظامهای سیاسی و حکومتی و جوامع به نوعی آن
را تجربه کرده و ناگزیر میبایست با کارکردها و پیامدهای آن دست و پنجه نرم کنند.
امروزه بحران جزء جدانشدنی زندگی همهی نظامها و جوامع به ویژه جوامع در حال
توسعه میباشد و همهی دولتها به ضرورت در مسیر اجرای سیاستها و برنامههای خود،
خواسته یا ناخواسته با بحرانهای مختلفی مواجه میشوند که هر کدام میتواند بخشی
از ظرفیتها، منابع و سرمایههای اجتماعی را از چرخهی فعالیتهای مولد خارج ساخته
و مشکلات و موانعی را در دستیابی به هدفهای توسعه به وجود آورد. هنر و شایستگی
نظامهای سیاسی در مواجهه و کنترل کمهزینهی بحرانهاست؛ بهگونهای که این روند،
مقاومسازی حوزههای اجرایی و عملیاتی مقابله با بحران را افزایش داده و ظرفیت
عمومی و آستانهی تحمل جامعه در مواجهه با بحرانها و مدیریت بر آنها را ارتقاء
بخشد.
مدیریت بحران مستلزم طراحی و کارآمدسازی ساختارهای ستادی و عملیاتی مقابله با بحران،
ارتقای مهارتهای اطلاعاتی و عملیاتی مقابله با بحران، استفاده از ابزار و تکنیکهای
نوین و اثربخش پیشگیری و مقابله با بحران و مهمتر از همه بهرهگیری از ظرفیتهای
مردمی و سرمایههای اجتماعی در مواجهه و کنترل بحران میباشد. برای دستیابی به این
قابلیت و توانمندیها میبایست:
1- سازمان مدیریت بحرانهای طبیعی و مدیریت بحرانهای امنیتی و سیاسی تشکیل و
مأموریت و وظایف این سازمانها تدوین و رسمیت نهادی پیدا کنند.
2- مدیران مورد نیاز سطوح عالی و عملیاتی سازمان مدیریت بحران گزینش و تحت تربیت و
آموزشهای ویژه و مداوم قرار گرفته و تمرینهای متنوع مقابله با بحران براساس
سناریوهای واقعی به مرحله اجرا درآید تا مهارت و قدرت عمل آنان در پیشگیری و مهار
بحران ارتقاءیابد.
3- سامانهی اطلاعات راهبردی و تاکتیکی مدیریت بحران راهاندازی، تجهیز و شبکهسازی
شود و راهبردهای امنیت شبکهی اطلاعاتی (سخت و نرمافزاری) تدوین و ابزار فنی
امنیتساز شبکه تهیه و به کار گرفته شوند.
4- ابزار و تجهیزات نوین و کارآمد پیشگیری و مقابله با بحران تهیه و در اختیار
مدیران، تیمهای عملیاتی و بخشهای مختلف مقابله با بحران قرار گیرد. آموزش و
مهارت ترکیب و بهکارگیری این تجهیزات در صحنهی عمل و پشتیبانی از اقدامها و
تکنیکهای مهار بحران، به توسعهی ظرفیتهای عملیاتی مقابله با بحران کمک مؤثری
خواهد کرد.
5- امکانات و تجهیزات شبیهسازی صحنهی بحران بهمنظور تمرین و بالابردن آمادگی و
قدرت عمل مدیران و عناصر عملیاتی مقابله با بحران تهیه و در اختیار حوزههای مختلف
مدیریت بحران قرار گیرد.
6- برنامهریزی عملیاتی به منظور بالابردن قابلیت و ظرفیت چرخش و انتقال بخشهای
اداری و اجرایی از وضعیت و فضای کار عادی به شرایط و موقعیت بحرانی.
7- تدین راهبردهای بهرهگیری از ظرفیتها و کارکردهای رسانهای در مسیر تحقق اهداف
مدیریت بحران.
8- برنامهریزی راهبردی استفاده از ظرفیتهای مردمی جهت پیشگیری و مقابله با
بحران.
درآمدی بر مدیریت بحران و نقش بسیج در آن
در گستره تغییر و تحولات جدید حادث در جهان امروز؛ یکی از پر اهمیتترین دانشواژههای شناخته شده، مفهوم "بحران" است. اندیشمندان سیاسی در هنگام یادآوری از مهمترین مفاهیم مورد نظر در ادبیات سیاسی در حوزه ادبیات کلاسیک سیاست، از دو دانشواژة " جنگ " و " انقلاب " به عنوان مهمترین مفاهیم یاد میکنند؛ اما، امروزه باید اذعان داشت که "بحران Crisis " توانسته است تخت نشین ادبیات سیاسی باشد.
![]()
تاج اهمیت بر سر نهد؛ و به واسطه "هویت قطبی گونة" خود
"نشانه"های متفاوت و تبعات گوناگونی را از خود بروز دهد.
جامعهشناسی سیاسی در مقام معرفت ناظر بر کشف، تبیین و تدوین محیط اجتماعی سیاست؛
و در ذیل آن مباحث مربوط به دگرگونیهای اجتماعی و بحرانهای داخلی در کشورها از
سابقة چندانی برخوردار نیست. از همین روی، حوزه به نسبت فراخ و پراهمیتی از موضوعات
مربوط به ثبات و بی ثباتی سیاسی، بحران و بینظمی وانگارههای پژوهشی مختلف وجود
دارد که در عمل بکرو دستنخورده باقی مانده است؛ مقالة حاضر با عنایت به این
کمبود تلاش دارد که با ورود به بحث "بحرانهای داخلی در ایران" گامی هر
چند کوچک در این راه برداشته و مدخلی را بر این دشت وسیع بازگشاید.
بحرانها سر بر بالین " فرصت " میگذارند و در بستر " تهدید "
نمودار می شوند. از همین رو، به طور هم زمان در خود فرصتها و خطرات را یک جا
جمع میآورند. با عنایت به این ویژگی است که مقالة حاضر تلاش خواهد داشت که با هویتشناسی
مفهوم بحران، ارتباط آن با مفاهیم همجوار آن چون "امنیت"؛ کالبدشناسی
بحران و گونه شناسی بحران، بحرانهای داخلی در ایران را مورد عنایت قرار داده و در
گستره منطقی حوصلة بحث حاضر، نقش " بسیج" در مدیریت این بحرانها را
روشن کند.
1ـ هویت شناسی بحران :
مفهوم " بحران " منشوری است چند وجهی که به دنبال تعریف علمی می گردد.
برای دقت نظر در این مفهوم ضرورت دارد که " اتمسفر گفتمانی مفهوم بحران"
و " بستر گفتمانی" این مفهوم را به عنوان مدخل ضروری ورود به بحث مد
نظر قرار دهیم.
1/1 ـ اتمسفر گفتمانی مفهوم بحران :
اگر به بحران، به مثابه یک متن یا text بنگریم. این متن بر "
بومی" نقش میپذیرد که از فضایی خاص و رنگی ویژه برخوردار است. در این نگاه،
بوم نقش پذیر بحران را اتمسفر یا " فضای گفتمانی بحران" مینامیم.
نخستین بازتاب بوم نقش پذیر بحران ، نوعی " اضطراب و نگرانی ناشی از برهم
خوردن وضع مألوف" است. ممکن است، این وضع مألوف؛ ناظر بر ثبات یا دگرگونی
معطوف به وضعیت مطلوبتر باشد؛ اما آنچه که در این دیدگاه اهمیت پیدا میکند وجود
نگرانی و اضطراب در برهم خوردن " وضع مألوف" است. در این حالت تصمیمسازان
و تصمیمگیران به نوعی ذهنیت یا احساس برهم خوردن وضع طبیعی مورد قبول خود را
تجربه میکنند.
بنابراین، اولین شاخصه " فضای گفتمانی بحران" ذهنی بودن آن است. در
همین فضای ذهنی " بحران " اولین یا زیرینترین لایههای هویتی بحران شکل
میپذیرد. " ذهنیت عدم تعادل"، در این لایههای هویتی، از قابلیت
انقباض و انبساط بالایی برخوردار است. به بیان سادهتر در هنگامة بحران به جهت
شاخصههای ناظر بر گونهگونگی بحران؛ این احساس قبض و بسط پیدا میکند؛ و این
خاصیت قبض و بسط در گسترة وضعیتهای متفاوت حاکم بر جوامع گوناگون و در مقاطع مختلف
تاریخی آنها، مضاعف میگردد. اتمسفرگفتمانی بحران، شکست عادت مألوف، برهم
خوردن نظم موجود، اضطراب، نگرانی، تنش و … را بر میتاباند:
جهان امروز به واسطة سرعت بی حد و شگفتانگیز تحولات گوناگون متوجه حوزههای مختلف
زندگی بشری در اتمسفر گفتمانی بحران هویت میپذیرد. هر لحظه اسب سرکش و لجام
گسیخته تحولات متعدد، وضع مألوف را تغییر میدهند؛ و اضطراب و نگرانی بشر را
افزایش میبخشند. در چنین فضایی، بحرانها پایان پذیر نیستند؛ تا آنجا که
پذیرش نهادی شده این وضعیت در نزد مدیران بحران؛ اولین بنیان " مدیریت بحران"
است.
در معرفت شناسی دنیای امروز، این تلاش که دنیا را بدون بحران بتوان تحمل کرد یا
حداقل قبول کرد، مردود شناخته شده است. یکی از جنجالیترین نظریههای موجود در
آغاز هزارهی سوم میلادی، نظریهایی است که در دهه اخیر از آن با نام "نظریه
آشوب" یاد شده است.
" آشوب"، با آشکار کردن ارتباط میان سادگی و پیچیدگی و همچنین ارتباط
میان منظم بودن و تصادفی بودن، میان تجربة هر روز ما و قوانین طبیعت پیوند برقرار
میکند. " آشوب"، جهانی را مینمایاند که در عین تعین پذیر "deterministic " بودن و پیروی از قوانین اساسی فیزیک، ممکن است بینظم،
پیچیده و غیر قابل پیشبینی هم باشد.
فضای گفتمانی بحران، به واقع ناظر بر وضعیتی است که در آن، این وضعیت "
طبیعی" تلقی نمیشود. به واسطه عدم ادراک این وضع، ذهن چنین عینیتی را بر
نمیتابد و به جای کنترل آن، مقهور میشود. نقطه اصلی " بحران" را
باید در همین "مقهور" و " منفعل" شدن بازیافت؛ در حالی که
اگر این معنا، حاصل نشود، " وضع حاصل" بستر مناسبی خواهد بود که در
آن عناصر "بحرانزدا " خواهند توانست از آن به عنوان یک " فرصت
" سود جویند و"تهدید واقع " را به " فرصت حاصل" تبدیل
کنند.
بر اساس چنین نگرشی بعد دیگری از ابعاد اتمسفر گفتمانی بحران، رخ نشان میدهد.
این وجه ناظر بر ترکیب " تهدید و فرصت " در بوم نقش پذیر بحران است. در
این دیدگاه بحران حالتی ذهنی روانی را باز میتاباند که در آن اضطراب و نگرانی
ناشی از تنوع وجوه متفاوت " تهدید" و " فرصت" وجود دارد.
2/1 ـ بستر گفتمانی بحران :
فضای گفتمانی بحران از هویتی دو چهره برخوردار بود؛ یک چهره اضطراب، نگرانی و
دیگری چهرة " تهدید و فرصت". در این معنا بحران از شکل هویتی
"تهدید و فرصت" در محتوای شکلی " اضطراب و نگرانی" بهرهمند
است.
این فضای گفتمانی در بستری متجلی میشود که ناظر بر " تغییر و دگرگونی"
است؛ این بستر را " بستر گفتمانی بحران" مینامیم. اساساً "بحران"
در بستر دگرگونی" است که یکی از وجوه آن در شکل " توسعه و رشد"،
یعنی دگرگونی برنامهریزی شده برای حصول به اهداف تعریف شده است؛ و وجه دیگر آن
در شکل " بحران" بروز پیدا میکند.
گی روشه معتقد است: جامعه تاریخ است. خود را دگرگون میکند و پیوسته در حال
دگرگون ساختن خود، اعضایش، محیطش و سایر جوامعی است که با آنها در ارتباط است.
جامعه بدن وقفه نیروهای برون یا درونی که ماهیت، جهت و سرنوشت آن را تغییر میدهد،
ایجاد کرده و پذیرای آنها شده و یا آنها را تحمل میکند. تمام جوامع، چه به صورت
ناگهانی و چه به گونه ای ناآرام یا نامحسوس، هر روز تغییراتی را که کم و بیش با
گذشتهاش هماهنگی داشته و طرح و مسیر کم و بیش مشخصی را تعقیب میکنند، به خود میبیند
و بنا براین جامعه تنها کنش اجتماعی گروهی از اشخاص نبوده و در حد شکلی از سازمان
اجتماعی نیز نمیتوان آن را کوچک نمود. جامعه را از سوی دیگر نیز میتوان حرکت
یا تغییر یک اجتماع از ورای زمان محسوس کرد.
از این رو، در ارائه تعریف رسا از بحران، شفاف سازی "بستر گفتمانی بحران"
یعنی "تغییر اجتماعی" ضرورت پیدا می کند؛ و لازمه این شفاف سازی
بررسی مفاهیم " تحول" و " تغییر" اجتماعی است. مرز میان
تحول و تغییر اجتماعی بسیار کدر است. در ترسیم نقش رنگها، هنگام ورود از رنگی به
رنگ دیگر، به گونهای رنگآمیزی صورت میپذیرد که محل اتصال از رنگی به رنگ دیگر،
تغییر آنچنان آرام صورت میپذیرد که بیننده هیچ گونه تلاطم یا آشوب ذهنی در نگاه
به رنگ احساس نمیکند و حتی گاهی تغییر رنگ در این آرامش ذهنی حاصل از آرامی
دگرگونی رنگها گم میشود.
تحول نیز از همین جنس است. تحول یا "Evoluation " ناظر بر دگرگونی اساسی ولی اندک اندک در چیزی است که به
سبب اندک بودن، چندان محسوس نباشد. دگرگونی به نسبت عمیق ولی آرام، با تغییراتی
ژرف اما با نمود ظاهری اندک و حرکت بطئی؛ تحول نام میگیرد. از این رو تحول
گرایی Evolutionism در عبارت زیر تعریف شده است:
1ـ روش فکری که در همه امور به سیر تکاملی اعتقاد دارد.
2ـ آیینی که معتقد است توسعه تاریخی جوامع بر اساس یک قانون عام صورت میگیرد، به
نحوی که میتوان مراحل تحولی جوامع را از کهنترین آنها تا جوامع جدید، طبقهبندی
کرد.
3ـ اعتقاد به حرکت تدریجی جوامع در یک جهت خاص.
تحول اجتماعی همان "Metabolia
" متابولیای افلاطونی است؛ و به طور معمول در برگیرندة مجموعهای از
تغییراتی است که در طول یک دوره طولانی، طی یک و یا شاید چند نسل در یک جامعه رخ
میدهد. بنابراین تحول اجتماعی بر اساس این تعریف؛ مجموعه فرایندهایی است که در
طی یک مدت زمان کوتاه نمیتوان آن را ملاحظه کرد. تحول اجتماعی را میتوانیم به
مثابه منظرة واحدی بدانیم متشکل از تودهای از جزییات که پازل گونه به هم متصل و
از ارتفاع زیاد زمانی قابل رویت هستند. رودررویی با تحول اجتماعی و فقدان درک
مناسب از آن در فرایندهای طولانی، مؤجد دگرگونی فاجعه آمیز Catastrophic
change می شود. دگرگونیهای فاجعه
آمیز تغییراتی است که به صورت سریع و ناگهانی رخ می دهد و سپس موجب عدم ثبات، بی
قانونی و بیسازمانی و برهم خوردن توازن در جامعه میشود.
در ادبیات سیاسی مفاهیم دگرگونی اجتماعی و " تغییر اجتماعی" بدین گونه
تغییر اجتماعی Social change
بر عکس تحول اجتماعی Social Evolution
عبارت است از پدیده های قابل رویت و قابل بررسی درمدت زمانی کوتاه به صورتی که هر
شخص معمولی نیز در طول زندگی خود یا در طول دوره کوتاهی از زندگیش می تواند یک
تغییررا شخصاً تعقیب کند، نتیجه قطعیاش را ببیند و یا نتیجه موقتی آنرا دریابد.
تغییر اجتماعی، از این دیدگاه، فرآیند پیچیدهای است که تأثیر و تأثر عوامل
گوناگون مانند:
-اختراع
-تراوشهای ناشی از فرهنگها
-اشاعه ویژگیهای فرهنگی از جوامع دیگر
-افزایش یا کاهش جمعیت
-تکنولوژی
-شخصیتهای بزرگ
-جنبشهای اجتماعی
-آموزش و پرورش
و بی سازمانی اجتماعی
ـ را که در هر یک از موارد معین دگرگونی اجتماعی نقش دارند ـ ، شامل میشود .
مواردی همچون :
-عادت
-ترس از گسسته شدن رشته تداوم
-سنت گرایی
-صاحبان منابع و مقاومت ایدئولوژیک
نیز از عوامل ایستادگی در برابر تغییرات اجتماعی است . علاوه بر این ، تغییر
اجتماعی در محدودة یک محیط جغرافیایی و اجتماعی معین صورت میپذیرد و در این مورد
تفاوتش با تحول اجتماعی در این است که آنرا میتوان در چارچوب یک محدوده جغرافیایی
ویا کادر اجتماعی ـ فرهنگی به مراتب محدودتری مورد مطالعه قرار داد.
گفتمان بحران :
اضطراب و نگرانی تغییر اجتماعی
فضای گفتمانی تهدید بستر گفتمانی بحران
بحرانی
فرصت تحول اجتماعی
بحران به مثابه امری طبیعی
بدین گونه، با عطف توجه به فضا و بستر گفتمانی بحران و بذل توجه به سرعت تغییر و
تحولات کنونی حادث در لایههای مختلف زندگی جمعی، باید به بحران به مثابه یک امر
طبیعی نگریست؛ و " مدیریت بحران" را ضرورت اجتناب ناپذیر جوامع امروزی
تلقی کرد.
آنچه در اینجا از اهمیت زیادی برخوردار میشود؛ نوع نگاهی است که نسبت به گفتمان
بحران در " گفتمان بحران" وجود دارد. در بررسی اندیشههای جامعهشناسانه
دو نوع نگاه به دگرگونی در مرحله نخست قابل تفکیک است:
1ـنگاه منفی ذهنیتهای بازدارنده دگرگونی بازدارندگی کندسازی
2ـ نگاه مثبت ذهنیتهای سهولت بخش دگرگون تسهیل کنندگی سریع سازی
تی . اس . الیوت معتقد است: جهان هنوز هم ممکن است با " نالة خفیفی"
به پایان برسد و نه با یک انفجار؛ نگاه منفی و ذهنیت بازدارنده در برابر دگرگونی
مبین این نکته است که تا فرا رسیدن این پایان، دنیا بی وقفه به درون آیندهای
تیره فرو میرود، دنیایی متشنج از ستیزهها که از درد بیعدالتیها به خود میپیچد
و در جستجوی نومیدانه برای دست یافتن به زندگی پرمعنای انسانی است.
نه تنها، بخش قابل توجهی از کارگزاران نظم و امنیت جامعه، بلکه بخش قابل توجهی
از اندیشههای محافظه کارانه در جامعه شناسی دگرگونی، حتی تحول اجتماعی را نوعی
انحراف از هنجار به شمار میآورند. در این معنا، حالت بهنجار امور در جامعه،
حالت ثبات است و فرض میشود که نهادها، ارزشها، یا الگوهای فرهنگی با گذشت زمان
پایدار میمانند. این نگرش، بازتابش محافظه کاری ناب است؛ دیدگاهی که به قول
" آلفرد نورث وایتهد" جلوی جوهرة هستی میایستد.
با این وصف، نکته اساسی این است که نگاه منفی به دگرگونی، خود عامل اصلی شدت
دگرگونی و به تبع آن تبدیل آن به بحران است. گفتمان بحران ناظر بر این معنا است
که در بسیاری از جوامع بحرانزی، دگرگونی امری غیر طبیعی قلمداد می شود. آسیبزا
پنداشته میشود؛ و همین رو در رویی غیر منطقی با تغییرات اجتماعی و تحولات طبیعی
منشا و آبشخور بسیاری از بحرانهای حاصل در این جوامع است.
تاکید بر این دیدگاه زمانی مفید خواهد بود که دگرگونی را امری طبیعی بدانیم، آن
را ـ حداقل به طور مطلق ـ آسیبزا نپنداریم. تنوع الگوهای درونی و امکانات موجود
در برابر هر جامعه را بپذیریم و بدانیم که تاکید بر هر یک از دو عامل دگرگونی یا
ثبات عواقب عملی و نظری مهمی را در برخواهد داشت.
تعریف بحران :
ارائه تعریف مشخص و قابل اجماع از " بحران " غیر ممکن است. از اوایل قرن
بیست میلادی از منظرههای گوناگون تحقیقاتی، مطالعات بسیاری در ارتباط با بحران
انجام پذیرفته است؛ اما چنین تلاشهایی نه تنها موجب پیشنهاد تعریفی شفاف از این
مفهوم نشده، بلکه دلالتهای آن را بس پیچیدهتر کرده است.(1)
جاناتان روبرتز، Jonathan Roberts
معتقد است: "براستی، تعریف بحران امر سادهای نیست. زیرا این مفهوم از یک
خلا معنایی، تکنیکی، عملیاتی و مورد اجماع به سبب ماهیت همه جا حاضری Ubiquitous ـ بهرهوری فراگیرـ آن رنج میبرد. "پیل ویلیامز"
نیز تاکید دارد که: "به ندرت از واژة دیگری، همچون واژة بحران، درخواست
شده است که معانی بسیاری را حمل و اهداف بسیاری را پوشش دهد." (2)
از همین روست که اندیشمندانی چون " کاپرمن" Kapperman ، " ویل کاکس" Will Cox و" اسمیت" Smith
معتقدند: آنچه که نزد یک فرد و یا گروه، بحران تعریف می شود، ممکن است در نزد
دیگری بحران تعریف نشود. اگرچه، به طور کلی بحرانها به لحاظ اضطرار و دل مشغولی
نسبت به اینکه مشکل در فقدان اقدام وخیمتر نشود، از شرایط عادی متمایز میشوند.
بنابراین مشکل اساسی در این واقعیت نهفته است که موقعیت و سطح هر ناظر و تحلیل
کنندهای، تأثیری ژرف بر درک و تعریف بحران دارد.
این بدان معنا نیست که ما به دنبال تعریفی با هویت مشخص از بحران برنیاییم؛ بلکه
براین نکته باید عنایت کنیم که نمیتوان در عرصه "بحران شناسی" و
"مدیریت بحران" به سان دیگر مسایل و مباحث حوزة سیاسی ـ امنیتی، به
فرا- روایت، فرا ـ گفتمان و فرا تئوری اندیشید. بیتردید، امور واقعی Fact که پیرامون یک بحران تجمع کردهاند، مانند هر دادة تجربی دیگری،
اساساً ملفوف و پیچیده در نظریهها Theory Laid
هستند. لکن میبایست در این راستا از محصور و محدود شدن در نظریههای تک محور،
یا تک نظریهای اندیشیدن در اطراف بحران، دوری گزینیم.
برخی از دانش پژوهان بحران را به همان معانی فشار، اضطراب، فاجعه، بلا، خشونت
یا خشونت احتمالی به کار بردهاند. برخی دیگر با استفاده از ادبیات پزشکی، این
عبارت را به "سکته" یا " انفاکتوس" تشبیه کردهاند و آن
را به عنوان "یک نقطه عطف" میان یک تحول مساعد و نا مساعد در وضعیت یک
ارگانیسم خواندهاند. بازتاب چنین نگرشهایی را در تعاریف ارائه شده در"فرهنگ
علوم سیاسی" باز مییابیم. در ذیل مفهوم C risis میخوانیم:
1ـ وضعیت ناپایدار و متزلزلی که در چارچوب آن، تغییر قطعی بهتریا بدتردر شرف
وقوع است.
2ـ هر نوع بی ثباتی که به تغییراتی اساسی منجر میشود.
3ـ شرایط ، اوضاع یا دوران خطرناک و فاقد اطمینان.
4ـ هر گاه پدیدهای به طور منظم جریان نیابد، حالتی از نابسامانی ایجاد شود، یا
نظمی مختل شود و یا حالتی غیر طبیعی پدید آید، بحران مطرح میشود.
5ـ بوجود آمدن شرایط غیر معمول یا غیر متعارف در جریان یک سیستم یا نظام. لحظة
حساس در بحران، لحظهای است که بحران به اوج خود میرسد و سرنوشت ساز است.
در ادبیات فلسفی، این اعتقاد وجود دارد که هر چه مفهوم فقیرتر باشد، مصادیق آن
بیشتر است؛ از همین رو، به دلیل فراگیری مفهوم "بحران" بر مصادیق
گوناگون و متنوع، باید آن را مفهومی فقیر دانست. دال بحران، به مدلول خاص و
ثابتی رجوع نمیدهد؛ به بیان دیگر هیچ رابطة ذاتی، ماهوی و پایداری بین دال و
مدلول بحران وجود ندارد، بلکه هر نوع ارتباطی میان این دو ارتباطی قرار دادی است.
از همین روست که مفهوم بحران، اصطلاحی "عامیانه" است که به دنبال
تعریفی "عالمانه" میگردد؛ و مصداق یا مصداقهای خود را در بستر
گفتمانهای گوناگون باز میجوید. این سیال بودن و گوناگونی مصادیق آن زمانی شدید
میشود که فراموش نکنیم، مجموعههای گفتمانی، خود نیز به طور مستمر مشمول و
موضوع عدم ثبات و ضرورت شکلی و ماهوی هستند.
با این تفصیل "بحران" از نظر جنس " مفهومی فقیر" است؛ ولی
باید توجه داشت که از نظر " نوع" یا فصل " مفهومی است ذهنی و
اجمالی، از این جهت اجمالی است که از مجموع صفاتی بهره مند است که در ذهن فرد
معین یا بیشتر افراد جامعه وجود دارد ولفظ معینی دال بر آنهاست؛ و از این رو
" اجمالی" است که این دانشواژه به مجموع صفات مشترک بین وقایع و
رویدادهای مختلف اشاره دارد و آن صفات خطرناک است.
مفهوم بحران از جهتی دیگر تناقض است، چرا که از یک سو، از صفتی مشترک بهرهمند
است و از سوی دیگر به واسطه فقیر بودن یعنی فراوانی مدلولها و مصداقها "برجسته"
نیز هست، و تنها به مجموع صفات مشترک بین افراد یک صنف اطلاق نمیشود، بلکه به
صفات مخصوص قسم معینی از این صنف نیز، به نحو متناوب اطلاق میشود. مانند اینکه
میگوییم: بحران اقتصادی، بحران سیاسی، بحران اجتماعی، بحران داخلی، بحران
منطقهای و … پس میتوانیم بگوییم بحران مفهومی فقیر، ذهنی، اجمالی و برجسته است که
از عناصرElements
و گشتاورهای Moments خاصی بهرهمند است؛ و در
گفتمانهای متعدد که خود حاصل مفصلبندی articulate هویتهای زبانی متمایز و سیال هستند، پرتابشگر معانی و دقایق خاصی
است.
از این رو باید " کانون" و "دقایق" و عناصر مفصل بندی شده
این مفهوم "فقیر" ، "ذهنی" "اجمالی" ، برجسته
را در سایة واسازی یا شالوده شکنی deconstruction
این مفهوم و بازسازی Roconstruction
مجدد آن در گفتمانهای رایج و گفتمان برتربازیافت.
تاکنون تعاریف متعددی برای عبارت مدیریت ارائه شده است. برخی از مهمترین تعاریفی که در این زمینه ارایه شده است به قرار زیر است:
مدیریت از دید کارکردی شامل وظایفی همچون برنامه ریزی، تصمیم گیری، سازماندهی، نوآوری، هماهنگی، ارتباطات، رهبری، انگیزش و کنترل می گردد. این نوع تعاریف از مدیریت اگر چه با کمی و کاستی یا فزونی هایی در واژه های بیان کننده ی وظایف روبرو است، اما به نظر روان تر از تعاریفی است که می کوشند مدیریت را محصور به یک ویژگی خاص نمایند و یا ارزش فلسفی خاصی به مفهوم بیفزایند. با اینحال تعاریف متعدد از مدیریت با توجه به کارکرد های آن از سوی محققانی چون فایول و یا گیولیک دارای تفاوت هایی است که به سادگی نمی توان از آنها گذر کرد. آنچه واضح است علم مدیریت هنوز نتوانسته است تعریف خود را مدیریت کند.[۲]
تعریف ذیل، مفاهیم کلیدی مدیریت را در بر دارد:
تمامی مسائل مدیریتی مطرح از ابتدای تاریخ بشر تا سال ۱۹۱۰ در این قسمت طبقهبندی میشود. مسائلی نظیر سیستمهای اداری و مدیریتی سومریها، مصریها، ایرانیان باستان و مواردی نظیر ساخت اهرام ثلاثه مصر و ساخت دیوار چین در این حوزه طبقهبندی میشود.
شخصیتهای زیر از تأثیرگذارترین افراد دورهٔ قبل از کلاسیک [درستی] هستند:
این تئوریها از سال ۱۹۱۰ شروع شدند و به ۳ دستهٔ کلی تقسیم میشوند:
محوریت بحث نظریههای مدیریت کلاسیک دستیابی به حداکثر کارایی در سازمان میباشد. کلاسیکها به سازمان رسمی توجه داشتند و وجود سازمان غیر رسمی را مضر میدانستند. دیدگاههای کلاسیک شامل یک نگرش صرفاً مکانیکی به سازمان و افراد بوده است. کلاسیکها انسان را همردیف با سایر عناصر تولید میدانستند و برای آن هویت مستقل قائل نبودند.
در سال ۱۹۲۰، در حالی که غرب رکود اقتصادی را تجربه میکرد، برخی از دانشمندان علوم اجتماعی به رهبری التون مایو مطالعاتی را دربارهٔ چگونگی واکنش کارکنان به میزان تولید در صورت تغییر شرایط کاری، طراحی شغل و محرکهای مدیری آغاز کردند. بخش اعظم این مطالعات در یکی از واحدهای شرکت وسترن الکتریک در شهر هاثورن صورت گرفت که بعدها به مطالعات هاثورن مشهور شد[۴]. نئوکلاسیکها بر جنبههای انسانی مدیریت تأکید میکردند. طرفداران این روش معتقد بودند که مدیریت باید توجه خود را بر افراد متمرکز کند؛ به بیان دیگر متغیرهای اجتماعی را مؤثرتر از متغیرهای فیزیکی میدانستند[۴]. عمده فعالیتهایی که در این دوره انجام شد به دو دستهٔ زیر تقسیم میشود:
نگرش سیستمی، که تقریباً از دههٔ ۱۹۶۰ در مدیریت مرسوم شد. طرفداران این نظریه معتقدند نگرش سیستمی بهترین طریق برای وحدت بخشیدن به مفاهیم و نظریههای مدیریت و دستیابی به نظریهای جامع است[۶].
در مطالعات مدیریت امروز بسیاری از نظریهها از ترکیب تئوریهای کلاسیکها و نئوکلاسیکها شکل گرفته است. پیروان جدید جنبش مدیریت علمی بر تصمیمگیریهای علمی، به کارگیری رایانه و ابزارهای تصمیمگیری تأکید دارند. گروه نظریهپردازان امروزی روابط انسانی، از بهبود و بازسازی سازمان صحبت میکنند و جای اصولگرایان را کسانی گرفتهاند که معتقدند قبل از آنکه بتوان به اصولی پایبند شد لازم است مدیران زیادی را به طور عملی مورد مطالعه قرار داد[۷]. نظریات این دوره را میتوان به دستههای زیر تقسیم کرد:
پیتر دراکر، وظیفه مدیران را بازاریابی و نوآوری میداند.[۹] در عین حال، متون جدیدتر عمده وظایف مدیران را برنامهریزی، سازماندهی، رهبری، استخدام و کنترل میدانند.[۱۰] برخی از منابع، استخدام را از فهرست فوق حذف کردهاند[۱۱] و برخی نیز هماهنگی را جایگزین آن نمودهاند.
نوشتار اصلی: برنامهریزی
برنامهریزی یا طرحریزی یعنی اندیشیدن از پیش. متخصصین از زوایای متعدد برای برنامهریزی تعاریف متعددی ارائه کردهاند که برخی از آنها از این قرار است:
نوشتار اصلی: سازماندهی
سازماندهی فرآیندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد و گروههای کاری و هماهنگی میان آنان، به منظور کسب اهداف صورت میگیرد.[۱۲]
نوشتار اصلی: رهبری سازمان
رهبری یا هدایت یعنی تلاش مدیر برای ایجاد انگیزه و رغبت در زیردستان جهت دست یافتن به اهداف سازمان.[۱۳]
کنترل، تلاش منظمی است در جهت رسیدن به اهداف استاندارد، طراحی سیستم بازخورد اطلاعات، مقایسهٔ اجزای واقعی با استانداردهای از پیش تعیین شده و سرانجام تعیین انحرافات احتمالی و سنجش ارزش آنها بر روند اجرایی که در بر گیرندهٔ حداکثر کارایی است.[۱۴]
مدیریت در سازمانهای بزرگ معمولاً از سه سطح برخوردار است[۱۵]: